ددرس‌گفتارها

[سخنرانی دینی] در مکتب وحی.

[سخنرانی دینی] بسم الله الرحمن الرحیم.

با درود به ارواح مطهر اولیای الهی و سلام به شما علاقه‌مندان به مباحث تفسیری حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی.

با برنامه در مکتب وحی در خدمت شماییم.

بحث استاد در تفسیر سوره مبارکه نود به آیه بیست و نهم و کل شیء احصیناه کتابا رسید و ایشان در این برنامه درباره کتاب صحبت خواهند کرد.

استاد می‌فرمایند هر کس در روز قیامت کتابی خواهد داشت که بر طبق آیات بر گردن او آویخته خواهد شد.

همه جزئیات او در آن کتاب با چهره حقیقی و باطنی ثبت است.

از شما دعوت می‌کنیم مشروح این بیانات را از زبان حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی بشنوید.

اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

از بعضی از آیات معلوم می‌شود که برای هر کسی کتابی است.

دقت کنید برای هر کسی.

جمعاً چی می‌شود اون وقت؟

هر کس از هر امتی باشد با آن امت کتابی است با آن امتش دارد.

در جمع اشقیا باشد، صعدا باشد در آن کتابم شرکت دارد.

در کو Dr.

کتاب بودیرم همش اصلاحی هستند و این نتیجه‌ش اینطور می‌شود.

البته من خلاصه کردم مطلب را و الا برای همه چیز کتاب است.

شما فکر نکنید برای انسان‌ها فقط کتاب است.

هر موی را شما یک دیواره حساب کنید، یک نباتی را حساب کنید.

یک نبات از کجا وجود می‌آید؟

چطور وجود می‌آید؟

چطور سیر می‌کند؟

در کجا خاطره می‌یابد؟

چه احوالی براش پیش می‌آید؟

براش کتابی هست.

توجه می‌کنید؟

گفتیم از بعضی آیات استفاده می‌شود که برای هر کس یک کتاب است.

این آیه ش رو خوندند برای هر کس یک کتاب است.

این سیزده و چهارده سوره اسرا است.

سیزده و چهارده سوره اسرا.

می‌فرماید وکل انسان الزمناه طائره فی عنقه.

ما عمل هر کسی را به گردنش لازم کرده‌ایم و نخرج له.

یعنی هرچی کرده هر کسی در گردن خودش هست، در ذمه خودش است، لازم خودش است.

این عجیب است.

شما نمی‌دانم چقدر این از این آیه ها هم مخصوصاً از این آیه که می‌خوانیم چقدر معنی‌ش را فهمیدیم.

وکل انسان الزمناه طائره فی عنقه.

هر انسانی باشد ما آنچه را که انجام می‌دهد در به گردن او انداخته‌ایم.

یعنی دیگه دست بردار از او، جدا شدنی از او یا این شخص جدا شدنی از اون‌ها است یا نیست؟

و این خیلی خوبند است برای هر کسی که بفهمد و شما انشاالله خوب دقت کنید که موقعی که می‌خواهید به خدا در پیشگاه خدا توبه کنید، استغفار کنید، بدانید آنچه از شما با تمام جزئیات ساده شده محکم به شما مرتبط است به شما داده شده، تمام شده فقط مانده است که در اون عالم به صورت دیگرش شما به صورت دیگرش خواهید رسید که اون عالم پیش بیاید.

و الا همش تمام شده.

به اون دیگه خواهد آمد.

اون دیگه در اختیار من و شما نیست که بخواهیم نبخواهیم ما می‌رویم، نمی‌میریم.

به برزخ هم وارد می‌شویم.

از برزخ هم کجار می‌شویم بریم؟

قیامت.

آنچه ما کرده‌ایم خدا الزمه فی عنقنا.

تمام شده.

تمام شده مطلب و کتاب بسته شده به قول معروف.

ولی طبعاً کسی می‌خواهد توبه بکند خیلی باید هوشیار باشد که چی می‌خواهد بکند.

