ددرس‌گفتارها

اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

در چشم می‌بینید کشف صاری که من دارم نماز می‌خوانم اما به قول مردم به قول عوام می‌گن رو به کلیسا می‌خوانه.

توجه بکنید پشت به قبله نماز می‌خونه.

نماز می‌خوانم اصلاً اما پشت به کی؟

پشت به قبله.

این من و شما اینجور می‌بینید.

خب بناس شما رو من تذكر دادید.

بناس یعنی این معنی‌اش این است البته.

خب این پشت به قبله نماز خواندن معنی‌ش این است که به اصطلاح این آدم که شروع کرده به سیر و به سلوکی اگر مثال جنبه طبعی باشد چه می‌کند؟

ولو نماز می‌خواند ولو خدا می‌خواهد اما پشت به قبله کرده است.

کسی این را در خواب ببیند البته این احرام عادی ممکنه یا یک طرح کاملاً مختلف ممکنه در خواب همین را ببیند که حالت‌ش همین می‌شود که هست.

حالا اینا یه چند تا نمونه‌ای بود که من براتون اشاره کردم و دیگه از این‌ها بگیم زیاد می‌شود.

این هم اواسط کشف بصاری است.

کشف بصاری خواست بالا باشد یعنی از اواسط هم بگذرد به مراحل عالیه برسد.

اون دیگه در این گفتارها فعلاً و در این جلسه‌ها وسع جلسه‌ ایجاد نمی‌کند که من بیش از آن بیان کلی که در جلسه، جلسه قبل داشتم چیزی اینجا عرض بکنم.

کشف بصاره در مراحل بالاتر که شهود وجه الله پیش می‌آید در مظاهر مختلف و در مراتب مختلف و هم نظر به وجه الله اینها و نجاله وجه الله اینها دیگه چیزیست که اینجا گفتنش به طریق بیان کلی اون روز اشاره‌ام کردم.

به جزئیاتش نمی‌شود اینجا اشاره کرد.

خب.

اجمالاً مراتب کشف بصاره برای ما تا حدودی روشن شد که هیچ شک و شبهه پیش نیاید.

عرض کنم که در اینجا مسئله القاءات و تلقینات و دخالت‌های شیطانی چه جور پیش می‌آد.

دیگه وقتمون تمام شد اگر چون من می‌خوام یک روایتی هم در اینجا بخوانم و تمام کنم مسئله را به اون روایت برنج برسیم دیگه من از این مسئله که می‌خواستم چیزها بگم نمیگم و در این وقتی که هم نمیشود تمام کرد که چگونه اشتباهات در اینجا پیش می‌آد که این هم یه مقدار گفتنش و توضیحش برای دوستان و برادران لازم است که احیاناً یه مقدار هوشیار باشند.

در این کشف بصاره در مخصوصاً اوایل که شروع شد خیلی چیزها و اشتباهات پیش میاد.

کسانی که در اوائل کشف ابتدایی بصاره هستند خیلی چیزها می‌بینند که اینها در واقع با دخالت‌های شیطان و جنود شیطان و با دخالت‌های قوه خیالیه خود انسان پیش میاد که اینها کشف‌های حقیقی نیست و کشف ناصحیح است و احیاناً به انواع مختلف موجب انحراف انسان می‌شود.

اگر نداند که اینجاها القاءات شیطانی هست و دخالت‌های جنود شیطان است و خیال است.

اینها را انشاالله خدا اگر خواست در جلسه آینده در حدی که وسع جلسه ایجاد می‌کند من توضیح می‌دهم.

زیادم در این مسائل خیلی جداگانه برایم نمی‌شود صحبت کرد.

خب.

عرض کنم که به یک روایت در اینجا از کشف بصاری که در مراحل بالاتره برای یکی از اصحاب این مست عرض می‌کنم که اشاره می‌کنم که صحبت کردیم.

گفتم از حالات خوبان گفتم.

اون اندازه که ما می‌دانیم خیلی من شخصاً اختیار می‌کنم و از خوبانی که در روایت آمده و از اصحاب و ذرات معصوم بوده‌اند.

یعنی یه دو نمونه عرض می‌کنم.

فعلاً یک روایتی می‌خوانم.

