ددرس‌گفتارها

اینطور نیستش که هر جا ان بر سر فعل میاد تأکیدیه.

نه، بله اصل اینه که ان بر سر فعل میاد شرطیه اما اینجا چون معنی شرطی درست در نمیاد تأکیدیه.

آیا بین اسم سوره‌های قرآن و محتوای سوره‌ها ارتباطی هست یا نه؟

ببینید اسامی که الان در قرآن کریم شما می‌بینید روی سوره‌ها گذاشته شده، سوره حمد، سوره بقره، سوره آل عمران همینطور بیاد تا سوره ناس.

خیلی از این اسم‌ها وضع تعینی ندارن.

یعنی کسی این اسم را بر این سوره قرار نداده.

اصطلاحاً میگن وضع تعینی داره.

وضع تعینی یعنی در طول زمان به خاطر اینکه این کلمه خیلی به کار برده شده برای این سوره تبدیل شده به اسم.

الان خیابون‌ها رو می‌بینید بعضی از خیابون‌ها رو یه اسمی براش گذاشتن اما مردم به یه اسم دیگری اون خیابون رو صدا می‌کنند.

اینو میگن وضع تعینی یعنی در اثر کثرت کاربرد یک چیزی تبدیل شده به یه اسم.

خیلی اسم‌هایی که الان شما توی قرآن می‌بینید برای سوره‌ها اینطوریه وضعشون.

یعنی مردم می‌خواستن بگن اون سوره یه، یه کلمه‌ای رو دنبال یه کلمه‌ای بودند که تا اون کلمه رو میگن طرف بفهمه کدوم سوره رو میخوان بگن.

آقا سوره بقره.

حالا بقره یه جا تو قرآن اومده؟

من تا بگم سوره بقره می‌فهمه کدومو دارم میگم.

سوره نمل، یه جا تو قرآن اومده.

من بهش میگم واژه ویژه.

یعنی اون کلمه‌هایی که تو سوره‌ها ویژه هستن اینا نامزد اسم‌های تعینی شدن.

یعنی مردم این اسم‌ها رو خیلی به کار بردن این کلماتو شده اسم سوره.

و الا این نیستش که خداوند گفته این سوره گاوه، این سوره مورچه است، این سوره زنبوره، این سوره دوده، این سوره نمی‌دونم چی چیه.

اینجوری که نیست.

یه نفر ندونه خیال می‌کنه مثلاً قرآن جانورشناسی چیزیه.

کی-- اصلاً اینا نیست.

آقا معروف شده به مورچه، معروف شده به زنبور، معروف شده به گاو، معروف شده به دود.

ولا راجع به نمی‌دونم دود و دم و اینا صحبتی توش نبوده.

خب اینو میگیم وضع تعینی.

آیا سوره‌های قرآن اسم‌هایی که پیغمبر و اهل بیت علیهم السلام گذاشته باشنم دارن؟

بله دارن.

ما در سوره ها برای بسیاری از سوره‌های قرآن اسم تعیین شده مثلاً برای سوره بقره اسم فُسْطاطُ القرآن، خیمهگاه قرآن، اسم سوره بقره است که پیغمبر خدا نهادن.

زَهْرَةُ القرآن، درخشنده ستاره درخشان قرآن.

سَنَامُ القرآن، قله قرآن.

اینا اسامی‌ست که اهل بیت یا پیامبر گرامی اسلام گذاشتن.

حتی استادی یک بار نقل می‌کرد من این حدیثو گشتم ندیدم.

ولی استادی برای بنده اینجور نقل می‌کرد که ما حدیث داریم.

میگم من ندیدم حدیثو ولی ایشون احتمالاً مطالعه داشت چون استاد معتبری این مطلب رو بهم گفت.

گفت ما حدیث داریم که می‌فرماید نگید سوره بقره اگرم می‌خواید بگید بقره بگید surah که توش بقره ذکر شده.

سورة التي ذكر فيها البقر.

سوره، عظیم‌ترین سوره قرآن هم به لحاظ حجم، هم به لحاظ هدف این سوره است.

