یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
ادخلوها بسلام و خلود
«ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ ۖ ذَٰلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ» (قاف/۳۴)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): به سلامت داخل آن شوید؛ این روز جاودانگی است.
«لَهُم مَّا يَشَاءُونَ فِيهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ» (قاف/۳۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آنان در آنجا هرچه بخواهند دارند و نزد ما افزونی است.
سلامِ ورود، سلمِ بهشت با انسان است. يوم الخلود روز ماندگاری است. لهم ما یشاءون خواستِ بهشتی را برآورده میکند؛ لدینا مزید افزونیِ فراتر از خواست است—از غرر آیات. هلاکتِ قرنهای پیشین و ذکری برای صاحب قلب یا شنوندهٔ شاهد در ادامه است.
«إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَذِكْرَىٰ لِمَن كَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِيدٌ» (قاف/۳۷)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بهراستی در این برای کسی که دلی دارد یا گوش فرا میدهد در حالی که حاضر است، یادآوری است.
بسط تفسیری 1
در سیر بیان این جلسه آمده است که اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. ادخلوها بسلام ذلك يوم الخلود. لهم ما يشاءون فيها ولدينا مزيد. وكم أهلكنا قبلهم من قرن هم أشد منهم بطشا فندبوا في البلاد هل من محيص. إن في ذلك لذكرى لمن كان له قلب أو ألق السمع وهو شهيد. در هفته گذشته نظرتون هست آیاتی که شرح و توضیحش را عرض کردیم در آخرین آیاتی که بود این حقایق را بیان فرموده بود که يوم نقول لجهنم هل امتلأت وتقول هل من مزيد وأزلفت الجنة للمتقين غير بعيد هذا
بسط تفسیری 2
در سیر بیان این جلسه آمده است که ما توعدون لكل أواب حفيظ من خشي الرحمن بالغيب وجاء بقلب منيب. این آیات بود که اشاره فرمود بر حقایقی در قیامت که این مسئله مکالمه خدا با جهنم بود و دیگر نزدیک در دانه شدن بهشت برای صاحبان تقوی. بعد اینکه این خطاب میآید که این جنت همان است که وعده داده میشد برای هر کسی که اواب باشد و حفیظ باشد، غایبانه از مقام ربوبی بترسد و با قلبی که دارای عنابه است به روی خدا به سوی خدا روی بیاورد. اینها را در آیات گذشته آن دفعه
بسط تفسیری 3
در سیر بیان این جلسه آمده است که خوندیم. دنباله آیات این چنین است. ادخلوها بسلام ذلك يوم الخلود. دنباله آیات است. ندایی که میاد، خطابی که میاد در اون مقام یعنی در روز قیامت و در روز حشر و حساب به صاحبان تقوی وقتی جنت یعنی پردهها از میان رفت و بهشت نزدیک در دانیده شد برای صاحبان آن خطاب میآید به صاحبان تقوی و به اهل جنت که ادخلوها بسلام داخل شوید به این بهشت. ادخلوها این خطاب از ناحیه ربوبیت است به صاحبان تقوی و به اهل جنت خطاب میآید ادخلوها بسلام ذلك يوم الخلود
بسط تفسیری 4
در سیر بیان این جلسه آمده است که وارد شوید به بهشت با سلام و این روز خلود است، روز همیشگی است. یعنی دیگر زوالی در این بهشت و بودن در به برای بودن در بهشت نیست. ذلك این روز يوم الخلود روز خلود همیشگی و بقای دائمی در جنت است. بعد میفرماید لهم ما يشاءون فيها برای جنتیان آنچه میخواهند در جنت هست و لدينا مزيد و نزد ما اضافه بر آن هم هست. این قسمت خطابی است از خدا به صاحبان جنت و به اهل جنت. ادخلوها بسلام ذلك يوم الخلود و بعدش هم لهم ما
