ددرس‌گفتارها

[سخنرانی دینی] «ذَٰلِكَ مِمَّا أَوْحَىٰ إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ».

در مکتب وحی «ذَٰلِكَ مِمَّا أَوْحَىٰ إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ».

مجموعه مباحث تفسیر قرآن کریم «وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ».

بسم الله الرحمن الرحيم.

با عرض سلام و ارادت خدمت شما علاقمندان به مباحث قرآنی و سلام و درود خداوند بر ارواح پاک اولیای الهی، برنامه امروز در مکتب وحی را آغاز می‌کنیم.

با بحث‌های تفسیری عالم فرزانه حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی در خدمت شماییم.

بحث استاد در تفسیر سوره مبارکه نبر به آیه «وَفُتِحَتِ السَّمَاءُ فَكَانَتْ أَبْوَابًا» رسید و امروز در خصوص باب‌های آسمان برای شما صحبت می‌کنند.

استاد در این خصوص می‌فرمایند که هر انسانی در این دنیا ارتباطی با آسمان غیب دارد که خود او متوجه نیست و این باب‌ها یا به بهشت گشوده می‌شوند و یا به جهنم.

و باب در این آیه به معنی راه و طریق است.

یعنی اگر ما کار خوبی انجام می‌دهیم مثل نماز، روزه و یا صبر در راه خدا، در آن لحظه راهی به آسمان غیب برای ما گشوده می‌شود که رو به بهشت دارد.

و اگر هم کار بدی از ما سرزند، این باب به سوی جهنم برای ما باز می‌شود.

ایشان سپس به آیات بعدی این سوره می‌پردازند که از شما دعوت می‌کنیم مشروح بیانات عالم فرزانه حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی را بشنوید.

اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

[سخنرانی دینی] «يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَأْتَونَا أَفْوَاجًا».

روز پس آن روزی است که نفخ می‌شود در صور «فَأْتَونَا أَفْوَاجًا» شما دسته، دسته به محضر خدا می‌آیید.

گفتم این به نفخه دوم اشاره است.

«وَفُتِحَتِ السَّمَاءُ فَكَانَتْ أَبْوَابًا».

و باز می‌شود آسمان «فَكَانَتْ أَبْوَابًا» و أبواب می‌گردد.

آسمان باز می‌شود، فتحت و أبواب می‌گردد.

اینجا من توضیحی که عرض می‌کنم به این توضیح بهتر بفهمید که ما انسان‌ها در احوال مختلف خودمون به اصطلاح در ورای حجاب حالات مختلف که داریم هر کدوم هر کسی برای خودش حالاتی دارد، روشی دارد، سجه‌ها، عمل‌ها، خصوصیت‌ها، نیت‌ها دارد.

در احوال مختلف ما مرتبطیم به آسمان غیب.

منظور از آسمان، آسمان ظاهر نیست ها.

آسمان چیه؟

آسمان غیب است.

به سماع غیب ما در باطن مرتبطیم.

هر کدوم هم روش خاصی داریم از لحاظ نیات و اوصاف و افکار و عمل‌ها.

اون وقت هر کسی در روش خاص خودش ارتباطی که با غیب دارد که خودش متوجه نیست، ارتباطی که با سماع غیب دارد که خودش متوجه نیست، یعنی برای خودش مخفیانه است.

به اصطلاح ارتباطش با سماع غیب از بابی از باب‌هاست.

توجه می‌کنید؟

وقتی شما نماز می‌خوانید با سماع غیب ارتباطی دارید اما از بابی.

وقتی روزه می‌گیرید از باب دیگر.

وقتی صبر فی سبیل الله می‌کنید از باب دیگر.

باب به معنی طریق است به معنی راه است.

أبواب آسمان یعنی أبواب غیب، راه‌های غیب، درهای غیب.

در را به درهای معمولی قیاس نکنید تا بفهمید چیه.