شما میگی گاو.

نگید بابا یعنی چی سوره مثلاً اینجوری.

ما اینم حتی داریم.

خلاصه کلام اینکه این اسم‌هایی که الان تو کتاب، تو مصحف شما می‌بینی لزوماً بین این اسم‌ها با محتوای سوره ارتباطی نیست.

اگر بررسی باید بکنید، اگر دیدید این اسم را برای سوره پیغمبر خدا و اهل بیت علیهم السلام تعیین کردن، اونا فرمودن این اسم را من به این سوره را به این نام اسم‌گذاری می‌کنم.

بله، اونوقت ما حتماً می‌تونیم بگیم بین اون اسم و محتوای سوره ارتباط هست.

اما در غیر این صورت نه.

خب با اسم نام بردن طبق عرف نه اینکه وضع اسم کردن.

یعنی مردم این سوره رو به نمل می‌شناسن حضرت هم گفته نمل.

و الا نه اینکه تو این سوره مح، محور مباحث یا روح مباحث مورچه است.

اینجوری نیست انصافاً برید نگاه بکنید بخونید.

حالا یه جای سوره هم که نمل یه چیزی گفته.

این سوره خیلی وسیع‌تر از این حرفاست.

سوره نحل مثلاً آقا روح، خلاصه معارف سوره نحل زنبوره.

اینجوری نیست.

خب سوره‌های قرآن یه طوریه ما ضمن ارائه سوره‌ها هیچ دلیلی برای شوخی و خنده نداریم انصافاً.

یعنی اصلاً این حرفا هیچ جاش نمیشه شوخی کرد.

"إنه لقول فصل وما هو بالهزل".

ما مجبوریم تو حواشی یه وقت یه شوخی بکنیم که حالا هوای کلاس عوض بشه.

ترجیح تزکی بر زکره که چرا مقدم شده؟

از نظر رتبه اهمیت.

الان شما کتابای اخلاق هم که بخونید تو کتابای اخلاق اکثر علمای اخلاق این مطلب رو میگن.

از نظر رتبه اهمیت اول تزکیه، پاکیزه شدنه، بعداً تحلیه، زینتدار شدنه.

اول ای جان دفع شر موش کن.

وان گهی در جمع گندم کوش کن.

اول موشو ببر بیرون از این انبار بعد توش گندم جمع کن.

شما گندم میاری تو انبار پر موشه می‌خورنش، فضله می‌کنن، خراب می‌کنن، ضایع می‌کنن، می‌پوسه میره اگر کسی تزکیه نپذیرد ذکر و نماز هم گویا به کارش نمی‌آید.

ذکر و نماز وقتی ذکر و نماز حقیقیه که تزکیه پذیرفته باشی.

حالا آیا معنی این حرف اینه که اول کاملاً باید پاکیزه بشیم بعد نماز بخونیم؟

این که اصلاً اینجوری نیست.

منظور اینه که شما که می‌خوای نماز بخونی و باید بخونی توجه داشته باش که مقدمه بر این نماز اراده توست به پاکیزگی.

"إن الصلاة تنهى عن الفحشاء والمنكر".

یه وقت خیال نکنی تو می‌تونی حرف سادی مرتکب بشی نماز هم بخونی درست می‌شه.

خب نمی‌شه.

نماز اومده برای پاکی.

شما پاکیزه-- پاکیزگی را بپذیر نماز بخون.

این نماز نجاتت می‌ده.

ببینید برای پیامبر گرامی اسلام ما کلمه شک و تردید را هیچ‌وقت یعنی به کار نمی‌بریم.

ما شأن اون حضرت را اجل از کلمه شک، تردید و اینا می‌دونیم.

اما بارها مفسران در کتابهای تفسیر آوردن جهت تثبیت قلب.

حضرت ابراهیم علیه السلام گفت خدایا "رب أرني كيف تحيي الموتى" گفت: "أولم تؤمن".

گفت بله چرا؟

ایمان دارم.

ولكن ليطمئن قلبي.

این اطمینان قلب.

