ددرس‌گفتارها

[آیه قرآن] در مکتب وحی [آیه قرآن] مجموعه مباحث تفسیر قرآن کریم برنامه‌ای از گروه علوم و معارف قرآن.

[آیه قرآن] بسم الله الرحمن الرحيم.

با عرض سلام به پیشگاه شما همراهان صمیمی رادیو قرآن و علاقه‌مندان به مباحث تفسیری حضرت آیت‌الله استاد محمد شجاعی.

با یکی دیگر از برنامه‌های در مکتب وحی در خدمت شماییم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ كَانَ مِيقَاتًا إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ كَانَ مِيقَاتًا.

يَوْمَ يَنفَخُ فِي الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْوَاجًا.

فَفُتِحَتِ السَّمَاءُ فَكَانَتْ أَبْوَابًا.

وَسُيِّرَتِ الْجِبَالُ فَكَانَتْ سَرَابًا.

إِنَّ جَهَنَّمَ كَانَتْ مِرْصَادًا.

لِّلطَّاغِينَ مَأْوَى.

لَا تُصِيبُهَا أَشْقَابًا.

لَا يَذُوقُونَ فِيهَا بَرْدًا وَلَا شَرَابًا.

إِلَّا حَمِيمًا وَغَسَّاقًا.

جَزَاءً وَفَاقًا.

إِنَّهُمْ كَانُوا لَا يَرْجُونَ حِسَابًا.

وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا كِذَّابًا.

وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ كِتَابًا.

فَجُؤُوا فَلَن نَّزِيدَكُمْ إِلَّا عَذَابًا.

آیات اوائل سوره را که از لحاظ تفسیری ضابطه‌اش را عرض کردیم.

پیش‌مال آیات پیش‌مال تفسیری که یا مطالبی که در آیات دو تا سه گفتیم این بود که سوره از اول با لحن خاصی شروع می‌‌نورد.

در خصوص اون خبر بزرگ که مورد تساؤل یعنی سؤال از همدیگر مورد قرار گرفته است یعنی مسئله قیامت در این خصوص است.

با لحن خاصی اون سؤال را مطرح می‌کنند که از چه چیز از همدیگر سؤال می‌کنند؟

از اون خبر بزرگ که در اون اختلاف دارند و اینطور فرمود که به زودی خواهد انجام شد.

فرمود برای استدلال با نظم و ترتیبیکه و تدبیر خاصی که در این نظام مشهود هست و انسان‌ها می‌توانند اون‌ها را به روشنی بفرمایند و برایشان دلیل باشد بر اینکه معاد و قیامت و حساب و کتابی در پیش است به این صورت پیش آمد: آیا ما زمین را مِهاد قرار ندادیم؟

جبال را اوتاد قرار ندادیم؟

شما را از آن ساکن نکردیم.

نوم شما را سباق قرار ندادیم، لباس قرار ندادیم، شب را نهار را مآش قرار ندادیم.

این‌ها را ترتیباً یعنی به ترتیب اشاره کرد به اون تدبیر منظمی که در نظام مشهود در همه جا هست.

البته نظام مشهود چون برای انسان‌ها مشهود است.

به اون نظم و ترتیبیکه در خلقت به راه افتاده است و به خوبی حکایت‌پذیر می‌کند که این نظم و ترتیب و تدبیر منظم و متصل و واحد حکایت می‌کند که مقصدی در پیش است.

به این مسئله اشاره کرد که شما این تدبیر منظم را فکر نمی‌کنید که حسابی در پیش داشته باشد و این نظم و ترتیب که به راه افتاده است برای یک هدفی است که در مقابل و در پیش است.

البته چنین است اگر فکر کنید.

این إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ كَانَ مِيقَاتًا از این نظم و ترتیب که می‌بینید و از این تدبیر منظمی که به راه افتاده است و مخصوصاً در رابطه با انسان آن چه به راه افتاده با حساب خاص در نظام مشهود، همه این‌ها برای یک وعده گاه معینی است در پیش و برای هدف و مقصدی است در پیش است.

