ددرس‌گفتارها

[سخنرانی دینی] در مکتب وحی [سخنرانی دینی] مجموع مباحث تفسیر قرآن کریم برنامه‌ای از گروه علوم و معارف قرآنی.

[سخنرانی دینی] بسم الله الرحمن الرحیم.

با سلام و درود به روان پاک اولیاء الهی و سلام خدمت شما شنوندگان همیشگی رادیو قرآن با برنامه در مکتب وحی دوشنبه‌ها و سلسله مباحث تفسیری عالم فرزانه حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی در خدمت شماییم.

در جلسات قبل استاد در خصوص تفسیر سوره مبارکه نبع توضیحاتی ارزشمند دادند.

از جمله اینکه در مورد نفخ صور معتقد بودند که دمی است از جانب پروردگار که دم اول ماهیت قبضی دارد و همه چیز را از بین می‌برد و دگرگون می‌کند و دم دوم ماهیت بستی دارد.

یعنی همه چیز را زنده می‌کند با همان شکل باطنی که شامل مجموعه‌ای از رفتار، اعمال، خصلت‌ها و نیت‌هاست در محضر خدای متعال حاضر و ظاهر می‌کند.

از شما دعوت می‌کنیم توضیحات کامل درباره این آیات را از زبان عالم فرزانه حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی بشنویم.

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

[سخنرانی دینی] اون روز که نفخ دمیده می‌شود در صور، هر شما می‌آیید فوج فوج به محضر خدا.

دم قبض می‌آید و همه چیز را قبض می‌کند.

در همین قبض یک لباس از تن همه چیز درآورده می‌شود و اون لباس چیه؟

لباس باطله.

لباس باطل درآورده شد در نفخه دوم که دوباره همه چیز ایجاد می‌شود با لباس حق با وجهه حقانه.

[سخنرانی دینی] دیگه خوب فهمیدید.

طبعاً این مردن، مردن به معنی چیست؟

به معنی خاصی است.

نه از اون مردن‌هاست که ما می‌فهمیم.

مردنی‌ست که به همه چیز روح آور خاست با نفخه اول آن که لباسی را از تن هر موجودی در می‌آورند که لباس باطل اوست.

این یک مردن است.

یعنی یک مردن موجود است از اون خدایتش و زنده شدن است با وجهه چی؟

حقانیش.

وجهه خود هر چیزی ازش گرفته می‌شود، می‌میرد از اون وجهه، می‌میرد از اون هستی که به هستی دیگر که هستی حقی و حقانه‌ی اوست دوباره چی می‌شود؟

زنده می‌شود.

لذا می‌بینیم که اونجا که از انسان‌ها یاد می‌کند فزعه می‌گوید، صعقه می‌گوید.

توجه کنید کلمه موت به کار چیه؟

نمی‌برد.

توجه می‌کنید؟

کلمه موت به کار نمی‌برد.

میگه [سخنرانی دینی] همه موجودات زنده که در آسمان و زمین هستند صعقه، صعقه یعنی مدهوش می‌شوند، بی‌خود می‌شوند.

توجه می‌کنید؟

یا مدهوش مانند و تقریبا امثال اینها.

چیزی است نه مرگ است اما شبیه مرگ است.

می‌خواهد اشاره بکند به همون به اصطلاح مرحله که الان توضیح دادم.

همه چیز مدهوش و بی‌هوش و امثال اینها می‌شود و لباس باطل از آن‌ها گرفته می‌شود و لباس حقانی به آن‌ها پوشانیده می‌شود.

آن وقت وقتی که همه چیز با اون وجهه حقانیشون موندند فقط در نفخه دوم با وجهه حقانی همه چیز احضار می‌شوند و دیگه مسائل کلاً عوض شده است.

حساب‌ها کلاً عوض شده است.

از اینجا شما می‌توانید بفهمید که خود قیامت وقتی به پا شد در اون نفخه دوم که همه چیز با صورت حقانی وارد شد، می‌توان بفهمید که اصلاً به طور کلی انسان از وجود خودش گرفته نسبت به همه چیز با چیزهای تازه روبرو است.

همه چیز تازه است.

هم خود انسان که وجهه باطل از او گرفته شده است و صورت حقانی خودش را پیدا کرده و هم همه چیز.

اصلاً کلاً همه چیز عوض می‌شود.

یک نظام جدید است، یک عالم جدید است و به روی همین حساب هم گفته شده است قیامت است.

