آموزش تدبر در سورهٔ شرح — بخش دوم (جمعبندی)
یادداشت: ترجمههای فارسیِ درجشده زیر عبارات عربی، توسط مدل تهیه شدهاند و جزء سخنان استاد نیستند. متن عربی آیات از منابع معتبر (tanzil / quran.com) درج شده است.
آیات مورد بحث در این جلسه
پیش از ورود به متن، فهرست هر آیهای که استاد در این جلسه دربارهٔ آن سخن گفته — حتی اگر عربی کامل را نخوانده و فقط مضمون یا تکهعبارت را آورده — از این قرار است: شرح/۱ (ألم نشرح لک صدرک: شرح صدر)؛ شرح/۲ و شرح/۳ (وضع وزر؛ الوزر الذی أنقض ظهرک)؛ شرح/۴ (رفعنا لک ذکرک)؛ شرح/۵ و شرح/۶ (فإن مع العسر یسرا / إن مع العسر یسرا)؛ شرح/۷ (فإذا فرغت فانصب)؛ شرح/۸ (وإلى ربک فارغب)؛ مزمل/۸ و انسان/۲۵ (واذکر اسم ربک: ذکر برای ظرفیت و صبر پیامبر صلی الله علیه و آله)؛ مائده/۶۷ (والله یعصمک من الناس و ابلاغ نصب ولی بعد از خود)؛ مائده/۶۸ (اشاره: آنچه ابلاغ میکنی طغیان و کفر بسیاری را میافزاید)؛ عادیات/۶ (إن الإنسان لربه لکنود: پیشنمایش سورهٔ بعدی در بحث رغبت به پروردگار).
سلام و گشایش جلسه
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا حبیب إله العالمین أبیالقاسم المصطفی محمد. اللهم صل علی محمد و آل محمد و علی آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.
عرض سلام و ادب و احترام محضر خواهران و برادران گرامی. در این کلاسها دیگر به همه این عادت را دادهایم که این سلام جواب دارد؛ جواب بدهید. از بس رسمی سلام میکنیم، فکر میکنند مثلاً مجری تلویزیون است که دیگر جوابش را نمیدهند. عرض سلام که میکنیم لطف کنید شما هم جواب بدهید تا انرژی مضاعف برگردد به سمت ما و بتوانیم إنشاءالله بهتر به قرآن خدمت کنیم. یک بار دیگر عرض سلام دارم خدمت خواهران و برادران گرامی. ما حتی احتیاطاً به مجریهای تلویزیون هم سلام میدهیم. اگر یک وقت سلام میکنند ما میگوییم علیکم السلام. از راه دور هم إنشاءالله میرود یک چیزی میرسد.
خدا را شکر میکنیم که توفیق داریم در پیشگاه مقدس و نورانی قرآن کریم حاضر باشیم و آرزو میکنیم ساعتهایی را که در محضر قرآن خواهیم بود ساعتهایی نورانی و پر از فیض و معنویت و همینطور یادگیری باشد برای همهٔ ما در محضر قرآن؛ به برکت صلوات بر محمد و آل محمد. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجّل فرجهم.
وعدهٔ جمعبندی سورهٔ شرح
سورهٔ مبارکهٔ شرح در جلسهٔ گذشته بحثش به شکل کامل ارائه شد؛ ولی وعده کردم یک بار دیگر در مقام جمعبندی توضیحی دربارهٔ این سورهٔ شریفه خدمتتان تقدیم کنم و بعد بحث سورههای جدید را إنشاءالله دنبال کنیم.
دو فراز سوره؛ «فا» نتیجه است
در سورهٔ مبارکهٔ شرح دو فراز وجود دارد. فراز اول این سوره فرازی است که با یک مقدمه میرسد به این نتیجه که «فإن مع العسر یسرا». این را ببینید: «فا»، «فا»ی نتیجه است. یعنی خداوند قاعدهٔ «إن مع العسر یسرا» را دارد از این مقدمه نتیجه میگیرد.
«فَإِنَّ مَعَ ٱلْعُسْرِ يُسْرًا» (شرح/۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس بهراستی با سختی آسانی است.
