ددرس‌گفتارها

سوره مبارکه بعدی سوره قاشیه است.

خب من با اجازتون تکلیف سوره قاشیه رو یه قدم می‌برم به جلو.

اول دسته‌بندی سوره رو خودم میگم.

دو دسته داره آیه یک تا شونزده، آیه هفده تا بیست و شش.

در آیات یک تا شونزده چه سیری طی شده؟

با یه سؤال بحث آغاز شده "هل أتاك حديث الغاشية" حکایت قاشیه به تو رسید یا نه؟

و بعد خود خدا "حديث الغاشية" را شرح داده.

"حديث الغاشية" اینه.

"وجوه يومئذ خاشعة".

"عاملة ناصبة".

"تسلی ناراً حامية".

"تسقی من عين آنية".

"ليس لهم طعام" بگید.

[همهمه].

"إلا من ضريع".

خار بخورن.

خار.

"لا يسمن ولا يغني من جوع".

نه فربه می‌کنه، نه گرسنگی رو برطرف می‌کنه.

ولی مثل شتر باید خار بجود.

قرآنه ها.

اما نقطه مقابل "وجوه يومئذ ناعمة".

اینا "خاشعة" اینا "ناعمة".

"لسعيها راضية".

اینا "عاملة ناصبة" اینا "لسعيها".

این هر کار کرده فقط خستگی براش مونده.

این اما تلاشی که کرده به رضایت رسیده.

چه شد؟

"في جنة عالية".

اینا "تسلی ناراً حامية" اینا "في جنة عالية".

اینم توصیفیه برای همون جنت.

تو چه جنتی‌اند؟

تو جنتی که در اون لغز نمی‌شنوند.

خب اونا "تسقی من عين آنية" اینا "فيها عين جارية".

خب اونا "ليس لهم طعام إلا من ضريع" اینجا "فيها سرر مرفوعة وأكواب موضوعة ونمارق مصفوفة وزرابي مفروشة".

دو تا گروه را در دو ستون با هم مقایسه کرده.

این "حديث الغاشية" است.

قاشیه یعنی پوشاننده.

یعنی هیچکس از یکی از این دو ستون بیرون نیست.

قاشیه حکایتی‌ست که همه را در بر می‌گیره.

حالا یا تو این ستون یا بگید تو این ستون.

کسی که بگه نه من نه اینجام نه اونجام نداریم.

قاشیه یعنی این.

یعنی هیشکی بیرون نیست.

هیشکی حالت سومی نداره.

به طور کلی دو حالته.

یا خاشعة یا ناعمة، یا ناصبة یا راضية، یا ناراً حامية یا جنة عالية، یا عين آنية یا عين جارية، یا ليس لهم طعام یا سرر مرفوعة أكواب موضوعة نمارق مصفوفة زرابي مفروشة.

یکی از این دو حالته.

این حرف اول.

این کلاً شده سیاق یک.

خب اینام که ما خواستیم بگیم در واقع اینا به هم ارتباط دارن.

این محورهای مقایسه‌ایه.

در سیاق دو خدا آمده گفته "أفلا ينظرون".

آیا توجه نمی‌کنن؟

آیا نگاه نمی‌کنن؟

چرا سیاق جدیدیه؟

چون دیگه ادامه "حديث الغاشية" نیست دیگه.

یه بحث مطالعاتی خدا پیش کشیده.

مثل اینکه خدا میگه دیدید دو تا ستون بود حالا می‌خوام یه تکلیف بدم.

برید مطالعه کنید.

خب خدایا چیو مطالعه کنیم؟

طبیعتاً می‌خواد دستور مطالعاتی بده که نتیجه‌ش بشه چی؟

ما جزء ستون اول نباشیم.

جزء ستون دوم باشیم.

تکلیف برای این باید بده قاعدتاً دیگه.

وقتی گفت دو تا ستونه قاشیه در این دو ستون همه را می‌گیره.

حالا می‌خواد تکلیف بده.

مطالعه بفرمایید.

این تکالیف جلسه بعد شمام باشه.

