ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 015

آموزش تدبر در سورهٔ غاشیه — بخش اول

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ درج‌شده زیر عبارات عربی، توسط مدل تهیه شده‌اند و جزء سخنان استاد نیستند. متن عربی آیات از منابع معتبر (tanzil / quran.com) درج شده است.

آغاز سورهٔ غاشیه و دسته‌بندی دو سیاق

سورهٔ مبارکهٔ بعدی سورهٔ غاشیه است. با اجازه‌تان تکلیف سورهٔ غاشیه را یک قدم جلو می‌برم. اول دسته‌بندی سوره را خودم می‌گویم.

سوره دو دسته دارد: آیهٔ یک تا شانزده، و آیهٔ هفده تا بیست‌وشش. اول دسته‌بندی را خودم می‌گویم تا مسیر جلسه روشن باشد. این همان تقسیم دو سیاق است که از این جلسه با آن کار می‌کنیم. آیهٔ یک تا شانزده یک واحد است؛ هفده تا بیست‌وشش واحد دیگر. با همین دو دسته جلو می‌رویم.

سیاق نخست: حدیث الغاشیه (آیات ۱ تا ۱۶)

در آیات یک تا شانزده چه سیری طی شده است؟ بحث با یک سؤال آغاز شده است: حکایت غاشیه به تو رسید یا نه؟ خداوند خودش سؤال را طرح کرده و خودش هم جواب داده. نگذاشته حدیث الغاشیه مبهم بماند.

«هَلْ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ٱلْغَـٰشِيَةِ» (غاشیه/۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آیا خبر آن پوشاننده به تو رسیده است؟

و بعد خود خدا «حدیث الغاشیه» را شرح داده است. حدیث الغاشیه همین شرح است؛ از همین‌جا دو ستون باز می‌شود.

ستون نخست: چهره‌های خاشع

نخست گروهی که چهره‌هایشان در آن روز خاشع است.

«وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَـٰشِعَةٌ» (غاشیه/۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): در آن روز چهره‌هایی فروتن و خوارند.

این‌ها عامله‌اند، ناصبه‌اند: کار کرده‌اند و رنج کشیده‌اند.

«عَامِلَةٌ نَّاصِبَةٌ» (غاشیه/۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): کوشنده و رنج‌کشیده.

سرانجامشان چیست؟ به آتشی سوزان درمی‌آیند.

«تَصْلَىٰ نَارًا حَامِيَةً» (غاشیه/۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): به آتشی سوزان درمی‌آیند.

و نوشیدنشان از چشمه‌ای است جوشان، داغ، آنیة.

«تُسْقَىٰ مِنْ عَيْنٍ ءَانِيَةٍ» (غاشیه/۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): از چشمه‌ای جوشان نوشانده می‌شوند.

خوراکشان چیست؟ برایشان طعامی نیست مگر از ضریع. خار بخورند. خار.

«لَّيْسَ لَهُمْ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِيعٍ» (غاشیه/۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خوراکی جز خار خشک ندارند.

و این خار چه خاصیتی دارد؟ نه فربه می‌کند، نه گرسنگی را برطرف می‌کند. ولی مثل شتر باید خار بجوند. یعنی هم باید بجوند، هم سیر نمی‌شوند، هم فربه نمی‌شوند. خوراکی است که هیچ خاصیت خوراک ندارد. قرآن است ها.

«لَّا يُسْمِنُ وَلَا يُغْنِى مِن جُوعٍ» (غاشیه/۷)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): نه فربه می‌کند و نه گرسنگی را فرومی‌نشاند.

ستون دوم: چهره‌های ناعم

اما نقطهٔ مقابل. در همان روز چهره‌هایی ناعمة‌اند. آن‌ها خاشعة بودند، این‌ها ناعمة.

«وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاعِمَةٌ» (غاشیه/۸)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): در آن روز چهره‌هایی شاداب و نازپرورده‌اند.

این‌ها برای سعی‌شان راضی‌اند. آن‌ها عاملة ناصبة بودند؛ این‌ها لسعیها راضیه‌اند. نگاه کنید چه جفتی ساخته: کارِ خسته‌کننده در برابر سعیِ به‌نتیجه‌رسیده. آن یکی هر کاری کرده فقط خستگی برایش مانده. این اما تلاشی که کرده به رضایت رسیده.

«لِّسَعْيِهَا رَاضِيَةٌ» (غاشیه/۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): از کوشش خود خشنودند.