یعنی اون عوالم ارتباط اون دری که در باطن به روی من باز می‌شود به کجا؟

به غیب.

در یعنی اون راه که باز می‌شود.

وقتی نماز می‌خوانم من دری به روی من باز می‌شود به سوی سماع غیب.

روزه می‌گیرم در دیگر باز می‌شود به سوی سماع غیب.

مثلاً صبر فی سبیل الله می‌کنم در دیگر باز می‌شود و هر عمل خوبی که به اصطلاح من انجام می‌دهم دری به سوی سماع غیب که جوار حق است باز می‌شود.

همچنین به عکسش هم حساب بکنید.

اون وقتی که من کار بدی انجام می‌دهم، نیت بدی دارم، کار بدی انجام می‌دهم، دری به سوی غیب باز می‌شود.

ولی این در غیر از اون درهاست.

این به اصطلاح در باز می‌شود به جهنم.

اون در باز میشه به کجا؟

به بهشت.

توجه می‌کنید؟

بهشت و جهنم در کجاست؟

دیگه اینا رو می‌دانید.

دیگه قبلاً گفتم.

بهشت و جهنم اینجا نیست، غیب است، محیط به ما هم هست.

هم جهنم به ما محیط است و هم چی؟

و هم البته اون چیزی که میگه نه جهنم محیطتم بل کافرین به اون معنا نه.

به لحاظی که عوالم غیب است.

هم عوالم غیب کلاً جهنمش، بهشتش، جهنم‌هاش، بهشت‌هاش، همش، همش به این عالم ما چیه؟

به این عالم ما محیط است.

ما در هر حرکتی که می‌کنیم بابی به روی ما باز می‌شود یا باب به سوی جهنم یا باب به سوی چی؟

یا باب به سوی بهشت در هر حرکتی همین‌طور است خود ما نمی‌فهمیم.

حتی شما نیت می‌کنید باب روی شما باز می‌شود به سوی غیب.

عرض کنم که فکری، نیتی، عقیده‌ای، خطوری، تمایلی همش به غیب باز می‌شود ولی باب‌ها متفاوت است.

حتی گاهی باب به ظلمت باز می‌شود، گاهی باب به نور باز می‌شود، گاهی باب به آتش باز می‌شود، گاهی باب به سرگردانه باز می‌شود، گاهی باب به یک چیز دیگه باز می‌شود.

هرچه هست در غیب مسائلی که هست، مراحلی که هست ما در هر حرکتی در باطن امر بابی به روی ما باز می‌شود به سوی اون غیب و خودمون به اصطلاح توجه نداریم.

وقتی قیامت شد و حقایق پشت پرده واضح شد، اون وقت این مسئله هم به صورت یکی از حقایق برای ما چی می‌شود؟

برای ما واضح می‌شود.

وفتحت السماء باز می‌شود آسمان فکانت ابوابا.

اون وقت ابواب می‌شود آسمان‌ها.

الان ظاهر همه انسان‌ها یکیست.

اما وقتی که پشت پرده نشان داده شد و اون راه ها و ابواب هر کسی به سوی غیب معلوم شد، اون وقت دیگه تفاوت انسان‌ها و راه‌های انسان‌ها و اقالم انسان‌ها همه معلوم می‌شود.

و سیرت الجبال فکانت سرا.

دیگه در این آیه بیش از این توضیح لزومی ندارد.

وفتحت السماء فکانت ابوابا.

فقط اگر شما خواستید بیشتر به خودتون بیایید، باز توجه بکنید که هر جا نیتی کردید، تصمیمی گرفتید، خواستید حرکتی بکنید، دری به روی شما باز شد غفلت نکنید و سعی بکنید که اگر دیدید در بدی به روی شما باز می‌شود، اون در را به روی خود چی بکنید؟

ببندید.

این رو توجه بکنید.

همه‌ش یک حساب دارد.