قیامت است.

قیامت یعنی قائم شدن هر موجود با چی؟

با حق.

چون این یکی از مسائل است که در آن روز روشن خواهد شد و مهم‌ترین مسئله هم هست.

الان شما به من نگاه می‌کنید فکر می‌کنید من به غایب غائب هستم اما من در چهره حقانی هم به چه غائب هستم؟

روشن، مشهور به چی؟

به خدا.

الان ببینید شما با کمک عقل می‌روید، می‌گویید، پیدا می‌کنید با استدلال که من به خدا غائمم.

اما وقتی این صورت باطل من کنار رفت و صورت حقانی من واضح شد، اون وقت دیگه استدلال و تکلف استدلال و زحمت استدلال و تیشو، خمی استدلال اینا نمیخواد.

شما میبینید که من به حق قائمم.

نه استدلال میکنید، مییابید، مشهود میشود.

نه اینکه به زحمت استدلال اثبات بکنید که من در وجودم به چه قائمسم؟

به خدا قائمسم.

اینجا با کمک استدلال مییابد که من به خدا قائمم.

اونجا مشهود میشود برای شما که من به خدا قائمم.

آیه‌اش را میتوانید بخوانید.

"لمن الملك اليوم".

کی؟

جواب کیه؟

"لله الواحد القهار".

این که از خصوصیات نظام حقانیست.

ندا میاد که حالا نگاه بکنید قبلاً به شما می‌گفتیم که حق غیر است که شما نمییافتید که همه چیز ملک خدا و به خدا قائم است.

بعضی‌هاتون به عقل یافتید بعضی‌ها نیافتید.

اما الان نگاه بکنید.

"لمن الملك اليوم".

الان میگید ملک از آن کیست؟

مالک وجود کیست؟

مالک معنی اصلی‌ها.

یعنی همه چیز قائم شدنش با خدا روشن باشد.

سؤال میکنیم و میگیم که "لمن الملك اليوم".

جواب میاد که چی؟

جواب از همه جا میاد.

"لله الواحد القهار".

این آیه را تا اینجا من توضیح دادم.

منتها در خلال صحبت‌ها گفتم که نفخ صور چند تاست؟

نفخ صور دو تاست.

حالا این نفخ صور، نفخ صور دو تاست.

چون که گفتم این دم اول اصلاً دم در صور نیست.

این نفخ صوری که خواهد آمد دو تاست غیر از این دم.

دم اول است که می‌میراند همه را.

دم دوم است که همه را وارد حشر می‌کند که زنده می‌کند.

برای اینکه این حرف هم برای شما شاهدی از آیات قرآن داشته باشد، این دو تا آیه من اشاره می‌کنم که بحث تکمیل بشود بگذریم به اون آیه بعدی.

توجه می‌کنید؟

تفسیر خود آیات را تمام کردم و فقط میخواهم دو تا آیه شاهد بگم برای اینکه دو تا نفخ است و این آیه‌ای که الآن میخوانیم به کدام نفخ اشاره است؟

به نفخ دوم.

برای تأیید این مسئله دو تا من آیه برای شما میخوانم برای روشن شدنش.

همین که دو تاست و همین که این آیه به نفخ دوم اشاره است.

این آیات را بعداً می‌رویم دقت میکنیم.

مورد اول که میخوانم آیاتی است از سوره زمر.

اینجور میخوانیم "و ما قدر الله حق قدره و الأرض".

از شصت و هفت میخوانم دو سه تا آیه و ترجمه می‌کنم.

سوره زمر.

"و ما قدر الله حق قدره".

خدا را، قدر خدا را.

یعنی اون آداب لازم را که در برابر خدای متعال باید انسان‌ها مراعات بکنند، مراعات نکردند.

"و ما قدر الله حق قدره".

ول ارض به حساب اون چه غیاث و عظمتش.

"والارض جميعاً قبضة يوم القيامة".

این زمین همش قبضه خداست در قیامت.

"والسماوات مطویات بيمينه".

و آسمان‌ها همه پیچیده هستند به دست قدرت او.

یعنی در قیامت همه پیچیده خواهند شد.

گفتم دیگه در همون نفخ اول پیچیده می‌شوند.

حالا صحبت نفخ‌ها بعداً میاد.

سبحانه و تعالی عما یشرکون.

از اون شرک‌ها که انسان‌ها برای خدا پیش آورده‌اند او منزه است.

