در مکتب ظفر.
[آوازreads] مجموعه مباحث تفسیر قرآن کریم برنامهای از گروه علوم و معارف قرآن.
[آوازreads] به نام حضرت دوست که هر چه خیر و نیکیست از اوست.
خدمت شما همراهان و علاقمندان به تفسیر قرآن کریم سلام عرض میکنیم و امیدواریم که مراسم پایان برنامه امروز در مکتب ظفر همراهی کنید.
در برنامه امروز ادامه تفسیر سوره قاف را با بیان حکیم فرزانه حضرت آیت الله محمد شجاعی خواهیم کرد.
در برنامه گذشته استاد بزرگوار این سوره را تا آیه بیست و دوم تفسیر کردند و بر اساس این آیات مخصوصاً آیه بیست و دوم شرح دادند که بهشت و جهنم همشون موجود و بر عالم ما محیت است اما ما آن را نمییابیم و در نوعی از غفلت به سر میبریم که از آن در حجابیم و اتفاق مهم در قیامت آن است که پرده از جلوی چشمانمان کنار میرود و دیدگان بر حقایقی که موجود بوده اما درک نمیشده باز میشود.
در برنامه امروز مفسر بزرگوار آیات بیست و سوم تا بیست و پنجم سوره مبارکه قاف را تفسیر میکنند و ارتباط ظریف میان عبارات این آیات را توضیح میدهند که چگونه کافر عنید میشود و چگونه عنید منّاع للخير است.
به همین طور ارتباط این صفات را با معتد و مرید بیان میفرمایند و اینکه چرا همه این صفات به شرک باز میگردد.
اکنون با هم تفسیر آیات بیست و سوم تا بیست و پنجم سوره قاف را از لسان استاد بزرگوار حضرت آیت الله محمد شجاعی میشنویم.
أعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
قال درينه هاذا ما لدي عتيد.
ألقياه في جهنم كل كفار عنيد.
منّاع للخير.
معتد مرید.
الذي جعل من الله إلهاً آخر فألقياه في العذاب الشديد.
قال درينه ربنا ما أثريتوه ولا كان في ظلال بعيد.
قال لا تفتسموا لدي وقد قدمت إليكم بالرعيد.
ما يبدل القول لدي وما أنا بجلام للعبيد.
در جلسه گذشته آیاتی که در جلسه گذشته توضیح و شرحش داده شد توجه داشتیم که مسئله معاد و قیامت در این که انسانها با چه وضعی در محضر ربوبی در روز قیامت حاضر میشوند را مطرح فرمود.
هر انسانی میآید به محضر ربوبی یعنی حاضر میشود در محضر ربوبی با اتفاق وجود در حالتی که مرها صاعد و مشهید.
بعد این کتاب میآید که لقد كنت في غفلت من هذا فكشفنا عنك رقاءك فبصرك اليوم حديد.
از ناحیه ربوبیت به همه انسانها مخصوصاً مجرمین.
دنباله مسئله به این صورت که میآید که بیان میفرماید و قال درينه پس اینکه خطاب آمد به همه که لقد كنت في غفلت من هذا همه در اون وضع اختفا که قرار گرفتند به اون عالم و با اون خصوصیات کاملاً جدید و ناشناخته و در آنها تعجبآور که دیدند و خطاب آمد که لقد كنت في غفلت من هذا اینها قبلاً همه بود تو نمیدیدی فكشفنا عنك رقاءك ما پرده از از برداشتهای که چشم تو الان تیزبین شده است که فرمود و قال درينه دنباله مطلب را حضرت عذاری вот چنین میفرماید و قال درينه که ترجمهاش اول ذکر میکنیم یار همراه انسان میگوید هاذا ما لدي عتيد این اون انسانیست که نزد من حاضر است و آماده با اون اعمالی که نزد من حاضر است و آماده.
خطاب میآید از ناحیه ربوبیت در خصوص مجرمین که دو ملک از ملائکه عذاب یا به دو نفر از بندگان مقرب که وظائف فیض ربوبی هستند که عبارت باشد از حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم و حضرت امیر سلام الله عليه ألقياه في جهنم كل كفار عنيد.
