ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم.

در جلسه گذشته در خصوص یکی از مهلکات که غضب بود با توضیحاتی که داشتیم مطالبی عرض کردیم.

اینکه غضب یکی از مهلکات است و اینکه غضب در بین مهلکات لطمات فوق‌العاده‌ای برای سالک یا به باطن سالک یا به موقعیت سالک می‌زند هیچ شکّی نیست که توضیح دادیم.

بعد به لحاظ اینکه مسئله خیلی مهم است، مسئله غضب در مقام عبودیت، غضبی که توضیح دادیم که افراط در غضب باشد، غضب ناحق، غضب ناصحیح، نه غضب مطلوب.

به لحاظ اینکه خیلی مضر است و انسان وقتی به غضب ناصحیح گرفتار می‌شود باطناً لطمات فوق‌العاده می‌خورد که حتی در مقام برگشت جبران اون لطمات و مشمول غفران بودن به زودی و به آسانی تمام نمی‌شود.

و هر سالکی که به این گرفتاری از گرفتاری‌ها یا از مهلکات گرفتار و مبتلا باشد معمولاً می‌شود گفت که دیگه راه حرکت به روی او بسته است مادامی که این مهلک براش است.

به لحاظ اهمیت مسئله بنا شد که در این جلسه هم در خصوص غضب که چگونه می‌شود سالک و هر کسی، مخصوصاً سالک با این مهلک در وجود خودش مقابله بکند و این مهلک را در این باب صحبت‌هایی بشود.

معمولاً ما مهلکات وقتی صحبت کرده‌ایم در خصوص معالجه مهلکات که در بین علما اخلاق مطرح می‌شود، در گفته‌ها و نوشته‌هاشون هست زیاد صحبت نکردیم که در مقام عمل تا حدود انسان اگر موفق باشد خودش می‌فهمد هر گرفتاری را و هر مهلک را چگونه باید معالجه بکند در وجودش.

روی این حساب نگفتیم ولی چون جاشون اهمیت داشت بنا شد عرض بکنیم.

بنابراین در این جلسه ما در خصوص اینکه غضب و اون حالت غضب که هیجانی است که توضیح دادیم در وجود انسان از درون انسان بلند می‌شود و انسان را به هلاکت می‌اندازد.

چگونه با این صفت انسان مقابله بکند؟

در اینجا من با استفاده از اشارات آیات و روایات و با استفاده از گفته‌های علما اخلاق مطالبی عرض می‌کنم ان شاءالله شما هم تأمل می‌فرمایید.

در مقام معالجه غضب به طوری که من در جلسه گذشته عرض کردم اگر خوب دقت بکنیم اصولاً مسئله غضب از شدت منیت انسان در یک بیان خلاصه البته، از شدت منیت انسان سرچشمه می‌گیرد و چون علت اصلی اون به اصطلاح اشتداد منیت است، شدت منیت انسان است، روی این حساب باید در مقام چاره‌جویی کسی که می‌خواهد از غضب به اصطلاح خلاص بشود باید اون علت اصلی‌اش را که خودبین است، خودبالا بین است، خود بهتر بین است، خود مطرح کردن است، خود را ممتاز بین است، به هر بیان بگیم بالاخره منیت است.

در این باب باید به عنوان علت اصلی و عامل اساسی غضب باید قدم‌ها بردارد و این چیزی است که متوجه شده‌ایم تا به حال.

اصولاً سالک در همان اول قدم، اولین مرحله که قدم در طریق سلوک الی الله می‌گذارد باید با خودی خود به مبارزه برخیزد و این مسئله را به انواع مختلف که در وجودش می‌خواهد جلوه‌گر بشود خاموش بکند و بالاخره نهایتاً به آنجا منجر بشود که به شهود و فنا.

شما اگر ملاحظه بفرمایید در مقام سلوک از اول انسان شروع می‌کند با نفسش مبارزه می‌کند تا این مبارزه اگر موفق باشد منتهی می‌شود به شهود و فنا.

معنی شهود فنا این است که هیچ اثری از خود انسان در قبال حضرت حق باقی نباشد و انسان شاهد وحشی حرف‌فهمی در حق باشد.

او دیگه باقی نماند، حق بیاید.