اطمینان یه چیزی بالاتر از ایمانه.

پیغمبر به راهش ایمان دارد به کارش هم شک نداره ولی بالاخره اطمینانی از جانب خدا می‌خواد.

از جانب خدا نیاز داره به اینکه قلبشو آروم کنه.

خب خیلی مسئله‌ست.

من اینو برای شما بخوام یه مثال خیلی کوچیک بزنم.

اوناییتون که معلمید خوب درک می‌کنید.

شما برید توی یه کلاس ببینید اکثراً قبولت نمی‌کنن.

چقدر فشار داره.

هزاری بدونی باسوادی هزاری بدونی بیانت خوبه.

ولی وقتی نمی‌خوانت، تحویلت نمی‌گیرن، جواب نمیدن به تدریس خوب تو، خب تو چی حالیت بهت دست می‌ده؟

تحت فشار قرار می‌گیری.

اینجا ورود خدا به صحنه دل پیغمبر رو قرص می‌کنه، آروم می‌کنه، اطمینان می‌ده به حضرت که بابا ما از تو داریم حمایت می‌کنیم.

تو نگران نباش.

تو محکم راهتو برو.

کوتاه نیا.

اینا به این معنا.

یعنی ما به جای اون کلمه‌های حالا احیاناً مثلاً با بار منفی در سطح خود پیغمبر گرامی اسلام بخواهیم حرف بزنیم باید بگیم جهت اطمینان قلب، جهت آرامش، ثبات دل، تثبیت دل.

خب اما ما می‌رسیم به مقام جمع‌بندی سیاق‌ها.

ببین سه تا سیاق داره.

ارتباط سیاق‌ها.

الان کدوم سیاق‌ها ارتباطشون روشنه بحث نداره؟

دو و سه روشنه بحثم نداره.

یعنی اصلاً همون موقع که داشتیم جمع‌بندی می‌کردیم ارتباطش هم چی شد؟

معلومه دیگه.

دو، میگه تذکر بده، تذکر سودمنده.

قبول کردن، خودشون قبول کردن نفع می‌برن.

قبول نکردن میرن جهنم.

سه، میای مردم به جای اینکه هی گیر بدید به تذکر، انتخابتونو اصلاح بکنید.

خب شما دنیا را انتخاب کردید.

خب انتخاب دنیا، اونجا تو پای تخته نوشتن، خب انتخاب دنیا نتیجه شقاوته.

نتیجه شقاوته.

شقاوت هم که شد دیگه تذکر پیغمبر به درد نمی‌خوره.

به درد شما نمی‌خوره.

یعنی شما ازش نمی‌تونی هدایت بشی.

فقط به درد جهنم رفتنت می‌خوره.

حجت رو بر تو تمام می‌کنه.

انتخابتو اصلاح بکن.

پس سیاق دو و سه ارتباطش معلومه.

اونی که ما الان براش مسئله داریم ارتباط سیاق یک با دوئه.

که اینو باید یه مقدار روش تأمل بکنیم.

سیاق یک میگه سبح.

حرف اصلی در سیاق یک چیه؟

سبح.

حرف اصلی در سیاق دو چیه؟

ذکر.

این سبح با ذکر چه ارتباطی داره؟

سه دقیقه بحث کنید همین الان سریع همه.

وقتی من میگم مباحثه، مباحثه یعنی اونچه را که توی منزل کار کردید، مطالعه کردید با هم در میون بگذارید.

پس خواهشا مطالعاتو جدی بگیرید.

مباحثه بدون مطالعه شاید وقت شما رو بگیره.

اما اگر مطالعات انجام شده باشه تو مباحثات دیگه کار راحت انجام می‌شه.

ذکر یعنی تذکر بده.

یعنی به یاد بیار.

به یاد مردم بنداز.

ذکر یاد کردن خدا نیست.

ذکر یعنی به مردم تذکر بده.

پیغمبر وظیفه‌ش چیه؟

از جانب خدا وحی را دریافت کند و به مردم ابلاغ کند.