«إِنَّ مَعَ ٱلْعُسْرِ يُسْرًا» (شرح/۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بهراستی با سختی آسانی است.
این مقدمه چیست؟ این مقدمه چطور دارد میفهماند که «إن مع العسر یسرا»؟ یعنی شما باید عسر را در همین مقدمه پیدا کنی؛ یسر را هم در همین مقدمه پیدا کنی؛ تا بگویی بله، «إن مع العسر یسرا».
آن عسر چه بوده؟ «وزرک الذی أنقض ظهرک». یعنی یک باری روی دوش پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله که کمر او را شکسته. نمیگوید داشت میشکست؛ کمر او را شکست. این میشود آن عسر.
«وَوَضَعْنَا عَنكَ وِزْرَكَ» (شرح/۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و بار گرانت را از تو برداشتیم.
«ٱلَّذِىٓ أَنقَضَ ظَهْرَكَ» (شرح/۳)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): همان که پشتت را شکست.
یسرش چه بوده؟ یسرش «رفعنا لک ذکرک» بوده. رفع ذکر پیامبر یسر ماجرا است. خدا از این دو عبارت — «وضعنا» و «رفعنا» — «إن مع العسر یسرا» را نتیجه میگیرد.
«وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ» (شرح/۴)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و ذکرت را برای تو بالا بردیم.
«إن مع العسر یسرا» یعنی شرح صدر
اگر بخواهیم خلاصه بگوییم «إن مع العسر یسرا» چه بوده — دیگر یسر و عسرش را جدا نکنیم — باید بگوییم قاعدهٔ «إن مع العسر یسرا» چیست؟ «ألم نشرح لک صدرک». یعنی «إن مع العسر یسرا» شرح صدر است.
«أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ» (شرح/۱)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آیا سینهات را برایت نگشودیم؟
«إن مع العسر یسرا» این نیست که مشکل برداشته شود. این نیست که مسئله حذف شود. این نیست که دیگر مشکلی نداشته باشی. مفهومش این نیست. خدا در این سوره میخواهد بگوید بابا منتظر نباش عسر به کلی از بین برود. شرح صدر را منتظرش باش. این شرح صدر است که وزر را برطرف میکند. این شرح صدر است که یسر ایجاد میکند برای تو. بار سنگین را سبک میکند برای تو.
خدا سؤال میکند — «لم» میبرد به ماضی؛ معنا را میبرد به گذشته — آیا ما در گذشته برای تو صدر تو را، سینهٔ تو را، شرح ندادیم؟ آیا ما در گذشته به تو شرح صدر عطا نکردیم؟ یعنی چه خدایا شرح صدر به من عطا کردی؟ «ووضعنا عنک وزرک الذی أنقض ظهرک»: آن وزری که روی دوشت احساس میکردی و کمر تو شکسته بود، ما آن را برداشتیم.
گویا اینجا یک سؤالی پیش آمده باشد که کجا برداشتی؟ آن باره که روی دوشم است. «ورفعنا لک ذکرک»: ذکر تو را بالا بردیم.
رابطهٔ طولی: از معلول به علت
بنده بین اینها رابطهٔ طولی قائلم؛ یعنی اینطور میفهمم. اگر از «ألم نشرح لک صدرک» سؤال شود یعنی چه که ألم نشرح؟ شرح صدر چیست؟ میگویم شرح صدر وضع وزر است: برداشتن وزر؛ بار سنگین؛ سنگینی و ملالآور بودن یک بار برداشته شود.
اگر کسی از من سؤال کند این وضع وزر چطور اتفاق افتاده؟ میگویم جوابش «رفعنا لک ذکرک» است. یعنی با بالا رفتن ذکر. یعنی از معلول به علت آمده.
معلول اول چیست؟ شرح صدر. علت شرح صدر چیست؟ وضع وزر. حالا خود وضع وزر هم معلول است. علت این معلول چیست؟ رفع ذکر. یعنی علتالعلل شرح صدر، بالا آوردن چیست؟ ذکر است.
اگر ذکرت رفت بالا، وزرت میآید پایین؛ و این یعنی شرح صدر. این یعنی إن مع العسر یسرا. این یعنی راه غلبه بر سختیها، راه عبور از سختیها و رسیدن به آسانیها چیست؟ ذکر است، ذکر است؛ ذکرت باید بالا برود.
