اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
الحمد لله رب العالمين وصلى الله على سيدنا ونبينا حبيب اله العالمين ابى القاسم المصطفى محمد.
اللهم صل على محمد وآل محمد وعلى آله الطيبين الطاهرين ولعنة الله على أعدائهم أجمعين من الآن إلى قيام يوم الدين.
عرض سلام و ادب و احترام محضر خواهران و برادران گرامی.
حالا ما تو این کلاسای سوره نحل دیگه به همه این عادتو دادیم که بابا این سلامه جواب داره جواب بدین.
[پچپچ] علیکم السلام.
از بس رسمی ما سلام میکنیم فکر میکنن مثلا مجری تلویزیونه که دیگه جوابش نمیدن.
عرض سلام که میکنیم لطف کنید شما هم جواب بدید بذارید انرژی مضاعف برگرده به سمت ما و بتونیم انشاالله بهتر به قرآن خدمت کنیم.
یک بار دیگه عرض سلام دارم خدمت خواهران و برادران گرامی.
ما حتی احتیاطاً به مجریای تلویزیون هم سلام میدیم.
اگه یه وقت سلام میکنن ما میگیم علیکم السلام.
از راه دور هم انشاالله میره یه چیزی میرسه.
[خنده] آره.
خدا رو شکر میکنیم که توفیق داریم در پیشگاه مقدس و نورانی قرآن کریم حاضریم و آرزو میکنیم ساعتی رو که ساعاتی رو که در محضر قرآن خواهیم بود ساعاتی نورانی و پر از فیض و معنویت و همینطور یادگیری باشه برای همه ما در محضر قرآن به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على محمد وآل محمد وعجل فرجه.
خب سوره مبارکه شرح در جلسه گذشته بحثش به شکل کامل ارائه شد ولی وعده کردم یک بار دیگه در مقام جمعبندی توضیحی درباره این سوره شریفه خدمتتون تقدیم کنم و بعد بحث سورههای جدید رو انشاالله دنبال بکنیم.
در سوره مبارکه شرح دو فراز وجود داره.
فراز اول این سوره فرازیست که با یک مقدمه میرسد به این نتیجه که "فإن مع العسر يسرا".
این ببین فا، فا نتیجهست.
این فا، فا نتیجهست.
یعنی خداوند قاعده "إن مع العسر يسرا" را داره از این مقدمه نتیجه میگیرد.
این مقدمه چیه؟
این مقدمه چطور داره میفهمونه که "إن مع العسر يسرا"؟
یعنی شما باید عسر را تو این مقدمه پیدا کنی یسر را هم بگید تو همین مقدمه پیدا کنی تا بگی بله "إن مع العسر يسرا".
اون عسره چی بوده؟
"وزرک الذي أنقض ظهرک".
یعنی یه باری رو دوش پیغمبر گرامی اسلام که کمر او را شکسته.
نمیگه داشت میشکست، کمر او را شکست.
این میشه اون عسره.
یسرش چی بوده؟
یسرش "رفعنا لك ذكرك" بوده.
رفع ذکر پیغمبر یسر ماجراست.
که خدا از این انم در واقع این دو تا عبارت وضعنا و رفعنا "إن مع العسر يسرا" را چه میکند؟
نتیجه میگیرد.
اگر ما بخواهیم خلاصه بگیم "إن مع العسر يسرا" چه بوده دیگه یسر و عسرشو جدا نکنیم.
باید بگیم چیه قاعده "إن مع العسر يسرا"؟
"ألم نشرح لك صدرك".
یعنی "إن مع العسر يسرا" شرح صدره.
"إن مع العسر يسرا" این نیست که مشکل برداشته بشه.
این نیست که مسئله حذف بشه.
این نیست که دیگه مشکلی نداشته باشی.
مفهومش این نیست.
خدا در این سوره میخواد بگه بابا منتظر نباش عسر به کلی چه شود؟
بگید.
شرح صدر رو منتظرش باش.
این شرح صدره که وزر رو برطرف میکنه.
این شرح صدره که یسر ایجاد میکنه برای تو.
بار سنگین رو سبک میکنه برای تو.
خب ما خدا سؤال میکنه آیا ما در گذشته لم میبره به ماضی دیگه معنا رو میبره به گذشته.
آیا ما در گذشته برای تو صدر تو را سینه تو را شرح ندادیم؟
آیا ما در گذشته به تو شرح صدر عطا نکردیم؟
یعنی چی خدایا شرح صدر به من عطا کردی؟
"ووضعنا عنك وزرك الذي أنقض ظهرك" اون وزری که رو دوشت احساس میکردی و کمر تو شکسته بود ما اون رو برداشتیم.
