[سخنرانی دینی] در مکتب وحی [سخنرانی دینی] مجموع مباحث تفسیر قرآن کریم، برنامه از گروه علوم و معارف قرآنی است.
[سخنرانی دینی] بسم الله الرحمن الرحیم.
با عرض سلام خدمت شما شنوندگان رادیو قرآن و همراهان برنامه در مکتب وحی با یکی دیگر از مباحث تفسیری عالم فرزانه حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی همراه شما هستیم.
در برنامه گذشته در تفسیر سوره مبارکه نبع توضیحاتی در خصوص نفخ صور شنیدید.
از جمله اینکه در صور دو بار دمیده میشود و مردن در نفخه اول مردن خاصی است که به آن صاعقه میگویند.
در این برنامه استاد درباره جنبه حق و باطل همه موجودات بحث میکنند.
استاد میفرمایند که هر موجودی دارای حقیقتی است که آن از چشم ما محجوب است و در عالم قیامت چهره سرابی و باطل همه موجودات کنار میرود و چهره حق و حقیقی آن پدیدار خواهد شد.
از شما دعوت میکنیم مشروح این بیانات را از زبان استاد محمد شجاعی بشنوید.
اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
آن حقی که همراه موجودات است.
گفتم آنچه به نظر من و شما میآید کدام چهره از موجود است؟
چهره باطلش.
در صورتی که چهره باطل سرابی بهیش نیست، فقط سراب است.
خیلی ضعیف است و این را هم عرض کنم.
این چهره باطل با چه چیز خودش را نمود داده؟
به کمک چه چیز؟
به کمک همان حق.
دقت میکنید؟
اینجور است مسئله.
این خیلی عجیبه.
چهره باطل صورت باطل هر چیزی که غلط انداز است خودش را نشان میدهد.
گفتم سراب است و باطل است متأسفانه در عین حال که حجاب اون حقیقت است که در هر چیزی هست، در عین حال خودش خیلی ضعیف است و خودش با چه به وجود میآفتد؟
با حق.
کف آب را دیدهاید دیگه.
زیاد کف آب را شما با کف آب زیاد سر و کار داشته با حقیقت سر و کار نداشته دیگه اینکه خودتون هم میدانید کف آب را دیدهاید از کجا و به کجا و از کجاست و به کجا قائم است.
از آب است و به چی قائم است؟
ها؟
به آب.
از آب نشأت-- اگر آب نباشد چف چه میتواند ظهور بکند و بروز بکند؟
آبی هست که کفی در میان آمده.
اگر آب نباشد چه کفی؟
کف اصلاً هستی ندارد.
اما همچنین کف اگر بخواهد بقای خودش را حتی اصل تشکلش از آب است.
بقایش هم چیه؟
باز به آب است.
اصلاً مایه اش از آب است.
اما متأسفانه حجاب چیست؟
حجاب چهره کیه؟
آب است.
دقت میکنید؟
اگر کفی روی آب آمد که از آب است و بقایش به آب است و اگر آب نباشد هیچ معنی ندارد.
اگر کفی شد شما دیگه آب را نمیبینید.
چنین است این باطلی که به میان افتاده روی حق را به اصطلاح محجوب کرده است.
از خود حق است و به خود حق است و اگر حق نبود اصلاً نبود.
چنین است وضعش.
خب در هر صورت مطلب را میگذریم.
خب اون چهره حقانه هر موجود نحوه دیگر است و چهره باطلش نحوه دیگر.
اینجا به شما یک نکتههایی بگم که این را اگر، اینها را اگر خوب البته بحث هم در این مسیری نیست.
اینجا در این بحث میشود خیلی نتیجهگیریها کرد.
خیلی.
کسی این را خوب بفهمد خیلی، خیلی نتیجهگیریها.
از جمله اینکه همه چیز که من و شما حتی در خصوص خودمون و اعمال و حرکات و احوال اینها را به دست میآوریم و خصال خودمون مواجه میشویم و عرض کنم و از اونها دست بردارم نیستیم با کدام چهره اونها مواجه هستیم؟
با چهره ها؟
باطلش.
