یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
ادامهٔ کشف شمی؛ تذکر به خودآمدن
اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم.
حضرات، پدیدههایی در اینجا هست که گفته شود تا من و شما به خودمان بیاییم. با بیانی که گفته شد، آنها که شامه دارند در این عالم — از رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم مانند من و شما نیستند؛ همچنین حضرات معصومین صلواتاللهعلیهماجمعین و ملائکهٔ الهی، و بالاتر از همه آن خدا که این روایح بد را از من و شما، از دم من و شما، از نفس من و شما مییابند. شما منصفانه بگویید: آن وقت من و شما دهان به دعا باز میکنیم؛ اگر دمِ دَمی باشد که همه چیز را به فرار وادارد، دعایش چه جوری میشود؟ آیا اینها حرف است؟ گاهی خودم میگویم خدایا اینها حرف است؟ حقیقت است؟ البته حقیقت است؛ اما ما خیلی هیچی نمیدانیم. آن جای بسیار تأسف است.
شما شنیدهاید کسی که گناهکار است وقتی دهانش را باز میکند دعا بکند، دعایش چه میشود؟ به اجابت نمیرسد. گفتم در دعا دمِ پاک میخواهد. اینها یک قسمتش مربوط به دهان ماست وقتی روزه داریم. در دعا و اجابت دعا دم پاک میخواهد؛ نفس پاک میخواهد؛ آن نفس که میآید رائحهٔ خوب داشته باشد. همه از انسان فرار نکنند: خدا — که دور باشیم — ملائکه، رسول، ائمه؛ هیچکس اصلاً جرئت دم نکند نزدیک شود.
اشعار مولوی؛ احذروا و رسوایی بو
مولوی در اینجا هم اشعاری دارد که دلم میخواست به شما بخوانم. از زبان مولوی بگوییم بهتر است که من خودم بگویم؛ و این اشعار و برای اینکه ادامهٔ این صحبت تذکرآمیز باشد برای من و شما؛ خیلی باید به خودمان بیاییم. عالم که همهجایش اسرار است و وجودمان که همهقسمتش اسرار است — ظاهر و باطن — به خودمان بیاییم، متوجه باشیم. نکند همیشه وقتی ما دعا میکنیم به قول مولوی بگوید «احذروا». مخصوصاً آنجا که انسان بداند و عمل نکند؛ این برای خودش بوی خاص بدی دارد. این هم رمزی است باید پیش چشم داشت.
هر که را هر کس به هر اندازه بداند و عمل نکند و خلاف دانستهاش عمل بکند — غیر از اینکه هر معصیت برای خودش بویی دارد و هر قسمتی رائحهٔ خیلی زشتی دارد — خود این موضوع که بداند و عمل نکند، خود این خصلت و این حالت و این جریان روحی در انسان چه دارد؟ یک بوی خیلی رائحهٔ بدی دارد. اهلش میخواهد. شنیدهاید آن عالمی که عمل نمیکند، جهنمیها از بوی بد او چه میکنند؟ از بوی بد او جهنمیها ناراحت میشوند. یعنی آن جهنم که همهچیز را دارد، تمام زشتیها را دارد، بوهای بد را هم دارد؛ اما بوی عالمِ بیعمل خیلی بد است؛ حتی جهنمیها دیگر از آن ناراحت میشوند. مانند من نمیدانم؛ مانند ما گاهی با ظاهر به آسانی میگوییم؛ حالا خدا کند که عالم به خودش معنا نیست. آنی که میداند عمل نمیکند. شما و ما همه اینطور هستیم در درجات مختلف. در روایت هست که از عالمی که عمل نکرده است جهنمیها ناله و شکایت میکنند وقتی میان آنها میبرند که دانسته و عمل نکرده. این بو خیلی بد است.