گویا اینجا یه سوالی پیش آمده باشه که کجا برداشتی؟
اون باره که رو دوشمه "ورفعنا لك ذكرك" ذکر تو را بالا بردیم.
بنده بین اینا رابطه طولی قائلم یعنی اینطوری میفهمم.
این "ألم نشرح لك صدرك" اگر سؤال بشود یعنی چی که ألم نشرح شرح صدر چیست؟
میگم شرح صدر وضع وزر است.
برداشتن وزر بار سنگین، سنگینی و ملالآور بودن یک بار برداشته بشه.
اگه کسی از من سؤال کنه این وضع وزره چطور اتفاق افتاده؟
میگم جوابش "رفعنا لك ذكرك" هست.
یعنی با بالا رفتن چی؟
ذکر یعنی از معلول به علت آمده.
معلول اول چیه؟
شرح صدر.
علت شرح صدر چیه؟
وضع بگید.
وضع وزر.
حالا خود وضع وزر هم معلوله.
علت این معلول چیه؟
رفع ذکر.
یعنی علت العلل شرح صدر بالا آوردن چیه؟
بگید.
ذکره.
اگر شما ذکرت رفت بالا وزرت میاد پایین و این یعنی شرح بگید صدر.
این یعنی إن مع العسر يسرا.
این یعنی راه غلبه بر سختیها، راه عبور از سختیها و رسیدن به آسانیها چیه؟
ذکره، ذکره، ذکرت باید بالا بره.
حالا اینکه ذکرت بالا بره گفتیم یه معنای مشهور اینه.
میگن ذکرت بالا بره یعنی این ور اون ور مشهور بشی.
همه جا اسم تو رو ببرن.
خب این چه ربطی داره به ظرفیت پیدا کردن من؟
اینکه ذکرت بالا بره یعنی تو ذاکر باشی و پروردگار بگید مذکور.
ذکر تو بالا برود درباره الله.
یعنی بیش از گذشته خدا را یاد کنی.
برای همینه در بسیاری از آیات قرآن هر جا که خدا خواسته به پیغمبرش ص- ظرفیت بده، صبر بده، مقاومت بده، فرموده وَاذْكُرْ اسْمَ رَبِّكَ.
ذکر اسم خدا، یاد خدا، توجه به خدا خودبهخود سینه انسان را فراخ میکنه.
تحمل سختیها رو بر انسان آسون میکنه.
شرح صدر به آدم میده.
قاعده اینه.
پس شما تو متن مشکل هستی.
مشکله برطرف نشد.
ولی شما انقدری بزرگ شدی، انقدری رشد کردی که دیگه این مشکل برای تو وزر و وبال به حساب نمیاد.
مثلا فرض کنید کسی یه مسئولیت سختی رو دوشش داره.
یه بار سنگینی به خاطر مسئولیتش رو دوشش هست.
مثلا مادر یک فرزند معلوله، پدر یک فرزند معلوله.
من یه مثال خیلی دمدستی میزنم لمسش کنید.
خب این فرزند هست دیگه.
معلول هم هست.
تر و خشک کردنش، نگه داشتنش، پرورش دادنش، محبت کردن به او، همش سخته دیگه.
درسته؟
خب این چه کار میشه کرد؟
همه مشکلات که برطرف شدنی بگید نیستن.
بعضی مشکلات هست.
پس راه چیه؟
تو باید رشد کنی.
تو باید بزرگ بشی.
تو باید بالا بری.
اگر ذکر در وجود شما یعنی توجه به الله، اگر تو وجود رفت بالا، میبینی اون بچه سر جاشه.
زحمت بچه کمتر نشده ولی دیگه اون مادره مثل گذشته بیطاقت و کمطاقت بگید نیست.
یعنی وزرش برداشته شده.
میبینی به یه درجاتی میرسه در اثر ذکر الله که با عشق، با علاقه به همون بچهای که شاید احساس میکرد نگهداری او خیلی براش سخت خواهد بود، داره با عشق و علاقه رسیدگی میکنه.
این چیه؟
این أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَک.
این در واقع ظرفیت پیدا کرده در مقابل این مشکل.
سینه او گشاده شده، باز شده.
دیگه این مشکل در دل او گم شده.
اسیر این مشکل نیست.
عبور کرده.
این میشه فإن مع العسر يسرا.
