ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 028

آموزش تدبر در سورهٔ ضحی — بخش اول

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ درج‌شده زیر عبارات عربی، توسط مدل تهیه شده‌اند و جزء سخنان استاد نیستند. متن عربی آیات از منابع معتبر (tanzil / quran.com) درج شده است.

تکلیف سورهٔ ضحی و انتخاب سبک زندگی

سورهٔ مبارکهٔ ضحی. خب، چه کسانی روی سورهٔ ضحی کار کرده‌اند؟ به تکالیف عمل نمی‌کنید؟ چرا؟

دیگر خب حاج‌آقا می‌آید اینجا می‌گوید دیگر. ما برای چه خودمان را زحمت بدهیم؟ یک هفته برو مطالعه کن؛ یا در کتاب هم هست. چه کاری است که ما برویم این سلول‌های خاکستری عزیز را ــ که دارند استراحت می‌کنند ــ از خواب بیدار کنیم؟ یعنی ذهن را به زحمت بیندازیم، وقتی آخر هفته کسی هست که بیاید بگوید؟

چه کسانی اینجا تصمیم دارند راه را ادامه بدهند؟ این سؤال را جدی بگیرید. یا می‌خواهید همین‌جا بشنوید و بروید، یا می‌خواهید مسیر را جلو ببرید.

«إِنَّ عَلَيْنَا لَلْهُدَىٰ» (لیل/۱۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): همانا هدایت بر عهدهٔ ماست.

«وَإِنَّ لَنَا لَلْـَٔاخِرَةَ وَٱلْأُولَىٰ» (لیل/۱۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و همانا آخرت و دنیا از آنِ ماست.

سبک زندگی با شماست؛ نتیجه با کیست؟ این دو تا را قاطی نکنید. شما سبک زندگی‌تان را انتخاب می‌کنید؛ اما نتیجه را شما رقم نمی‌زنید.

سبک زندگیِ عدم مطالعه و عدم تلاش، و منتظر ماندن برای آخر هفته که بیاییم اینجا بشنویم ــ آن سبک زندگی همین است که قرآن گفته:

«فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلْعُسْرَىٰ» (لیل/۱۰)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس به‌زودی او را برای سخت‌ترین راه آماده می‌کنیم.

دیگر حالا. آن سبک، کار را سخت می‌کند؛ راه را بر انسان تنگ می‌کند. انتظار معجزه از کلاسِ آخر هفته، خودش بخشی از همان عُسری است.

اما سبک زندگی‌ای که می‌خواهد به ادامهٔ راه برسد، برود جلو، بشود معلم قرآن، بشود مروّج قرآن، بشود مبلّغ قرآن، می‌خواهد قرآن را به هر حال در زندگی خودش و در جامعهٔ خودش جلو ببرد ــ آن دیگر با مطالعه نکردن و کار را به کلاس واگذار کردن جور درنمی‌آید. این دو با هم جمع نمی‌شوند.

انتخاب با شماست؛ اما نتیجه دیگر با شما نیست. بله، شما می‌توانید که مطالعه نکنید. هیچ مشکلی نیست. کسی جلوی شما را نگرفته. اما دیگر نمی‌توانید توقع داشته باشید فردا معلم قرآن بشوید. دیگر نمی‌توانید توقع داشته باشید فردا مروّج و مبلّغ قرآن باشید. نمی‌شود. این توقع با آن سبک زندگی نمی‌خواند.

داستان پیانو و حدّ عالیِ کار

می‌گوید یک بنده‌خدایی استاد خیلی قوی و قدَر پیانو بود، داشت پیانو می‌زد. خیلی عالی و زیبا هم داشت پیانو می‌زد. بعد یک نفر از این مخاطبین، بعد از اینکه پیانوی او را می‌شنود و این‌ها، خیلی خوشش می‌آید، می‌آید جلو می‌گوید: استاد، من حاضر بودم همهٔ زندگی‌ام را بدهم یک بار مثل شما پیانو بزنم. این هم می‌گوید: اتفاقاً من هم همهٔ زندگی‌ام را داده‌ام دارم این پیانو را می‌زنم. شما خیال کردی این‌جور پیانو زدن با یک ساعت دو ساعت تمرین به دست آمده؟ همهٔ زندگی‌ام خرجش شده.