این ابلاغ وحی به مردم همون ذکره.

تذکر بده به مردم.

یعنی قرآنی را که از خدا گرفتی برای مردم بخون، بازگو کن.

این همون ذکره.

"سنقرئک فلا تنسى" دریافت وحی “نيسر لك لليسرى” ابلاغ وحی.

خیلی ممنون.

همه توضیحاتی که داده شد به نظرم توضیحاتی بود با اندیشه، تأمل و خوب.

اما حالا منم یه توضیح تکمیلی خدمتتون تقدیم می‌کنم.

همونطور که برادرمون هم ابتدا فرمودن سبح بار معنایش اینه که خدا را از عیب و نقص و نیاز منزه بدان، منزه بدار، منزه بدان.

خدا عیب ندارد.

خدا نقص ندارد.

خدا نیاز ندارد.

اگر این مفهوم رو بخوایم در کنار مفهوم تذکر قرار بدیم که پیغمبر تو وظیفه به مردم چیکار کنی؟

به مردم ابلاغ کنی وحی را، تذکر به مردم بدی.

ما مقدمات رو فراهم کردیم.

سنغرقک فلا تنسا ما نيسرک لیسرا.

از تو توقع داریم که با تکیه به این مقدمات تذکرت را بدهی و کاری نداشته باشی که کی می‌پذیره کی دوری می‌کنه.

من یخشا می‌پذیرد، الأشقى نمی‌پذیرد.

تو تذکرت را بده.

وقتی تسبیح رو در کنارش قرار میدیم این چون هر دو هم خطاب به شخص پیغمبر گرامی اسلامه این معنا به ذهن میاد که شاید در یک مقایسه بین بحث هدایت تکوینی و هدایت تشریعی، ربوبیت تکوینی و ربوبیت تشریعی در یک مقایسه بین این دو تا میشه یه تشویقی رو اینجا در نظر گرفت.

چطور در ربوبیت تکوینی پروردگار اگر علفی سر از خاک بر می‌آورد و خدا آن را بگید خشک و سیاه می‌کند، این برای ربوبیت خدا نقص بگید نیست.

همان‌طور در ربوبیت تشریعی خدا هم اگر کسی تذکر تو را قبول نمی‌کند و نمی‌پذیرد و دوری می‌کند و به جهنم می‌افتد، اینم نقصی برای ربوبیت تشریعی خدا نیست.

یعنی ربوبیت تشریعی کامل و سالم به اونی نمیگن که در نتیجه اون همه بگید هدایت بشن.

بگیم اگر ربوبیت تشریعی، ربوبیت تشریعی یعنی چی؟

یعنی پیغمبر مبعوث کردن یعنی وحی نازل کردن یعنی پیغمبر را برای ابلاغ وحی آماده کردن.

اینا ربوبیت تشریعیه.

اگر کسی خیال کنه ربوبیت تشریعی فقط در صورتی موفق است که همه هدایت بشن، هیچکس به جهنم نرود و اگر کسی پیدا شد که به جهنم رفت یا عده‌ی زیادی به جهنم رفتند، یعنی ربوبیت تشریعی مشکل داره؟

نه اینطور نیست.

ربوبیت تشریعی دو تا خروجی داره.

اگه کسی اهل خشیت باشه به خروجی سیذکر من یخشا می‌رسه، به قد أفلح من تزکی می‌رسه.

اگر کسی اهل شقاوت باشه این ربوبیت تشریعی و این تذکرات تو برای او نجات‌بخش بگید نخواهد بود بلکه اتمام حجت خواهد بود و او به جهنم خواهد رفت.

هر دو در چارچوب ربوبیت تشریعی خداست.

خدا اینطور مقدر کرده که اهل شقاوت از ربوبیت تشریعی، تشریعی او سهم‌شون چی باشه؟

جهنم.

اتمام حجت برای جهنم رفتن و اهل خشیت از ربوبیت تشریعی او سهم‌شون چی باشه؟

فلاح، نجات، رستگاری.

این هر دو در چارچوب ربوبیت تشریعی خداست.

