د
درسگفتارها
پرسش
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۷
دارای متن همگام
جایگاه این فصل
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۲۵:۳۳
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۳ سرفصل
## صورتِ محشر زادۀ باطن است
۹:۲۸
## ترکیبِ صورت از نیّات در محشر
۹:۵۷
## فضیحت و رسواییِ سالک
۲۰:۰۳
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
ذلك مما
أوحى إليك ربك
من الحكمة
در مکتب وحی
ذلك مما أوحى
إليك ربك من الحكمة مجموعه مباحث تفسیر قرآن کریم
برنامهای از گروه علوم
و معارف قرآن
ولقد یسرنا القرآن
للذكر
فهل من مدکر
بسم الله الرحمن الرحیم.
با عرض سلام خدمت شما همراهان همیشگی رادیو قرآن
و شنوندگان برنامه در مکتب وحی دوشنبهها
با سلسله مباحث تفسیری
عالم فرزانه حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی
در خدمت شماییم. در برنامه قبل
در تفسیر سوره مبارکه نبأ
به آیه نفخ صور رسیدیم.
آنجا که میفرماید
روزی که در صورها دمیده میشود.
استاد درباره نفخ صور گفتند
که یک دم از جنس نور و از جانب پروردگار متعال است
که دم قبضه است که در ابتدا
همه چیز را به خود میگیرد
و از بین میبرد و متلاشی میکند
و عالم را دگرگون میسازد.
و دم دوم بسطی است که همه چیز را در عالم دیگری
به وجود خواهد آورد که این مطلب
از نظر علوم روز هم
به گونهای به اثبات رسیده است.
و این دم در همه عوالم دمیده میشود
و همه در محضر خداوند دسته، دسته با صورتهای باطنی
که مجموعهایست از رفتار،
اعمال، نیتها و خصلتهای آنها ظاهر خواهند شد.
از شما دعوت میکنیم توضیحات کامل درباره این آیات را
از زبان عالم فرزانه
حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی
بشنوید. اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
این همه آیاتی که میبینید که
خبر میدهد الان هم بعدها علوم طبیعی هست که پی میبرد به بعضی از گوشههاست اونم بعدها البته.
اوایل پی نبرده بود. این همه آیاتی که
در سورههای قصار قرآن مخصوصا مطرح است
خوندهاید که آسمانها به هم زده میشود
امثال این آیات. ستارهها، آسمانها، همه این کوراک به هم
زده میشوند، متلاشی میشوند.
کوهها در هم زده میشود.
همه دیگه این زمین، آبها، کوهها، بعد کوراک آسمانی، همه بهاصطلاح منظومه کهکشانها، کل کوراک،
همه آسمانها به هم میخورند و متلاشی میشوند و به صورت ذرات ریز میآیند
و بهاصطلاح تسطیر میشوند و به صورتهای دیگه در میآیند تا جایی که
این در همون دم اول دم قبض است
و در همون نفخه اول است که نظام هستی
که همون دم اول بسط بود شروع میکند قبض شود.
این صور خلقت، این صورتهای خلقی از موجودات چیه؟
گرفته شود. این عالم کلا به هم میخوره.
این را قرآن با صراحت در آیات مختلف اونم با اشاره به مراحل مختلف این جریان بیان میکند.
گفتم علوم طبیعی هم بعدها
این مسئله را گفتند الان اونها که
در این مسائل بحث میکنند در چهها و اینها.
اینها بعدها نظرشون با تحقیقاتی کردن به اینجا رسیده است که این عالم ماده متلاشی
خواهد شد. این زمین، این شمس، این منظومه، این کهکشان، این کوراک به هم خواهد خورد و متلاشی خواهد شد.
ولی قرآن قبل از اینها
قبلاً خبر داده است. آنچه تبدل و تحولی که در نظام
ماده قرآن خبر میدهد به راه خواهد افتاد، از یک جایی شروع خواهد کرد و در یک جایی هم خاتمه پیدا خواهد کرد.
این از اثر یا از آثار چی؟
همان نفخه اول
یا دم اوله که دم قبض است توجه میکنید؟
و این دم در اینجا به این شکل به ظهور میرسد.
در عالم برزخ هم همه را دوباره میمیراند.