سلام بر رسولالله و بوی دهان
به همین زمینه: شما وقتی به زیارت میکنیم میگوییم السلام علیک یا رسول الله یا وجیهاً عند الله. این بوی رسولالله؛ رسولالله هم بوی الله صلواتاللهعلیه با آن مرتبت بیتصورش که دارد؛ بوی الله است. همیشه با او خطاب میکنیم. السلام علیک در نماز که با او خطاب میکنیم معلوم است که بوی الله شائبهٔ وجودی دارد. وقتی میگوییم السلام علیک اگر این دم دَمی باشد که به قول مستمعین بوی پیاز بهش بیاید چه باید کرد؟ چه باید کرد؟ السلام علیک یا رسول الله و همچنین سلامها که به حضرات معصومین میدهیم؛ آنها که شامه دارند. گاهی خطاب ملائکه میکنیم یا در اذهان بالاتر به خدا دهان باز میکنیم چیزی میفهمیم دعا میکنیم و واقعاً مثلاً حرف داریم.
مولوی میگوید — در این اشعار انصاف و امثال خیلی خوبی هست — میگوید بوی رسوا کرد متن اندیش را. هیچ من و شما هیچ وقت از خدا نخواستیم خدا به ما یک خوبیِ عقل بدهد؟ قبلاً هم گفتم: ما هیچکس از عقل خودش شکایت نکرده. یعنی یک دانه پیدا نکردیم که کسی از عقل خودش چه کند از جهل قرائت چه کند؛ چه آیاتی را بخواند. کسی که علم کامل است و عقل هم برای همه، میگوید درست شده در صورت پرور. العقل ما عُبد به الرحمن. اگر هر اندازه که در راه خدا بگذارید عقلتان کار میکند. و در قرآن فرمود:
«وَمَن يَرْغَبُ عَن مِّلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلَّا مَن سَفِهَ نَفْسَهُ» (بقره/۱۳۰)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و کیست که از آیین ابراهیم روی بگرداند جز آنکه خود را به سفاهت افکنده باشد؟
اینها را ما پیش خود مزهمزه نکردهایم که حرفهای این آیات و این کلمات چیست. میگوید کسی از مسیر توحیدی ابراهیم بیرون زد مگر آن کسی که سفاحت داشته باشد؛ یعنی عقلش چندان کار نکند. این چه حرفهای پرمعنی؛ کلام حق است، حق کلام است، حقیقت است، واقعیت است. واقعاً انسان باید یک خورده به خودش بیاید.
رجس بر کسانی که تعقل نمیکنند
بعضی دوستان و خانمها که نشستهاید دعا بکنید. دعا بکنید این آیه را هم دیگر فراموش نکنید:
«وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ» (یونس/۱۰۰)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و پلیدی را بر کسانی مینهد که خرد نمیورزند.
خدا فرمود — قرآن است — هر که خوب تعقل در این عالم نداشته باشد، اما تعقل به آن صورت که خدا میگوید، نه به آن معنایی که اینها امر میکنند. هر کسی تعقل را تو به این معنی کرده؛ تعقل به آن معنا که خدا میگوید. میگوید خدا فرموده این سنت حاکم در نظام وجود است که رجس و پلیدی را متوجه آن وجود میکنیم که تعقل در اصلاح نشئهاش حاکم نباشد. رجس، پلیدی؛ عجب حالی. دعا بکنید دوستان که نشستهاید به خودتان بیایید. شما هم به من اینجور نگاه میکنید. گفتم حالا من به شما میگویم؛ کسی هم باید به من بگوید؛ و به ما هم گفتهاند و میگویند. فرصتی دادهاند به ما از دست ندهیم.
میگوید بوی رسوا کرد مقصد اندیش را. هیچ از خود راضی نباشید. هیچ. گرفتار فریبید. بوی رسوا کرد مقصد اندیش را. باز مولوی میگوید کی داند بوی خصم خویش را. بعد حالا آنجوری گفتم. میگوید آن که یابد بوی رحمان از یمن — یعنی رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم — آن که یابد بوی رحمان از یمن، چون نیابد بوی باطل را از من؟ چطور میشود آدم این را نیابد؟ چون نیابد بوی باطل را از من. رسولالله فرمود انی اشم رائحة الرحمن. این را جان بگویم.