چه شد؟ در بهشتی بلندمرتبه. آن‌ها تصلی ناراً حامیة، این‌ها فی جنة عالیة.

«فِى جَنَّةٍ عَالِيَةٍ» (غاشیه/۱۰)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): در بهشتی بلندمرتبه.

و این هم توصیفی است برای همان جنت. در چه جنتی‌اند؟ در جنتی که در آن لغو نمی‌شنوند.

«لَّا تَسْمَعُ فِيهَا لَـٰغِيَةً» (غاشیه/۱۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): در آنجا سخن بیهوده‌ای نمی‌شنوند.

آن‌ها تسقی من عین آنیة؛ این‌ها فیها عین جاریة.

«فِيهَا عَيْنٌ جَارِيَةٌ» (غاشیه/۱۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): در آن چشمه‌ای روان است.

آن‌ها لیس لهم طعام إلا من ضریع؛ اینجا سرر مرفوعة و اکواب موضوعة و نمارق مصفوفة و زرابی مبثوثة.

«فِيهَا سُرُرٌ مَّرْفُوعَةٌ» (غاشیه/۱۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): در آن تخت‌هایی برافراشته است.

«وَأَكْوَابٌ مَّوْضُوعَةٌ» (غاشیه/۱۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و جام‌هایی نهاده.

«وَنَمَارِقُ مَصْفُوفَةٌ» (غاشیه/۱۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و پشتی‌هایی ردیف‌شده.

«وَزَرَابِىُّ مَبْثُوثَةٌ» (غاشیه/۱۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و فرش‌هایی گسترده.

دو ستون رویاروی یکدیگر

دو گروه را در دو ستون با هم مقایسه کرده است. این حدیث الغاشیه است.

غاشیه یعنی پوشاننده. یعنی هیچ‌کس از یکی از این دو ستون بیرون نیست. پوشاننده یعنی کسی از زیر این پوشش درنمی‌رود. غاشیه حکایتی است که همه را در بر می‌گیرد. حالا یا در این ستون یا در آن ستون. کسی که بگوید نه من اینجام نه آنجام، نداریم. غاشیه یعنی این. یعنی هیچ‌کس بیرون نیست. هیچ‌کس حالت سومی ندارد. قیامت که بیاید، همه یا این طرف‌اند یا آن طرف. حالت سوم اختراع نکنید.

به طور کلی دو حالته است: یا خاشعة یا ناعمة؛ یا ناصبة یا راضیة؛ یا ناراً حامیة یا جنة عالیة؛ یا عین آنیة یا عین جاریة؛ یا لیس لهم طعام، یا سرر مرفوعة و اکواب موضوعة و نمارق مصفوفة و زرابی مبثوثة. یکی از این دو حالت است.

این حرف اول است. این کلاً شده سیاق یک. و این‌ها که خواستیم بگوییم در واقع به هم ارتباط دارند. این‌ها محورهای مقایسه‌اند. سیاق اول یعنی همین جدول دو ستونه؛ حدیث الغاشیه همین مقایسه است، نه یک قصهٔ جدا.

سیاق دوم: دستور مطالعاتی و تذکر (آیات ۱۷ تا ۲۶)

در سیاق دو خدا آمده گفته: أفلا ینظرون. آیا توجه نمی‌کنند؟ آیا نگاه نمی‌کنند؟

چرا سیاق جدید است؟ چون دیگر ادامهٔ حدیث الغاشیه نیست. دیگر آن دو ستون را شرح نمی‌دهد؛ یک بحث مطالعاتی خدا پیش کشیده. مثل اینکه خدا می‌گوید دیدید دو تا ستون بود؟ حالا می‌خواهم یک تکلیف بدهم. بروید مطالعه کنید.

خدایا چه را مطالعه کنیم؟ طبیعتاً می‌خواهد دستور مطالعاتی بدهد که نتیجه‌اش چه بشود؟ ما جزء ستون اول نباشیم؛ جزء ستون دوم باشیم. تکلیف برای این باید بدهد قاعدتاً. یعنی سیاق دوم تکلیف است برای اینکه از ستون خاشعه بیرون بیایی و به ستون ناعمه برسی. وگرنه خدا که بیهوده نمی‌گوید بروید نگاه کنید. وقتی گفت دو تا ستون است، غاشیه در این دو ستون همه را می‌گیرد، حالا می‌خواهد تکلیف بدهد: مطالعه بفرمایید.

این تکالیف جلسهٔ بعد شما هم باشد.