"ونفخ في الصور" و دمیده می‌شود در صور.

"فصعق من في السماوات ومن في الأرض".

مدهوش می‌گردد.

صعقه مردن به اون معنا نیست که الان ما از مردن می‌فهمیم.

الان یه مردنی می‌فهمیم من و شما؟

همین که روح از بدن چه میکنه؟

همین مردن همونی دیگه.

صعقه را بعضیا مردن معنی کرده‌اند.

توجه کنید که این معنی درست نیست.

صعقه خودش یک کلمه‌ایست معنی خاصی دارد و قرآن این را به کار برده است.

از جمله مواردی که به کار برده است اگر دانستید کجا به کار برده از اونجا می‌توان فهمید که صعقه مردن نیست.

همون حضرت موسی داشت مردن به این معنا که ما می‌فهمیم یکی می‌میرد، اون نیست.

خر موسی صعقه.

این صعقه شبیه مردن است.

اما مردن با تمام، تمام جا عین مردن نیست.

در نفخه که میاد.

حالا این‌ها رو اگه وقتی خواستید تحقیق بیشتری در نفخه بکنید اون وقت به دردتون می‌خورد و این قسمت که عرض می‌کنم.

مردن نیست.

مردن اینجوری نیست.

شبیه مردن است.

مدهوش گشتن است.

بیخود شدن است.

یک لباسی را کندن است و یک باطلی را کنار گذاشتن است.

حالا فرصت نشد.

من دیدم می‌خواست که در اینجا صحبت بکنم.

این صعقه یک باطلی را کنار می‌زند.

حجابی را کنار می‌زند.

انسان را از یک مرحله می‌میراند و تا آماده می‌شود برای زنده شدن در یک مرحله دیگر.

اما از این مردن نیست.

بی خوده‌ای است.

مدهوش گشتن است.

لباس کنار گذاشتن است.

وجهی را از دست دادن است.

به وجهه دیگر در آمدن است.

این همان وجهه خلقی را کنار گذاشتن و وجهه حقی را پیدا کردن.

در هر صورت می‌گیم که "ونفخ في الصور" دمیده می‌شود در صور.

"فصعق من في السماوات ومن في الأرض".

مدهوش می‌گردد همه اون زنده‌ها که در آسمان‌ها بودند و همه آنهایی که در زمین بودند.

مگر اون کسانی که خدا بخواهد که از این مدهوشی که در نفخه میاد اینها عبارتند از مخلصین.

چون مخلصین این مدهوشی‌شون را قبلاً چی کردن؟

یعنی گفتی؟

سعی کردن دیگه.

در اونی که میگه خر موسی صعقه و اون صعقه‌ای که برای رسول اکرم صلوات الله علیه و برای حضرت امیر سلام الله عليه همیشه بود در اینجا بود.

اینا دیگه پیش آمده.

اینا نفخ صورشون در اینجا، این نفخه که صعقه می‌آورد اینها، اینها را با سیر عبودی در اینجا پشت سر گذاشتند.

شما را توصیه می‌کنم به این رساله انسان و بعد از دنیای مرحوم علامه که ترجمه شده است گفتم حالا اصلش را ما داریم اون خطی.

به اون مراجعه بکنید.

اگه نمی‌دونم ترجمه کی بود ترجمه‌اش اونجا مرحوم علامه این استثنا شده‌ها از نفخ را با شواهدی از آیات بیان فرموده.

من خلاصه‌اش رو به شما گفتم.

اون‌ها که این سعده را در اینجا پشت سر گذاشته‌اند دیگه در آنجا این سعده را اصلا مشمول نفخ صور نمی‌گردند.

اون‌ها اصلا در حضور الله هستند.

خلق نیستند.

اون‌ها دیگه مخلوق نیستند.

فانی‌اند.

عرض کنم که جانور حضور الله هستند.

عرض کنم که خب میگه که و نفخ آخر صور دمیده می‌شود در صور پس ایقا مدهوش می‌گردد آنچه در آسمانها و زمین است إلا من شاء الله.

مگر اون‌هایی که خدا می‌خواهد اون‌ها نه، اون‌ها دیگه مشمول نفخه و مشمول سـ-- و مشمول سعده اصلا نمی‌شوند در حضور الله‌اند.

ثمه ببینید مقصودم شاهد عرضم این بود که گفت که نفخ می‌شود همه مدهوش می‌گردند إلا من شاء الله.