فکری که شما میکنید، ما میکنیم همین فکر، فکرای معمولی.
اینور اونور.
این فکر ما همیشه در جَولان است.
یعنی فکرای خوب نمیگم حالا مثلاً در فکر ما آره مثلاً.
این فکرای بیجا.
این فکرها که ما میکنیم، این صورت باطلش همین است که ما میگیم فکر میکنیم.
صورت باحقش خیلی به اصطلاح عرض کنم عذاب دهنده و سرگردان آور است.
اگر بنا باشد صورت حقش برای من و شما داده شود که داده خواهد شد.
مال ماست دیگه.
توجه میکنید؟
شما سو-- در صورت باطلش این است که میگید فکر میکنم راحتید پس خیلی راحت.
صورت باطلش این است.
اما صورت حقانش این نیست.
اگر شما صورت حقانی فکرتون را بیابید، میبینید که متحیّر در عین گرفتاری و سخت و زحمت کشیدن هی سرگردان دیگه اینجا اونجا میزنه خودتون را.
این صورت حقانه چیه؟
صورت حقانه همون فکر معمولی است.
توجه میکنید؟
هر خصلتی را شما حساب کنید.
خصلت، خصلت، رذل، خلق.
این خلقها که من و شما داریم صورت باطلش اینهاست که ما اینجا مییابیم.
صورت حقانیش همش هر کدامش به نحوی عذابدهنده و وحشتبار است.
دقت میکنید؟
خیلی وحشتبار است.
شما این را حساب نکنید که فکر نکنید فردا مثلاً عصبانیت شما را به صورت عصبانیت به شما میدهند.
نه صورت حقش رو میدهند.
صورت باطلش اینجا تمام میشود.
میفهمی چی میگم دیگه؟
انشاالله که میفهمید.
دقت کردید؟
یا مثلاً خلق حسد.
فکر نکنید خلق حسد را که خلق شماست به شما داده خواهد شد.
مال شماست، با شماست، از شما دور نشده و نخواهد شد.
با شماست.
این را دیگه به صورت حسد به شما نمیدهند.
آن وقتی که بنا شد حق به انسانها داده شود صورت حق حسد را میدهند.
صورت باطلش فقط در اینجا میماند.
تمام شد با مرگ.
دقت بکنید و بعد از اینها تمام نیتها، تمام محبتها، تمام عداوتها، تمام تمایلها و تمام عملها.
for this ببینید قرآن میگه آذا.
ببینید آذا کتابنا جنب علیكم.
چی؟
چی گفتی؟
بالحق.
حالا فهمیدی معنی آیه چی میشه دیگه با این توضیح.
میگه که انسانها تعجب میکنند وقتی نامهی عملشون را میبرند.
نامهی عمل هیچ خبری از این کارها که ما اینجا با اون شکلاتی که به آن خوردیم، هیچ خبری از این کارها در آنجا که نیست.
از اینی که ما داشتیم خبری نیست.
یک چیز دیگه است.
اون وقت تعجب میکنه انسان.
حالا من اینجا میگم.
میگه که میگیم به انسانها که [مکث] خوب دقت بکنید که این کتاب ما که کتاب شماست، این با شما با چه زبان سخن میگوید؟
با زبان حق.
با زبان حق که بنا نبود که اعمال و حرکات و صفات و اوصاف شما را با چهره باطلش به شما بدهیم.
با چهره حقش به شما میدهیم.
آذا کتابنا جنب این عالمی که دارید.
کتاب منظور عالم است ها، نامه نیست.
نامه یعنی عالم.
این عالمی که به شما میدهیم تعجب نکنید.
چرا مثلاً متحیر موندید؟
این کتاب ما، این عالم ما به شما میگوید آنچه از شما صادر شده است.
اما با چه صورت به شما میدهد؟
با صورت حق.
آذا کتابنا جنب علیكم بالحق نه بالباطل.
اونی که شما داشتید چه بود؟
باطل بود.
صورت حقانیش را کتاب شما به شما میدهد.
[مکث] ببین آیه چقدر.
یا مثلاً میگه که به جهنمیها وقتی آتش میرسد جهنمیها به آتش میرسند.
