آموزش تدبر در سورهٔ شرح — بخش اول
یادداشت: ترجمههای فارسیِ درجشده زیر عبارات عربی، توسط مدل تهیه شدهاند و جزء سخنان استاد نیستند. متن عربی آیات از منابع معتبر (tanzil / quran.com) درج شده است.
آیات مورد بحث در این جلسه
پیش از ورود به متن، فهرست آیاتی که استاد در این جلسه دربارهٔ آنها سخن گفته ــ حتی اگر عربی کامل را نخوانده و فقط مضمون یا تکهای را آورده ــ از این قرار است: شرح/۱ تا شرح/۸ (کل سوره در دو فراز)؛ الرحمن/۷ (جفتِ رفع و وضع در قرآن)؛ مزمل/۱۰ (صبر بر آنچه میگویند، در فضای تنگی سینهٔ پیامبر)؛ مزمل/۸ (ذکر نام پروردگار و تبتّل، بهعنوان آمادگیِ شرح صدر). «أشهد أنّ محمداً رسول الله» ذکر شهادت است نه آیه. سورهٔ ذاریات فقط از جهتِ تکسیاق بودن مثال آمده است، نه با قرائت آیهای معیّن. سورهٔ ضحی بهعنوان جفت و زوجِ شرح در نماز و تکلیفِ جمعبندیِ نهایی نام برده شده، نه با قرائت آیاتش در این جلسه. سورههای تین و علق و قدر تکلیفِ تدبرِ بعدیاند، نه موضوع بحثِ این ساعت.
یک سیاق، چند فراز
سورهٔ شرح هم مثل سورهٔ ذاریات بیش از یک سیاق ندارد. همین یک سیاق فقط چند فراز دارد. بسم الله الرحمن الرحیم.
«بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): به نام خداوند بخشندهٔ مهربان.
فراز اول را بخوانیم.
«أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ» (شرح/۱)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آیا سینهات را برای تو نگشادیم؟
«وَوَضَعْنَا عَنكَ وِزْرَكَ» (شرح/۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و بار گرانت را از تو برنداشتیم؟
«ٱلَّذِىٓ أَنقَضَ ظَهْرَكَ» (شرح/۳)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): همان بار که پشتت را شکست.
«وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ» (شرح/۴)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و یاد تو را برای تو بالا نبردیم؟
«فَإِنَّ مَعَ ٱلْعُسْرِ يُسْرًا» (شرح/۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس همانا با سختی، آسانی است.
این فراز اول است. خداوند شاهد آورده: ما شرح صدر به تو دادیم؛ وزر را از دوش تو برداشتیم؛ ذکر تو را بالا بردیم. نتیجه چیست؟
«فَإِنَّ مَعَ ٱلْعُسْرِ يُسْرًا» (شرح/۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس همانا با سختی، آسانی است.
همراه سختی، آسانی است. این معیت، معیتِ طولی است؛ یعنی بلافاصله، چسبیده به سختی، آسانی میآید. سختی که هست، آسانی هم پشتِ همان سختی است؛ جدا از آن نیست.
فراز دوم: همان نتیجه، حالا مقدمه
فراز دوم:
«إِنَّ مَعَ ٱلْعُسْرِ يُسْرًۭا» (شرح/۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): همانا با سختی، آسانی است.
همان چیزی را که از فراز اول نتیجه گرفت، در فراز دوم مقدمه قرار میدهد: «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا». خب از این چه استفادهای میخواهیم بکنیم؟
«فَإِذَا فَرَغْتَ فَٱنصَبْ» (شرح/۷)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس چون فارغ شدی، خود را به کار بعدی بگمار.
«وَإِلَىٰ رَبِّكَ فَٱرْغَب» (شرح/۸)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و به سوی پروردگارت رغبت کن.
مسئله چیست؟ سوره چه میخواهد بگوید؟ بیایید از سرِ آیه برگردیم.