اگر کسی می‌خواهد در راهی که می‌رود آن حدّ عالی را بزند ــ تدریس عالی قرآن داشته باشد، تبلیغ عالی قرآن داشته باشد، جای قرآن را بفهمد، بتواند شرح کند، بتواند بحث را جلو ببرد ــ باید کار کند. همین است. آن حد با نشستن و شنیدنِ آخر هفته به دست نمی‌آید.

حالا من مگر چقدر در هفته تکلیف کرده‌ام؟ برای دو ساعت چقدر؟ چقدر برای دو ساعت؟ دو ساعت. یعنی گفتم برای این دو ساعتِ کلاس، دو ساعت هم شما کار کنید. همین. این دو ساعتی که ما گفتیم، این دو ساعت فقط برای این است که همین کلاس به دردتان بخورد. برای اینکه وقتی می‌آیید اینجا، بحث روی یک زمین آماده بنشیند.

و الا اگر کسی راه مربی‌گری را بخواهد دنبال کند دیگر دو ساعت نیست. هر روز دو ساعت کار کند؛ اقلّش. اقلّش هر روز دو ساعت باید مطالعه کند. کمتر از این برای مربی شدن کافی نیست. دو ساعتِ کلاس مالِ کلاس است؛ مربی‌گری مالِ کارِ هرروزه است.

مسیر سطوح تا مربی‌گری

به هر حال خواهش می‌کنم از آن خواهران و برادرانی که واقعاً مایل‌اند راه را ادامه بدهند: ما در پایان سطح یک آزمون می‌گیریم؛ ان‌شاءالله موفقین آزمون می‌آیند سطح دو؛ موفقینش می‌روند سطح سه؛ موفقینش می‌روند سطح چهار؛ موفقینش می‌روند سطح پنج؛ موفقینش می‌روند سطح شش؛ موفقینش می‌آیند مربی‌گری. پله‌پله است؛ میان‌بُر ندارد.

مسیر، یک مسیر طولانی است: دویست و چهل ساعت اقلاً آموزش، و عرض کنم خدمتتان چهل ساعت هم دورهٔ مربی‌گری. در خودتان ببینید. این راه را اندازه کنید با همتتان. اگر می‌خواهید بیایید، با چشم باز بیایید؛ مسیر کوتاه نیست.

ممکن است الان یک نفر بگوید رشته‌ام فرض بفرمایید حوزوی نیست. خب حوزوی نباشد. مگر قرآن مال حوزوی‌هاست؟ یا قرآن درس دادن مگر مخصوص حوزوی‌هاست؟ این دو تا را هم قاطی نکنید. قرآن برای همه است؛ یاد دادن قرآن هم برای همه باز است.

«خَيْرُكُمْ مَنْ تَعَلَّمَ الْقُرْآنَ وَعَلَّمَهُ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بهترین شما کسانی‌اند که قرآن را بیاموزند و بیاموزانند.

بهترینتان کسانی‌اند که قرآن را یاد بگیرند و یاد بدهند. همین. نفرموده بهترینتان کسانی‌اند که حوزوی باشند.

پزشکی، پزشک باش. مهندسی، مهندس باش. بازاری هستی بازاری باش. خانه‌داری، خانه‌دار باش. هیچ‌کدام لازم نیست شغلشان را عوض کنند تا قرآن را جلو ببرند.

خانه‌دار می‌تواند در خانهٔ خودش یک جلسه تشکیل بدهد. پزشک می‌تواند در مطب خودش یک آیه‌ای هم برای مریضش بگوید، یا برای همکارانش می‌تواند جلسه بگذارد. مهندس هم می‌تواند همین کار را انجام بدهد. در محیط خودش، با زبان خودش، با همان آدم‌هایی که دور و برش هستند.

همهٔ ما باید زبان قرآن باشیم. همهٔ ما. خیلی کار سختی نیست. سخت وقتی است که بخواهید تفسیر تخصصی بگویید؛ تدبّر گفتن این‌قدر درِ بسته ندارد.