نیت کردید بلند شوید یه پس فرمود یا نیت کردید یه نگاه به نامحرم بکنید، همانجا در جهنم را به روی خودتون چه کردید؟

باز کردید.

می‌شود قبل از نگاه ببندید.

اما نگاه کردید، رفتید از باب غیب چه کردید؟

به غیبی که مال این باب بود چه کردید؟

رسیدید.

دیگه رسیدید، تمام شد.

اون در عالم شما هست، بعدش هم خواهید رسید.

قبل از اینکه در راه عصا وارد بشوید، از طریق پیش بروید، فوراً در را به روی خودتون ببندید.

اینو که شنیده‌اید که اگر انسان تصمیم به معصیت گرفت ولی عمل نکرد، آن معصیت بر آش نوشته نمی‌شود.

اینا همه روی حقیقت هست دیگه حرف که نیست.

در علم و کتاب که نیست اونجا بگن که بنویسین خانم این آقا تصمیم گرفته بود اما نادره شد دیگه بنویسین نکرد.

اینطور که نیست که.

تکوین است، حقیقت است پشت پرده.

شما تصمیم گرفتید نگاه بکنید، در باز شد، باید بروید جلو.

اگر نگاه کردید یعنی رفتید و به آتش چه کردید؟

رسیدید.

اگر چنانچه نه برگشتید، توفیق خدا دستگیر شما شد.

تصمیم گرفتید نگاه بکنید، فوراً به خودتون آمدید که این در جهنم است و منصرف شدید در را به روی خودتون در باطن امر چه کردید؟

بستید.

یعنی دیگه واقعاً در بسته می‌شود.

یعنی این در به سوی اون غیبه به روی شما در حقیقت جدا بسته می‌شود.

اگر چنانکه مثلاً شما الان اینجا چشمی داشتید از اون چشم‌ها که بعضی ممکنه داشته باشند خوب می‌دیدین مثلاً که در چه جور باز شد، رفتید و یا نرفتید.

توجه می‌کنید؟

عرض کنم که بعد می‌فرماید و سیرت الجبال فکانت سرابا.

و حرکت داده می‌شود کوه ها در آن قیامت فکانت سرابا.

کوه ها را سراب می‌بینید.

الان عرض کردم که با این توضیحی که برای شما طولانی گفتم در اون مقدمه، گفتم هر چیزی در آن روز اون به اصطلاح صورت باطل و سرابی خودش را از دست می‌دهد و صورت چه پیدا می‌کند؟

صورت حق حقانی و مرآت حق هم هست.

صورت دیگر خودش را پیدا می‌کند.

این با توجه به این مقدمه حالا به این آیه دقت بکنید.

و سیرت الجبال تسیر می‌شود یعنی حرکت داده می‌شود کوه ها در آن روز قیامت فکانت سرابا است.

کوه ها دیگه چی می‌شود؟

کوه ها سراب می‌شود.

سراب در اینجا شما در قیامت می‌یابید که کوه ها وضعی که داشتند خیلی چیز محکم بودند، خیلی به اصطلاح سفت و سخت بودند، خیلی بلند و بالا بودند، خیلی بزرگ بودند.

هر خصوصیات که از کوه در اینجا می‌یافتید، یک چیز محکم، بلند، مستحکم، به پای خود قائم به نام کوه و حتی هر چیز محکم را می‌خواستید محکمی‌اش را و به پای خود ایستادنش را مثال بزنید به کوه تشبیه می‌کردید.

همان کوه در آن روز چه می‌شود؟

ها؟

سراب می‌شود.

ببینید چقدر جالب.

یعنی قرآنه دیگه.

سراب می‌شود.

یعنی با اون حقایقی که به همه انسان مرتبط می‌دهند.

آن محکم به اون محکمی که هر محکم را به اون محکم تشبیه می‌کردید، چی می‌شود؟

سراب می‌شود.

یعنی وقتی نگاه کردید دیگه اون چهره‌ی قبلیش سراب است.

