ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 015

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

سلام و دار السلام

کلمهٔ سلام در مواضع بهشت به این معناست که بهشت و همه چیز آن با انسان سلم است. یکی از اسماء بهشت سلام است و دار السلام:

«وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَىٰ دَارِ السَّلَامِ» (یونس/۲۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و خدا به سرای سلامت فرا می‌خواند.

ادخلوها بسلام پیش‌تر گذشت. لهم ما یشاءون: خواستِ بهشتی به مجرد اراده برآورده می‌شود—جلوهٔ اسم خلاق به اذن الله. لدینا مزید افزونیِ فراتر از خواست است. هلاکت قرن‌های قوی‌تر از ایشان و سیر در بلاد، عبرت است. خلق آسمان‌ها و زمین در شش روز بدون مسّ لغوب، قدرت را یاد می‌کند.

«وَلَقَدْ خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَمَا مَسَّنَا مِن لُّغُوبٍ» (قاف/۳۸)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و به‌راستی آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آنهاست را در شش روز آفریدیم و هیچ رنجی به ما نرسید.

بسط تفسیری 1

در سیر بیان این جلسه آمده است که أعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. این توضیح را و آیات دیگری هست که به این نکته در قرآن اشاره کرده زیاد است. با این توضیح متوجه شدیم که این جوم-- کلمه سلام که در جاهای مختلف به چشم می‌خورد که سخن از بهشت به میان آمده است به این معناست که بهشت و همه چیز بهشت با انسان سلم و سلام است. بعد از این توضیح فعلاً بهشت اسمش می‌شود چی اگر گفتید؟ ببینم با ذوق پیدا می‌کنند. یکی از اسماء بهشت چه خواهد

بسط تفسیری 2

در سیر بیان این جلسه آمده است که بود؟ سلام. سلام خواهد بود درسته. یک اسم دیگرش هم هست که دار السلام. ؟ وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَىٰ دَارِ السَّلَامِ. بعد این توضیح این آیه چقدر خوب معنی یعنی معنیش خوب برای ما روشن میشه. وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَىٰ دَارِ السَّلَامِ. سوره یونس آیه بیست و پنج. وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَىٰ دَارِ السَّلَامِ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ. خدا انسان‌ها را به خانه سلام دعوت می‌کند، به منزل سلام دعوت می‌کند، به محل تجلی اسم سلامش که بهشته است دعوت می‌کند که از اسماء بهشت است که دار السلام است. در

بسط تفسیری 3

در سیر بیان این جلسه آمده است که صد و بیست و هفت سوره انعام هم می‌فرماید لَهُمْ دَارُ السَّلَامِ عِندَ رَبِّهِمْ. برای این افراد خوب، بندگان خوب خدا دار السلام است نزد پروردگارشان. که اینجا باز مقصود از دار السلام کجاست؟ همان بهشت است که عنوان بهشت دار السلام است. عِندَ رَبِّهِمْۖ وَهُوَ وَلِيُّهُم بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ. دار السلام. این دار السلامی هم که در برزخ شنیده‌اید همان دار السلامی است که در آخرت است منتها نازله آن در برزخ است. این که شنیدید ارواح مؤمنین بعد از مردن و خوبان بعد از مردن در برزخ در

بسط تفسیری 4

در سیر بیان این جلسه آمده است که واد السلام قرار می‌گیرند همان دار السلام است در مرحله نازل که اسمش در آنجا واد السلام گفته شده است. دار السلام برزخ یا واد السلام برزخ نازله‌ای است از دار السلام که بهشت آخرت باشد. به این意思 گفتم واد السلام. توجه فرمودید؟ واد السلام، دار السلام، دار سلم و ایمنی. این اندازه که توضیح گفتیم به نظر من کافیست و طبعا این راه بوداییّت راهی است که من و شما را به کجا می‌برد؟ به، به دار السلام می‌برد. این هم در قرآن اشاره شده عجیبه یعنی اینجور فرموده