معنای رفع ذکر: ذاکر بودن، نه شهرت اینور و آنور
حالا اینکه ذکرت بالا برود، گفتیم یک معنای مشهور این است. میگویند ذکرت بالا برود یعنی اینور و آنور مشهور بشوی؛ همهجا اسم تو را ببرند. خب این چه ربطی دارد به ظرفیت پیدا کردن من؟
اینکه ذکرت بالا برود یعنی تو ذاکر باشی و پروردگار مذکور. ذکر تو بالا برود دربارهٔ الله. یعنی بیش از گذشته خدا را یاد کنی.
برای همین است که در بسیاری از آیات قرآن، هر جا که خدا خواسته به پیامبرش صلی الله علیه و آله ظرفیت بدهد، صبر بدهد، مقاومت بدهد، فرموده «واذکر اسم ربک». ذکر اسم خدا، یاد خدا، توجه به خدا، خودبهخود سینهٔ انسان را فراخ میکند. تحمل سختیها را بر انسان آسان میکند. شرح صدر به آدم میدهد. قاعده این است.
«وَٱذْكُرِ ٱسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا» (مزمل/۸)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و نام پروردگارت را یاد کن و یکسره به سوی او بِبُر.
«وَٱذْكُرِ ٱسْمَ رَبِّكَ بُكْرَةً وَأَصِيلًا» (انسان/۲۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و نام پروردگارت را بامداد و شامگاه یاد کن.
پس شما در متن مشکل هستی. مشکل برطرف نشده. ولی شما آنقدری بزرگ شدهای، آنقدری رشد کردهای که دیگر این مشکل برای تو وزر و وبال به حساب نمیآید.
مثال فرزند معلول: مشکل سر جایش است؛ مادر بزرگ شده
مثلاً فرض کنید کسی یک مسئولیت سختی روی دوشش دارد. یک بار سنگینی بهخاطر مسئولیتش روی دوشش است. مثلاً مادر یک فرزند معلول است، پدر یک فرزند معلول است. من یک مثال خیلی دمدستی میزنم تا لمسش کنید.
خب این فرزند هست دیگر. معلول هم هست. تر و خشک کردنش، نگه داشتنش، پرورش دادنش، محبت کردن به او، همهاش سخت است دیگر. درست است؟ خب این چه کار میشود کرد؟ همهٔ مشکلات که برطرفشدنی نیستند. بعضی مشکلات هست. پس راه چیست؟
تو باید رشد کنی. تو باید بزرگ بشوی. تو باید بالا بروی. اگر ذکر در وجود شما — یعنی توجه به الله — اگر در وجود رفت بالا، میبینی آن بچه سر جایش است. زحمت بچه کمتر نشده؛ ولی دیگر آن مادر مثل گذشته بیطاقت و کمطاقت نیست. یعنی وزرش برداشته شده.
میبینی به درجاتی میرسد در اثر ذکر الله که با عشق، با علاقه، به همان بچهای که شاید احساس میکرد نگهداری او خیلی برایش سخت خواهد بود، دارد با عشق و علاقه رسیدگی میکند. این چیست؟ این «ألم نشرح لک صدرک» است. این در واقع ظرفیت پیدا کرده در مقابل این مشکل. سینهٔ او گشاده شده، باز شده. دیگر این مشکل در دل او گم شده. اسیر این مشکل نیست. عبور کرده. این میشود فإن مع العسر یسرا.
فراز دوم: همان قاعده حالا مقدمه است
خداوند به پیامبر میگوید در گذشته که همین بوده. یک بار دیگر از این نتیجهای که اینجا گرفته میخواهد این بار در فراز دوم بهعنوان مقدمه استفاده کند. إن مع العسر یسرا. خب این قاعده که سر جایش است. این قانون که عوض نشده. قانون همین است که از دل سختی آسانی درمیآید با شرح صدر. شرح صدر چطور به دست میآید؟ با رفع ذکر.