همه مدهوش.

دوباره میگه ثمه نفخ خفیف أخرى.

سپس دوباره در صور نفخه دیگری می‌شود.

یعنی غیر صریح است در اینکه چند تا نفخ است؟

دو تا.

اولی مدهوش می‌گرداند.

دومی دوباره چی می‌کند؟

زنده و حاضر در محضر می‌کند.

لذا میگه ثمه نفخ خفیف أخرى دوباره دمیده می‌شود در صور نفحه دیگر فإذا هم قیام ینظرون.

در واقع اون‌ها همه بیست ساله در محضر خدا نگاه می‌کنند.

دوباره زنده شدند دیگه با نفخه دوم.

بعد می‌فرماید و أشرقت الأرض بنور ربها بعد که خب در محضر حاضر شدند.

أشرقت الأرض بنور ربها زمین به نور پروردگارش روشن می‌شود و روز کتاب اون عوالمی که کتاب‌های عمل، نامه‌های عمل، اون عوالمی که هر کسی برای خودش درست کرده اونها ظاهر می‌کرد، می‌گردید و انسان با هر کسی با در عالم و با عالم خودش پیش میاد اونجا.

شماها در قیامت این یادتون باشه که وقتی در قیامت حاضر می‌شوید با نفخه دوم تنها نمی‌آیید ها.

با چی میای؟

اصل با عالمتون میاد.

یه عالمی با خودتون میارید با خیلی افتخار.

توجه بکنید.

عالمی خواهیم برد اونجا و عرض کنم که تنها که نخواهیم رفت و روز الكتاب این نکته‌ها را فراموش نکنید آری.

اگر فراموش کنید دیگه بعدا گوشتون به ای دست بخورد فجیء بالنبیین والشهداء فغضی بینهم بالحق وهم لا یظلمون.

بعد اون مسائلی که در قیامت می‌شود اون‌ها را توضیح می‌دهد بعد پای حساب شما.

اما دیگه اون‌ها را لازم نیست من چون اصل شاهد که می‌خواستم بگم این بود که دو تا نفخه در اینجا اشاره شده.

اولی می‌میراند و مدهوش می‌گرداند و به هم می‌زند که منقبض بود گفتیم.

دومی حاضر در محضر می‌کند.

این یک مورد بود.

شاهد بر اینکه نفخه دو تاست.

مورد دوم را عرض می‌کنم بعد تمام می‌کنم.

مورد دوم در سوره یاسین هست.

عرض کنم که الان در این سندی که من گفتم وقتی که اون نفخه اول می‌شود در نفخه اول گفتم نفخه اول که دم قبض است و همه عوالم را به هم می‌زند.

یاد مثل این نکته گفتم.

گفتم اون انسان‌هایی که اون وقت در این روی زمین هستند اون‌ها هم با به هم شروع شدن به هم خوردگی خلقت چی می‌کنند؟

می‌میرند.

این نکته‌ای که گفتم الان در معانی این آیات به درکتون خواهد شد که حالا به این آیه توجه بکنید.

این طور است آیات فيقولون متى هذا الوعد إن كنتم صادقین.

اون‌ها می‌گویند یعنی اونایی که منکرین معاد هستند و اینا که به نظر خودشان به اصطلاح روشن هستند، می‌فهمند و با مسخره و استهزا میگن که متى هذا الوعد.

به پیغمبر اسلام می‌گفتند به پیغمبرها میگن.

میگن که فيقولون میگن این منکرین معاد متى هذا الوعد.

این وعده‌ای که شما میگید روز معادی هست و حساب کتابی هست این کی خواهد آمد این کن کن صادقین اگر راست میگید؟

ما ينظرون إلا صيحة واحدة بعد جاخده.

میگه که اینها منتظر نیستند مگر به یک صیحه، یک صیحه.

صیحه صدای مهیب ترس‌آور و دهشت‌آور است که به نحوی که به اصطلاح خود دهشتش به هم زننده است توجه می‌کنید؟

حالا یه بالاست خیلی بالا مهیبه.

اون رو میگن صیحه.

میگه که اینها منتظر در حقیقت در انتظار ننشستند مگر چه چیز را؟

مگر صیحه واحده را یک صیحه.

این صیحه اشاره است به اون نفخه‌ای که ای گفتیم نفخه اول.