بسط تفسیری 5

در سیر بیان این جلسه آمده است که که خدای متعال بندگان مؤمن و صاحبان ایمان را به راه‌های هدایت می‌کند که راه‌های اصطلاح سلام است. يَهْدِيهِمْ سُبُلَ السَّلَامِ. یعنی راه‌هایی که به سلام و دار السلام و عالم سلام منتهی می‌شود. امیدوارم که با این توضیح این مطلب برای ما روشن باشد و منتها و امیدوارم اصلش هم قسمت دوم امیدواره است اینکه من و شما بعد از فهم این حقیقت سعی بکنیم اولاً در نمازمون سعی بکنیم که این سلام‌های ما معنی داشته باشد و ثانیاً سعی بکنیم اصولاً روش ما روشی باشد که به عالم

بسط تفسیری 6

در سیر بیان این جلسه آمده است که سلام به اصطلاح بسازد. همان روش دینی باشد. و ثالثاً سلام، سلام سعی بکنیم که این سلام‌ها که به مؤمنین می‌دهیم از این سلام‌ها نباشد که به ما می‌دهند. ؟ اینم خیلی دقت بکنیدا. این خیلی بد نفاقی می‌شود. به هر کسی سلام می‌دهید لااقل برای حرمت سلامتون جانب او را مراعات بکنید. ولو به خاطر همین سلامتون باشد که گفته‌اید که خدای نکرده به نفاق منجر نشود. انسان گاهی در این روزگار چیزها می‌بیند اصلا دیوانه کننده می‌بیند اصلا. کسی که به تمام معنا با انسان دشمنی می‌کند، شب

بسط تفسیری 7

در سیر بیان این جلسه آمده است که و روز بر علیه انسان قدم برمی‌دارد، موقعی که مواجه می‌شود سلامی می‌دهد که انسان اصلا هیچ معطل می‌ماند که جواب سلام این را چه جور با چرب و با بحث چرب، چرب دار بگوید که بتواند حقش را به ادای بکند. اصلا خجالت می‌کشد اگر خوب جوابش را ندادن چطور میشه ؟ خیلی خیانت‌ها و خیلی به اصطلاح نفاق‌های عجیبی. امیدوارم به این نکته هم با این توضیح دقت بکنیم. ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍۚ ذَٰلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ. این توضیح را گفتم. بعد دوباره می‌رویم به آیه دقت بکنید. ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ. گفته

بسط تفسیری 8

در سیر بیان این جلسه آمده است که می‌شود از ناحیه ربوبیّت ندا میاد به بهشتیان ادْخُلُوهَا وارد بهشت بشود به سلام با سلام. ذَٰلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ و این دار خلود و همیشگی است. این خلود همیشگی من در باب خلود فقط یک نکته به شما می‌خوام عرض بکنم. یک نکته یعنی بیش از یک نکته نمی‌شود گفت در خلود. مسئله خلود که همیشگی بودن در بهشت کما اینکه همیشگی بودن در جهنم هم باز از همین یک نکته می‌تواند روشن بشود به ما. مسئله فوق زمان است. اصلا مسئله بهشت و آخرت حتی جهنم، جهنمش هم همینطور

بسط تفسیری 9

در سیر بیان این جلسه آمده است که عوالم مختلفی کلاً. عوالم فوق زمان است و ما چون محتبس یعنی محبوس در زمان و معیارهای زمانی هستیم، متأسفانه در مقام تصور خلود را یعنی همیشگی را نمی‌توانیم خوب تصور بکنیم چون محدود در زمان هستیم با زمان بزرگ شده‌ایم و آمیخته هستیم به زمان. زمان هم آمیخته است به همه ذرات وجودی ما. طبعا تصور فوق زمان که دار الخلود است و عالم خلود است و ابدیت است و همیشگی است برای ما یک تصور مشکل خواهد بود. چه در جانب جهنمش حساب بکنیم این را تصور بکنیم،

بسط تفسیری 10

در سیر بیان این جلسه آمده است که چه در جانب بهشتش. این دار الخلود بودن بهشت یا یوم الخلود بودن آن روز که خدا می‌فرماید گفته می‌شود این روز خلود است. این در اصل می‌رسد به همان فوق زمان بودن آن عوالم. چه بهشتش باشد، چه جهنمش باشد. همه اون عوالم چون فوق زمانه است خلود است، همیشگی است، ابدیت است. چون آن روز، روزی است که زمان برشیده شده است. لذا روزی است که روز خلود است. فقط من این نکته را می‌توانم به بگویم. شما هرچه بخواهید فوق زمان را، ابدیت را، خلود را آنچنان