می‌خواهد مطلبی را از خدا بخواهد که عبارت است از این که خدا بیاید چیزی را که به گردنش الزم شده یعنی در عالمش نوشته شده، تمام شده، خدا آن را چه بکند؟

زوال بخشد.

البته خدا قادر است اما مسئله مهم است.

دقت بکنید مسئله مهم است.

چیز ساده‌ای نیست و اون عوام که اشتباه می‌کنند فکر می‌کنند توبه فقط عبارت است از اینکه از این روز به بعد گناه نکنی.

اشتباه را با این بیان شما خوب می‌فهمید چطور اشتباه می‌کنند.

از این به بعد گناه نکرد، خب گناه از این به بعد برای شما نوشته نمی‌شه.

ولی آنچه شد چطور؟

آنچه شد فکر اون را کردیم یا نکردیم؟

مشکل توبه اونجاست.

چطور باید طلب مغفرت کرد؟

چقدر باید تذکر کرد؟

چیز تثبیت شده را در یک عالم از میان برداشت.

این چیز مهمی است، بسیار مهم.

ببینید این عالم وجود، این عالم خلقت را شما اینجا در نظر بگیرید.

همین عالم خلقت، این عالم خلقت را یک قطعه‌اش را شما می‌خواهید به خدا بگویید خدایا این قطعه را به طور کلی از اینجا چی بکن؟

ها؟

حذف بکن.

از این محکم‌تره ها.

عوالم بالا غیر مادی‌ست.

عالم ماده خیلی سست‌تر است تا عالم فوق ماده.

این‌ها را دیگه فکر می‌کنم تا حدی بفهمید.

عواقب اونجا ثابت‌تر است، محکم‌تر است، روشن‌تر است بالاتر و طبعاً از میان برداشتن، کلنی کن کردنش چیز ساده‌ای نیست.

جز قدرت خدا هیچ چیزی نمی‌تواند اون را چون قدرتش قدرت چیست؟

قدرت نامحدود مطلق است و الا واقعا سخت است.

لذا هر کسی خواست توبه کند بفهمد چه می‌خواهد از خدا.

فهمیدید؟

چه می‌خواهد از خدا.

لذا در توبتون مصر باشید.

طمع هم نباشید.

دلخوش باشید که بعد از این دیگه نمی‌کنید.

بعد از این نمی‌کنی.

بعد از این چیزی نوشته نمی‌شود.

هرچی می‌کنی آن نوشته می‌شود.

اما آنچه قبل توبه است مسئله‌ای است که حاکم نیست.

در هر صورت صحبت این الزمناه را من می‌کردم.

بگذریم و کل انسان الزمناه فی عنق طائره فی عنق.

بعد چه می‌فرماید؟

همه شاق گردنش انداختند و نخرج له و خارج می‌کنیم برای هر انسانی يوم القيامة در روز قیامت چه خارج می‌کنیم؟

بیرون می‌آوریم.

یعنی ظاهر می‌کنیم کتاباً یک کتابی که یلقاه منشورا آن را باز شده و همه چیز در جای خودش ثبت شده می‌یابد.

خب این آیه دلالت می‌کند بر اینکه برای هر کسی چه خاصه کتابی هست.

خب، اون وقت کتاب ما اگر از اشبیا باشیم حالا من میام مطلب را جمع می‌کنم و به این جمع‌بندی هم دقت می‌کنید.

اگر از اشبیا باشیم کتاب ما در عین حال که من خودم عالمی دارم به عنوان معاذالله یک شقی.

این کتاب من جزئی از عالم کل کیان است؟

اشیا است اصلا دقت می‌کنید؟

جزئی از عالم اشیا است.

در اون عالمی که مخصوص همه اشبیا است برای هر شقی یک کتاب خاصی هم که هست دقت می‌کنید؟

اگر نه من از پاکان و خوبان هستم.

کتابی که خاصاً دارم جزئی از کتاب ابرار است که از آن کتاب الیین که مخصوص پاکان و خوبان است.

یعنی کتاب الیین یک عالم است که در آن عالم هرکسی از صاحبان ایمان برای خودش عالم خاصی دارد.