بسط تفسیری 5
در سیر بیان این جلسه آمده است که يشاءون فيها بیان بعضی از حقایق مربوط به بهشت و بهشتیان است. در اینجا من توضیحاتی که قبل از اینکه به آیات بعدی بپردازیم به توضیح و شرحش هم الان میپرداخت میکنیم. ادخلوها بسلام ذلك يوم الخلود اینجا من توضیحی که شما هم تأمل . این مضرات به تأمل زیاد احتیاج دارد که بعضی از حقایق را تا حدودی بفهمیم. ادخلوها بسلام ندا میآید از ربوبیت به صاحبان تقوی که داخل شوید ها یعنی به بهشت بسلام با سلام ذلك يوم الخلود و این روز خلود همیشگی است این ادخلوها
بسط تفسیری 6
در سیر بیان این جلسه آمده است که بسلامه اینجا میخواستم توضیح عرض بکنم. مسئله این که داخل بهشت با سلام و ایمنی و با سلام و سلامتی این یعنی چی؟ این نکته، نکتهای است که باید تأمل بکنیم و در قرآن در موارد متعدد به این حقیقت است که در بهشت، خود بهشت و جمع بهشت به اصطلاح یعنی بهشتیان و ملائکهای که در بهشت هستند خزنه یعنی خازنان بهشت هستند. ملائکهای که به بهشت رفت و آمد میکنند که به اصطلاح ملاک دیگر، خود نعمتهای بهشتی همش این در قرآن این حقیقت استفاده میشود که همه
بسط تفسیری 7
در سیر بیان این جلسه آمده است که اینها سلام است. یعنی سلم و سلام است برای هر بهشتی. و این در قرآن در جاهای متعدد به اصطلاح با بیانهای مختلف بیان شده است. معلوم است که یک حقیقت بسیار بالایی میخواهد اشاره بفرماید که با تأمل در نکات و اشارات آیات میتوانیم به اون حقیقت تا حدودی پی ببریم. در این باب توضیحی که من این است که عالم بهشت و جنت، جنات یعنی بهشتها و عوالم بهشتی، عوالم سلم است. عوالم سلام است. عوالمی است که با انسان همه چیز اونجا حالت سلم را دارد. یعنی
بسط تفسیری 8
در سیر بیان این جلسه آمده است که مسالمت را دارد. یعنی سلام را دارد. یعنی هیچ گونه از نا از هیچ جهتی چه از جنتیان، چه از ملائکه جنت، چه از نعمتهای جنت، از آنچه که در جنت انسان با آن مواجه میشود، هیچ گونه ناسازگاری با انسان ندارند. هیچ کدامشان. همه با انسان در حال سلم و سلاماند و همه با انسان میسازند. همه آنچنان که انسان دلش میخواهد میباشند. مسئلهای نمیشود پیش نمیآید. انسان با چیزی مواجه نمیشود در بهشت که آن چیز بر خلاف میل انسان باشد. ولو خیلی خفیف، ولو خیلی ضعیف باشد.
بسط تفسیری 9
در سیر بیان این جلسه آمده است که چه بهشتیان باشند، چه ملائکه بهشت باشد، چه خود نعمتهای بهشت باشد. بالاخره با چیزی انسان مواجه میشود که نسازد با انسان. خلاف میل انسان باشد، باشد. به اصطلاح خلاف سلیقه انسان باشد. این چیزی است که در جنت چنین چیزی نیست. به طور کلی حتی یک مورد به صورت ضعیف باشد چنین مسئلهای نیست. و این را اگر دقت بکنید به اصطلاح سر از یک حقیقت بسیار بالایی در میآورد همین صحبت. اولش به این صورت ساده مطرح میشود ولی مطلب خیلی عمیقتر میگردد و اون اینکه عالم جنت
بسط تفسیری 10
