ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 004

یادداشت تدوین

ترجمه‌های فارسیِ درج‌شده زیر عبارات عربی، توسط مدل تهیه شده‌اند و جزء سخنان استاد نیستند. متن عربی آیات از منابع معتبر درج شده است.

ادامهٔ بحث مبانی تدبر

این مسئله همین است. ببینید اصلاً یک بحثی در روایات داریم؛ احادیثی در مجموعهٔ احادیث اهل‌بیت علیهم‌السلام هست که به آن‌ها می‌گویند احادیث عرضه. عرضه. عرضه یعنی چه؟ یعنی آنچه را که از اهل‌بیت برای ما نقل می‌شود، ما مکلفیم آن را عرضه کنیم به قرآن.

احادیث عرضه از معدود روایات متواتر

احادیث عرضه جزء معدود احادیث متواتر ما هستند. فرق حدیث متواتر را با خبر واحد می‌دانید دیگر.

خبر واحد به حدیثی می‌گویند که یک سند منفرد دارد. می‌گوییم فلانی از فلانی، از فلانی، از فلانی، از فلانی، از فلانی، تا می‌رسد به امام معصوم. به این می‌گویند خبر واحد. یعنی یک رشته این خبر را وصل می‌کند به امام معصوم. یک رشتهٔ واحد وصلش می‌کند به امام معصوم. به این می‌گویند خبر واحد.

متواتر یعنی خبری که نه یک نفر از یک نفر، از یک نفر، از یک نفر؛ بلکه صدها نفر، از صدها نفر، از صدها نفر، از صدها نفر. در تمام طبقاتِ نقلِ این حدیث آن‌قدر جمعیت وجود دارد که یقین می‌شود کرد این جمعیت بر یک سخن دروغ با همدیگر جمع نمی‌شوند، توانایی نمی‌کنند. یقین حاصل می‌شود. این را می‌گویند خبر متواتر.

ممکن است حدیثی که یک رشته وصلش کرده به امام، شما بالاخره در جاهایی‌اش شک کنید. اما حدیثی که یک مجموعه، صد تا رشته وصلش کرده به امام، صد و پنجاه تا رشته وصلش کرده به امام، دیگر این حدیث قطعی است که امام گفته.

ما حدیث متواتر که قطع و یقین بیاورد خیلی کم داریم، خیلی کم داریم. بقیهٔ احادیث ما خبر واحدند و در صورتی حجت‌اند که کل آن مسیر درست باشد، همه عادل باشند، همه شناخته‌شده باشند. می‌شود حدیث حجت، حدیث صحیح.

اما مثلاً یک جایی از آن رشته قطع شده باشد، می‌گوییم حدیث مرسل. یک جایی از آن رشته ارتباطش به امام قطع شده، ضعیف است. یک جایی از آن رشته آدم‌هایی هستند که آن‌ها را نمی‌شناسیم. حدیث تنزل پیدا می‌کند؛ یا آن‌ها را به بدی می‌شناسیم، حدیث ضعیف می‌شود. یک آدم پیدا بشود در یک رشته‌ای که این آدم فاسق بوده، کل آن حدیث دیگر اعتبار حجیت ندارد. حدیث ضعیف می‌شود.

ما در حدیث متواتر که دیگر اصلاً نمی‌شود دربارهٔ سندش هیچ بحثی کرد، قطعی است، چند تا دانه بیشتر نداریم. یکی‌اش همین احادیث عرضه است.

مضمون احادیث عرضه

اهل‌بیت فرموده‌اند حرف‌های ما را، آنی که از ما به شما نقل می‌کنند را، به قرآن عرضه کنید. اگر موافق قرآن بود بگیرید؛ ما گفتیم. اگر مخالف قرآن بود بگویید ما نگفتیم، ما نگفتیم آن را، آن از ما نیست. حالا بعضی از تعابیر سنگین است که بزنید به دیوار.

