د
درسگفتارها
پرسش
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۲۹
دارای متن همگام
مراقبه و عهد های جمعی 3 - نماز جماعت
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱:۰۵:۵۳
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۸ سرفصل
بسم الله الرحمن الرحیم.
۰:۴۱
## از دوام وضو تا جماعت
۳:۱۵
## جماعت در جنگ و سختی
۱۰:۵۶
## اقیموا الصلاة و آتوا الزکاة
۲۰:۲۶
## اولویت جماعت در همهٔ شرایط
۳۰:۰۸
## احکام جماعت و حفظ جماعت
۳۹:۱۶
## فضیلت مضاعف و جهاد حضور
۴۸:۵۰
## عهد جمعی نماز
۵۷:۵۳
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحيم.
جلسه بیست و ششم درس جهاد اکبر
استاد عابدینی بیست و دوم تیرماه.
بسم الله الرحمن الرحيم.
اللهم کل ولیک الحجة بن الحسن صلواتک عليه و علی
آبائه في هذه الساعة و في کل ساعة
وليا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا
حتی تسکنه ارزقت هواء و تمتعہ فيها طویلا.
انشاءالله از یاران یاوران
و بلکه سرداران حضرت باشیم صلواتی سرداری مرحمت کنید.
اللهم صل على
محمد و آل محمد و عجل فرجه.
خب بحثی که در
این جلسات آخر در
خدمت دوستان بودیم مباحث
عملی سیر و سلوک و عهدهای جمعی بود که
در مسیر سلوک الی الله قرار بود که
دوستان با این عهدها حرکت خودشون رو ادامه بدهند.
یکی از اون مسائلی که مطرح شد بحث
واجب و حرام بود که مفصل گذشت.
دومین اونها بحث صلاة الليل بود و نماز شب که اون هم مفصل گذشت.
سومی که دیروز در
محضر این بحث بودیم
بحث دوام بر طهارت و دائم الوضو بودن بود تو مسیر و حرکت که چه آثاری ایجاد میکند
در روز و شب این طهارت و چه نسبتی بین انسان
و عالم وجود برقرار میکند و رابطه با خدا را چگونه
تطهیر میکند. فقط به این نکته در تتمه اشاره بکنم که در روز ظهور حضرت
که تطهیر میشود زمین از لوس کفر و شرک و هر گونه معصیت،
اوج توحید و پرچم توحید در اونجا محقق میشود
و این تحقق توحید در اون روز
تمام برکات ارز
به واسطه این توحید آشکار میشود.
و اگر تمام برکات ارز
به واسطه این توحید آشکار میشود،
این فقط ارز ظاهری نیست و فقط برکات ظاهری نیست.
در روایت دارد که این برکات ارز که در روز ظهور آشکار میشود استعدادهای مؤمنی نیست که
در أصلاب رجال باقی مانده بوده
و داع مؤمنون است که در أصلاب رجال است.
فرزندانیست که صالحاند.
اینها به تمام مرتبه صلاح میرسند.
یعنی تطهیر ارز از شرک و کفر باعث میشود که
تمام حقیقت استعدادی انسان در جهت کمالی به فعلیت برسد
و این میشه اون اوج مرتبه طهارت.
اوج مرتبه طهارت میشود به فعلیت رسیدن تمام استعدادهای انسانی
در حرکت به سوی خدا که این
بحث دیروز بود. بحثی که امروز به عنوان یکی از
دستورات سلوکی دیگه به عنوان عهد جمعی میخوایم داشته باشیم.
اینها رو عرض کردم ما اینجا پشت سر هم مجبوریم بگیم.
اما قرار بر این است که دوستان در
پیاده کردن این در همین گروههایی که قرار است این براشون گفته بشه و بیان بشه
به صورت ماهیانه یا هفتگی یا چهل روز هر کدام از این دستورات رو روش
تمرکز داشته باشند تا تثبیت بشه
و دوره به دوره اینها هر کدام انجام بشه.
منتها ما برای تحقق بیانیش مجبوریم که اینها رو
فعلا در این چند روزه که بیان کردیم
اینجور به پشت سر هم گفته بشه و حرفی باشد.
اما قرار است که انشاءالله دوستانی که
این بحث براشون گفته شده و میشود این
به صورت یک راهکار
عملی و در یک بازه زمانی
طولانی این تثبیت بشه هر کدام از اینها.
عنوان چهارمی که برای این عهد جمعی در این سیر و سلوک اجتماعی
برای دوستان انتخاب کردیم بحث
صلاة جماعت است. یعنی اینکه نماز انسان به جماعت گذاشته بشه.
منتها صلاة جماعت که میگیم،
مقصود ما از اینکه در تعبیر قرآن آمده أقيموا الصلاة.
أقيموا الصلاة که إقامة الصلاة است.
إقامة الصلاة فقط نماز جماعت نیست اما نماز جماعت نقطه آغازش است.
اگر در قرآن کریم آیاتی آمده است که وقتی اینها آمدند از
پیغمبر اکرم در مکه که بودند،
عرض کردند آقا ما تحت فشار
شکنجه مشرکانیم. به ما اذن بدید از خودمون دفاع بکنیم
و بگذارید ما هم مقابله به مثل بکنیم.
آخر شهادته، شهادت در راه خدا مطلوب ماست و میپسندیم.
حضرت فرمودند که كفّوا أيديكم
وأقيموا الصلاة. دست نگه دارید
در حالی که تحت در حقیقت فشار هستید و کم هستید، قلیل هستید اینجا و اکثریت با اونهاست و حاکمیت با اونهاست.
اما كفّوا أيديكم وأقيموا الصلاة.
اما در مقابل این برای آماده شدن برای جهاد،
دفاع و مستحکم شدن شما در ماندن و قدرت استقامت در مقابل فشار اونها ببینید
این میشه صبر فعال. یه موقع هست انسان منفعل است توی جمعی کاری ازش نمیاد، کاری نمیکنه، گوشه گیری میکند
پیغمبر نمیفرماید اگر قدرت ندارید گوشهگیری کنید، بخزید توی خانهها.
میفرماید نه، صبر فعال.
یعنی چی؟ أقيموا الصلاة.
رابطههای مؤمنین رو با هم گرمتر کنید.
اگر الان توی اقلیتی و فشار
با ارتباط مؤمنین با همدیگه و این ارتباط رو محکم کردن
میتوانید همون کاری که از جهاد میخواست بیاد در وقتی که اکثریت باشید
الان تو حالت اقلیت این اقامه صلاة این اثر ازش میاد
و اون نتیجهای رو که میخواید که قوت قلب است، استقامت است، ماندن در دین است،
رشد است، تبلیغ است، تأثیرگذاریست.
لذا میدیدید که این دستور پیغمبر است برای جامعهای که در اقلیتند.
كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ.
دست نگه دارید. ولی خب ابتلا به این
الان تو خیلی از گوشههای عالم امکانپذیره.
همه جا که مثل ایران نیستش که
اکثریت با این قضیه اقامه صلاة و نماز کار سادهای باشد.
خیلی از جاها همین خواندن نماز چقدر
مسجد رو آتش میزنن، بمب منفجر میکنند، حمله میکنند،
در فشار قرار میدن، چقدر خلاصه
سخت میگیرن برای اینکه تازه تو کشورهای متمدنش
تا اینکه این. پس یه نگاه این است که اقامه صلاة رو به عنوان یه حقیقتی که
ارتباطات جمعی ایجاد میکند.
ااا تو مرتبه دوم فقط داریم الان بحثش رو مطرح میکنیم تا انشاالله نتایجش رو بگیریم.
میفرماید که در وقت جنگ هم
وقتی که دارید میجنگید تو وقت قتال است، وقت
جنگیدن است. همون وقت هم آیاتی که وارد شده است.
میفرماید که همون آیات هم دارد در اینکه
تو همون حالت هم جنگ، در حالت جنگ هم اونجا هم اقامه صلاة بکنید.
مثلاً دارد که در وقت
ااا به اصطلاح جنگ دارد که در
سوره ااا به اصطلاح سوره
حج ااا و همچنین سوره نور
آیاتی که آمده بعضیش در قبل حین جنگ است بعضیش بعد از جنگ است.
اونی که در حین جنگ است میفرماید که
"وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ
آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ
لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ" شما رو در حقیقت چه کار بکنند؟
خلیفه خودش در زمین قرار دهد.
"كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ"
شما رو تمکین بدهد،
تمکن بدهد در ارض.
"دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَىٰ لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا".
بعد میفرماید که اگر این در حقیقت وعده رو خدا داده
"يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا"
عبادت من رو بکنید و شریک قرار ندهید.
"وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَٰلِكَ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ" این در اعتقاد
و بلافاصله دنبالش میفرماید که "وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ
وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ".
پس أقيموا الصلاة اگر در حقیقت تو حین
جنگ هم هستید و فشار هست
و وعده پیروزی هم به شما داده شده است،
اقامه صلاة در حین جنگ حتی دارد که در حین جنگ اگر نمیتوانید که
درست هم نماز رو بخونید در آیه دارد که
اینها در حقیقت چه کار بکنند؟ همون
دستور نماز خوف که اقامه صلاة از دوش انسان برداشته
نمیشود. که بعضیا در حقیقت چه کار بکنند؟
وایسن نماز بخونن بعضی در حقیقت مراقب باشن.
حالا اگر آیه اش رو پیدا کردم که مراقب باشن
تا در حقیقت چی باشد؟ تا نماز اقامه شود، نماز تعطیل نشود.