در سیر بیان این جلسه آمده است که که جوار قرب حق است یا جنان که عوالم قرب حق هستند، این عوالم محل یا جایگاه تجلیات اسماء و صفات خدا در مرتبه بسیار بالا است و یکی از اسماء خدا اسم سلام است. به طوری که اسماء دیگر خدا و صفات دیگر او در بهشت تجلیهای بالاتر را دارند. این اسم که اسم سلام است از اسماء خداست هم در بهشت تجلی بالای بالاترین و بهترین یا بالاترین تجلی و یا عالیترین تجلی را دارد. خدای متعال با اسم سلامش در بهشت آنچنان که باید تجلی میکند و
بسط تفسیری 11
در سیر بیان این جلسه آمده است که هیچ منافی در بهشت نیست چون جایگاه تجلی خدا با اسم سلام است یا اسم سلام خداست. این را اولا میدانیم که یکی از اسماء خدا اسم سلام است. در بیست و سه از سوره هشت این آیه را در نظر داشته باشید. بیان شده است این مطلب. یکی از اسماء خداست. این که اسم شد باید روش تأمل کرد. آیه اینجور است. هو الله الذي لا اله الا هو الملك القدوس السلام المؤمن المهيمن العزيز الجبار المتجبر سبحان الله عما يشركون. یکی از اسماء خدا سلام است. یا سلام
بسط تفسیری 12
در سیر بیان این جلسه آمده است که یکی از اسماء خداست. السلام یکی از اسماء خداست و همین سلامی که برای مسلمانها شعار است و بعضی اوقات وقتی که به همدیگر میرسند این اسم را به کار ببرند و بگند و این در اصل میرسد به همین اسم سلام خدا که باید مسلمان در مقام مواجهه با هر مسلمان دیگر این اسم را به زبان بیاورد. ولی تنها زبان نیست. باید تجلیات این اسم در وجودش باشد که تمامی وجودش نسبت به آن مؤمنی که به او سلام میدهد سلم باشد. یعنی فکرش، عقیدهاش، حرکاتش، سکناتش کلاً
بسط تفسیری 13
در سیر بیان این جلسه آمده است که تمامی عوالمش سلم باشد. در هر صورت یکی از اسماء خدا سلام است. از این آیه که بیست و سوم سوره هشت است تلاوت کردم به خوبی این حقیقت بر میآید. این اسم در عوالم وجود مانند اسماء دیگر خوب تأمل بکنید و این گفتم نکتهای است که دقت زیاد میخواهد. در این اسم خدا مانند همه اسماء دیگرش در همه عوالم وجود تجلی دارد. اما به طوری که اسماء دیگر خدا در عوالم پایین مخصوصاً در عالم ماده تجلیاتش آنچنان که باید نیست. یعنی عالم ماده اون قابلیت را
بسط تفسیری 14
در سیر بیان این جلسه آمده است که ندارد که این اسماء آنچنان که باید در آنها تجلی بکند. به طوریک در همه اسماء خدا این چنین است. در اسم سلام هم همین طور است. یعنی این عالم ماده به طوریک اسم علیم خدا در اینجا تجلیش، تجلی پایین است چون عالم ماده بیش از این صلاحیت را ندارد. اسماء دیگر خدا هم همینطور. اسم سلام هم همینطور است. اینجا اسم سلام خدا در عالم ماده تجلیش کمتر است چون ماده بیش از این پذیرایی ندارد و صلاحیت ندارد. و لذا چون تجلیش کمتر است در این عالم
بسط تفسیری 15
در سیر بیان این جلسه آمده است که شما حساب کنید ما که در این عالم هستیم اینطور نیست که همه چیز صلح و میل باشد. چیزی در این عالم پیدا نشود که خلاف خاص ما باشد. همه چیز با ما صلح نیست. هوای خرده سرد شد با ما، من و شما صلح است یا صلح نیست؟ صلح نیست. اگر خیلی گرم شد باز صلح نیست. ای، این عدم صلح ها را یا عدم سلام ها را و سلامتی ها را در اینجا بشمارید بی شمار است. البته سلام ها هست در اینجا، صلح ها هست. اما غیر
بسط تفسیری 16