چهار تکلیف مطالعاتی: شتر، آسمان، کوه، زمین

لطفاً مطالعه‌ای دربارهٔ چه بکنید؟ شتر. شتر.

بعضی‌ها می‌گویند قرآن مال هزار و چهارصد سال پیش است، گفته شتر؛ الان که دیگر شتر نداریم. الان چه داریم بندهٔ خدا؟ می‌گوید اگر الان بود خدا می‌گفت بروید در بنز مطالعه کنید.

اصلاً نفهمیدی ماجرا چیست؟ نفهمیدی. فکر می‌کنی الان اینجا خدا دنبال تکنولوژی است که مثلاً مقایسه کند؟ مسئله بنز و شتر نیست. مسئله کیفیت خلقت است. شتر یک نمونه است از خلقتی که باید در آن دقت کنی. آقا لطفاً بروید به کیفیت خلقت شتر دقت کنید.

خدایا من به کیفیت خلقت شتر دقت بکنم جزء ستون اول می‌شوم؟ اگر درست دقت کنی، نه. شتر را خوب مطالعه کنیم، راستش را بخواهی، جزء ستون دوم می‌شوی. بله، ستون دوم. اگر دقت کنی بله، تو جزء ستون دوم می‌شوی. اگر دقت درست باشد، تو را از ستون اول جدا می‌کند.

«أَفَلَا يَنظُرُونَ إِلَى ٱلْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ» (غاشیه/۱۷)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آیا به شتر نمی‌نگرند که چگونه آفریده شده است؟

دیگر به چه نگاه کنیم، دقت کنیم؟ می‌گوید والسماء: به آسمان هم دقت کنید، کیف رفعت. شتر را ببینید چطور خلق کردم. آسمان هم مطالعه کنید ببینید چطور برافراشتم.

«وَإِلَى ٱلسَّمَآءِ كَيْفَ رُفِعَتْ» (غاشیه/۱۸)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و به آسمان که چگونه برافراشته شده است؟

والجبال کیف نصبت. لطفاً به کوه‌ها هم نگاه کنید ببینید چطور نصبشان کردم.

«وَإِلَى ٱلْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ» (غاشیه/۱۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و به کوه‌ها که چگونه برپا داشته شده‌اند؟

والأرض کیف سطحت. به زمین هم نگاه کنید ببینید سطح زمین را چگونه آمادهٔ زندگی کردم.

«وَإِلَى ٱلْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ» (غاشیه/۲۰)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و به زمین که چگونه هموار و آماده شده است؟

چهار نگاه: چگونه خلق شد، چگونه برافراشته شد، چگونه نصب شد، چگونه سطحش آماده شد. این چهار «کیف» تکلیف مطالعاتی است. این چهار تا تکلیف مطالعاتی را اگر داشته باشید، امید می‌رود که از ستون اول نجات پیدا کنید و جزء ستون دوم بشوید.

تکلیف شما بررسی ربط بین این مطالعات با حدیث الغاشیه است. فقط شتر و آسمان و کوه و زمین را جداگانه نگاه نکنید؛ ببینید این نگاه چه نسبتی با آن دو ستون دارد.

آیا «فذكّر» سیاق سوم است؟

بعد در ادامهٔ همین دستور مطالعاتی، مثل اینکه خدا در نظر می‌گیرد بله، کسانی این مطالعه را انجام داده‌اند، آماده‌اند. فذكّر إنما أنت مذكّر. پیامبر، دستور مطالعاتی را دیدی؟ تو تذکرت را بده.

«فَذَكِّرْ إِنَّمَآ أَنتَ مُذَكِّرٌ» (غاشیه/۲۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس تذکر ده، که تو تنها تذکردهنده‌ای.

می‌شد «فذكّر» را شروع سیاق جدید هم بگویید؟ دانستنی است. ولی با توجه به اینکه هنوز — بنده استدلال‌ام این است — هنوز خداوند از «أفلا ینظرون إلی الإبل کیف خلقت، إلی السماء کیف رفعت، إلی الجبال کیف نصبت، والأرض کیف سطحت» هنوز خدا از این آیات نتیجه نگرفته است. چون هنوز نتیجه نگرفته، من ترجیح می‌دهم بگویم این «ذكّر» ادامهٔ همان سیاق دو است. یعنی شروع سیاق سوم نیست.

