ددرس‌گفتارها

ذَلِكَ مِمَّا أَوْحَى إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ در مکتب وحی ذَلِكَ مِمَّا أَوْحَى إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ مجموعه مباحث تفسیر قرآن کریم وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُدَّكِرٍ بسم الله الرحمن الرحيم.

با عرض سلام خدمت شما همراهان همیشگی رادیو قرآن و شنوندگان صمیمی برنامه در مکتب وحی و یکی دیگر از سلسله برنامه‌های تفسیری حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی در خدمت شماییم.

بحث استاد به تفسیر سوره مبارکه نبع رسیده است و استاد در برنامه قبل در خصوص آیه یَوْمَ یُنفَخُ فِی الصُّور فرمودند که نفخ صور دو تاست.

یکی دم قبضی است و دیگری دم بستی است که در دم اول همه چیز به حالت بیهوشی می‌افتد و چهره باطل و فانی خود را از دست می‌دهد و در دم دوم همه موجودات لباس حق و حقیقت به تن می‌کنند و چهره باطنی آنها در عالم بالا نمایان می‌شود و در آن روز همه چیز از آن پروردگار قادر و متعال خواهد بود.

سپس استاد در تشریح این آیه از سوره مبارکه نبع به آیات دیگری از قرآن کریم استناد می‌کنند و می‌فرمایند مردن در نفخ صور اول مانند مردن‌های معمولی نیست و یک نوع بیهوشی خاص است که به آن صعقه می‌گویند و کسانی که در این دنیا این مدهوشی را تجربه کرده باشند از این مرحله رهایی خواهند داشت و این مقام خاص مخلصان است.

از شما دعوت می‌کنیم که ادامه مشروح بیانات عالم فرزانه حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی را بشنوید.

أعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

إِنَّ یَوْمَ الْأَرْضِ لَمِیغَطٌ [يَوْمَ يُنفَخُ فِي الصُّورِ] فَتَعْرُضُونَ أَزْوَاجًا وَفُتِحَتِ السَّمَاءُ فَكَانَتْ أَبْوَابًا وَسُیِّرَتِ الْجِبَالُ فَكَانَتْ سَرَابًا إِنَّ جَهَنَّمَ كَانَتْ مِرْصَادًا لِّلطَّاغِينَ مَآبًا لَابِسِينَ فِیهَا ثِيَابًا ذَایعَةً ضَایَعُوهُمْ فِیهَا بَرْدًا وَلَا شَرَابًا إِلَّا حَمِيمًا وَغِسَّاقًا جَزَاءً وِفَاقًا.

آیه یَوْمَ یُنفَخُ فِی الصُّورِ فَتَعْرُضُونَ أَزْوَاجًا که در اونجا بر این آیه بود بحث و توضیحات اون هفته گذشته در خصوص این آیه شریفه یَوْمَ یُنفَخُ فِی الصُّورِ فَتَعْرُضُونَ أَزْوَاجًا توضیحی من عرض کردم و اینکه نفخ صور دو مرحله دارد یا دو نفخ است و شواهد از آیات را گفتم و معنی نفخ صور را همون اندازه که می‌شود فهمید عرض کردم.

همچنین معنی فَتَعْرُضُونَ أَزْوَاجًا که با نفخ صور پیش می‌آید.

اون وقت بنا شد که درخواست این بود که در خصوص یَوْمَ یُنفَخُ فِی الصُّورِ فَتَعْرُضُونَ أَزْوَاجًا گرچه طولانی می‌شود ولی اینجا اصلاً توضیحاتی گفته شود در خصوص همان نفخ صور یَوْمَ یُنفَخُ فِی الصُّورِ.

حالا این توضیحاتی که این هفته عرض می‌کنم گرچه یه مقدار دقیق است و در یکی از جلساتم نه جلسات شما جلسات برادران داریم به تناسبی من این توضیح را اونجا گفتم البته اونجا به یک تناسب بود اینجا به یه تناسب همون نفخ صور هست.