گفته میشود که الیس آذا بالحق.
دقت میکنید؟
یعنی به شما میگفتیم که این گناه را نکنید.
این گناه اینجا صورت باطلش همان شکلی است که شما مییابید در اینجا.
صورت حقش آتش است.
دقت بکنید.
صورت حق هر گناه چیه؟
یعنی آنسوییش چیه؟
آتشه.
به جای شما باشم میروم روی همه حرکاتم، صادرم، حرکاتم، باطلم، نیاتم، خصوصیاتم، اخلاقم و اوصافم، تمایلاتم، همه ریزه کاریهای درون و بیرون، ظاهر و باطن.
من به جای شما باشم میرم فکر میکنم اینها هر کدام صورت حقی دارد و میبینم کدامش از اینها ممکن است.
حالا نمیفهمیم من و شما صورت حقش چیه؟
چون اونجا خواهیم فهمید.
اما میتوانیم بفهمیم که کدامش میتواند چهره حقانه خوب داشته باشد.
کدامش میتواند چهره حقانه چی؟
بد داشته باشد.
شما میتوانید.
حتی میتوانید بفهمید غفلت از خدا چهره حقانهاش خوب است یا چیه؟
بد است.
همش میتوان بفهمید.
یعنی یک وجهه آنجایینش خواهد آمد ها.
الان هست، خواهد ظهور کرد.
توجه میکنید؟
نمیبینیم.
بالحق است.
همه چیز توأم با حق است.
شما شروع کردید یک نیتی را در دل گذارندید.
شما دو چیز کار کردید.
یکی اون است که خودتون میفهمید، یکی اون است که در ورای آن چیزیست که خودتون میفهمید.
صورت آنسویی نیتتون هست.
من به جای شما باشم میرم محاسبه میکنم.
میبینم وقتی همه چیز بنا شد دو صورت داشته باشد، ببینیم آنچه ما داریم و هی داریم انجام میدهیم و در باطن و ظاهر میگذاریم.
اینها کدامش میتواند صورت به نفع ما داشته باشد آنسو و کدامش میتواند صورت به ضرر ما داشته باشد.
حساب میکنم و یه خورده به خودم بی-- میام.
خب بحث کنم که تا اینجای توضیح.
خب این دو چیز هر چیزی دو وجه دارد.
وجه سرابی و باطل، وجه حق و به اصطلاح حق و حقیقت.
چه در اعمال و خصال و اوصاف ما، چه در کل حوادث وجود.
حالا گذشتیم به اعمال و خصالمون.
دیگه اصل مسئله بود که همه چیز چی دارد؟
دو صورت دارد.
خود من دو صورت دارم.
این خاک دو صورت دارد.
این هوا دو صورت دارد.
این آب دو صورت دارد.
آسمان دو صورت.
هرچی دیگه.
هرچی شما حساب کنید دو وجه دارد.
فما خلقنا السماوات والأرض وما بينهما إلا چی؟
بالحق.
از جمله این بود که اعمال و نیات ما حتی دو صورت دارد.
توجه کنید.
خب این دو صورتی که همه چیز، همه خلقت دارند، حق و باطل.
قرآن در جاهای دیگه often به این نکته اشاره میکند.
یواش یواش میرم به سؤال نه به سوره های مقدمه که میگم.
به این نکته اشاره میکند.
میگه این خلقت همه چیز که آمیخته شده حق با باطل و باطل با حق و باطل روی حق را پوشانیده است و اکثر افراد از آن حق اشکافند الا نادره.
این آمیختگی تا مدتی است.
به این هم اشاره میکنه.
تا کِی؟
تا مدتی است.
دائمی نیست.
این فقط تا مدتی است.
این هم یک نکته است.
بعد از اینکه بیان میکند که خلقت همه چیز آمیخته به حق و باطل است، در آیات به این هم اشاره میکند که این آمیختگی برای همیشه نیست و برای مدتی است.
حالا به این آیات یکی دو مورد میخوانم دقت کنید.
میگه تا مدتی است.
یعنی این بازار تا مدتی گرم است.
همیشه گرم نیست.