این هم یه نکتهی جالب است که میفرماید حالا الان آیه اش رو
در خدمتش باشیم. میفرماید که "فَإِذَا قَضَيْتُمُ الصَّلَاةَ فَاذْكُرُوا اللَّهَ
قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِكُمْ" که در حالت جنگه.
"فَإِذَا اطْمَأْنَنْتُمْ". وقتی که تونستید یه جایی پیدا بکنید که
اونجا امکان اطمینان بود برای اینکه نماز رو بخونید "فَإِذَا اطْمَأْنَنْتُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ".
در وسط جنگه، در وسط درگیریست.
"فَإِذَا اطْمَأْنَنْتُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ".
اینقدر این اهمیت دارد نشون میده این
نماز فرادا نه. "إِذَا اطْمَأْنَنْتُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ" اقامه صلاة بکنید.
نشون میده تو این مرتبه
"إِنَّ الصَّلَاةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَابًا مَوْقُوتًا" یک واجب همیشگیست،
یک واجب همیشگیست.
اونم به نحو چی؟ اونم تو این حالت
سخت به نحو در حقیقت جماعت و اقامه
که عدهای اسلحهشون رو بگذارن، عدهای در حقیقت اسلحه رو نگه دارن با همون وضعی که نماز خوف در جنگ خوانده میشود.
"فَإِذَا اطْمَأْنَنْتُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ".
این نشون میده که در وقت تقلت،
در وقت شدت که در حین جنگه
و در وقت راحت که بعد از جنگه.
"الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ
أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ".
بعد از اینکه اینها رو تمکن دادیم، اینها مستقر شدن، حاکمیت هم پیدا کردن،
کار اینها این است که "أَقَامُوا الصَّلَاةَ".
پس ببینید نگاه به
عهد جمعی که خدا قرار داده برای
قدرت قبل از استقرار
حین جنگ که در وقت شدته و در وقت راحت
دستوری که میدهد این است که به عنوان دستور جمعی و عهد جمعی
که در هر حالتی چه در جایی که قلیل باشیم،
چه در جایی که در شدت باشیم، چه در جایی که در راحت باشیم،
میفرماید آن چیزی که میتواند شما را حفظ کند، پیوند بزنه به همدیگه،
اون اقامه صلاة است. حتی دارد که
مثلاً نسبت به موسی سلاماللهعلیه وقتی بنیاسرائیل جریان
اِاِاِ بنی اسرائیل خیلی براشون سخت میشه فشارهایی که
اِاِاِ فرعون آورده بود و هنوز اینها
فرار نکرده بودن از اون رودخانه و از اون دریا عبور نکرده بودن،
امری که به اینها میاد "واجعلوا بیوتکم قبلة وأقيموا الصلاة".
خانههاتون رو روبهروی هم بسازید
و "أقيموا الصلاة". اونی که میتواند شما رو حفظ بکند در مقابل تمام سختیهایی که
اونا بر شما وارد میکنند چی هستش؟
ببینید اینا اگر ما به عنوان یک راه حل تو قرآن ببینیم،
دنبال راه حل تو قرآن باشیم، ببینیم راهکار اجتماعی ما
برای نجات چیه؟
برای تاثیرگذاری و اثرگذاری چیه؟
اگه دنبال اینیم. یه موقع هست دنبال یه چیزایی هستیم تا حالا نشنیدیم بگیم نه گفت تا حالا ما نشنیده باشیم اینو.
اما یه موقع هست یه چیزیست تا حالا شنیدیم عمل نکردیم.
یه چیزیست تا حالا شنیدیم میدانیم این رو به عنوان یه راهکار ندیدیم بلکه به عنوان یه دستور فقط
فضیلت دیدیم. فقط به عنوان یه امر خوبی که پیرمردهامون برن مسجد نماز رو بخونن.
اما اونجایی که میگه قبل از سرای آخرت، قبل از جنگ است اگر در غلت،
در وقت جنگ است در شدت،
بعد از جنگ است در راحت میگه هر کدام از اینها تو هر سه حالت
غلت و شدت و راحت
اگر اون چیزی را میخواهید که میتواند نجات دهنده باشد،
میتواند شما رو استقامت بده،
میتواند به عنوان یک عهد جمعی راهکار باشه تو هر سه حالت برای شما اقامه صلاة است.
اگر به این عنوان نگاه به صلاة بکنیم اون موقع فقط به عنوان یه فضیلت دیده نمیشه
بلکه این فضیلتیست که نجات دهنده است، راهکار است،
دستور الهی است. یعنی کأنه مثل این میماند که ما اگر الان اِاِ
امکان داشت از خدای تبارک و تعالی سؤال بکنیم آقا وضعیت ما این است،
اینگونه هستیم، حاکمیتی تشکیل دادیم در جمهوری اسلامی
یا فردی هستیم در خارج از جمهوری اسلامی در یه سختی هستیم
یا نه در حین جنگیم و شدت چه کنیم
که بتوانیم اون
سیر و سلوکمون رو ادامه بدیم به سمت شما حرکت بکنیم.
چه کنیم که راه به سوی شما رو بتونیم طی بکنیم؟
از چه راهی بیاییم؟ در هر سه حالت دستور صریح قرآن است.
دستور صریح قرآن است که "أقيموا الصلاة"
که اولین دستور اگر چند دستور هم آمده
اولیش همیشه چی بوده؟ اولیش اقامه صلاة.
بله در بعضی از جاها به مناسبت شرایط
میفرماید که به خصوص در
تعریف مؤمنین میفرماید که مؤمنین کسانی هستند که
اینها در حقیقت اِاِ به اصطلاح مؤمنین کسانی هستند که پنج خصوصیت دارند.
حالا اگر آیه رو پیدا کردم که پنج خصوصیت دارند.
خصوصیات مؤمنین است. در مقابل خصوصیات منافقین.
اون موقع در خصوص مؤمنین این رو میفرماید که "فأقيموا الصلاة
وآتوا الزكاة واتقوا
الله". ببینید خصوصیات مؤمنین این است
که اینها "أقيموا الصلاة وآتوا الزكاة".
این اون آیه نیست. اینجا هم البته این آیه هم دلالت بر حرف ما داره اما خصوص
مؤمنین این است "فأقيموا الصلاة وآتوا الزكاة
واتقوا الله هو مولاكم"
که این هم باز به عنوان دستور اولی اقامه صلاة است که دنبالش هم "آتوا الزكاة".
"أقيموا الصلاة" هم دلالت بر یه
رابطه الهی میکند که نماز به عنوان بهترین رابطه الهی در سیر و سلوک و "آتوا الزكاة" به عنوان رابطه بین مردم
یعنی پر کردن خلل و فرج.
یکی از بحثهای بسیار زیبایی که حالا ما اینجا تفر--
به اصطلاح فرعی مطرح میکنیم
ولی روش قابل بحث است این است که
اِاِاِ و شنیدم که مقام معظم رهبری هم رو این خیلی تاکید دارند
که میخوان انشاالله یه راهکاری راه بندازن براش یه برنامهای رو تدارک دیدن.
از دولتها ناامید شدن از اینکه هر دولتی میاد بالاخره ساز خودشو میزنه.
اما یه راهکاری رو، یه ساز و کاری رو در حقیقت چیدند.
انشاالله این انجام بشه. این "آتوا الزكاة" که خلل و فرج که باید پر بشود
که اون اِاِ شکافهای
شدید اجتماعی باید چی بشه؟
اگر اینها تا پر نشود، اون امت استحکام پیدا نمیکند.
اون شکافهای سخت. حالا یک شکاف همیشه باقیه.
اما اون شکافهای سختی که میتونه تنشزا باشه به خصوص که
اِاِ به اصطلاح توجه به طبقات محروم همیشه تحت شعاع
شعارگونه قرار میگیره. اما عملی کمتر مورد توجه قرار میگیره.
شنیدم که ایشون یک ساز و کاری رو دیده چند تا ارگان رو
که اینها هر کدام کارهای مستقلی داشتند رو مرتبط داره میکنه با همدیگه تحت یک مدیریت
واحدی قراره که انشاالله یه کارهای
عظیم عمرانی رو که
اِاِ در کنار کار دولت،
نه در مقابل دولت بلکه در کنار کار به عنوان کمک
و کمک به عنوان کمک که اونها حالا وقت نمیکنند، نمیرسند،
دولت گسترده شده از جهت بدن امکان این کارها براشون نیست
بتونن این شکافها رو پر بکنند.
در دنبال یه همچین کاری هستن که انشاالله
اِاِ نتیجه بده. خیلی
برنامهریزی شدهست. براش به اصطلاح
برنامه ریختن مدتی شروع کردن منتها
اِاِ تا آزماییش تا نتیجه بده و بتونن
اشکالاتش رو پیدا کنند ظاهراً گفتند تا چند ماه آینده انشاالله این رسم به اصطلاح رسمیتر هم میشه و
علنیتر میشه و کارهاشون.
این "آتوا الزكاة". خلل و فرج جامعه بین مؤمنین باید چی بشه؟
پر بشه و الا اگر اینا پر نشه همینها ساقط کننده
جامعه اسلامیه. همینها ساقط کنندهست که این هرچی با گفتن هم درست نمیشه
فقط هم با نصیحت درست نمیشه.
نصیحت هم بعضی اثر میذاره موعظه که این کار.
اما باید یه ساز و کار جدی.