این روایت کشف بصاره سر حد بالاتر یعنی در اواسط البته بالاتر که در اواسطش را عرض کردم.

دیدن برازخ بود و بعد چند نمونه دیگر که گفتم.

در این رابطه در حالات رشید که مطالعه می‌کردم از خاصان حضرت علی سلام الله علیه.

[سرفه] رشید بله رشید را شنیدید دیگه از خاصان علی سلام الله علیه بود.

رشید هجری.

دختر رشید که از او چیزان نقل می‌کند در محاسن برقی به نقل بهار با سند روایتی را از دختر رشید هجری نقل می‌کند.

روایاتی را نقل چند تا روایت.

یک مطلبی در آنجا دارد که از جمله نقل شده‌ها که دختر رشید می‌گوید که قلت لابی به پدرم گفتم که ما أشد و ما أشد اجتهادک.

شما جدیتون خیلی زیاد است در عبودیت.

ما أشد اجتهادک.

فقال یا بنیه گفت که دخترم سیجیء قوم بعدنا بصائرهم فی دینهم افضل من اجتهاد اولی.

رشید گفته‌ها گفت که دخترم بعد از ما افرادی هم میان که نا بصائرشون در دینشون از اولی‌ها هم چیه؟

از اولی‌ها هم بیشتر.

این بیان رشید است.

دخترش تعجب کرد از اون مجاهدت‌های سخت عبودی رشید گفت که ما أشد اجتهادک.

خود دخترش اینو نقل می‌کنه.

روایت به دختر رشید می‌رسه خوب که اینجور و البته روایات دیگری هم به این مضمون دارد.

به هر صورت این که از اصحاب اونها من نقل می‌کنم از اصحاب ائمه نمونه‌هایی نقل می‌کنم، اون دفعه هم چند تا نقل کردم معنی‌ش اینطور نباشد که این در بعد بر altri جلو.

البته باز معنی حرفم این نیست که اونا که بعد میان با اون‌ها در مقام منزلت یکی بودند.

خب اینا رو خدا می‌داند مقایسه مال کسی نیست.

خدا می‌داند و می‌شود کسی از آخرین باشد از اولین هم که باشد بالاتر باشد.

ممکن است حتی نه در آخرین کسی به اولین یعنی مؤمنین اول به اصطلاح نرسه.

خب این روایت که عرض می‌کنم از بصائر الدرجات اولا در بصائر الدرجات من یه توضیحی به شما عرض کنم.

بصائر الدرجات صاحبش از اصحاب امام حسن عسکری سلام الله علیه هست.

یعنی خود این صاحب این کتاب که الان اون دفعه هم چند تا روات از اون نقل کردم.

این روایت هم از اون از خود بصائر من دیگه از اینجا آوردم نه به نقل بهار.

سا-بصائر، بصائر الدرجات محمد بن حسن این صفار عرض کنم که از اصحاب خوب امام حسن عسکری سلام الله علیه بوده.

این کتاب مال اون شخصه با سندهای معتبری روایاتی را در این زمینه دارد.

فوراً شما حساب کنید کسی که از اصحاب امام حسن عسکری بوده این روایت را نقل می‌کنه ها نه از روات بعدی.

این راوی روایت این شخصه توجه بکنید.

اون دفعه هم چند تاشو نقل کردم.

این کسی که در محضر امام حسن عسکری بوده از اصحاب خاصش.

به هر صورت این نقل می‌کند از صالح بن سعید قال فحدث علی ابی الحسن علیه السلام که صالح بن سعید میگوید که من به محضر حضرت ابی الحسن علیه السلام وارد شدم فرمود جوهرت فداک گفتم که جوهرت فداک فدای شما باشم که کل الامور اراد اطفا نور دین میخوان نور شما را در همه ابعاد خاموش کنند.

نور این مرا یعنی این دشمن‌ها خاموش کنند و تقصیر دست که شما را از همه جا دست شما را کوتاه می‌کنند و تا این که شما را در این محدودیتی که هستید الان قرار داده‌اند.

بعد امام چه گفت؟

فقال ها هنا انقی یابن سعید.

این که من گفتم، گفتم که همه چی از شما گرفتن شما را خیلی در مضیقه قرار دادن و عرض کنم اینا میخوان نور شما را خاموش بکنند.

شما خیلی فشار آوردن.