از اول سلوک شما تا آخر سلوک را اگر از دیدگاه ذوقی بدون جمود و بدون اینکه انسان قشری باشد ملاحظه بکند می‌بینید که جنگ با خود است.

به قول مثلی یا نه جنگ است این برای حکمت است همچو جنگ خرگوشان صنعت است یا نه این است و نه آن ویرانی است گنج باید گنج در ویرانی است.

من مکرراً در اینجا خوندم کل شیء حالکون الا وجه.

مسئله این است که این من‌ها و منیت‌ها و خودیت‌ها از هر موجودی در مقام لقا باید از میان برخیزد.

به قول حافظ و وجه الله پیش بیاید.

بنابراین با من و منیت و خودی از اول سلوک باید به عنوان یک مسئله اساسی یا گناه اساسی مبارزه کرد.

این مطلب را هم قبلاً گفتم که به اصطلاح به تعبیر بعضی از عرفا گناه اصلی خود انسان است.

اصلاً اصل گناه خود انسان، خود، ترجمه کنید خودی، خود، من، منیت روی این حساب در غضب هم اگر کسی بخواد غضب را ریش-- از ریشه اساسی‌ش معالجه بکند باید اون سراغ اون منیت خودیت خود مطرح، مطرح شده رو مطرح کردن و به این مرض در وجود خودش معالجه بکند.

شما از اول به این راه اگر خواستی قدم بگذاری باید کاملاً هوشیار باشید و مراقب خودتون که می‌خواهید که مطرح بشید این مسئله را در وجود خودتون به هر نحوی خاموش بکنید و از همون اول اگر به این مسئله متوجه باشید و از خدا هم استمداد کنید مسلماً موفق خواهید بود و الا نه.

اون‌ها که اکثراً به جایی نمی‌رسند، اون‌هایی هستند که به جان مسئله متوجه نیستند.

ببینید که هی سعی می‌کند اون مرض اصلی که مطرح شدن خودش است، اون باقی باشد به انواع مختلف هر کسی در موقعیت خودش و اما به ذکر و اوراد و اینجور چیزها می‌پردازد، به جایی هم نمی‌رسد.

به اونجا که باید سالک برسد.

پس اولین مرحله در مقام معالجه غضب این است که انسان اون جلوات خودی خود را چاره بکند که غضب از اونجا برمی‌خیزد.

توضیح دادم هفته گذشته چگونه من است در جلوه غضب جلوه می‌کند.

من اینجور می‌خوام، شما نمی‌خواهید، غضبناک می‌شم.

من اینجور میگم، شما خلافشو می‌گید، غضبناک می‌شم.

دل من اینجور می‌خواد، شما اونطور نشدید، اونطور نکردید، غضبناک می‌شم.

چیزی گفتید به من برخورد کرد، غضبناک می‌شم.

چیزی گفتید به شخصیت من برخورد کرد، غضبناک می‌شم.

الخ.

من دلم می‌خواست این چیز مال من باشد، شما دور ورش بر می‌گردید، باز غضب.

الخ.

هرچه هست من است که در جلوه غضب متجلی می‌شود یعنی شدت پیدا می‌کند انسان نامش در این مرحله اشتداد منیت خود نامش غضب و غضبناک بودن است.

بنابراین یک چاره چاره این مسئله است.

[سرفه] البته این را علما اخلاق به این بیان هم گفتند.

گفتند که انسان در مقام معالجه غضب باید عجب را، خودبینی را، کبر را، کبر همون باز خودبینی است.

اینا همش جلوات منیت.

عجب را، کبر را، خصومت را، مجادله را، نزاع را، استهزارا، شوخی یعنی، استهزارا این‌ها را کاملاً ازش اجتناب بکند که اینا علل و عوامل چیه؟

علل و عوامل غضبند.

اما در یک بیان خلاصه اگر بخواهیم جان و ریشه مسئله را عمیقاً در نظر بگیریم می‌شود همان مسئله من و مطرح بودن من.

این بیان هم گفتیم علما اخلاق برای ساده بودن گفتند.

این بیان هم یادتون باشد باز تکرار می‌کنم با عجب، با کبر یعنی با خودبینی، با کارهای خود پسندیدن، کارهای خود را بالا دیدن، همه چیز خود را بهتر دیدن، خود را بالاتر حساب کردن.

با این باید انسان مبارزه بکند.

با شوخی باید از شوخی باید اجتناب بکند.