این "أقيموا الصلاة" هم همینجوریست.
یعنی "أقيموا الصلاة" هم فقط با توصیه درست نمیشود
أقيم الصلاة هم باید براش ساز و کار تعریف کرد.
باید نشست براش طراحی کرد که إقام الصلاة
این اقامه فرهنگ نماز است
نه فقط نماز جماعت به پا داشتن.
گاهی این رو تعبیر میکنند که إقام الصلاة
فقط صلاة جماعت است. نماز جا--
نماز جماعت یکی از شؤون إقام الصلاة است.
إقام الصلاة یعنی فرهنگ نماز چی بشه؟
فرهنگ نماز اقامه بشود.
اگر فرهنگ نماز اقامه بشود، جامعه به سمت خدا حرکت میکند.
یعنی تو حرکتهای اجتماعی
سیر و سلوک سرعت پیدا میکند.
اگر در جامعهای روحیه جامعه إقام الصلاة باشد، یعنی اکثریت این اقا-- فرهنگ نماز باشد،
این روحیه تو جامعه باشد،
این سرعت تبدیل و تبدل تو حرکت به سوی خدا توش ایجاد میشه.
جا-- ببینید امام رحمت الله علیه کاری که کرد، انقلابی که ایجاد شد
حقیقت انقلاب احیای إقام الصلاة بود.
یک دفعه روحیه معنویتی که به مردم القا شد،
توجه به خدا که القا شد،
یه دفعه ببینید چقدر تغییر ایجاد شد.
غیر از اون وقتی بود که این همه مبلغ اینور اونور میرفتند تبلیغ میکردند،
از بسیاری از معارف میگفتند.
چقدر اثر داشت؟ بیاثر نبود اما چقدر اثر داشت؟
تا اینکه یک دفعه چی شد؟ إقام الصلاة به عنوان حاکمیتی محقق شد.
سلام الله علیه و رحمت الله. این نگاه که إقام الصلاة بخواهد باشد
تو جمعی که اقلیتاند هنوز حاکمیت ندارند.
تو جمعی که در حال جنگاند که اون وقت شدته.
تو جمعی که بعد از جنگاند میخوان چیکار بکنن؟
حاکمیت رو اونجا استوار بکنند.
تو تمام اینها این چیزیست که میتواند قوام اون جامعه رو،
ستون فقرات قوام جامعه باشد.
این ستون فقرات جامعه
همین إقام الصلاة است. به دستور قرآن به تعبیر قرآن که آیات متعددیست که حالا
ما همه شو نمیرسیم اینجا بیان بکنیم.
بله آیات زیادیست که حالا من بعضی از آیاتشو اینجا نوشتم.
دنبال اون آ- فقط در اوقات نیست دیگه؟
چی؟ إقام الصلاة فقط دیگه در اوقات مثل در اوقات نیست میخوان برای نماز؟
نه، نه این فقط در اوقات نیست اما در اوقات به عنوان
اون صلاة جماعت اون نقطههای مرکزی و بزنگاه هست
که حالا عرض خواهیم کرد که اگر انشاالله فرصت شد
که خود این اوقات الصلاة که پنج وقت قرار داده شده
هر کدام تأثیر ویژهای دارد.
یعنی جزو اون نقاط ثقلیست که غفلت ممکن بوده
شدیدتر بشود. خدای تعالی به رحمت رحیمیش
این اوقات ویژه رو برای اینکه این ستون فقرات
قائم بماند مثل غذا
که برای بدن در اوقات ویژهای قوام دارد بدن به اون اوقات ویژه تا غذا بخورد،
نظام روحی ما قوام دارد که در اون اوقات ویژه حتما این رابطه رو برقرار کند.
برای او این اوقات ویژه چی هستش؟
این اوقات ویژه ضروریه.
هر کدام اثری دارد. حالا بعد عرض خواهیم کرد اگر فرصتی شد.
اینگونه نیستش که آثارشون یک جوری باشد، یک جور باشد.
در مورد اون آیاتی که در رابطه با مؤمنانا در مقابل منافقان، در مورد منافقان تو سوره
در سوره توبه میفرماید آیه شصت و
هفت و شصت و هشت. المنافقون والمنافقات بعضهم من بعض.
بعضهم من بعض تعبیر
دقیقیست. یعنی اینها
بعضی رئیساند بعضی مرؤوس.
بعضهم من بعض. اما در رابطه با مؤمنین همین تعبیر رو ببینید.
تعبیر در رابطه با مؤمنین همین آیه که مقابل این چند آیه بعد میاد آیه هفتاد و یک.
والمؤمنون والمؤمنات
بعضهم أولياء بعض.
دقت بکنید در رابطه منافقین تعبیر چیه؟
بعضهم من بعض. بالاخره ریاست هست و اونا
سلسله مراتب هست. اما این سلسله مراتب شعوری نیست،
ولایت نیست. این سلسله مراتب اینها رو یکی نکرده-
شکل- اینها در حقیقت یه قاله که گسسته است.
این واقعیت نیست. بعضهم من بعض
هست اما أولياء بعض نیستند که ولایت و رابطه با هم داشته باشند تا وحدت ایجاد شده باشد.
در همین جا تو ادامه منافقون، المنافقون والمنافقات بعضهم من بعض.
خیلی تعبیرات در قرآن دقیقهها.
یعنی اینقدر دقت در تعبیر است که آدم هر چقدر تفحص بکنه و دقت بکنه میبینه که این کشش داره برای
به اصطلاح دستور العملها، معانی که ازش تاکتیک، استراتژی همه اینا توش در میاد.
یعنی فقط بحث یه نگاه
معنای ساده نیست. داره تاکتیک در حقیقت کار رو هم بیان میکند.
به ما نشون میده که نقطه ضعف اونا کجاست،
نقطه قوت شما کجاست، بر چه اساس شما باید بنا کنید.
شما أولياء بعض باید باشین.
بعضهم أولياء بعض باید باشند.
یعنی رابطه باید بر این اساس شکل بگیرد.
اگر میخواهد بعضهم أولياء بعض باشد
شکلگیری رابطه بعضهم أولياء بعض باید اونی که در مسند قرار میگیرد و اینکه تابع میشود چه را--
چه خصوصینی داشته باشند تا این ولایت معنا بدهد.
دقت میکنید؟ خیلی زیباست.
اون جایی که میگه بعضهم من بعض
میگه اونا امکان نداره ولایت بینشون.
اگر ولایت بینشون امکانپذیر نیست پس این نقطه ضعف اونها، نقطه هجوم ما هم میتونه باشه به اونها.
نقطه جذب اونها و ایجاد گسست در اونها تا اونها رو اصلاً بپاشیم تا به سمت ما جذب بشن هم میتونه باشد.
یعنی داره اینها رو تحلیل میکند در عین اینکه داره تبیین میکند، بیان میکند فقط تحلیل هم هست،
راهکار هم نشون میده. منتها جواد اینها رو در حقیقت دقت بیشتری کرد.
المنافقون والمنافقات بعضهم من بعض
يأمرون بالمنكر کار اینا این است که امر به منکر میکنند
"و ینهون عن المعروف
و یقبضون أیدیهم".
اینها خرج کردن براشون سخته.
خیلی باید به اصطلاح براشون
باید در قبال اون چیزی که میخوان بدن میخوان یه چیزی بگیرن.
راحت پول خرج نمیکنن که چیزی نگیرن.
اگر پول خرج میکنند در قبالش باید یه چیزی بگیرن.
ممکنه مقام باشه، ممکنه مقام باشه.
لذا اینجور نیستش که به راحتی پول خرج کنن.
"یقبضون أیدیهم" قبضیت دارن، دستشون بسته است.
یعنی هیچ خرج نمیکنند. اینجا بخل دارن.
"یقبضون أیدیهم نسوا الله
فنسيهم". خدا رو فراموش کردن، خدا هم اونا رو فراموش کرده.
"إن المنافقين هم الفاسقون" منافقین
فاسقاند. حالا فاسق معنیش رو
اگر فرصت شد عرض قائیم کرد. "بعد الله المنافقین والمنافقات والكفار
نار جهنم خالدین فیها هي حسبهم ولعنهم الله ولهم عذاب مقیم".
این خصوصیات منافقین. در مقابل این سه چهار آیه بعد خصوصیات مؤمنین رو میشماره.
یعنی دو تا در تقابل. ببینید شناخت همیشه
این هم از کارهای جدیه تو هر
حرکتیست که هم باید
خصوصیات کمالی راه رو شناخت
هم اونچه رو که انسان رو از راه دور میکند رو شناخت.
یعنی اون موانع راه، اون
به اصطلاح شیاطین راه را.
قرآن همیشه دو طرف رو می-میشناسونه.
یعنی هم انسان حب به کمال داشته باشد هم بغض
به نقص. نفرت نسبت به گناه.
دو طرف رو باید بشناسیم. طور فل اشیاء چی؟
به أضدادها، به ضدشون شناخته میشوند.
لذا بسیاری از اونجاهایی که حرکت ابتداییه،
ه-- شناخته در ناحیه ضد برای انسانها راحتتره تو ابتدای حرکت.
لذا میبینید که ابتدای حرکتها وقتی میخوایم هر حرکتی رو تبیین کنیم برای عموم مردم
شناخت به ضد به سرعت صورت...
لذا خدا هم صفات سلبیه دارد.
صفات سلبی عمدتاً برای مردم شناخته میشود.