یعنی چه گفتم؟

حالا این صالح بن سعید چه بوده؟

چه لزومی داشته امام این کار را کرده؟

این‌ها هم حساب دارد.

گاهی ائمه با اصحابشون کارهایی می‌کردند که ایمان اونها کامل‌تر بشود یا مثلاً به دم‌شون چیزی آمده باشد اون برطرف بشه یا چیزی به هر حال دعوای زیادی بوده.

در هر صورت این که این مطلب را گفته فوراً میگه که امام به من گفت که فقال ها هنا انقی یابن سعید.

همونجا باش همون در جا خودت که هستی بیست ابن سعید یابن سعید که همون شخص صالح بن سعید.

به صالح گفت همونجا جات باش یه لحظه توقف بکن.

ثم اوم بیده بعد با دستش یه اشاره‌ای کرد.

البته در این اشاره که ائمه می‌کردند و عالم عوض می‌شد این هم به ولایت ائمه می‌رسد.

صلوات الله و سلام عليه مجمعین با اشاره عالم را عوض می‌کردند یعنی حجاب را از کنار اون از مقابل کشف طرف حالا اگر کشف بصری باشد حجاب‌ها را چه می‌کردند؟

حجاب‌ها را با همین اشاره برطرف می‌کردند.

یعنی خود این اشاره رمز دارد.

فکر نکنید که خود اشاره‌شون هم بیجا بوده.

میگه ثم اوم بیده با دستش یه اشاره‌ای کرد.

اشاره کرد عالم عوض شد.

توجه کنید این صالح میگه.

صالح میگه اشاره که کرد اوم بیده یه اشاره با دستش.

فقال انظر اشاره کرد گفت حالا نگاه کن.

انظر نگاه کن.

فنظرت تشریف صاریص اما در اون عواصف در حد بالا.

البته با تصرف خاص امام در اینجا سلام الله علیه پیش آمده.

تصرف امام را اون دفعه گفتم اجمالاً اشاره کردم باز توجه داشته باشید که با تصرف امام ممکنه کسی که آمادگی در حال معمولی‌ش ندارد برای کشف آمادگی را پیدا بکند.

نظرتو نظر کردم فعذا بروزات عنگات.

دیدم که البته این معلوم است که با این اشاره نه تنها از تشریف صاریه بر خدا شده از تشریف شنی هم بر خدا شده.

میگه که من نگاه کردم به روزات عنگات که باغات، باغات مخصصی دیدم عنگات خیلی خوش منظر خیلی زیبا و روزات نازلات و باغات خیلی سرسبز بود.

فيهن خیرات و عترات.

اینجا هم میگم تشریف شنی هم معلوم است این با این اشاره پیدا کرده و به اصطلاح خیراتی در آنجا دیدم.

بوی‌ها یعنی عترات.

عترات یعنی خوشبو.

این معلوم است که حس چشمان و بو را هم در همون حال غیر از دیدن می‌کرده.

در اون عالم قرار گرفته.

عترات و ولدان کأنهن اللؤلؤ المكنون خدمتگزارانی هم مانند لؤلؤ مکنون که در قرآن در بهشت، بهشتی می‌شمارد.

این همون ردیف اون‌هاست.

منتهی ها الان توضیح میدم که کجا را می‌دیده.

کأنهن اللؤلؤ المكنون و اطيار پرنده‌های به انواع مختلف و زبا یعنی حیوانات زبا یعنی آهوها.

حالا این در اصلاً اینجا در این دیدشون هم اسم برده و انهاش یعنی نهرها دیدم که کفو یعنی فرار می‌کرد.

فهار بصری.

من حیران شدم اون وضعی که دیدم.

ول تَمَعَ و حَسَرَت عینی اصلاً چشمم با یک وضع خاصی روبه‌رو شد.

و قال ای سکنا بعد که می‌دونید وضعاتی که من دیدم گفت که ای سکنا صالح بن سعید.

حالا امام گفتن.

گفت ما هر جا باشیم فهاذا لنا اینها با ماست.

توجه کنید.

آن گفت که شما را خیلی محدود کردن فلان اینجور.

حالا دیگه چجور فکر کرد اون؟

فرمود امام که ما هر جا باشیم اینها چیه؟

لنا برای ماست.