دقت کنید اون مرگی که در برزخ داریم ما
بعد از اینکه از اینجا مردیم رفتیم برزخ
دوباره از برزخ خدا ما را
میمیراند و دوباره در کجا حاضر میکند؟
در حشر و قیامت. اون مردنی که در
برزخ همه خواهند مرد دوباره
که میگوید که بعضیها در قیامت میگویند خدایا ما را دو بار میراندی،
دو بار زنده کردی، دو بار میراندی.
یکی اون که در این دنیا بوده، یکی هم در برزخ بوده.
برزخیان هم با همین دم اول که نفخه اول است
میمیرند و قبض میشوند.
و البته این نکته را بگم
اون انسانها که در این عالم ماده در اون موقع که نفخ صور میشود زنده هستند اونها هم به،
با به هم خوردن نظام خلقت و وضع کره زمین و کل خلقت از میان
میروند. توجه کنید اونها از میان میروند.
در اوایل منتقل برزخ میشوند از برزخ دوباره شک میکنن
دوباره میمیرند. شما باید دو بار مرگ به سراغ انسان بیاد.
یکی مرگ از حیات دنیوی،
یکی مرگ از حیات برزخی.
این دو باید باشد. عوالم دیگر هم این نفخ به راه میافتد.
عوالم فوق ماده همه قبض میشود.
منتهی در آنجا به تناسب آنها
و در اینجا هم به تناسب اینجا و موجودات
اینجا. این نفخه اول و دم اول و دم قبض است.
این دم، دمی است از خدا.
دم قبض است و به توسط حضرت عزرائیل
سلام الله عليه اجرا میشود که صاحب دم است.
یعنی مجرای دم است.
توجه میکنید؟ مجرای دم.
این را صاحب دم گفته شده است.
ولی اصل صاحب دم چیه؟ صاحب دم خداست.
این خدا، خدای متعال از طریق این ملک مقرب این دم را به راه میاندازد
و خودش هم آخراً مغبوض میشود.
آن وقتی که همه به آخر رسیدند خود عزرائیل هم چه میشود؟
مغبوض میگردد تا با دم دیگر ربانی
که همان دم حقانی است و وجود حقانی بر همه چیز خواهد داد دوباره همه
زنده شوند. این نفخه دوم است.
آن باز بست است اما از این بست نیست.
بست دیگری است.
توجه کنید. آن نفخه دوم است یا
به اصطلاح نفخه ثانیه است. خب این یک تصویر اجمالی بود.
با نفخه دوم آن وقت چی شروع میشود؟
با نفخه دوم که خدا دوباره همه را حاضر کرد
با آن نفخ دوم دم دو-- البته دم سوم میشود با این حساب که از کردیم.
الان این دم اول است. دم دومی میاد چی میکند؟
قبض میکند. دم سوم میاد دوباره
احیا میکند. به این صورت حساب کنیم دم سوم میشود.
اما اگر نفخهها را حساب کنیم دم
دوم میشود. با دم دوم،
با نفخه دوم همه در محضر حاضر میشوند.
همه با وجود حقانی و چهره اخرایی در محشر
یعنی محضر حق جمع میشوند.
آن وقت قیامت شروع میشود. حساب و کتاب
و موافق قیامت پیش میآید.
توجه میکنید؟ آن وقت
خدا با آن نفخه دوم به یک عبارت سوم
که حالا انسانها را حساب میکنیم زنده میکند، حاضر میکند.
حکم، حکم دیگر است. روز، روز
خاص است. يوم ينفخ في الصور.
آن روز که در صور دمیده میشود این اشاره است به همین نفخه
دوم یا به عبارتی
سوم. يوم ينفخ في الصور
فتعتون افواجا.
آن وقت که نفخ در صور شد،
شما انسانها دسته دسته در محضر خدا و محشر میآیید.
تعتون. میآید افواجا.
فوج فوج. دیگه مانند اینجا نیست که همه یک رقم بودند به ظاهر.
اما در باطن چه بودند؟
گفتید در باطن انسانها اینجا فوج فوج بودند،
دسته دسته بودند. هر دستهای مسیری داشت، با هم جمعی داشتند در پشت پرده
اما دیده نمیشد.
همونی که در پشت پرده بود همان روز چه میکند؟
به ظهور میرسد. اینجا الان ظاهراً این است که همه انسانها به یک منوال هستند.
