د
درسگفتارها
پرسش
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۲۰
دارای متن همگام
از احوالِ متّقین تا معرّفیِ ربّ
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۲۰:۰۱
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۳ سرفصل
## از احوالِ متّقین تا معرّفیِ ربّ
۲:۴۱
## لا یملکون منه خطابا؛ خصوصیتِ روزِ فصل
۴:۲۵
## ذهنیّتِ مفرّ و قیاسِ باطل با دنیا
۱۴:۱۱
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
«ذَٰلِكَ مِمَّا
أَوْحَىٰ إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ».
در مکتب وحی «ذَٰلِكَ مِمَّا
أَوْحَىٰ إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ».
مجموع مباحث تفسیر قرآن کریم
برنامهای از گروه علوم
و معارف قرآنی.
«وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ
لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن
مُدَّكِرٍ».
بسم الله الرحمن الرحیم.
با عرض سلام و ارادت خدمت شما علاقهمندان به برنامه در مکتب وحی
و مشتاقان مباحث تفسیری عالم فرزانه
حضرت آیت الله استاد محمد
شجاعی. موضوع بحث استاد
در برنامههای قبل تفسیر سوره مبارکه نبع بود که در این باره مطالب ارزشمندی از زبان ایشان
شنیدید. اما در این هفته
آیه سیوهفتم این سوره تفسیر میشود.
استاد پس از بیان خلاصهای از مطالب قبلی
در مورد عبارت "لا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطَابًا"
میفرمایند در روز قیامت
هیچ کس مالک سخنان خود نیست
به این معنا که هر حرفی را نمیتوان بیان کرد
مگر آنچه خداوند اراده کند
و در آن روز که روز فصل و جدایی است،
هیچ کس نمیتواند از باب عذرخواهی و شفاعت
مطلبی را به خداوند بیان کند.
پس شما را دعوت میکنیم مشروح این بیانات را
از زبان حضرت آیت الله
استاد محمد شجاعی بشنوید.
أَعُوذُ بِاللَّهِ السَّمِيعِ الْعَلِيمِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ.
رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الرَّحْمَنِ لَا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطَابًا
يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا لَا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ
وَقَالَ صَوَابًا
ذَٰلِكَ الْيَوْمُ الْحَقُّ فَمَنْ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَىٰ رَبِّهِ مَآبًا.
آیات قبل سوره نبع را از اول سوره تا
همین آیهای که شروع کردیم، تلاوت کردیم، تفسیرش را و شرحش را در
جلسات قبل گفتهایم.
بعد از اینکه خصوصیاتی از
روز فصل را بیان فرمود، در تقسیمبندی کلی به تقسیم انسانها به دو دسته
عاقیان و متقی
فرد after و به بعضی از احوال اهل تقوی در قیامت
یعنی در روز فصل اشاره فرمود
و بعدش هم به قسمتی از حالات
و خصوصیات متقین در همان روز فصل اشاره کرد.
بعد هم رسید به اینجا که
در آن مقام که از خصوصیات
متقین بیان میفرمود و
بعضی از مقامات و نعمتها و سعادات که آنها نائل میشوند را
ذکر کرد. فرمود که "جَزَاءً مِنْ رَبِّكَ أَتَاءً حِسَابًا" این جزایی است که گفتیم آنها در آن روز میرسند.
متقین جزایی است از پروردگار تو و عطایی است از ناحیه او و در عین حال حساب شده.
بعد این آیات شروع میشه "رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ".
کدام پروردگار؟ "رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ".
این جزا که از ناحیه پروردگار است، آن پروردگاری که
پروردگار آسمانها و زمین است و ما بينهما و پروردگار
آنچه در آسمان و زمین است.
الرحمن خودش رحمان هم هست.
رحمت او واسع است و به همه میرسد.
به اهلش در عین حال "لَا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطَابًا".
آن پروردگاری که پروردگار آسمان و زمین است و ما بينهماست، الرحمن است.
"لَا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطَابًا".
در آن روز هیچ کسی و هیچ موجودی
از خدا مالک خطابی نیست.
"يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا"
آن روزی که روح و ملائکه با صفوف میایستند در پیشگاه خدا
و بارز میشوند "لَا يَتَكَلَّمُونَ"
هیچکس تکلم نمیکند "إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ"
مگر کسی که خدا به او رحمان رو اذن داده باشد
و خودش هم "وَقَالَ صَوَابًا" حرف حق بزند.
این ترجمه آیات با اون نحوه ارتباطش به آیات قبلی بود که عرض کردم.
این آیه را تا حدودی البته به بعضی از با اشاره به بعضی از نکاتش من امروز به شما توضیح میدهم.
