[آیه قرآن] در مکتب وحی [آیه قرآن] مجموعه مباحث تفسیر قرآن کریم، برنامهای از گروه علوم و معارف قرآنی [آیه قرآن] بسم الله الرحمن الرحیم.
با عرض سلام خدمت شما همراهان رادیو قرآن و علاقهمندان به مباحث تفسیری استاد فرزانه حضرت آیتالله محمد شجاعی.
با برنامه در مکتب وحی و تفسیر سوره مبارکه نبأ در خدمت شما هستیم.
در برنامه قبل استاد در شرح و تفسیر دعای آخر از سوره مبارکه نبأ فرمودند که روز حق روزی است که صورت باطنی همه چیز نمایان خواهد شد و ما هر کاری را که در عالم با اختیار مرتکب شدهایم در قیامت با صورت باطنی به نمایش در خواهد آمد.
و چون خودمان آن کارها را اختیار کردیم، خداوند هم از روی عدالت صورت باطنی آن اعمال را نصیبمان خواهد کرد.
لذا استاد میفرمایند که انشاالله خداوند از روی فضل با ما رفتار کند و نه از روی عدالتش.
از شما عزیزان دعوت میکنیم مشروح این گفتار را از زبان حضرت آیتالله استاد محمد شجاعی بشنوید.
اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم اون وقت که معصیت میکردیم به آتش فرو میرفتیم.
میگفتیم این نیت را نکن، این فساد را نداشته باش، این محبت را در قلبت نداشته باش، اون عداوت را نداشته باش.
سنری ما آياتنا فی الآفاق.
تکتک آیاتمان را که قرآن گفته بود و از حق گفته بود به زودی در همه جای وجود و در انفس این انسانها به خودشان نشان خواهیم داد تا کاملاً واضح شود.
حتی یتبین لهم انه الحق.
خوب واضح شود که قرآن هرچی میگفته حق میگفته.
من و شما فردا اونقدر ناله خواهیم کرد از این محبتی که محبتهایی که در دلمون هست و اون وقت خواهیم فهمید که عجب میگفته این محبتها را از دل بیرون بکن برای تو عذاب میدهد.
الان نمیفهمیم که حقیقت این است که من و شما نمیفهمیم یعنی چه؟
من محبت این میز را داشته باشم به من چه ضرری دارد؟
نمیفهمیم، نمیگیابیم.
یا از این میز بدتر مثلاً محبت یک، یک چیزی حرامی را که محبتش را داشته باشم چه ضرری دارد؟
کیف داره.
میگوید آياتنا فی الآفاق ما آیات خودمان را که اوای حق بود و قرآن میگفت به زودی در آفاق و انفس آنها نشان خواهیم داد و این در روز حق است.
ذلك يوم الحق در همان روز حقی که روز، روز حقایق است در همه جا، در انفس و در آفاق که الان تفسیرش را میخوانیم.
یک آیه دیگر هم من در این باب بخوانم بعد بگذریم شصت و نه، دو آیه.
شصت و نه و هفتاد سوره زمر.
و اشرقت الارض بنور ربها و وضع الكتاب وجيء بالنبيين والشهداء وغزي بينهم بالحق وهم لا يظلمون ووفيت كل نفس ما عملت.
اینها را خوب دقت کنید.
میگوید که در روز قیامت از اوصاف خصوصیات قیامت که بیان میکند میفرماید و اشرقت الارض بنور ربها زمین به نور پروردگارش روشن میشود.
و وضع الكتاب اون کتاب اعمال، کتابهای اعمال به میدان میآید.
از کتابهای اعمالی که برای تکتک من و شما هست.
وجيء بالنبيين انبیا آورده میشوند.
والشهداء شهدا آورده میشوند.
وغزي بينهم اون معرکه قیامت و قضاوت میشود بین انسانها بالحق اینجا را دقت کنیدها.
بالحق قضاوت با چیست؟
با معیارهای سرابی و باطل دنیاست یا با حق است؟
چیست؟
وغزي بينهم بالحق با اون حق پشت پرده چون روز حق است قضاوت خواهد شد بین انسانها.
وهم لا يظلمون به کسی ظلم هم نمیشود، ولی به حق قضاوت میشود، نه به سراب.