خوب، بد، مؤمن، کافر، صالح، طالح، مشرک، مؤحد، همه،
همه به اصطلاح یکاند در اینجا.
یک روال زندگی دارند.
ظاهر یکیست. همه از این هوا استشمام میکنند.
همه یک شکل دارند. همه چشم و گوش و قیافه انسان دارند.
همه یک روال زندگی دارند.
از این آب میخورند، از این هوا استفاده میکنند.
نوع زندگیشون یکیست. ظاهراً همه در اینجا که هستند
یکی هستند. ولی وقتی که
ينفخ في الصور که آن نفخ دوم به راه افتاد، انسانها دوباره زنده شدند و همه همینطور.
منتها صحبت روی انسانهاست.
آن وقت دیگه انسانها دسته دسته در آنجا حاضر میشوند
بر اساس آن حیات روحی که در اینجا در نظام دنیوی داشتند و دسته دسته بودند.
اینجا مؤمن و مؤحد
با مشرک و کافر به ظاهر یکی است.
صورت، صورت انسان است.
روال، روال انسان است. زندگی، زندگی یک نفر است.
برنامهش تقریباً از لحاظ کلیات یکی است.
ولی آنجا از همه جهات چی میکند؟
از همه جهات فرق میکند.
فوج فوج حتی شکل هم فرق میکند.
شکل انسانها در آنجا ترکیب یافته است از نیات آنها
یا نشأت گرفته است از نیات آنها، عقاید آنها، افکار آنها
و اعمال آنها و خصال آنها و در مجموع از رالش آنها.
اینجا همه یک شکل داشتند.
توجه میکنید؟ همه شکل چی داشتند؟
شکل انسان داشتند. اما آنجا هم باز شکل انسان دارند ولی انسانها متفاوتاند.
داهی شکل انسان است که دیگر نمیشود گفت شکل انسان است چون، چون
صور آنجا شکلهای آنجا تشکیل یافته یا نشأت گرفته
یا ظهور چه چیز است؟
ظهور نیات و عقاید و اعمال و خصال و اوصاف
و در کل رالشهاست.
توجه میکنید؟ لذا
بعض عرفا گفتند این افواجا مقصود البته این
عرفا که گفتند در مقام تفسیر این آیه گفتند و خوب هم گفتند.
گفتند اینکه افواجا اشاره میکند فوج فوج انسانها میآیند.
اونی که صورت انسانی الهی دارد با صورت انسانی و الهی میآید.
اونی که صورت انسانی و الهی خودش را از دست داده در اینجا
به صورت حیوان درآمد. اون هم حیوانات مخصوصی به صور همان حیوانات
در همان روز حاضر در محضر میشوند به اش.
میآیند. تعتون افواجا.
و هست این روایت از رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم قبلاً در
مباحث به گوش شما خورده است که اینطور است که ملا صدرا هم این را در مباحثی دارد در اثار هم آورده.
یحشر بعض الناس على صور يحسن عندها الردة والخنازیر
بعضی از مردم مشهور میشن به صورتهایی که
خیلی صورتهای خنزیرهای اینجا
و قِرَدِه یعنی میمونهای اینجا خیلی زیباتر از اونهاست.
توجه میکنید چون ترکیب مییابد از اون خصال
بدی که ظهورش هم به اصطلاح صور حیوانیست.
ترکیب یافتن خیلی بد میشود.
مثلاً فرض کنید یک خصلت میمونی اگر به یک کسی
غلبه بکند تنها خصلت میمونیست و پس آن انسانها
همه خصال حیوانی را چیه؟
دارند و وقتی در جانب حیوانیت و بهیمیت و جز و در جانب توهم و فساد
و در جانب به اصطلاح مسخ شدن و انحراف از فطرت انسانها پیش رفتند،
در یکی دو تا که قناعت نمیکنند که
فقط اون خصلت فرض فرمایید
میمونیاش به کمال نمیرسد.
خصلت دژندگیاش همینطور توجه کنید اینکه همه چیز را عالم را به بازیچه میگیرد و بازی میکند این میمون است دیگه.
دقت میکنید؟ میمونه دیده که تو این صورت که تا به حال میمون نمیکنیم در برابر این انسانهای
موجود که روی اونها را چی کردند؟
سبیل کردند. خب یه وقتی یکی از دوستان گفت که
البته اون میگفت ما هم منظور یاد گرفتیم.