بسط تفسیری 11

در سیر بیان این جلسه آمده است که که دلچسب شما باشد تصور بکنید نخواهید توانست تصور بکنید چون محبوس در زمان هستیم. من در روز جمعه در آن تفسیر در اینجا می‌گفتم و این محبوس بودن در زمان خیلی برای ما بد تمام شده. ؟ خیلی بد تمام شده. یعنی اگر یک وقتی خدا خواست این حرفی که من امروز می‌گویم به یاد شما بود و بعد از این زمان بعد از اینکه خلاص شدید در فوق زمان قرار گرفتید، اگر آن وقت توانستید این حرف را به یاد بیاورید مشکل است این حرف را آن وقت

بسط تفسیری 12

در سیر بیان این جلسه آمده است که به یاد آورد. اصلا مشکل است آن وقت برگشت به احکام زمان. اگر آن وقت بتوانید به یاد بیاورید، آن وقت می‌فهمید که الان من چی می‌گفتم. اگر انسان به اصطلاح به عالم فوق زمان راه پیدا بکند، همه معیارها که الان من و شما داریم عوض خواهد شد. و این محبوس بودن ما در زمان معیارها را برای ما عوض کرده، حقایق را برای ما مستور کرده و ما را از خیلی از مسائل محجوب گردانیده است و خیلی خلاصه به ما به ضرر ما تمام می‌شود. متأسفانه چه

بسط تفسیری 13

در سیر بیان این جلسه آمده است که باید کرد؟ در زمانیم و محبوس زمان. فوق زمان را نمی‌توانیم تصور بکنیم. نمی‌توانیم بیابیم. تنها این نیست. بسیاری از حقایق وجود را ما از همین ناحیه نمی‌توانیم بیابیم. اگر می‌توانستیم قدمی به فوق زمان می‌گذاشتیم و در فوق زمان قرار می‌گرفتیم. عالم وجود برای من و شما مزه دیگری داشت. همه چیز معنای دیگر داشت. فقط جمله‌ها را فراموش نکنید. ؟ فقط فراموش نکنید که اگر زمان که هستیم و ما اسیرش هستیم، اگر از این اسارت خلاص بشویم، مسائل چه طور دیگر برای ما مطرح خواهد شد. و

بسط تفسیری 14

در سیر بیان این جلسه آمده است که اصلا این محبوس بودن زمان همه چیز را برای ما طور دیگر معنی کرده است. حتی ما در باب خدا وقتی که همان خدا که معتقد هستیم که ازلی و ابدی است، وقتی که به اصطلاح می‌خواهیم یک خرده تصور بکنیم چون محبوس زمان هستیم، یک نوع با یک نوع مسائل خاصی در ذهن خودمان مواجه می‌شویم که برای ما می‌خواهد ایجاد شبهه بکند حتی به این جاها مصائب، مصائب یعنی مصیبت‌ها می‌رسد. در صورتی که به این باید توجه داشته باشیم. اصلا اصل نظام هستی فوق زمان است و

بسط تفسیری 15

در سیر بیان این جلسه آمده است که اینی که الان داریم در مسیر زمان قرار گرفته‌ایم این گوشه‌ای از نظام هستی فقط، هستی فقط به اینجا مربوط است. اصل هستی فوق زمان است. اصل هستی فوق مکان است و همه چیز هستی در فوق زمان و فوق مکان است. و ما خودمان هم فوق زمانی، فوق مکانی هستیم. و اگر یک وقتی ما در فوق زمان قرار گرفتیم، آن وقت تصور زمان و زمانیات برای ما بعکس حالا مشکل و یا تقریباً بی‌معنی خواهد بود. مولوی یک اشعاری دارد که این اشعار را هم در اینجا بخوانم

بسط تفسیری 16

در سیر بیان این جلسه آمده است که برای شما. می‌گوید که جمله تلوین‌ها ز ساعت خاص است. ؟ جمله تلوین‌ها ز ساعت خاص است. تلوین، تلوین رنگارنگ بودن‌ها. جمله-- ساعت مقصود وقت است. جمله تلوین‌ها ز ساعت خاص است. رست از تلوین که از ساعت برست. هرکس از ساعت رها بشود، از وقت رها بشود، از همه تلوین‌ها رها شده است. چون ز ساعت ساعتی بیرون شوی، چون نماند. چون یعنی چگونگی. چون نماند محرم بی چون شوی. بعد می‌گوید که ساعت از بی‌ ساعتی آگاه نیست. من و شما که الان در ساعت محبوس هستیم از