فهمیدید؟

اون وقت کتاب و ببین طبعا شامل کتاب اشبیا و کتاب سعادا هست احسنت.

کتاب همه اونم هست.

کتاب همه افراد هست و کتاب همه اشیا هست چون کتاب همین اشیا رو من توضیح داده برای هر شیئی کتابی است.

این تقریبا مطلبی بود که به شما در این باب لازم بود من عرض بکنم و مسائل دیگر در باب کتاب من سابقاً صحبت‌ها کردم.

دیگه چون تکرار می‌شود تکرار نمی‌کنم.

فقط یه اشاره چند جمله می‌گم.

بعضی از اعضای جلسه در مباحث سابق نبودند.

این اندازه فهمیدید که هر کسی در عالم خودش صور اعمال خودش را اون صور اخروی‌اش را می‌یابد.

توجه می‌کنید؟

اون روزم که من در اینجا در حق و باطل صحبت می‌کردم گفتم که قرآن می‌فرماید اون کتابی که کتاب عمل است جزئی از کتاب مبین است و همه حرکات ما را به ما خواهد داد.

اون کتاب ینتبو چی؟

آن روزا کتابنا ینتب علیکوم بالحق چهره حقانی هر چیز را به ما نشان خواهد داد.

فهمیدید؟

فقط یک آیه هم می‌خوانم که من در این آیه را قبلاً هم گفتم و گفتم اون‌هایی که نبودند خوب براشون مطلب روشن‌تر بشه.

سوره کهف چهل و نه.

و روز الكتاب.

روزی که قیامت به پا شد، کتاب فوز شدن است.

در نظر بگیرید.

کتاب روشن می‌شود به میدان می‌آید.

روز الكتاب یعنی کتاب به میدان می‌آید، به میدان می‌آید.

فترى المجرمین تو می‌بینی مجرم‌ها را در اون روز مشفقین ما بین.

کتاب میدان می‌آید.

این قیامت را عنوان کرده بعد می‌فرماید و کتاب میدان را به ظهور می‌آید.

تو می‌بینی مجرمین مشفقین ما بین که خیلی می‌ترسند از آنچه که در آن کتاب هست.

و یقولون و می‌گویند یا ویلتنا یعنی وای به حال ما مال هذا الكتاب.

عجب کتابی است.

این چه کتابی است که لا یغادر صغیره ولا کبیره الا احصاه.

هر کوچک و بزرگ هر ذره‌ای را این کتاب احصا کرده است.

بعد می‌فرماید و وجدوا ما عملوا حاضراً.

آنچه که عمل کرده بودند را آنجا حاضر چی می‌کنند؟

می‌یابند.

این آیه را خودتون بعدها بیشتر دقت کنید.

این درست اشاره به این است که عین همان اعمال خودش را انسان می‌یابد.

خوب هم می‌یابد.

خودش را در صحنه می‌بیند منتها با صورت فلا یظلم ربک احدا.

بعدش هم خیلی جالب است این جمله.

و ربک ربک احدا.

پروردگارتو به کسی ظلم نمی‌کند.

یعنی جز اینکه انسان اونچه را که خودش برای خودش کسب کرده است می‌یابد.

اینجا عدل است.

این عین عدل است.

لذا باید به خدا پناه برد که پس کتاب می‌آید وقتی که هر کسی در نامه عمل یا کتاب عملش دیده شده شد و اعمال خود را حاضر یافتند.

از اون وقت کتاب می‌آید از، از خدا به انسان‌ها که بکشید فلان میزید و ما اضافه نمی‌کنیم به شما الا عذابا.

اگر عذاب.

خوب من فکر می‌کنم که اینجا من توضیح لازم است به اندازه وقتی که جا داشتیم.

یعنی که کتاب میاد یا الله بکشید.

یعنی همه عذاب را چیه؟

بکشید.

آن چیزی که داشتید به ما می‌گفتید نکنید.

بکشید حالا.

و ما جز عذاب به شما اضافه نخواهیم کرد.

یعنی این را هم بدانید که اینجا جای رحمت این جهان جای عذاب است.

این توجه کنید عالم عذاب است.

عالم درد است.