ووفيت كل نفس ما عملت و هر کسی هم هرچه عمل کرده است تماماً و کمالاً به او داده میشود.
اما حقش داده میشود، نه سرابش.
صورت حقانهاش را به او میدهیم، نه صورت باطلش را.
حالا دیگه بیش از این دیگه من توضیح نمیدهم.
ولی این جمله که الآن گفتم خودم خیلی چیزها با همون که میگفتم به یادم افتاد.
ولی دیگه من طول نمیدهم و شما خودتان همین که آن ووفيت كل نفس ما عملت هرکه هرچه عمل کرده خود انتخاب کرده میدهیم اما حقش را میدهیم.
صورت حقانهاش را میدهیم.
اینجا هرچی فکر بکنید جای فکر است.
میدهیم آنچه خود انتخاب کردهایم.
فقط هیچ راه دیگر نداریم.
درست عدل است، ظلم نیست.
ووفيت كل نفس ما عملت هرچه خودت انتخاب کردی به ذوق خود، به علاقه خود از پیش، از عقیده، از محبت، از عمل از خصلت، از خلق، از نیت، از محبتها، از هرچی دیگه در باطن و ظاهر هرچه خودت انتخاب کردی همونو خواهیم داد.
اصلاً زور نیست فقط اون رو خواهیم داد.
دیگه عدل از این بالاتر میشود؟
به انسان میگیم هرچی با اختیارت انتخاب کردی همونو باز میدیم به تو نوش جانت.
دیگه از این عدل بالاتر میشود؟
بهتر از این عدل میشود؟
که اینجا شعور داده، اراده داده و انتخابم داده.
ما هم انتخاب کردیم.
خب دیگه با آزادی انتخاب خودت، آزادی دیگه ما آزادی که عرض کنم که پس خب انتخاب کردی ما همون را میدهیم به تو.
تماماً میدهیم بهش، یکی هم نمیذاریم.
زور نمیزنیم.
اما فقط یک چیز است و اون اینکه میدهیم اما با صورت چییش میدهیم؟
صورت حقانهش.
دیگه عالم حق است.
خب اون صورت سرابیش بود که انتخاب کردی اونت رسید به تو.
خب اون نوش جانت.
اما این دو صورت داشته یک صورتم چیad-- چی دارد؟
صورت حقانه ای هم دارد.
اونم باید مال تو باشد دیگه.
دو تا صورت دارد آنچه انتخاب کرده بودی به آزادی و به اختیار خودت.
یک صورت لذت بخشش هست خب اون تمام شد اون.
اما این هم صورت بدش هست.
چی باید کرد؟
بالاخره انتخاب کردی.
اونش هم مال تو، اینش، اینش هم مال تو باید باشد.
تو خودت انتخاب کردی.
اینجا حرف زیاد است.
هرچه به گلمر فکر بکنید، دقت بکنید اینها عدل خدا را هم میفهمید و اون وقت میفهمید خدا اگر بنا باشد با من و شما به عدلش پیش بیاید دیگه کار ما از اول تمام شده.
همین من و شما که اینجا نشستیمها.
اگه فکر بکنید من اینها را با تعارف میگم و خیلی هم کم میگم.
همیشه میگم خدا میداند که من خیلی کمتر از آن میگم که هست.
همین من و شما که اینجا نشستیم تفسیر میاییم، تفسیر میگوییم، جلسه میاییم، جلسه تشکیل میدهیم، هدایت میکنیم، هدایت میشویم.
مؤمن هستیم و به اصطلاح ادعا هم میکنیم.
همین من و شما اگر خدا بنا باشد به عدل خودش پیش بیاید و وفیت کل نفس ما عملت باشد، همین من و شما کارمون رو خدا میداند ساخته بیچارهایم.
تعارف نیست ها.
دقت کنید که چی میگم.
به یادتون بیارید از اول تا حالا چه بودهاید.
لحظاتون چطور گذشته و چمش وفیت.
فقط اونها را نبینید که یک وقت نمازی آمده بلند شده یه صورت نمازی ترسیم کردید.
ببینید در بین این نمازها چه کردید.
