ددرس‌گفتارها

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

الحمد لله رب العالمين وصلى الله على سيدنا ونبينا حبيب اله العالمين ابا القاسم المصطفى محمد.

اللهم صل على محمد وال محمد وعجل فرجه وعلى آله الطيبين الطاهرين ولعنة الله على أعدائهم أجمعين من الآن إلى قيام يوم الدين.

عرضم به خدمت شما در فضای کلاس اگر سوالی براتون پیش میاد مثلاً می‌بینید بنده بحثی رو مطرح می‌کنم شما متوجه منظور من نشدید و وقتی متوجه منظور نمیشه آدم ادامه بحث ممکنه دیگه دریافت نداشته باشه.

گویا یه خلایی پیش میاد.

این خلاء تا آخر کلاس اثر خودشو میگذاره.

ما این حقو برای شما قائلیم.

همونجا دست بلند کنید بنده فرصتی باز می‌کنم سؤال کنید بنده توضیح بدم تا ابهام برطرف بشه راجع به عرض خودم.

اما یه وقت نظری دارید یعنی نظری دارید غیر از نظری که ما تو کلاس مطرح کردیم.

حالا یا در تفسیر مطالعه کردید، در ترجمه مطالعه کردید یا به ذهن خودتون مطلبی رسیده.

اینا هم ارزشمنده.

در جلسه قبلی خواستم که برای مطالبی که به نظرتون میرسه یه فرصتی به خودتون بدید.

یعنی لازم نیست تو کلاس همون لحظه نظرتون رو بیان کنید.

یه فرصت به خودتون بدید برید تو خونه یه بار دیگه مطالعه بکنید، بررسی بکنید.

اگر تشخیص دادید که باید من در جریان قرار بگیرم لازمه که بدونم.

اونوقت به شکل حالا فایلی که دوستان سؤالاتی که در اختیار ما قرار میدن یا کتبی به من میرسونید و منم انشاالله به اندازه بضاعتم جوابگو هستم.

اگر یه وقت شما مطلبی رو بگید که من ببینم، من می‌تونم ردش کنم، نمی‌تونم قبولش کنم.

صادقانه همین حرفو بهتون می‌زنم.

میگم شما مطلبی رو فرمودید تشکر.

من فعلاً نه ردش می‌کنم نه قبول.

اگر ببینم مطلب درسته قبول می‌کنم.

ببینم مطلب اشکال داره.

اشکالی را که به ذهنم میرسه عرض خواهم کرد.

خیلی شفاف و خلاصه رو راست.

به این شکل انشاالله برنامه جلو میره.

پس بنابراین از این به بعد تو کلاس فقط در صورتی که ابهامی براتون پیش بیاد، چی بود این مطلب؟

متوجه نشدیم شما چی گفتی؟

مثلاً گفتی الف لام جنس.

جنس یعنی چی؟

مثلاً گفتی فلان آیه معنیش این میشه، من نفهمیدم.

یه بار دیگه میشه توضیح بدید؟

این جور سؤالات.

راجع به معنی کلمه.

راجع به نمی‌دونم معنی آیه.

و انشاالله به تدریج اینا رم کم می‌کنیم.

یعنی ما باید بریم به سمتی که شماها خودتون با مطالعه کافی خیلی از این مسائل رو حل بکنید.

و این مسائل خیلی از سؤالاتی که تا به حال من تو این دوره جواب دادم سؤالاتی که با یک مراجعه ساده مثلاً می‌بینید بعضاً قابل حله.

آدم می‌تونه به جوابش دست پیدا بکنه.

خب قبل از اینکه سوره اعلا رو شروع بکنیم بگذارید در سوره مبارکه طارق جمع‌بندی سیاق دومو که گفتیم ارتباط دو سیاق درسته؟

ارتباط دو سیاق رو در سوره مبارکه طارق با هم بحث کنیم و بعد انشاالله سوره اعلا رو آغاز بکنیم.

سوره مبارکه طارق همونطور که حضور ذهن دارید یک سیاقش متشکل از دو مطلب بود.

دو تا فراز اصلی داشت.

فراز اول در سیاق یک مسئله حفظ نفس بود.

حفظ نفس.

"إن كل نفس لما عليها حافظ" که توضیح دادیم منظور نگه داشتن روح انسانه بعد از مرگش.

از کجا مرگ رو آوردیم اینجا وسط؟

با توجه به آیات بعدی.

تو آیات بعدی که خدا فرمود "إنه على رجعه لقادر" مشخص کرد که فضای بحث فضای پس از مرگه.

پس این "إن كل نفس لما عليها حافظ" درسته همیشه خدا نفس رو حفظ میکنه.

ولی این تأکید برای اینه که بدانید حتی اگر بمیرید بازم نفس شما حفظ می‌شود.

روح شما از بین نمیره.

حفظ نفس با اون رویکرد بعد از مرگش.

خب.

مطلب دومش درباره قدرت خدا، قدرت خدا بر بازگرداندن جسم انسانه.

یعنی اینکه بعد از مرگ وقتی جسم انسان دفن میشه و به خاک تبدیل میشه، خدا قدرت برگردوندن اون را دارد.

"إنه على رجعه لقادر" اینجا آیه اصلی "إن كل نفس لما عليها حافظ" اینجا آیه اصلی "إنه على رجعه لقادر".

گفتیم این دو تا با هم میشه معاد روحانی و جسمانی.

یعنی قرآن میخواد بگه مرگ پایان روح و فنای مطلق جسم نیست.

روح حفظ می‌شود، جسم برمی‌گردد.

پس معاد هم روحانیه هم جسمانی.

این سیاق اول.