بعد جلسه گذشته بعد از جلسه بعضی‌ها سؤال کردند اجمالاً در همین توضیحی که می‌خوام عرض بکنم که میگم دقت هم بکنید مطالب به یه اجمال گفتم حالا انشاالله دقت می‌کنید.

نفخ صور به طور که در جلسه گذشته گفتیم از آیات بر می‌آید که دو نفخ است در اساس.

حالا بعضی‌ها سه نفخه گفتند کما اینکه از بعضی از روایات همینطور هم میاد.

نفخه فزع، نفخه صع، صعقه و صع و نفخه احیا.

اما به یک نظر که از روایات هم استفاده می‌شود دو نفخ است.

حالا در کل نفخه اماته است و نفخه احیا است یعنی نفخه‌ای که قبض می‌کند موجودات را، می‌میراند همه چیز را به معنی خاصش و نفخه دوم که همه چیز را دوباره زنده می‌کند و در محضر حضرت حق قیامت یعنی به اصطلاح حاضر می‌گرداند انسان و همه.

دو نفخه، نفخه اول نفخه اماته است.

میراندن و همه چیز را قبض کردن و میراندن همه چیز.

مرگ با نفخه اول به سراغ همه چیز میاد به تناسب هر چیزی.

مرگ هر چیزی به تناسب خودش هست و در نفخه دوم احیا هست و اعزار یعنی دوباره حیات بخشیدن و در معرکه حساب و کتاب و قیامت حاضر کردن.

در نفخه اول که نفخه اماته است و همینطور معروف است با همین لفظ خب صحبت‌ها شده است که این چگونه اماته است؟

آیا مردنی که اون وقت با نفخه اول پیش می‌آید برای همه موجودات، انسان‌ها و غیر انسان‌ها و حتی ملائکه و موجودات به ظاهر غیر زنده که البته به ظاهر عرض کردم همه چیز از حیات در درجه خود برخوردار است.

آسمان، زمین همه چیز که می‌میرند این مردن چگونه مردنی‌ست که با نفخه اول پیش می‌آید؟

اینجا صحبت‌ها شده و دقت‌ها کردن.

آیاتی که در قرآن هست از آیات ناظر بر نفخه اول با کلمه فزع تعبیر می‌آورد با کلمه صعق تعبیر می‌آورد.

یعنی تصریحی بر این ندارد که به نوعی اصطلاح یعنی این لفظ موت یا مرگ یا امثال اینها در آیات نیامده.

فزع من في السماوات والارض صعقة مثلاً.

عرض کنم که اگر چنانچه کلمه موت در جایی به کار رفته باشد که با نفخه اول همه چیز می‌میرند، صحبت در این است.

اگر هم بوده باشد همان که از بعضی اشارات چنین معلوم می‌شود.

اگر هم مرگ باشد این مرگ چه معنا دارد؟

صحبت در این است.

مرگ نفخه اول که همه چیز را شامل می‌شود به چه معناست؟

در اینجا من توضیحی عرض می‌کنم.

این از آن مراحل دقیقی است در بحث معارف قرآن بحث می‌شود و در خصوص نفخ صور خیلی دقیق است.

انشاالله دقت می‌کنید و از خود مر-- مسئله نفخ صور که این مرگ به چه صورتی خواهد آمد به سراغ موجودات.

این معرکه آرا است و نظرات زیادی داده‌اند.

با دقت در آیات قرآن کریم به نظر می‌آید این مرگ، مرگ بخصوصی است و غیر از این مرگ است که ما می‌شناسیم یا غیر از آن مفاهیمی است که در ذهن ما هست.

مرگ به معنی به‌اصطلاح بالاتر و کامل‌تری است و مرگ به این معناست که هر موجودی با نفخه صور یعنی نفخه اول اشتباه نکنید.

این در نفخه اول من بحث می‌کنم.