خوب به جهت اینکه البته قسمتی در جلسه گذشته در جلسه آخر که
داشتیم در خصوص همین آیه
"رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الرَّحْمَنُ لَا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطَابًا"
در این باب من توضیحی گفتم الا اینکه بعداً حالا فاصلهای افتاد بین
آن جلسه اخیر و تا این جلسه.
طبعا دوباره که مطالعه میکردم به نظرم آمد که توضیح بیشتری در خصوص
همین آیه یعنی در ارتباط با آن جمله اخیرش که میفرماید "لَا
يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطَابًا"
توضیح بیشتری هم عرض بکنم که
در این باب تذکر بیشتری داشته باشیم.
پروردگار آسمانها و زمین و بین آسمانها و زمین که رحمان است "لَا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطَابًا" در آن روز
یکی از خصوصیات قیامت است
هیچ کس از ملائکه، از روح، از جن، از انس،
همه، هیچ کس لا یملکون منه خطابا.
مالک نمیشوند از خدا خطابی را.
یعنی از خدا حق خطابی به آنها نمیرسد
در آن روز، در آن نظام که روز فصل است.
این را بهعنوان یکی از خصوصیات قیامت باید بدانیم که در اینجا بیان فرموده است.
دوباره به آیه بعد از اینکه يوم يبغی الروح والملائكة
نوع دیگری باز توضیح و بیان این مطلب است.
لا یملکون منه خطابا.
در آن روز کسی مالک نمیشود منه از خدای متعال خطابی را.
منظور این است که نظام آن روز، سننی که در آن روز هست، روز فصل باشد
و قیامت باشد، سنت و نظام اول و آخر آن نظام با معیارهایی که دارد
چنین اجازهای را به کسی نمیدهد که
با خدا خطابی داشته باشد.
یعنی آنچه که در اینجا داشته از اعمال خوب یا غیر خوب،
مخصوصاً در خصوص اونها که اعمال غیر خوب در اینجا داشتهاند
و طبعا با قرار گرفتن در آن نظام خود را در برابر از همان اول که به حشر وارد میشوند
برایشان روشن میشود که
مشکلات بسیار موحش و خطرناکی دارد به سوی آنها میآید و عذابها و عقوبات فوق العاده فوق تصوری
از همان وقت آنها خب شاید دلشان بخواهد که حرفی بزنند،
مثلاً اعتذاری بکنند، عذری بیاورند
که مثلاً نفهمیدیم
و متوجه نشدیم یا مثلاً توبه کردیم یا بخواهند مثلاً کاری بکنند که
از صورت از آنچه که دارد به سراغ آنها میآید خلاصی پیدا بکنند.
مثلاً عوضی بدهند، کسی را به جای خودشان بگذارند یا فدیهای بدهند
یا خیر شفاعتی به میدان بیاورند، کسی را به پیش بیندازند بر آنها شفاعت بکند
یا کسی خودش بخواهد پیش بیفتد شفاعت بکند.
در مجموع اینها اشکال مختلف آن خطاب را مالک بودن است.
یعنی یک جای حرفی داشته باشیم.
لا یملکون منه خطابا. به زبان ساده ما اینطور میشود که در آن روز برای کسی یک جای حرف زدن
برای تخلص خود نیست.
حالا این حرف زدن به هر صورتی باشد، گفتم به صورت اعتذار باشد، به صورت
به اصطلاح توبه باشد، به صورت
یک کسی را به جای خود گذاشتن باشد، یک کسی بیاید بخواهد خودش را به جای انسان بگذارد، یکی بیاید شفاعت بکند.
در مجموع حرفی زده شود، کاری کرده شود
و به اصطلاح راه و روشی در پیش گرفته شود که از آن شرور
و از آن عقوباتی که مواجه میشود انسان با آنها و به طرف انسان رو میآورد با از همان اول حشر هم معلوم میشود
خلاص شود، چنین چیزی نیست.
لا یملکون منه خطابا.
آن راه نفر را که برای انسان ممکن است انسان تخیل بکند به روی انسان میبندد از حالا.
یعنی به انسان در واقع خطاب میکند.
اشاره این آیه به انسان این ندا را دارد که
چنین زعم و خیال اینجا نداشته باشد که به طور که اینجا
در یعنی نظام دنیوی بعضی مسائل قضایی مطرح است،
خوب دقت کنید، بعضیها
چون اینجا اینطور است مجرم میتواند به اشکال مختلف خودش را از جزای جرمش چه بکند؟
خلاص بکند. این مسائلی که در اینجا هست حرفی بزنند، اعتذاری بکنند،
توبه بکنند، شفیعی بیاورند، عوضی بدهند،
توجه میکنید؟ راه خلاصی برای خودشان پیدا بکنند.