شرح صدر یعنی چه؟
«أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ» (شرح/۱)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آیا سینهات را برای تو نگشادیم؟
آیا برای تو صدر تو را گشاده نساختیم؟ آیا شرح صدر به تو ندادیم؟
شرح صدر را همه میدانیم یعنی چه. انسان یکبار ظرفیت ندارد؛ سینهٔ او تنگ است. گاهی سینه فراخ است. شرح صدر دارد یعنی ظرفیتش بالا رفته. آیا ما ظرفیت به تو ندادیم؟ شرح صدر به تو ندادیم؟ سینهٔ تو را فراخ نکردیم؟
ذیل شرح صدر: یک وضع و یک رفع
بعد خدا ذیل همین شرح صدر از یک رفع صحبت میکند؛ از یک وضع صحبت میکند و یک رفع. وضع چیست؟ وزر. رفع چیست؟ ذکر. شرح صدر ذیل خودش یک وضعی دارد و یک رفعی. خوب دقت کنید چه میگویم. شرح صدر یک وضع دارد، یک رفع.
وضع و رفع در قرآن مقابل هماند. در قرآن میفرماید:
«وَٱلسَّمَآءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ ٱلْمِيزَانَ» (رحمن/۷)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و آسمان را برافراشت و ترازو را نهاد.
رفع، وضع. گویا شرح صدر یک بالابردنی دارد، یک پایینآوردنی، یک نهادنی. یک بالا بردن، یک نهادن. نهادن چیست؟ بالا بردن چیست؟
وضع وزر: بار کمرشکن
میفرماید:
«وَوَضَعْنَا عَنكَ وِزْرَكَ» (شرح/۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و بار گرانت را از تو برنداشتیم؟
«ٱلَّذِىٓ أَنقَضَ ظَهْرَكَ» (شرح/۳)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): همان بار که پشتت را شکست.
وضعِ وزر. وزر بار سنگینی است که شما تحملش را ندارید. وزر همان بار سنگینی است که تحملش سختی دارد، ملالت دارد. این را میگوییم وزر. میگوید وزر تو را نهادیم؛ یعنی گویا این بار سنگین را از روی دوشت پایین آوردیم.
کدام وزر؟ همان وزری که «الَّذِي أَنْقَضَ ظَهْرَكَ»؛ همان وزری که کمرت را شکست. وزرِ کمرشکن. وزرِ کمرشکن تو را نهادیم. مثل اینکه از دوشت برداشتیم. برایت تحملش را آسان کردیم. نهادنِ وزر.
خیلیها گفتهاند منظور از این وزر بارِ رسالت است؛ و اینکه میگوید نهادیم، این تابعی از شرح صدر است. وقتی به تو شرح صدر دادیم، این شرح صدر همین است که دیگر از آن باری که روی دوشت بود احساس سنگینی نکردی. تا پیش از شرح صدر گویا این بار روی دوشت کمرت را میشکست. ما به تو شرح صدری دادیم که دیگر کمرشکن نبود. دیگر گویی مثل اینکه بارت را برداشتیم.
رفع ذکر: ذاکر یا مذکور؟
روی دیگر سکه چیست؟
«وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ» (شرح/۴)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و یاد تو را برای تو بالا نبردیم؟
رفعِ ذکر. این «وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ» را خوب دقت کنید تا معنایش برایتان روشن شود.
ذکر مصدر است. مصدر. مصدرِ ذکر یک فاعل دارد که به او میگوییم ذاکر؛ یک مفعول دارد که به او میگوییم مذکور. وقتی میگوید «رَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ»، این کافِ «ذکرک» ذاکر است یا مذکور؟
بگذارید کمی شفافش کنم. یکبار میگوییم «رَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ» یعنی تو بهعنوان مذکور ذکرت رفت بالا؛ یعنی همگان تو را ذکر کردند. همهجا از تو گفتند:
«أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): گواهی میدهم که محمد فرستادهٔ خداست.
همهٔ مأذنهها پر شد از ذکر تو. «رَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ» یعنی ذاکرِ مردم شدند، مذکور تو. تو رسولی. عمدهٔ تفسیرها و ترجمهها همین را گفتهاند: «رَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ» یعنی کاری کردیم همهجا اسم تو را ببرند؛ همهجا بگویند او رسول خداست. در مأذنهها، در شهرها، در خانهها اسمت برده شود. بلندآوازهات کردیم.
یکبار هم این است که نه؛ کاف، کافِ ذاکر است به این معنا: ذاکرِ تو، مذکور کیست؟ خدا. «رَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ» یعنی کاری کردیم که ذکر تو نسبت به خدا رفت بالا؛ یعنی یاد خدا را در وجود تو بردیم بالا.