اگر حالا نمازخوان بودهای و از اول، از اول بلوغ اگر نمازخوان بودهای اول نمازتون چه بوده؟
نمازتون را هم صورت ظاهر و باطنش را به شما میدهم.
صورت حق نماز را به شما خواهند داد.
وقتی صورت حقانه نماز من و شما فرار به کوچه و خیابان و اینجا و اونجاست، از خدا فرار کردن است.
دیگه نماز اینجا را که نمیدهند.
نماز کجا را میدهند؟
نماز پشت پرده را میدهندش.
پشت پرده شما فرار از خدا میکردی، اون رو میدهند به شما.
بنابراین خدا نکند خدا به عدلش با من و شما پیش بیاید و اصل اول هم عدل است وگر فضل بعداً به سراغ بیاید.
احساس اول چیه؟
فراموش نکردید؟
احساس اصلی چیه؟
اصل اول عدل است.
ذلک يوم الحق.
این يوم الحق است.
من در اینجا یه جملاتی هم براشون بعداً.
حالا دیگه این آیه را بخوانم تمام بشه.
فهمیدید دیگه.
ذلک يوم الحق.
چند تا آیه دوباره از حق براتون خوندم.
قبلاً هم توضیح داده بودم.
برای من و شما واضح شد که روز قیامت چرا روز حق است.
روز ظهور حقایق همه چیز است و حق پشت پرده است.
ذلک يوم الحق فمن شاء اتخذ إلى ربه معادا.
هرکس از شما بخواهد به سوی پروردگارش بازگشت انتخاب کند.
بسم الله الرحمن الرحیم.
إنا أنذرناکم عذابا قریبا آیه بعدی را دقت کنید.
بعد میفرماید که ما شما را از یک عذابی که بسیار نزدیک است، حالا بسیار رو من میگم از عذابی که نزدیک است.
إنا ما أنذرناکم ترسانیدیم شما را عذابا از عذابی که قریبا نزدیک است.
چرا قریب گفته؟
به قول مرحوم علامه طباطبایی رضوان الله چیزی که آمدنی است حتما این چیه؟
دیگه نزدیک است دیگه.
این جمله را ایشان گفتند و شایدم دیگران هم گفته باشند.
ولی واقعاً جمله جالبی است.
چیزی که بالاخره خواهد شد نزدیک است.
عجب.
چیزی که خواهد شد حتما این قیامت و این روزی که خواهد آمد حتما.
ولو شما هزارها سال حساب کنید فاصله است بالاخره تا اون بیاد بالاخره چیزی که خواهد آمد آمده است.
اصلاً آمده است فقط فعلیتش مثل به ظهورش نرسیده.
قریب است إنا أنذرناکم عذابا قریبا.
ما ترسانیدیم شما را از عذابی که بسیار نزدیک است.
این بسیار رو شما میگید.
يوم ينظر المرء.
آن روزی که دوباره به اصطلاح بیان میکنم، آن روزی که انسان نگاه میکند، آن روز که نزدیک است.
ما ترسانیدیم شما را از عذاب نزدیک يوم آن روزی که ينظر المرء و شخص انسان نگاه میکند ما قدمت يداه آنچرا که با دو دستش مقدم داشته است.
یعنی فرستاده بود برای خودش تهیه کرده بود.
ما قدمت يداه یعنی آنچه برای خودش تهیه کرده بود.
این تعبیر است.
منتها در همه ابواب آنچه برای خودش تهیه کرده بود، آنچه برای خودش انتخاب کرده بود از افکار، عقاید، خصال، اعمال، روشها، آنچه در باطن و ظاهر حرکات داشت برای خودش انتخاب کرده بود، تهیه کرده بود.
روزی که اونها را میبیند نگاه میکند.
يوم ينظر المرء ما قدمت يداه هر کسی آنچه برای خودش آماده کرده است را میبیند.
عرض کنم که ببینید در این باب من برای شما قبلاً توضیحها دادهام.
امروز یه توضیح نمیدهم.
فهمیدهای که نامهی عمل یا کتاب عمل، عالم عمل که هر کسی برای خودش دارد و مجموع آنچه قدمت یدا او در آن جمع شده است و انسان در برابر آن قرار میگیرد و آن به انسان داده میشود.
در برابر آن هم نه، در آن قرار میگیرد و آن به انسان داده میشود.