در اینجا چون این رایج است برای مجرمین و در ذهن همه انسانها این طبعا جا انداخته است،
این خیال را در خصوص آنجا نکنید
و این توهم را در باب قیامت نکنید که آنجا مالک خطابی کسی خواهد بود از خدا.
خواهد توانست حرفی بزند، کاری بکند که از عذابهایی که
نتیجه کار خودش است تخلص پیدا بکند.
توجه کنید لا یملکون منه خطابا.
منتها گفتم اینجا با بیانی گفته است که
حرف زائدش نیست. کسی از خدا مالک خطابی نیست.
یعنی رو بیاورد به خدا حرفی بزند این راه دیگه به روی انسان بسته شده است.
این یک معنی کلیسی گفته،
ولی توضیحش همان میشود که عرض کردم.
نه اعتذار به جایی میرسد خلاصهاش،
نه شفاعت به جایی میرسد، نه فدیه دادن به جایی میرسد.
مخصوصاً راههایی که بیشتر به تصور میآید
اعتذار است، شفاعت است،
فدیه دادن است و چیزی را عوض دادن است یا کسی را به جای خود گذاشتن است
یا کسی بیاید خودش را به جای انسان بگذارد.
اینجور چیزها که به نظر میآید در آن روز نیست.
لا یملکون منه خطابا.
در آن جلسه گذشته من برای لا یملکون منه
خطابا معنایی گفتم که این معنا آن معنا را و آن معنی هم این معنی را رد نمیکند.
این توضیح بیشتریست، وجه دیگریست از وجوه معانی آیه.
خب حالا من در اینجا نسبت به این
مسئله که گفتم دوباره توضیح میدهم.
در قیامت از آیات دیگر، حالا ببینیم آیات دیگر در این باب چه توضیحی برای ما میدهد
که مطلب را روشنتر کند.
در آیات دیگر قرآن
این، این حقیقت موسعا در
سور گوناگونش اشاره شده است.
اینجا سربسته میفرماید لا یملکون منه خطابا.
در آن نظام کسی، هیچ کس،
انبیا باشند و یعنی انسانها کلاً، جن کلاً، ملائکه کلاً، روح کلاً،
کلاً اهل جمع خلاصه آنها که آنجا جمع شدهاند هیچ کس مالک خطابی از خدا نیست.
یادتان باشد که این را مکرر گفتم.
الان هم باز بهتر است بدان متذکر باشید
این نکته اساسی است که وقتی خواستید
یعنی یکی از نکتههای اساسی است که وقتی خواستید
مسئله قیامت و ابعاد معارف قیامت و اسرار موجود در قیامت را
تا حدودی خوب به اندازه که ظرفیت دارید بفهمید،
توجه به این نکته بکنید که از جمله نکات اساسی برای فهم مسائل اون روز
که روز قیامت روز
بروز جلال حق است
و روز ظهور صفات جلالی حق است و این مسئلهای است که خیلی مسائل به دنبال خودش خواهد آورد.
مسئله جلال حق چیزی است که بنا بشود ظاهر بشود که خواهد شد.
اصلاً معیارها را به تناسب خودش دارد.
توجه میکنید؟ الان اونچه که ما در این نظام با اون مواجه هستیم بیشتر با جمال حق مواجه هستیم
نه مقتضای عظمت و کبریا و اسماء جلالی الهی.
در قیامت مقتضای جلال است صوری به کار میافتد.
گرچه مقتضای جمال هم هست ولی
در کل اونچه که میچرخد در قیامت حکومت جلال است.
یعنی صفات جلال. طبعا
مسائل دارد از جمله این است که "لا یملک منه خطابا".
دیگه در اون روز کسی مالک خطابی از خدا نیست.
حالا در توضیح این گفتم توضیح میخواستم بدم این نکته رو در وسط گفتم.
در توضیح این عرض کنم که چجور مالک خطابی هیچ از، از خدا نمیشود.
گفتم آیاتی دیگر مشروحتر میگوید.
آیاتی میپردازد به اینکه
در اون روز شفاعتی نیست.
در اون روز شفاعتی نیست. آیاتی میپردازد به اینکه در اون روز فدیهای نیست.
نمیشود چیزی را با اون چیزی را عوض داد و از گرفتاریها خلاص شد.
آیاتی به این میپردازد که کسی به جای کسی در اون روز گذاشته نمیشود.
ولو کسی مدعی هم باشد به جای کسی گذاشته
نمیشود. آیاتی هم ناظر بر این است که اعتذار در اون روز وقتش گذشته است.
جای عذرخواهی، توبه کردن،
ندامت، پشیمانی، دوباره دیگه نمیکنیم.
اینها دیده نیست. این چهار نکته در توضیح "لا یملک منه خطابا"
در آیات قرآن مکرر به چشم میخورد
و من در این باب آیاتی برای شما میخوانم، توضیحی هم میدهم.