یکی از این دو معناست.
از نظر ادبی وقتی ذکر میخواهد به کاف اضافه شود ــ به یکی از فاعلش یا مفعولش ــ ترجیح با این است که کاف فاعل باشد. کاف فاعل باشد. ترجیح با این است. «رَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ» یعنی تو ذاکر شدی؛ ذکر تو را بهعنوان ذاکر بردیم بالا، نه ذکر تو را بهعنوان مذکور.
از نظر معنایی هم: اینکه اسم پیامبر را مردم ببرند، این چه ربطی دارد به شرح صدر پیامبر؟ من به تو شرح صدر دادم، اینطور که مردم اسمت را همهجا میبرند؟ این چه ربطی به شرح صدر دارد؟ اما اینکه تو بیش از گذشته یاد ما میکنی، پس شرح صدر پیدا میکنی. این به شرح صدر میچسبد.
ذکر خدا، آمادگیِ شرح صدر
در قرآن کریم نه یک جا، دو جا، چندین بار، خدا در فضایی که پیامبر دلش تنگ بوده میخواسته به پیامبر بگوید صبر کن بر آنچه میگویند؛ تهمتهایی که میزنند، آزاری که میکنند. در همان سیاقها خدا به پیامبر میگوید:
«وَٱصْبِرْ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَٱهْجُرْهُمْ هَجْرًۭا جَمِيلًۭا» (مزمل/۱۰)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و بر آنچه میگویند شکیبا باش و به شیوهای نیکو از ایشان دوری کن.
و در همان فضا میفرماید:
«وَٱذْكُرِ ٱسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًۭا» (مزمل/۸)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و نام پروردگارت را یاد کن و یکسره بهسوی او بِبُر.
آنچه تو را آماده میکند که شرح صدر پیدا کنی این است که تو یاد خدا کنی. تو هرچه بیشتر یاد خدا کنی، همانقدر بیشتر سینهٔ تو آمادهٔ قبول فشارها و سختیها و مسائل میشود.
لذا معنای درست برای «رَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ» همین است: رفعت بخشیدیم برای تو ذکر الهیِ تو را؛ یاد خدای تو را.
ما دو کار کردیم برای شرح صدر: از یک طرف وزر را نهادیم، از طرف دیگر ذکر را بالا بردیم. این یعنی شرح صدر. این یعنی شرح صدر.
نتیجه: مع العسر یسرا
و از این نتیجه بگیر، پیامبر. چه را نتیجه بگیر؟ اینکه:
«إِنَّ مَعَ ٱلْعُسْرِ يُسْرًۭا» (شرح/۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): همانا با سختی، آسانی است.
پای سختی بایست، آسانی پشتش میآید. چطور میآید؟ با شرح صدر.
شما اگر پای سختی ایستادی، با این دو فرمول ــ که ذکر خدا در وجودت برود بالا، و به تبعش وزرِ آن بارِ مسئولیت از دوشت بیاید پایین ــ شرح صدر پیدا میکنی. «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا»: کار آسان میشود.
قرار نیست برای آسان شدنِ اوضاع از زیر بار مسئولیت فرار کنی. مسئولیت که روی دوشت هست. قرار است تو شرح صدر پیدا کنی. چطور؟ با ذکر الله. با یاد خدا. یاد خدا میرود بالا، وزر میآید پایین.
«وَوَضَعْنَا عَنكَ وِزْرَكَ» (شرح/۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و بار گرانت را از تو برنداشتیم؟
«ٱلَّذِىٓ أَنقَضَ ظَهْرَكَ» (شرح/۳)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): همان بار که پشتت را شکست.
«وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ» (شرح/۴)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و یاد تو را برای تو بالا نبردیم؟
«أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ» (شرح/۱)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آیا سینهات را برای تو نگشادیم؟
آمادگی. قلب باز میشود. قلب باز میشود.
این فرمول هنوز کار میکند
خدا میخواهد بگوید این فرمول هنوز کار میکند:
«إِنَّ مَعَ ٱلْعُسْرِ يُسْرًۭا» (شرح/۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): همانا با سختی، آسانی است.