خب اگر این قانون را قبول داری، «ف». این را ببینید: این بار خدا اینجا میگوید «ف». در این فراز قبلی، «ف» اولِ «إن مع العسر یسرا» بود؛ این نتیجه بود. اما در فراز بعدی این مقدمه است. نتیجه این است. حالا که إن مع العسر یسرا:
«فَإِذَا فَرَغْتَ فَٱنصَبْ» (شرح/۷)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس چون فارغ شدی، به رنج و کار بعدی برخیز.
حالا شما این «فرغت فانصب» را باید با توجه به إن مع العسر یسرا معنی کنید. إذا فرغت از چه؟ از عسر. چطور فرغت از عسر؟ با شرح صدر. یعنی هر وقت شرح صدری حاصل شد که از یک عصری، از یک سختی، فارغ شدی، نگو آخیش همانجا بمان. فانصب: خودت خودت را به سختی بعدی، به گردنهٔ بعدی، به بار مسئولیت بعدی، خودت را بگمار. خودت خودت را نصب کن. ننشین مشغول استراحت بشو.
یعنی راهی که تو باید بروی راهی است که باید دل به سختیها بدهی. این سختی را با ذکر الهی برای تو تبدیل به آسونی بشود؛ شرح صدر بیاید. شرح صدر که آمد تو از این سختی فارغ شدی؛ حالا کار بعدی، حالا مسئولیت بعدی، حالا قدم بزرگتر. فإذا فرغت فانصب.
خب که چه بشود؟ چرا من همینجور دل به سختیها بدهم؟
«وَإِلَىٰ رَبِّكَ فَٱرْغَب» (شرح/۸)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و به سوی پروردگارت رغبت کن.
اینجوری میشود به سوی پروردگار رغبت نشان داد. حرکت با رغبت به سوی پروردگار یعنی گامبهگام تن به سختیهای راه خدا دادن و از سختیهای راه خدا نهراسیدن. و منتظر یسر در دل عسر بودن. و آن یسر نیست مگر شرح صدر؛ و آن شرح صدر نیست مگر وضع وزر؛ و آن وضع وزر نیست مگر رفع ذکر.
این فرمول حرکت به سوی خدا است. تن به سختیها بده؛ از خدا شرح صدر بخواه. شرح صدرش هم با رفع ذکر حاصل میشود.
فرمول مدیریت اسلامی؛ مدیریت پیشرو
این فرمول مدیریت اسلامی است. این فرمول مدیریت پیشرو است که به وضع موجود نمیخواهد راضی بشود. میخواهد یک گام بلندتر بردارد، قدم بعدی را بردارد، مانع بعدی را برطرف کند. مسیر رسالت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله همین چیز بوده.
حالا بعضیها در تطبیقهایشان مسئلهٔ «إذا فرغت فانصب» را تطبیق دادهاند: وقتی فارغ شدی از آن بار سنگین رسالت و رسالت خودت را ابلاغ کردی به مردم، حالا فانصب. حالا باید در مقام نصب ولی بعد از خودت برآیی. یک مسئولیت سختی بود بعداً برای پیامبر. پیامبر مثل اینکه تازه راه را هموار کرده بر خود؛ تازه بار رسالت برایش قابل حمل شده؛ تازه شرح صدر لازم برای تحمل این بار سنگین از جانب خدا به او رسیده و کامل شده. حالا اینجا باید بار سنگین بعدی، اقدام سنگین بعدی — که باز یک بار سنگین است و سخت است.
میدانید در قرآن کریم فرموده «والله یعصمک من الناس». نگران بود حضرت؛ حتی از نصب ولی بعد از خود نگران بود که خدا فرمود جا دارد از من خشیت داشته باشی نه از مردم. نگران نباش؛ خدا تو را از مردم نگه میدارد. خدا میداند آنچه قرار است ابلاغ کنی طغیان و کفر خیلی از افراد را زیاد میکند. ولی ابلاغ کن. یعنی تن بده به این سختی.