پس بنابراین نمی‌شه گفت که اگر یک عده‌ای تذکر را قبول نکردند پس سیستم ربوبیت تشریعی ناکارآمده.

پس این رب در هدایت گری‌اش اشکال داشته.

اگر هدایت گری او کامل بود، اگر هدایت گری او بی‌نقص بود، اگر کتاب او بی‌عیب بود، اگر پیغمبرش اشکال نداشت، اگر روش تبلیغ پیغمبر عیب نداشت، به جای اینکه صد نفر قبول کنند نهصد نفر رد کنند، نهصد نفر قبول می‌کردند، بگید صد نفر رد می‌کردند.

پس معلومه گیر داره که نشده.

میگه نخیر، هیچ گیری متوجه این سیستم نیست.

حد هر کس و هر چیز معلومه.

اگر کسی شقاوت راه انتخاب دنیا را می‌رود بل تعثرون.

بگید این همون علف است سر برمی‌آره.

یه چند صباحی این ور اون ور رو نگاه می‌کنه.

بعد خشکش می‌کنیم، سیاهش می‌کنیم.

تمام.

این حدش همینه.

اما اگر کسی أبقى را نگاه کرد، دو روز دنیا را نگاه نکرد، اون راهو رفت.

این همون درخت گردو است.

بره بالا قد بکشه تنومند بشه شاخ و برگ بده ثمر بده بشه شجرة طیبة که أصلها ثابت وفرعها في السماء بمانه و برای همیشه حیات داشته باشه.

ولنحیينه حياة طيبة نوش جانشه.

این هر دو هست.

این هر دو در ربوبیت ماست.

حالا چرا برای این معنا با بحث ربوبیت تکوینی خدا جلو آمده؟

یکی از سبک‌های قرآن همینه خداوند خیلی وقت‌ها برای اینکه یک مسئله معقول را توضیح بده مثال محسوس می‌زنه.

میگه آقا شما تو محسوسات نگاه کن.

آیا میشه تو نگاه به نظام ربوبیت تکوینی خدا کسی بگه علف از دست خدا در رفته؟

نه آقا علف علفه دیگه.

از علف توقع درخت گردو شدن نباید داشته باشی.

میگه علفه دیگه.

حدش همینقدره دیگه.

نمی‌شود پس علف رو به خدا خرده گرفت که تو نتونستی.

تو سیستم ربوبیت تشریعی هم نمیشه این آدمی که به دنیا اکتفا کرد و خشک شد و جهنمی شد، شد هیزم جهنم.

اینو به خدا خرده گرفت.

چرا نتونستی هدایتش کنی؟

چرا پیغمبرای بهتر، کار بلدتر، اوستا‌تر، واردتر نفرستادی؟

[مکث] یه پیغمبرایی که با مردم حرف بزنن همچین دل مردم سریع بره و با مردم، مردم بیان دنبالشون حرکت بکنن.

چرا یه قرآنی که یکم جذاب‌تر باشه نفرستادی؟

این همه تو قرآن گفتی جهنم، جهنم خب خلق الله زده میشه دیگه.

خدایا [مکث] یه خورده این جهنمو فتیله‌ش رو می‌کشیدی پایین.

الان نگاه کن خیلیا بلدن مبلغای هنرمند حرفه‌ای.

یعنی حتی دست خدا رو از پشت می‌بندن.

خدا چپ و راست گفته جهنم.

اینا میگن جهنم، جهنم، جهنم نداره.

جهنم کو؟

آ کو؟

کی گفته؟

آیات جهنم رو نشون ما بده.

عه این که بیمارستانه.

عه این، اینو میگی؟

اینکه این نه، این نگهبان جهنمه.

این پرستاره بنده خدا.

اون‌وان پول داره می‌زنه خوب بشی بعد انشاالله بری بهشت.

اومدن قشنگ دارن غلط‌های خدا رو می‌گیرن.

[مکث] چجوری حرف بزنیم که مردم جذب بشن؟

پیغمبرها بلد نبودن.

ما داریم یاد می‌گیریم.