دقت میکنید؟
حالا قدم به قدم پیش میریم.
عرض کنم که در سوره احقاف آیه سوم اینجور میفرماید.
میفرماید "ما خلقنا السماوات والأرض وما بينهما إلا بالحق وأجل مسمى".
ما خلق نکردیم.
اول اصل مسئله را بیان میکنه که برام توضیح دادم.
ما خلق نکردیم آسمان و زمین را مگر به حق.
این تمام شد.
و بعد چی؟
"وأجل مسمى" اما تا مدت تعیین شده.
اینکه حق همراه با باطلی گشته است، باطلی حجاب روی حق شده است.
این تا کِی است؟
"وأجل مسمى" تا مدت معین است.
دنبال آیه "والذین كفروا أما أنذروا موعظة".
خب تا مدت معین.
این تا مدت معین تا کِی است؟
باید ببینیم این مدت معین کجا، کی تمام میشود.
ای گفتید کی تمام میشود؟
در نفخ صور.
توجه کنید.
این در نفخ صور تمام خواهد شد.
حالا شاهد دیگر مسئله که این در قیامت تمام خواهد شد البته با نفخ صور این آیه عرض کنم که هشتاد و پنج و هشتاد و شش سوره حجر را میخوانم.
با تأکیدی که میروم هیچ فراموش نکنید و الا اگر فراموش کنید دیگه تا آخر ممکنه اگر بفهمید تصحف بخورید.
"وما خلقنا السماوات والأرض وما بينهما إلا بالحق".
باز میگه ما خلق نکردیم آسمان و زمین را مگر همراه با حق.
توجه میکنید؟
بعد میگه چی؟
"وإن الساعة لآتية".
این رمز است ها.
رمز و اشاره است به گور نرو.
ما همه چیز را خلق نکردیم مگر همراه با حق.
بعد میگه "وإن الساعة لآتية".
البته ساعت هم خواهد آمد.
یعنی تا کِی هست این همراهی؟
تا ساعت دیگه.
در یک آیه گفت تا اجل معین است.
در این آیه میگه، همون مطلب را میگه، اونجا گفت که ما آسمان و زمین را خلق نکردیم مگر همراه با حق و این همراهی تا کِی است؟
تا اجل مسمى است.
در این آیه میگه که ما آسمان و زمین را خلق نکردیم مگر همراه با حق و توجه داشته باشید که ساعت خواهد آمد.
یعنی مدت کی تمام خواهد شد؟
مدت در قیامت تمام خواهد شد.
علذا پیامبر اکرم میفرماید فاسفه السفه الجميع.
حالا تو زیاد ناراحت نباش.
به حق را میگی.
خیلی از اینها قبول نمیکنند.
فاسفه السفه الجميع.
بگو مطلب را و دیگه کاری نداشته باش.
فاسفه السفه الجميع.
یعنی وقتش خواهد رسید که اون حقایق به اینها چه بکنه؟
به اینها ظهور بکند.
بعد آیه دوم میگه "إن ربك للخلاق العلیم".
این آیه عجیب است.
هم برای اون کسی که میفهمد بسیار هشدار میدهد زیاد و هم برای کسی که به اصطلاح در راه خطا نیست و در این حال میفهمد خیلی لذت بخش است.
میگه که پروردگار تو خلاق علیم است.
یعنی در خلقت و ایجاد نحوههای گوناگون خلقت را او خود هم میتواند و هم چیه؟
هم میداند.
"للخلاق العلیم".
میداند چه کرده و تا کِی کرده و چطور به راه انداخته و چه خواهد شد.
باطلی را با حقی آمیخته.
آزمایشی به میان آورده.
مدتی مهلت داده.
مدت تمام خواهد شد.
آزمایش هم مهلتش تمام خواهد شد.
اون باطل از میان خواهد رفت و حق چی خواهد شد؟
واضح خواهد شد.
توجه میکنید؟
باز تأکید میکنم شما را به آن آیه.
"أنزلنا من السماء ماءً فسالت أودية بقدر".
عجیبا!
حقی آورده با باطلی به مشیت چه کرده؟
آمیخته.
بعد آزمایشی به میان آورده.