«۞ يَـٰٓأَيُّهَا ٱلرَّسُولُ بَلِّغْ مَآ أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ ۖ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُۥ ۚ وَٱللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ ٱلنَّاسِ ۗ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهْدِى ٱلْقَوْمَ ٱلْكَـٰفِرِينَ» (مائده/۶۷)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای پیامبر، آنچه از پروردگارت به تو فروفرستاده شده ابلاغ کن؛ و اگر نکنی رسالت او را نرساندهای. و خدا تو را از مردم نگاه میدارد. همانا خدا گروه کافران را هدایت نمیکند.
«قُلْ يَـٰٓأَهْلَ ٱلْكِتَـٰبِ لَسْتُمْ عَلَىٰ شَىْءٍ حَتَّىٰ تُقِيمُوا۟ ٱلتَّوْرَىٰةَ وَٱلْإِنجِيلَ وَمَآ أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ ۗ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِّنْهُم مَّآ أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ طُغْيَـٰنًا وَكُفْرًا ۖ فَلَا تَأْسَ عَلَى ٱلْقَوْمِ ٱلْكَـٰفِرِينَ» (مائده/۶۸)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بگو ای اهل کتاب، بر چیزی نیستید تا تورات و انجیل و آنچه از پروردگارتان به سوی شما فروفرستاده شده برپا دارید. و آنچه از پروردگارت به تو فروفرستاده شده بسیاری از آنان را بر طغیان و کفر میافزاید؛ پس بر گروه کافران اندوه مخور.
مسیر ادامهدار است. اینجور نیست که یک جا بایستیم، متوقف بشویم، بگوییم الحمدلله راحت شدیم. همیشه مطمئن باش که قاعدهٔ إن مع العسر یسرا، قاعدهٔ ألم نشرح لک صدرک، با تو است. با تکیه به این قاعده هر وقت فارغ شدی از یک سختی، به سختی بعدی خود را نصب کن؛ مشغول کار بعدی و مأموریت بعدی باش. اینطوری «وإلى ربک فارغب»؛ اینطوری به سوی پروردگار رغبت کن.
حرف آخر سوره: مسلمونیِ درجا نزن
بعضی از ماها — حرف آخر در سورهٔ شرح — بعضی از ماها فکر میکنیم که رفتن به سوی خدا یک زندگی بیدردسر است، بیمسئولیت، بیزحمت: سرم را بیندازم پایین بروم خانهمان؛ از خانهمان هم سرم را بیندازم بیایم سر کار؛ از سر کار همینطور خانه؛ جمعه به جمعه هم بروم استراحت و تفریح. کسی کاری به کارم نداشته باشد، کسی مزاحمم نشود، کسی وقتم را نگیرد، کسی خستهام نکند. آهسته برو آهسته بیا که گربه شاخَت نزند.
این چیست که من دارم مسلمانی میکنم؟ درجا زدن. درجا مسلمانی میکنند آخر چطور؟ چطور میشود درجا مسلمانی کرد؟
شما حتی اگر یک شغل آزاد، یک شغل عادی هم داشته باشی، تو همانجا هم باید قاعدهٔ «وإلى ربک فارغب» را رعایت کنی. همانجا هم باید هی سعی کنی یک قدم بعدی، قدم بهتر، جدیتر، مسئولیت بالاتر، خدمت بیشتر. حسابشده البته. منتها حرکت پیشرو.
این در واقع فرمول مدیریت اسلامی است. مدیریت درجا زدن نیست. مدیریت تکیه به إن مع العسر یسرا و تن دادن به سختیها است. وارد شدن به سختیها است. اینجوری انسان میرسد به پروردگار. رغبت به سوی پروردگار یعنی این.
این چیزی است که بعداً در سورهٔ عادیات به آن میرسیم؛ میگوید إن الإنسان لربه لکنود. آدم حال ندارد؛ آدمها حال ندارند. حال ندارند بروند طرف خدا. چرا؟ چون طرف خدا رفتن تن دادن به سختیها است. همهاش باید سری را که درد نمیکند دستمال ببندی اتفاقاً. نه اینکه بگویی اوه سری که درد نمیکند دستمال نمیبندم. برای چه خودم را به سختی بیندازم؟
«إِنَّ ٱلْإِنسَـٰنَ لِرَبِّهِۦ لَكَنُودٌ» (عادیات/۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): همانا انسان نسبت به پروردگارش سخت ناسپاس است.