خب خداوند به پیغمبر میگه در گذشته که همین بوده.
یه بار دیگه از این نتیجهای که اینجا گرفته میخواد این بار تو فراز دوم به عنوان مقدمه اس- استفاده کنه.
إن مع العسر يسرا.
خب این قاعده که سر جاشه.
این قانون که عوض نشده.
قانون همینه که از دل سختی آسانی در میاد با شرح صدر.
شرح صدر چجوری به دست میاد؟
با رفع ذکر.
خب اگر این قانونو قبول داری ف.
این ببینید این بار، این بار خدا اینجا میگه ف.
ببینید تو این فراز قبلی ف اول إن مع العسر يسرا بود، این نتیجه بود.
اما تو فراز بعدی این مقدمه است.
نتیجه اینه.
حالا که إن مع العسر يسرا، فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ.
خب حالا شما این فَرَغْتَ فَانْصَبْ را باید با توجه به إن مع العسر يسرا معنی کنید.
إذا فَرَغْتَ از چی؟
از عسر.
چجوری فَرَغْتَ از عسر؟
بگید.
با شرح صدر.
یعنی هر وقت شرح صدری حاصل شد که از یه عصری، از یه سختی فارغ شدی، نگو آخیش همونجا بمون.
فَانْصَبْ خودت خودت را به سختی بعدی، به گردنه بعدی، به بار مسئولیت بعدی خودت خودت رو بگمار.
خودت خودت را نصب کن.
ننشین مشغول استراحت بشو.
یعنی راهی که تو باید بروی راهیست که باید دل به سختیها بدی.
این سختیه، این سختیه رو با، با ذکر الهی این سختیه برای تو تبدیل به آسونی بشه، شرح صدر بیاد.
شرح صدر که آمد تو از این سختی فارغ شدی، حالا کار بعدی، حالا مسئولیت بعدی، حالا قدم بزرگتر.
فإذا فرغت فانصب.
خب که چی بشه؟
چرا من همینجور دل به سختیها بدم؟
[مکث] وَإِلَى رَبِّكَ فَارْغَبْ اینجوری میشه به سوی پروردگار رغبت نشون داد.
حرکت با رغبت به سوی پروردگار یعنی گام به گام تن به سختیهای راه خدا دادن و از سختیهای راه خدا نهراسیدن .
و منتظر یسر در دل عسر بودن و اون یسر نیست مگر شرح صدر و اون شرح صدر نیست مگر وضع وزر و اون وضع وزر نیست مگر رفع ذکر.
این فرمول حرکت به سوی خداست.
تن به سختیها بده، از خدا شرح صدر بخواه.
شرح صدرش هم با رفع ذکر حاصل میشه.
این فرمول مدیریت اسلامیه.
این formul- فرمول مدیریت پیشروئه که به وضع موجود نمیخواد راضی بشه.
میخواد یک گام بلندتر برداره، قدم بعدی رو برداره، مانع بعدی را برطرف کنه.
مسیر رسالت پیغمبر گرامی اسلام همچین چیزی بوده .
حالا بعضیا در تطبیقاتشون تطبیق دادن مسئله إذا فرغت فانصب را میگه وقتی فارغ شدی از اون بار سنگین رسالت و رسالت خودت را ابلاغ کردی به مردم، حالا فانصب.
حالا باید در مقام نصب ولی بعد از خودت بربیای.
یه مسئولیت سختی بود بعدا برای پیغمبر.
پیغمبر مثل اینکه تازه راه را هموار کرده بر خود، تازه بار رسالت براش قابل حمل شده، تازه شرح صدر لازم برای تحمل این بار سنگین از جانب خدا به او رسیده و کامل شده.
حالا اینجا باید بار سنگین بگید بعدی، اقدام سنگین بعدی که بازم یه بار سنگین است و سخته.
میدونید در قرآن کریم فرموده وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ نگران بود حضرت حتی از نصب ولی بعد از خود نگران بود که خدا فرمود جا داره از من خشیت داشته باشی نه از مردم.
نگران نباش خدا تو رو از مردم نگه میداره.
خدا میداند آنچه که قراره ابلاغ کنی طغیان و کفر خیلی از افراد را زیاد میکنه.
ولی ابلاغ کن [مکث].
یعنی تن بده به این سختی.
مسیر ادامهداره.
اینجور نیستش که یک جا وایسیم متوقف بشیم بگیم الحمدلله راحت شدیم.
همیشه مطمئن باش که قاعده إن مع العسر يسرا قاعده ألم نشرح لك صدرك با توست.