نفخه اول چرا با کلمه صیحه گفته؟

این یادتون باشد که نفخه اول در این نظام ما فعلا مسلّم است که صیحه بالایی هم موقع شروع شدن و ظاهرا ادامه‌دار هم دارد چون به هم خوردن آسمان و زمین و متلاشی شدن و تهجر است توجه بکنید صداهای مهیبی هم دارد حتی اون صداهاش انسان‌ها را دیگه موجودات زنده را می‌میراند چه عرض کنم برای اینکه وضع دیگه برای ادامه حیات مساعد نخواهد بود.

لذا یک صیحه اول دارد که اون به اصطلاح شروع شدن همین نفخه اول قبضه است.

توجه می‌کنید؟

مرحوم آقای طالقانی در تفسیر ایشون در این تحولات که در به عالم ماده متوجه می‌شود در اوایل قیامت با همین نفخه اول.

ایشون در بین مفسرین یادتون باشد که در رابطه با این تبدلات و تحولات بحث خوبی کرده و به نظرم هیچکس مانند ایشون بحث دقیقی در اینجا نکرده.

لذا تفسیر ایشان مراجعه بکنید در این و پرتعالی است خدا.

در رحمت الله طالقانی را می‌گویم رضوان الله.

عرض کنم که ایشون می‌گفت که و بر اساس اون توضیح‌ها و تحلیل‌ها با استمداد از مباحث علمی و که جهان شناسان هم چی گفتند؟

این آیاتی که تبدلات و تحولات کرات و زمین‌ها را می‌گوید، اونها رو وقتی توضیح می‌دهد این نتیجه را می‌گرفت که در نفخه اول، اون دم اول که دم قبضه است که کل وجود را به هم می‌زند و قبض می‌کند به عالم مادی هم یکی با شروع شدن تحولات در خلقت، در اول شروعش یک صیحه و صدای مذیب به هم‌زن هم خواهد بود که معلول چیه؟

معلول تخجر است.

تخجر یعنی انفجار، شروع شدن انفجار کل کائنات است که این صیحه است.

با یه صیحه شروع می‌کنه.

حالا با بیشترش رو در اونجا دقت بکنید.

ونفخ في الصور.

نفخی در صور می‌شود.

حالا این صدا چجور به همه می‌رسد این صدا؟

در شروعش هم می‌رسد.

چیز ما ینظرون إلا صیحةً واحدة.

اون منتظر نیستند بگه از صیحه واحده را تأخذهم که این صیحه همه‌شون را یکجا که می‌کند می‌گیرند.

وهم یخصمون.

در حالی که اینا اصلاً غافل بودند.

اینم معلوم می‌کند که این نفخه اول که شروع می‌شود و اولین شروعش در این نزا مشحون و با صیحه پیش می‌آید.

این شروعش که با صیحه شروع می‌شود شبیه به دفعه‌ای است.

حالا در پشت پرده چه می‌گذشته نمی‌گیم ها ولی به ظاهر از دیدگاه انسان‌ها چیه؟

در اثناء از دیدگاه انسان‌ها.

چون می‌گه که وهم یخصمون.

اینا اصلا داشتن در به اصطلاح زندگی‌شون گرم بودند با هم جدال می‌کردن، دعوا می‌کردن مثلاً در بازار مثلاً روی جنس و معامله مثلاً یا مثلاً در کلاس مثلاً هر، هر جا واسه مقصود مشغوله، مخاصمه بودند با هم سر و کله به هم می‌زدند.

یخصمون یعنی در حالی که انسان‌ها با هم سر و کله به هم می‌زدند تأخذهم چی؟

في اثناء صیحة واحدة.

این معني نموده نفخه اول است.

گفتم انسان‌هایی در اون روز موجود هستند که با شروع شدن این نفخه دیگه اونها می‌میرند.

فلا یستطيعون توصية.

اینها در عین حال که مشغول زندگی و سر و کله به هم زدن هستند، وقتی این صیحه میاد لا یستطيعون توصية.

دیگر نمی‌تونند نه جاشون چی بکنند؟

تکان بخورند حتی بروند توصیه بکنند.

ولا إلى أهلهم یرجعون.

حرفی بزنند و یا مثلاً به خانه‌هاشون برگردند.

دیگه فرصت نمی‌ده هیچکس.

این موقعی که شروع می‌شه برای موجودین در روی زمین معلوم هم نیست اون موجودین در روی زمین چه جور آدم‌هایی هستند.