اونی هم که گفتم که در فکر ما به طور ناخودآگاه ممکنه جا داشته باشد، اون رو هم فراموش نکنید.
ما و ما که اینجا نشسته ایم هم همین ذهنیّت ناصحیح را داریم.
ما یک ذهنیّت ناصحیحی در درونمون هست تکرار میکنم که ممکن است انسان به نوعی تخلف پیدا بکند
و یه مقدارم اون عقیدهای که به قیامت داریم با این وضع نامطلوبی که اینجا داریم
اینها را با هم سازش دادهایم و نگران چندان نیستیم.
یه مقدارم نشأت میگیرد از همان ذهنیّت ناصحیح ما.
به اون که به طور ناخودآگاه دانسته ندانسته
یک امیدی داریم که یه راه مفرّی در آنجا برای ما چی بشود؟
پیدا بشود. این خیلی به ضرر ما تمام شده
است و قرآن میخواهد بگوید که این ذهنیّت را از ذهن خودت بیرون بکن.
چنین چیزی نیست. این مال اینجاست.
چون اینجا اینجور بوده اینجا اکثراً مجرمین به انواع مختلف خودشان را از اون
نتایج جرمشون به در میبرند و کنار میکشند به اشکال مختلف.
میگه اونجا اینطور نیست. این ذهنیّت را بیرون بینداز.
ببین عملت هست و تو هستی.
اصل اول این است. حالا عفو و مغفرتی به سراغ کسی بیاد در شرایط خاصی یک مسئله دیگه است.
اما اصل اول این است. عدل الهی،
عدل الهی، عدل الهی این است که هرچی کردی به خودت داده خواهد شد.
خودت انتخاب کردی، با ذوق هم انتخاب کردی،
با علاقه انتخاب کردی. کسی مجبورت نکرده بود.
حتی گفته بودیم هم نکن.
با این همه گفت که نخیر اجازه میفرمایید من همین راه را میخواهم.
خب اجازه هم دادیم که همون راه خاص که با ذوقه با اینکه نصیحت هم کردیم که نکن.
گفتی نه من دلم میخواد این کارو. ما هم گفتیم بکن.
بکن ولی کرده مال خودت است.
تو همون مال خودتون را به خودتون میدهیم.
آنچه که از خود شما سر زده
بدون اینکه کمی کم و کاست بکنیم،
بدون اینکه چیزی روش بگذاریم، همین همون را میدهیم.
این اصل اول است و بعد در این اصل توجه بکنید سعی هم بکنید که بدانید که یه راه مفر نیست.
آنجا راه مفر برای
انسان به هیچ وجهی نمیگذارد.
فکرتون این نباشد که از شما شفاعت میکنند.
حالا در این شفاعت مخصوصاً من لازم است که یک جمله اولاً بگم
چون شفاعتی نیست بین ما و اون.
البته ما امیدوار هستیم به شفاعت.
همه ما امیدواریم به شفاعت. بعضیمون هم که اگر شفاعتی پیش نیاید مسلم است که آتشی و جهنمی و از اهل هلاکیم.
اینها را من که مسلم میدانم.
دیگه نمیدونم شما چقدر خودتان را شناختهاید.
اما امیدوار شفاعت هستیم.
ولی باید بدانیم که شفاعت در اصل اولاً نیست.
مگر با یک شرایط خاصی
برای کسانی که از شفاعت کنندهها،
چه از شفاعت شوندهها.
اصل اول حکم آن نظام این است که شفاعت در اون نظام
مطرح چیه؟ نیست.
اصل اول این است. سپس به اذن خدا،
به اذن خدا مواردی از شفاعت پیش خواهد آمد.
حالا ما امیدوار همان هستیم که
به اصطلاح در مواردی به اذن الله پیش خواهد آمد.
نمیگم امیدوار شفاعت نباشیم ولی توجه کنید که اصل اول این است که شفاعتی نیست.
"لا یملک منه خطابا".
والسلام علیکم ورحمة الله
وبركاته. یا رب العالمین.
یا رب العالمین.
یا رب العالمین.
یا رب العالمین.
یاران همراه بخش دیگری از تفسیر surه مبارکه نبع را شنیدید.
به پایان برنامه در مکتب وحی امروز رسیدیم.
تا هفته آینده و برنامه دیگر همه شما را به خدای بزرگ
و متعال میسپاریم. حق یار
و نگهدارتان. الله.
الله. الله. الله.
الله. الله.
يا من له علت الوجوه بأسرها
وله جميع الكائنات
توحد أنت الإله الواحد الفرد الذي كل القلوب به تقر وتشهد.
يا من له علت الوجوه بأسرها وله جميع الكائنات توحد
جلسه قبل
جلسه بعد