و آن هدف و مقصد عبارت است از يَوْمَ الْفَصْلِ روز فصل.

روزی که جدایی و تمیز و تمایز قیاس خواهد شد بین آنچه که قبل از آن روز زیاد از همدیگر متمایز نبودند.

إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ كَانَ مِيقَاتًا از این تدبیر منظم يَوْمَ الْفَصْلِ میقات است.

یعنی آن وعده‌گاهی که این تدبیر منظم در آنجا به آخر خواهد رسید و به نتیجه خواهد رسید.

آن عبارت است از روز فصل.

إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ حقیقت این است که روز فصل كَانَ مِيقَاتًا میقات است.

آن نهایت نقطه‌ی آخری است که این نظم و ترتیب به آنجا منتهی خواهد شد.

میقات نقطه آخر را می‌گوییم.

یعنی به نقطه آخر گفته می‌شود.

اون نقطه آخری که به اونجا منتهی می‌شود، اون نامش میقات است.

میقات لغتاً به این معنی گفته می‌شود.

اون وقتی که میقات از وقت مشتق است.

وقتی که وقتی که منتظ است و در یک نقطه به یک نتیجه‌ای خواهد رسید، اون نقطه‌ای که این وقت منتظ، این زمان منتظ در آن نقطه به نتیجه‌اش می‌رسد، اون را نامش میگن چی؟

میقات.

«إن يوم الفصل كان ميقاتا».

از این نظم و ترتیب يوم الفصل در نظر گرفته شده است و يوم الفصل میقات است برای این نظم و ترتیبی که در طول زمان به راه افتاده است.

يوم الفصل میقات است.

نهایت این حرکات است.

نهایت این نظم و ترتیب است.

نقطه منتهی اون تدبیر منظم است که در خلقت به راه افتاده است.

اول به صورت استدلال مطرح میکنه و به صورت سؤال.

آیا این نظم و ترتیب منظم، این نظم و ترتیبی که ثابت شده بی‌جا است؟

هدفی در پیش، در پیش نیست؟

یعنی بله هست.

کدام است اون هدف؟

«إن يوم الفصل كان ميقاتا».

روز فصل نقطه آخری‌ست که این حرکت‌ها به اونجا منتهی خواهد شد.

يوم بعد شروع می‌کند روز فصل را توضیح می‌فرماید.

«يوم ينفخ في الصور».

روز فصل کدام روز است؟

آن روزی که نفخ می‌شود در صور، «فتأتون أفواجا».

شما انسان‌ها دسته، دسته می‌آیید به محضر حق و در محضر حق حاضر می‌شوید.

«فخذوا حق سواء فاستقيم».

شروع می‌کند خلاصه با این آیات از خصوصیات اون روز فصل قسمتی را بیان می‌کند.

[سرفه] حالا من در این جلسه در خصوص همین آیه اول این جلسه که «إن يوم الفصل كان ميقاتا» که نقطه آخر این حرکت‌های به راه افتاده است، نقطه آخری‌ست که این نظم و ترتیب به اونجا منتهی خواهد شد و هدف و مقصد است از این نظم و ترتیب به راه افتاده در خصوص يوم الفصل برای شما توضیحاتی عرض می‌کنم.

«إن يوم الفصل كان ميقاتا».

حقیقت این است که روز فصل میقات ما است.

از این نظم و ترتیب نهایت همان روز فصل است.

روز فصل چرا در این خصوص که چرا روز فصل گفته شده است به قیامت؟

به روز قیامت.

اون روزی که این حرکت مختص به راه افتاده در عالم در اون روز به آخر خواهد رسید، به نتیجه خواهد رسید، ثمر خواهد داد، روز فصل است.

روز فصل را شما حساب بکنید در مرحله اول از خود کلمه می‌توانید به اجمال بفهمید که چرا اون روز، روز فصل نامیده شده است.