بسط تفسیری 17

در سیر بیان این جلسه آمده است که فوق ساعت یعنی فوق زمان از بی‌ ساعتی اصلا خبر نداریم. در صورتی که همه خبرها آنجاست. همه خبرها و اصلا در ساعت محبوس بودن یعنی در عالم جهل و بی‌خبری سخت محکم افتادن. ساعت از بی‌ ساعتی آگاه نیست. زانکه ز آن سو جز تحیر راه نیست. البته شما اگر آدم خوب باشید هم در اینجا می‌توانید گاه، گاهی در حالات خوبتان به فوق زمان قدم بگذارید و بفهمید مزه اش چیست. در هر صورت این که می‌فرماید ذالک یوم الخلود گفته می‌شود به بهشتیان این روز روز خلود

بسط تفسیری 18

در سیر بیان این جلسه آمده است که است یعنی روز فوق زمان است. فوق زمان ازلی و ابدی است. پس سلام. یعنی همیشگی است. همیشگی است. چقدر است و چند مدته است؟ این حرف‌ها مال زمان و زمانیات است و این مال این عالم است. اون عوالم این حرف‌ها معنی ندارد. "لهم ما یشاءون فيها ولدینا مزید" این آیه را هم من معنی می‌کنم شما خوب دقت کنید در این آیه هم مثل مرحوم علامه فرمودند که این آیه به طوریکه در اول تفسیر surه کاف نظرتون هست من گفتم که علامه مرحوم نوشتند که در این

بسط تفسیری 19

در سیر بیان این جلسه آمده است که surه حقایقی که بیان شده است بعضی از غرر آیات وجود دارد که سه تا از غرر آیات را ایشان اسم برده بود که به شما گفتم یکیش اون "لقد کنت في غفلة منها ذا فکشفنا عنک غطاءک فبصرک الحدید" بود. یکی دیگر آیه دیگر بود. یکی هم از آیاتی که ایشان فرموده در تفسیرش که از غرر آیات است در این surه آمده است این آیه است. "لهم ما یشاءون فيها ولدینا مزید". اینجا به بیان حقیقتی در خصوص بهشت و بهشتیان می‌پردازد اما بسیار دقیق است. من ترجمه‌ش

بسط تفسیری 20

در سیر بیان این جلسه آمده است که و توضیحش رو شما که دقتش در کجاست. می‌فرماید "لهم ما یشاءون فيها" برای بهشتیان "ما یشاءون فيها" در اون بهشت همه آنچه دلشون بخواهد و مشیت‌شون علاقه بگیرد هست. هرچه اراده بکنند هست. این اولاً اینجا شکایت از این می‌کند که اصل بهشت و اصل نعمت‌های بهشتی اصلش هست. اصلش به کجا می‌رسد؟ در عین حال که صور عقاید، افکار، خصال، اعمال حمیده و توحیدی و الهی انسان به صور نعمت‌های جنتی برای انسان متجلی است در اونجا. اما مسئله بالاتر از این است. اصل نعمت‌ها در این است

بسط تفسیری 21

در سیر بیان این جلسه آمده است که که انسان هرچه خواست اون می‌شود. این بالاتر از همه چیز است‌ها. یکی از این است بگیم که با جزای اون عقاید خود را، اعمال خود را، خصال خود را، تمام آثار وجودی مطلوب خود را که آثار بهشتی است در بهشت به صورت نعمت‌های بهشتی می‌یابیم. یکی این مسئله است که درست است به جای خودش. یکی این است که بگیم که اصلاً در بهشت من، من انسان بهشتی در مرتبه‌ای از مراتب وجودی می‌افتم که اراده من خلاق است. هرچی اراده کنم می‌شود. این مهم است یا اولی