گفت هیچوقت تشبیه نکنید بعضی،
بعضی حالا به بعضی از حیوانات که اونها
ماخذ میکنن شما را برای آنچه میگن چرا ما را به چیزی تشبیه کردید که
به ما جسارت کردید، توهین کردید و ما اون طور نبودیم.
عرض کنم که روی خصلت میمون خصلت بازیچه ای است.
اصلاً این حالت جد درش چیه؟
نیست. این همه انسانها که
کل این همه نظام و پرپیچ خم وجود را و خودشون را با اون پیچیدگی که در
وجودشون هست اگر توجه داشتهاند،
به بازیچه میگیرند و به بازی میگیرند و با همه چیز بازی میکنند.
این خصلت میمونی است. خب این تنها نیست که دژندگی را هم تکمیل میکند.
این تنها دو تا نیست که صفات دیگر را هم تکمیل میکنند.
اون وقت وقتی اینها روحشون این همه خصال بد را و این همه افکار بد را، نیات بد را و اعمال بد را جمع کرد،
روح اینها به اصطلاح
محصول همه این بدیهاست.
اون وقت این روح بخواد متمثل بشود با بدن اخروی
بدنی خواهد بود که به تعبیر اون روایت "یَحْضُرُ عِنْدَهَا"
کی؟ "الْقِرَدَةُ
وَالْخَنَازِيرُ". آن روزی که نفخ در صور میشود نفخ دوم "فَتَعْتُونَ أَفْوَاجًا".
شما میآیید فوج فوج.
میشود شما حساب کنید که
به اصطلاح اعضاء و جوارح انسان اگر انحرافی در انسان باشد که کل صورتش تغییر نکند،
خوب دقت بکنید ها. اقتضای روح در این بدنی که یک ماده لطیفتر از ماده اولیه بدنی، بدن ما خیلی لطیفتره.
فقط تابع اقتضای روح است.
روح اقتضا میکند صورت انسانی کامل را
این مواد لطیف بدن انسانی به صورت انسانی میاد.
چون روح اقتضا میکرد چه چیز را؟
صورت انسانی را. اگر اقتضا میکند صورت
بعضی مرکب از صور حیوانی را
به اون صورت در میاد.
اگر اقتضا میکند صورتی از صور انسانی را اما با یک اعوجاجها به لحاظ اعوجاجهایی که در روح است،
به همان صورتی میشود انسانی ولی توأم با یک
اعوجاجها که این اعوجاجها حکایت کننده چیست؟
حکایت کننده خصوصیات این طرف است.
"یُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيمَاهُمْ".
توجه کردید به سیما.
این ممکن است اگر اینجور معنی کند نه مثلاً ممکن است میگما چون
اینها حقائقی است از قرآن که با قاطعیت هم میشود
برداشت میشود ولی حتماً بگیم به این شکل است با همین ترتیب جزئیاتی که میگیم این یه مقدار مشکله.
البته این اصلش مسلم است کسانی با صورت دیگه میاد.
اما با این توضیحاتی که میگم اینا رو برداشتهاست که ممکنه اینطور باشه.
"یُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيمَاهُمْ حَيْثُ أُخِذُوا بِنَوَاصِيِهِمْ وَأَرْجُلِهِمْ"
ممکن است به، به اصطلاح
به اینجا ناظر باشد. در هر صورت "فَتَعْتُونَ أَفْوَاجًا".
بعضیا گفتن که افواجا به این حساب است که انسانها از لحاظ فکری، عقیدتی، عملی، خصال، عواص و در کل روش
با در حقیقت با هم متفاوت بودند.
صاحبان هر روش در یک جایی جمع میشوند یا یک سویی کشیده میشوند.
فوجی میشود. هر روش برای خودش چی دارد در این دنیا؟
فوجی دارد. از صاحب دین و از
لاهدین فرقی نمیکند. بعضیا گفتند با اون پیشوایانشون.
هر کسی برای خودش در عالم
پیشوایی دارد. "یَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ نَاءٍ مُنَاصِرٍ بِإِمَامِهِمْ".
اون روزی که همه مردم را با پیشوایانشون میخوانیم، با پیشوایان حاضر میشوند.
هر زمان شما حساب کن انسانها برای خودش پیشوا.