شما دو بیندازید در جهنم هر كفار كفر وضعی را که کناز داشت با حق و حقیقت منّاع للخير منع میکرد از هر خیری معتد متجاوز بود مریدین همه را به شک میانداخت الذي اون كفار عنيد و منّاع للخير که جعل من الله إلهاً آخر قرار داد با خدای متعال اله دیگر را معبود دیگر را.
فالغیاهُ فی العذاب الشدید.
پس شما او، او را بیندازید در عذاب شدید.
قال در این هو یار و همراه انسان میگوید ربنا ما أظلمته.
ترجمهاش را عرض میکنم بعد توضیحش را عرض میکنم.
قال در این هو یار و همراه انسان میگوید ربنا پروردگارا ما أظلمته من این را به طغیان مجبور نکردم این انسان را.
و لکن كان في ضلال بعيد.
او خود در ضلال بسیار بعیدی بود.
قال خدا میفرماید لا تخاطبني ولدي.
در جواب میفرماید لا تخاطبني ولدي نزد من به مخاطبه نفردازی.
و قد قدمت الیکم بالبعید.
من بعید خود و وعده خود و آنچه را که از عذاب و تو و تابوت شما قبلاً گفتهام.
ما يبدل القول لدي.
و آنچه گفتهم، همان است.
نزد من آنچه گفتهام هیچ تغییرپذیر نیست.
و ما انا بظلام للعبید.
و من ظلمکننده به بندگانم نیستم.
[سرفه] این ترجمهاش بود که این ترجمه آزادش رو که عرض کردم حالا به توضیح این آیات و شرح تابوتهایی که میتوانیم میپردازیم.
و قال در این هو توجه فرمودید که آنجا که خطاب آمد از ناحیه ربوبی به دست مجرمین که مخصوصاً در وضع بسیار عجیب و ناشناختهای قرار گرفتهاند و قبلاً هم اکثر اونها که منکر بودند که اصلاً عقیدهای نداشتند، در برابر اونی که عقیده نداشتند قرار گرفتند با اوضاع و حساب و miliarهای خاص و در-- و خلاصه خطاب میآید به همه مجرمین که تو در-- از اینها در غفلت بودی یا به همه انسانها که شما از این اوضاع و از این عالم در غفلت بودید.
دنبالش را از این، در دنبال این مطلب از اون حقایق و مسائل که در اون روز پیش میآید به گوشههایی چنین اشاره میفرماید.
البته توجه دارید که الان که مثلاً قیامت مطرح-- قیامت را در اینجا مطرح فرموده و حقایقی را بیان میفرماید، معنیش این نیست که فقط تنها همین است که در اینجا گفته میشود.
در جاهای متعدد خدای متعال مسئله قیامت و معاد را مطرح فرموده و در هر جایی به گوشههایی از مسائل اون روز و حقایق اون روز اشاره فرموده است.
اینجا هم به گوشههایی.
و قال در این هو میفرماید که ترجمهاش رو گفتم.
قال در این هو هذا ما لدي العتیق.
وقتی اون خطاب آمد که این حقایق همه قبلاً بود و شما در غفلت بودید، همه بود و نمیدیدید.
بعد از این خطاب فرمود و قال در این هو یار و همراه انسان میگوید.
این میگوید معلوم است از لحن سخن یعنی به خدای متعال میگوید.
به پروردگار متعال میگوید.
یار و همراه انسان، قرین انسان چی میگوید؟
میگوید هذا ما لدي العتیق.
این انسان بود، این انسانی بود که نزد من حاضر است و آماده است با اون اعمالی که نزد من حاضر و آماده است.
در واقع اون دفعه هم در خلال صحبتها عرض کردم.
این قرین حالا اینجا اسم نبرده است که قرین چیه؟
چیه؟
آیا یکی از اون دو ملکی که با انسان هست که به اصطلاح در طرف راست و چپ که قبلاً گفتیم یا یکی از اون دو ملکی که صاعد و شهید هستند یا عرض کنم که دو ملکه، یک ملکه دیگری.
در هر صورت قرین را میفرماید.
قرین یعنی همراه.
و قال قرین.
خیلی سردرگمست.
مرحوم علامه هم احتمالات را ذکر کردند ولی نمیشود گفت کدام.