به اجمال خود شما می‌فهمید روزی‌ست که روز فصل است.

فصل یعنی جداسازی.

توجه کنید فصل معنی مصطری‌اش جداسازی‌ست.

معنی اسمی‌اش جدایی است.

اما معنی مصتری منظور است.

روز جداسازی، روز تمیز دادن، جدا کردن از همدیگر، متمایز ساختن، روشن کردن عقاید مختلف با هم.

دقت می‌کنید؟

چنین روزی است.

این یکی از خصوصیات روز قیامت است که با این خصوصیت اون روز را در اینجا یاد فرموده است و لازم است ما در این باب طبعا تأمل داشته باشیم.

عرض کردم که تنها این آیه نیست.

آیات دیگری در قرآن هست که روز قیامت را با این خصوصیت ذکر کرده است.

روز قیامت روز فصل است، روز جداسازی است.

یعنی چه روز جداسازی؟

حالا من از آیاتی که عرض کنم، خواهم خواند برایتان، اونجا هم نکاتی را استفاده خواهم کرد.

آیاتی در اونجا باز از روز قیامت به عنوان روز فصل یاد شده است.

اجمالا توضیح عرض می‌کنم.

روز فصل است یعنی عالمی است، روزی است پیش می‌آید که این نظم و ترتیب در اونجا خاتمه می‌یابد.

این حرکتی که راه افتاده که می‌بینیم در اونجا به آخر می‌رسد.

میقات است و از اول هم در نظر بوده است.

از اول که خدا متعال خلقت را شروع می‌کند، قبل از شروع خلقت با این ترتیب شروع می‌کند، در نظر داشته است که این نظم و ترتیب به کجا منتهی شود؟

به روز فصل.

روز فصل روز جداسازی است.

جداسازی بین مسائلی که به ظاهر به هم شبیه بودند، بین موضوعاتی که به ظاهر به هم می‌ماندند اما حقیقت‌شون با همدیگر چی می‌کرد؟

فرق می‌کرد.

بین روز جداسازی است بین مسائل و موضوعات و بین آن چیزهایی که با هم زیاد تمایزشان قبلاً معلوم نبود، پشت پرده بود.

پرده‌ها برداشته می‌شود، حقیقت‌ها، تمایزها، جدایی‌ها، تفاوت‌ها با همدیگر چی می‌شود؟

روشن می‌شود.

ببینید الان شما این وضع یعنی خودمون همون انسان‌ها را فعلاً در دایره انسان‌ها ما فکرمون را لازم است به کار ببریم.

همین در، در این دایره تا حدودی بفهمیم همین خوب است.

در حیات دنیوی انسان‌ها بین انسان‌ها و بین فکر انسان‌ها، بین اعمال انسان‌ها، بین اوصاف انسان‌ها اختلاف انسان‌ها بین عقاید انسان‌ها، بین اعمال انسان‌ها زیاد فرق آنچنانی که خوب روشن می‌کند که این فکر چیست؟

آن فکر چیست؟

این عقیده یعنی چه؟

آن عقیده یعنی چه؟

این صفت یعنی چه؟

آن صفت یعنی چه؟

این نیت یعنی چه و آن نیت یعنی چه؟

این عمل یعنی چه؟

آن عمل یعنی چه؟

این روش یعنی چه؟

آن روش یعنی چه؟

در این حیات دنیوی اینها آنچنان که در پشت پرده با هم تمايز دارند، چهره‌های انفرادی‌شون با هم متفاوت است.

در اینجا روشن است یا نیست؟

نیست.

توجه کنید روز پس اینجا نیست.

اینجا روز ابهام است.

روز اجمال است.

روز اشتباه است.

روزی است که می‌شود به غلط افتاد.

اما خدای متعال آن هدایت‌های لازم را کرده است.

بیان فرموده است که انسان‌ها به غلط نروند، اشتباه نکنند.

روز غرور است.

دقت کنید و خیلی در این توضیحی که امروز عرض می‌کنم دقت کنید.