حتی ممکن است انسان برای خودش اینجا بشینه در اون طرف دنیا برای خودش از لحاظ فکری، نیت،
عمل، در روش، در کل چه میکند؟
برای خودش پیشوا بگیرد فرقی نمیکند.
پیشوا ممکن است صد سال قبل از این بوده باشد.
ممکن است الان باشد. ممکن است هزار سال قبل از این بوده باشد.
مثلاً من و شما اگر پیشوا
اگر این گفتههامون درست باشد که نه به نظر میاد درست نیست.
پیشوامون کی؟ پیشوامون عبارت است از رسول اکرم صلی الله
علیه و آله و سلم و امیرالمؤمنین سلام الله عليه و حضرات معصومین.
اگر درست باشد این گفتههای ما، این ادعاهایی ما،
اینی که مثلاً خیالش را داریم، این اقراریم در باطن خودمون،
این اگر درست باشد "نَدْعُوا كُلَّ نَاءٍ مُنَاصِرٍ بِإِمَامِهِمْ".
این یک فوجی است. فوج رسول الله صلوات الله عليه یک فوج است
یا فوج امیرالمؤمنین سلام الله عليه یک فوج است.
فوج حسین بن علی سلام الله عليه یک فوج است.
یا فوج همهی اینها یک چیز.
فوج مثلاً فلان انسانی که دیگر است.
فوج فلان طاغوتی که دیگر است.
الی آخر دیگه. افواجا را اینجور معنی کردن.
اون کسانی که پیشوا برای خودش حقاً یا باطلاً در دنیا انتخاب کرده بودند که تابع
روش و فکر و دستورات
و خوشایندهای اونها بودند با اونها با اون امامانشان حاضر میشوند
بعضیها اینطور گفتن آی طبا طبا رضوان الله علیه نظرش بیشتر بر این است و همین معنا که من گفتم
ایشون فرموده است که
فرموده است به نظر میاد فتاتون احواشا ناظر به اون مسئله است که میفرماید يوم ندعو کل الناس
به امامهم.
اونوقت خیلی بد میشود انسان یه وقتی که امامش یه چیز دیگه است.
اینجا خیال میکردیم مثلا من و شما،
من و شما فکر میکردیم که اماممون کیه؟
اماممون حضرت امیر سلام الله علیه است.
محبول خدا، رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است.
اصلاً انسان در زمرهی اون آبه شود خورشیدی کافیه در قیامت.
در اون روز وحشت و بهشت، در اون روز رسوایی و فضیحت
و در اون روز که نمیشود توصیف کرد
سختیهاش رو. یه وقتی واقعاً که در دعا میگیم مستجاب باشد.
بخش نا فی زمرته. این درست باشه چقدر
لذت دارد انسان زیر پرچم
رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم باشد.
در اون فوج دیده شود.
همه ببینند که در مقابل خود چه است؟
رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم.
چقدر لذت دارد اما چقدر هم بد است
و چقدر هم خطرناک است و از این خطر هم باید من و شما خیلی
بترسیم که اینجا اینجور جمع میکنیم.
ولی به لحاظ اینکه فکرمون،
عقیدهمون، محبتهامون، تمایلاتمون،
خصالمون، اعمالمون و در کل روشمون در ظاهر و باطن
ن-نخورده باشد به روش اینها،
اونوقت به اندازهای نخورده باشد که
به اصطلاح ما در زمرهی
آن کس قرار بگیریم که
روش ما به روش او میخورد.
از این بود که خیلی اختصاص.
حالا اون روزی که سالک فضیحت و رسوایی قیامت چطور است؟
خیلی جورها دارد. این یک جورش است.
توجه میکنید؟ من اول این به شما توصیه میکنم.
خیلی توصیهها عموماً من دلم میخواد بگم ولی حالا یه کلمه را بگم به شما.
مرتب، مصرانه، دردمندانه
از خدا بخواهید چون
خدا نظر باید. اینا رو میدانند.
او باید نظر کند و او باید کمک کند.
مصرانه از خدا بخواهید به زبان خودتون یا با همین جملهای که در دعاها وارد شده است
که خدا شما را به اصطلاح در فوج حالا این
جمله نمیم باشد. خدایا ما را در زمرهی
رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم یا در زمرهی محمد و
آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین محشور بگردان.