إن مع العسر یسرا؛ فإذا فرغت فانصب؛ وإلى ربک فارغب. سورهٔ مبارکهٔ شرح تمام است.
رشد یعنی توقف نکردن در روزمرگی
حالا من خیلی دقیقاً ابعاد آن مسئله را نمیشناسم؛ ولی اگر منظورشان از «خود را به چالش انداختن» همین تکاپوی رشد و تکامل و پیشرفت به سوی پروردگار، حرکت کردن است، بله: به روزمرگی توقف نکنید.
ببینید آن چیزی که آدم را به روزمرگی میکشاند هراس از سختیها است. شما هر اقدام جدیدی که میخواهی انجام بدهی، هر گام جدیدی که میخواهی برداری، سختیهایی با خودش دارد که آن سختیها نگرانکننده است. خدا میخواهد بگوید نگاه کن در گذشته چطور سختیهایی بوده که با شرح صدر آسان شده. شرح صدر با رفع ذکر به دست آمده. این فرمول هنوز دارد کار میکند. باز هم تن به سختی بده؛ رفع ذکر داشته باشیم و وضع وزر بشود و شرح صدر هم اتفاق بیفتد.
سوءبرداشت: لقمهٔ بزرگ برداشتن کار سورهٔ شرح نیست
میفرمایند که به هر حال یک وقت ممکن است یک سوءبرداشتی از این سوره بشود و آن اینکه کسی بگوید من به معلمی قرآن مثلاً اکتفا نکنم، بروم بشوم نمایندهٔ مجلس؛ یا مثلاً به این تولیدی کوچکی که دارم اکتفا نکنم، بروم یک کارخانهٔ بزرگ بزنم. یک لقمهٔ بزرگی بردارد یا کاری را انجام بدهد که کار او نیست.
خب آنها کلاً مسئلهٔ سورهٔ شرح اینها نیست. مسئلهٔ سورهٔ شرح جلوگیری از رکود است و درجا زدن و خسته بودن و راه نرفتن. حالا اینکه شما تشخیصات از اقدام بعدی چیست، این یک مسئلهٔ دیگر است.
اینکه چطور باید تشخیص داد وظیفهٔ من چیست، اقدام بعدی من چیست — آیا منی که معلم قرآنم الان اقدام بعدیام این است که بروم بشوم نماینده، یا اقدام بعدیام این است که بیایم یک مؤسسه بزنم، یا اقدام بعدیام این است که سعی بکنم نخبگان جامعه را درگیر بکنم، یا اقدام بعدی من چیست؟ — خب این را باید من با اصول و ضوابط خودش بفهمم.
یا اگر من یک تولیدکنندهام، اقدام بعدیام لزوماً تولید بیشتر کردن است یا نه، یک کار دیگر اضافه کردن است یا نه، بروم تو فاز مطالعات، مطالعاتم را بیشتر کردن. آن که وظیفهٔ بعدی و اقدام بعدی در هر حوزهای چیست، سورهٔ شرح به آن اشاره نکرده. به اصل این فرمول که وایسا نرو؛ برو. قرار نیست بایستی.
این وای نایستادن به معنای شاخه عوض کردن نیست که اگر شما تا حالا گز تولید میکردی، حالا برو سوهان تولید کن فرض کن. یا اگر مثلاً شما معلم بودی حالا برو نماینده بشو. نه. ممکن است در جای خودت، با شغل خودت، با حفظ ثبات در راه خودت، گام بعدی را باید برداری.
اصل حرکت به سوی خدا با نترسیدن از سختیها است. اما تطبیق و تشخیص اینکه وظیفهٔ بعدی من چیست که باید تن به آن بدهم و نگران سختیهایش نباشم، این دیگر تابع فرمولهای خودش است.