گرچه آیه یعنی این توضیح ما راجع به نفخه اول است یک قسمتش برخورد می‌کند به نفخه دوم.

گرچه آیه که داریم تفسیرش را می‌گوییم ناظر به کدام نفخ است اگر گفتید؟

دوم نفخه دوم.

اما برای اینکه در خود نفخ صور چه نفخه اول، چه دوم روشن‌تر باشیم بنا شد که توضیحی عرض بکنیم.

گفتم توضیح هم دقیق است خیلی دقت بکنید.

ببینیم این مرگی که در مرحله اول با نفخه اول به سراغ همه موجودات انسان و غیرانسان، زیرشعر و به ظاهر غیر زیرشعر که می‌آید این به چه صورت به اصطلاح مرگ است و بعدش احیا هم به تناسب آن چه احیایی است که حاضر می‌کند همه چیز را در محضر خدای متعال.

از آیات قرآن معلوم می‌شود که اگر انسان دقت بکند این مرگی که در نفخه اول به سراغ موجودات خواهد آمد، یعنی با همان قبضی که است گفتم یک دم قبض است که همه وجود را می‌گیرد و این دم قبض به توسط یکی از ملائکه مقربین که بسیار بالا است به نام اسرافیل پیاده می‌شود.

در یک نظر در ای-- به سبب همان ملک الموت که ملک قبض است پیاده می‌شود.

البته بین ملک الموت و اسرافیل هم حساب‌های خاصی هست.

در هر صورت آخر خودش هم قبض می‌شود.

قبضی، دم قبضی می‌آید به سراغ همه موجودات.

همه چیز قبض می‌شود.

قبض به معنی خاصی که همين قدر این طور می‌توانیم بگوییم.

دوباره در نفخه دوم همه چیز با به‌اصطلاح دم بسط و دم به‌اصطلاح ایجاد، ایجاد می‌شوند و بسط می‌گردند.

در نفخه اول همه چیز قبض می‌شود و همه چیز می‌میرد.

به این معنا که خدای متعال دمی دارد در وجود.

این دم، دم قبض است.

پیش می‌آورد با این دم همه موجودات را قبض می‌کند و قبض خاصی که منظور از مردن همین معناست.

منتها حالا توضیح عرض خواهم کرد که قدم به قدم دقت کنید.

منظور از مردن همین است.

یعنی همین قبض کردن است.

همه چیز مغلوب می‌شود و وقتی که همه چیز مغلوب شد، به اصطلاح از همه چیز یک مسئله گرفته می‌شود که این مرگ همه چیز است.

با همان قبض اول و دم اول.

یعنی به اصطلاح نفخه اول همه چیز قبض می‌شود و با قبض شدن همه چیز یک چیز از همه چیز گرفته می‌شود.

و در مرحله دوم که دوباره خدا احیا می‌کند بی‌آن یک چیز که از همه چیز گرفته شد همه چیز را احیا می‌کند.

این لفظ را فراموش نکنید و همین طور که من عرض می‌کنم سعی هم می‌کنم که ساده‌تر بگم.

حالا توضیحش را.

این مقدمه که دقیق است این است که قبلاً هم در یکی از بحث‌ها گفتم.

قرآن کریم اگر من و شما خوب دقت بکنیم حقیقتی از حقایق را بیان می‌کند که روی آن کم دقت شده است و خیلی کم دقت شده است.

ولی آیات روش تاکید دارد.

هر کسی به اصطلاح بصیرت داشته باشد باید روی آن آیات و نکته‌هایی که این آیات دارد دقت بکند.

آیات قرآن کریم می‌گوید که شما هر مخلوقی را حساب کنید، هر مخلوقی، هر مخلوقی را حساب کنید دارای دو وجه است.

توجه کنید دو وجه.

یک وجه باطل دارد و یک وجه حق و حقانه دارد.

یک وجهه حقیقت دارد.