از استهزا باید اجتناب بکند، از مرا و خصومت و جدال باید اجتناب بکند که به غضب گرفتار نشود.

خب از شدت حرص بر مال و ریاست و اینجور چیزا باید اجتناب بکند تا به غضب گرفتار نشود.

این یکی از راه‌هایی است که گفته شده است.

در راه دوم یا طریق دوم یا معالجه دوم در مقام معالجه غضب که من دیگه زیاد توضیح خیلی زیاد نمی‌دم که به اون قسمت‌ها که باید گفته بشه برسه.

قسمت دوم در مقام معالجه غضب این است که سالک الی الله که واقعاً درد دارد، اگر درد دارد به این طریق قدم گذاشته، مضرات غضب را که در جلسه گذشته توضیح دادیم به عنوان یک مهلک در مقام سلوک همیشه نصبه عين خودش قرار بدهد.

سالکی که در غفلت است مثلاً عرض می‌کنم از غ-- مثلاً از غیبت اجتناب می‌کند، از دروغ اجتناب می‌کند، از حرام‌های دیگه اجتناب می‌کند، از خیر چیزها متذکر است، اجتناب می‌کند و ا از حتی از مکروهات اجتناب می‌کند و درجه به درجه دیگه از نواهل اجتناب می‌کند.

این سالکی که درد دارد و اهل طلب است و به مقام طلب قدم گذاشته، به وادی طلب به قول معروف وارد شده، می‌خواد به خدا برسد.

این درد است در درون خودش.

این، این اگر اهل درد است به طوری که از اون چیزها که ضد این مسیرش هست اجتناب می‌کند.

این باید متوجه باشد که این مسئله غضب از همه اونها به یک نظر چیه؟

بالاتر و مهلک‌تر است.

همیشه نصبه عینش باشد.

همیشه متذکر باشد.

خواست غضبناک بشه متذکر باشد که حیاتش به خطر میفته.

اون حیات که به دنبال اوست، مقصدش از میان می‌رود.

اون مقصدی که درد نسبت به اون مقصد دارد.

سالک وقتی می‌خواد غیبت بکنه فوری به خودش میاد غیبت نمی‌کنه.

این سالک از این شبیه‌تر وقتی می‌خواد غضبناک بشه باید تکان بخوره.

باید متوجه اهمیت خطری که از این ناحیه میاد متذکر باشد.

ولو یک فرد جاهل خیلی توهین هم کرد، افترا هم کرد.

واقعاً به قول خود ما به قول ما عرض می‌کنم جای غضب هم هست، جای غضب نیست ها به قول ما که نمی‌فهمیم.

می‌گیم جای غضبه است.

اینجا انسان به یادش میارد اون مقصد اعلی را فوری با فکر و تلقین به خود تلقین می‌کند.

هرچه اون فحاشی و ناسزاگویی و بد طوری و بد رفتاری و جهالت و لعنت و اینجور چیزها را به خرج بده، انسان برای مقصد و به لحاظ مقصد اعلی خودش را جواب می‌دهد.

خیلی آرام می‌شود و نمی‌گذارد اونها در وجود خودش به لحاظ رضوان است، به لحاظ اون مقصد اعلی دردی که دارد نمی‌گذارد این مرض در وجودش جلوه دردش.

فوری به خودش جواب می‌دهد.

بنابراین چاره دوم تذکر مقصد است و تذکر اهمیت خطری که از غضب متوجه این مقصدی می‌شود که سالک به دنبال اون مقصد است.

این یکی از چاره‌هاست.

چاره‌های بهتری است که خیلی‌ها از این طریق موفق می‌شوند.

یعنی مگر اینکه انسان در مقام سلوک حقیقت درش نباشد.

اگر صالح ذره‌ای درش حقیقت باشد جداً می‌خواهد به خدا برسه.

فهمیده، شعور پیدا کرده تا حدی بیدار شده در این عالم که چیه و می‌فهمد اهمیت مسئله چیست.

جداً درد دارد این صالح همین که متذکر شد اون موقع که می‌خواهد غضبناک شود که این با حیات و موجودیت این یا با مقصد اعلی و با اون حرکتی که شروع کرده اصلاً کلاً مضاد است فوراً به خودش به آسانی جواب می‌دهد.

فوراً آرام می‌شود.