اون وقتی که صیحه پیش میاد.

ونفخ في الصور.

خب ببینید این اشاره به نفخه چی؟

به نفخه اول.

ونفخ في الصور.

بعد میگه ودم، دمیش.

تا اشاره به نفخه اول فقط با کلمه ما ینظرون إلا صیحةً واحدة.

دوباره میگه آیه بعدی ونفخ في الصور.

اون وقت دمیده می‌شود در صور.

فإذا هم من الأجداث إلى ربهم ینسلون.

ناگهان اینا همه از قبر خارج می‌شوند به سرعت از اون مخفیگاه‌های خودشون به سرعت به سوی چی؟

به سوی خدا.

قالوا یا ویلنا.

میگن وای به حال ما من بعثنا.

چه ما را زنده کرد من مردنا.

هذا ما وعد الرحمن.

این همان است که الرحمن وعد داده بود وصدق المرسلون و انبیا راست گفته بودند.

خب اول گفت منکرین میگن چیه؟

اینا منتظر نیستند مگر اینکه صیحه‌ای بیاد و چنین می‌کند بعد نفخی چنان باشد که حاضر در محضر بشوند.

اینجا صیحه اشاره به نفخه اول است.

نفخ في اشاره به نفخه دوم است.

خب حالا مسلّم شد که نفخه دو تاست.

حالا شما خودتون تأمل بکنید این آیه که داریم امروز تفسیرش رو می‌خونیم.

يوم يوم نفخ في الصور فتعنون أفواجا.

میاد محضر خدا فور فور.

این دقیقاً به کدام صیحه به نفخه اشاره است؟

دوم.

توجه بفرمایید.

این روشن شد که این به نفخه دوم اشاره است چون حاضر شدن در محضر است.

نفخه اول می‌میراند، نفخه دوم حاضر می‌کند و علاوه بر این آیات بعدی هم خبر از حساب کتاب می‌دهد.

معلوم است نفخه دوم مشحون.

می‌فرماید وفتحت السماء فكانت أبوابا.

وسوی وتهج بالوفكان الثرى.

این جهنم کانت میسارا.

اینا همش بعد از نفخه دوم است که قیامت قضا می‌شود.

خب ساعت ما تمام شد و من در اینجا تمام می‌کنم.

السلام علیکم ورحمة الله وبركاته.

الله اکبر، الله اکبر.

يا رب العالمين.

يا رب العالمين.

يا رب العالمين.

يا رب العالمين.

يا رب العالمين.

يا رب العالمين.

يا رب العالمين.

يا رب العالمين.

يا رب العالمين.

يا رب العالمين.

ياران همراه بخش دیگری از سخنان استاد شجاعی را در تفسیر سوره مبارکه نبع شنیدید.

در این لحظه گوش جان می‌سپاریم به تلاوت آیاتی از سوره مبارکه نبع با صدای استاد عبدالحمید عبدالله.

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

إن يوم الفصل كان في الصدور فتأتون أفواجاً.

وفتحت السماء فكانت أبواباً.

وطيرت الجبال فكانت سراباً.

إن جهنم كانت مرصاداً للطاغين مآباً للابثين فيها أحقاباً.

لا يذوقون فيها بردًا ولا شرابًا إلا حميمًا وغساقًا.

جزاءً وفاقًا.

إنهم كانوا لا يرجون حسابًا.

وكذبوا بآياتنا كلابًا وكل شيء أحصيناه كتابًا.

فذوقوا فلم نزيدكم إلا عذابًا.

صدق الله العظيم.

اللهم صل على محمد وآل محمد.

اللهم صل على محمد وآل محمد.

اللهم صل على محمد وآل محمد.

اللهم صل على محمد وآل محمد.

اللهم صل على محمد وآل محمد.

اللهم صل على محمد وآل محمد.

راست گفت خداوند بزرگ و بلند مرتبه.

به پایان برنامه در مکتب وحی رسیدیم.

ادامه این بحث را در هفته آینده خواهید شنید.

تا برنامه دیگر همه شما را به خدای بزرگ و متعال می‌سپاریم.

حق یار و نگهدار.

الله الله الله الله الله يا من له helt الوجوه بأسرها وله جميع الكائنات توحد.

أنت الإله الواحد الفرد الذي كل القلوب به تقر وتشهد.

يا من له helt الوجوه بأسرها وله جميع الكائنات توحد