تفسیر تخصصی در برابر تدبر برای همه

یک بار تفسیر قرآن می‌خواهیم بکنیم ــ تفسیر کردن قرآن، درس دادن تفسیر قرآن ــ این یک حوزهٔ تخصصی است. باید به خاطرش دیگر رشته‌ات را عوض کنی، بیایی توی حوزه؛ کلاً دیگر باید راه تحصیلات علوم دینی را بروی تا به تخصص تفسیری برسی و بتوانی تفسیر بگویی، تفسیر کنی. آن یک راه است؛ بله، جدی و پیچیده و تخصصی است. آن را انکار نمی‌کنیم.

اما تدبّر کردن و تدبّر گفتن، راهش برای همه باز است. این را می‌خواهم جا بیندازم. تدبّر مال یک صنف خاص نیست.

یک مقدار باید ادبیاتمان را تقویت کنیم؛ خب تقویت می‌کنیم. مثلاً در این کلاس طرف آمده می‌گوید من بعضی از بحث‌های ادبی را تازه می‌فهمم که خوب ادبیاتم خوب نیست. بسم الله. همین تشخیص خودش قدم اول است. دو تا کتاب ادبیات ساده، صاف و ساده بردار: صرف ساده، مثلاً نحو مقدماتی، صرف مقدماتی، نحو مقدماتی؛ یا صرف ساده، کتاب هدایه یا صمدیه. لازم نیست از اول سراغ سنگین‌ترین متن‌ها بروی.

یک دانه استاد، یک طلبه‌ای، یک دوستی که آشنا باشد با ادبیات عرب پیدا کنیم. لازم است یک حق‌الزحمه‌ای هم به او بدهیم، بگوییم فلانی بیا با ما بحث کن. هفته‌ای یک ساعت با هم بحث ادبیات داشته باشیم، سوره‌ها را تجزیه و ترکیب کنیم. راه می‌افتد دیگر. با همین یک ساعتِ منظم راه می‌افتد.

ادبیات مگر چیست؟ ادبیات با تمرین حاصل می‌شود. شما در متن قرآن کار کنید و یک مباحثهٔ کوچک هم بگذارید، ادبیاتتان به اندازه‌ای که لازم باشد قرآن را بگویید و بفهمید رشد می‌کند. سقفش همین است: به اندازهٔ گفتن و فهماندن قرآن.

دیگر از شما نمی‌خواهند که آقا مثل مجتهدان زبان عربی باشید که بتوانید اقوال را در تمام کلمات و وجوه مختلفش بگویید. چرا؟ آن مرتبه مال تخصص دیگری است. یک عربی ساده‌ای که قرآن را بفهمم و بفهمانم به دست می‌آید. این را می‌شود به دست آورد.

من در این کلاس‌ها فهمیدم اگر فرض بفرمایید یک مقدار مطالعات کلامی‌ام بیشتر باشد قوی‌تر می‌توانم از عهدهٔ کار بربیایم. چنین تشخیصی دادی، با یک استادی مشورت کن، یک کتاب کلامی ساده را بگیر بخوان. خودتان قشنگ می‌توانید با یک هوشمندی در کنار این کلاس‌ها خودتان را آماده کنید برای یک مربی قدَر بودن. کلاس به‌تنهایی مربی قدَر نمی‌سازد؛ خودتان باید کنارش خودتان را بسازید.

من در این کلاس‌ها فهمیدم خوب است قرآن را لااقل بتوانم خوب بخوانم، صحیح بخوانم. قرآن‌خوانی‌ام صحیح نیست. بسم الله؛ یک تمرین، یک کلاس کوچک می‌روی صحیح‌خوانی قرآن را یاد می‌گیری. این هم از همان کارهایی است که بهانه برنمی‌دارد.

عزمتان جزم باشد ان‌شاءالله برای مربی شدن. این خواهش من از جمع حاضر است. کسی نگوید در من نیست، در توانم نیست؛ در توان همهٔ ما هست. حالا یکی کلاسش ممکن است ده نفره باشد، یک کسی ممکن است کلاس صد نفره داشته باشد. عدد جلسه مهم نیست. ولی همهٔ ما ان‌شاءالله می‌توانیم بالاخره قرآن را حداقل به بچه‌هایمان یاد بدهیم، به همسرمان یاد بدهیم. از همین نزدیک‌ترین دایره شروع می‌شود. لازم نیست اول کلاس صد نفره داشته باشید.