سیاق دوم ابتدا با یه مقدمه‌ای تأکید کرد که "والسماء ذات الرجع والأرض ذات السد" این یه قسمی بود، تأکید کرد بر این مطلب که "إنه لقول فصل".

خب چی "لقول فصل"؟

همین.

اینکه "إنه لقول فصل وما هو بالحزل" همانا آن قول فصل است که حق و باطل را بگید جدا می‌کند "وما هو بالحزل" و شوخی نیست.

این آن، این هو، این ضمیر "إنه" این چیه؟

چی قول فصل است؟

خب بعضیا میگن قرآن.

قرآن بله قول فصله.

اما الان ما داخل یک سوره هستیم.

دنبال فهم ارتباطی هستیم.

الان خدا یک چند آیه قبل‌تر یه حرفی زده.

گفته آقا معاد هم روحانیه هم جسمانیه.

الان که میگه "إنه لقول فصل" مصداق بارز قول فصل همون معاد روحانی و یعنی معاد روحانی و جسمانی که ما در سیاق قبلی ثابتش کردیم "لقول فصل".

معیاری که حق و باطل را تو مسئله معاد جدا میکنه اینه "وما هو بالحزل" و شوخی هم راجع بهش نداریم.

اتفاقاً چون ضمیر "إنه" برمی‌گرده به معاد روحانی و جسمانی، به همین خاطره که ما می‌تونیم درک بکنیم چرا خدا سوگند یاد کرد به "والسماء" بگید "ذات الرجع والأرض ذات السد".

ببینید "والسماء ذات الرجع والأرض ذات السد".

قسم به آسمان که می‌باراند.

قسم به زمین که می‌رویاند.

این باریدن و این رویاندن یه پدیده‌ایه که دلالت می‌کنه بر چی؟

بگید، معاد.

چون "إنه لقول فصل" این هو معاده، ارتباط قسم و جواب معلوم میشه.

این هو اگر معاد نبود، اون وقت این قسم هم اینجا تناسبش با جواب قسم چندان معلوم نبود.

خب چه ربطی داره که "والسماء ذات الرجع والأرض ذات السد".

قرآن به طور کلی "لقول فصل".

بله قرآن به طور کلی "لقول فصل".

اما تو این آیه با توجه به سیاق قبل اونی، اون سخنی از قرآن را میخواد بگه قول فصل و حزل نیست که همون معاد باشه.

پس این یک بحث ارتباط دو سیاق از قبل این ضمیری که از "إنه" برمی‌گرده به معاد روحانی و جسمانی.

این یک وجه ارتباط دو سیاقه.

خب بعد می‌فرماید "إنهم يكيدون كيدا" در ادامه این سیاق صحبت از کید مطرح میکنه، کید کافران.

"إنهم يكيدون كيدا وعكيد كيدا فمهل الكافرين".

جواب به کید کافران هم مهلته.

"فمهل الكافرين أمهلهم رويدا".

این بحث کفری هم که اینجا مطرح میشه خواهد شد کفر به بگید معاد.

می‌خواد بگه کافران به معاد، کافران به حقیقت معاد روحانی و جسمانی.

اینا کسانی هستند که از در کید و نقشه وارد میشن.

خدا هم میگه منم جواب اونا رو با چی میدم؟

کید و نقشه میدم و کید و نقشه من همون چیه؟

همون مهلتی‌ست که به اون‌ها میدم.

پس جمع‌بندی سوره معلومه.

سوره محور بحثش معاد روحانی و جسمانی‌ست که در سیاق اول بر مسئله مهاد، معاد روحانی و جسمانی تأکید میکنه، استدلال میکنه، مسئله را حل میکنه و در سیاق دوم میاد به یه نحوی از سخنی که در سیاق اول گفته پشتیبانی میکنه.

میگه اگر شما می‌خواید این سخن را ردش کنید، این سخن را دروغ بدونید، این سخن را شوخی بدونید، بدانید این سخن، سخن فصل است و سخن هزلی نیست.

هر نقشه‌ای هم در مقابلش بکشید با نقشه‌کشیدن خدا طرفید و اونم مهلته.

یعنی خدا اصلاً عجله‌ای نداره برای عذاب کردنتون.

اتفاقاً بهتون مهلت میده و این مهلت نقشه‌ای‌ست که خدا برای شما داره.

جمع‌بندی دو تا سیاق رو با توضیحاتی که دادم، گفتم و اگر ابهامی داریم اینجا یا سوالی داریم من در خدمتم اگر نه دیگه.

خداوند خیلی روشن میگه در مقابل کسانی که به انکار معاد می‌پردازند از در کید، از در نقشه، شبهه درست کنیم، ذهن‌ها را منصرف کنیم، باورها را به هم بزنیم، به مردم بگیم با معاد دارن شما را گول می‌زنن.

مردم را می‌خوایم از معاد منصرف بکنیم.

کسانی که از این در وارد میشن، کید میک، میکنن، نقشه میکشن، منم کید می‌کنم.

کید منم مهلته.

این خیلی قطعیه.

مهلت میدم.

یعنی این مهلت دادن نفی نمی‌کنه که فردا روزی خدا اینا رو عذاب می‌کند یا نمی‌کند.

ممکنه عذابش بکنه.

اما هیچ عذابی برای اونا بالاتر از خود این مهلته نیست.

چون این مهلت سبب میشه که بیش از پیش مستحق چی بشن؟

عذاب بشن دیگه خدا در قرآن فرموده کسی که می‌خواد از در کید و نقشه و عناد با خدا در بیاد، خدا هم بی‌جواب نمیگذاره.

فضایی را ایجاد میکنه که او بیش از پیش مستحق عذاب بشه.