یک وجهه سراب حقیقت نما دارد.

یک وجهه درست دارد.

یک وجهه دروغ دارد.

یک وجهه صحیح دارد.

یک وجهه غیر صحیح دارد.

حالا اینها تعبیرات مختلفی.

اصلش قرآن تعبیر می‌کند بیشتر تعبیر قرآنی این است که همه چیز دارای دو وجه است.

وجه باطل و وجهی که وجه حق است دقت می‌کنید مثلا من و شما به عنوان خود ما همین که ما هستیم به عنوان هر کدام از ما به عنوان مخلوقی از مخلوقات خدایم لااقل دارای دویش هستیم یا دو جنبه هستیم یا دو جهت هستیم یا آمیخته‌ای از دو چیز هستیم و اون عبارت است از حقی و باطلی که آمیخته به اون حق است.

از باطلی و حقی که همراه با اون باطل است.

هر تعبیری را بکنیم درست است و اصل همه چیز هم حقیقت همه چیز هم که دارای دو جنبه است یا دارای دویش است یا آمیختگی دارد.

اصل هر چیزی عبارت است از چه چیز؟

از همان جنبه حقش یا باطلش؟

از جنبه حق به آن چیز دقت میکنید.

هر چیزی حقی دارد با به باطلی آمیخته است.

البته این باز هم تأکید بکنم دقیق است.

این باطلی که آمیخته به حق است این به مشیت خداست توجه کنید اشتباه نشود.

حکمت خدا، مشیت خدا چنین ایجاب کرده.

أنزل من السماء ماءً فسالت أودية بقدرها بعضی از آیات را من اشاره می‌کنم.

أنزل من السماء ماءً فسالت أودية بقدرها این آیه است به این مسئله با مثل اشاره می‌کند.

یا می‌فرماید إنما مثل الحياة الدنيا كماء أنزلناه من السماء فاختلط به نبات الأرض این هم آیه است به این مسئله اشاره دارد.

اینها را هم معنی نمی‌کنم.

آیات دیگر را برای شما معنی خواهم کرد.

خدا از خدا آن چه می‌آید حق است به مشیت او لا.

اما با مشیت دیگرش به باطلی همین حق آمیخته شده.

آمیخته شده.

هر چیزی جنبه حقی و حقانی دارد و جنبه باطل و سرابی دارد.

متأسفانه برای ماها و شماها هر چیزی را که نگاه می‌کنیم آنچه ازش ما می‌فهمیم یا برای ما نمود دارد یا ظهور دارد کدام جنبه‌اش است؟

جنبه باطلش است.

جنبه باطل همه چیز در نظر ما می‌آید و جنبه سرابی هر چیز.

البته ما سرابی بودنشان را نمی‌فهمیم.

جنبه باطل هر چیز به چشم ما می‌آید، به درک ما می‌آید، برای ما مدرک می‌شود و همین جنبه باطلش حجاب می‌شود بین ما و بین جنبه حقانی هر موجود.

یعنی این حجاب است و نمی‌گذارد ما چهره حقانی هر موجود را چه بکنیم؟

بیابیم.

ببینید شما این آیات را زیاد شنیدید.

قل لله المشرق والمغرب فأينما تولوا فثم وجه الله دقت می‌کنید؟

یکی از آیات قرآن است.

قبلا هم گفتم به شما.

شما همه آن را شنیده‌اید و همه آن آیه‌است که می‌گوید که برای خداست مشرق و مغرب.

هر کجا رو بیاوری فثم وجه الله روی خدا را می‌بینی.

این در کجاست و برای کیست؟

برای آن کسی که وجهه باطل یا آن جنبه باطل و سرابی هر مخلوق که حجاب چهره حق و حقیقی اوست از نظر او چه می‌شود؟

برداشته می‌شود.

اگر با چهره حقیقی هر چیز که هر چیز همین چهره را دارد و این صورت را دارد کسی اشیاء را ملاحظه بکند، آنوقت بله این خطاب برای او درست است.