یکی از نقل‌های مشهور عرضه چنین است:

«إِنَّ عَلَى كُلِّ حَقٍّ حَقِيقَةً وَعَلَى كُلِّ صَوَابٍ نُورًا فَمَا وَافَقَ كِتَابَ اللَّهِ فَخُذُوهُ وَمَا خَالَفَ كِتَابَ اللَّهِ فَدَعُوهُ» (الکافی، ج ۱، ص ۶۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بر هر حقی حقیقتی است و بر هر درستی نوری؛ پس آنچه با کتاب خدا موافق بود بگیرید و آنچه با کتاب خدا مخالف بود واگذارید.

و در خطبه‌ای از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم آمده است:

«أَيُّهَا النَّاسُ مَا جَاءَكُمْ عَنِّي يُوَافِقُ كِتَابَ اللَّهِ فَأَنَا قُلْتُهُ وَمَا جَاءَكُمْ يُخَالِفُ كِتَابَ اللَّهِ فَلَمْ أَقُلْهُ» (وسائل الشیعة، ج ۲۷)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای مردم، آنچه از من به شما برسد و با کتاب خدا موافق باشد من آن را گفته‌ام، و آنچه به شما برسد و با کتاب خدا مخالف باشد من آن را نگفته‌ام.

از پیامبر گرامی اسلام نیز نقل شده است که بعد از من افراد زیادی به من دروغ نسبت خواهند داد. هر چیزی را که از من به شما گفتند شما باور نکنید. الان یک نفر از در وارد بشود بگوید آقا حضرت آقا فرمودند فلان. شما تحقیق نمی‌کنید که راست می‌گوید، دروغ می‌گوید؟ اگر یک خبر مهمی باشد تحقیق می‌کنید، بررسی می‌کنید: کی می‌گوید، از کجا؟

اهل‌بیت علیهم‌السلام فرمودند حدیث ما را به قرآن عرضه بدارید.

اگر قرآن را جز با حدیث نفهمیم، عرضه چگونه ممکن است؟

من سؤالم این است: اگر ما قرآن را نمی‌فهمیم جز با خود حدیث، چطور می‌توانیم حدیث را به قرآن عرضه کنیم و بفهمیم درست است یا غلط؟ جواب بدهید به این سؤال. چطور ممکن است؟

لذا اخباری‌ها که قائل به حجیت قرآن نیستند و همیشه می‌ترسند که قرآن انحراف ایجاد بکند، لذا اخباری‌ها به احادیث عرضه که می‌رسند می‌دانید آخر این احادیث چه می‌گویند؟ با اینکه اخباری‌ها حدیث ضعیف را می‌گیرند بعضی وقت‌ها. اما به این حدیث متواتر که رسیدند می‌دانید چه می‌گویند؟ می‌گویند که علمش را به اهلش وامی‌گذاریم. ما نمی‌فهمیم یعنی چه.

آه این چه شد آخر عزیزم؟ شما می‌گویی من اخباری‌ام. این هم که اهل‌بیت خودشان گفته‌اند. این هم خبر است، آن هم متواتر، خبر واحد هم نیست. خبر متواتر قطعی و یقینی است. می‌گوید علمش را می‌سپاریم به اهلش. ما نمی‌فهمیم. ما نفهمیدیم چه شد. یعنی هر طور شده قرآن از گردونهٔ معرفت باید برود بیرون.

آخر چرا؟ چرا؟ اگر قرار بود ما فقط، فقط با روایت به قرآن راه پیدا کنیم و راه دیگری خود قرآن قابل فهم نباشد، پس اصلاً دیگر نیازی نبود مردم را به قرآن ارجاع بدهند و دعوت کنند. همین از اول پیغمبر خدا می‌فرمود آی مردم من بین شما اهل‌بیتم را گذاشتم بروید سراغ آن‌ها.