کی این قرین؟
هرچه هست میفرماید قرین و همراهی با انسان هست که اون قرین وقتی که قیامت اتفاق شد به ذات مقدسه، به مقام ربوبی او اینکه گزارش میدهد به اصطلاح ما و قال قرین.
اون قرین و همراهی که با انسان بود و انسان با او بود.
او میگوید که هذا ما لدي العتیق.
این همان انسانیست که لدي العتیق نزد من حاضر است پروردگارا با اون اعمالی که داشت، با تمام دِکارهها آماده است، با تمام دِکارههاش آماده است.
این که در مقام تحویل دادن چطور یک کسی یک گزارشی میدهد، این همان انسانیست که نزد من با این روزی که حساب و کتابی که داشت نزد من آماده است پروردگارا یعنی آوردن به محضر تو و طبعاً زیاد احتمال میرود که همان چه باشد؟
اگر گفته از اون ملکه کدامش باشد؟
از اون ملکه صاعد باشد.
گرچه اگر بنا باشد هذا ما لدي العتیق را به انسان و اعمال انسان بزنیم، اون اعمال انسان را آماده کننده، آن شهیدی است که متأمل شهادت است.
ولی اینجا گفته هذا یعنی این انسانیست که نزد من حاضر است.
ظاهراً ملک و قرین همان صاعد است.
انسان را توغ میدهد به محضر ربوبی و ما اینها را زیاد اینجا نمیفهمیم.
تنها اینقدر که خدا میفرماید اینطور است و از ما محجوب است.
تنها اینقدر قرینی من و شما داریم که ما، ما را هر کدام از ما قرینی داریم که ما را توغ میدهد.
توغ میدهد به سوی محضر ربوبی در قیامت و وقتی که به محضر ربوبی، ربوبی وارد شده، اون قرین توغدهنده به خدای متعال میگوید هذا ما لدي العتیق این همان انسانیست که نزد من بود و الان حاضر است.
یعنی در محضر تو حاضر و آماده است برای آن چیزی که تو مقدر فرمودهای.
صاعد است و هذا هم اشاره به خود انسان، نه به اون اعمال و ثبیته و کتاب عملش که اون را آماده کننده عبارت است از شهید.
آزا یعنی این انسان و زاری یعنی سائد.
اون سائد زریمی که زریم انسان بود به خدا میگوید آزا این انسانی که لدی نزد من بود اخیراً الان آمادهست در محضر تو آنچه تو بفرمایی.
توجه میکنید؟
این یکی از اون آیه های هست.
میشه اینطور دیدیم که زری یک چیز یک موجود دیگری است، ملک دیگری است که اون خطابش این است خدا یا این را آوردن با همه آ-آلمی که ساخته است در محضر تو بسم الله.
حالا زری میگه یه ملکی سر هرچه باشد یا یک موجودی.
در هر حال احتمالات اینجا خود مخصوص.
الغیا فی جهنم.
بعد این خطاب از نظام ربوبی میآید دربارهی هر مجرمی که اهل جهنم است و مسلم است حق علیه القول.
این خطاب به دو ملک میآید از خزانه جهنم یعنی از اون خازنان آتش که دو ملک از اونهاست یا به دو ملکی که سائد و شهید بودند به اونها خطاب میآید یا خیر به دو انسانی خطاب میآید که این انسانها وثائق حیض هستند و وثائق امر هستند.
عبارت است در مرحله اول از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و از حضرت امیر سلام الله علیه و آله.
به طوری که الان ما میگیم اینها وثائق حیض هستند در قیامت هم وثائق صدور اوامر ربوبی خواهند بود.
شما و ما شنیدهایم و این روایت هست حتی نه تنها شیعه، سنی هم نقل کرده است که علی سلام الله عليه تسلیم الجنة والنار است.
این تسلیم الجنة والنار یک واقعیت است در خصوص حضرت امیر سلام الله عليه.
در هر صورت الغیا به دو نفر خطاب میآید.
به دو موجود خطاب میآید از ناحیه ربوبی دربارهی همه اون مجرمینی که حق علیهم القول و دیگر آتشی شدهاند.
الغیا به اون دو خطاب میشه.