أينما تولوا فثم چی؟

وجه الله.

اینکه همه چیز miraat وجه حق است.

همه چیز آینه وجه حق است یعنی و موجودات کلاً مرآه وجه الله هستند.

این ناظر به آن صورت حقانی و صورت حق همه اشیاء است.

کسی اگر آن صورت حقانی اشیاء را ببیند در همه جا چه می‌بیند؟

وجه الله را می‌بیند.

یعنی آن صورت حقانی هر چیز خدا را نشان می‌دهد و این صورت باطل هر چیز خود را.

دقت می‌کنید؟

این فرق، ببین تفاوت رب و مر از کجاست تا به کجا.

چنین است مسئله.

اینکه قرآن می‌گوید سبح لالله ما في السماوات وما في الأرض يسبح لله ما في السماوات وما في الأرض این مشیئن الله یسبح بحمد ولكن لا تفقهون تسبيحهم.

در اینجا نکته را حل می‌کند که لا تفقهون چی؟

تسبيحهم.

شما نمی‌یابید.

همه چیز در حال چیه؟

در حال تسبیح است.

این هم ناظر به همان وجهه حقانی نظام هستی است که همه موجودات هستند.

اگر کسی این پرده و سراب را بتواند کنار بزند و آن باطل هر چیز را نبیند، حق هر چیز را ببیند در صورت حقه.

هر چیزی در صورت حق حقانی خود صریحاً و خیلی آشکار و روشن تسبیح‌گوی است.

سبح لالله در آن سو یعنی در ورای این سرابی که در چشم من و شما هست.

دقت بکنید.

فرضا عجیبی می‌بینید که قرآن می‌گوید که خود قرآن می‌گوید.

می‌گوید آن چه قرآن می‌گوید حق است.

دقت بکنید ها.

نمی‌دانم چقدر خواهید فهمید نکته‌ های که می‌گویم.

می‌گوید آن چه قرآن می‌گوید مثلا قرآن می‌گوید سبح لالله ما في السماوات وما في الأرض اما از کجا خبر می‌دهد این را؟

از آن نظام کی؟

حقانی.

می‌گوید قرآن حق را می‌گوید.

حالا نه آن باطلی را که به نظر شما می‌آید.

آن چه می‌گوید سبح لالله حق را می‌گوید.

حق آن است که ورای این سراب است.

یا آن چه می‌گوید که أينما تولوا فثم وجه الله آن چی را می‌گوید؟

حق را می‌گوید.

یا آن که می‌گوید که شهد الله أنه لا إله إلا هو حق را می‌گوید.

توجه می‌کنید؟

این که می‌گوید لا إله إلا هو حق را می‌گوید.

همینطور دیگر.

لله ملك السماوات والأرض همه چیز ملک و حوس این حق را می‌داند اما نه آن کسانی که در سراب گیر کرده‌اند برای آنها.

برای آنها که در سراب گیر نکرده‌اند و حق براشون چیه؟

براشون واضحه.

البته برای اون‌ها که مانند من و شما در سراب گیر کرده‌اند به کمک عقل می‌برد اونجا.

به کمک عقل.

عقل ما می‌کشد ما را به اون حقایقی که قرآن می‌گوید.

اما اگر چنانچه کسی چشم حق بینش باز باشد در اون چهره حقانه همه موجودات همه این‌ها را می‌بیند.

تسبیح را می‌بیند، مالکیت خدا را می‌بیند، وجه خدا را در همجا می‌بیند.

الی آخر.

دیگه لا اله الا الله را در همجا می‌بیند.

خب دو چیز.

حالا دو چهره موجودات دارند.

من در اینجا آیاتی برای شما می‌خوانم که این آیات را یک تا دو مورد می‌خوانم.

شما این آیات را توجه می‌کنید.

آیات را می‌نویسید بعداً روش دقت می‌کنید انشاالله.