در سیر بیان این جلسه آمده است که صلح ها و عدم صلح ها هم زیاد است چون تجلی این اسم در اینجا به صورت محدود است. نه اینکه این اسم محدود است. خدای متعال ذاتش بینهایت است. جمال و کمالش هم بینهایت است. قابلیت میخواهد که آن جمال و کمال بینهایت تجلی بینهایت داشته باشد. چون ماده پذیرایش کم است، تجلی سلام کم است. همان تجلی علم هم کم است. تجلیهای دیگر هم کم است. در اینجا جهل زیاد پیدا میشود. عدم صلح هم زیاد پیدا میشود و همینطور حساب کنید اسماء دیگر. در بهشت که عالم
بسط تفسیری 17
در سیر بیان این جلسه آمده است که قرب حق است. الان هم هست. بهشت قبلاً هم گفتیم این را فهمیدهاید. عوالم بهشتی، عوالم قرب حق است. نه چیزی است که عدم شود. از اول بوده، الان هم هست، بعداً هم خواهد بود. عوالم جنتی، عوالم قرب حق است. عوالم قرب حق معنیش این است که از لحاظ رتبه وجود و کمالات وجودی نزدیکتر است به مبدأ وجود. و هرچه این عوالم نزدیکتر باشند طبعاً تجلی صفات و اسماء جمال و جلال حق در آنجا بیشتر است. در بهشت همه اسماء خدا تجلیهای بالاتر را دارد از جمله
بسط تفسیری 18
در سیر بیان این جلسه آمده است که اسم، کدوم اسم؟ رسم میکنیم اسم سلام. همه جای بهشت سلام است، صلح است. یعنی اگر من و شما به بهشت رفتیم گفتم معنیش شادتر میشود که هیچ چیز نه از انسانهای بهشتی، نه از مناظر بهشتی، نه از نعمتهای بهشتی، نه از آسمان بهشتی، نه از زمین بهشت. خلاصه از بهشت، از آنچه در بهشت است و از بهشت و آنچه در بهشت است چیزی انسان مواجه میشود که خلاف خاص انسان باشد. نسازد با انسان یا با فکر انسان یا با عقیده انسان یا با تمام به اصطلاح
بسط تفسیری 19
در سیر بیان این جلسه آمده است که وجود انسان به نوعی نسازد. اصلا چنین چیزی نیست. عالم، عالم تضاد نیست. عالم، عالم تنازع نیست. عالم، عالم ناسازگاری نیست. عالم، عالم خلاف میل و سلیقه نیست. همش صلح و سلامت است. همه طور خوبی و روی همین حساب است که میدانید که من و شما اگر بخواهیم به بهشت قدم بگذاریم باید اون ناساز، اون ناسازگاریها که احیاناً در اینجا در همین زندگی دنیوی بین ما مؤمنین حتی هست که مثلاً فکر من با فکر شما نمیسازد. عقیده من حالا ولو همه، همه مؤمن هستیم و اینها را
بسط تفسیری 20
در سیر بیان این جلسه آمده است که خوب ضبط میکنید ها. بعضی از عقاید من با بعضی از عقاید شما نمیسازد. بعضی از سلیقه های من با بعضی از سلیقه های شما نمیسازد. بالاخره بعضی از وجود من و آنچه به وجود من مربوط است با وجود شما و آنچه به وجود شما مربوط میشود نمیسازد. این بعض ناسازگاریها باید قبل از ورود به آن عالم سلام از میان برود و همه تغییر بشود. این یک حقیقت خطی جای خودش. چون آنجا ناسازگاری معنی ندارد. و لذا روی این آیه ضبط میکنیم. در چهل و پنج و
بسط تفسیری 21
در سیر بیان این جلسه آمده است که چهل و هشت سوره حجر اینجور میخوانیم. اینها اسرار مربوط به جنت است ها. خوب توجه کنید. إن المستقین في جنات وعيون چهل و پنج تا چهل و هشت سوره حجر. چهل و پنج تا چهل و هشت سوره حجر. إن المستقین في جنات وعيون مستقیم در جنات و عيون اندر بهشت. ادخلوها بسلام آمنین. گفته میشود وارد این جنات شوید با سلام در حالی که ایمن از هر مکروهی هستید، از هر ناسازگاری هستید. بعد فرماید و نزعنا ما في صدورهم من غل إخوانا على سرر متقابلین. در سینه