لطفاً مطالعه‌ای درباره چه ناوه؟

شتر.

شتر بکنید.

بعضیا میگن قرآن مال هزار و چهارصد سال قبل گفته شتر.

الان که دیگه شتر نداریم.

الان چی داریم بنده خدا؟

میگه اگر الان بود خدا می‌گفت برید در بنز مطالعه کنید.

اصلاً نفهمیدی ماجرا چیه؟

نفهمیدی فکر می‌کنی الان اینجا خدا دنبال تکنولوژیه که مثلاً مقایسه آقا لطفاً برید به کیفیت خلقت شتر دقت بکنید.

خدایا من به کیفیت ش-- خلقت شتر دقت بکنم جزء ستون اول میشم اگه درست دقت کنی بله.

عه.

شترو خوب مطالعه کنیم راستش رو بخوای جزو ستون اول میشی-- ستون دوم بله ستون دوم.

اگه دقت کنی بله تو جزو ستون دوم میشی.

دیگه به چی نگاه کنیم دقت کنیم؟

میگه "والسماء" به آسمونم دقت کنید "كيف رفعت".

شترو ببینید چجور خلق کردم.

آسمون هم مطالعه کنید ببینید چجور برافراشتم.

"والجبال كيف نصبت".

لطفاً به کوهام نگاه کنید ببینید چجوری نصبشون کردم.

"والأرض كيف سبحت".

به زمین هم نگاه کنید ببینید سطح زمین را چگونه آماده زندگی کردم.

این چهار تا تکلیف مطالعاتی را اگر داشته باشید امید میره که از ستون اول نجات پیدا کنید جزء ستون دوم بشید.

تکلیف شما بررسی ربط بین این مطالعات با حدیث القاشیه است.

بعد در ادامه همین دستور مطالعاتی مثل اینکه خدا در نظر میگیره بله کسانی این مطالعه رو انجام دادن آماده‌اند.

"فذكر انما انت مذكر".

پیغمبر دستور مطالعاتی رو دیدی؟

تو تذکرتو بده.

میشد "فذكر" را شروع سیاق جدید هم بگید؟

دونست.

ولی با توجه به اینکه هنوز، بنده استدلالم اینه، هنوز خداوند از "افلا ينظرون الى الابل كيف خلقت، الى السماء كيف رفعت، الى الارض كيف، الى الجبال كيف نصبت والارض كيف سطحت" هنوز خدا از این آیات نتیجه بگید نگرفته.

چون هنوز نتیجه نگرفته من ترجیح میدم بگم این "ذكر" ادامه همون سیاق دوئه.

یعنی شروع سیاق سوم نیست.

و الا اشکالی هم نداره اگر کسی بگه اینم یه سیاق سومیه.

پس یادتون هست من روز اول گفتم یه جاهایی ما میگیم اشکالی نداره اونم میشه اینم میشه توضیح میدیم.

یه جاهایی ولی میگیم نه حتما باید یک نظر درستی رو باید انتخاب کرد.

نظر درست دو تا نیست.

اینجا از اون جاهاست که میشه به یه توجیحی گفت ادامه سیاق قبله، به یه توجیحی گفت شروع سیاق جدیده.

هرچیه حرف اینه.

"فذكر" پیغمبر تذکر بده "انما انت مذكر" تو فقط تذکر دهنده‌ای ها.

عه من فقط تذکر دهنده ام چی نیستم پس؟

"لست عليهم بمصيطر".

تو نمیتونی مجبورشون کنی.

تو میتونی ابلاغ کنی، نمیتونی مجبور کنی.

نه اینکه نمیتونی یعنی حق نداری ها.

اصلاً نمیشه.

اصلاً ایمان شکلش اینطوری نیست که کسیو بشه به ایمان بگید.

ایمان یه چیزی تو قلب آدماست.

تو میتونی بگی.

تو میتونی ابلاغ کنی.

ولی نمیشود به جبر ایمان رو در قلب کسی تثبیت کرد.

"لست عليهم بمصيطر".

پس خدا هیچی به هیچی آزاده.

هرکی خواست ایمان میاره نخوست نمیاره.