و الا اشکالی هم ندارد اگر کسی بگوید این هم یک سیاق سوم است. پس یادتان هست روز اول گفتم یک جاهایی ما می‌گوییم اشکالی ندارد، آن هم می‌شود این هم می‌شود، توضیح می‌دهیم. یک جاهایی ولی می‌گوییم نه، حتماً باید یک نظر درست را انتخاب کرد؛ نظر درست دو تا نیست. اینجا از آن جاهاست که می‌شود به یک توجیهی گفت ادامهٔ سیاق قبل است، به یک توجیهی گفت شروع سیاق جدید است. پس مرز سیاق اینجا از آن مرزهای قطعی نیست که بگوییم حتماً باید یکی باشد. من ترجیح می‌دهم ادامهٔ سیاق دو باشد، چون نتیجه هنوز گرفته نشده. ولی اگر کسی جدا کرد، حرفش را می‌شنویم و توجیهش را می‌گوییم. هرچه هست حرف این است.

تو فقط تذکردهنده‌ای؛ مصیطر نیستی

فذكّر: پیامبر تذکر بده. إنما أنت مذكّر: تو فقط تذکردهنده‌ای ها. عه، من فقط تذکردهنده‌ام؛ پس چه نیستم؟ لست علیهم بمصیطر. تو نمی‌توانی مجبورشان کنی. تو می‌توانی ابلاغ کنی، نمی‌توانی مجبور کنی.

نه اینکه نمی‌توانی یعنی حق نداری ها. اصلاً نمی‌شود. ابلاغ هست؛ اجبار نیست. اصلاً ایمان شکلش این‌طوری نیست که کسی را بشود به ایمان مجبور کرد. ایمان یک چیزی تو قلب آدم‌هاست. تو می‌توانی بگویی. تو می‌توانی ابلاغ کنی. ولی نمی‌شود به جبر ایمان را در قلب کسی تثبیت کرد. به زور در قلب کسی ایمان را نمی‌نشانند.

«لَّسْتَ عَلَيْهِم بِمُصَيْطِرٍ» (غاشیه/۲۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بر آنان مسلط و اجبارکننده نیستی.

پس خدا هیچی به هیچی، آزاد است؟ هرکی خواست ایمان می‌آورد، نخواست نمی‌آورد؟ اگر مصیطر نبودن پیامبر را این‌طور بفهمی، سوره را invert کرده‌ای. نه این‌طور نیست.

استدراک «إلّا»: لکن، نه استثنا

إلا من تولی وکفر فیعذبه الله العذاب الأکبر. اینکه من می‌گویم لست علیهم بمصیطر معنایش این نیست که حالا ایمان نیاوردند هم نیاوردند. نه. کسی که تولی کند، پشت کند و کفر ورزد، پس خدا او را عذاب می‌کند. العذاب الأکبر: بزرگ‌ترین عذاب.

«إِلَّا مَن تَوَلَّىٰ وَكَفَرَ» (غاشیه/۲۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): مگر کسی که روی برتابد و کفر ورزد.

«فَيُعَذِّبُهُ ٱللَّهُ ٱلْعَذَابَ ٱلْأَكْبَرَ» (غاشیه/۲۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس خدا او را به بزرگ‌ترین عذاب عذاب می‌کند.

تو تذکر بده. مجبور هم نمی‌توانی بکنی. ولی اینکه مجبور نمی‌توانی بکنی به معنای آزاد بودن افراد نیست؛ به این معنا نیست که خواستند دوست داشتند قبول کنند، دوست داشتند قبول نکنند، طوری نمی‌شود. نه این‌طور نیست. طوری می‌شود. آزادی در قبول و رد، آزادی از عاقبت نیست. پیامبر مصیطر نیست؛ خدا هم بی‌خیال نیست. اگر قبول نکنند خدا به بدترین و بزرگ‌ترین شکل ممکن عذابشان می‌کند.

این «إلّا» نمی‌خواهد بگوید تو مصیطر نیستی مگر بر این‌ها؛ یعنی بر این‌ها مصیطری. این «إلّا» به معنای «لکن» است. یعنی تو ای پیامبر مصیطر نیستی، لکن آن که رویگردان بشود خدا او را عذاب می‌کند. نه اینکه غیر از یک گروهی. «إلّا» استثنا نیست. «إلّا» تدارک — به آن می‌گویند استدراک. «إلّا» «لکن» است. یعنی به معنای لکن. لکن فارسی خودمان. تو فارسی‌مان هم می‌گوییم لکن این‌طوری است.