اگر میگیم خدای تعالی عالم است بلافاصله برای تبیین عالم برای عرف مردم میگیم چی؟
"ليس بجاهل إذ لا جهل فيه"
یعنی هیچ جهلی در او راه ندارد.
"إذ لا جهل فيه" یعنی در حقیقت این هیچ جهلی-- این مردم اینو میشناسن.
جهل رو میشناسن. میگیم هیچ نوع جهلی در او راه ندارد.
چون به نحو اثباتی برای مردم شناخت علم مطلق
سخت است. میگیم "نور
لا ظلام فيه". نوریست که هیچ ظلمتی توش
نیست. هر نوری بالاخره م-- با یک ظلمتی مشوب و مخلوطه.
میگیم اون نور این مال این است که شناخت تو مرتبه
مؤمنینه در حقیقت عمداً با سلبه.
لذا اینجا هم خدای تعالی حالا صفات مؤمنین رو در مقابل منافقین داره بیان میکند تا بشناسن صفات منافقین چیه
تا صفات مؤمنین با سلبی که از اونها بود
و اثباتی که در اینجاست بهتر شناخته شود.
میفرماید که "و المؤمنون والمؤمنات بعضهم أولياء بعض
يأمرون بالمعروف وينهون عن المنكر".
اونها "ينهون عن المعروف" بودند.
"يأمرون بالمنكر" بودند. اینها نه.
خود این "يأمرون بالمعروف"
یعنی وجود این با نظام عالم
هستی چی هستش؟ تطابق دارد.
معروف یعنی اونی که در خارج از وجود این چی هستش؟
شناخته شده است و معروف است.
این "يأمرون" به او. یعنی به دنبال اون است.
یعنی این وجودش با عالم تطابق دارد.
او "ينهون عن المعروف" بود یعنی
وجودش با عالم تعارض دارد.
اونی که در هستیست با وجود منافق.
لذا خود همین این برای منافق هولناکه.
که وجودش دائماً با اون چیزی که حقیقت هستیه تطابق ندارد.
داره خلافش حرکت میکنه. لذا خوف منافق کم نیست.
باید پیش مو-مؤمنین یه جوری خودشو جلوه بده.
پیش در حقیقت کفار یه جوری نش-- ج-جلوه بده.
نه پیش منا-- مؤمنین راحته
نه پیش اونها. یعنی همیشه هول
این رو در روایت در آیه داشت که اینا همیشه میترسیدن که آیهای نازل بشه اینها رو رسوا بکنند.
یعنی این ترس دائمی رو داشتن که آیهای نازل بشود اینها رو چیکار بکنند؟
رسوا بکنند. بگه اینا منافقین هستن.
اینجا خصوصیاتشون رو میگه، به شخص نمیگه تا اینکه جای هدایتگری هم داشته باشد.
"يأمرون و ينهون عن المنكر و يقيمون الصلاة".
اونها در حقیقت تو خصوصیات
منافقین اقامه صلاة نبود.
نماز میخوندن اما اهل اینکه
اقامه صلاة بکنند یعنی نماز به پا دارن،
دنبال فرهنگ نماز باشن که به پا بشود،
زحمت و خدمتی در راه نماز بکشن، نه اینجوری نبودن.
اگر نمازی به پا میشد اینا نمازم میاومدن میخوندن به خاطر اینکه ظاهر رو هم چیکار بکنند؟
حفظ بکنند. اما اینجور نبود که اقامه نماز رو داشته باشن.
اینجا میفرماید که "يقيمون الصلاة ويؤتون الزكاة
ويطيعون الله ورسوله أولئك سيرحمهم الله".
اینها مورد رحمت خدا هستن. خب
حالا تبیین این دو تا دسته آیه
با اینکه خیلی هم جالبه ولی خب ما ازش میگذریم که
فقط همینقدر. که ما الان بحثمون در چیست؟
یکی از عهدهای جمعی که راهکاریست که خدا ارائه داده
برای اینکه در هر شرایطی
بتوانیم بهترین نتیجه رو بگیریم.
اگر تشکلیم، اگر گروهیم،
اگر فردیم، اگر در جایی در تنهایی هستیم
یعنی عدهمون کمه، اگر در جایی چی هستیم؟
عدهمون زیاده، اگر در جایی در حال جنگیم، اگر در جایی حاکمیت تشکیل...
تو تمام این شرایط میگه اولین دستور،
اولین اقدامی که میتواند
شما رو به سیر و سلوکتون مستحکم کند ادامه بدید اقامه صلاة است
این اقامه صلاة. اون وقت این اقامه صلاة چه نتایجی دارد؟
حقیقتش چیه؟ چجوری باید این رو اقامه صلاة رو تعبیر کنیم؟
البته بحث دقیقیست.
اصل این مسئله رو ما بپذیریم، به دنبال این باشیم.
بعد از اینکه اصل مسئله رو پذیرفتیم
و برامون مبین شد با-باور کردیم اون موقع نحوه این آیا فقط به نماز جماعت محقق میشود؟
آیا این است که باید نما-- مسجد بسازیم؟
آیا این است که تو خونه نماز جماعت بخونیم؟
تو خیابون بخونیم، تو پارک بخونیم؟
هر کدوم از اینا جای بحث خودشو داره که تاکتیک این کار چگونه باشد.
امام چگونه باشد؟ مأمومین چگونه باشند؟
نمازهای مفصل راه بندازیم یا نمازهای مختصر متکثر راه بندازیم؟
هر کدوم از اینا آسای دارد باید روش کار بشه.
یعنی اصل فعلاً تو اصل مسئله داریم بحث میکنیم که این به عنوان یه راهکار جدی برای چی هستش؟
برای حرکت الی الله هست که اگر کسی به دنبال این است
باید در حقیقت اصل مسئله را بپذیرد.
البته نحوه او قابل بحث است که تو مدرسه نماز بخونیم یا اگر مسجد نزدیک خونه تو مسجد بخونیم.
آیا یه نمازخانه تو مس-مدرسه راه انداختن در کنار مسجدی که نزدیک هست آیا صحیح هست یا صحیح نیست؟
آیا دستور هست یا نیست؟
آیا اولی هست یا نی-- هر کدوم از اینا جای بحث خودشو داره که از اون مسائل دقیقه باید روش کار کرد.
اینجورم نیست که حکم واحدی داشته باشد.
مسائل مختلفه نتایجش هم مختلفه.
حالا ب-- عرض خواهیم کرد بعضیش رو.
خب این هم یه نکته که بحث
نماز توی این جریان اقامه نماز به عنوان یه دستور اولی.
حالا آیات دیگه هم هستش که دیگه
از این آیات ما عبور میکنیم. بحثی که باز خلاصه ادام پیدا میکند تو نگاه روایی.
مثلاً ببینید برای اینکه مسئله رو یه خرده ساده بکنیم.
ااا یه کسیست به اسم جوهنی میاد خدمت پیغمبر اکرم اینو امام باقر علیه السلام نقل کرده است.
أَتَى النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ
فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّي أَكُونُ فِي الْوَادِيَةِ من تو یه بیابانی زندگی میکنم و تو شهر نیستم.
این جوهنی همون جوهنی هستش که
یه بار دیگه هم اومده پیش پیغمبر.
این گاهگاهی میآمده خیلی کم تو بیابون زندگی می-- گاهی میومده پیش پیغمبر
یه چیزایی میپرسیده حرفاشم حرفای حسابی بوده.
وقتی میاد پیش پیغمبر در-- مال
قبل از ماه رمضانه میگه من که مثل مردم نمیتونم بیام و برم که دائم مسجد شما.
بعدم شما میگی شبای قدر بین به اصطلاح
بیست و یکم و نمیدونم نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم ایناست که من نمیتونم همشو بیام.
من جام دوره. یه جوری به من بگید که خلاصه
اون کنه مطلبو خلاصه به من گفته باشید من همون یه شبو میتونم بیام.
میگن خلاصه یه چیزی پیغمبر به ایشون فرمود مردم نفهمیدن چی فرمود.
اما دیدن که جوهنی شبای بیست و سوم تو مسجد بود.
شبای بیست و سوم دیدن این هست. شبای نوزدهم و بیست و یکم نبود
اما شب بیست و سوم بود. از این میفهمیدن که معلوم میشه پیغمبر به این کدو داده چون این نمیرسیده و اینجورم بوده.
این همون جوهنیه که اونجا هم
یه همچین خصوصیتی در اونجا که لیلة الجوهنی که میگن خلاصه اونم همونجا از خصوصیت همونه.
که اینم همون جوهنی میگه بابا ما تو بیابون زندگی میکنیم.
ما که مثل شما نیستیم که مسجد بیاییم بریم شهر باشیم.
خلاصه شما میگی صلاة جماعت این همه خصوصیات ما چی کار بکنیم؟
اونجا میگه که
إِنِّي أَكُونُ فِي الْوَادِيَةِ وَمَعِي أَهْلِي وَوُلْدِي وَغُلْمَتِي یه عدهای بالاخره زن و بچهما،
یه عده هم خدمتکار داریم ما اونجا.
اینها در حقیقت تو بیابون داریم خلاصه چیکار میکنیم؟
گوسفندامونو میچرونیم و اینا. فَأُؤَذِّنُ وَأُقِيمُ
وَأُصَلِّي بِهِمْ من
اذان میگیم و اقامه میگیم و بعدم نمازو همه با هم میخونیم.