لنا عتید.

اون لنا در اختیار ماست.

و لَسْنا فی خانه سا.

اینجور که تو فکر می‌کنی در اینجا که در این محدودیت در این به اصطلاح جاهای محضر اینها که می‌بینی اینطور نیست.

اینطور که تو می‌بینی اینجا نیستیم ما.

این البته معلوم است که در بهشت‌های به نظر میاد این کشف ابصاری است و در اواصف است به بهشت‌های برزخی مربوط است.

یعنی این بهشت‌های برزخی را دیده.

اما اگر اینجور حساب بکنیم که امام فرمود که اینها برای ماست، اگر منظور این باشد که ما در این جاها متنحل هستیم ممکن است به بهشت‌های بالاتر هم بزنیم که این با تصرف امام اشکال ندارد.

کشف خیلی بالاتر بیاید و بهشت‌های بالاتر را ببیند و آن در کشف بالاتر که من توضیح ندادم.

کشف ابصاری بالاتر به بهشت‌های اُقربی و جهنم و بعد در یک معنا به شهود و بعشت الله اینها می‌رسد که توضیح ندادم.

الان دیدید که عرض کردم از توضیحش معذور هستیم.

خب در هر صورت کشف ابصاره بالاتر است.

خب [سرفه] دیگه وقت ما تمام شد و برای اینکه زیاد شما معطل نباشید.

روایات دیگری من عزم.

روایات که دو تا یکی دو تا دیگه نوشته بودم باشد انشاالله اگر بعدها مناسب بود عرض می‌کنم.

که مربوط به کشف ابصاره بود.

حالا دیگه کشف ابصاره رو ما در اینجا تمام کردیم مراحش رو هم گفتیم فقط موند در جلسه آینده انشاالله یه مقدار توضیحاتی در اون اشتباهات و تظاهرات‌های خیال و شیطان که پیش میاد اونها را توضیح بدهیم.

در این آخر به اصطلاح مطلبی را که در اوائل گفتم باز به شما تأکید می‌کنم به اون اینکه با گفتن و صحبت کردن اینها یه وقتی خدای نکرده از دوستان یا از خانم‌ها کسی به طمع این نرود که بعد از این به عبادت یا به مجاهده، به سلوک، به ذکر، به ورد، به انواع مختلف خلاصه به سلوک بپردازد به طمع اینکه از اینها چی باشد؟

از اینها بهره‌مند باشد.

مثلاً ببیند مثلاً برازخ را یا چیزای دیگر که دیگران یدعوان کشف دیدن.

یه وقتی به طور ناخودآگاه اینجور در قلب شما نباشد.

این خودش از اون ضلالت‌هاست.

یعنی انسان وقتی کشش اصلی که شما را سوق می‌دهد یعنی نیت اصلی، اون تمایل اصلی، اون انگیزه، سوق می‌دهد به ذکر یا اون ورد یا اون شبزنده‌داری یا اون جاده‌ها ولو خب در زبان هم می‌گیم خدا منظورم خداست اینها نیست.

ولی به طور ناخودآگاه یا خودآگاه در درونتون دیدن اینجور مناظر و باخبر شدن از پشت پرده و مطلع شدن به غیوب برزخ و امثال اینها باشد، اینجا اصل این سلوک در صراط مستقیم است یا در ضلالت است؟

یعنی در ضلالت است برای اینکه مقصد چیه؟

مقصد اونهاست.

سلوک باید سلوک صحیح و سالک در مسیر صحیح باید به سمت متوجه به حضر حق باشد و خیلی خیلی به این مسئله دقت بکنید و یک نکته دیگر.

اونها که احیانا می‌پردازند و بعد یک کشفهای ابتدایی بعضی از انواع اینها رو می‌بینند یا بعضی از به اصطلاح مصنوعات خیالی خودشون رو می‌بینند که بعداً در جلسه آینده توضیح خواهم داد.

همین الان اسم اون روی اون مصنوعات خیال خودشون اسم‌های دیگر می‌گذارند.

حالا اینو بعداً توضیح میدم.

مصنوعات خیال.

اینها احیانا گرفتار می‌شن به اینکه دلشون می‌خواد که باز اونها را چی بکنن؟

باز اونها را چون دیدن باز اونها را چی بکنن؟

ببینن.