در زمرهی اونها قرار بده ما را.
بگه خدایا بین ما و محمد و آل محمد جدایی نه در اینجا
و نه در اونجا جدایی
نیانداز. اینها را یا به زبان خودتون مصرانه بخواهید.
اللهم لا تفرق بیننا
و بین محمد و آل محمد
صلواتک و سلامک عليهم اجمعین فی الدنيا و الآخرة يا
أرحم الراحمين يا ذا الفضل العظيم.
مصرانه بخواهید و توجه میکنید
و بترسید از اون فضیحت که من گفتم احتمالاً به سراغ ما،
احتمالاً اونم غریاً ممکنه بیاد که ما در زمرهی آنها نباشیم.
احتمالاً یا تن در آورد غریاً و کثیرا.
توجه میکنید؟ از این بترسید.
حالا با وضعی که من و شما داریم که به نظر میاد همین احتمال غری پیش بیاد.
میگم دعا بکنید. مصرانه از خدا بخواهید.
بعد که خدا این آیه است کرد. در اون فوج باشید که
فوج آبرومند است. فوجی نیست که
در مهلکه باشد. فوجی نیست که فضیحت به سراغش بیاید.
فوجی نیست که عقوبتهای موحش دائمی به سراغش بیاید.
فوج محمد و آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین است.
يوم يوم ففو بالسور فتحت احواجا.
خب این دعا تو مستجاب باشد شما یعنی باید عوض بشوید.
نمیخوام باز عامیانه انشاالله فکر نمیکنه دعوت گفتم تا آخر عمل کنید دیگه.
چون آخه معمولاً بین عوام هم معروف است.
فکر میکنن وقتی میگیم خدایا ما را دعا بکن، خدا ما را با محمد و آل محمد محشور کن یعنی ما آدم نشویم.
ولی چه باشیم؟ در بین آنها خدایا ما در زمرهی آنها.
این دیگه فکر عوام است. این دیگه نمیشه.
این نمیشه مقصود از باعث یعنی آدم میشویم ها.
توجه میکنید؟ دعا بکنید که آدم باشیم و در زمرهی آدمیان
قرار بگیریم. نه اینکه دعا بکنید فقط خودتون به روش خودتون ادامه بدید.
نه، نه این نیست. این فکر عامیانه است و
به اصطلاح جداً غلط است که این دعایی نداریم و این امید هم حتماً غلطه.
هیچ کسی نباید امید داشته باشد که
بدون عمل در زمرهی آنها
یعنی بدون اینکه روحش اغتظاب کند برای رسیدن در زمرهی آنها را،
این بدون اینکه این باشد در زمرهی آنها قرار بگیرد.
نه. عرض کنم یک مطلب دیگر.
شما وقتی روشتون به روش محمد و آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین فکراً، رفتاً، قلباً، عقیدتاً، محبتاً، اداً،
عملاً وقتی الان نمیخورد شما در پشت پرده در زمرهی آنها هستید؟
دیگه اونجا هم نیستید دیگه. توجه میکنید؟
دیگه مسئله جدید که نیست که.
قیامت مسئله جدید نیست.
جدید است از این نظر که پرده میرود پشت پرده چه میشود؟
ظاهر میشود. پس من و شما اگر
در زمره باشیم، در اون فوج باشیم باید از خدا خواهیم همین الان
عوض بشویم. خدا گذشته را هم به ما عفو بکند.
گذشتهمون رو هم اصلاح بکند.
بعد از این نوع روش ما طوری باشد که خودمان توجه بکنیم که در باطن الان ما در اون زمره هستیم.
توجه میکنید؟ در باطن
در اون زمره هستیم. السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
الله اکبر،
الله اکبر.
يا رب العالمين.
يا رب العالمين. يا رب
العالمين.
يا رب العالمين.
يا شنوندگان
گرامی بخش دیگری از
تفسیر سوره مبارکه نبع را از زبان آیت الله استاد محمد شجاعی
شنیدید. به پایان برنامه در مکتب وحی امروز رسیدیم.
ادامه این بحث ارزشمند را
در هفته آینده تقدیمتان میکنیم.
تا برنامه دیگر همه شما را به خدای یگانه میسپاریم.
حق یار و نگهدارتان.
جلسه قبل
جلسه بعد