مثل اینکه به قول معروف آب، آب به روی چه ریختن؟

آب به روی آتش ریختن.

اینجوری.

اهل درد باشد متذکر لطمات غضب شد.

این یکی از چاره‌ها و بهترین چاره‌هاست.

این مخصوصاً این مسئله‌ای که عرض کردم یادتون باشد و اگر دیدید انسان متذکر این اهمیت نشده به خودش نیامد، اونجا باید بیشتر ناراحت بشید که در، در اون انسان در مقام طلب ذره‌ای حقیقت چیه؟

نیست.

اونم فکر نمی‌کنم من و شما اگر این ادعا را داشته باشیم به این مسئله راضی باشیم که هیچ حقیقت نیست.

البته من قبلاً هم گفتم اگر یه خورده ما بررسی بکنیم می‌فهمیم هیچ حقیقتی نیست.

ولی خیلی من که راضی نیستم بفهمم.

توجه می‌کنید؟

چون خیلی خطرناک است.

یعنی واقعاً درون ما اینطور است.

ما از اینجا گذشتیم که روی درون حساب خواهد شد.

السلام.

درون ما ندا می‌زند.

آنچه نمی‌خواهم خدا واقعاً روی این حساب خواهند کرد.

چه خواهد شد آن وقت؟

درون عرض می‌کنم ها زبان نه ها.

زبان مال اینجاست.

اینجور یادتون نره هیچ وقت.

ندای درون.

ندای درون یعنی قلب.

[سرفه] از اینجا گذشتیم.

اونچه اینجا می‌ماند همش این زبان و این به اونچه ظهور و ظاهر و زبان و نوشتن و کتابت و گفتن و به اینجور چیزها حرکات و اشارات.

اینا همه مال اینجاست.

گذشتیم اون طرف هرچه حساب باز می‌شود روی درون باز می‌شود.

اگر از درون ما این ندا میاد که آنچه نمی‌خواهم جداً قلب بیدار، خدا می‌دونه چه خواهد شد.

این را هیچ کوچک نشمارید و همش روی قلب حساب خواهد شد.

خب مسئله سوم.

مسئله سوم این است که صالح متذکر باشد در مقام معالجه غضب به اون فضیلت‌ها، خوبی‌ها، رضوان‌ها از حق که در مقام دفع غضب متوجه یک صالح است.

چه عنایت‌ها که به انسان در مقام رد غضب، دفع غضب و غضبناک نشدن در جایی که معمولاً غضبناک می‌شوند، چه عنایت‌ها در این مقام متوجه درون انسان می‌شود.

در اینجا حتی یه مقدار انسان می‌فهمد.

الآن توضیح خواهم داد.

یه مقدار البته زیادیش رو نه.

زیادش انسان بفهمد.

من معتقدم کسی بفهمد اونجا که می‌خواهد معمولاً جای غضب غضبناک شوند، می‌خواهد غضبناک بشه، نشه، علم داشته باشد یا شروع کرد غضبش به هیجان بشکند غضبش را.

انسان اگر بفهمد چه عنایتی از خدا ببیند، بیابد اون ماورای حجاب را، حجاب را.

من معتقدم کسی این را خوب بفهمد دیگه اصلاً حسرت می‌خورد به اون غضب‌ها که داشته.

هیچ حسرتی به اون نرسد که چه عنایت‌ها را از دست داده.

با ذوق مخصوصی استقبال می‌کند شکستن غضب را و حلم را که هیچکس اون ذوق را ندارد.

خیلی انسان درست می‌شود اگر انسان بفهمد چه خبر است موقع شکستن غضب، اونجا که هیجان پیدا کرد یا اصلاً مانع شدن از اینکه هیجان پیدا بکند، نگذارد انسان غضب از چند شروع بشه.

چه عنایت‌ها در درون در همان حال متوجه انسان، متوجه صالح از حضرت حق از مقصد اعلی می‌شود.

اینو اگر انسان بفهمد و مسئله همینطور است تا حدودی می‌شود همه بفهمند.

اما آن چنان که هست را معمولاً، معمولاً افراد نمی‌فهمند.