اول یک قاعده کلی به شما بگویم به عنوان اینکه در قرآن چون من یکی دو مورد آیه می‌خوانم برای شما در قرآن زیاد است که خدا اشاره کرده که ما خلق نکردیم آسمان و زمین را مگر به حق، مگر به حق، مگر به حق.

هی میگه مگر چی؟

به حق.

اونوقت اونایی که خوب ساده برخورد می‌کنند با قرآن این کلمه مگر به حق را نتوانستند معنی بکنند، معنی هم نکردند یا نتوانستند یا ندانستند یا توجیهات نادرستی کردند.

اما کلام خداست.

مگر به حق.

این چیه همه جا تأکید می‌کنه که هرچه را که می‌بینید ما خلق کردیم.

متوجه باشید حقی همراه آن است.

این خلقت همراه نیست مگر با چی؟

مگر با حق.

این چی می‌خواد بگه؟

می‌خواد صاف بگه که هر خلقی، هر مخلوقی را شما حساب کنید این خلقت که به ظاهر به نظر شما طور دیگه میاد این توأم است با چی؟

توأم است با یک حقی که شما هوشیار باشید اون حق را ببینید که این در پشت پرده است.

این قاعده کلیش هست حالا من یک دو مورد از آیاتش را برای شما می‌خوانم.

عرض کنم که در آیه چهل و چهار سوره عنکبوت اینطور است.

"خلق الله السماوات والأرض بالحق".

خدا و این "ذلك لآيات للمؤمنين" چهل و چهار سوره عنکبوت.

خدا خلق کرد آسمان‌ها و زمین را به حق.

به حق خلق کرد.

به حق یعنی چی؟

یعنی همراه با حق.

مصاحب با حق.

یعنی شما هرچه این آسمان و زمین و آنچه در آن هست را ببینید، هرچه را ببینید خدا اون رو خلق کرده ولی همراه با چی؟

همراه با یک حقی.

همراه با...

هی تذکر می‌ده.

در آیه دیگر در سوره به اصطلاح در سوره روم آیه هفت و هشت.

اینجا دو آیه می‌خوانم خوب دقت بکنید.

"يعلمون ظاهرا من الحياة الدنيا وهم عن الآخرة هم غافلون" دقت می‌کنید؟

اولش خیلی با مقدمه خاصی می‌آید.

می‌گه که این انسان‌ها ظاهری از حیات دنیا را می‌بینند.

از اون سو که در پشت پرده است الان هم هست.

متأسفانه چه هستند؟

غافلون.

"يعلمون ظاهرا من الحياة الدنيا" اینها ظاهری از حیات دنیا را می‌دانند.

از ورای این ظاهر که با کلمه آخرت تعبیر می‌کنه همشون در غفلت‌اند.

اما چرا در غفلت‌اند؟

"أولم يتفكروا في أنفسهم" آیا نزد خود فکر نکرده‌اند که "ما خلق الله السماوات والأرض وما بينهما إلا بالحق" خدا خلق نکرده است آسمان و زمین را و آنچه در آسمان و زمین و بین اون‌هاست را "إلا بالحق" مگر به حق.

یعنی شما ظاهر را نبینید.

س-- اول گفت ظاهر را حالا می‌بینید.

بعد گفت که اینا فکر نکرده‌اند که همه چیز همراه با چیه؟

همراه با حق است.

اگر فکر در خود، نزد خودتون بکنید این را می‌یابید.

البته این را عرض کنم کسانی که به اون فکر به معنی خاصی که در سلوک مطرح است.

بعضی از بچه‌ها اینجا هم میاند و از صحبت‌های سلوکی می‌گن به ما صحبت می‌کنیم.

ما هم می‌کنیم.

اما هیچکس تا به حال اون قدم را برنداشته و مرا-مراحل فکر بالا برسه که الان می‌خوام عرض کنم.

در مرحله انسان به فکر خاصی دعوت می‌شود در سلوک عبودی.