چطور در گذشته بارهای سنگینی روی دوشت بود که الان تحملش را داری؟ الان دیگر برایت کمرشکن نیست. الان ظرفیتش را داری. وزرش نهاده شده، ذکرت بالا رفته، رشد کردهای. آن بار دیگر مثل قبل آزارت نمیدهد. چطور در گذشته این بوده؟ از این به بعد هم همین فرمول است: «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا».
پس چه کار کن؟
«فَإِذَا فَرَغْتَ فَٱنصَبْ» (شرح/۷)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس چون فارغ شدی، خود را به کار بعدی بگمار.
حالا که اینجور است، هر وقت از یک عسری فارغ شدی. انسان چطور از عسر فارغ میشود؟ با شرح صدر. یعنی هر وقت شرح صدر پیدا کردی، آن بار سنگینی که روی دوشت بود دیگر احساس سنگینی نکردی. «فَرَغْتَ». «وَضَعْنَا عَنْكَ وِزْرَكَ». فارغ شدی. آسان شد. «فَإِذَا فَرَغْتَ فَانْصَبْ»: خودت را به مسئولیت بعدی بگمار. یعنی قدم بعدی را بردار.
«فَإِذَا فَرَغْتَ فَانْصَبْ»: هر وقت که فارغ شدی از بار سنگین قبلی، با شرح صدری که ما به تو دادیم، «فَانْصَبْ» به بار بعدی، به کار بعدی، به قدم بعدی.
«وَإِلَىٰ رَبِّكَ فَٱرْغَب» (شرح/۸)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و به سوی پروردگارت رغبت کن.
و به سوی پروردگارت رغبت کن. یعنی اینجوری میشود بیایی به طرف خدا.
مثال راهپله و پاگرد
تشبیه میکنم، مثال بزنم. میخواهی از یک راهپله بروی بالا، برسی مثلاً به طبقهٔ دهم. این قسمت اول راهپله را که میدهی سخت است دیگر. اینجوری خودت را با سختی میکشی بالا. بعد میرسی به چه؟ به یک پاگرد. میایستی. آمدهای بالا. یک آرامشی حاصل شده.
آیا خب الحمدلله دیگر راحت شدیم؟ دیگر بارِ مسئولیتمان هم سبک شد؟ رشدِ کافی کردیم، به اندازهٔ کافی؟ نه. «فَانْصَبْ». بعدیاش. «فَإِذَا فَرَغْتَ فَانْصَبْ». بعدیاش.
گامبهگام، با مواجهه با سختیها، میتوانی بیایی به سوی خدا. از عسر نهراسی. تن به عسر و سختی بدهی. منتظر باشی با رفعِ ذکر، وزرش بیاید پایین، شرح صدر حاصل شود. شرح صدر که حاصل شد تو فارغ میشوی برای گام بعدی. «فَإِذَا فَرَغْتَ فَانْصَبْ وَإِلَى رَبِّكَ فَارْغَبْ».
اصل مدیریتی و اصل حرکت به سوی پروردگار
در واقع سورهٔ مبارکهٔ شرح سورهای است که دارد یک اصلِ مدیریتی و یک اصلِ حرکت به سوی پروردگار را تبیین میکند.
همهٔ ما وقتی یک کاری را میخواهیم شروع کنیم، این کار یک مسئولیتی را میخواهیم به گردن بگیریم، یک باری را میخواهیم برداریم. مرحلهٔ اول این بار خیلی توسعهیافته نیست. یک بارِ جمعوجور است؛ ولی ما ممکن است در مقابلش احساس ضعف و ناتوانی کنیم. همهٔ ما ممکن است زیر بارِ مسئولیتمان کمرمان خم شود و حتی صدای شکستنش به گوشمان برسد. طوری این مسئولیت دارد به ما فشار میآورد که کمرمان انگار شکست.
این سختیِ مسئولیت وقتی ذکر خدا برود بالا، وزرش میآید پایین، شرح صدر حاصل میشود. یعنی بعد از مدتی ایستادگی و مقاومت میبینی آن کاری که روزها پیش، ماهها پیش برای تو خیلی سخت بود، الان داری آسان انجامش میدهی. یعنی مسلط شدهای به اوضاع. شرح صدر پیدا کردهای. آمادگی داری. دیگر مشکلی نیست.
