ددرس‌گفتارها

سوره شرح هم مثل سوره ذاریات یه سیاق بیشتر نداره و این سیاق فقط چند تا فراز داره.

شما بگید بسم الله الرحمن الرحیم.

ألم نشرح لك صدرك ووضعنا عنك وزرك الذي أنقض ظهرك ورفعنا لك ذكرك فإنا مع العسر يسرا.

این فراز اول خداوند شاهد آورده ما شرح صدر به تو دادیم.

وزر را از بار از دوش تو برداشتیم، ذکر تو را بالا بردیم.

نتیجه اینکه فإنا مع العسر يسرا همراه سختی آسانی این معیت، معیت طولیه.

یعنی بلافاصله چسبیده به سختی چی میاد؟

آسانی میاد.

خب فراز دوم.

إن مع العسر يسرا.

همونی رو که از فراز اول نتیجه گرفت در فراز دوم مقدمه قرارش میده.

إن مع العسر يسرا.

خب چه چه استفاده‌ای میخوایم از این بکنیم؟

فإذا فرغت فانصب وإلى ربك فارغب.

چیه مسئله؟

سوره چی میخواد بگه؟

ألم يجدك ألم نشرح لك صدرك ألم نشرح لك صدرك.

آیا برای تو صدر تو را گشاده نساختیم؟

آیا شرح صدر به تو ندادیم؟

شرح صدر هممون میدونیم یعنی چی.

انسان یه بار ظرفیت نداره، سینه او تنگه.

گاهی سینه فراخه.

شرح صدر داره یعنی ظرفیت بالا.

آیا ما ظرفیت به تو ندادیم؟

شرح صدر به تو ندادیم؟

سینه تو را فراخ نکردیم.

بعد خدا ذیل این شرح صدر از یک رفعی صحبت می‌کند.

از یک وضعی صحبت می‌کند و یک رفعی.

وضع چی؟

رفع چی؟

بگید.

وضع چی؟

وزر.

رفع چی؟

ذکر.

شرح صدر ذیل خودش یک وضعی دارد و یک رفعی.

خوب دقت کنید چی میگم.

شرح صدر یک وضعی دارد، یک رفعی.

وضع و رفع در قرآن مقابل همه.

در سوره مبارکه یاسین می فرماید والسماء بگید رفعها و وضع المیزان.

رفع وضع.

گویا شرح صدر یک بالا بردنی داره، یک پایین آوردنی، نهادنی.

یه بالا بردن، یه نهادن.

نهادن چی؟

بالا بردن چی؟

می فرماید ووضعنا عنك وزرك الذي أنقض ظهرك.

وضع وزر.

وزر بار سنگینی‌ست که شما تحملشو نداری.

وزر که ما بار سنگینی که تحملش سختی داره، ملالت داره.

اینو میگیم وزر.

میگه وزر تو را نهادیم.

یعنی گویا این بار سنگین تو آوردیم از رو دوشت بگید پایین.

کدوم وزر؟

همون وزری که الذي أنقض ظهرك همون وزری که کمرت را بگید شکست.

وزر کمرشکن.

وزر کمرشکن تو را نهادیم.

مثل اینکه از دوشت برداشتیم.

برات تحملشو آسون کردیم.

نهادن وزر.

خیلیا گفتن منظور از این وزر بار رسالته و اینکه میگه نهادیم این تابعی از شرح صدره.

وقتی به تو شرح صدر دادیم، این شرح صدر اینه که دیگه از اون باری که رو دوشت بود احساس سنگینی دیگه نکردی.

تا قبل از شرح صدر گویا این بار رو دوشت کمرتو چیکار میکرد؟

می شکست.

ما به تو شرح صدری دادیم که دیگه کمرشکن نبود.

دیگه گویی مثل اینکه بارتو برداشتیم.

اون روی سکه ش چیه؟

ورفعنا لك ذكرك.

رفع ذکر.

این رفعنا لك ذكرك رو خوب دقت کنید تا معنیش براتون روشن بشه.

ذکر مصدره.

