د
درسگفتارها
پرسش
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۱
دارای متن همگام
میوهها و خلاقیتِ بهشتی
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۲۸:۰۳
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۳ سرفصل
## کلوا هنیئا بما کنتم تعملون
۲:۱۳
## قفلِ عمل بر بشارت
۸:۲۳
## قدرِ قرآن
۱۶:۵۷
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
در مکتب
وحی مجموع
مباحث تفسیر قرآن کریم
برنامهای از گروه علوم
و معارف قرآنی.
بسم الله الرحمن الرحيم.
سلام عرض میکنیم خدمت شما شنوندگان محترم رادیو قرآن و امیدواریم که در پناه قرآن
موفق و معید باشید.
همراهان ارجمند بار دیگر توفیق یافتیم تا یکی دیگر از مباحث
تفسیری حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی را در برنامهای در مکتب وحی تقدیمتان کنیم.
همانطور که مستحضرید مدتی است که ایشان
سوره مبارکه مرسلات را تفسیر میکنند.
در برنامه قبل استاد شجاعی در بخش دوم تفسیر آیه چهل و یکم از این سوره مبارکه اشاره داشتند
به چشمهای متعددی که متقین در بهشت از آن
سیراب میشوند. البته
چشم اصلی توحید خداوند است و چشمهای دیگر از آن
منشعب میشوند. اما در این برنامه استاد شجاعی در آخرین جلسه
تفسیر سوره مبارکه مرسلات،
آیات چهل و دوم تا پنجاهم از این سوره مبارکه را تفسیر
و به برخی دیگر از احوالات متقیان اشاره میکنند
و توضیح میدهند که آنها در بهشت
هر آنچه اراده کنند برایشان مهیاست
که این یکی از خصوصیات مهم بهشت است و البته بالاترین نعمت برای آنها.
در آیات پایانی سوره مبارکه مرسلات
خداوند متعال مجدداً به مجرمان خطاب میکند و میفرماید
از آنچه در دنیا از آن لذت بردی در اینجا به شما چیزی نمیرسد
و دیری نمیپاید که به سزای اعمال خود میرسید.
در حالی که همه دلایل برای پذیرفتن حقایق روشن است
اما مجرمان از آن سر باز میزنند
و خداوند متعال میفرماید
بعد از قرآن با همه روشنش به چه چیز میخواهید ایمان آورید؟
بشنوید بخش پایانی تفسیر سوره مبارکه مرسلات را که شامل آیات چهل و دوم تا پنجاهم
از این سوره مبارکه است.
اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
میوههایی از آنچه که یشتهون
یعنی عرض کنم که دلشان میخواهند.
خب این میوهها هم که گفتم دیگه از اون جن از اون
قویون انهار به جریان میافتد از انهار.
از انهار جنات فراخ میافتد.
باغات میوه ها. اون یعنی درختان.
از درختانم چی به دست میاد؟
طواغیت طواغیت میوههایی از آنچه که
دلشان میخواهد. اما دقت کنید در اینجا
مم یشتهون گفت. این مم یشتهون یه اشارهای دارد.
اشارهاش این است که میوهها در آنجا برای اهل جنت است اما مم یشتهون.
نه اینکه بگن همه میوه است. میوههای بهشتی اینطور نیست که بگن که همین است.
این مم یشتهون نکته دارد.
نکتهاش رو میخوام معنی کنم. نمیخواهد بگوید میوههایی است که از آنها استفاده میکنند.
میوههایی است اما از چی؟ مم
یشتهون یعنی اراده و مشیت و
دل اینکه دلش بخواهد
نقش اساسی دارد که این میوه به وجود بیاید.
دقت کنید هرچی دلش خواست هر میوه به هر شکلی همان میشود.
نه اینکه میوههایی است آماده میگن از اینا بخور.
میوههایی است آماده. اما هرچی دلش میخواهد هم هست.
دقت فرمایید. این نکته بسیار بالاست
و این نعمت بسیار بزرگی است برای جنتیان.
در اون جلسه توضیح میدادیم که همین دو سال گذشته
که خدا میفرماید در خصوص جنتیان میفرماید ՝لهم ما یشاءون فیها
برای بهشتیان آنچه که
میخواهند هست. یعنی هرچه خواستند خلق میکنند، هرچی خواستند ایجاد میکنند، با خواستشان خلق میکنند خودشان.
