سوره مبارکه زها.
خب کیا کار کردن سوره زها؟
به تکالیف عمل نمیکنید؟
چرا؟
[مکث] دیگه خب حاج آقا میاد اینجا میگه دیگه.
ما برای چی خودمون رو زحمت بدیم؟
یه هفته برو مطالعه کن یا تو کتابم هست.
چه کاریه که ما بریم این سلولهای خاکستری عزیز رو که استراحت میکنن اینا رو از خواب بیدار کنیم.
کیا اینجا تصمیم دارن راه رو ادامه بدن؟
[صدای خنده] "إن علينا للهدى" و "إن لنا للآخرة والأولى".
سبک زندگی با شماست، نتیجه با کیه؟
سبک زندگی عدم مطالعه و عدم تلاش و منتظر موندن برای آخر هفته که بیایم اینجا بشنویم، اون سبک زندگی "فسنيسر هول ال" [مکث] دیگه حالا.
اما سبک زندگی که میخواد برسد به ادامه راه، بره جلو بشه معلم قرآن، بشه مروج قرآن، بشه مبلغ قرآن، میخواد قرآن را به هر حال تو زندگی خودش و تو جامعه خودش جلو ببره، اون دیگه با مطالعه نکردن و کار رو به کلاس واگذار کردن و اینا جور در...
انتخاب با شماست اما نتیجه دیگه با شما نیست.
بله، شما میتونید که مطالعه نکنید.
هیچ مشکلی نیست اما دیگه نمیتونید توقع داشته باشید فردا معلم قرآن بشید.
دیگه نمیتونید توقع داشته باشید فردا مروج و مبلغ قرآن باشید.
نمیشه.
میگه یه بنده خدایی [مکث] استاد خیلی قوی و قدر پیانو بود داشت پیانو میزد.
خیلی عالی و زیبا هم داشت پیانو میزد.
بعد یه نفر از این مخاطبین بعد از اینکه پیانو او رو میشنوه و اینا خیلی خوشش میاد، میاد جلو میگه که استاد من حاضر بودم همه زندگیمو بدم یه بار مثل شما پیانو بزنم.
اینم میگه اتفاقا منم همه زندگیمو دادم دارم این پیانو رو میزنم.
شما خیال کردی اینجور پیانو زدن با یک ساعت دو ساعت تمرین به دست اومده؟
همه زندگیم خرجش شده.
[مکث] اگر کسی میخواد تو راهی که میره اون حد عالی را بزنه، تدریس عالی قرآن داشته باشه، تبلیغ عالی قرآن داشته باشه، جای، جای قرآن رو بفهمه، بتونه شرح کنه، بتونه جلو ببره بحث رو باید کار کنه.
حالا من مگه چقدر در هفته تکلیف کردم؟
برای دو ساعت چقدر؟
چقدر برای دو ساعت؟
دو ساعت.
یعنی گفتم برای این دو ساعت، دو ساعتم شما کار کنید.
این دو ساعتی که ما گفتیم، این دو ساعت فقط برای اینه که همین کلاسه به دردتون بخوره و الا اگر کسی راه مربیگری رو بخواد دنبال بکنه دیگه دو ساعت نیست.
هر روز دو ساعت کار کنه، اقلش.
اقلش هر روز دو ساعت باید مطالعه کنه.
به هر حال خواهش میکنم از اون خواهران و برادرانی که واقعا مایلن راه رو ادامه بدن، ما تو سط-- پایان سطح یک آزمون میگیریم، انشاءالله آزمون موفقینش میان سطح دوها، موفقینش میرن سطح سه، موفقینش میرن سطح چهار، موفقینش میرن سطح پنج، موفقینش میرن سطح شش، موفقینش میان مربیگری.
مسیر، یه مسیر طولانیه دویست و چهل ساعت اقلا آموزش و عرضم به خدمتتون چهل ساعتم دوره مربیگری و در خودتون ببینید.
ممکنه الان یه نفر بگه من رشتهم فرض بفرمایید حوزوی نیست.
خب حوزوی نباشه.
مگه قرآن مال حوزویهاست؟
یا قرآن درس دادن مگه مخصوص حوزویهاست؟
"خيركم من تعلم القرآن وعلمه".
بهترینتون کسانیاند که قرآن رو یاد بگیرن و یاد بدن.
پزشکی، پزشک باش.
مهندسی، مهندس باش.
بازاری هستی بازاری باش.
خانهداری، خانهدار باش.
خانهدار میتونه تو خونه خودش یه جلسه تشکیل بده.
پزشک میتونه تو مطب خودش یه آیهای هم برای مریزش بگه یا برای همکارانش میتونه جلسه بذاره.
[مکث] مهندس هم میتونه همین کار رو انجام بده.
همه ما باید زبان قرآن باشیم.
همه ما.
خیلی کار سختی نیست.