خدا میگوید اینجا نقطهٔ توقف نیست.
«فَإِذَا فَرَغْتَ فَٱنصَبْ» (شرح/۷)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس چون فارغ شدی، خود را به کار بعدی بگمار.
هر وقت از این مسئولیت به این شکل فارغ شدی، «فَانْصَبْ». خب کار بعدی، گام بعدی، آن بار سنگین بعدی.
با چه امیدی بروم به سختی بعدی، به سوی سختی بعدی؟ با این امید که:
«إِنَّ مَعَ ٱلْعُسْرِ يُسْرًۭا» (شرح/۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): همانا با سختی، آسانی است.
نترس از سختیها. سورهٔ شرح میخواهد بگوید از سختیها نترس. تو سختیها خدا با شرح صدر به فریادت میرسد. آنقدر بهت وسعت میدهد که تحملش کنی.
چطور این کار را میکند؟ با وضعِ وزر و رفعِ ذکر. هرچه میتوانی آن تلخیها را باید ندیده بگیری. هرچه میتوانی یاد خدا را باید بیشتر کنی. تمام. این یک فرمول است. فرمولِ حرکتی است. دقت کنید.
أنقض: شکستی که با صداست
«وَوَضَعْنَا عَنكَ وِزْرَكَ» (شرح/۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و بار گرانت را از تو برنداشتیم؟
«ٱلَّذِىٓ أَنقَضَ ظَهْرَكَ» (شرح/۳)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): همان بار که پشتت را شکست.
یعنی یک مرحله این بوده که این وزر کمر تو را شکسته. «أَنْقَضَ» میگوید شکستی که با صدا باشد. یعنی دادت را درآورده. یعنی طوری بهت فشار آورده که کمرت شکسته. خودت شنیدهای. اشکت را درآورده.
به پیامبرش خدا میگوید ها. میگوید آن باری را که کمر تو را شکاند ما برداشتیم. یعنی آنقدر ایستادی که شکاند.
چطور برداشتیم؟ کسی اینجا سؤال میکند: خدایا تو که میگویی «وَضَعْنَا عَنْكَ وِزْرَكَ الَّذِي أَنْقَضَ ظَهْرَكَ» یعنی چه؟ میگوید:
«وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ» (شرح/۴)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و یاد تو را برای تو بالا نبردیم؟
یعنی در واقع ذکر تو را که بردیم بالا، اثر طبیعیِ رفعِ ذکر، وضعِ وزر بود. پس تو در دلِ سختی بودی، ایستادی پای کار. این عسر، عصری که اینجا احساس میکردی، این عسر با شرح صدر به چه بدل شد؟ به یسر. «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا». پس تو سختی وقتی بایستی، آسانیش میآید.
از این سوره نمیشود فرار از سختی را نتیجه گرفت
کسی از این سوره نمیتواند نتیجه بگیرد که از زیر سختی دربرود. نمیشود.
«ٱلَّذِىٓ أَنقَضَ ظَهْرَكَ» (شرح/۳)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): همان بار که پشتت را شکست.
حتی نمیگوید آن باری که کم مانده بود بشکند کمرت را. آن باری که شاید میشکست کمرت را. میگوید آن باری که شکست کمرت را. یعنی شما تا حدی که بار کمرت را شکسته ایستادهای ــ به پیامبرش خدا میگوید ــ بعد ما آمدیم آسانش کردیم با شرح صدر. رفعِ ذکر دادیم، وضعِ وزر کردیم، شده شرح صدر. دیگر آن بار آسان شده.
از این نتیجه بگیر که:
«إِنَّ مَعَ ٱلْعُسْرِ يُسْرًۭا» (شرح/۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): همانا با سختی، آسانی است.
تو سختی که بایستی، آسانیش هم میآید. این خودش یک پیشرفت است. حالا همین را مقدمه قرار بده برای گام بعدی. «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا» هنوز هم همین فرمول حاکم است. «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا». پس چه؟ حالا چه کار کنم؟ از این فرمول چه استفادهای کنم؟ میگوید:
«فَإِذَا فَرَغْتَ فَٱنصَبْ» (شرح/۷)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس چون فارغ شدی، خود را به کار بعدی بگمار.