با تکیه به این قاعده هر وقت فارغ شدی از یک سختی به سختی بعدی خود را نصب کن، مشغول کار بعدی و م-مأموریت بعدی باش.
اینطوری وَإِلَى رَبِّكَ فَارْغَبْ اینطوری به سوی پروردگار رغبت کن.
بعضی از ماها حرف آخر در سوره شرح.
بعضی از ماها فکر میکنیم که رفتن به سوی خدا یه زندگی بیدردسر، بیمسئولیت، بیزحمت، سرمو بندازم پایین برم خونهمون از خونهمونم سرمو بندازم بیام سر کار از سر کار همینطور خونه، جمعه به جمعه هم برم استراحت و تفریح.
کسی کاری به کارم نداشته باشه، کسی مزاحمم نشه، کسی وقتمو نگیره، کسی خستم نکنه.
آسته برو آسته بیا که گربه شاخت نزنه.
این چیه من دارم مسلمونی میکنم، در جا زدن.
در جا مسلمونی میکنن آخه چجوری؟
چجوری میشه در جا مسلمونی کرد؟
شما حتی اگر یک شغل آزاد، یه شغل عادی هم داشته باشی تو همون جا هم باید قاعده وَإِلَى رَبِّكَ فَارْغَبْ رو رعایت کنی.
همونجا هم باید هی سعی کنی یه قدم بعدی، قدم بهتر، جدیتر، مسئولیت بالاتر، خدمت بیشتر [مکث].
حساب شده البته.
منتها حرکت پیشرو.
این در واقع فرمول مدیریت اسلامیه.
مدیریت در جا زدن نیست.
مدیریت تکیه به إن مع العسر يسرا و تن دادن به سختیهاست.
وارد شدن به سختیهاست.
اینجوری انسان میرسه به پروردگار.
رغبت به سوی پروردگار یعنی این.
این چیزیه که بعداً در سوره عادیات بهش میرسیم میگه إن الإنسان لربه لكة.
آدم حال نداره، آدما حال ندارن.
حال ندارن برن طرف خدا.
چرا؟
چون طرف خدا رفتن تن دادن به سختیهاست.
همش باید سری رو که درد نمیکنه چیکار کنی؟
دستمال ببندی اتفاقاً.
نه اینکه بگی اوه سری که درد نمیکنه دستمال نمیبندم.
برا چی خودمو به سختی بندازم؟
[مکث] إن مع العسر يسرا فإذا فرغت فانصب وإلى ربك فارغب سوره مبارکه شرح تمومه.
حالا من خیلی دقیقاً ابعاد اون مسئله رو نمیشناسم ولی اگر منظورشون از خود رو به چالش انداختن همین تکاپوی رشد و تکامل و پیشرفت به سوی پروردگار حرکت کردنه، بله از بله به روزمرگی توقف نکنید.
ببینید اون چیزی که آدم رو به روزمرگی میکشونه هراس از سختیهاست.
شما هر اقدام جدیدی که میخوای انجام بدی، هر گام جدیدی که میخوای برداری سختیهایی با خودش داره که اون سختیها نگرانکننده است.
خدا میخواد بگه نگاه کن در گذشته چطور سختیهایی بوده که با شرح صدر آسون شده.
شرح سدره با رفع ذکر به دست اومده.
این فرمول هنوز داره کار میکنه.
بازم تن به سختی بده، رفع ذکر داشته باشیم و وضع وزر بشه و شرح صدر هم اتفاق بیفته.
میفرمایند که به هر حال یه وقت ممکنه یه سوء برداشتی از این سوره بشه و اون اینکه کسی بگه من به معلمی قرآن مثلاً اکتفا نکنم برم بشم نماینده مجلس یا مثلاً به این تولیدی کوچکی که دارم اکتفا نکنم برم یه کارخونه بزرگ بزنم.
یه لقمه بزرگی برداره یا کاری رو انجام بده که کار او بگید نیست.
خب اونا ک-کلا مسئله سوره شرح اینا نیست.
مسئله سوره شرح، جلوگیری از رکود و در جا زدن و خسته بودن و راه نرفتنه.
حالا اینکه شما تشخیصت از اقدام بعدی چیه، این یه مسئلهی دیگره.
اینکه چطور باید تشخیص داد وظیفه من چیه، اقدام بعدی من چیه، آیا منی که معلم قرآنم الان اقدام بعدیم اینه که برم بشم نماینده یا اقدام بعدیم اینه که بیام یه موسسه بزنم یا اقدام بعدیم اینه که فرض کنید [اه] سعی بکنم نخبگان جامعه را درگیر بکنم یا اق-- اقدام بعدی من چیه؟
خب اینو باید من با اصول و ضوابط خودش بفهمم.