یه بار تفسیر قرآن میخوایم بکنیم، تفسیر کردن قرآن، درس دادن تفسیر قرآن، این یه حوزه تخصصیه باید به خاطرش دیگه رشتت رو تو عوض کنی بیای تو حوزه کلا دیگه باید راه مثلا تحصیلات علوم دینی را بری تا به تخصص تفسیری برسی و بتونی تفسیر بگی، تفسیر کنی.
اون یه راهه بله، جدی و پیچیده و تخصصی و اینهاست.
اما تدبر کردن و تدبر گفتن راهش برای همه بازه.
[مکث] یه مقدار باید ادبیاتمون رو تقویت کنیم، خب تقویت میکنیم.
مثلا تو این کلاس طرف اومده میگه من بعضی از بحثهای ادبی رو تازه میفهمم که خوب ادبیاتم خوب نیست، بسم الله.
دو تا کتاب ادبیات ساده، صاف و ساده، صرف ساده، مثلا نحو مقدماتی، صرف مقدماتی، نحو مقدماتی یا صرف ساده، کتاب هدایه یا صمدیه.
یه دونه استاد، یه طلبهای، یه دوستی که آشنا باشه با ادبیات عرب ببینیم.
لازمه یه حق الزحمهای هم بهش بدیم بگیم فلانی بیا با ما بحث کن.
هفتهای یه، یه ساعت با هم بحث ادبیات داشته باشیم، سورهها رو تجزیه و ترکیب کنیم.
راه میافته دیگه.
ادبیات مگه چیه؟
ادبیات با تمرین حاصل میشه شما تو متن قرآن کار کنید و یه مباحثه کوچیکم بگذارید ادبیات تون به اندازه ای که لازم باشه قرآن را بگید و بفهمید رشد میکنه.
دیگه از شما نمیخوان که آقا مثل مثلا مجتهدان زبان عربی که بتونید اقوال را در تمام نمیدونم کلمات وجوه مختلف چرا یه عربی سادهای که قرآن رو بفهمم و بفهمونم به دست میاد.
من تو این کلاسها فهمیدم اگر فرض بفرمایید یه مقدار مطالعات کلامیم بیشتر باشه قویتر میتونم از عهده کار بربیام.
همچین تشخیصی دادی با یه استادی مشورت کن، یه کتاب کلامی ساده رو بگیر بخون.
خودتون قشنگ میتونید با یک هوشمندی در کنار این کلاسها خودتون رو آماده کنید برای یک مربی قدر بودن.
من تو این کلاسها فهمیدم خوبه قرآن رو لااقل بتونم خوب بخونم، صحیح بخونم.
قرآن خوانیم صحیح نیست.
بسم الله یه تمرین، یه کلاس کوچیک میری صحیح خوانی قرآن رو یاد میگیری.
عزم تون جزم باشه انشاالله برای مربی شدن.
این خواهش من از جمع حاضر هست.
کسی نگه در من نیست در توآ، در توان هممون هست.
حالا یکی کلاس ممکنه ده نفره یک کسی ممکنه کلاس صد نفره.
ولی همه ما انشاالله میتونیم بالاخره قرآن رو حداقل به بچه هامون یاد بدیم، به همسرمون یاد بدیم.
سوره مبارکه ضحی اونطور که شما خوندید چند دسته دارد؟
دو تا، سه تا، یکی، یکی، سه تا، دو تا.
یک دسته بیشتر نیست.
یعنی به لحاظ سیاق بندی یه دسته است.
دو تا سیاق نیست.
کلش مثلا اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
والضحى.
والليل إذا سجا.
ما ودعك ربك وما قلى.
وللآخرة خير لك من الأولى.
ولسوف يعطيك ربك فترضى.
ألم يجدك يتيما فآوى.
خب اینجا درسته دیگه جواب قسم تمام شده.
اما اینکه میگه ألم يجدك به همون کسی که خدا گفته ما ودعك ربك به همون کسی که گفته ولسوف يعطيك ربك فترضى به همون فرد خدا میخواد شاهد بیاره میگه بابا مگه من قبلاً تو یتیم نبودی تو رو پناهت دادم.
ألم يجدك يتيما فآوى.
تازه غیر از این ووجدك ضالا فهدى.
ووجدك عائلا فأغنى.
فأما اليتيم.
خب این وصله یا وصل نیست؟
وصله.
ألم يجدك يتيما فآوى فأما اليتيم فلا تقهر.
وأما السائل فلا تنهر.
ووجدك عائلا فأغنى.
وأما بنعمة ربك فحدث.
پس از نظر سیر مفهومی کل سوره یک سیر مفهومی بیشتر نداره.
یک سیاقه.
این سیاق رو باید ما فقط جمع بندیش بکنیم.
انشاالله برای ساعت بعدی.
بفرمایید برای استراحت