بعد میفرماید ՝علینا مزید. این یک خصوصیت بالایی است برای بهشتی و من معتقدم از همه نعمتها هم بالا است به این که
بهشتی هر کسی در حد خودش خلاقیت دارد.
حالا برای انسان داده میشود که مبدأ همه نعمتهاست، نهایت هم ندارد
و این که خدا به بهشتی اراده میدهد که هرچی اراده کرد
آن میشود. اون روزها همینجا که میگفتم اینجا چقدر فکر کنم رفته نارنجیه کلاغ.
اون روز هم فکر کنم رفته این
تنگنا منزلهای محقر تهران.
گفتم که الان در این منزلهای محقر، در این هوای آلوده اگر بهشتی بودی
خب دیگه جانتون به حساب
لب آمده. اگر به بهشت راه بیاورید میتوانستند برای خودتان یه آسمان و زمین وسیع
خلق بکنید برای تنها خودتان آنجا باشید خلق.
دل هم خواست یه آسمان و زمینی با چه مناظری
خلق میکنند. چون خلاقیت خدا در بهشتی در بهشت جلوه گر میشود به حساب
رتبه بالای وجودی جنتی.
اون اسم خلاق جلوه گر میشود در embaixoش
گفتم دیگه از این منزلهای تنگ، تنگنا دیگه خلاصیم.
تهران نیست اونجا. هرچه خواستی این
زمین مفصل یعنی یک کره زمین بهشتی در بهشت جلوه گر میشود به حساب
رتبه بالای وجودی جنتی.
اون اسم خلاق جلوه گر میشود در embaixoش.
گفتم دیگه از این منزلهای تنگ، تنگنا دیگه خلاصیم.
تهران نیست اونجا. هرچه خواستی این
زمین مفصل یعنی یک کره زمین برای خود تو خلق میکنه.
یک آسمانها برای خود تو خلق میکنه.
کردی، کردی. اونجا ما یشاء God فرمود.
اینجا فرمود طواکم ما یشتهون.
میوه انسان دلش میخواهد دیگه.
لذا یشتهون گفته. ولی باز نکته اصلی این است یعنی هرچه خواست از میوهها آن میشود.
فکر کنید در طواکم ما.
کلوا واشربوا هنیئا بما کنتم تعملون.
بخورید. خب اینها در این نعمتها، در این زلال، در این اون، در این طواکی که قرار میگیرند گفته میشود، خطاب میآید.
این خطاب از همه جای بهشت میآید.
این هم یادتون باشد. من به بهشت نرفته،
بهشت را به شما طوری توصیف میکنم که مثل اینکه رفتم، آمدم.
کلوا واشربوا هنیئا بما کنتم تعملون.
از همه جا که به اصطلاح
این خطاب میآید. اما از همه جا در این حالت خدا چون خدا در همه جا هست.
اما از در و دیوارش از همه جا این نغمه و این آواز و این صدا میآید که
یعنی این هم یک نوع نعمت است برای خودتون.
گوارا باد بر شما. خلاصه بهشتی را از همه جا نوازش میکند.
جهنمی را هم از همه جا عذاب میکند.
عجیبه. جهنم همه انواع عذاب را دارد.
بهشت هم همه انواع نعمت.
اصلاً فوق تصور ماست. این، این یک نکته عجیب است که باید گفت.
این یک به اصطلاح تشویق است، یک آرامش دادن است، یک قدردانی مانند است،
یک به اصطلاح اطمینان خاطر دادن است، خود یک نعمت است و این ندا از همه جا میبارد.
کلوا واشربوا هنیئا.
بخورید حالا اینجا بیاشامید گوارا باد
و این نداها گوارا هم میکند.
بما کنتم تعملون به لحاظ اونچه که عمل میکردید، چون عمل کرده رسیدید.
حالا بما کنتم تعملون باز گوشه داد که درویش منحرف نباشید.
مسجد خیالباف نباشید.
توجه کنید مؤمن خیالباز نباشید دیگه که
خدا کریم است، خدا میدهد.
نه، نه. بما تعملون.
بما کنتم تعملون.
کلوا واشربوا هنیئا.
اما به چی؟ بما کنتم تعملون.
نه بما کنتم لا تعملون.
به خیال بافی میکردید. نه بما کنتم تعملون.
انا کذا لنفس المحسنین.
ما این چنین نیکوکاران را کذا میدهیم.
این چنین. یعنی این کلام را خود
بهشت ما توصیف کرده. ويل يومئذ للمكذبين.
وای در آن روز به حال تکذیبکنندگان.