اون وقت این باز ضلالت است و دیگه نمی‌گذارد اینها در همون حدی که هستند خلاصه با متخیلات خود مشغول می‌شوند.

اون تا من و شما با این خیالات اینجوری که الان در دنیا مشهور هست این مشغول است، اون هم با خیالات مخصوص خودش مشغول است.

این در راه نمی‌شه.

سالک اصلاً باید نظرش به این حالات نباشد.

بنابراین شما دقت بکنید در قرآن همه اول تا آخر قرآن را بخوانید.

همش سعی شده که یعنی مؤمنین با تمام وجود در مراحل مختلف ایمان به کجا متوجه باشند؟

به خدا متوجه باشند.

هواها در دل نباشد.

چی نباشد؟

چی نباشد؟

در دل چی باشد؟

ها؟

خدا باشد.

حتی اگر هوای مشاهدات باشد باز حواس.

در اصل انسان به راه به جایی نمی‌برد و اگر شروع شده باشد در همان جا می‌ماند.

اگر شروع نشده باشد اصلاً شروع نمی‌شود.

و در بیانها توجه بکنید.

بنابراین ببینید که در قرآن از این مسائل زیاد صحبت نشده.

در روایات هم زیاد نیست.

فقط همش قرآن و روایات و همه اونچه که داریم همش متوجه این است که من و شما را در مسیر عبودیت حق خدا پیش ببرد و سعی بکنیم که فقط او را بخواهیم فقط او را.

حتی اینم به شما عرض بکنم سالکین خوب و موفق وقتی که به عنوان لازمه راه، لازمه راه حالا نه اینکه نراش بخوان از این مسائل وقتی براشون پیش میاد در مقام مخصوصاً ذکر اگر باشند در مقام عبادت اگر باشند از اینها فوراً می‌گذرند.

اصلاً توجه پیدا نمی‌کنند و توجه نمی‌کنند.

یعنی اصلاً سعی نمی‌دنن توجه بکنن.

مثلاً در وسط نماز است عالم اول شد مسائل پیش آمد.

اصلاً او متوجه هست در سیر روحی خودش در نماز حالا در هر مرحله‌ای هست باید در سیر خودش پیش برود.

توجه می‌کنید؟

حتی من شنیدم، ندیدم بعضی از دوستان نعل کردن که آیه ارتباط با آیه فرموده‌ست وقتی من در نماز بودم اینجوری گفتم یا که مثلاً کسی را دیدم، صابه‌ای را دیدم که می‌خواست به اصطلاح چیزی در دست داشت ظرفی داشت شراب به اصطلاح بالایی به من بدهد فلان و من اعتنا نکردم و بعد ناراحت شدم.

این جمله را اگر اینجور نعل کرده باشند دقیقاً اشتباه شده.

توجه می‌کنید؟

یعنی وظیفه به این است که باید منصرف باشد نه اینکه ناراحت بشه بعداً.

مثلاً ایشون گفته باشن من بعداً ناراحتم که چرا به اون بنده خدا اعتناااه چیه؟

نکردم.

این حرف اینجاش دقیقاً اشتباهه.

یعنی در مقام بوده حساب.

اون ابراهیم سلام الله علیه با اون مقامش اون وقت که چیز می‌آمد جبرائیل وقتی میاد میاینداختن به آتش شنیده‌اید دیگه.

اون البته از نظر توحیدی مطرحه است.

جبرائیل سلام-- جبرائیل دیگه امین هست، هست امین وحی است و از مقربین حضرت حق هست سلام الله علیه.

جبرائیل که آمد گفت که هر چیزی گفت به تو نه.

به تو احتیاجی چیه؟

نه.

این اونجا باید توحیدشو حس بکنه.

باید توحیدش را حس بکنه.

همون ابراهیمی که می‌گفت آب می-- در آب خدا، خدا را می‌دید.

در دعا که می‌خورد خدا را می‌دید.

می‌گفت که خدا شفا میده، خدا سیلاب می‌کنه.

اسباب را کنار گذاشته بود.

وجوب اسباب را زده بود کنار.

خدا را، وجه حق را، حق را در همه جا می‌دید.

مشحون بود در مقام بالا تر از خودش.