مصدر.

مصدر.

مصدر ذکر یه فاعلی دارد که اون بهش میگیم چی؟

ذاکر.

یه مفعولی داره که به اون میگیم مذکور.

وقتی میگه رفعنا لك ذكرك این كه ذاكره یا مذکوره؟

متوجه شدید چی میگم؟

بذارید یه خرده اینو شفافش کنم سؤالو شما راحت جواب بدید.

یه بار میگیم رفعنا لك ذكرك یعنی تو به عنوان مذكور ذکرت رفت بالا.

یعنی همگان تو را بگید ذکر کردن.

همه جا تو از اونا گفتن اشهد ان محمدا رسول الله.

همه معذنه ها پر شد از ذکر تو.

رفعنا لک ذکرک یعنی ذاکر مردم شدن مذکور تو.

یکی اینه ذاکر بشن مردم، ذاکر مردم مذکور تو.

توی رسول.

عمده تر تفسیرها و ترجمه‌ها همین رو گفتن.

رفعنا لک ذکرک یعنی کاری کردیم همه جا اسم تو رو ببرن.

همه جا بگن او رسول خداست.

تو معذنه ها، توی شهرها، توی خونه‌ها اسمت برده بشه.

بلندآوازه ات کردیم.

یه بار اینه که نه این کم مذکوره.

ببخشید این ک ذاکره به این معنا.

بذارید من اینو یه بار دیگه عوض کنم شکل ذاکر و مذکوری‌شو چون این یه خرده قاطی شد با اونی که می‌خواستم بگم.

ببینید پس یه بار ذاکر مردم مذکور تو ذکرک یعنی این، این کاف شد پیغمبر.

یه بار ذاکر تو مذکور کی؟

خدا.

رفعنا لک ذکرک یعنی کاری کردیم که ذکر تو نسبت به کی؟

نسبت به خدا رفت بالا.

یعنی یاد خدا را در وجود تو بردیم بالا.

یکی از این دو تا معناست.

از نظر ادبی وقتی ذکر میخواد اضافه بشه به کاف به یکی از فاعلش یا مفعولش ترجیح با اینه که کاف چی باشه اینجا؟

بگید کاف چی باشه؟

فاعل باشه.

کاف فاعل باشه.

ترجیح با اینه.

رفعنا لک ذکرک یعنی تو ذاکر، تو ذاکر شدی ذکر تو را به عنوان ذاکر بردیم بالا نه ذکر تو را به عنوان مذکور.

این از نظر ادبی.

از نظر معنایی اینکه اسم پیغمبر رو مردم ببرند این چه ربطی داره به شرح صدر پیغمبر؟

من به تو شرح صدر دادم اینطوری که مردم اسمتو میبرن همه جا.

این شرح صدر چ-چه ربطی به شرح صدر داره؟

اما اینکه تو بیش از گذشته یاد ما می‌کنی پس شرح صدر بگید پیدا می‌کنی.

در قرآن کریم نه یه جا دو جا چندین بار خدا تو فضایی که پیغمبر دلش تنگ بوده می‌خواسته به پیغمبر بگه "وصبر علی ما يقولون" صبر کن بر آنچه که دارن میگن، تهمت‌هایی که می‌زنن، ایزایی که می‌کنن.

تو اون سیاقا خدا به پیغمبر می‌گوید "وذكر اسم" بگید "وذكر اسم ربک وتبتل اليه تبتيلا".

اونی که تو را آماده می‌کنه که شرح صدر پیدا کنی اینه که تو یاد خدا کنی.

تو هرچه بیشتر یاد خدا کنی همونقدر بیشتر سینه تو آماده‌ی قبول چی میشه؟

فشارها، سختی‌ها، مسائل.

لذا معنای درست برای رفعنا لک ذکرک اینه.

رفعت بخشیدیم برای تو ذکر الهی تو را، یاد خدای تو را.

ما دو تا کار کردیم برای شرح صدر.

از یک طرف وزر را نهادیم از طرف دیگر ذکر را بالا بردیم.