کلوا وتمتعوا قليلا انكم مجرمون.
عرض کنم که خب
اینجا که تا اینجا از
بعضی از نعمتها به خصوصیات صاحبان تقوا را که بیان فرمود.
بعد باز روی سخن میرود به سوی
مکذبین. چون گفتم اصل
مطلب در این سوره با مکذبین است و تحذیر و انذار اونهاست.
در وسط اشارهای به
برای متقیان و حالات متقیان در بهشت فرمود.
باز رفت سخن به سوی همونی که سخن با آنها بود که
مکذبین قیامت
چه عقیدتا و عملا چه تنها عملا
و مجرمین. رفت سخن به سوی آنها.
میفرماید که این عجیبه.
این خوب دقت بکنید.
کلوا وتمتعوا قليلا.
خطاب میکنه به مکذبین
و به مجرمین. بخورید.
بخورید یعنی بخورید یعنی هرچی دلتون میخواهد از اینکه چش کنید.
وتمتعوا. تمتعوا یعنی لذت ببر.
تمتعون لذت بردن. لذت ببر قليلا کم.
هرچی باشد کم است دیگه. آخر دارد.
تمام میشود کم است در برابر اون ابدیت
و در برابر اون نعمتهایی که
نه کمش تمام میرسه و نهایت دارد، نه کیفش، نه مدت دارد الی آخر.
خب این کم است. صد سال هم انسان متمتع باشد بالاخره کم است.
هرچی هم متمتع باشد. قليلا قليلا است در برابر ابدیت.
حتی کلمه قليل گفتنش هم
یک مقدار به اصطلاح عنایت خاصی باید باشد.
کلوا وتمتعوا قليلا.
به اونها خطاب میکنه. خطاب مخصوصی است که
برای خودش در جا خودش معنی دارد.
بخورید، لذت ببرید قليلا کمی انكم مجرمون.
به دردتون نخواهد خورده، خورده و این لذت بردن، لذت بردن
هفتاد، هشتاد، صد ساله.
برای اینکه شما مجرم هستید
سیرتون و نهایت حرکتتون به چیست؟
به عذاب است. این خوردنها شما را
و این صد سال لذت بردنها به فریادتان نخواهد رسید.
این چند لذت بردن را داشته باشید ولی به فریادتان که نخواهد رسید چون مجرم هستید
و مشی در پیش گرفتهاید که حتما شما را به آتش و
عقوبت ابدی میاندازد. ويل يومئذ للمكذبين.
وای در آن روز به حال مکذبين.
هی این را تکرار میکرد. این
دهمین بار است که در اینجا
تکرار، نه این نهمی است.
دهمی هم بعد از این تکرار شد این جمله ويل يومئذ للمكذبين.
دقت کرد اینجا روی سخن را آورد به سوی مکذبين
و اینجور خطاب کرد. مثل اینکه دیگه اینها راه آمدنی نیستند.
خدا دیگه نظرش از اینها در اینجا برگرداند که
بخورید، بیاشامید، لذت قليل ببرید انكم مجرمون.
شما مجرم هستید که دادتون نخواهد رسید این
خوردن و آشامیدنها و آنجا که باید بروید خواهید رفت.
چون اینجور گفت در واقع
سخن را برد به سوی اونها.
ولی اون طور خطاب کرد
چون دیگه اونها از لیاقت خطاب چه شدند؟
ها اگر گفتید دیگه ثابت شدن.
دیگه از زیادت کتاب ثابت شد.
خدا ترk کرد یه نکات خاصی از یادتون رفته.
دیگه خدا ترk شد بفرمایید بیایید شاید برید سراغ، دیگه به درتون نمیزنه.
چون اینجوری شد برگشت دیگه در آیه بعدی غایبان از اونها سخن میگوید.
غایبان دیگه خطابو گذاشت طرفشون دیگه ردشون کرد از دیگه صلاحیت خطاب افتادند.
میفرماید و إذا قيل لهم این مجرمین اینها دیگه خطاب خودشو نمیکنند.
به اینها وقتی گفته میشود ارکعوا در برابر ربوبیت خاضع باشید،
مطیع او باشید، لا یدعوا
خاضع نمیشوند. رکوع معنی
به اصطلاح اون اصلی و کلیش هست که
خضوع و خشوع و انقیاد در برابر عظمت ربوبیت.
اینا میگن رکوع. تموم طاعت کلی مقصود در اینجاست.