عالم غضب است.

عالم سخط است.

امید اینکه ما به شما یه اصطلاح غیر از عذاب چیزی برساند این را هم نداشته باشید چون این عالم همین طور است.

جهنم جزئی از این است.

«فَلَنَذِیدَنَّكَ عَذَابًا».

خب دقت کنید که اگر انسان این خطاب را از خدا بشنود این دیگه عذاب فوق عذاب است از خود خطاب و امیدم قطع می‌شود.

عین امید هم قطع می‌شود.

این کلام خداست.

عکسی از حقیقت است.

اما از «فَلَنَذِیدَنَّكَ عَذَابًا» حالا در اینجا می‌خواستم توضیح دهم.

ببینید جهنمی چون که دائمی است، چون که مقطعی است سر به نمی‌کند.

این نکته را خوب بدانید.

جهنمی چیه؟

اونایی که همیشه جهنمی بوده‌اند در اینجا و جهنمی همیشه هستند آنجا.

چون که جا گناهانی داشته است و بناست آنجا اولا به اصطلاح جهنم گناهانش را ببیند در زمان‌های طولانی.

جهنمی به اصطلاح کارهای جهنمی‌اش یکی پس از دیگری تکرار می‌شود.

دقت کنید.

یکی پس از دیگری چی می‌شود؟

تکرار می‌شود.

اونی که جهنمی دائمی است همون اول.

اونی که جهنمی مقطعی است هم اون اعمالsmall و چیزهای خوبش در پشت پرده است.

اول اونی که به میدان میاد کدام به میدان میاد؟

اول اون جهنمی‌ها یعنی اعمال جهنمی به میدان میاد.

افکار جهنمی، حس‌های جهنمی، محبت‌های جهنمی، اعمال جهنمی همشون.

همش اینها ردیف می‌شود.

آنوقت اول در جهنم حالت اینها و آنها اینچنین خواهد بود که هرچه عذاب میاد پشت سر هم آخه میاد.

فوق عذاب هم هی میاد و این عذاب را هی مضاعف می‌کنه.

فهمیدید چطور میشه؟

ببینید اینجا من امروز گناهی می‌کنم.

فردا هم یه گناه می‌کنم.

این گناه قبلی هم محفوظ هست.

فرض کنید گناه قبلی چیه؟

محفوظ.

این آتشی محفوظه.

حالا پرده برداشته شد.

من در آتش اون می‌سوزم.

این شد.

فردا یه گناه دیگری آمدم.

اونم آمد روی این.

فرض کنید.

هی زیاد شد.

هشتگی شد.

پس فردا یه گناه دیگری کردم آمد رویش.

حالا غیر از اینکه هی اعضای این آتش شدت پیدا می‌کند، هی روی هم میاد چون شدت پیدا می‌کند چون توهین هی بالا میره، هی تکرار میشه، شدت پیدا می‌کنه.

انواعش هم نسبت زیاد میشه چون هر گناهی برای خودش نوعی دارد و غیر از اینکه آتش دارد یه نوع خاصی افطاری هم داره.

طبعا در جهنم یه چیز جدیدی این شما این رو می‌توانید بفهمید.

فکر کنم تا به حال این را شما فکر نکرده باشید و خیلی چیزهایی که گفته می‌شود و اون اینکه جهنم اینطور نیست جهنمی یک کسل بسوزد.

علل اقتصاد شدت پیدا می‌کند.

دقت کنید.

این نکته را هیچ وقت فراموش نکنید.

علل اقتصاد جهنمی در جهنمش عذابش نه تنها عذابش کم نمی‌شود، چی می‌شود؟

شدت پیدا می‌کند.

اشتداد دارد جهنم.

علل اقتصاد.

چه برای مقطعی و جهنمی موقت و چه برای اونهایی که دائم می‌مانند.

«فَلَنَزِیدَنَّكَ عَذَابًا» این آیه‌ست که رمزش را من تا حدودی که می‌فهمیدم به شما توضیح می‌دادم.

آیه صافی‌ست که بکشید و انتظارتم جز اینکه لحظه به لحظه ما عذاب شما را شدیدتر بکنیم نباشد.