مهلتی هم داده.
یه وقتی هم مهلت آزمایش تمام خواهد شد و این همراهی حق با باطل هم تمام خواهد شد.
آنچه از آزمایش درآمد که درآمد و آن کس که در نیامد، اون وقت پردهها کنار رفت.
دیگه فقط حسرت است و چی؟
حسرت است و عذاب.
عجیب است میگه که بعد اون وقتی که این منحرفینها میگن که تأسف میخورم، میگن که عجیب اونها که پیامبران میگفتن همینها بودند ها.
توجه میکنید؟
اونها که میگفتن هم همینها بوده که الان ما میبینیم.
اما دیگه به کجا میرسند.
خب پس این آیه صاف گفت که این در کجاست؟
این همراهی حق و باطل تا ساعت است، قیامت.
تا این با نفخ صور تمام میشود.
یعنی وقتی اون دم اول که دم قبضه است پیش آمد، دم قبض میآید و عرض کنم همه چیز را قبض میکند.
همه چیز را قبض کرد.
در همین قبض، اون دفعه در بعد از جلسه میگفتم یک لباس از تن همه چیز درآورده میشود و اون لباس چیه؟
لباس باطله.
لباس باطل درآورده شد در نفخه دوم که دوباره همه چیز ایجاد میشود با لباس چی؟
با لباس حق و با وجهه حقانی.
توجه کردید؟
يوم ينفخ في الصور فتأتون أفواجا.
پس فکر میکنم که در این باب من توضیحاتم را دیگه بیش از این یعنی عرض نمیکنم و فکر میکنم که شما اگر دقت کردید دیگه خوب فهمیدید.
طبعا این مردن، مردن به معنی چیست؟
به معنی خاصی است.
نه از اون مردنهاست که ما میفهمیم.
مردنیست که به همه چیز رو آور خواهش با نفخه اولا آنکه لباسی را از تن هر موجودی در میآورد به لباس باطل اوست.
این یک مردن است.
یعنی یک مردن موجود است از اون خدایتش و زنده شدن است با وجهه چی؟
حقانیتش.
دقت میکنید؟
وجهه خدای هر چیزی ازش گرفته میشود.
میمیرد از اون وجهه.
میمیرد از اون هستی به هستی دیگر که هستی حقیقی و حقانی اوست.
دوباره چی میشود؟
زنده میشود.
لذا میبینیم که اونجا که از انسانها یاد میکند فزع میگوید، صعقه میگوید.
توجه کنید کلمه موت به کار چیه؟
نمیبرد.
تعمق میکنید؟
کلمه موت به کار نمیبرد.
میگه صعقه من في السماوات والأرض.
همه موجودات زنده که در آسمان و زمین هستند صعقه، صعقه یعنی مدهوش میشوند، بیخود میشوند.
توجه میکنید؟
یا مدهوش مانند و تقریبا امثال اینها.
چیزی است نه مرگ است اما شبیه مرگ است.
میخواهد اشاره بکند به همون به اصطلاح مرحله که الان توضیح دادم.
همه چیز مدهوش و بیهوش و امثال اینها میشود و لباس باطل از آنها گرفته میشود و لباس حقانی به آنها پوشانیده میشود.
اونوقت، اونوقت توجه میکنید؟
اونوقت وقتی که همه چیز با اون وجهه حقانیشون موندند فقط در نفخه دوم با وجهه حقانی همه چیز احضار میشوند و دیگه مسائل کلاً عوض شده است.
حسابها کلاً عوض شده است.
از اینجا شما میتوانید بفهمید که خود قیامت وقتی به پا شد در اون نفخه دوم که همه چیز با صورت حقانی وارد شد، میتوانید بفهمید که اصلاً به طور کلی انسان از وجود خودش گرفته نسبت به همه چیز با چیزهای تازه رو به رو است.
دقت میکنید؟
با چیزای چی؟
با چیزهای تازه.
همه چیز تازه است.
هم خود انسان که وجه باطل از او گرفته شده است و صورت حقانی خودش را پیدا کرده و هم همه چیز.
اصلاً کلاً همه چیز عوض میشود.
یک نظام جدید است.