چرا «یسر» الف و لام ندارد
چرا یسر الف و لام ندارد؟ چون یسرش مثل عسر شناختهشده نیست برای شما. شما الان که در عسر واقعی هستی، عسر را میدانی چیست؛ توشی؛ شناختهشده است. اما چه یسری در انتظار تو است؟ آن یسر در چه قالبی قرار است تجسم پیدا کند؟
خیلیها هم گفتهاند این در واقع الف و لام نگرفته، تنوین گرفته تا نشاندهندهٔ عظمتش باشد. یعنی با این عسر شناختهشدهٔ محدودی که توشی، یک یسر با عظمتی از توش درمیآید. آن یسر به مراتب بزرگتر از عصری است که توشی. این هم حرف درستی است.
قید «إلى ربک فارغب»: هدف، منافع شخصی نیست
این قید مهم است. قید «إلى ربک فارغب». نه به سمت منافع شخصی. حالا منافع شخصی ممکن است در یک کاری در کنار «إلى ربک فارغب» متوجه ما بشود. ما نمیخواهیم بگوییم نه، نه به منافع شخصی. نه این را نمیخواهیم بگوییم. اما در تزاحماتش — یعنی آنچه هدف ما است، آنچه ما دنبال میکنیم — آن چیست؟ إلى ربک فارغب: حرکت به سوی پروردگار.
ممکن است حرکت به سوی پروردگار برای یک نفری که وضع خیلی خوبی هم دارد اتفاقاً انفاق باشد. سخت است دیگر. ممکن است انفاق باشد. ممکن است تولید بیشتر انجام دادن باشد. ممکن است. اینکه چیست آن مصداق، آن را باید در جای خودش با فرمول خودش تشخیص داد. هر دو نفر فرمولشان با همدیگر یکی نیست. هر کسی در موقعیتی، در جایگاهی، باید تشخیص درستی داشته باشد، مراقب هوای نفس باشد، تصمیم خداپسندانهای برای گام بعدی بگیرد. اما گام بعدی را بردارد آدم.
ولو گام بعدی منِ بقال این باشد که بروم قرآن یاد بگیرم. نمیخواهم اصلاً بقالیام را توسعه بدهم. دو دهنه را بکنم چهار دهنه. من با همین نانی که دارم میبرم خانهمان راضیم. خب یعنی همین دیگر زندگی تو همین است؟ یک نانی دربیاوری بروی خانهتان. رشد تو کجاست؟ پیشرفت تو کجاست؟ خدمت بیشتری میخواهم بکنم. خب بسم الله؛ آن خدمت بیشتر چیست؟ کیفیت را میخواهم بالا ببرم. خب بسم الله.
ببینید پس ما در اینکه مصداق چه باشد فعلاً نظر نمیدهیم. اصل مدیریت اسلامی اعتماد به إن مع العسر یسرا است و در نتیجهٔ آن إذا فرغت فانصب و إلى ربک فارغب.
تلاوت پایانی سورهٔ شرح
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم.
«أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ» (شرح/۱)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آیا سینهات را برایت نگشودیم؟
«وَوَضَعْنَا عَنكَ وِزْرَكَ» (شرح/۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و بار گرانت را از تو برداشتیم.
«ٱلَّذِىٓ أَنقَضَ ظَهْرَكَ» (شرح/۳)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): همان که پشتت را شکست.
«وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ» (شرح/۴)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و ذکرت را برای تو بالا بردیم.
«فَإِنَّ مَعَ ٱلْعُسْرِ يُسْرًا» (شرح/۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس بهراستی با سختی آسانی است.
«إِنَّ مَعَ ٱلْعُسْرِ يُسْرًا» (شرح/۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بهراستی با سختی آسانی است.
«فَإِذَا فَرَغْتَ فَٱنصَبْ» (شرح/۷)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس چون فارغ شدی، به رنج و کار بعدی برخیز.
«وَإِلَىٰ رَبِّكَ فَٱرْغَب» (شرح/۸)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و به سوی پروردگارت رغبت کن.
صدق الله العلی العظیم.
پاورقی تدوین: متن حاضر بر اساس پیادهسازی ماشینیِ گفتار (ASR) تدوین شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی، در مواردی که در بخشهای این جلسه آمدهاند، توسط مدل تهیه شدهاند و جزء سخنان استاد نیستند. متن عربی آیات از منابع معتبر درج شده است. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای جانبی و صداهای غیرمرتبط با سخنرانی استاد حذف شدهاند. این نسخه فاقد Segments است.