أَفَجَمَاعَةٌ نَحْنُ؟
آیا ما هم اون نماز جماعت که شما فرمودید این شامل حال ما هم میشه؟
فَقَالَ نَعَمْ حضرت فرمودن بله.
فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ هی جو نمیزنه.
إِنَّ الْغُلَمَ این خدمتکارا و اینایی که به اصطلاح تو
کار کارگرای ما هستن،
اینها در حقیقت کار براشون پیش میاد میرن.
وَأَبْغِي أَنَا وَأَهْلِي
فَأُؤَذِّنُ وَأُقِيمُ وَأُصَلِّي بِهِمْ أَفَجَمَاعَةٌ نَحْنُ اونا هم میرن ما هم چند نفره خودمون خونه میمونیم.
حضرت فرمود فَقَالَ نَعَمْ. قَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ
إِنَّ الْمَرْأَةَ خانمم هم گاهی کار براش پیش میاد.
تَذْهَبُ فِي مَصْلَحَتِهَا فَأَبْغِي أَنَا وَحْدِي
من تنهام میمونه. فَأُؤَذِّنُ وَأُقِيمُ فَأُصَلِّي أَفَجَمَاعَةٌ أَنَا؟
منم اینجوری که میخونم جماعته.
حضرت فَقَالَ نَعَمْ الْمُؤْمِنُ وَحْدَهُ جَمَاعَةٌ.
حالا این الْمُؤْمِنُ وَحْدَهُ جَمَاعَةٌ
از اون معرکه آرا شده.
هر کسی شیخ صدوق رحمت الله علیه، مرحوم مجلسی،
بزرگوارای دیگه، علامه فی-فیض کاشانی
خی-خیلی از اینا اومدن اینو تفسیر--
این که فرموده که
الْمُؤْمِنُ وَحْدَهُ جَمَاعَةٌ- با
امام اقتباس شده. حالا ببینید خیلی بحثه که این دنبال اقامه جماعت بوده
. دنبال اقامه جماعت بوده.
تعبیر این است که این ا-اذان و اقامه هم میگه در وقت روایت هم دارد که کسی که اذان و اقامه میگفت
اذان وقتی که میگه صفی از صفوف ملائکه که
شرق و غربش ناپیداست و با اقامه صفی از صفوف ملائکه که شرق و غربش ناپیداست چی میشه؟
این در حقیقت به پا میشود.
لذا خود بعضی گفتن به خاطر اذان و اقامه است که این جماعت محسوب میشود.
بعضی گفتن که نه خب این دنبال جماعت بوده در هر شرا-شرایطی.
یعنی از این-- منتها بیش از این امکانپذیر نیست.
چون بیش از این امکانپذیر نیست
نیت این مسئله رو داره و دنبال اقامهاش هم بوده حتی اگر اینجا راهی نبوده و تنهایی میخونه جماعته.
غیر از اون که اقامه و اذان دارد.
بعضی هم گفتن که نه سلام علیکم ورحمة الله.
مؤمنی که به نماز میایستد اینو مرحوم مجلسی گفته
گفته وجوهی در مسئله است.
سومین وجهش این است که
"ان المؤمن اذا صلى تكون صلاته مع حضور القلب
و اذا كان القلب متوجها الي" اگر قلبش متوجه است در حالت حضور است
"تبعه سائر الجوارح"
بقیه جوارحش هم تابع قلب میشن
در حضور. یعنی دیگه انسان آرامش پیدا میکند جوریست که
دیگه اونجا همه تابع این حضور قلباند.
لقول صلى الله عليه و آله و سلم "لو خشي قلبه لخشعت جوارحه
فيتحقق في بدنه جماعة"
اینو مرحوم مجلسی نقل میکنه که در مراعات اللغوط.
میگه همین مقدار در حقیقت چی هستش؟
همه بدنش اقتدا کردن به قلبش.
خیلی حرف دقیق و زیباییست.
که "يتحقق الجماعة" منتها "يتحقق في بدنه
جماعة" در همین بدنش خود جماعت چی شده؟
محقق شده. منتها این مال شرایطی بود که
امکان جماعت بیرونی هم دیگه
نبودا. نه اینکه امکان جماعت بیرونی بود و بعد بشینه تنهایی بخونه بگه جماعتم اینه.
نه. اینو حالا داریم روایت که پیغمبر اکرم
خیلی روایت تند و در حقیقت تیزیست که
تند و تیز بله. منافق هم همینجور از آن رواده اینجور نمیشه.
یعنی ملاک هم قبل از همه روابط ارتباطی
مؤمن یعنی باهای دیگه مؤمنند تو رابطه با آفرینده قرار میگیره.
ما میگیم با این دو ین که گفتیم "اقام الولایه اتقمت الصلاة" یعنی مؤمنه اینجا به معنای خاصش.
عرض کردم که خود حقیقت
نماز که به پا شدنش تمرین ولایته.
لذا مؤ- منافق از اقامه صلاة عوا میکند
یا اگر صلاة ظاهر هم اقامه میکند جوری میکند که اون ولایت توش نیست.
یعنی اون روح حقیقت نماز،
حقیقت جماعت مال اون ولایت.
مال این است که اصلاً میخواد اعتمام
در حقیقت و این ولایت پذیری تو نماز تمرین بشود.
یعنی یه دستگرمیست تو نماز جماعت تا.
لذا ببینید احکام جماعت در وقت تعارض قبلًا این رو یه جلسه عرض کردیم.
در وقت تعارض احکام جماعت با احکام
نماز کدام مقدم میشود عمدتا؟
احکام جماعت. با اینکه خود روح نماز فرادا هم همونجور که روایت دارد روحش ولایت است.
اما احکام جماعت ظهور ولایتش اشد است.
ببینید نماز و جماعت دو تا چیزند.
یه نماز است، یه جماعت. درسته؟
قالب خاصیست دیگه. فرادا داره، جماعت داره.
لذا تو جما- نماز میگیم اگر که
رکنی سهوا یا عمدا اضافه شود
یا کم شود حتما نماز یه
باطله. اما در جماعت می فرمایند که نه،
اگر سر بلند کردید از سجده
دیدید امام رو سجدهست و شما میرسید به سجده در، به امام رو درک میکنید
باید برگردید به سجده امام رو درک.
اگر میدونید نمیتونید تا برید اون ممکنه باشه، اون نه اونجا نه.
اما یقین دارید که ذکر امام رو میشنوید.
میبینید که امام هنوز در حقیقت چی هستش؟
این ذکر ادامه دارد و میرسید.
شما باید برگردید در حقیقت و ای و
زیاد شدن رکن هم خللی در نماز ایجاد
نمیکند و عمدی هم هست تازه.
چون حکم جماعت اینجا بر او غلبه دارد.
این از اون احکام جمعیست.
آقای بحجت روی این خیلی مانور میدادن
که این چقدر اهمیت جماعت بر جری-- خود اصل نماز که رکنه.
این نگاه اگر تو نظام وجودی که همون ولایت پذیری شکل بگیره
یک نگاه و یه کلیده، فقط یه حکم نیست.
یه نگاه ایجاد میکند
که چقدر انسان باید تو
نظام ارتباط جمعی شرح صدر داشته باشد با مؤمنین.
تو ارتباطاتش چقدر باید تحمل رو بالا ببرد
تا تخالف کمتر بشود،
تا تعارض کمتر بشود.
لذا همون تعبیری که میفرمود "بعضهم اولياء
بعض" توی رابطههای مؤمنین هر چیزی که اینو استحکام ببخشه تو این عهد جمعی لازم است.
این نماز به عنوان یه دستگرمی برای این کارو خدا قرار داده که سعی بکنند.
حالا این عهد جمعی اگر قرار گذاشتن نماز جماعت بخونن لزوماً اینگونه نیستش که همه یه جا آدم نماز بخونه.
نه حتی اگر قرار عهد کردیم که نمازمون به جماعت باشد هر کدوم جایی بودیم
همونجا اقامه نماز رو داشته باشیم.
این اثری که در
عهد جمعیست که همه در یه زمان واحد کار واحدی رو میکنند،
اون نتایج اولياء بعض، بعضهم اولياء بعض رو محقق میکنند.
یعنی بعضهم اولياء بعض فقط در یه جای مکان واحد نیست.
لذا آقای خوشبخت خدا رحمتش کنه یه دستور العملی داد تا بعضی از کارا تو.
ایشون فرمود که تو زمان واحد
همه با هم هر جا که هستند
اگر یه کار واحدی رو انجام بدن هر چند مکانشون واحد نباشد،
اون اثر واحد محسوب میشود و اون
جمع واحد محسوب میشن. جمع واحد محسوب میشن.
هر چند زمانهاشون، مکانهاشون چی باشه؟
متفاوت باشد ولی زمانشون واحد توجه دارند که تو این ساعت تو این لحظه همه با هم یه کاری رو دارن انجام میدن.
بله دیگه. نوعی توسل، نوعی کاریست که
اگر همه با هم تو یه زمان واحدی، تو یه شرایط این کار رو انجام بدن،
این در حقیقت اینها رو با هم مرتبط میکنه و یه روح واحدی
ایجاد میکند. پس برای اینکه اون حقیقت
توسعه منی که تو جلسات دوم، سوم بود بیان شد خدمت دوستان که
من شامل اگر بخواد ایجاد بشود راهش این است که چی بشه؟
راهش این است که از این منهای
فردی جدا بشیم. راه جدا شدن از منهای فردی، یکی از دستورات واضحی که دین برای این تدارک دیده و اصرار کرده
خیلی رو اون در حقیقت بیان دارد.