می‌گویند یعنی ما نمی‌فهمیم، هیچ‌کس نمی‌فهمد دیگر. آن‌ها خودشان اهلش‌اند دیگر. اهلش یعنی اینکه ان‌شاءالله امام زمان ظهور کند بگوید یعنی چه. یعنی این. یعنی ماها که نفهمیدیم چه شد. ان‌شاءالله امام زمان علیه‌السلام ظهور کند و بفرماید.

چالش امروز: قرآن را می‌فهمیم یا نمی‌فهمیم؟

ببینید این مسئله تبدیل به یک چالش شده امروز. یک چالش. آقا ما قرآن را می‌فهمیم یا نمی‌فهمیم؟

قرآن کتابی است پر از آیات روشن و قابل فهم. همهٔ قرآن روشن و قابل فهم است. اما قرآن، خود قرآن می‌فرماید:

«هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ» (آل عمران/۷)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): اوست که این کتاب را بر تو نازل کرد؛ بخشی از آن آیات محکم است که اساس کتاب‌اند و بخشی دیگر متشابه‌اند. اما کسانی که در دلشان کژی است، از متشابه آن پیروی می‌کنند تا فتنه بجویند و تأویل آن را بطلبند. تأویل آن را جز خدا نمی‌داند؛ و راسخان در علم می‌گویند به آن ایمان آوردیم، همه از جانب پروردگار ماست. و جز خردمندان متذکر نمی‌شوند.

یک سری آیات هم در قرآن متشابه‌اند. متشابه یعنی نمی‌فهمیم؟ نه. معنایش این نیست که نمی‌فهمیم. یعنی وقتی می‌خواهی پیاده‌اش کنی کلی راجع بهش سؤال هست.

مثال آیهٔ سرقت: ظاهر روشن، اجرای پرسؤال

یک آیه را می‌گویم؛ حالا عذر می‌خواهم بگذارید این آیه را به این شکل بگویم.

«وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمَا جَزَاءً بِمَا كَسَبَا نَكَالًا مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ» (مائده/۳۸)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و مرد دزد و زن دزد، دستشان را ببرید؛ کیفر آنچه کرده‌اند و عقوبتی از جانب خدا. و خداوند عزیز و حکیم است.

مرد دزد و زن دزد دستشان را قطع کنید. حالا من می‌خواهم به این آیه عمل کنم. من بابام، بچه‌ام دزدی کرده می‌خواهم دستش را قطع کنم، می‌توانم؟ سؤال. چرا می‌گویی نه، از کجا می‌دانی؟ مادر می‌تواند دست بچه‌اش را برای دزدی قطع کند؟ پدر می‌تواند دست بچه‌اش را برای دزدی قطع کند؟ یا فقط کار حاکم است؟ این یک سؤال.

حالا می‌خواهد قطع کند. از کجا قطع کند؟ سر انگشتانش را بزنم؟ بند اول، بند دوم، کل چهار تا انگشت، دست از مچ، از ساعد، از آرنج، از بازو، کل کتف را بزن بینداز پایین. از کجا؟

چه دزدی حالا؟ چجور دزدی؟ چقدر دزدی؟ طرف گرسنه‌اش بوده یک نان کش رفته. بگیریم دستش را قطع کنیم یا نه؟ طرف طمع کرده صندوق ذخیرهٔ ارزی یک کشور را خالی کرده. این را چه کار کنیم؟

ما می‌خواهیم بگوییم آقا جان وقتی پای اجرا می‌رسد کل این یک مسئله است. مخاطب «والسارق والسارقة فاقطعوا أیدیهما» کیست؟ کدام دزد؟ قطع دست از کجا؟ با چی؟

آن‌قدر با این حلبی، این داعشی علیه‌اللعنه زد روی دست بدبخت، آن‌قدر زد با زجر و شکنجه دستش را از اینجا قطع کرد گرفت دستش. الله اکبر. الله بزند به کمرت. از کجا این‌جوری تفسیر کردی تو قرآن را؟