این یعنی شرح صدر .

این یعنی شرح صدر.

و از این نتیجه بگیر پیغمبر ما چی رو نتیجه بگیر؟

که "إن مع العسر يسرا" پای سختی وایسی آسونی بگید پشتش میاد.

چطور میاد؟

با شرح صدر .

شما اگر پای سختی ایستادی با این دو تا فرمول که ذکر خدا در وجودت بره بالا، به تبعش وزر اون بار مسئولیت از دوشت بیاد بگید پایین، شرح صدر پیدا می‌کنی.

"إن مع العسر يسرا" کار آسون میشه .

قرار نیست برای آسون شدن اوضاع از زیر بار مسئولیت فرار کنی که.

مسئولیت که رو دوشت هست.

قراره تو شرح صدر پیدا کنی.

چجوری؟

با ذکر الله.

با یاد خدا.

یاد خدا میره بالا، وزر میاد پایین.

"وضعنا عنک وزرك الذي انقب weaponry، رفعنا لک ذکرک" این دو تا "ألم نشرح لک صدرک" آمادگی.

قلب باز میشه.

یه لحظه.

به آخرش برسم جواب میدم.

قلب باز میشه.

خب.

خدا می‌خواد بگه این فرمول هنوز کار می‌کنه.

"إن مع العسر يسرا".

چطور در گذشته بارهای سنگینی رو دوشت بود که الان تحملشو داری؟

الان دیگه برات کمرشکن نیست.

الان ظرفیتشو داری.

وزرش نهاده شده، ذکرت بالا رفته، رشد کردی.

اون بار دیگه مثل قبل آزارت بگید نمیده.

چطور در گذشته این بوده؟

از این به بعدم همین فرموله.

"إن مع العسر يسرا".

پس چکار کن؟

"فإذا فرغت فانصب".

حالا که اینجوریه هر وقت از یک عصری فارغ شدی.

چجوری فارغ میشه انسان از عسر؟

با شرح صدر.

یعنی هر وقت شرح صدر پیدا کردی، اون بار سنگینی که رو دوشت بود دیگه احساس سنگینی نکردی.

فرغت.

وضع عنک وزرك.

وضعنا عنک وزرك.

فارغ شدی.

آسون شد.

فإذا فرغت فأنصب.

خودت خودت را به مسئولیت بعدی بگمار.

یعنی قدم بعدی رو بردار.

فإذا فرغت فأنصب.

هر وقت که فارغ شدی از بار سنگین قبلی با شرح صدری که ما به تو دادیم، فأنصب به بار بعدی، به کار بعدی، به قدم بعدی.

والى ربک فارغب.

و به سوی پروردگارت رغبت کن.

یعنی اینجوری میشه بیای به طرف خدا.

تشبیه می‌کنم مثال بزنم.

میخوای از یک راه پله‌ای بری بالا برسی مثلاً به طبقه دهم فرض بفرمایید.

این قسمت اول راه پله رو که میدی سخته دیگه.

اینجوری خودتو می‌کشی بالا با سختی.

بعد می‌رسی به چی؟

یه پاگرد.

وایمیستی.

اومدی بالا.

یه آرامشی حاصل شده.

آیا خب الحمدالله دیگه راحت شدیم.

دیگه بار مسئولیتمونم سبک شد.

رشد کافی کردیم به اندازه کافی.

نه.

فأنصب.

بعدیش.

فإذا فرغت فأنصب.

بعدیش.

گام به گام با مواجهه با سختی‌ها می‌تونی بیای به سوی خدا.

از عسر نه هراسی.

تن به عسر و سختی بدی.

منتظر باشی با رفع ذکر وزرش بگید بیاد پایین شرح صدر حاصل بشه.

شرح صدر که حاصل شد تو فارغ میشی برای گام بعدی.

فإذا فرغت فأنصب والى ربک فارغب.

در واقع سوره مبارکه شرح، سوره ای است که داره یک اصل مدیریتی و یک اصل حرکت به سوی پروردگار رو تبیین می‌کنه.