بازگشت و حساب نزد خدا

آخر خدایا کی می‌خواهی این کار را انجام بدهی؟ ما که فعلاً نگاه می‌کنیم این‌هایی که از ما رویگردان شده‌اند، پشت کرده‌اند، کفر ورزیده‌اند، خیلی‌شان اتفاقاً وضعشان خوب است.

می‌فرماید: إن إلینا إیابهم. می‌آیند پیش ما. می‌آیند پیش ما. خیلی ما عجله نداریم.

می‌گوید طرف مالش را دزدیده بودند. خیلی ناراحت رفت نشست دم قبرستان. اینجا چرا نشستی؟ گفت می‌آید اینجا. می‌آید. هرجا باشد اینجا می‌آید. دزدید برد؛ باشد، اینجا می‌آید. قبرستان یعنی آخر خط دنیا. دزد هر جا برود، یک جا هست که ناچار است بیاید. خدا هم می‌گوید من عجله ندارم؛ ایابشان به سوی ماست.

خدا می‌گوید من می‌گیرمشان. من عذاب می‌کنم. خدایا آخر کی؟ می‌گوید می‌آیند. إن إلینا إیابهم: می‌آیند پیش ما.

«إِنَّ إِلَيْنَآ إِيَابَهُمْ» (غاشیه/۲۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): همانا بازگشتشان به سوی ماست.

ثم إن علینا حسابهم. بعد ما حسابشان را باید حل و فصل بکنیم؛ در خدمتشان هستیم. تمام.

«ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا حِسَابَهُم» (غاشیه/۲۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سپس حسابشان بر عهدهٔ ماست.

جمع‌بندی سوره و تکلیف جلسه

سورهٔ غاشیه تمام. پس سوره دو سیاق بیشتر ندارد: حدیث الغاشیه، و بعد دستور مطالعه به علاوهٔ تذکر پیامبر. دو تا سیاق: یک سیاق حدیث الغاشیه؛ یک سیاق دیگر دو فراز: یک تکلیف مطالعاتی — مطالعه دربارهٔ شتر و آسمان و کوه و زمین — و بعد از این تکلیف مطالعاتی نتیجه می‌گیرد تو فذكّر.

ان‌شاءالله تکلیف:

یک. جمع‌بندی سیاق اول سورهٔ غاشیه.

دو. جمع‌بندی سیاق دوم سورهٔ غاشیه.

سه. ارتباط دو سیاق در سورهٔ غاشیه.

ان‌شاءالله این‌ها را خواهید داشت. و سورهٔ بعدی‌مان سوره چیست؟ فجر است.

ما توقع‌مان این است که بتوانیم هفتهٔ آینده سورهٔ غاشیه را جمع‌بندی کنیم و سورهٔ فجر هم یا تمام کنیم یا به جای خوبی ان‌شاءالله برسانیم.

آماده‌شدن برای سورهٔ فجر یعنی چه؟ یعنی آیاتش را بخوانید، بفهمید. اگر اشکالی در فهم آیات دارید برطرف کنید. یک. همین قدم اول را سبک نگیرید؛ تا آیه را نفهمیده‌اید سیاق‌بندی‌تان روی هواست.

دو: یعنی سوره را سیاق‌بندی کنید. لطفاً نه با کتاب؛ خودتان، خودتان سیاق‌بندی کنید. بعدش کتاب را دیدید عیب ندارد؛ ولی خودتان یک وقتی به خودتان بدهید، یک فرصتی بگذارید. اول زاییدهٔ ذهن خودتان باشد، بعد مقایسه.

سه: سیاق‌های سورهٔ فجر را در حد خودتان جمع‌بندی کنید. همان حد خودتان کافی است؛ کاملِ کتابی نمی‌خواهیم.

چهار: اگر فرصت کردید — چهار، اگر فرصت کردید، اگر فرصت کردید — ارتباط سیاق‌های سورهٔ فجر را هم بکاوید و بررسی کنید. این چهارمی اضافه است؛ اگر وقت رسید.

پاورقی تدوین: متن حاضر بر اساس پیاده‌سازی ماشینیِ گفتار (ASR) تدوین شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی، در مواردی که در بخش‌های این جلسه آمده‌اند، توسط مدل تهیه شده‌اند و جزء سخنان استاد نیستند. متن عربی آیات از منابع معتبر درج شده است. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های جانبی و صداهای غیرمرتبط با سخنرانی استاد حذف شده‌اند. این نسخه فاقد Segments است.