باز توضیحی است که شما به این نحوه که عرض می‌کنم در جایی اگر این روز به غلط نکردید نخواهید یافت.

من باز می‌کنم مسئله را برای شما.

نه اینکه بزرگان ما گفتند اما من باز می‌کنم مسائل را برای تو.

تو به این صورت باز شده شما نخواهید یافت اگر این روز به غلط نکنید.

روز غرور است الان.

این روزی که داریم این یعنی این هستی که در این به اصطلاح حیات عالم که داریم روز چیه؟

روز غرور است.

روز فریب خوردن است اگر کسی بیدار نباشد.

در چه خدا بیدار کرده است و آن حجت لازم را اتمام فرموده است.

اما با این همه با کثر نظر از آن اتمام حجت، اگر کسی اتمام ح-حجت سرش نشود حتی در اینجا فریب بخورد، خورده است.

نیابد خدای متعال این همه انبیا می‌فرستاد و این همه م-مسائل پیش آمد یعنی چه؟

یا نخواست این مسائل را بیابد.

خلاصه روز غرور است.

یعنی معلوم نمی‌شود اشیا از هم دیگر.

روز اجمال و ابهام، روز غرور، روز فریب خوردن است این روزی که الان داریم.

روز تمایز، جداسازی در پیش است.

و مسئله به این صورت است که این فکرها که انسان‌ها با هم دارند، من فکری دارم، شما فکر دیگر دارید.

من عقیده‌ای دارم، شما عقیده دیگر دارید.

من وسیله‌ای دارم، شما وسل دیگر دارید.

عملی دارم، عمل دیگر دارید.

روشی دارم، روش دیگر دارید.

روش‌ها، عمل‌ها، عقیده‌ها، فکرها، نیت‌ها زیاد در اینجا تمایزشان در این روز فریب و غرور، در این روز اشتباه که روز ابهام و اجمال است با همدیگر روشن، ها؟

نیست.

اما در پشت پرده چیه؟

پشت پرده روشن است.

عقید-- شما بین دو تا عقیده مثلاً یکی عقیده داشته باشد بر اینکه خدایی هست، دیگری عقیده داشته باشد بر اینکه خدایی نیست.

این دو تا زیاد با هم در اینجا البته اینجا هم با همدیگر به اندازه‌ای، به اندازه با هم تفاوت دارند.

یکی این است که خدا هست، یکی اینکه خدا که نیست.

دو تا عقیده است.

اما چهره واقعی این دو عقیده که تاثیر می‌کند این دو تا را در نظام وجود در اینجا روشن نیست.

چهره واقعی‌شون در پشت پرده است.

الان هم مثلاً که در قیامت خواهد آمد.

الان هم چهره واقعی مخالفت با وجود خدا و نفی خدا دو تا شد چهره در ورای حجاب دارد.

اما ما از وراء حجاب بی‌خبریم.

وراء حجاب را نمی‌بینیم.

روز پس وقتی که آمد حجاب برطرف می‌شود و فصل جداسازی بین این دو عقیده که دو تا چهره متمایز در نظام وجود در پشت پرده داشتند، فصل جداسازی پیش می‌آید و روشن می‌شود که این سری، این عقیده چه چهره‌ای دارد، آن یکی چه چهره‌ای دارد.

[سرفه] مثلاً شما در یک نفر حساب کنید.

[سرفه] فرضاً شما و ما بس فلان بس را داشته باشیم.

مثلاً دارای حسن خلق باشیم.

یک دفعه کسی نه من دارای حسن خلق نباشم، دارای تنگی خلق باشم.

خلق تنگ، خلق خوب دو تا خلق است.

من ممکن است هر دو را داشته باشم یا گاهی این را داشته باشم، گاهی آن یکی را.

در اینجا فقط این اندازه تفاوت هست یا روشن است که این حسن، این حسن خلق است.

آن یکی چیه؟

آن سوء خلق است.