بسط تفسیری 22

در سیر بیان این جلسه آمده است که مهم است که گفتیم؟ نه. این اول و آخر ندارد این حرف و نهایت ندارد، حد ندارد. هرچه من دلم می‌خواهد می‌شود. این خیلی مطلب بزرگی است. یعنی برای انسان در بهشت غیر از اینکه صور عقاید و اعمال خودش را به صورت نعمت‌های بسیار فوق تصور بهشتی می‌یابد و به صورت همیشگی هم می‌یابد، برای هر بهشتی یک خلاقیت است در جای خودش به لحاظ رتبه بالای وجودی. ؟ اراده‌اش خلاق است. هرچی اراده کند خلق می‌کند. همان خلاقیت خدا که یکی از اسماء خداست در وجود بهشتی جلوه

بسط تفسیری 23

در سیر بیان این جلسه آمده است که می‌کند. بهشتی هم می‌شود خلاق. اما به اذن الله به مشیت الله خدا خودش اینجور خواسته. "لهم ما یشاءون". هرچی انسان خواست اون رو خلق می‌کند. هرچی دلش خواست به مجرد خواستن می‌شود و همین طور هم هست. همین طور هم هست. مثلاً در باب فرزندین‌ها اینطوره. در مثلاً در روایات هست که در بهشت کسی می‌خواد فرزند داشته باشه. همین که اراده کرد چطور فرزند داشته باشه همین اراده کرد می‌شود. راهش همین است. ؟ راهش همین است. یا اصلاً شما می‌خواید در بهشتی آسمان و زمینی برای خودتون

بسط تفسیری 24

در سیر بیان این جلسه آمده است که به تنها بسازید بروید، بروید اونجا گردش بکنید. اینجا که در این تهران در محدودیت به فشار افتاده‌اید. در این منزل‌های محقر و در این زندان‌ها خیلی به فشار افتاده‌اید. اونجا اصلاً برای خودتون عالم می‌سازید. عالم اصلاً اراده می‌کنید، ساختید؟ ساختید. و عالمی هم که من می‌سازم گفتیم که نه من می‌توانم مزاحم شما باشم نه هر عالمی من بسازم عالم ماده سلم است دیگه. شما هرچی می‌توانید برای خودتون عالم ایجاد بکنید. منم ایجاد می‌کنم. نه ایجاد من با ایجاد شما منافات دارد. اینجا راست گفتم که بگن

بسط تفسیری 25

در سیر بیان این جلسه آمده است که که شما یه قطعه زمینی است یه خورده مال شما، یه خورده مال نمی‌شود تضاهمی. دار تضاهوم نیست. مسئله دار تضاهوم نیست، دار خلاقیت است و این تجلی اسم خلاق و اسم فعال ما یشاء ربوبیت است در مخلوق البته به نحوی که خدای متعال خواسته‌است. یعنی فضل به جای خود محفوظ است و قیوّم اوست به مشیت او، به اراده او. این خیلی مهم است برای بهشتی. یعنی خیلی یعنی از هرچی فکر کنید نکته بسیار بالاست. "لهم ما یشاءون". این "ما یشاءون" را به نحوی که من معنی

بسط تفسیری 26

در سیر بیان این جلسه آمده است که بکنید. نه اینکه دلش بخواهد ساده، دلش بخواهد درسته اما یعنی چی؟ بشکافید مسئله را. یعنی خلاقیت دارد. ؟ یعنی هرچی خواست، خواسته‌اش، اراده‌اش می‌شود. این معنا. مقصود این است. این یک مسئله. مسئله دیگر اینکه می‌فرماید که ولدی-- این یک نکته در این آیه که از غرر آیات است یک نکته این است که آمده است و این را توضیح دادم و فهمیدم که این از لحاظ بالا رفتن رتبه وجودی انسان است. هرچه رتبه وجودی بالاتر باشد، اراده انسان نافذتر است و همه کمالات وجودی دیگر. نکته دیگری

بسط تفسیری 27

در سیر بیان این جلسه آمده است که در این آیه هست که از این عمیق‌تر است و بسیار هم عمیق است و اون اینکه می‌فرماید در اونجا هرچه دلشون بخواد هست. ترجمه کنم که بعد اما نزد ما بیشتر و اضافه بر آنچه که دلشون بخواد هم هست. این یعنی چه؟ اصلا این چه معنی می‌دهد؟ حالا خوب تصور بکنیدا. فرض می‌کنیم من هرچی اراده می‌کنم می‌شود. هرچی دلم می‌خواهد ایجاد می‌کنم، خلق می‌شود. به مجرد خواستن می‌شود پس سلام. حالا فوق این چی هست که می‌فرماید ولدینا نزد ما بالاتر از این هم هست. برای بهشتیانا