سورهٔ ضحی یک سیاق است

سورهٔ مبارکهٔ ضحی آن‌طور که شما خواندید چند دسته دارد؟

یک دسته بیشتر نیست. یعنی به لحاظ سیاق‌بندی یک دسته است. دو تا سیاق نیست. کل سوره یک واحد مفهومی است.

کلش مثلاً این‌طور خوانده می‌شود:

«أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): از خداوند در برابر شیطان رانده‌شده پناه می‌برم. به نام خداوند بخشندهٔ مهربان.

«وَٱلضُّحَىٰ» (ضحی/۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سوگند به چاشتگاه.

«وَٱلَّيْلِ إِذَا سَجَىٰ» (ضحی/۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و به شب چون آرام گیرد.

«مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَمَا قَلَىٰ» (ضحی/۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پروردگارت تو را وانگذاشته و دشمن نداشته است.

«وَلَلْـَٔاخِرَةُ خَيْرٌ لَّكَ مِنَ ٱلْأُولَىٰ» (ضحی/۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و همانا آخرت برای تو بهتر از دنیاست.

«وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَىٰٓ» (ضحی/۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و به‌زودی پروردگارت به تو عطا می‌کند تا خشنود شوی.

«أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيمًا فَـَٔاوَىٰ» (ضحی/۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آیا تو را یتیم نیافت، پس پناه داد؟

خب اینجا درست است دیگر؛ جواب قسم تمام شده. سوگندها آمده، جوابش هم آمده. اما اینکه می‌گوید «أَلَمْ يَجِدْكَ» ــ به همان کسی که خدا گفته «مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ»، به همان کسی که گفته «وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَىٰ»، به همان فرد خدا می‌خواهد شاهد بیاورد. می‌گوید بابا مگر من قبلاً تو یتیم نبودی، تو را پناهت دادم؟ «أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيمًا فَآوَىٰ». یعنی نعمت گذشته را گواهِ وعدهٔ حال و آینده می‌کند.

تازه غیر از این:

«وَوَجَدَكَ ضَآلًّا فَهَدَىٰ» (ضحی/۷)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و تو را سرگشته یافت، پس هدایت کرد.

«وَوَجَدَكَ عَآئِلًا فَأَغْنَىٰ» (ضحی/۸)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و تو را نیازمند یافت، پس بی‌نیاز کرد.

«فَأَمَّا ٱلْيَتِيمَ فَلَا تَقْهَرْ» (ضحی/۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس اما یتیم را خوار مدار.

خب این وصل است یا وصل نیست؟ وصل است. «أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيمًا فَآوَىٰ»؛ پس «فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلَا تَقْهَرْ». همان یتیمی که خدا پناهش داد، حالا خطاب می‌شود که تو یتیم را خوار مدار.

«وَأَمَّا ٱلسَّآئِلَ فَلَا تَنْهَرْ» (ضحی/۱۰)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و اما خواهنده را مران.

و «وَوَجَدَكَ عَائِلًا فَأَغْنَىٰ»؛ پس:

«وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ» (ضحی/۱۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و اما نعمت پروردگارت را بازگو.

نیازمند بودی بی‌نیازت کرد؛ حالا به نعمت پروردگارت حدیث کن. این‌ها از هم جدا نیستند.

پس از نظر سیر مفهومی، کل سوره یک سیر مفهومی بیشتر ندارد. یک سیاق است. این سیاق را باید ما فقط جمع‌بندی‌اش بکنیم. ان‌شاءالله برای ساعت بعدی. هنوز وارد جمع‌بندی نشده‌ایم؛ اول باید همین یک‌پارچگی سیاق جا بیفتد. وقتی پذیرفتید یک سیاق است، آن‌وقت می‌شود جمعش کرد.

بفرمایید برای استراحت.

پاورقی تدوین: متن حاضر بر اساس پیاده‌سازی ماشینیِ گفتار (ASR) تدوین شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی، در مواردی که در بخش‌های این جلسه آمده‌اند، توسط مدل تهیه شده‌اند و جزء سخنان استاد نیستند. متن عربی آیات از منابع معتبر درج شده است. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های جانبی و صداهای غیرمرتبط با سخنرانی استاد حذف شده‌اند. این نسخه فاقد Segments است.