چهره‌ی دیگری به جای اون هست.

دقت می‌کنید؟

سراب خودش هست.

اینطور است.

سراب آب، سراب به معنی کلمه سراب از دور مانند آب نشان می‌دهد از دور.

وقتی انسان نزدیک شد می‌بیند که آن نیست، چیز دیگری به جاییش هست.

اون سراب باطلی بود و بس.

بس.

اونی که بعدا رفتید از نزدیک رسیدید، حق همان است که از نزدیک رسیدید.

اون اول که از دور می‌نمود، اون چیه؟

اون باطله.

اونی که بعدا رسید اون حقه.

این اصل معنی سراب است.

از دور آب نشان می‌دهد مخصوصا برای تشنه، مخصوصا برای تشنه.

می‌درخشد درست مانند آب است، می‌درخشد.

رنگ آب، درخشش آب را دارد.

وقتی انسان رفت به نزدیک می‌بیند که نه، خاک است.

توجه بکنید چیز دیگری نیست.

حقیقت آن خاک است.

اون که اول بود صرفاً به اصطلاح چه بود؟

خیال بود و باطل بود.

اصل معنی سراب اینه.

اونوقت این معنی را قرآن کریم در اینجا با مثال آوردن کوه، کوه دقت بکنید را در حقیقت خواسته به یک معنی دیگری در واقع کنایهً آورده است.

کوه که محکم‌تر از همه چیز بود در آن روز سراب می‌شود.

طبیعی است که همه چیز در آن روز چی می‌شود؟

ها؟

سراب می‌شود.

به ذهن بمانید.

یعنی اون روز چشم و سر هم باز شده می‌بینید که آنچه که شما به نام، به صورت کوه می‌دیدید به پای خود قائم خیلی محکم محکم، این سراب پیش نبوده، چیز چیه؟

چیز دیگر بوده و كانت سرابا.

یعنی اون پیشه اولش سراب می‌شده.

این چرا فقط تنها کوه را گفته است اگر گفتید؟

چون کوه، کوه نمونه و به حساب سنبل چیه؟

چیزهای به پای خود قائم و چیزیست از این نظر بود.

ان جهنم كانت مرصادا.

این رو حالا می‌خوانیم عرض کنم که یه مقدار توضیح می‌دهیم و بقیش هم باشد برای بعد.

ان جهنم كانت مرصادا.

حقیقت این است که جهنم، اون جهنم که نمی‌شناسید، كانت مرصادا.

مرصاد بود برای کی؟

مرصاد بود.

مرصاد یعنی کمین، کمینگاه.

هم کمین می‌توان آن را معنی بکنید هم کمینگاه.

مرصاد معنی مصدری هم می‌توان داد، معنی رصد هم می‌توان داد.

هم به معنی رصد می‌توان داد هم به معنی محل رصد.

حقیقت این است که جهنم کمینگاه بود.

به کمین بود.

در کمین انسان‌ها بود.

ان جهنم كانت مرصادا.

ان جهنم.

چرا اینو به این زبان میگه؟

لحن را دقت کنید که من توضیح میدم اشتباه نکنید بعدا.

صحبت از قیامت است.

när خصوص شد.

فَتَحَ السَّمَاءَ فَكَانَتْ أَبْوَابًا [مکث] وَسُيِّرَتِ الْجِبَالُ فَكَانَتْ سَرَابًا.

إن جهنم كانت مرصادا.

حقیقت این است که جهنم در کمین بود.

این جهنمی که آن روز ظهور می‌کند، این در کجا بود؟

در کجا بود؟

در کمین بود.

مرصاد بود، در کمین بود.

در کمین انسان‌ها بود که مرتب آنها را چه بکند؟

اخذ بکند، بگیرد و پشت پرده بود، واضح شد.

لهن، لهن خاصی است.

ان جهنم كانت مرصادا.

جهنم در کمین بود.

به ظهور رسید.