این دو یا دو ملکاند که سائد و شهید باشند یا دو ملکاند از خزانه آتش یا دو فرداند از وثائق حیض و وثائق امر ربوبی که عبارت باشند از رسول الله و از حضرت امیر سلام الله علیه و آله.
و اینها با هم قابل جمع هم هستند.
حالا من برای اینکه در مسائل دیگر میخوام اینجا توضیح بدم چون در هر قسمتی از این تفسیر ما در یک موضوعی یک مقدار توضیحات میدم که اگر به همه در همه موضوعات توضیحات مفصل و فرع دادیم طبعا تفسیر خیلی دیرگیر پیش میرود.
من اینجا توضیح نمیدم فقط سر دسته، سر دسته رو شما عرض میکنم که نه قابل جمع است.
هم ممکن است الغیا خطابش به رسول الله باشد و به حضرت امیر و هم ممکن است در عین حال که به اونها خطاب است به دو ملک هم که باشد خطاب باشد چون ملائکه هم زیر به اصطلاح فرمان حضرت رسول صلوات الله و حضرت امیر هستند.
اونها جناحهای رسول الله و حضرت امیر هستند.
اگر کسی بخواهد حقیقت نوری و اصلی رسول الله و حضرت امیر را بشناسد، ملائکه جناحهای اونها هستند.
فرقی نمیکند.
این امر صادر شده از نظام ربوبی هم متوجه اصل دو نور و دو حقیقت است که رسول الله و حضرت امیر است و هم متوجه جناحهای اونهاست و اونها هم وقتی میخواهند ارگا کنند آن مجرم را به آتش، هم خود ارگا میکنند و هم به وسیله جناحهای خود ارگا میکنند که عبارتند از چی؟
عبارت هستند از همان ملائکه.
اینها را اگر انشاالله یه وقتی البته قبلاً صحبتهایی کردیم در باب ولایت مطلقه تکوینی رسول اکرم صلوات الله و حضرت امیر و حضرات معصومین.
اونجا من صحبتهایی داشتیم بعضی از دوستان آشنا هستند به اون مباحث یه مقدار.
گفتهایم که مقام اصلی اینها بسیار بالا است و به عنوان مقام اصلی که دارند همان ولایت مطلقه تکوینی است.
اونجا همه ملائکه ابنیه صاحبان ولایت مطلقه هستند.
یعنی جناحهای وجودی اونها در مقام وجود و هستی هستند.
طبعا کاری که اونها میکنند به توسط ملائکه در حقیقت کار هم اونهاست و هم کار کیه؟
و هم کار ملائکه است.
شجاع فرمودید.
حالا بیاندازه طرف اتفاق میافتد.
بنابراین این که بگیم الغیا خطاب است به رسول الله و حضرت امیر سلام الله علیه و آله یا به دو ملک با هم منافات ندارد.
همین خطاب به اونها صادر میشود و هم از اونها به جناحهای اونها و موقع عمل هم که ارگا میکنند هم اونها ارگا کردهاند و هم جناحهای اونها.
بر اساس همین مسئله شما شنیدهاید مثلاً عزرائیل که ملک الموت است در مقام قبض روح رسول الله باید با اجازه رسول الله او را قبض کند.
او جناح خود اوست و طبعا باید با اجازه او به سمت خود او را قبض روح بکند و خیلی حوادث در اینجا.
در هر صورت الغیا فی جهل.
من گفتم اینجا نمیخوام من توضیح زیادی عرض بکنم.
یه توضیح دیگر در آیات بعدی که اونها را عرض خواهم کرد.
الغیا فی جهنم.
شما دو بیاندازه در جهنم کل کفار الانی.
هر کفرورزی را که احساس داشت در کفرورزی.
کفار اون کافر کفرورز را میگن که احساس داشته باشد یعنی کثرت احساس کفرورزیش بسیار زیاد باشد.
کفار.
در کفرورزی دیگه حد و حدودی نداشته باشد.
آنچه میتوانه کفرورز بود در حیات دنیویش.
یعنی حق هر حق و حقیقتی را با هر حق و حقیقتی که به اصطلاح مواجه میشد اون را انکار میکرد، زیر پا میگذاشت.
این را میگن کفار.
در باب فکر، در باب عقیده، در باب عمل، در باب روش، در هر بابی با هر حقی که مواجه میشد اون حق را رد میکرد.