اما در پشت پرده تفاوت و تمایز بین این دو از زمین تا چیه؟

آسمان است.

این حسن خلق در پشت پرده، پرده چهره‌ای دارد و آن سوء خلق هم در پشت حجاب چهره دیگری دارد.

پدید است، پشت حجاب است، دو تا چهره است، جدا از هم هستند.

بین آنها تفاوت فبول و بری، تفاوت زیاد است.

یکی خیلی به اصطلاح بحشتاور است و افتخارآور است و عالمی برای انسان می‌سازد.

دیگری گرفتاری‌های زیاد است.

ظلمت است و تهی است، وحشت است و آتش است.

توجه می‌کنید؟

اینها در پشت پرده است.

الان معلوم نیست.

روز پس روزی است وقتی آن روز آمد پرده کنار می‌رود بین این دو چیزی که برای ما چندان تفاوتش در اینجا معلوم نبود، چه می‌شود؟

تفاوتش معلوم می‌شود.

و به صلاح است در نیت‌ها دقت کنید.

من و شما دو تا نیت می‌کنیم.

الان من نیت می‌کنم تسلی دهم برای شما پول به دست بیاورم.

نیتی است.

تسلی دهم برای شما شاید شما به راه بیایید به سوی خدا قدم بردارید.

نیت دیگری است.

این دو نیت زیاد اینجا تفاوت با هم ندارد.

زیاد.

این که شما بگو تفاوت دارد من می‌فهمم دو نیت هست اما پیش از این نیست.

اون وقت یعنی پیش از این یک پشت پرده تفاوت بین ما از زمین تا چیه؟

آسمان است.

من با اون نیتم در پشت پرده در عالم وحشتناک قرار می‌گیرم.

در با این نیتم حرکت کردم یک عالم نوری.

دو تا حرکت کرده‌ام در دو عالم.

یکی وحشتناک است و عذاب دهنده، تهی است و سرگردانی.

دیگه‌ای چیه؟

حرکت در عالم نوری است.

واقعاً این یک تفاوت است بین این دو نیت.

یعنی من به دو عالم وارد می‌شوم.

بله.

اما این در این نظام برای ما معلوم نیست.

وقتی روز قیامت حجاب کنار رفت معلوم می‌شود عجب تفاوتی بوده.

من در اون نیت اولم در یک عالم ظلمانی قدم می‌زدم.

خودم چشمه به چشمه خودم می‌زدم.

در این نیت دوم رو به یک عالم نوری جدا می‌آوردم.

این چه تفاوت بوده است.

این روزی کیه؟

روز جداسازی است.

اون یعنی برای شما حالا خود من اینجا برای شما هم همین طور است که این، این دو نیت هست و شما نمی‌توانید احیاناً در اینجا تمایز بدهید.

اصلاً شما چی میگن الان نیت من چی هست؟

تصویر گفتن می‌تواند بداند؟

بله؟

نمی‌تواند.

اگر این طور حساب کنیم کاملاً جدا از هم است.

نمی‌تواند بداند.

اما من کاری می‌کنم که وقتی پرده برداشته شد خوب برای شما روشن خواهد شد.

فرض بکنید و همچنین برای من نسبت به نیات شما.

عمل هم همین طور است.

پیامبر اسلام میگه که، میگه که وقتی جهنم آتش آمد می‌گیم که ببینید به انسان می‌گیم ببین این حق نیست که به شما می‌گفتیم این کار را نکن وگرنه تو به آتش می‌زنی؟

حالا می‌بینی که رضا به آتش می‌زنی.

این حق نبود پشت پرده که از شما از پشت پرده خبر می‌دادیم.

أليس هذا بالحق؟

می‌گفت و یکه از ساعت در آن آن همه این‌ها، همه این حرکت‌ها فرض کنید عاطفه می‌شود، خداسازی می‌شود و شکل و بافت همه این خبرها برای شما روشن می‌شود و تو در آن لحظه کی؟

ای بگو.

فهمیدنی.