استشمام رسولالله از حضرت زهرا؛ پوشاندن بو
رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم آن فانیِ فیالله را که حامل ولایت مطلقه است — الا اینکه امام نیست — یعنی حضرت زهرا صلواتاللهعلیها را چه میکند؟ استشمام میکند. اصلاً استشمام میکند. میگفت بوی چه استشمام میکند؟ بوی عشق. آن حاملِ رسولالله میخواهدش. بوی عشق، بوی خدا، بوی بندهٔ خدا، بوی دوست؛ هر چیزی. اصلاً استشمام میکند. این کار رسولالله. چون فانی بود، چون حامل ولایت مطلقه بود؛ سرّ الله صلواتاللهعلیه. میدانیم حضرت زهرا صلواتالله کامل ولایت منعمِ مطلقه است الا اینکه امامت نیست. مصطفی — حالا مولوی میگوید:
مصطفی چون بوی برد از راه دور، چون نیابد از دهان ما بکور؟ از راه دور انی اشم رائحة الرحمن. مصطفی چون بوی برد از راه دور، چون نیابد از دهان ما بکور؟ میشود نیابد؟ هم بیابد. میگوید نه اینطور فکر نکن. همهچیز حساب شده است. آن که مییابد، مییابد. حتی من نمیفهمم که مییابد. چه چیز را میفهمیم؟ هم بیابد لیک پوشانَد ز ما؛ هم بیابد لیک پوشانَد ز ما. بوی نکبت برآید بر سما. تو همین خسفهای و حالا در خواب هم اینطورم. من و شما میخوابیم؛ به آنجا هم در ما بیراهه نیست. تو همین خسفهای و بوی آن حرام میزند بر آسمان سرسام. همهاش انفاس — حالا این را به من خطاب میکند — همهاش انفاس زشت است میشود. یعنی آن بو. همهاش انفاس زشت است میشود تا به بوگیران گردون میرود، تا به بوگیران گردون میرود.
تنوع بوهای بد؛ صفات جهنمی؛ تمثیل پیاز
بوی کبر و حالا ببینید که مولوی اینجا گفته این حقیقت است و من قبلاً اشاره کردم. مولوی میگوید نگین اینطوری. هر صفت بد، هر نیت بد و همچنین هر عمل خلاف موقع انجام، در وجود انسان بوی خاص بد دارد. نمیدانم شما ارباب ذوق هستید یا نه. میرزا هندی گفت: صورتی در زیر دارد آنچه در بالاستی؛ که با این اختران نغز و زیباستی. صورتی در زیر دارد آنچه در بالاستی. صورت زیرین اگر با نورِ معرفت در رود بالا همان با اصل خود یکتاستی. از شما سؤال میکنم: شما بوهای بد در این عالم را یک رنگِ بویِ به تنوع میبینید؟ آنجا هم بدانید که اصلش هم به تنوع است. اینها لازمه است. اصلش هم به تنوع است و تنوعش هم به تنوع صفات جهنمی، اعمال جهنمی، نیات جهنمی و اوصاف و اخلاق جهنمی انسان است. تعفنش به تعفن آنهاست. این گفتار را باید با دقت و تعمق به احوال سپرد و سپس به تفکر نشست.