بسط تفسیری 22
در سیر بیان این جلسه آمده است که های این صاحبان جنت، اهل جنت هر چه ناسازگاری، کدورت، تیرگی، یه نوع مثلاً خلاف سلیقه، یه نوع ناسازگاری در دلها، وجودهای اینها بود همه را از اینها چی میکنیم؟ نزعنا یعنی پاک میکنیم. چون باید اینها اخوان باشند کلاً آنجا. یعنی هر وجودی با وجود دیگر، با مؤمن دیگر که مواجه میشود عین خود باشد. او هم عین این باشد. این آن است و آن هم این است. دو اند اما یکیاند. هیچ ذره ای تفاوت بین اینها یا به اصطلاح فرمایشی غیریت بین اینها باید نباشد. یک بیان
بسط تفسیری 23
در سیر بیان این جلسه آمده است که دیگر اگر خواستید این را به اصطلاح عرفانیاش بیندازید این است که جنت عالم کثرت است که در عین کثرت وحدت محض است. عالم وحدت است که در عین وحدت چیه؟ کثرت است. یعنی وحدتی است که کثرت درش نیست. اما کثرت است که وحدت است. ؟ کثرت در عین وحدت. این اصطلاحی است ارفاء به کار بردهاند. این اصطلاح خوب به جا خود به همین حقیقت اشاره میکند. وحدتی است در عین کثرت. کثرتی است در عین وحدت. این انسان با بهشتی دیگر یک است. نمیشود گفت دو است.
بسط تفسیری 24
در سیر بیان این جلسه آمده است که اما دو است. زید، زید است. عمرو، عمرو است. حسن، حسن است. حسین، حسین است. اما حسن با حسین دوتايي ندارند هیچ وقت. نزعنا ما فی صدورهم من غل اخواناً على سرر متقابلین. بعد میفرماید تنها این نیست که این مؤمنین باید کاملاً عین هم باشند و هیچ ناسازگاری بینشون نباشد، بلکه اصولاً از هیچ جایی باید ناسازگاری نباشد و نیست. لا یمسهم فیها آیه بعدی اینطور فرموده. لا یمسهم فیها نصب و ما هم من هاب مخرجین. اصلاً چیز مکروهی انسان با مکروهی که خلاف میل است آنجا مواجه
بسط تفسیری 25
در سیر بیان این جلسه آمده است که نمیشود. به لحاظ تجلی اسم سلام خدا در جنت و در جنتیان کلاً و در نعمتهای جنت. تو اونجا اگر شما مثلاً فرض کنید اینجا غذایی میخورید که احیاناً گاهی اوقات ناسازگار است چه خوراکی در بهشت باشد که ناسازگاری داشته باشد؟ نه خیر ندارد. ملاکش باشد همش به اصطلاح همش ااا مظهر اسم صلح سلام خداست. بنابراین خلاصه این توضیح را که به صورت خلاصه بگم این است که بهشت، بهشتیان، ملائکه بهشت، نعمتهای بهشت و آنچه در بهشت انسان با او مواجه میشود مظهر چیه؟ مظهر و مجلای
بسط تفسیری 26
در سیر بیان این جلسه آمده است که بالای اسم سلام خداست و خدا سلام است، بهشت هم سلام است، بهشتیان هم سلاماند، نعمتهای بهشتی همه سلام است. برای اینکه بعد از این در موقع تلاوت قرآن به این نکته آشنا باشید، برخی از آیات به عدهای توضیح من اشاره میکنم. مثلاً در باب عرض کنم خزنه یعنی خازنان بهشت این آیه از هفتاد و سه سوره زمر میفرماید قسمتی از هفتاد و سه البته از سوره زمر میفرماید وقتی بهشتیان به بهشت رو آور شدند فقال لهم خزنتها خازنان بهشت به بهشتیانی که وارد جنت میخوان شوند
بسط تفسیری 27