وقتی که فارغ شدی. از چه فارغ شدی؟ از عسر، از سختی. چطور فارغ شدی؟ با شرح صدر. وقتی با شرح صدر از عسر فارغ شدی، «فَانْصَبْ». خودت را نصب کن به کار بعدی، به مسئولیت بعدی. کار که تمام نشد که.
«وَإِلَىٰ رَبِّكَ فَٱرْغَب» (شرح/۸)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و به سوی پروردگارت رغبت کن.
و اینجوری میتوانی به طرف خدا بیایی. یعنی راه خدا راهی است که از دلِ عسر میگذرد. مؤمن نباید ــ پیامبر در درجهٔ اول که مخاطب است، و مؤمن ــ مؤمن نباید از عسر بهراسد. مؤمن باید در عسر قرار بگیرد و منتظر شرح صدر الهی باشد. چطور؟ رفعِ ذکر، وضعِ وزر.
هرچه کمتر سختیها، تلخیها، شکایتها؛ هرچه بیشتر ذکر الله. این ذکر اللهِ زیاد، این کم شکایت کردن و کم اعتراض داشتن و کم نق زدن، این شرح صدر میآورد. شرح صدر که آمد همان بار آسان میشود. آسان که شد گام بعدی، همینطور به سوی پروردگار انسان میتواند حرکت بکند.
حالا روی سورهٔ مبارکهٔ شرح انشاءالله تا جلسهٔ آینده تأمل بیشتر خواهید کرد. ما یک جمعبندی هم در جلسهٔ آینده ارائه خواهیم کرد.
تکالیف و جفت بودن شرح با ضحی
ببخشید، پیش از آنکه تکالیف را بگویم لطفاً کلاس را ترک نکنید. من تکالیف را سریع بگویم بعد بفرمایید.
این سوره ربطی هم با سورهٔ ضحی دارد، ولی خودش یک سورهٔ مستقل است. عسر و یسر را مطرح میکند. شرح صدر.
این سوره، گفتم، جفت و زوجِ سورهٔ ضحی است. در نماز هم باید با هم خوانده شوند. اگر کسی خواست در نماز بخواند، هر یک از این سورهها را باید جفتش را با هم بخواند. ضحی و شرح را با هم. یکیاش را به تنهایی در نماز بخوانی کافی نیست. نه، یک سوره حساب نمیشوند. اینها از آن سورههاییاند که در نماز اگر خواستی بخوانی باید دوتایشان را بخوانی، و الا یک سوره نیستند. دقت کنند خواهران و برادران.
سورهٔ مبارکهٔ ضحی انشاءالله آماده باشید برای جمعبندیِ نهاییاش. مطالعه بفرمایید برای جمعبندی نهاییاش.
سورهٔ شرح را هم؛ و انشاءالله سورهٔ مبارکهٔ تین و علق و قدر، سه تا سوره. تین و علق و قدر. این سه سوره را هم حداقل تدبر بفرمایید.
خواهش میکنم از خواهران و برادران تدبر این سه سوره را بدون مراجعه به کتاب انجام بدهید. کتاب مراجعه نکنید. شما اگر میخواهید مطالعه کنید، قرآن؛ ترجمه میخواهید ببینید، ترجمهٔ آقای مکارم، ترجمهٔ آقای فولادوند، ترجمهٔ آقای بهرامپور، ترجمهٔ آقای مجتبوی، همه ترجمههای خوبیاند. ترجمه میخواهید ببینید هست. تفسیر میخواهید ببینید، المیزان، نمونه، تفسیر هست ببینید. ولی سعی کنید خودتان جمعبندی کنید سورههای بعدی را. تین و علق و قدر انشاءالله. از مفاهیم آیات تا جمعبندی سوره.
پاورقی تدوین: متن حاضر بر اساس پیادهسازی ماشینیِ گفتار (ASR) تدوین شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی، در مواردی که در بخشهای این جلسه آمدهاند، توسط مدل تهیه شدهاند و جزء سخنان استاد نیستند. متن عربی آیات از منابع معتبر درج شده است. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای جانبی و صداهای غیرمرتبط با سخنرانی استاد حذف شدهاند. این نسخه فاقد Segments است.