در اون فکر انسان به این حقیقت می‌تواند برسد اگر دنبالش را بگیرد.

البته در مراحل تقریباً اواسط سلوک است یا تقریباً می‌شود گفت در مراحل نسبتاً آخرهای سلوک است.

فکری است، فکر خاص است و فکر عقلی نیست ها.

از اون فکرای مصطلح نیست.

فکر خاصی است که اگر اون فکر را کسی دنبال بگیرد که از این آیات استفاده کرده‌اند ارباب سلوک، انسان می‌تواند به این حقیقت‌ها یواش یواش برسد و این چهره سرابه همه چیز کنار برود و چهره حقانه چه می‌شود؟

براش واضح شود.

در هر صورت اینجا می‌گه که آیا فکر نکرده‌اند که همه چیز را خدا آسمان و زمین و آنچه در آن هست را به حق خلق کرد همراه با حق.

خب این هم یک تعبیر است توجه کنید.

این تمام شد.

توجه بکنید که این یک نکته.

دیگه من بیش از این آیه نمی‌خوانم.

دو مورد خوندم و اما آیات زیاده.

فقط یادتون باشه می‌روید از روی معجم امثال این‌ها کلمه حق و بالحق را پیدا می‌کنید و آیات که این شبیه این دو آیه است که خوندم مثلاً "وما خلقنا السماوات والأرض إلا بالحق".

"هو الذي خلق السماوات والأرض بالحق".

اینجور تعبیرات زیاد است.

هی بالحق‌ها بود.

ولی متأسفانه حتی مفسرین روی این زیاد تأکید نکرده‌اند چه رسد بر عامه مردم که فکر بکنند که خدا چی می‌خواد بگه.

السلام علیکم ورحمة الله وبركاته.

الله أكبر.

الله أكبر.

یا رب العالمین.

یا رب العالمین.

یا رب العالمین.

یا رب العالمین.

یا رفقا بخش دیگری از تفسیر سوره مبارکه نبع را از زبان استاد محمد شجاعی شنیدید.

در این لحظه گوش جان می‌سپاریم به تلاوت آیاتی از سوره مبارکه نبع با صدای استاد عبدالعزیز حسان.

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

إن يوم الفصل كان ميقاتا.

يوم ينفخ في الصور فتأتون أفواجا.

وفتحت السماء فكانت أبوابا.

وصيرت الجبال فكانت سرابا.

إن جهنم كانت مرصادا.

للطاغين مآبا.

نابثين فيها أحقابا.

لا يذوقون فيها بردا ولا شرابا.

إلا حميما وغساقا.

جزاء وفاقا.

إنهم كانوا لا يرجون حسابا.

وكذبوا بآياتنا كذابا.

وكل شيء أحصيناه كتابا.

فذوقوا فلن نزيدكم إلا عذابا.

إن للمتقين مفازا.

حدائق وأعنابا.

وكواعب أسرابا.

وكأسا دهاقا.

لا يسمعون فيها لغوا ولا كذابا.

جزاء من ربك عطاء حسابا.

صدق الله العظيم.

اللهم صل على محمد وآل محمد.

اللهم صل على محمد وآل محمد.

اللهم صل على محمد وآل محمد.

اللهم صل على محمد وآل محمد.

اللهم صل على محمد وآل محمد.

اللهم صل على محمد وآل محمد.

راست گفت خداوند بلند مرتبه و بزرگ.

به پایان برنامه امروز رسیدیم.

با امید به توفیقات روزافزون شما عزیزان، شما را تا هفته آینده به خداوند یکتا می‌سپاریم.

حق یار و نگهدار.

الله الله الله الله الله الله الله يا من له helt الوجوه بأسرها وله جميع الكائنات توحد.

أنت الإله الواحد الفرد الذي كل القلوب به تقر وتشهد.

يا من له helt الوجوه بأسرها وله جميع الكائنات توحد.