در اون مرحله توحیدیش اونجا که جبرائیل میاد خب و دقیقاً این آزمایش هم بود برای حضرت ابراهیم که ببیند که اونجا که می‌خواد بیفته به آتش جبرائیل هم که قدرته به ازل الله خیلی چیزا را قدرت دارد.

از اون آتش‌ها هزارها بیاد جبرائیل با قدرتی که خدا بهش داده به ازل الله همشو [نامفهوم] می‌کنه از بین می‌بره.

حاجت ابراهیم گفتن این هم امتحان بود از ناحیه خدا برای ابراهیم که توحیدش حس میشه یا نه؟

که اسبابیت را حتی جبرائیل را کنار گذاشته خ van در توحید شده یا چه می‌کنه یا می‌لرزه.

اگر ارتباط با نماز بخواند در نمازش اون نماز ارتباط با رضوان الله علیه باشد و بعد چنین چیزی پیش بیاد باید دقیقاً منصرف بشه و در همه جا اینجوریه.

یادتون باشه شما اگر به ذکر شروع کردید، به ذکر شروع کردید، موفق بودید با وجوب شما از قلب شما کنازات، مشاهدات، مکاشفاتی براتون پیش آمد مخصوصاً در نماز و در دعا و اینا هرچی پیش بیاد باید به سیر خودتون ادامه بدید.

به راست و چپ نگاهی چیه؟

نکنید و گفتن ارفا علیه السلام که فرمود که نظر اول به نفع توست.

نظر دوم به ضرر تو.

این بیان هست حضرت علی علیه السلام یادتون باشه.

نگاه اول به نفع توست.

خواستی نگاه دوم بکنی دیگه چیه؟

به ضرر تو.

اینو البته گفتن مثلاً بعضیا گفتن نظر حضرت علی در خصوص نامحرم‌هاست.

یعنی زن‌های نامحرم یا مرد نامحرم.

نه این به نظر بعید میاد اینجا نظر این باشد.

یعنی انسان چشمش خورد به نامحرم اگر دوباره بخواد چشمشو نگاهشو ادامه بده دیگه به ضررش هست.

نظر اول که بی‌نظر نظرش او تا خب اشکال ندارد.

اونا ولی به نفعش نمیشه اون وقت گفت.

بله ایشون خوب گفت این به نفعش نمیشه که.

اون‌ها چیه؟

به ضررش نیست نظر اول.

نظر دوم چیه؟

به ضررش هست.

در نامحرم اینجوریه.

بعضیا اینجوری interpret کردن ولی نه به نظر میاد نظر حضرت علی مخصوص حضرت علی در این بیان که فرمود أن نظرت الأولى لك والثانية عليك.

نظره الأولى به نفع تو و دوم به ضرر تو سر همین مشاهدات، مکاشفاته.

برای اهلش حرف می‌زنه.

می‌گیم دیدی منظره پیش آمد.

غروب دینی دیدی.

مجرایی از مجاری وجه حق دیدی.

عالم برزخ دیدی.

بهشتی دیدی.

هرچی دیدی.

أن نظرت الأولى دیدی خب به لحاظ اینکه عنایتی از خدا هست.

پرده‌ای کنار رفته، نوری در چشمت پیدا شده.

این به نفع توست.

اما اگه بخوای خود اون مسئله را تغییر بکنی دیگه چیه؟

به ضرر کیه؟

به ضرر توست.

اون باز میشه بت دیگه پرده نمی‌کند که.

توجه می‌کنید؟

باز میشه بت.

اون‌ها در-- اون بت نیستن ما بت می‌کنیم.

ما یعنی میایم اونها را توجه.

بنابراین حالا نظر همیشه به خدا باشد.

اصلاً اگر از این جور چیزا براتون پیش آمد نکند به طور ناخودآگاه هی دلتون بخواد باز تکرار بشه.

باز اونی که مثلاً این شب گذشته دیدم باز ببینم.

این که دلتون خواست دیگه مسئله خراب میشه.

باید دقیقاً مراقب قلبتون باشید که شما بخواهید خدا از شما راضی باشد.

بخواهید به خدا برسید.

نه به اونی که دیشب دیدید دوباره ببینید.

این‌ها دقیقاً از اون جزئیات خیلی لازم مراقبت.

والسلام علیکم ورحمة الله.