همه ما وقتی یه کاری رو می‌خوایم شروع کنیم، این کار یه مسئولیتی رو می‌خوایم به گردن بگیریم، یه باری رو می‌خوایم برداریم.

مرحله اول این بار خیلی توسعه یافته نیست.

یه بار جمع و جوریه ولی ما ممکنه در مقابلش احساس چه کنیم؟

ضعف و ناتوانی کنیم.

همه ما ممکنه زیر بار مسئولیتمون کمرمون چی بشه؟

خم بشه و حتی صدای شکستنش به گوشمون برسه.

طوری این مسئولیت داره به ما فشار میاره که کمرمون انگار شکست.

این سختی مسئولیت وقتی ذکر خدا بره بالا، وزرش میاد پایین، شرح صدر حاصل میشه.

یعنی بعد از مدتی ایستادگی و مقاومت می‌بینی اون کاری که روزها قبل، ماهها قبل برای تو خیلی سخت بود الان داری آسون چیکار می‌کنی؟

انجامش میدی.

یعنی مسلط شدی به اوضاع.

شرح صدر پیدا کردی.

آمادگی داری.

دیگه مشکلی نیست.

خدا میگه اینجا نقطه توقف نیست.

فإذا فرغت هر وقت از این مسئولیت به این شکل فارغ شدی فأنصب.

خب کار بعدی، گام بعدی، اون بار سنگین بعدی.

با چه امیدی برم به سختی بعدی به سوی سختی بعدی؟

با این امید که إن مع العسر بگید یسرى.

نترس از سختی‌ها.

سوره شرح میخواد بگه از سختی‌ها نترس.

تو سختی‌ها خدا با شرح صدر به فریادت می‌رسه.

انقدر بهت وسعت میده که تحملش کنی.

چجوری آخه این کارو می‌کنه؟

با وضع وزر و رفع ذکر.

هرچی می‌تونی اون تلخی‌هاشو باید ندیده بگیری.

هرچی می‌تونی یاد خدا را باید بیشتر کنی.

تمام.

این یه فرموله.

فرمول حرکتیه.

دقت کنید.

وضعنا عنک وزرك الذي أنقض ظهرك.

یعنی یه مرحله این بوده که این وزره کمر تو را شکسته.

أنقض میگه شکستنی که با صدا باشه.

یعنی دادتو درآورده.

یعنی طوری بهت فشار آورده که کمرت شکسته.

خودت شنیدی.

اشک تو درآورده.

به پیغمبرش خدا میگه ها.

میگه اون باری را که کمر تو شکوند ما برداشتیم.

یعنی انقدر وایسادی که شکوند.

چجوری برداشتیم؟

کسی اینجا سؤال می‌کنه خدایا تو که میگی وضعنا عنک وزرك الذي أنقض ظهرك یعنی چی؟

میگه ورفعنا لك ذكرك.

یعنی در واقع ذکر تو را که بردیم بالا، اثر طبیعی رفع ذکر وضع چی بود؟

وزر بود.

پس تو تو دل سختی بودی، وایسادی پای کار.

این عسر، عصری که اینجا احساس می‌کردی، این عسر با شرح صدر به چی بدل شد؟

به یسر.

إن مع العسر یسرى.

پس تو سختی وقتی وایسی آسونیش میاد.

کسی از این سوره نمی‌تونه نتیجه بگیره که از زیر سختی در بره.

نمیشه.

الذي أنقض بگید ظهرك.

حتی نمیگه اون باری که کم مونده بود بشکنه کمرت رو.

اون باری که شاید می‌شکست کمرت رو.

میگه اون باری که شکست کمرت رو.

یعنی شما تا حدی که بار کمرتو شکسته وایسادی به پیغمبرش خدا میگه بعد ما اومدیم آسونش کردیم با شرح صدر.

رفع ذکر دادیم، وضع وزر کردیم، شده شرح صدر.

دیگه اون بار آسون شده.

از این نتیجه بگیر که "إن مع العسر يسرا" تو سختی که وایسی آسونیشم میاد.