"الا من تولى وكفر فيعذبه الله العذاب الاكبر".

اینکه من میگم "لست عليهم بمصيطر" معنیش این نیستش که حالا ایمان نیاوردن هم نیاوردن.

نه.

کسی که تولی کند، پشت کند و کفر ورزد، پس خدا او را عذاب می‌کند.

"العذاب الاكبر" بزرگ‌ترین عذاب.

تو تذکر بده.

مجبورم نمیتونی بکنی.

ولی اینکه مجبور نمیتونی بکنی به معنی آزاد بودن افراد در اینکه خواستن، دوست داشتن قبول کنن، دوست داشتن قبول نکنن، طوری نمیشه، نه اینطور نیست.

طوری میشه.

اگه قبول نکنن خدا به بدترین و بزرگترین شکل ممکنی عذابشون میکنه.

آخه خدایا کی میخوای این کارو انجام بدی؟

ما که فعلاً نگاه می‌کنیم اینایی که از ما رویگردان شدن، پشت کردن، کفر ورزیدن، خیلی‌ام اتفاقاً وضعشون خوبه.

میفرماید "ان" بگید "ان الينا ايابهم" میان پیش ما.

میان پیش ما.

خیلی ما عجله نداریم.

میگه طرف مالشو دزدیده بودن.

خیلی ناراحت رفت نشست دم قبرستون.

اینجا چرا نشستی؟

گفت میاد اینجا.

میاد.

هرجا باشه اینجا میاد.

دزدید برد.

باشه اینجا میاد.

خدا میگه من میگیرمشون.

من عذاب میکنم.

خدایا آخه کی؟

میگه میان.

"ان الينا ايابهم" میان پیش ما.

"ثم ان علينا حسابهم".

بعد ما حسابشونو باید حل و فصل بکنیم در خدمتشون هستیم.

تمام.

سوره قاشیه تمام.

دو تا سیاق، یه سیاق حدیث القاشیه، یه سیاق دیگه دو فراز، یک تکلیف مطالعاتی.

مطالعه درباره شتر و آسمون و کوه و زمین.

بعد از این تکلیف مطالعاتی نتیجه میگیره تو "فذكر".

ان شاء الله تکلیف.

یک جمع‌بندی سیاق اول سوره قاشیه.

دو جمع‌بندی سیاق دوم سوره قاشیه.

سه ارتباط دو سیاق در سوره قاشیه.

ان شاء الله اینا رو خواهید داشت و سوره بعدیمون سوره چیه؟

فجره.

ما توقعمون اینه که بتونیم هفته آینده سوره قاشیه رو جمع‌بندی کنیم و سوره فجر هم یا تمام کنیم یا به جای خوبی ان شاء الله برسونیم.

آماده شدن برای سوره فجر یعنی چه؟

یعنی آیاتشو بخونید، بفهمید.

اگر اشکالی در فهم آیات دارید برطرف کنید.

یک.

دو یعنی سوره را سیاق بندی کنید.

لطفاً نه با کتاب، خودتون، خودتون سیاق بندی کنید.

بعدش کتابو دیدید عیب نداره ولی خودتون یه وقتی به خودتون میدید یه فرصتی بگذارید.

سه سیاق‌های سوره فجر را در حد خودتون جمع‌بندی کنید.

چهار اگر فرصت کردید، چهار اگر فرصت کردید، اگر فرصت کردید ارتباط سیاق‌های سوره فجر رو هم بکاوید و بررسی کنید.

این "الا" نمیخواد بگه تو "مصيطر" نیستی مگر بر اینا.

یعنی بر اینا "مصيطری".

این "الا" به معنی "لکن" است.

یعنی تو یه پیغمبر "مصيطر" نیستی "لکن" اونی که رویگردان بشود خدا او را عذاب می‌کند.

نه اینکه غیر از یه گروهی.

"الا" استثنا نیست.

"الا" تدارک بهش میگن استدراک.

"الا" "لکن" است.

یعنی به معنی "لکن".

لکن فارسی خودمون.

تو فارسیمون هم میگیم لکن اینطوریه