بسط تفسیری 28

در سیر بیان این جلسه آمده است که آن چه دلشان می‌خواهد که هست و برای آنها نزد ما بیش از آنچه دلشان می‌خواهد هم هست. برای آنها نزد ما بیش از آنچه که خودشان دلشان می‌خواهد هست. چیزی نمی‌ماند وقتی انسان فکر می‌کند هرچه من دلم خواست خلق می‌کنم یعنی چه؟ یک چیز دیگر غیر از این. این چه معنی می‌دهد؟ موقع تأمل این مطلب را می‌دهد که نزد خدای متعال برای بهشتیان چیزی که فوق مشیت آنهاست، یعنی فوق مشیت بهشتیانه است و فوق علم و درک بهشتیانه است، نزد خدا هست. بهشتی آن اندازه که

بسط تفسیری 29

در سیر بیان این جلسه آمده است که علمش می‌رسد، آن را اراده می‌کند و ایجاد می‌کند. هرچه علمش رسید، هرچه درکش، درک هم بسیار بالا است. هرچه دانست و دلش خواست ایجاد می‌کند. این یک مسئله است. اما نزد خدا برای بهشتی چیزی که علم بهشتی با اینکه علم بسیار بالا است و فهم و شعور او و درک او به آن نمی‌رسد هست و چیزی که مشیت بهشتی به آن تعلق نمی‌گیرد هست نزد خدا. اینو سربسته گفته این چیه؟ حالا اگر بیان را بخواهیم عارفانه بکنیم من یک جمله به صورت به اصطلاح عارفانه این

بسط تفسیری 30

در سیر بیان این جلسه آمده است که جمله را بیان می‌کنم و می‌گذرم. یعنی عارفانه که البته به صورت صحیح و اون اینکه آ قسمت اول آیه می‌گوید که بهشتیان هرچه دلشان می‌خواهد و اراده می‌کنند، مشیت‌شون تعلق می‌گیرد همه را دارند. قسمت بعدی آیه می‌فرماید که و آنچه را که فوق مشیت‌شون هست، بالاتر از خواست‌شون هست، چیزی که، چیزی که خواست به اونجا راه ندارد. بعد از خواست انسان‌ها است. یعنی چه؟ یعنی آنجا که انسان‌ها خواست خود را چیه؟ دارند یا ندارند؟ آنجا که انسان‌ها خود را و علم خود را و خواست خود

بسط تفسیری 31

در سیر بیان این جلسه آمده است که را ندارند و این مقام فناست که بسیار باریک در این آیه به اون اشاره شده است. انسان در مقام فنا خود را، علم خود را و خواست خود را دارد یا ندارد؟ ندارد. و اونجا چیزی پیش میاد بالاتر از همه نعمت‌هاست. فقط با همین لفظ فرموده لَدَيْنَا مَزِيدٌ. نزد ما برای بهشتی بالاتر از آنچه که هرچه دلش را خواست چیزی هست و اون است که بالاتر از خواست چیزی برای بهشتی هست. و این امتی که بهشتی خواست خود را، خود را و رسوم خود را ندارد

بسط تفسیری 32

در سیر بیان این جلسه آمده است که و خانه فی الحق است و سائر در حق یا سیر کننده در حق ولدینا مزید. آیه بعدی که بخوانیم به صورت ترجمه بگذریم توضیح نمی‌خواد. توضیح هم زیاد لزوم هم نمی‌بینیم. «وَكَمۡ أَهۡلَكۡنَا قَبۡلَهُم مِّن قَرۡنٍ هُمۡ أَشَدُّ مِنۡهُم بَطۡشٗا فَنَكَّبُواْ فِي ٱلۡبِلَـٰدِ هَلۡ مِن مَّهِيضٍ». اینجا البته تا اینجا که ما خوندیم آنچه که به اصطلاح از حقایق بهشت و جهنم بنا داشت بفرماید فرمود و بعد از این آیه «وَكَمۡ أَهۡلَكۡنَا» باز برگشت بعد از این حقایق که از اول سوره تا حالا گفته است باز برگشت

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.