در این باب من قبلاً با شما صحبتها کردم.
به شما تأکید کردم که فکر عامیانه نداشته باشید.
یک کاغذ و قلمی هست اونجا نوشتن فلانه چی کرد؟
این اعمالمون هست منتها با صور حقانیش.
ما در متن اعمال و عقاید و افکار خودمون که جمع کردهایم قرار میگیریم.
این میشود داده شدن نامهی عمل به من و شما.
منتها در متن آنچه از ما سر زده است قرار میگیریم که نامهی عمل ماست.
در متن آنها قرار میگیریم با صور چی؟
با صور اخروییش، با صور حقانیش.
صور حقانیش که الآن توضیح میدادم.
من در متن افکارم، عقایدم، تکرار میکنم، اعمالم، جزئیات حرکات چشم و زبان و گوش و هر اعضا و جوارحم، جزئیات حرکات درونیام، در متن همه اینها نیاتم، خطوراتم، تمایلاتم، محبتها و عداوتهایم، عقاید، افکارم در مجموع در عالم کزای خودم قرار میگیرم و این معنایش همان به اصطلاح داده شدن نامهی عمل به انسان یا خواندن انسان نامهی عمل خودش را یا قرار گرفتن انسان در نامهی عمل خودش است.
منتها با صور اخروییش.
"وَيَنْظُرُ الْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ".
آن روزی که این شخص نگاه میکند آنچه را که دو دستش مقدم داشته است و وقتی که هر کسی در کرده خود قرار گرفت، طبیعی است که در همان ابتدا وحشت همه را بر میدارد.
در همان ابتدا، ابتدا که وضع کتاب آمد.
فلذا گوشهای از وحشت کفار را چنین بیان میکند.
"وَيَقُولُ الْكَافِرُ".
در آن وقت که همه در کرده خود با صور حقانی قرار گرفتهاند، آنجا گوشهای از وحشت کفار را چنین بیان میفرماید.
"وَيَقُولُ الْكَافِرُ".
کافر در آن وقت، در همان اولش ندا میزند و میگوید "يَا لَيْتَنِي".
ای کاش من "كُنْتُ تُرَابًا" خاک بودم.
یعنی از عالم خاکی به عالم انسانی و عالم اراده و تکلیف و بعد این مسائلی که برای خودم ساختهام، کاش در این مراحل من سیر نکرده بودم، نیامده بودم.
من و شما هم الآن این آرزو را ممکنه بکنیم.
توجه میکنید؟
ما کاش خاک بودیم، خاک بودیم، خاک مونده بودیم.
اما از خاکی آمدیم انسان شدیم.
از جمادی مردم و نامی شدم و نما مردم ز حیوان سر زدم.
بالاخره انسان شدیم.
بعد عالم تکلیف آمد.
خدا تکلیف کرد.
با این تکلیفها مواجه شدیم و بعد، بعد برای خودمان ساختیم آنچه ساختیم.
کاش خاک بودیم.
دقت میکنید؟
این که میگوید که "وَيَقُولُ الْكَافِرُ يَا لَيْتَنِي كُنْتُ تُرَابًا" در همان مرحله اول که هر کسی یعنی کتابها که وضع شد، عوالم هر کسی به آنها داده شد و انسانها در عوالم ساخته خود قرار گرفتند با صور اخروی، وحشت همه را فرا میگیرد.
حالا من برایتان یک شواهد دیگر هم خواهم گفت اینجا.
از جمله گوشه این که و همه هم ناراحت میشوند.
همه هم به وحشت و دهشت میافتند.
حتی رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در اول قیامت میترسد.
این دیگه مدارج یعنی این جوریش هم همه میترسند.
عرض کنم که منتها گوشه این است.
گوشهای از گفتههای کفار در همان جا این است که کافر میگوید کاش من خاک بودم.
این را از کافرها نرد کرده و گوشهای اما به نظر میآید که مانند همه آیات دیگر قرآن این هم مراتب دارد.
من و شما هم خواهیم گفت این را.
من و شما که در حد خودمان کفر و نسبی را دارای هستیم، متأثر به لوازم ایمان و توحید و وحدت نیستیم.
ما هم آرزو خواهیم کرد.