این را میگن چی؟
این را میگن کفار یعنی روی هر حقی پرده میکشید.
هر حقی را رد میکرد.
کفار.
بی اندازید در جهنم در آتش کل کفار هر کوفرزی را که امید این عیناد داشت با حق حقیقت.
شما توجه دارید که هر کسی که خصلتش این بود که هر حقی که با هر حقی که مواجه شد خواست اون رو پرده پوشی بکند، این در حقیقت با هر حقی چی کرده است؟
گفت که عیناد ورزیده است.
این در واقع وجودش معاند هر حق است.
کوفر به هر حق معاند حق است.
فلذا به ترتیب میفرماید کفاری که بود عمید بود.
یعنی چون کوفر به هر حقی که مواجه بود اون رو انکار میکرد، پرده پوشی میکرد، خلاف اون را میگفت و به راه میانداخت.
طبعا این عیناد داشت با حق حقیقت و وقتی که اینطور بود منّاع الخیر میشود.
کسی که با هر حقی مواجه میشود انکار میکند و رد میکند به نوعی.
طبعا این با هر حق حقیقت عیناد میورزد و طبعا چی میکند؟
طبعا منّاع الخیر از هر خیری هم پیشگیری میکند، جلوگیری میکند.เช่น آدمی است اون اندازهای که میتواند منّاع الخیر است از خیر چی میکند؟
پیشگیری را میکند.
خب طبعا خودش همเช่น آدمی است که تجاوز بیش نخواهد بود.
معتدی تجاوز یعنی خصلتش کارش تجاوز بر حدود و حدود حق حقیقت است.
مرید و هر کسی را توانست در باب حق حقیقت یک شک میاندازد.
چنین آدمی این خصوصیتها را به دنبال هم خواهد داشت.
کوفر عمید خواهد بود.
منّاع الخیر خواهد بود.
معتدی خواهد بود و مرید و مرید خواهد بود.
و در ترتیب اینها هم حساب است.
یعنی چون کوفر شد عمید میشود.
چون عمید شد منّاع الخیر میشود.
چون منّاع الخیر شد چی میشود؟
معتدی میشود.
چون معتدی شد مرید میشود.
این ترتیبها را فراموش نکنید.
خودتون بعدها در مقام تفسیر این آیات در این کفارهای امروز که الان میبینید میتوانید تفسیر بکنید و این آ-- به اصطلاح خصوصیات را که آیات فرموده خودتون خوب ببینید.
الان این روزگار پر است از کفار.
این کفارها همه هم عمیداند، هم منّاع الخیراند، هم معتدیند و هم چی؟
و هم مرید هستند.
الزی بی جهنم از مصدر ربوبی از مقام ربوبی خطاب میآید به اونو که شما بی اندازید در جهنم هر کفار معاند را که منّاع الخیر است و معتدی است و مرید.
الذی بعد این کفار شیمینی را با این وصف دوباره توصیف میفرماید.
الذی این کفار آنچنانی که جعل مع الله الهاً آخر با خدا اله دیگر قرار داد یعنی در برابر خدا اله دیگر، معبودی دیگر، معبود دیگر قرار داد در جلوی خود و میرفت.
حالا معبود دیگر یا خودش بود یا شیطان بود یا یک کفار بالاتر از خودش بود.
یا بالاخره بعضی میفرماید که دنیا بود مال دنیا هرچی بود بالاخره در برابر خدا که باید او فقط معبود باشد و معبود باشد، این کفار کارش این بود که جعل مع الله الهاً آخر قرار داد با خدا اله دیگری که در واقع شیطان و هر چیزی را که مظهر شیطان است بود.
اینها الذی جعل مع الله الهاً آخر.
اینجا توجه به این نکته که در اینجا هست اول گفته خطاب میآید که هر کفار جزای را به جهنم بی اندازید.
خب بعد توصیف میفرماید که این کفار چگونه بود؟
اصل درد اصلیش این بود که جعل مع الله الهاً آخر.
شما میتوانید از اینجا این نکته را استخراج کنید که منشاء اون کوفرزیاش، عینادش، منّاع الخیر بودنش، معتدی بودنش، مرید بودنش، منشاء همه این خصلتهای بد و این افعال بد این کفار منشاء همهش یک چیز بیشتر نبوده به عنوان عبارت از شرک.