حالا باز بگو سر جای خودت.

این اسما الله عالم کیست؟

خدا را این کارها می‌بینی.

اینجا فقط این که یکی از اسماء خدا چیه؟

ای بگو ببینم یادتون نرفته که خدا سؤال می‌کنم که من بپرسم شما یاد بگیرید.

بینم و را آیا برای گرما و هوا و آلودگی‌ها که برای انسان میاره، ها؟

به دست این ذخیره برای انسان ایجاد شده است.

نه خدا به این سوال hasn.

دیگه از اسماء خدا مربوط به همین مسئله است.

این یک اسم است که می‌گوییم اسم ظهور و آثار شرعی آن است که به این اسم اسما.

خداسازی.

روشن کردن حقیقت آن شیوه‌ها و الگوها از قبل و مشاوره دادن برای افراد و برای جمعیت.

این یک خداسازی خدا است و این یک خداسازی انسان است.

این یک خداسازی این یک ظهور است این آگاه کردن انسان است.

این هم از این.

هر یک از این که هر یک به اصطلاح خودشان به آن توجه می‌کنند.

خدا مثل مثلاً خیلی از این سلسله مسائل که ذکر کردیم.

سوره پنجاه و هفتم، آیه پنجاه و هفتم سوره انعام را می‌خوانیم که می‌گوییم اسم خدا مربوط است به این طیف از این اسم ظهورش.

اثر ظهورش چی است؟

در روز قیامت.

البته این که گفتم اسمش حالا دیدید که من از این سه چیز بحثم این است که آیا به ذکر کنم در این تعبیرات که من عرض می‌کنم در دو جهت اسم ظهورش در این دو جهت نه این که عرض کنم یک ظهور یک اسم است.

نه بحث از اسم نه این اسم ظهور دارد و قبل از آن هم از انعام هم اثر اثر ظهورش به انسان و این اسم دارد میگه.

در آیه پنجاه و هفتم سوره انعام انسان می‌خواند.

این یعنی على زينة من نفسي وأزقتني به.

می‌گوید من در کنار این کار می‌توانستید این معلوم که گناهی را از من و عذاب را از خود می‌گیری و به رو می‌ریزی.

من در آن حال می‌گویم من زینه از عذاب دارم، دارم و شما آن حال از ذل مثل جلال و روشن دارم.

نه.

بگو ما انما تستعجلونا به.

گناهی تا کنون که باز می‌گوییم عذابی که می‌گوییم و از خود خارج hasn.

بگو به اینها که این که گناه آنها عذابی را می‌آورد این به احسان است.

این نیست که من لכם الا الله.

او که فقط مقصود کیست؟

مقصود خداست.

و تو صلح کن.

تو گوش اهلهات تو بیان می‌کنی به خدا خیر الآخرین.

تو، تو صلح را جدا از آنها.

خیر حقیقت‌ها، احقاق حق و تو خدا خواهی کرد.

روشن خواهی کرد که این مسائل را خیر الآخرین.

همان را بگویم عذابی که می‌گوییم پیامبر اسلام صلی الله علیه این که عذاب را از بین ببرد.

نه این امارت که خدا فرمود خدا تو من نیست.

خدا این عالم خودش برانداز حق خواهد بود و خودش خیر الآخرین را خود خواهَد داد.

خداسازی خواهد داد.

حالا دیدید که اینجا داریم که گفتیم من از سرزمینی که ذکر کردیم که من می‌زمیدم.

فقط می‌خواهم که مسائل را به دیگری برآشیم یعنی به عالم دیگر و نظر شما بگویم که این کلمه بگویم که در روایات مصداق، مصداق اصلی است نه محلی آثار.

این نیست رافت در این ادای قرآن یعنی چه؟

مصداق اصلی این نیست.

یا این طریق باید باشد برای شما.

شما بگویم نبیا این به عالم دیگر.

تو من بر در، تو پیامبران.

اگر سوال کنید بگویم که در راست خواهد بود.