طبیعیه.

تجربه‌اس.

قشنگ میگن از حضرت نوح باید عبرت گرفت.

آقا بلد نبود.

اگه بلد بود آقا نهصد و پنجاه سال پیغمبری کنی هشتاد و چهار نفر بهت ایمان بیارن.

هر دوازده سال یه نفر.

قربونت برم بلد نبودی.

می‌گفتی ما می‌اومدیم.

همچین قشنگ مردمو به خط می‌کردیم .

[مکث] اینه [مکث].

اینکه یه عده‌ای نتیجه می‌گیرن که باید قرآنو یه جاهاییشو بپوشونن، یه جاهاییشو یواش بگن، یه جاهاییشو اصلا نگن، یه جاهاییشو بلند بگن.

سبک‌های تبلیغی را یه جوری انتخاب کنن که فقط مردم جذب بشن همین.

فقط جذب [مکث].

جاذبه تا بخوای حاج آقا داره.

دافعه کو؟

خبری نیست.

همه جذب میشن.

خب بعد چی؟

بعد چی شد؟

بابا اگر بنا بر این بود که هم خدا هم پیغمبران او از من و تو بیشتر می‌تونستن .

بنا بر این نیست.

خدا قرار نیستش برای هدایت کردن مردم التماس مردم بکنه.

مردم اینه ماجرا.

دنیا را انتخاب کنید.

تذکر هیچ پیغمبری در شما فایده نداره.

دیگه خودتون می‌دونید.

دنیا نقد فانیه.

آخرت باقیه.

پس بهتره.

آخرتو انتخاب بکنی تذکر سودمنده.

حالا صد درصدتون دنیا را انتخاب بکنید ربطی به ما و تذکر ما نداره.

که اشکال در-- صد درصدتون هم آخرتو انتخاب بکنید بازم کاری با ما نداره.

ما حرفمون روشنه.

حق یه دونه بیشتر نیست.

پنجاه درصد اون ور، پنجاه درصد این ور، نود درصد اون ور، ده درصد این ور یا برعکس.

ما کاری با درصد و [مکث] این حرفا نداریم.

ما میگیم دنیا را انتخاب بکنی میری جهنم آخرش.

مثل علفه می مونی.

فرق تکوینی و تشریعی فقط تو همینه.

تو سیستم تکوینی علف برای علف بودن اختیاری از خود ندارد و نمی‌دونم درخت گردو هم برای درخت گردو بودن اختیاری از خود ندارد.

اما در نظام ربوبیت تشریعی اصلاً تشریع اسمش روشه.

کارو داده‌م دست خودت.

می‌خوای علف باشی خشک بشی خودت می‌دونی.

یه چند صباحی تو دنیا جلوه گری کن و بعدشم [مکث] می‌کنیمت اون وقود الناس و الحجاره.

بالاخره جهنم برای سوختن هیزم هم می‌خواد .

[مکث] خودتو می‌کنیم هیزم جهنم.

نه.

می‌خوای یه جور دیگه زندگی کنی آخرتو ترجیح میدی باشه ما می‌کنیمت اون شجره طیبه تو بهشت.

بمان.

حیات ابدی بهت می‌بخشم.

برخورداری دائمی بهت.

حیات حقیقی نوش جانت.

نمی‌بریمت تو جهنم که نه بمیری، نه زنده بمونی.

این دیگه با خودت.

اما این هر دو تا نتیجه را تو چهارچوب ربوبیت تشریعی من بدانید.

فکر نکنید اگر یه عده‌ی زیادی منحرف شدند و دین را قبول نکردن پس دین ناکارآمده.

اتفاقاً دین کارآمده.

کارآمدی دین به همین بوده که اینا برن تو جهنم.

برن.

خودشون می‌دونن.

[مکث] پس از باب تشبیه معقول به محسوس.

خدا تو سیاق اول پیغمبرش را می‌برد تو فضای ربوبیت تکوینی.

سبح اسم ربک الأعلى الذي خلق فسوى والذي قدر فهدى والذي أخرج المرعى فجعله غثاء أحوى.