طاعت از خدا. و إذا قيل لهم ارکعوا وقتی به اینها گفته میشه دیگه غایبان از آنها اسم میبرد.
دیگه صلاحیت خطاب را با اون فلو و تنوع از دست دادند.
و إذا قيل لهم ارکعوا لا یدعوا وقتی به اینها گفته میشود خاضع باشید در برابر ربوبیت
حضور نمیکنند. به عالم طاعت قدم نمیگذارند.
مطیع خدا نمیشوند.
ویومئذ دل مکذبین واگر آن روز دلهای مکذبین.
این دهمین بار از این جمله است تکرار شد.
خب بعد در آخر میفرماید فبأي حديث بعده
يؤمنون. اینها که
با این همه حجج واضح و دلائل روشن که این قرآن به این مکذبین و مجرمین مسئله توحید و معاد را بیان میکند
به راه نمیآیند،
قبول نمیکنند حقایق را.
این همه دلائل روشنی که این قرآن برای آنها ارائه میدهد.
وقتی اینها با این وصف به راه نمیآیند و قبول نمیکنند قیامت و حساب را،
توحید و معاد را، دیگه بعد از این قرآن به چه چیز اینها میتوانند ایمان بیاورند؟
یعنی دیگه چی میشود کرد؟
بگذارید من تقریبا lehning کنم.
چی میشود کرد؟ فبأي حديث.
وقتی قرآن با هر دلیلی، با هر روشی، با هر حجت واضحی میاد اینها
قبول نمیکنند. پس این مکذبین، پس این مکذبین
به أي حديث، به کدام داستان،
به کدام حدیث بعد از حدیث قرآن
يؤمنون. یعنی وقتی به قرآن دیگه ایمان آوردهاند، نیاوردهاند،
قرآن با اون دلائل واضح
نتوانست به اینها حقیقت را بفهماند
و اینها ایمان بیاورند. دیگه اینها
از چه راه دیگری ممکن است به راه بیایند؟
این مفهومش این است که کسی در قرآن تدبر کند،
حقیقت را نفهمد، دیگه
تدبر که میکند میفهمد. پس مفهومش این است که
کسی را قرآن دیگه به راه نیاورد، دیگه او به راه آمدنی
نیست. برای اینکه آنچه از دلائل و گفتنیها اونم به زبان خدا
که بالاترین متکلم و بهترین متکلم است،
خدا، خدای متعال علیم حکیم است.
وقتی این بهترین بینات و دلائل کسی را به راه نیاورد،
فطرش را متوجه حقایق نکرد،
عقلش را بیدار نکرد،
دیگه چه بیانی میتواند چنین کسی را به راه بیاورد؟
به حقیقت متوجه کند.
دیگه اضافه بر این شما همتون انشاالله اهل تحقیق هستید.
مخصوصاً از کسانی که شما زیاد به تحقیق
آگاه هستید میتوانید از این
آیه برداشت بکنید که در
هدایت، در هدایت انسانها
به حقایق وجود، توحید و معاد و هر حقیقتی
هیچ بیانی و هیچ دلایلی به هیچ راهی
کسی بخواهد بالاتر از راه و روش و بیان و بینات قرآن دارد، چی؟
نخواهد بود و همینطور هم هست.
خلاصه که از اول تا حالا کار کردن و عرفا هم همینطور.
مفسرین دیگر از راه و روشهای دیگر
هیچکدام نمیتوانند و نتوانستند با اون راه و روش و دلائل خاص و براهین خاصی قرآن برای
انسانها دارد نتوانستند پیش بیاید و نمیتوانند هم پیش بیاید.
واقعاً قرآن دلائل و بیناتش طور است که
خیلی عجیبیه. اونم در سطوح مختلف
و مراتب مختلف که من فقط سربسته میگم از کسانی که اهل تحقیق هستند خودشان برن مراجعه بکنند.
اصلا دلایلی که قرآن برای اثبات حقایق میگوید
و عقلها را بیدار میکند یک طعم خاصی دارد، نتیجه دیگر میدهد، یک مقدمات خاصی دارد، مؤخرات خاصی دارد،
یک روش خاصی دارد. فبأي حديث بعده يؤمنون.
خلاصه شما اگر بخواهید اثبات هر حقیقتی بکنید،
اگر خواستید بهترین راه و روش را
در پیش بگیرید باید تدبر در راه و روشهای استدلالی قرآن بکنید و از آنها یاد بگیرید
و بالاتر از همه راه و روشهای استدلالی ملاصدرا و هر مفسر دیگری است.