حالا روایت اگه باب را-- اصرار دارد بحث صلاة جماعته است.
جمع شدن مؤمنین کنار همدیگه
امام داشتن، تابع بودن و این
وحدت. بعد میفرماید که این جماعت ببینید چقدر زیباست.
میفرماید که اگر نماز جماعت به پا شد،
صف اول با صفوف دیگه مختلفه.
یعنی اونجا میفرماید که تعبیر دارد که اگر مردم میدونستن در صف اول
چه ثوابی در اون هست سبقت میگرفتن
برای اینکه به صف اول برسن. خب مسلم است کسی که امام میشود
اشد از صف اول است.
صف اول تابع امام داره میشه.
پس ببینید اگر خدا عنایتی میکند به کسی
درست که گفتن هر کسی جلو وای نستد، وای نستاد
هر کسی جلوی صف نیایستد.
اما اگر به ما گفتن که هر صفی جلو نیایستد نگفتن که نماز هاتونو به جماعت نخونید.
حتی اگر یه جایی میبینید که روحانی، عالم، متقی نیست
چی کار میکنیم؟ یه کس دیگری رو باید جلو بندازن بین خودشون عادلترینشون رو.
بله اونی که فسق آشکار نداشته باشد.
لذا جماعت باید لذا اونی که میگه صف بعد تعبیر میفرماید اونی که تو یمین صف اول است
با اونی که تو یسار صف اول است تفاوتش مثل نماز جماعت به فرادا است.
چطور نماز جماعتی که یک نفر مأموم باشد اونم نه تو مسجد یک نفر مأموم باشد.
ببینید اینا همه داره نقطههای اتصالی رو بیان میکنه ها.
اگر کسی یه نماز جماعت میخوندن یه نفر مأموم بود بیست و چهار یا بیست و پنج برابر یا بیست و هفت برابر.
حالا ذیل مختلف. بیست و پنج برابر
ارزش این نماز است نسبت به نمازی که فرادا خونده بشه.
هر رکعتش بیست و پنج برابر ارزشمند است.
اگر یک نفر شد دو نفر نسبت یک دفعه مضاعف میشه.
سه نفر تا میرسه به ده نفر.
دیگه چی هستش؟ خارج از حد احساس.
میفرماید اگر این اقتدا تو مسجد انجام شد،
اونم مسجدها با هم متفاوته.
اگر تو مسجد عادی یا مسجدی که جامع است یا مسجدی که در حقیقت
مثلاً بیت الله هست، مسجد
النبی است، هر کدوم اصلاً
ضریب پیدا میکند. بعضیاش هزاران رکعت، بعضیا صدها هزار.
همه روایت دارن. یه رکعت این مطابق مثلاً صد هزار رکعت.
اینها یعنی سر-- اینکه مطابق صد هزار رکعت او یعنی چی؟
جمع شدن یعنی سرعت سیر رو داره زیاد میکند.
نه اینکه میگیم ثوابش زیادتره. یعنی بعداً یه چیزی بهش میدن، دو قد کشمش بهش میدن.
یعنی کسی که تو این رابط سیر رو آغاز کرده،
این سرعت نماز فرادا
یک کیلومتر در ساعته. اگر در نظر بگیریم معیار
سرعت نماز جماعت دو نفره میشه بیست و پنج کیلومتر در ساعت.
بیست و پنج برابر. اگر دو نفر شدن این مضاعف میشه.
اگر تو مسجد شد غیر قابل.
نوشته حالا اینا رو حالا اگر شد روایشو میخونیم.
اگر تو فلان مسجد، اگر تو فلان،
اگر یکی یکی میره هی چی میشه؟
همه اینها یعنی سرعت وصوله.
سرعت حرکته. یعنی این که میگه این مطابق این ثواب دارد
ثواب اعتباری نیست.
در نظام الهی همه چی حقیقیه.
اگر همه چی حقیقی شد یعنی سرعت سیر متفاوته.
قطعاً انسان وقتی میداند مقصد نامتناهیه
با سرعت یک کیلومتر بخواد بره
خیلی خسران کرده دیگه. کی میرسه؟
تا به سرعت بیست و پنج برابر او
تا بعد برسه با سرعتهای صدها هزار کیلومتری.
چقدر متفاوت میشه این مسیر نامتناهی رو با این سرعتها.
خب اینم یه بحثی که
خود مسئله رو عرض کردم.
حالا بفرمایید. بله. حالا روایت خیلیه.
حالا من نمیدونم کدوماشو برسیم برای خدمت دوستانم بخونیم.
همش هم جالبه. بذارید همین که حالا از باب چیز شروع کردیم همین که ر...
نماز صفوف رو گفتیم بذارید حالا همین از صفوف رو بگیم که
آخر سر میخواستیم بگیم این رو.
بله. میفرماید که
اه بسم الله الرحمن الرحیم.
اه کسی که اه
نماز جماعتها بیست و پنج برابر.
"من صلّ الخمس فی جماعة فظنّوا به خيرا" اگر کسی در جماعت خوند او رو دیگه چی بدونید؟
"ظنّوا به" گمانتون به او خیر باشد.
هر چند که در حقیقت چیز دیگری بیشتر از این نمیدانید.
میفرماید که عن الرضا
علیه السلام "إنما جعلت الجماعة لئلا يكون الإخلاص والتوحید و الإسلام و العبادة لله إلا ظاهراً مكشوفاً مشهورا".
ببین چقدر زیباست. میخواد اخلاص آشکار بشود.
اسلام آشکار بشود.
توحید آشکار بشود.
عبادت آشکار شود. این آشکار شدن یعنی چی؟
یعنی سنت بشه. ببینید نماز وقتی تو فرادا خونده بشه و تنهایی
شوق در ایجاد
ایمان در دیگران رو کم میکند
و ایجاد شوق نمیکند. وقتی نماز به جماعت خونده میشه میان عدهای با همدیگه نماز میخونن.
این شوق به ایمان چی میشه؟
بیشتر میشه. لذا اسلام
ظهور پیدا میکند. اخلاص ظهور پیدا میکند چون نماز واجب است.
تو نماز واجب در حقیقت اگر که یه بار بخوان اینو بخونن تظاهر ممکنه توش.
اما اگر این دوام پیدا کرد که دائماً باشد دیگه حالت اخ--
ریا توش چی میشه؟ هی رو به ضعف میره.
ریا مال اونجایی است که آدمو ندیدن، نمیشناسن.
اگر یه جا ببیننش میگن عجب اینم نماز میخونه براش...
اما یه کسی که دائماً حاضره و
میاد میره نماز براش عادت شده، همه میشناسن.
دیگه نمازی تو نماز خوندن برای او دیگه ریا نیست.
دیگه اون جماعت خوندن برای... لذا میگه اخلاص همینجا آشکار میشود.
"ظاهراً مكشوفاً مشهورا لأن فی إظهاره
حجة على أهل الشرق والغرب لله وحده".
من به دوستان دانشجو گاهی میگفتم که بچهها نماز که میخونید تو دانشگاهها،
مسجدهای دانشگاه گاهی چی هستش؟
نمازخانههاشون یه کناریه
چون جا نبوده میخواستن یه جای بزرگی باشه، جا
بعدا هم اضافه شده چون قبلاً نبوده از قبل از انقلاب بعدا اضافه شده عمدتاً یه جاهایی که
اون تو، تو وسط مجموعه جا نیست،
یه حاشیه ای تو دانشگاه همه جا اینجور نیست البتهها.
بعضی دانشگاهها تو حاشیه است. لذا میبینید که اینا که میخوان برن هم سخت رفتن تنبلی میکنند
هم کسی نمیبینه کی اونجا نماز میخونه.
خیلیا اهل نماز هستن اما یه تلنگر میخوان چی باشه؟
جماعت بیان. بهشون میگم اون
نماز خوندن تو اونجا رو داشته باشید.
اما هفتهای یه بار بعضی روزها که هوا خوبه،
مناسبه، جا رو بندازید تو یه جاهایی که هم سد معبر نیست هم تو ملاع و منظره
دیده میشود که معلوم بشه
نمازخونها کم نیستن. لذا ببینید
خدا هم تدابیرش خیلی زیباست.
میفرماید بعضی نمازها رو اصلاً برید زیر
آسمان بخوانید. این خودش یه تفریحه
که بزنن بیرون پیاده برن.
بعدم میگه از اون راهی که رفتید نماز از اون راه برنگردید از یه راه دیگه برگردید.
یه تفریحه. ببینید نماز رو میکنه یه خودش یه پیکنیک.
در عین اینکه عبادته خداست،
یه صفایی توش ایجاد میکند که عادت نکنید حتما همیشه فقط و فقط تو مساجد بخواد باشد در این که مساجد
عظمت دارد حالا عرض خوام کرد.
این نحوه اثرگذار است.
یه هجرت رفت و برگشتی
دیده بشود. حضور پررنگ است.
مردم دارن میرن نماز. ببینید مثلاً نماز جمعه اگر با حضور پررنگ برن بیان یا نماز اعیاد
خود همین رفت و برگشت.
من به دوستان گاهی تو دانشگاه میگم بچه ها
مؤمنین نرن همه یه اتاق رو بگیرن یا اتاقهای واحد بگیرن.
بعد میبینید که یه گوشه رینگی خودشونو بردن توی
خوابگاهها. بعد میبینید بچههای دیگه مثلا جاهای دیگه هست.