بوی کفر و بوی حرص و بوی آز در سخن گفتن بیاید چون پیاز. ببخشید چون پیاز درست. اما متکبر یک حرف زدن اگر شامل باشد آنجا بوی پیاز میآید. حالا غیر صاحب رنت تملق بوی پیاز میدهد. بوی حالا سیر میآید ترجمه کنید. میگوید معلم میگوید حالا یک کسی پیاز میخورد بعد سعی میکند بگوید اما بوی پیاز میآید از دهانش. میخواهد قسم بخورد که بوی پیاز؛ من پیاز دیروز نخوردهام. کسی پیاز خورده باشد بوی پیاز از دهانش بیاید؛ شما استشعار میکنید که پیاز خورده بود. بوی پیاز و سیر از دهان بیاید؛ بخواهد قسم بخورد که اینجوری نیست؛ بوی پیاز و سیر بیشتر چه میشود؟ روشن میشود. این دهانها که باز میکنند خدایا چنین و چنان؛ شبیه این اینجا و آنجا حضرات. فهمیدی چه گفت؟ گفت که در خوری سوگند من چه خوردهام از پیاز و سیر. تعویض کردم. آن داند سوگند دراز کند بر دماغ همهچنان. بگذار دعاها رد شود از بوی آن. آن دل کژ نمینماید از زبان. گوش نیارد. «اخسئوا» آید جواب آن دعا. در مورد جهنمیها که آنجا در جهنم میخوانند که ندا بکنند خدایا؛ من نفهمیدم چنین و چنان گفتن چه شد که «اخسئوا». «اخسئوا» آید جواب آن دعا چون به رد باشد جزای هر دعا. در حدیثت کژ بود معنی راست؛ آن کژی لفظ مغبون خداست. ور بود معنی کژ و لفظ موزون آنچنان معنی نیارزد یک کاه. این باز در دفتر سوم مثنوی است. توجه کردید؟
جمعبندی کشف شمی و دعای برخورداری
ما را به این مطالبی که گفتم به تفکر میکنید که اینجا باید پیش چشم داشت که ما نمیفهمیم شامه نداریم ولی روایح خیلی برتر از تمام روایح عالم هست و شامه میخواهد. کسی از این شامه در حد خودش برخوردار شد؛ به اصطلاح میگویند از کشف شم برخوردار است. از این گذشتیم و به زودی هم گذشتیم. هر در اینجا و آنجا که کلام میشود خط و خطای زیاد است. اصلاً جلسات میخواهد در نه؛ ولی همهاش گفتم کلیتها صحبت میکنیم.
من و شما حالا که میخواهیم بگذریم از خدا بخواهید که خدا از این شم هرچه بخواهد از این شم هم بدهد. حتی این شم، شمی است که برای انسان نور به چشم هم میآورد. این باید در نظر داشت که و اصولاً کسی که از کشف شمی برخوردار باشد چشمش در یک مرتبهٔ دیگر هم کار میکند. شما شنیدهاید حضرت یعقوب علیهالسلام بوی حضرت یوسف علیهالسلام را چه کرد؟ بوی استشمام کرد اصلاً و بوی را که استشمام کرد چشمش هم روشن شد؛ حالا رو میآییم انشاءالله بحث میکنیم. من از خدا میخواهم که حضرت یعقوب را هم که گفت شما من را ملامت میکنید اما من بوی یوسف را چه میکنم؟ استشمام میکنم. گفت شما نباید استشمام میکردید؛ آنها نمیفهمیدند. میگفت من میترسم ملامت بشوم اما من استشمام میکنم بوی یوسف را. حضرت در حد خودش استشمام میکرد مانند استشمام رسول اکرم صلواتاللهعلیه.
تثبیت تذکر جلسه
پس خلاصهٔ این جلسهٔ ادامهٔ کشف شمی این است: عالم و انسان پر از روایح طیب و خبیث است؛ اهل شامه — رسول و ائمه و ملائکه و خدا — مییابند. دعای با دهانِ آلوده، سلام بر پیامبر با دمِ بد، و علمِ بیعمل بوی خاصی دارد که حتی اهل جهنم از آن مینالند. قرآن رجس را بر بیتعقلان مینهد و خروج از ملت ابراهیم را سفاهت میخواند. مولوی با تمثیل پیاز و پوشاندن بو، و با داستان بوی رحمان از یمن، همین حقیقت را میسراید. از خدا بخواهید که از این شم نصیب دهد؛ که شم نور به بصر هم میآورد، چنانکه یعقوب بوی یوسف را یافت و دیده روشن شد.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.