متذکر این موضوع باشد در مقام معالجه غضب که به هنگام جوابگویی به غضب و شکستن غضب یا اصلاً غضبناک نشدن در جایی که غضبناک می‌شوند، عنایت‌ها، رضوان‌ها، مخصوصاً رضوان، رضوان‌ها از حق به درون انسان متوجه می‌شود که دیگه نمی‌شود اینجا نه گفت چیه نه همین‌قدر همونه که برضوان من الله چی؟

گفتید؟

اکبر.

از بهشت و بهشت‌ها و نعمت‌های بهشت برای اونهایی که می‌فهمند بالاتر از همش بالاتر.

اصلاً درد مقصد مقصود هدف مطلوب همه اولیا و انبیای رضوان بوده.

اینم توجه داشته باشید.

من یه وقت هم مثل این گفتم رضوان چیزی است که نمی‌فهمیم ها.

توجه می‌کنید؟

نه اینکه فقط یه حرف است که خدا از تو راضی است.

نه، حرف نیست.

اینجا هیچ حرفی اصلاً نیست.

توجه می‌کنید؟

واقعیت است رضوان.

اما چه می‌شود آن وقت که انسان از خدا از انسان راضی می‌شود؟

این رضوان حق عینیت است، واقعیت است.

چیز بالاتر از بهشت‌هاست.

لذتی دارد که نمی‌شود الآن اصلاً هیچ تخیل کرد.

چه لذتی دارد.

شوربی در مقام رضوان می‌آید.

به قول به اصطلاح عرفا سُکری در مقام رضوان می‌آید.

حسابی در مقام رضوان می‌آید.

لذتی دارد، التهابی دارد در مراعات مختلف رضوان که انسان مادامی که به جای اون فهم نرسیده یا به آخرت نرسیده نمی‌فهمد.

رضوان.

توجه می‌کنید؟

اصلاً باید اینجور گفت من و شما اونی که کم داریم و اونی که می‌خواهیم دردی که در درون ما هست.

اینا رو خوب حرف‌هایی که میگم خوب دقت بکنیدا.

خوب دقت-- یه مر-- یه وقتی خوب فهمیدید بهتر قدرش رو می‌دونیدا.

نه اینکه حرف من خوب است، حرفی که از آیات استفاده کردیم، حرف خداست.

توجه می‌کنید؟

اما توجه داشته باشید که درد من و شما که دل ما ناآرام است در این است که چی نیست؟

اگه گفتید؟

اگه گفتید رضوان است.

این چیه اینجور چیست؟

آنچه که همه گرفتار او هستند که نیست گرفتارند رضوان است و اونی که باشد درست شده، بی‌قراری دل قرار شده رضوان است.

این رضوان از جمله مواردی که باطناً متوجه انسان می‌شود بعد از برداشته شدن هجوم کاملاً روشن می‌شود.

اینجا کمی معلوم می‌شود برای افراد عادی یکیش در مهم‌ترین مورد که می‌شود نیز با متوجه باطن انسان موقع کظم غضب و شکستن غضب و یا اصلاً مانع شدن از هجوم یا هیجان غضب است.

یعنی حلم یا کظم غیظ.

اینو متذکر باشد صالح.

صالح اصلاً مقصدش جز رضوان نیست.

متذکر باشد.

اینم خیلی شیرین می‌کند غضب را شکستن را و علم داشتن را در برابر هر جهالتی، هر نادانی، هر اذیتی، هر حساب انسان خیلی با شیرینی مخصوص به استقبال شکستن غضب یا غضبناک نشدن از عثاث می‌رود.

منافع غضب را متذکر شدن، موضوع سوم.

منافع و عواید و رضوانی را که متوجه باطن می‌شود، این را متذکر شدن یکی از راه‌های چاره در چیه؟

چاره برای غضب است.

متذکر باشید.

اینجا من به چند روایت در همین مسئله سوم یعنی متذکر عواید غضب بودن، منافع غضب بودن، در اینجا به روایاتی به چند تا روایت اشاره می‌کنم.

اون مطالب که الان توضیح دادم اونها از اینش اشارات روایت یه مقدار به اصطلاح به دست میاره.

اصول کافی در جلد سوم، باب غضب.

مرحوم کلینی در این باب این روایت را نقل می‌کند که من سندش را حذف کردم برای اختصار.

من کف غضبه عن الناس.

این حضرت باقر سلام الله علیه می‌فرماید.