این گیر داره؟

نه.

من اینو به اندازه غثاء أحوى اینو من در واقع خواستم همین باشه دیگه.

اینجا من نقص دارم؟

نه.

خب حالا که اینطوره سنقرئک فلا[مکث]«نه يعلم الجهر وما يخفى».

این یک پیغمبر.

دو «ونيسرک للليوسرا».

راه هم جلو پات میذارم آسون.

داشتی این دو تا را؟

پس تو کارتو محکم انجام بده «فذكر».

تو تذکر بده و بی‌شک تذکر سودمند است.

«إن نفعت الذكرى».

حالا اگر اهل خشیت بودند قبول می‌کنند.

اهل شقاوت بودند دوری می‌کنند میرن تو جهنم.

نه می‌میرند و نه زنده می‌مانند.

خودشون می‌دونن.

مردم شماها هم توصیه می‌شود بیش از اینکه ذره‌بین بردارید و درست بودن یا نبودن قرآن و روش تذکر پیغمبر را بررسی کنید، لطفاً برگردید به انتخاب خودتون توجهی بکنید.

اگر انتخاب شما دنیاست، منتظر نمانید تا تذکر پیغمبر در شما اثر کند.

نخواهد کرد.

و اگر آخرت را برگزیدید که بهتر و باقی‌تر است، حتماً به رستگاری و فلاح خواهید رسید.

حتماً تذکر پیغمبر در شما سودمند خواهد بود.

تمام.

پس ارتباط سیاق یک و دو و حتی با سه هم چی شد؟

روشن شد.

سوره اعلا میخواد مسئله‌ی سودمند بودن یا نبودن، مؤثر بودن یا نبودن تذکر پیغمبر را یک بار برای همیشه حل کنه.

به مردم بگه برید دنبال انتخاب خودتون.

خیلی با نمی‌دونم اینکه پیغمبرتون داره چه راهی را میره خیلی د-- روی این مسئله حساس نباشید.

ببینید مسئله اکثریت‌هایی که قرآن بیان کرده برمی‌گرده به مقوله‌ی طبیعت و غریزه.

[مکث] چون انسان‌ها، بیشتر انسان‌ها به همین مسئله که خدا میگه نقد را، نقد دنیا را که غریزه رو میخواد پرورش بده اینو بر نصیب آخرت ترجیح میدن میفتن به وادی لا یشکرون و لا يعقلون و لا يؤمنون و این حرفا.

و الا تعیین تکلیف برای مردم نیست.

خبر از حال مردمه.

میگه اکثریت به این علته که می‌بینید انبیا را قبول نکردند.

تبعیت نکردند.

بگذارید یه نکته‌ای را بگم که ببینیم.

یک تاریخ گذشته.

صد و بیست و چهار هزار پیغمبر آمدند و رفتند.

هر پیغمبری چقدر اوصیا داشته بماند.

پیغمبر گرامی خود ما دوازده وصی داشته که یازده وصی او، یازده امام برحق آمدند و تک‌تک اون بزرگواران را خود مسلمونا کشتند.

[مکث] خود مسلمونا کشتند.

از کل سلسله جلیله انبیا و اولیا یک نفر مونده.

یعنی از کل سلسله‌ی چند هزار نفری چند ده هزار نفری انبیا و اولیا.

حالا علما را من دیگه نیاوردم وسط انبیا و اولیا یک نفر مانده.

اون یک نفر هم خدا دستور غیبتش را صادر کرده.

چرا؟

میگه اگر بیاد می‌کشنش.

از امام صادق علیه السلام سؤال کردند که چرا امام زمان ظهور نمی‌کنه؟

گفت از خوف جان.

می‌کشند.

یعنی عیناً که حضرت می‌ترسه‌ها.

حضرت بقیة الله یعنی کار رو باید تمام کنه.

قرار نیستش که دیگه آخرین حجت خدا بیاد و بی‌نتیجه همه چیز.

خدا عهد کرده «والذي أرسل رسوله بالهدى ودین الحق ليظهره على الدين كله».