اگر كانت را به معنی ماضی بخوانیم.

اما اگر ان جهنم كانت را به معنی مضارع بخوانیم اینجور معنی می‌شود.

ان جهنم حقیقت این است که در آن روز جهنم كانت مرصادا می‌شود در کمین چی؟

قرار می‌گیرد در کمین انسان‌ها.

اون انسان‌هایی که باید جهنم اخذشون بکند، اخذشون می‌کند.

این به چه معناست؟

روز قیامت که شروع شد و انسان‌ها در برابرشان راه‌ها که قرار گرفت، اون وقت جهنم در کمین راه‌هاست برای همه انسان‌ها.

کسانی از راه‌ها پیش می‌روند به جهنم می‌رسند.

کسانی هم از جهنم چه می‌کنند؟

ظهور می‌کنند.

این حقیقت در اون روز ظهور پیدا می‌کند.

ظهور یعنی وقتی قیامت شد همه انسان‌ها راه‌هایی در پیششان هست.

توجه می‌کنید؟

و جهنم هم در کمین چیه؟

در کمین همه است.

دقت کنید.

جهنم هم در کمین همه است.

کاملاً مشهود می‌شود که جهنم در کمین همه انسان‌ها قرار گرفته.

هم اینجا در کمین است و هم چی؟

اونجا در کمین است.

الان در کمین است جهنم پشت پرده.

اونجا پشت پرده ظهور می‌کند جهنم در کمین همه است.

می‌خواهد همه را به سوی خودش و به خودش جذب کند.

منتها کسانی جذب می‌شوند، کسانی نه.

عرض کنم که دقت بکنید که اینجا یک نکته‌ست.

کلمه مرصاد را می‌گوید.

مرصاد خب کلمه خاصی است.

در کمین است جهنم.

این در کمین بودنش زیاد تأمل می‌خواهد.

که تأمل بکنیم چرا در کمین است؟

اونی که می‌خواهد به اصطلاح قدم بردارد، انسان که به خودش آمد و خودش را شناخت، خواست قدم بردارد.

در مرحله اول چیزی که در کمینش است چیه؟

ای نکته.

جهنم.

یعنی انسان راحت گذاشته نشده است خود را.

به حال خود گذاشته نشده است.

چیزی در کمین است.

چین در کمین است.

هرکس خود را شناخت خواست قدم بردارد، خواست حرکت بکند، خواست بجنبد چه در ظاهر، چه در باطن.

خواست بجنبد چیزی در کمین است که می‌خواهد او را بگیرد.

این نکته دارد در این مسئله حالا نگی جهنم چیه؟

بی‌شعور چیه؟

معنی دارد.

جهنم بی‌شعور نیست داداش.

بی‌شعور مثل من و شما باشید.

دقت کنید.

بی‌شعور در عالم اصلا نیست.

مخصوصا جهنم هیچ بی‌شعور نیست.

در واقع آتش بیاد بی‌شعور است.

[صدای محیط] شما همین آتش دنیا هیچ بی‌شعور نیست.

چه برسد به آتش عقوبات.

این موجودات من امروز در تفسیر می‌گفتم در یک جلسه گفتم این موجودات با من و شما به نظر میاد بی‌شعور، بی‌شعورند.

اونم از بی‌شعوری ماست که بی‌شعور به نظر می‌رسند موجودات.

اگر ما با شعور بودیم همه چیز را با شعور می‌دیدیم.

مگر این آتش دنیا نیست که خدا باهاش صحبت کرد، حرف زد.

آن هم شنید، قبول کرد.

«گفتی آن آرکون می‌بردم کی؟

بسلامت».

خدا حرف می‌زند هم می‌شنود.

او با خدا زنده است.

در עצم زنده است.

نه بی‌شعوری ماست که او را با شعور نمی‌دانیم، بی‌شعور می‌بینیم.

جهنم زنده است و در کمین هم است.

شعور هم دارد.