فبأي حديث بعده يؤمنون.
مثلاً در امثالیات است مثلاً
در مقام این حالا نمونه اس به یادتون میاندازیم.
نمونه ببینید این چه برهان بسیار بالایی است
و هیچ پیامبری تا حالا اینجور برهان نیاورده.
اونجا که میگه مثلاً شما میگید که چطور میشود این ذرات خاکی ما دوباره به صورت انسان بیاید؟
میگه نام شما میگم مگه شما ذرات خاکی نبودید به این صورت آمدهاید؟
چقدر دلیل محکم است. خیلی ساده
اما واقعاً دلیل محکم است.
یعنی از لحاظ اون
معیارهای فلسفی بخواهیم به قواعد فلسفی بیندازیم این برهان را، میگیم چه برهانیست؟
بالاترین برهان میشود.
اگر خواست مثلاً به معیارهای فلسفیش نیاندازیم، اصطلاح بازی نکنیم،
صاف و ساده بگیم به
هر کسی که عقلش کار میکند بگی میبینی عقلش واقعاً خوب دریافت میکنه.
دو تا چهار تا. تو میگی خاک که چوب رو برمیداره نم میشود.
او میگه مگر تو خاک نبودی که تو شدی؟
فهمیدین؟ اگر این محال است پس چرا این شده است؟
اگر اونی که در خلقت کار میکند آن را
نمیتواند پس چرا این را توانسته است؟
این دو یکی است. صد درصد.
این دو یکی است. خاک آمده نم شده باز خاک را میاد نم میشود.
و اشباه البرهان و دیگر. از قرآن دست بر ندارید و از روایات صحیحه
و همیشه خودتان را با قرآن و روایات صحیح
به اصطلاح تطبیق بکنید.
خدا پیغمبر فرستاده.
اینها به راه دیگر نروید، جای دیگر نروید،
به مکتب دیگر رو نیاورید.
اونا که به نام قرآن و اینهاست ولی در حقیقت نیست
و خودتون با فکر عوامها هم نروید.
از مؤمنینی که عوام هستند
و تطبیق با قرآن بکنید.
السلام علیکم و رحمه الله
و برکاته. یا
رب العالمین.
یا رب العالمین.
یا رب العالمین. یا رب العالمین. یا رب العالمین.
همراهان ارجمند بخش پایانی تفسیر surه مبارکه مرسلات را با بیان مفسر ارجمند
حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی شنیدید.
اکنون گوش جان میسپاریم
به کلام نورانی وحی و دعوت میکنیم بشنوید
تلاوت آیاتی از surه مبارکه
مرسلات را. اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
انطلقوا الى
ما كنتم
به تكذبون.
انطلقوا الى
ظل ذي ثلاث
شعب. لا
ظليل ولا
يغني من
اللهب.
انها
نار بشري
كالقف. كأنه
جمالة
صف. ويل
يومئذ
للمكذبين.
هذا يوم
لا ينطقون.
ولا يؤذن لهم فيعتذرون.
ويل يومئذ
للمكذبين.
هذا يوم الفصل.
جمعناكم والاولي.
فان كان لكم كيد
فكيدوني.
ويل يومئذ
للمكذبين.
ان المستقين
في ظلال
وعنق «كلوا
واشربوا هنيئاً
بما كنتم تعملون».
«إنا كذلك
نجزي المحسنين».
«ويل يومئذ
للمكذبين».
«كلوا وتمتعوا
قليلاً إنكم
مزلمون».
«ويل يومئذ
للمكذبين».
«وإذا قيل
لهم اركعوا
لا يركعون».
«ويل يومئذ
للمكذبين».
«فبأي حديث
بعده يؤمنون».
صدق الله
العظيم به تحقیق راست گفت
خداوند بزرگ و بلند مرتبه.
به پایان برنامه در مکتب وحی امروز رسیدیم.
ان شاء الله در برنامه بعد
یکی دیگر از مباحث تفسیری حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی را
تقدیمتان میکنیم. به امید همراهی تان
شما را به خداوند سبحان
میسپاریم. خدانگهدار و التماس دعا.
الله، الله، الله، الله،
الله، الله، الله، الله. يا من له
خضعت الوجوه بأسرها
وله جميع
الكائنات
توحد. أنت الإله
الواحد الفرد الذي
كل القلوب به
تقر وتشهد.
يا من له
خضعت الوجوه بأسرها
وله جميع الكائنات توحد
جلسه قبل