این خودش یه پیشرفته.

حالا همینو مقدمه قرار بده برای گام بعدی.

"إن مع العسر يسرا" هنوزم همین فرمول حاکمه.

"إن مع العسر يسرا" پس چی؟

حالا چکار کنم؟

از این فرمول چه استفاده‌ای کنم؟

میگه "فإذا فرغت".

وقتی که فارغ شدی، از چی فارغ شدی؟

از عسر، از سختی.

چطور فارغ شدی؟

با شرح صدر.

وقتی با شرح صدر از عسر فارغ شدی، "فانصب".

خودت را نصب کن به کار بعدی، به مسئولیت بعدی.

کار که تمام نشد که.

"و إلى ربك فارغب" و اینجوری می‌تونی به طرف خدا بیای.

یعنی راه خدا راهی‌ست که از دل عسر می‌گذرد و مؤمن نباید-- پیغمبر در درجه اول که مخاطبه و مؤمن.

مؤمن نباید از عسر بگید، بحراست.

مؤمن باید تو عسر قرار بگیره و منتظر شرح صدر الهی باشه.

چطور؟

رفع ذکر، وضع وزر.

هرچه کمتر سختی‌ها، تلخی‌ها، شکایت‌ها، هرچه بیشتر ذکرالله، این ذکرالله زیاد، این کم شکایت کردن و کم اعتراض داشتن و کم نق زدن، این شرح صدر میاره.

شرح صدر که اومد همون بار آسون می‌شه.

آسون که شد گام بعدی همین‌طوری به سوی پروردگار انسان می‌تونه حرکت بکنه.

حالا رو سوره مبارکه شرح ان‌شاءالله تا جلسه آینده تأمل بیشتر خواهید کرد.

ما یه جمع‌بندی هم در جلسه آینده ارائه خواهیم کرد.

ببخشید قبل از اینکه تکالیفو بگم لطفاً کلاسو ترک نکنید.

من تکالیفو سریع بگم بعد بفرمایید.

چرا؟

یه ربطی هم با سوره ذها داره ولی خودش یه سوره مستقله.

عسر و یسر رو مطرح می‌کنه.

شرح صدر.

بله.

این سوره گفتم جفت و زوج سوره ذها هست.

در نماز هم باید با هم خونده بشن.

اگه کسی خواست بخونه در نماز هر یک از این سوره‌ها رو باید جفتشو با هم بخونه.

ذها و شرحو با هم.

یکیشو بخونی به تنهایی در نماز کافی نیست.

نه، یه سوره حساب نمی‌شن.

اینا از اون سوره‌هایین که تو نماز خواستی بخونی باید دوتاشو بخونی و الا یه سوره نیستن.

دقت کنن خواهران و برادران.

سوره مبارکه ذها ان‌شاءالله آماده بشید برای چی؟

برای بفرمایید جمع‌بندی نهاییش.

مطالعه بفرمایید برای جمع‌بندی نهاییش.

[همهمه].

باشه.

شرحو بله شرح.

سوره شرح رو و ان‌شاءالله سوره مبارکه تین و علق و قدر سه تا سوره.

تین و علق و قدر.

این سه تا سوره رو هم حداقل تدبر بفرمایید.

خواهش می‌کنم از خواهران و برادران تدبر این سه سوره را بدون مراجعه به کتاب انجام بدید.

کتاب مراجعه نکنید.

شما اگر می‌خواید مطالعه کنید، قرآن، ترجمه می‌خواید ببینید، ترجمه آقای مکارم، ترجمه آقای فولادوند، ترجمه آقای بهرام‌پور، ترجمه آقای مجتبوی همه ترجمه‌های خوبن.

ترجمه می‌خواید ببینید هست.

تفسیر می‌خواید ببینید.

المیزان نمونه تفسیر هست ببینید.

ولی سعی کنید خودتون جمع‌بندی کنید سوره‌های بعدی رو.

تین و علق و قدر ان‌شاءالله.

از مفاهیم آیات تا جمع‌بندی سوره.

[موسیقی پاپ]