قال الباقر علیه السلام فرمود من کف غضبه عن الناس کسی که غضبش را از بندگان خدا کف کند، کف الله تبارک و تعالی عنه عذاب يوم القيامة.

خدا عذابش را از او کف می‌کند.

خب شما هرچی می‌توانید روی این جمله چیه؟

فکر بکنید.

اونجا که خدا-- شما اینجا کف غضب کردید، خدا کف عذاب در قیامت می‌کند و در اینجا هم این را اعلام می‌کند یا نمی‌کند؟

بله؟

می‌کند.

کف غض-- کف عذاب می‌کند یعنی چی می‌کند کف؟

اگه گفتید کف غضب می‌کند.

کف غضب می‌کند یعنی چی میاد به دنبال اون به جای اون؟

رضوان است.

یا غضب است از حق، طرد است یا رضوان.

البته رضوانش و رحمتش مقدم بر غضبش است.

این ما هستیم که غضبی را که بعد از رحمت است متأسفانه مقدم بر رحمت کردیم.

و الا در اصل آنچه مقدم است در حضرت حق چیه؟

سبقت رحمته غضبه.

ولی خدا غضب ندارد اصلاً در ذات حق عنوان اسم و صفت ذاتی غضب نیست.

اینا فقط مخلوق است که غضب را به وجود می‌آورد.

در هر صورت روی این روایت دقت کنید.

اونجا که شما کف غضب می‌کنید باطناً شما خدا از شما کف غضب کرد و این در قیامت کف عذاب میشه.

یعنی خدا از شما راضی میشه در اون موقع.

حالا برای این رضوان باز حرف‌های دیگه داریم بعداً یادتون میدم.

خب.

اصول کافی باز روایت دیگر.

جلد سوم باز باب غضب.

مرحوم نقل می‌کند از با سند از امام باقر من کلینی.

قال الباقر علیه السلام باز امام باقر فرمود مكتوب في التوراة فيما ناجى الله عز وجل به موسى.

در تورات در اون مناجاتی که خدا با موسی سلام الله علیه داشت امام باقر سلام الله علیه فرمود خدا در مناجاتش در تورات با موسی اینجور فرمود به موسی که موسی أمسك غضبك عن من ملكت عليك أكفأنت غضبي.

موسی غضبت را از زیردسته از اونچه که از اون کسانی که در زیردست تو هستند می‌تونی به اونا غضب بکنی؟

غضبت را از اونها کف کن تا من هم غضبم را از تو چی بکنم؟

کف بکنم.

باز در این لحن شبیه لحن روایت اول رو خوب دقت کنید.

اونجا که شما کف-- و چه عایدی دارد؟

همونجا که شما کف غضب می‌کنید نه فقط باطناً امر این است که چه کسی کف غضب می‌کنه؟

خدا از شما کف غضب می‌کنه.

این صورت است.

از این باید گذشت.

از این صورت باید عبور کرد.

مسئله این نیست که من کف غضب کردم.

این صورت است.

جان مسئله این است که خدا از من کف غضب کرد.

مقابلش هم چیه؟

مقابلش هم اینه که کف غضب نکردم، امضای غضب کردم یعنی چه شد؟

پشت پرده چیه؟

یعنی خدا امضای غضب درباره من کرد.

این سری است که در توضیح گفتم.

ولی یه نوع دارم گوشه‌های جدیدی دارد.

خوب روش دقت کنید.

در روایت هم خواهد آمد.

کف غضب من کردم پشت پرده این است که از من کف غضب شد.

اونجا هم به صورت کف عذاب در روز قیامت جلوه گر خواهد شد.

اما کف غضب نکردم یعنی نکرد کف غضب از من.

پس می‌بینید که منفعت کف غضب چیه و خطرناکی باز چیه؟

جلد سوم اصول کافی با روایت دیگر باب غضب.

مرحوم از حضرت صادق سلام الله علیه نقل می‌کند با سند.

قال الصادق علیه السلام اوحى الله تعالی الی بعض الانبیاء.

خدا به بعضی از پیغمبرهاش وحی فرمود يا ابن آدم فرزند آدم اذكرني في غضبك اذكرك في غضبي.

اون وقت که می‌خوای غضبناک بشی منو به یاد بیار که من هم تو را به یاد بیارم موقع غضبم.

باز در بیان امام است.