زیغ قلب و پیروی از متشابه

می‌فرماید «وآخر متشابهات». «فأما الذین فی قلوبهم زیغ»: این‌هایی که مرض دارند، انحراف دارند در قلبشان، «فیتبعون ما تشابه منه». همین دوپهلوهای قرآن را می‌گیرند، همین مسائل تفسیربردار قرآن را می‌گیرند، تبعیت می‌کنند. چجوری؟ «ابتغاء الفتنة وابتغاء تأویله». فتنه‌جویی می‌کنند. امت مسلمان را از مسیر امامش جدا می‌کنند و بعد تأویلش را دنبال می‌کنند.

یعنی چه تأویل؟ تأویل یعنی همان خروجی مصداقی بیرونی. یعنی می‌خواهند یک تحققی به آن مسئله بدهند غیر از تحققی که مد نظر کیست؟ خداست.

از یک قرآن دو دین می‌توان ساخت

از همین قرآن می‌شود در خارج یک دینی ساخت که هر کس ببیند حالش به هم بخورد. مثل دین داعشی‌ها. مثل دین طالبان. مثل دین سلفی‌ها. مثل دین این آل سعود خبیث. که قرآن بخواند اما از آن طرف بیاید مردم مظلوم و بی‌پناه یمن را بکشد به آن وضع. این همه مدت، این همه ماه و سال روی سرشان بمب بریزد. غذا نگذارد به این‌ها برسد، دارو نگذارد به این‌ها برسد. به نام اسلام، به نام قرآن.

از همین قرآن هم می‌شود دینی را محقق کرد که زیباترین، عادلانه‌ترین، حکیمانه‌ترین، عالی‌ترین، مترقی‌ترین دین قابل تصور برای بشریت است.

این دین را کی می‌تواند از قرآن محقق بکند؟ معصوم. پیغمبر اکرم. امام معصوم جانشین او.

سایهٔ امام در عصر غیبت

اگر رسیدیم به دوران غیبت، محرومیم. اما می‌توانیم سایه‌اش را، پرتویش را از پشت ابر، از پشت ابر می‌توانیم پرتویش را داشته باشیم. از زبان کی؟ فقیه جامع‌الشرایطی که علمش عالی، تقوایش عالی، درایتش عالی، شجاعتش عالی، هوای نفسش مهار شده.

یک فقیه این‌جوری را بگوییم شما به ما بگو اگر امام زمان بود چه می‌کرد؟ او هم برمی‌گردد می‌گوید من که به قطع یقین نمی‌دانم ولی به حسب قواعد، به حسب آیات و روایات این. و ما حرف او را گوش می‌دهیم تا وقتی که امام زمانمان تشریف بیاورند.

و این کار هم فقط مخصوص دوران غیبت نیست. در دوران حضور معصوم هم این اتفاق افتاده.

نمایندهٔ امام حسین علیه‌السلام در کوفه

مگر اباعبدالله الحسین علیه‌السلام می‌خواست از مکه بیاید به سمت کوفه مگر نماینده نفرستاد؟ مگر نمایندهٔ حضرت معصوم بود؟

حالا این کسانی که از نمایندهٔ حضرت تبعیت نکردند و بیعتشان را با نمایندهٔ آن حضرت شکستند، به چه حجتی؟ به این حجت که گفتند آقا الان دیگر جان در خطر است، امنیت در خطر است. این هم که معصوم نیست شاید دارد اشتباه می‌کند. حالا فردا ما را می‌دهد به کشتن. پس فعلاً بنشینیم تو خانه‌هایمان تا خود آقا تشریف بیاورند.

نشستند تو خانه‌هاشان. نمایندهٔ امام را گرفتند سر او را بر ایوان دارالعماره جلوی چشم مسلمانان، بعد از اینکه هجده هزار نفر با او بیعت کرده بودند، تنها سر او را از بدن جدا کردند. گفتند وصیتت. گفت فقط می‌خواهم بگویم به حسین بگویید مسلم می‌گوید نیا.