من و شما هم خواهیم گفت این را.
من و شما که در حد خودمان کفر و نسبی را دارای هستیم، متأثر به لوازم ایمان و توحید و وحدت نیستیم.
ما هم آرزو خواهیم کرد.
حتماً اینطور است.
من که الآن برای شما تفسیر میگویم، این را خیلی وقت آرزو میکنم قبل از اینکه اونجا بیاد.
توجه میکنید؟
قبل از اینکه اونجا بیاد.
خدا میداند هم راست میگویم.
"يَا لَيْتَنِي كُنْتُ تُرَابًا".
خیلی خوب بود.
خیلی خوب بود.
نمیدانم چی کار کنم.
لعل یعنی شاید امید هست که انشاالله شما را خدا توفیق بدهد و به این وضعی که دارید و ما را همه را به این غفلتی که داریم با این وضعی که داریم پیش نرویم و ادامه ندهیم.
من امیدوارم گرچه همیشه امید را دارم ولی نه در خودم اثرش را میبینم یعنی ظهور این امید را میبینم و نه در شما از شما میشنوم و به شما تأکید هم میکنم یک نکته را و آن این که همیشه گفتم این نکته را.
ببینید هر موقع خودتان را با قرآن تطبیق بکنید.
با چیز دیگر خودتان را تطبیق نکنید.
با چیز دیگر خودتان را خوش نکنید.
با خیالات خوش نکنید.
یا حتی اگر چنانچه بعضی عبادت و اینها را هم انجام میدهید، بعضی از احوال هم برایتان میآید با اینها خودتان را خوش نکنید.
برگردید همه حرکات و سکنات خودتون رو از اول تا حالا با قرآن تطبیق بکنید.
شما تاکید میکنم اگر حتی بعضی از احوال بعضی خوابها را بعضیا کلاه سرشون میره از اینا.
بعضی خوابهای خوب میبینید یا بعضی از احوال در مقام ذکر اینها اگر در بین شما از اینها باشد در مواقع ذکر اینها بعضی از حالات خوب براتون پیش میاد یا نوری میبینید یا چیزی میکنید کلاه سرتون نره.
توجه میکنید؟
کلاه سرتون نره و من همیشه این حرفها رو میزنم.
میگم کسی نیستم که از این مسائل بیخبر باشم بگم.
اینها معیار نیستند.
شما هر روزم نور ببینید، ببینید که از اول بلوغتون تا حالا حرکات و سکنات شما با موازین قرآنی چقدر تطبیق کرده با اون شما مواخذه خواهید شد.
حق آن است که قرآن میگوید.
فریب نخورید.
نه تکذیب میکنم ذکر و عبادت و نور و تجلیات نوری و مشاهدهات و کاشفات را بلکه ترغیب میکنیم به این مسائل.
من از اونها هستم که ترغیب میکنم.
اما اینها دلیل نیست.
خیلی وقت میشود میبینید که انسان فعلاً در متن جهنم است اگر بنا باشد با این وضع برود در متن جهنم است.
ولی به لحاظ اینکه حالا احوالی پیدا شده و حتی یک مشاهده ابتدایی نوری هم براش پیش آمده خیلی حتی اینجور میشود.
خاطرتون جمع باشه به اینها گور نخورید.
توجه میکنید؟
به غیر چیزهایی که خودتون رو امیدوار میکنید نکنید.
دقت کردید؟
با قرآن خودتون را تطبیق بکنید.
خب السلام علیکم و رحمة الله وبركاته.
[کلام several شخص] یا رب العالمین، یا رب العالمین، یا رب العالمین، یا رب العالمین.
یاران بخش دیگری از تفسیر surه مبارکه نبع را شنیدید.
به پایان برنامهای در مکتب وحی رسیدیم.
با امید همراهیتان در هفته آینده همه شما بزرگواران را به خدای مهربان میسپاریم.
حق یار و نگهدارتان.
الله، الله، الله، الله، الله، الله، الله، الله.
يا من له helt الوجوه بأسرها وله جميع الكائنات توحد.
أنت الإله الواحد الفرد الذي كل القلوب به تقر وتشهد.
يا من له helt الوجوه بأسرها وله جميع الكائنات توحد.