گفتم اتاقهاتونو جاهای مختلف بگیرید، رفت و آمد کنید که ببینن بچههای مذهبی میرن میان حضور دارن،
رفت زیاد نشون داده میشید
تا اینکه یه گوشه خوابگاه رفتید همه با هم کنار هم گرفتید، رفت و آمدی هم نیست، همونجا خزیدید
کاری هم به بقیه.
نه اگر جاهای اخوا- اتاقهای مختلف باشید ولی برید و بیایید و دیده بشید این خودش تاثیر میذاره تو محیط.
این خودش محیط، محیطو چیکار میکنه؟
آرام-- خلاف رو هزینهبر میکند.
ببینید اینا راهکارهاییست که
استفاده میشه. اینکه هر روز پنج وعده،
سه وعده نماز جماعت خوانده بشه، مردم برن به سمت مسجد، بیان از مسجد.
اونم مسجد رو به ما گفتن تو یه
محوری تو شهر قرار بدید که مرکزیت شهر باشه که همه از همه اطراف به سمت این چیکار میکنن؟
محلات حرکت میکنن که این رفت و برگشت تطهیر ایجاد میکند، که مؤمنین
مسیرهای رفت و برگشتشون در نماز رو این رفت و برگشت حضور پررنگ مؤمنین است.
اینوقت این باعث میشه چی بشه؟ میفرماید که این
به ص- لِأَنَّ فِي إِظْهَارِهِ حُجَّةً عَلَى أَهْلِ الشَّرْقِ وَالْغَرْبِ.
این حجیت ایجاد میکنه. ببین اگر این سبک زندگی
با این نگاه رواج پیدا بکند،
این نگاه رواج پیدا بکند،
چقدر آثار میتونه داشته باشه.
حضور رو ما باید خودمون آغاز بکنیم تا کمکم با این نگاه سوقش بدیم.
این رو در حقیقت پررنگش بکنیم.
معلوم میشه این ساعت کسایی که دارن حرکت میکنن میرن و بر میگردن، اینا مسجدیها هستن تو شهر.
این آشکار میشه. این صدا– این اگر آشکار شد هزینه گناه تو اون شهر چی میشه؟
بالا میره. هر کسی جرات نمیکنه.
وقتی هزینه بالا رفت اون شهر به سلامت نزدیکتر میشه، به طهارت نزدیکتر میشود.
ببینید اینا آثار رفت و بیای.
یعنی اینا آس- یه سری آثار درونیست که با خدا رابطه برقرار میکند.
یه سری آثار بیرونیست که دیگران را جذب میکند.
یه سری آثار دیگریست که دیگران هم چی میشن؟
منع از فحشا و خلاف براشون ایجاد میشود
با این حضور پررنگ. اینا همه از آثار مسجد است.
تظاهرات نماز. بله دیگه.
اینم خودش یه تظاهرات. خدا خواسته تظاهرات ایجاد کند با نماز،
رفت و برگشت و حتی دارد یه کسی میاد پیش پیغمبر اکرم عرض میکند آقا
من کورم. شما میفرمایید که باید بیایم مسجد.
من کورم. من نی-- کسی نیست منو گاهی بیاره.
مثلاً نماز صبحه تاریکه کسی نیست بیاره منو.
اون حضرت فرمودن از مسجد تا خونهت طناب ببند.
یه ریسمانی ببند که اون ریسمانو بگیری دستت صبح مثلا یا وقتی که کسی نیست ریسمان.
نگفت خب تو دیگه عیب نداره. نمیگه تو دیگه عیب نداره حالا تو بالاخره م-مجوزه.
در بعضی از روایات داره کسانی که عمداً مسجد نمیرن پیغمبر دستور میداد که خونهشون رو آتیش بزنن.
بعضیا رو دستور میداد خونهشونو خراب کنن.
که حالا روایاتش هم متعدده که حضرت آیت الله گلپایگانی استفاده میکردن که این حکم فقهی هست
ازش در میاد نه فقط یه دستور خاص پیغمبر باشه.
یعنی یه دستور حکم فقیه.
که حالا اینم- بله. سه بار فرمودین.
سلام. حالا اونجا، اونجا بعضا خلاصه دارد که کسی که عمداً نمیاد ط-طارک است.
خب این هم یه نکته است که حالا میگم تو هر جهتی.
بعد یکی از نکاتی که این است که
هر نمازی، هر نمازی حالا من اینا
روایات خیلی زیاده. همش هم
مثلاً همین روایتم دلم نمیاد نخونم.
حالا نسبت به همون روایته.
جا نَفَرٌ مِنَ الْيَهُودِ إِلَى رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ فَسَأَلَهُ
آَعْلَمَهُمْ عَنْ مَسَائِلَ.
اون عالمترینشون از یه س-مسائلی پرسید فَأَجَابَهُ تا اینجا.
أَمَّا الْجَمَاعَةُ در مورد جماعت فَإِنَّ صُفُوفَ أُمَّتِي كَصُفُوفِ الْمَلَائِكَةِ.
تعبیر صُفُوفَ أُمَّتِي كَصُفُوفِ الْمَلَائِكَةِ خیلی زیباست.
صُفُوفِ الْمَلَائِكَةِ چگونه است؟ صُفُوفِ الْمَلَائِكَةِ آنچنان همپوشانی و اتحاد دارند
چون اونجا ارتباط مادی نیست.
کنار هم مادی نیست که خلل و فر--
ارتباط ملائکه با همدیگه اتحاد است.
عینیّت ایجاد میکند.
وحدت و-- لذا ملائکه تمایزشون به چی معلوم میشه؟
به کارشون، نه به ذاتشون
خیلی زیباست ها. تمایز ملائکه به فعلشونه نه به ذاتشون.
میگه صفوف مؤمنین در جماعت مثل صفوف ملائکه.
یعنی جماعت برای اینا یه حقیقتی ایجاد میکنه
که اینها رو به یه وحدتی میرسانند.
همون اولیاء بضد بعض اولیاء بضد.
به یه ولایتی میرسانند که درسته که اینا کثیرند اما این کثیر تو این حالت واحدند.
لذا یه امام هست و همه مأموم و همه یه حالت دارن.
هر کی نگاه میکنه یکی میبینند.
این تمرین یکی شدنه.
این تمرین وحدت است. خیلی زیباست.
صفوف اینا همه جا دارد. "صفوف ان صفوف امتی كصفوف الملائكة"
در جماعت "والركعة في الجماعة أربع وعشرون ركعة كل ركعة أحب إلى الله عز وجل من عبادة أربعين سنة".
یعنی اون کاری که عبادت چهل سال میخواست ایجاد بکند یک رکعت
نماز جماعت اهب از این است.
عبادت فردیه اثر دارد اما میگه یک رکعت چون عبادت جمعی اون روح ولایت رو داره ایجاد میکنه.
پس ما باید تو نماز جماعت دنبال پیاده کردن اون روح ولایت باشیم که چه جوری روح ولایت تو نماز باید پیاده بشه.
اقامه نماز یعنی تحقق همون روحیه ولایت.
همون در حقیقت چی هستش؟ تحقق آرمان ولایت.
اون وحدت. تحقق وحدت بین مؤمنین.
تحقق. حالا این برای خودش راهکار پیدا میکنه.
تو مسائل اقتصادی یه جور میشود.
تو مسائل اجتماعی یه جور میشود. تو مسائل سیاسی یه جور میشود.
تو مسائل روحی و روانی یه جور.
هر کدوم از اینا باید بشینیم راهکارشو کد رو بدست بیاریم.
کد مسئله رو که مقصود چیه.
بعد بشینیم روش فکر کنیم که از این چه راهکارهایی به دست میاد.
بعد دنباله دارد که "اما يوم الجمعة" میگه این مال جماعت بود.
"اما يوم الجمعة فيجمع الله فيه الأولين والآخرين للحساب"
میگه روز جمعه اگر گفتند نمازهای مساجد باید تبدیل بشه به یه نماز جمعه.
این مال این است که تو روز قیامت روز جمعه محل جمع اولین و آخرین است للحساب.
لذا کأنه وقتی که مؤمنین از مساجد مختلف
در روز جمعه جمع میشن تو محل جمعه و نماز جمعه و مصلای جامه این نه به اصطلاح نازله ای از اون جمع شدن در...
یعنی اینکه چرا در قیامت جمع میشن همه با هم؟
چرا در قیامت همه با هم جمع میشن؟
میگه علتش این است که هر عملی از هر کسی تو اعمال همه اثر دارد که اینو الان نمیرسیم دیگه مفصلش رو.
هر عملی از هر کسی تو اعمال همه اثر دارد.
اگر میخواهد جزاشو بگیره باید همه حاضر باشن تا جزا این عملشو بگیرند.
لذا تو روز قیامت باید حشر چیه؟
يوم المجموعه. يوم الجمع است.
همه باید جمع شن و همه باید اونجا مجموع باشن تا اثر عمل این تو همه مردم.
میگه روز جمعه ارتباطات روز جمعه که بعد از جماعت میرسه به جمعه میگه مال این است که تمرین کنن اثرگذاری جمعی را.
اثرگذاری جمعی رو تمرین دارن انجام میدن تا بدانن چه جوری میشه هر عمل من در گذشته و
آینده و در اعمال دیگران اثرگذار است.
این آمدن در جمعه خیلی بحثای جالبیه.
نمیدونم من میتونم- یک شهر اثر داره بله دیگه.