باز گفتم دیگه سالک اون نیست که در بیان، در آیه و روایت جامد باشد.

جمود بکند، داشته باشد.

باید از اشاراتش نکات درآورد.

میگه که اون موقع که می‌خوای غضبناک بشی منو به یاد بیار تا اون موقع که غضبناک بشم تو را به یاد بیارم.

غضبناک می‌شم تو را به یاد بیارم.

این یعنی چه؟

حالا دیگه فکرش به عهده‌ی شما.

فکر کنم.

اون وقتی که غضب هیجان می‌کند در وجود تو مرا یاد کن تا اون وقت که من می‌خوام غضب کنم تو را یاد کنم.

این خیلی اسرارش هست.

دیگه توضیح نمی‌دهد.

و لا امحقک فی من امحق.

تا منم تو را یاد کنم و در زمره‌ی اونها که موقع بروز غضبم هلاکشون می‌کنم تو را هلاک نکنم.

اینجور.

اینم یک منفعت دیگر از غضب.

اینا همش مشابه هم است.

اسرارش به هم نزدیک است، قریب الأفق است.

ولی همینقدر اینا منافع غضبی در-- منافع رد غضبی در روایات اشاره شده که در مقام معارجه غضب انسان متذکر این منافع باشد.

بعد خدا در دو-- در این آخر روایت از امام صادق سلام الله علیه از زبان خدا اینجور می‌فرماید آخر و اذا ظلمت فارجع بانتصاری لك فان انتصاری لك خير من انتصارك لنفسك.

فرمود فرزند آدم اگر بهت ظلم شد بهتره راضی باشی به من واگذار بکنی.

من از تو هواخواهی بکنم.

عوض اینکه خودت از خودت هواخواهی بکنی بهتره به من واگذار بکنی.

یعنی غضبناک نباش.

ظلم هم به تو، تو شد.

غضب نکن.

غضبناک نباش.

من بهتر از تو هستم که هواخواه تو باشم.

توجه می‌کنید به این؟

اینم یک درس.

یه چیز دیگر از منافع غضب این است که یه روایتی است که خیلی خلاصه از اصول کافی جلد سوم باز باب غضب.

باز مرحوم کلینی از حضرت صادق با سند نقل می‌کند.

قال الصادق علیه السلام امام فرمود من كف غضبه ستر الله عورته.

هرکس غضبش را کف بکند، خدا عورتش را می‌پوشاند.

عیبش را چه می‌کند؟

می‌پوشاند.

کمبودش را می‌پوشاند.

نقائصش را می‌پوشاند.

آنچه که بروز بکند از معایبش رسوا خواهد شد را چه می‌کند؟

می‌پوشاند.

این هم باز مطلب درش زیاد است.

حرف درش زیاد است.

این ستر عورة که خدا می‌کند، معایب و اون کمبودها، نقائص انسان را ستر می‌کند در قیامت، یک.

در مواقف مختلف قیامت، در حشر، در موقع عذر، در جاهای مختلف و در قبل اون، در برزخ و در اینجا، در حیات دنیا و در مقام سلوک.

اونیکه بیشتر مهم است برای یک سالک حالا اون آینده‌ها به جای خود محفوظ، در مقام سلوک است.

کسی که غضبش را کف کرد، خدا نقائصش را در مقام سلوک چی می‌کند؟

نادیده می‌گیرد.

توجه می‌کنید؟

اگر غضبناک شد، دیده می‌گیرد.

دیده گرفت حساب انسان چیه؟

پاک است.

اگر بنا بشه انسان، خدا خطاهای انسان را لحظه به لحظه روش حساب بکنه با حت- حتّی بودنش، دیگه سالک از همون اول قدم از قدم برنمی‌دارد.

این توجه داشته باشید.

برای هیچکس‌ها.

اما اگر غضبش را اعمال کرد و غضبناک بود، نادیده گرفته نمی‌شود و از همان قدم اول معطل میشه.

خدا روی نقائصش حساب می‌کنه.

توجه می-- می‌گیره، محافظه می‌کنه.

اینم یه منفعت خیلی مفصل در...

این‌ها را متذکر بشه سالک تا غضبش را با تذکر این منافع رد غضب، غضبش را رد بکنه و از غضب اجتناب بکنه.

والسلام علیکم ورحمة الله وبركاته.

[همهمه]