چه شد؟ همین مردمی که شیعه هم بودند، منتظر امام معصوم نشستند و ولی او را و نائب او را تنها گذاشتند. همین مردم دیدند امام آمد به کوفه ولی روی نیزه‌ها. تا به خودشان بیایند سر امام را تو کوچه‌ها دیدند.

حالا بگوییم چرا؟ چون این‌ها نتوانستند بفهمند که بابا مسئلهٔ پیروی از امام معصوم، مسئلهٔ پیروی از امام معصوم تعطیل‌بردار نیست. حالا امام معصوم یک وقت خودش مستقیماً دستت به او می‌رسد، یک وقت غیرمستقیم. ولی باید او اسلام را پیاده کند.

الان دوران غیبت هم همین است. اگر ما می‌رویم دنبال ولی فقیه چون می‌خواهیم امام ما اسلام را پیاده کند. نمی‌خواهیم خوانش‌های غلط و قرائت‌های غلط از اسلام بیاید در واقع با تفسیر به رأی و با کج‌اندیشی دربارهٔ وحی الهی بیاید یک نگاه غلط را تو جامعه جا بیندازد.

قرآن کتاب ولایت است، نه کتاب خطرناک

حالا بین آن و این مانده‌ایم. یعنی یا باید کلاً بعضی‌ها این‌جوری فکر می‌کنند یا باید قرآن را ببندیم. قرآن نعوذ بالله کتاب خطرناکی است؟ نه. قرآن کتاب خطرناکی نیست. قرآن کتاب ولایت است.

اگر کسی با قرآن همراه باشد قطعاً — امام باقر می‌گوید ها، من نمی‌گویم. استاد این سخن را به امام باقر علیه‌السلام نسبت داد که اگر شیعیان ما در قرآن تدبر کرده بودند در فضیلت ما شک نمی‌کردند، در برتری ما شک نمی‌کردند. در منابع مشهور حدیثی همین مضمون از امام صادق علیه‌السلام خطاب به مفضّل چنین آمده است:

«يَا مُفَضَّلُ لَوْ تَدَبَّرَ الْقُرْآنَ شِيعَتُنَا لَمَا شَكُّوا فِي فَضْلِنَا» (بحار الأنوار، ج ۵۳، ص ۲۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای مفضّل، اگر شیعیان ما در قرآن تدبر کرده بودند، در فضیلت ما شک نمی‌کردند.

مسئله این است. تدبر در قرآن. قرآن عهد بین امام و امت است. جدی بگیریم قرآن را. فکر نکنیم قرآن نعوذ بالله یک کتاب ظلمانی‌ای است که باید از آن ترسید. بله باید از نفس ترسید. باید از تفسیر به رأی ترسید. اما قرآن کتاب هدایت است. کتاب نجات است برای کسی که در این کتاب تدبر بکند.

پایان مرور مبانی و آغاز سورهٔ انشقاق

خیلی خب. مطالب در تمام سرفصل‌هایی که گفتم مطالب نیمه‌تمام‌اند. یعنی این سرفصل‌ها فقط یک مرور کلی بر مبانی تدبر و نگاه تدبری به قرآن کریم است. از اینجا به بعد می‌خواهیم وقتمان را اختصاص بدهیم و ان‌شاءالله سورهٔ انشقاق را شروع بکنیم.


پاورقی تدوین: متن حاضر بر اساس پیاده‌سازی ماشینیِ گفتار (ASR) تدوین شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل تهیه شده‌اند و جزء سخنان استاد نیستند. متن عربی آیات از منابع معتبر درج شده است. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های جانبی و صداهای غیرمرتبط با سخنرانی استاد حذف شده‌اند. این نسخه فاقد Segments است.