یعنی این تو یه شهر است که تمرین است.
بعد تو نماز عید اعظم از این میشود.
بعد میبینید که میاد تا میرسه مثلاً به عید قربان که در مثلاً
آ آ حج باید مثلاً اونجا همه پشت سر رسول خدا نماز بخوانند مثلاً در اونجا.
یا با توجه به اینکه امام زمان در کار است و الان حاضر است این نماز رو اقامه بکنند.
اینا خیلی زیباست که حالا
دیگه بقیش رو از این عبارات حالا باشه بماند.
آ آ نمیدونم دیگه حالا همه اینا
بحثایی است که خود این کسی که صف اول است ارتباطی که از او گرفته میشود،
کسی که صف اول است نمازهای بعدیا که از او ارتباط گرفتن چی هستش؟
به حساب اینم نوشته میشه. لذا صف اول ثوابش غیر قابل احساس.
چون هرکی بعدیا نماز میخوانن از این اتصال گرفتن که این از امام اتصال گرفته.
غیر از اون که نماز امام چه نمازی است و نماز مأموم چه نمازی است.
نماز اونا که صفوف اولن که این ارتباط رو اونها ایجاد کردن.
لذا میگن خوب است که
سبقت بگیرن بر صف اول.
مسابقه بگذارند و سبقت بگیرن.
حتی میگفت با شمشیر سبقت بگیرن.
این حالا با شمشیر یک
در حقیقت آ آ بیان تصابق است که چه جور اینقدر عرض اگه میدونستن با شمشیر.
این نشون میده که چقدر یه عمله، یه نماز آدم داره میخونه.
اما اونجایی که صف اول است و بقیه ارتباط از او میگیرند یا صف اول نیست چقدر متفاوت میشه.
دیگه حالا مثلاً یه روایت این است که "من حافظ علی الصف الأول" کسی که
بر صف اول بودن تو جماعت محافظت کند "والتکبیرة الأولى"
یعنی نظر نمازش دیر اختتا کند.
از همون تکبیرة الأولى چی باشد؟
اختتا کرده باشد لا به شرطی که "لا یؤذي مسلما".
نه اینکه دیر رسیده
پا بذاره رو سر کله همه بده بره صف اول از جونم نیست یه جوری خودشو جا بده.
خدا آ آ سلامتی بده به آستاد
جاویدی گفت یه کسی خلاصه آمد صفی از قبل تشکیل شد کسی آمد به زور خودشو جا داد تو صف.
این به زور جا دادن مساوی شد با اینکه یکی هم از صف خارج شد.
یعنی دیگه جا نبود. اون بلند شد بنده خدا کفشش هم زد زیر بغلش و رفت.
هیچی هم نگفت. آقای جوادی فرموده بودند اجری که او برد
با اینکه از قبل آمده بود، جا گرفته بود،
غیر قابل قیاس بود با اینکه آمد و اینجور خودش رو در حقیقت جای
زوری قرار داد و اونم خارج-- هیچی هم نگفت.
اگه برمیگشت یه چیزی میگفت اینجور نبود اما هیچی هم نگفت رفت خلاصه حالا عقب جایی پیدا بکنند در اونجایی که.
یعنی این نگاه که بیاد "حافظوا علی الصف الأول و التک--
لا یؤذی مسلما" به شرطی که
باعث اذیت نباشد "اعطاه الله من الأجر ما يعطي المؤذنون في الدنيا والآخرة".
حالا این چه نسبتی بین اینهاست؟
جای باز شدن داره. مؤذنون.
مؤذن یعنی کسی که مردم رو دعوت میکند به نماز.
یکی از مقیمین صلاة مؤذن است که حالا اجر مؤذن میگن یه سر و گردن در محشر از همه بالاترند.
یعنی اینها جزو کسانی هستند که سر برافراشتن چون مردم رو دعوت به نماز میکردند.
مؤذن مقامش خیلی عظیم است.
لذا اینجور نبود که حالا یه بچه رو بذارن الا عیب نداره بچه هم باشه ها.
اما سعی میکردند اشراف و اون کسانی که
با تقواترین هستند اینا بشن مؤذن.
اون با ایمانترینها میشدند مؤذن.
یعنی شاخصترینها میشدند مؤذن چون مقام از سبقت میگرفتند بر مؤذن بودن.
الان دیگه مؤذن بودن کار چی هستش؟
کار مثلاً حالا هنوز تو بعضی مساجد هستند که مثلاً میبینید که پیرمردهایی با ایمانش مثلاً اذان میگن.
البته اذان دعوت کردن هرچی صدا
در حقیقت و ایمان. لذا دارد که
پیغمبر کی رو فرستاد برای اذان اولین بار؟
بلال رو فرستاد. گفتن آخه این
سین و شین و سین میگه به جای اشهد 说 میگه اسهدو.
نمیتونه اشهدو زبونش گیر داشت بلال.
پیغمبر اون سین بلال از شین شما بهتره.
یعنی اون ایمانش بالاتره.
اون ایمان ملاک دعوته.
خب حالا دیگه من ها- ترنیات باعث دعوت بقیه میشه.
اصلاً اینا هر کدومش زیبایی توش داره.
صف اول زودتر آمدن مراقبه در خودش ایجاد میکند،
در دیگران اثر میگذارد.
حال در حقیقت نماز اون
خیلی آثار دارد. ارتباط دیگران از اوست.
لذا تمام اینها چی هستش؟ هر کدوم یه اثریست که
یه روایت دیگه ای از امام کاظم است.
إن الصلاة في الصف الأول كالجهاد في سبيل الله عز وجل.
خودش یه جهاده چون زودتر باید ببره از کاراش
از دیگران از تعلقاتش بیاد اونجا بنشینه وقت بگذاره.
كالجهاد یه جهاد دیگه خود این ماندن و آمدن و چون زودتر میاد معمولا دیرتر هم میره.
این توجه به نماز بیشتر پیدا کرده
و همچنین دیگه در حقیقت حالا روایات زیاده دیگری.
بله. خود انتظار- خود اینا هر کدام بله دیگه حالا روایات مخت-زیاد داریم.
بعدم میگه نگاه کنید به امام جماعتتون.
امام جماعت کسیست که میخواد شما رو حرکت بده ببرد.
ائمتکم وافدکم الی الله.
ائمه، امام جماعتها شما رو میخوان راه بندازن ببرنتون به سوی خدا.
فانظروا من توفدونا فی دینکم و صلاتکم.
ببینید کی میخواید در حقیقت همراه شما رو برداره ببره.
ببینید کیه. فانظروا من توفدونا فی دینکم و صلاتکم.
که کی رو در حقیقت شما بهش اقتدا کردید.
من صلى خلف عالم فکأنما صلى خلف رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم.
چون العلماء ورثة الأنبياء اگر عالم وارث انبیاست من صلى خلف عالم فکأنما صلى خلف
رسول الله. بعد خلاصه دیگه خیلی روایتی منم دیگه احال رفتم.
ولی این بحث رو به عنوان یک
عهدی ببینیم. خیلی بیاناتش موند و روایاتش موند.
نمازها- بله دیگه حالا هر نمازی هم یه اثری دارد.
اونام بود. یه دسته روایاته تو وسایل که نماز صبح جماعت اثر خاصی دارد.
نماز به اصطلاح مغرب یه اثری دارد.
اگر کسی نماز مغر-صبحش رو و عشاش رو تو مسجد بخواند یه اثر ترکیبی دارد.
ظهر یه اثر. هر کدوم از اینا آثار خاصی هم دارد که تو روایت آمده.
ان شا الله خدای تعالی ما رو
موفق بکنه و شر شیطان رو و وسوسههاش رو از ما دور بکنه که این توفیقات رو
از دست ندهیم. به ما توفیق بده باور بکنیم اینا راسته.
اگر باور کردیم اینها راسته اون وقت به سادگی از دست
نمیدهیم. لذا توفیق بده که توی عهد جمعی
اینها رو تمرین بکنیم تا تثبیت بشه
و با این تثبیت شدن تأثیر در بقیه هم بگذاره و
سنتی که ایجاد میکنیم دیگران هم تابع ما بشن و اینها جزو عمل اونها عمل ما هم محسوب بشه.
اولینها تو این کار تو جاهای دیگه باشیم و سنتگذاری ان شا الله بکنیم.
ان شا الله خدای تعالی ما رو در عهدای جمعیمون
موفق بکنه. توفیق بده که این عهدای جمعی رو به ثمر و نتیجه برسونیم ان شا الله.
والسلام علیکم ورحمة الله وبركاته.
اللهم صل على محمد وآل محمد.
فعلاً ظاهراً خلاصه
بحث حالا خیلی مونده. من نمیدونم من خبرشو به آقای واعظی میدم.
امروز چون حالم خوب نیست اگه بخوام امروز تصمیم بگیرم میگم دیگه تمام شد.
اما امروز چون خ-خیلی سرحال نبودم از صبح امروز
بگذارید من خدمت جناب آقای واعظی عزیز خبرشو عرض میکنم
که اگر قرار شد چند جلسه دیگه بحثهای بعدی
که مونده رو اگر قرار شد انجام بدیم ان شا الله چون مونده یه سری چیزهایی که
لازم هم هست. بحث عالم نیات مونده که یه
بحث مهمیست. بحث حقیقت شیطان مونده که یه بحث مهمیست.
چند تا از مراقبهها مونده که اینها .
جلسه قبل
جلسه بعد