یک عالم جدید است و به روی همین حساب هم گفته شده است قیامت است.
دقت بکنید قیامت است.
قیامت یعنی قائم شدن هر موجود با کی؟
با حق.
که این یکی از مسائلی است که در آن روز روشن خواهد شد.
مهمترین مسئله هم هست.
السلام علیکم و رحمة الله و بركاته.
[کلام множеدی] [آواز] يا رب العالمين.
يا رب العالمين.
يا رب العالمين.
يا رب العالمين.
يا رب العالمين.
[موسیقی] یاران همراه بخش دیگری از تفسیر سوره مبارکه نبع را شنیدید.
در این لحظه دعوت میکنم تلاوت آیاتی از سوره مبارکه نبع را بشنوید با صدای استاد طبلاوی.
أعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
إن يوم الفصل كان ميقاتا.
يوم ينفخ في الصور فتأتون أفواجا.
يوم ينفخ في الصور فتأتون أفواجا وفتحت السماء فكانت أبوابا.
وسيرت الجبال فكانت سرابا.
إن جهنم كانت مرصادا.
للطاغين مآبا.
اللابثين فيها أحقابا.
لا يذوقون فيها بردا ولا شربا إلا حمیما وغساقا.
لا یذوقون فیها بردًا ولا شرابا إلا حمیما وغساقا جزاءً وفاقا.
إنهم كانوا لا یرجون حسابا.
وكذبوا بآیاتنا كذابا.
وكل شيءٍ أحصیناه كتابا فذوقوا فلن نزیدكم إلا عذابا.
إن للمتقین مفازًا خضائقا وأغنافا.
وكواعب أثرابًا وكأسا دیاعًا لا یسمعون فیها لغوا ولا كذابا جزاءً من ربك عطاءً حسابا.
رب السماوات والأرض وما بینهما الرحمن.
رب السماوات والأرض وما بینهما الرحمن لا یملكون منه خطابا یوم يقوم الروح والملائكة صفًا فلا یتكلمون إلا من أذن له الرحمن وقال صوابا.
صدق الله العظیم.
اللهم صلِّ على محمدٍ وآل محمد.
اللهم صلِّ على محمدٍ وآل محمد.
اللهم صلِّ على محمدٍ وآل محمد.
اللهم صلِّ على محمدٍ وآل محمد.
اللهم صلِّ على محمدٍ وآل محمد.
اللهم صلِّ على محمدٍ وآل محمد.
راست گفت خداوند بزرگ و بلند مرتبه.
یاران همراه تلاوت آیاتی از سوره مبارکه نبع را شنیدید.
به اطلاع علاقمندان به آثار مکتوب حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی میرسانیم که مشخصات بخشی از آثار ایشان به این شرح است.
مجموعه کتب حاوی مقالات که در باب تزکیه و خودسازی است و در سه جلد به همت انتشارات سروش منتشر شده است.
مجموعه کتب معاد یا بازگشت به سوی خدا که در باب برزخ و معاد است و در دو جلد به همت شرکت سهامی انتشار نشر یافته است.
کتاب انسان و خلافت الهی که در خصوص انسان کامل است و مؤسسه فرهنگی خدمات رسا آن را منتشر کرده است.
کتاب اسماء حسنی در خصوص اسماء الهی است و ناشر آن انتشارات سروش میباشد.
کتاب خواب و نشانههای آن در یک جلد با تنظیم جناب آقای کاشفی و به همت انتشارات کانون اندیشه جوان منتشر شده است.
دوستان دیگر آثار استاد محمد شجاعی را ان شاء الله در برنامه آینده معرفی میکنیم.
به پایان یکی دیگر از برنامههای در مکتب وحی رسیدیم.
با امید به همراهیتان در هفته آینده همه شما را به خدای بزرگ و متعال میسپاریم.
حق یار و نگهدارتان.
الله الله الله الله الله الله.
يا من له علة الوجوه بأسرها وله جميع الكائنات توحد.
أنت الإله الواحد الفرد الذي كل القلوب به تقر وتشهد.
يا من له علة الوجوه بأسرها وله جميع الكائنات توحد.