یا اگر من یک تولیدکنندهام اقدام بعدیم لزوماً تولید بیشتر کردنه یا نه، یه کار دیگه اضافه کردنه یا نه، برم تو فاز مطالعات، مطالعاتم رو بیشتر کردنه.
اون که وظیفه بعدی و اقدام بعدی تو هر حوزهای چیه، سوره شرح به اون اشاره نکرده.
به اصل این فرمول که وای نسا، برو.
قرار نیست وایسی.
این وای نسا دادن به معنای شاخه عوض کردن نیست که اگر شما تا حالا گز تولید میکردی، حالا برو سوهان تولید کن فرض کن.
یا اگر مثلاً شما معلم بودی حالا برو نمیدونم نماینده بشو.
نه.
ممکنه در جای خودت با شغل خودت تو با س-- حفظ ثبات در راه خودت گام بعدی رو باید برداری.
اصل حرکت به سوی خدا با نترسیدن از سختیها اما تطبیق و تشخیص اینکه وظیفه بعدی من چیه که باید تن به اون بدم و نگران سختیهاش نباشم، این دیگه تابع فرمولهای خودشه.
بله.
چرا یسر الف و لام نداره؟
چون یسرش مثل عسر شناخته شده نیست برای شما.
شما الان که تو عسر واقعی، عسر رو میدونی چیه، توشی، شناخته شده است.
اما چه یسری در انتظارته؟
اون یسره در چه قالبی قراره تجسم پیدا کنه؟
خیلیهام گفتن این در واقع الف و لام نگرفته، تنوین گرفته تا نشاندهنده عظمتش باشه.
یعنی با این عسر شناخته شده محدودی که توشی، یه یسر با عظمتی از توش در میاد.
اون یسره به مراتب بزرگتر از عصریه که توشی.
اینم حرف درستیه.
إلا ربك فرغب.
احسنتو.
این قید مهمه.
قید إلا ربك فرغب.
نه به سمت منافع شخصی.
حالا منافع شخصی ممکنه تو یه کاری در کنار إلا ربك فرغب منافع شخصی هم متوجه ما میشه.
ما نمیخوایم بگیم نه، نه به منافع شخصی.
نه اینو نمیخوایم بگیم.
اما در تضاهاماتش یعنی اونچه که هدف ماست، اونچه که ما دنبال میکنیم، اون چیه؟
إلا ربك فرغب حرکت به سوی پروردگار.
ممکنه حرکت به سوی پروردگار یک نفری که وضع خیلی خوبی هم داره اتفاقاً انفاقه .
سخته دیگه.
ممکنه انفاقه.
ممکنه تولید بیشتر انجام دادنه.
ممکنه، اینکه چیه اون مصداق، اونو باید در جای خودش با فرمول خودش تشخیص داد.
هر دو نفر فرمولشون با همدیگه یکی نیست.
هر کسی توی موقعیتی، توی جایگاهی باید تشخیص درستی داشته باشه، مراقب هوای نفس باشه، تصمیم خداپسندانه ای برای گام بعدی بگیره.
اما گام بعدی رو برداره آدم.
و لو گام بعدی من بقال این باشه که برم قرآن یاد بگیرم.
نمیخوام اصن بقالیم رو توسعه بدم.
دو دهنه رو بکنم چهار دهنه.
من با همین نونی که دارم میبرم خونهمون راضیم.
خب یعنی همین دیگه زندگی تو همین.
یه نونی دربیاری بری خونهتون.
رشد تو کجاست؟
پیشرفت تو کجاست؟
خدمت بیشتری میخوام بکنم.
خب بسم الله اون خدمت بیشتر چیه؟
کیفیتو میخوام بالا ببرم.
خب بسم الله.
ببینید پس ما تو اینکه مصداق چی باشه فعلاً نظر نمیدیم.
اصل مدیریت اسلامی اعتماد به إن مع العسر يسرا و در نتیجه اون إذا فرغت فانصب و إلى ربك فارغب.
أعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
ألم نشرح لك صدرك.
ووضعنا عنك وزرك.
الذي أنقض ظهرك.
ورفعنا لك ذكرك.
فإن مع العسر يسرا.
إن مع العسر يسرا.
فإذا فرغت فانصب.
وإلى ربك فارغب.
صدق الله العلي العظيم.