بعد می‌گوییم[صدای محیط] اینجا شما هم باید از این حقیقت یاد خودتان ضیاع کنید، دقت بکنید.

من در یک بار برای شما صحبت می‌کنم، در یک بار برای که تناسبش حفظ شود، یک بار هم آن را دقت بکنید.

و این که شما را توصیه می‌کنم هر چیزی که آمد، هر چیزی که آمد به آن جا بدون توجه بخشیده باشید، دقت بکنید.

یک فرد اگر یاد کنید برای خودتان عرض می‌کنم، اگر یاد کنید بدانید خود شما از مصاحبه‌ها و از حضرات و از این روزه روزه هست که ممکن است انشاالله به اذن الله خلاص بشوید.

روزه هست و روزی که در واقع بین نیت هست و هست، هست و از آن باز دقت بکنید.

بین نیت هست و هر چیزی که آمد بین نیت و خودتان.

این فقط اثبات نکند که نیت اگر شما به خاطر نیت اثبات نکند، بین تناسب یک چیزی من اشعار می‌کنم که برای من شما یاد لازم است.

نه راه ممکن است از راه جهل مثلاً در ظاهر عمل و در ظاهر به این چیز خیر و عمل نکند که بین آن نیتش که لازم تحلیل و حساب هست و به درک و حساب هست و روشن هست که نیت حساب را از غیر حساب، غیر حساب را از حساب، تو انبار او را از غیر تو انبار یار را از غیر تو انبار یار و بین نیت آغوش و آغوش را از غیر آغوش است.

این وقتی که اینها خودت هست و هست، حال من شما ببینید من از این که خودم که ذات شما را خودم را با شما مبتلا دارم خیلی از این احکام هست و نیست.

یا شما بشنوید روزه هست، روزه به همین جهت است از این احکام هم دقت بکنید.

به همین جهت است و در چرخه‌های غابلی روشن می‌شود.

اگر خودت حساب نکنی و نظر در حساب خودت که چه به ما داشته باشد، این طریقت هست.

من شما در باب نیت اشتباه نکردید، دقت بکنید.

در باب نیت اشتباه نکردید.

زیرا که شما نیت خارج خارج که بر خارج را خودتان می‌کنید، این روزه شما را قبل از آن که تحلیل کند، چه می‌گیرد؟

از این روزه است، یک از این روز در همین دنیا خدمت می‌کنید برای خدا و در کتاب خدا ثابت می‌گیرد برای آخرت شما خدا درست برای شما هست که در این که این نیت شما خارج نیست، از علم خدا استفاده می‌کنید و این که برای شما چیز لازم نشود، دقت بکنید.

حتی اگر یک روزه بابت، بله بابت، حتی یک روزه در این زمان از این زمان مثلاً برای شما اشتباهی یاد باشد، ثابت است روزه هست، روزه از این هست و روزه حُسن است.

وقتی که طوری باشد و شد برای خودتان که در واقع حُسن آخر از این آیه خدا برای شما ثابت شود، خلاص می‌شود، دقت بکنید.

لذا هر چیزی که آمد برای روزه هست، دقت بکنید.

برای اینجا اصلا دقت نکنید.

اگر شما یک روزی که از خدا ثابت کردید، یک از خودتان در این از خدای نظر کنید، سود شما بشود و آن یک از خودتان که در ذات من ضیاع هست، پس این من ندیده از خود را.

این هم از این که من مبتلا دارم خیلی از این ابلیس مثلاً ندیده از ضیاع هست که این که در خودتان از این حضرات ثابت باشد، این مسئله نیت هست، ثابت است.

یعنی ثابت است و دقت بکنید.

اول اگر شما نیت به راست خدا باشد، از مطمئن‌ها در اول مجموع که ثابت بود نیتش به راست خدا باشد، این آرزو دارد اشتباه در نیتش هم او را تکذیب می‌کند.

اینجا اگر که در یک بار خدا نمی‌آید.

السلام علیکم و رحمه الله وبركاته