همه چیز زنده است.

بهشت هم زنده است.

بهشت با بهشتیان حرف می‌زند.

موجودات بهشتی با بهشتیان حرف می‌زنند.

اما دیگه وقتی می‌گیم زنده است و حرف می‌زنند، دیگه شما انشاالله به خودتون به انسان‌ها قیاس نمی‌کنید.

به معنی درستش دریافت می‌کنید.

خب می‌خواستم بگم جهنم در کمین است.

این معنی‌ش این است که ما خاص ما انسان‌هایی که به خدا آمدیم خواستیم بجنبیم در کمین چیزی هست که کمین کرده عذرا و عمدا و تأمدا.

چه می‌خواهد؟

ما را چه بکند؟

ما را به سوی خود ببرد.

مگر اینکه خدا نجات بدهد.

مگر اینکه خدا کمک کند.

چنین چیزی در کمین است.

این چرا در کمین است؟

این جهنم خودش در کمین است برای اینکه اون ناسالهی را که می‌خواهد با ناسالهی به جهان خدا راه ببرد و راه یابد.

ناسالح را راه.

همه چیز خدمتگزار خدا هستند و کبریاه جهنم هم همچنین است.

[صدای محیط] فهمیدید؟

همه چی گفتم.

و نبرین.

خوب دقت بکنید ها.

جهنم خدا در کمین است.

خدا می‌گه مطلب را «این جهنم كان میثالا».

که در نورانی کتاب اسکرالله کار هر عقابش نیست.

اجری بر پای هر دلاش که نیست.

خب جهان همه خدمتگزار او هستند.

همه تسبیح او می‌گویند.

خود جهنم هم همچنین.

در واقع این جهنم مثاد است.

سعی می‌کند انسان را به سوی خود چه بکند؟

جذب کند، جذب کند و معذبش بکند، بسوزاند و در ذلت در اون که سوزاند نیز اگر چنانچه جذب نشد خیلی سعی می‌کند جذب بکند.

اگر جذب نشد خب معلوم است که چیه؟

معلوم است که، معلوم است که صالح است یا نیست؟

صالح نیست.

خب اونوقت اگر شما شعور داشته باشید با این جمله ای که الآن من گفتم می‌فهمید که جهنم قبل از اینکه شعله‌ور بشود در همین جا هم باز در چیه؟

در کمین است.

و اگر شعور بالاتری داشته باشید اون این است که آن چیزها که من و شما را به سوی خود جذب می‌کند که از خدا بازدارد یا به گناه خدا وادارد کند.

این یک چیز حساب شده است در عالم.

دقت می‌کنید؟

فهمیدید چی گفتم؟

یک چیز چیه؟

حساب شده.

چون اون همان چیه؟

اون همان جهنم است تا شعله‌ور نشده‌اش است.

صورت اینجایی‌اش است.

عجیب است.

«این جهنم كانت میثالا».

جهنم در کمین است.

او در کمین.

آنجا هم ظهور می‌کند در کمین است.

عجب است.

شما وقتی به حرام کشیده می‌شوید، اون جهنم اونجا کمین کرده شما را به سوی خود می‌خواهد، می‌خواهد بکشد.

اما این شما صلاحیتش را دارید که کشیده بشوید یا صلاحیتش را دارید که کشیده نشوید.

این آزمایش باید به راه بیفتد.

این آتش خدا اینجا خاموش، آنجا شعله‌ور.

این مخلوق خدا در هر حال در کمین است تا صالح و ناسالح را چه بکند از همدیگه؟

همه چیز را [صدای محیط] «لطاغینه مآبا».

مثاد است برای همه.

مآب است برای کی؟

مثاد است برای همه.

اما مآب است برای فقط این قبیل.

آنهایی که به سمت جهنم در کمین است گفتم دیگه.

همه رو می‌خواد جذب تا تشخیص بدهد.

تا تشخیص داده شود.