متوجه میشید؟
شرک است که ام الجرائم و ام الرزائل است.
و این یه چیزی است که شما هر وقت خودتون بتوانید تأمل در این باب بکنید به این حقیقت پی خواهید بود.
شرک ام الرزائل است و ام الجرائم است.
یعنی هر ج-جرمی منتهی میشود به کجا؟
به شرک.
هر رذیلهای منتهی میشود به شرک.
چون جعل مع الله الهاً آخر فلذا کفار شد، عمید شد و منّاع الخیر و معتدی و مرید بود.
این منشاء اصلیش این بود که جعل مع الله الهاً آخر نکته اصلی را.
و طبعا شما در اینجا برای درس خودمون هم میتوانید به اندازه درس بگیرید و بگویید که ما مادامی که در مراتب شرک به هر اندازه مبتلا هستیم به همان اندازه در واقع گرفتار رزائل و جرائم خواهیم بود و آن وقت ما میتوانیم من و شما از رزائل و جرائم در حد خودمون، ما هر کسی برا خودش در مراتب مختلف.
ما آن وقت میتوانیم از رزائل و جرائم پاک بشویم و نجات بشویم که از شرک بشو-- چی باشیم؟
از شرک پاک بشویم.
الان من و شما چقدر مبتلا به شرک خفی در مراتب زیاد هستیم؟
حالا فعلاً من توضیح در باب شیطان دارم که اونجا یه مقدار روشنتر خواهد شد.
الان ما زیاد مبتلا به همان ما که اینجا نشستیم الان هستیم، حاضریم.
ما زیاد مبتلا به اصطلاح شرک در مراتب خفیه هستیم.
البته اسم ما موحد است.
عنوان ما موحد است.
از اون شرک بسیار جلی ما تا حدودی خودمان را کنار میکشیم.
اما در دامن شرک خفی در مراتب زیادش و در ابعاد مختلفش من و شما سخت گرفتار هستیم.
و چون چنین است من و شما درست نمیشویم.
متوجه میشوید؟
اگر چنان شد از مراتب شرک ما خودمان را نجات بدهیم از آنچه که الان ما داریم از رزائل و جرائم حتما نجات پیدا خواهیم کرد.
شرک ام الرزائل و ام و ام الجرائم است.
ام همه بدیهات هر کسی به هر اندازه از این ام برخوردار باشد از زاد و ولدش هم چه خواهد شد؟
برخوردار خواهد شد.
این صادق کلیت فراموش نفرماید.
الذی جعل ما الله الهاً آخر.
دوباره تأکید میکند.
فالغیاث تشمازو این مجرمین را هر کفار را بیندازید فی العذاب الشدید در عذاب شدید.
توجه کنید این خطابهای ربوبی در روز قیامت مطابق با عملش است.
یعنی وقتی این خطاب میآید، این خطاب مطابق با تحقق این جریانهاست.
دیگه مانند خطابات ما حساب نشده.
این خطابها جنبه تصویری، حالت تصویری دارد.
خطاب میآید یعنی چی میکنند؟
یعنی الغیاث یعنی عمل میشود، القا میشود هر کفاری.
اینها حرف اون روشیها با مواجه وضع بشر و مال خودمون اینطور پیش نرود.
این ندا ندای از ربوبی است و مطابق با تحقق عینیاش.
عین همون تحقق عینی فردی است.
الغیاث مطابق با القای آنجا هر کفار انید را.
دیگه مسئله زمان و نوبت و نمیدانم امثال اینها مطرح نیست.
فوق زمان است، فوق مکان است، فوق مقدار است، فوق جهات و احوال است.
این روشیها حساب نمیکنند.
یه تأکید میاندازند، یه تک میاندازند، طور میبرد.
نه اینها احکام اینجاست.
فوق زمان، فوق ماده، فوق مکان، فوق جهات این روشیها را ندارد.
همین که این ندا آمد هر کفاری که توی جهنم کی میشود؟
سوخته میشود و القا میشود.
والسلام علیکم ورحمة الله.
الله اکبر، الله اکبر.