خدا عهد کرده.

خدا به اثر عهد خودش هست اما می‌ماند تا وقتی که در خیل عظیم بشریت، اون بشری پا به عرصه بگذارد.

اون مردمی، اون قومی که خدا را دوست دارند و خدا دوسشون داره و در راه خدا از ملامت هیچ ملامتگری نمی‌ترسند و در راه خدا با مال و جان جهاد می‌کنند.

سوره مبارکه مائده.

منتظر این قومه.

این قوم را شما در مقایسه با خیل عظیم بشریت در طول تاریخ بسنج.

یه اقلیتی‌اند در مقابل یک اکثریتی.

یه اکثریتی از بشر در طول تاریخ از خودش مقاومت نشون داده نسبت به تحقق هدف انبیا.

هدف انبیا رو زمین مانده.

بشر از جاهلیتی به جاهلیتی.

از جاهلیت دوران گذشته و نمی‌دونم عصر اولیه بشر به جاهلیت قرون وسطی و امروز به جاهلیت مدرن منتقل شده.

مقاومت به خرج داده.

همه را خدا میگه بابا چیز جدیدی نیست.

تو-- در طول تاریخ گفتم همه اینه.

همه خواستن این دنیا را.

هیچکی این اکثریت نتونستند تو این آزمون دنیا یا آخرت اعتماد کنند به خدا.

نتونستند اعتماد کنند به خدا که خدایا اگر من به خاطر تو دست کشیدم تو آخرت باقی و بهترشو قراره بهم بدی؟

باور نکردیم.

باور نکردیم چون باور نمی‌کنیم نمی‌تونیم دست بکشیم.

نمی‌تونیم.

میگی بابا حالا این که هست.

حالا این که الان چند میلیون پوله.

حالا اینو بگیر [مکث]حالا تا برسد به آره تا برسد به آخرت ببینیم چی میشه.

باور نکردنیه.

بیشتر مردم اهل عذاب میشن.

بله ولی با انتخاب خودشونه.

یعنی خداوند تعیین نکرده برای مردم که حالا من مردم را طوری خلق کردم که بیشتر اهل چی میشن؟

عذاب نه.

برن همه اهل بهشت بشن.

من برای مردم راه بهشتی شدن را باز گذاشتم ولی نرفتن.

بحث خلود حالا بحث کفر دیگه.

توی مردم اونایی که میرن تو جهنم با کفر میرن دیگه در نمیان.

بله پیغمبر گرامی اسلام خودش اسم رب است.

خود پیغمبر اسم ربه.

منتها اسم هدایت تشریعی رب.

یعنی هدایت تشریعی رب تجلیش در کیه؟

در پیغمبر.

ایشون تو پیغمبری نقص و عیب و اشکال نداره.

مطمئن باش تو کارت درسته سنقرئک دیگه از این بهتر.

ما داریم به تو میگیم چی بگو چی نگو.

ما راه رو جلوی پات گذاشتیم.

دیگه خب من حالا تو آدمی.

من که خدای توام.

من پشتت وایسادم.

من تضمین دادم.

دیگه جا برای این نیستش که خیال کنی یا خیال کنند که تو اشکالی داری یا قرآن یا تبلیغت.

اینا درسته.

مشکل در خودشونه.

مشکل در انتخاب غلط خودشونه.

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

سبح اسم ربك الاعلى الذي خلق فسوی والذي قدر فهدى والذي اخرج المرعى فجعله غثاء احوى سنقرئک فلا تنسى إلا ما شاء الله انه يعلم الجهر وما يخفى ونيسرك لليسرى فذكر ان نفعت الذکرى سيذكر من يخشى ويتجنبها الأشقى الذي يصلى النار الكبرى ثم لا يموت فيها ولا يحيى قد أفلح من تزکی وذكر اسم ربه فصلی بل تؤثرون الحياة الدنيا والآخرة خير وأبقی إن هذا لفي الصحف الأولى صحف إبراهيم وموسى.

صدق الله العلي العظيم.