تا تمیز بشود خوب از غیر خوب.

جهنم از غیر جهنم.

اونوقت اونهایی که جهنم به خودش جذب کرد طبعا جهنم می‌شود مآبه.

لذا مثاد است برای همه.

اما مآب است برای کی؟

مآب است فقط برای طاغی.

یعنی اونی که طغیان می‌کند.

طغیان دیگه خودش هم به معنای عام می‌گوید.

می‌گوید کافر نمی‌گوید تنها.

مشرک نمی‌گوید تنها.

معاند را نمی‌گوید تنها.

ملحد را نمی‌گوید تنها.

خوب تامل بکنید ها.

طاغی می‌گوید.

چه کافرش باشد، چه مشرکش باشد، چه ملحد و معاندش باشد، چه مؤمن معصیتکار کاسبش باشد.

هرچه هست طاغی باشد.

طغیان می‌کند.

طغیان یعنی چه؟

یعنی از طور ربوبیت چه بکند؟

کنار برود.

عرض نگران نیست که از خود اراده و اختیاری نداشته باشد.

هرچه از این طور تجاوز کرد طاغی است.

درک می‌کنید؟

و جهنم چیه؟

مآب است.

حالا شما میگید با این حساب بعضی‌ها که گناه کم‌تر انجام می‌دهند باز.

بله ذی طابین مآب هستند حتما.

من و شما دو تا، سه تا، چهار تا، ده تا گناه هم کردیم خیلی کم، اگر بنا باشد مشمول عفو نشود به اندازه‌ی گناهمون فعلا ما مآب در کجا داریم؟

مآب در جهنم داریم.

ولی طویان جایش جهنم است.

باز به شما تأکید می‌کنم گذشتم اما نکته‌ها را فراموش نکنید.

طویان را به بهشت راه نمی‌دهند.

طاغی هم حتما باید با طویانش به جهنم راه پیدا بکند.

مآبش اونجاست حتما.

یعنی بازگشت طویان به جهنم است.

این تشکیل اینطور است.

یا موقت کم یا زیاد.

یا چی؟

یا دائمی.

ذی طابین مآب.

خب این نکته‌ها را انشاالله فراموش نمی‌کنید.

السلام علیکم و رحمة الله.

[آواز] یا رب العالمین.

یا رب العالمین.

یا رب العالمین.

یا رب العالمین.

یا رب العالمین.

یاران همراه بخش دیگری از تفسیر surه مبارکه نبع را شنیدید.

در این لحظه گوش جان می‌سپاریم به تلاوت آیاتی از surه مبارکه نبع با صدای استاد عبدالحمید عبدالله.

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

ان يوم الفصل كان ميقاتا.

يوم ينفخ في الصور فتأتون افواجا.

و فتحت السماء فكانت ابوابا.

و طيرت الجبال فكانت سرابا.

ان جهنم كانت مرصادا للطاغين مآبا.

لابتين فيها احقابا.

لا يذوقون فيها بردا ولا شرابا الا حميما و غساقا.

جزاء وفاقا.

انهم كانوا لا يرجون حسابا.

و كذبوا بآياتنا كذابا و كل شيء احصيناه كتابا.

فذوقوا فلن نزيدكم الا عذابا.

صدق الله العظيم.

اللهم صل على محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد و آل محمد.

راست گفت خداوند بزرگ و بلند مرتبه.

به پایان یکی دیگر از برنامه‌های در مکتب وحی رسیدیم.

با امید به همراهی‌تان در هفته آینده همه شما را به خدای بزرگ و مهربان می‌سپاریم.

حق یار و نگهدارتان.

[آواز] الله، الله، الله، الله، الله، الله، الله، الله.

يا من له helt الوجوه بأسرها وله جميع الكائنات توحد.

أنت الإله الواحد الفرد الذي كل القلوب به تقر و تشهد.

يا من له helt الوجوه بأسرها وله جميع الكائنات توحد