در سیر بیان این جلسه آمده است که میگویند که ثبتم فضلوا خالدین. خزنه بهشت به بهشتیان وقتی رو آور میشوند چی میگن؟ میگن سلام. این جمله نیستها. یعنی با وجودشون القاء صلح میکنند به بهشتیان. اینم یادتون باشه. از نمیدونم شما خزنه را چه جور فکر کردهاید. خازنان بهشت. خازنان بهشت یعنی حاملان بهشت if you can. نه اینکه دربانی که خودش غیر از بهشت استها. یه موجودات وسیعی هستند که حامل بهشت هستند. با تمام وجود القاء سلام میکنند. یعنی وجودشون با آنچه حمل میکنند که عبارت است از بهشت و ابعاد بهشت. اینها خودشان صلح
بسط تفسیری 28
در سیر بیان این جلسه آمده است که میشوند، با سلام مواجه میشوند با بهشتی. نه جمله سلام است. مخصوصاً از اون سلامها که من و شما اینجا میدهیمها. همش به اصطلاح نفاق محض است. اینها رو نظرتون نیادها. در روایت هست امام صادق سلام الله فرمودین از اسم خداست این سلامی که مؤمنی مؤمنی میدهد. اگر سلام بدهد مؤمن به کسی و در عین حال از اون سلامها که الان رائج و پر است و غیر این را کمتر شما پیدا میکنید فرمود نفاق است در. اگر مؤمنی سلام بدهد مؤمنی و اما از اول وجودش تا
بسط تفسیری 29
در سیر بیان این جلسه آمده است که آخر وجودش از تمام ابعاد وجودی یک مکروهی از این ور اون طرف خواهد رسید در این سلامش فرمود منافق است. نفاق است توش توجه کنید. معنی سلام است یعنی من وجودم برای تو ای برادر مؤمن. وقتی که بهت میگم سلام یعنی از اول وجود من تا آخر و بعد از این الی يوم القيامة حتی در آخرت از من به تو مکروهی چیه؟ خواهد رسید. نخواهد رسید؟ نخواهد رسید. این اگر اینطور نبود میفرماید نفاق است در مصباح الشریعة خاصی خوب بدانید نکته را به مصباح الشریعة باب
بسط تفسیری 30
در سیر بیان این جلسه آمده است که تسلیم مراجعه میکنید. از این خطرناکتر در اینجا من یک نکته به دوستان بگم و اون اینکه من و شما سلام نماز میدهیم برای اینکه باز یک قسمتی از نماز خودمون را من در اینجا برای شما تفسیر کرده باشم که اینم به دستتون. سلامهایی که در نماز میدهیم این هم از این باب است اگر درست بود و اگر نادرست بود که نادرست است. میبینید که طبیعتش به کجا منتهی میشود. میگیم که السلام علیک رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به اذن الله حاضر است
بسط تفسیری 31
در سیر بیان این جلسه آمده است که و خطاب میکنیم در محضر حق هست. حق هر کجا هست که همهجا هست در محضر او رسول اکرم هم هست. میگیم که السلام علیک ایها النبي و رحمة الله و برکاته. القاء سلام میکنیم با تمام وجود به مثلاً به رسول الله. یعنی یا رسول الله از اول تا آخر از فکر من، از عقیده من، از حرکات من، ظاهر و باطن، از سلیقههای من، از محبت و عداوت من، از آنچه به من مربوط میشود چیزی که نسازد با تو در من چیه؟ هست یا نیست؟ نیست. مثلاً
بسط تفسیری 32
در سیر بیان این جلسه آمده است که اینجور میخوانیم. چقدر نفاق میشود و چقدر طبیعت دارد این السلام علیک ایها-- مثلاً اینطور است. یعنی ما به عالم رسول الله، به عالم صلح قدم میگذاریم. این چه دروغ بزرگتریست؟ السلام علیک آقا. بعدش سلام بعدی هم شبیه این. السلام علينا و على عباد الله الصالحین. حالا این جمله رو من معنی نمیکنم. ال جمله بعدی را هم اشاره میکنم. این خطاب به جمع الهیان است. جمع مقربین هستد. جمع هست که در عالم جمع با در محضر حق هستند. به اونها میگیم که ال . من سر تا
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.