شدید.

ماها معمولا اینجور فکر می‌کنیم که جهنم مثلا یک کسل است که حالا می‌تونیم بگیم در یه حالتی مثلا یک سوز جهنم یک کسل نیست.

یادتون باشد که انسان دلش در جهنم تنگ چیه؟

نمی‌شود.

چون همیشه تجدد است.

به اصطلاح مرتب چیزهای تازه است.

این یادتون باشد.

اگر شما خواستید دلتون تنگ نشود، که در اینجا می‌خواهد دلتون تنگ نشود، یادتون باشد که اگر یه مدتی صبر کنید که از جهنم پیش بیاید، یه دل تنگ نمی‌شه.

چون مرتب چیزهای تازه است.

عذاب تازه است با نوع تازه و همش هم روی هم جمع می‌شود.

نه اینکه بعضی بیاد قبلی از اینا برود.

جای اون را نمی‌گیرد.

روی اون می‌آید.

«فَلَنَزِیدَنَّكَ عَذَابًا» عذاب.

جز عذاب شما اضافه نخواهد شد.

خب تا اینجا مطلب تمام شد.

مطلبی که در خصوص جهنم و جهنمیان خدا در اینجا بیان می‌فرمود تا اینجا فعلاً تمام شد.

از این آیاتی که بعدا میاد می‌بینید مؤمنین و منافقین و منافقان.

اگر خدا عمری داد از در گرسال آینده توضیحش را خواهیم داد.

شروع می‌کند چون که جهنمیان و خصوصیات و بعضی از عذاب‌های آنها را و بعضی از خصایص در موردشان که فرمود شروع می‌کند به احوال مؤمنین هم اشارهاتی می‌کند.

صاحبان تقوا.

اگر خدا خواست انشاالله اینها را در ایام دیگر.

بعدا البته بعد از اشاره به خصوصیات از حالات گوشه‌های از حالات مؤمنین مسائل و احوال دیگری را از قیامت در اواخر سوره بیان می‌کنند که به تبیین انشاالله.

السلام علیکم ورحمة الله وبركاته.

الله اکبر.

يا رب العالمين.

يا رب العالمين.

يا رب العالمين.

يا رب العالمين[صدای همخوانی] یاران همراه بخش دیگری از تفسیر surه مبارکه نبع را شنیدید.

در این لحظه گوش و جان می‌سپاریم به تلاوت آیاتی از surه مبارکه نبع با صدای استاد عبدالحمید عبدالله.

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

ان يوم الفصل كان ميقاتا.

يوم ينفخ في الصور فتأتون افواجا.

وفتحت السماء فكانت ابوابا.

وطيرت الجبال فكانت سرابا.

ان جهنم كانت مرصادا للطاغين مآبا.

لابتين فيها احقابا.

لا يذوقون فيها بردا ولا شرابا الا حميما وغساقا.

جزاء وفاقا.

انهم كانوا لا يرجون حسابا.

وكذبوا بآياتنا كذابا وكل شيء احصيناه كتابا.

فذوقوا فلم نزيدكم الا عذابا.

ان للمتقين مفازا.

حدائق وأعنابا.

وكواعب أترابا.

وكأسا دهاقا.

لا يسمعون فيها لغوا ولكن ذكرا.

جزاء من ربك وصاء حسابا.

رب السماوات والأرض وما بينهما الرحمن.

لا يملكون منه خطابا.

يوم يقوم الروح والملائكة صفّا لا يتكلمون، لا يتكلمون إلا من أذن له الرحمن وقال قولا.

ذلك اليوم الحق.

فمن شاء[آیه قرآن] [آیه قرآن] [آیه قرآن] [آیه قرآن] [آیه قرآن] راست گفت خداوند بزرگ و بلند مرتبه.

به پایان یکی دیگر از برنامه‌های در مکتب وحی رسیدیم.

تا هفته آینده و برنامه دیگر همه شما را به خدای بزرگ و مهربان می‌سپاریم.

حق یار و نگهدارتان.

[آیه قرآن] [آیه قرآن]