آموزش تدبر در سورهٔ قدر — بخش اول
یادداشت: ترجمههای فارسیِ درجشده زیر عبارات عربی، توسط مدل تهیه شدهاند و جزء سخنان استاد نیستند. متن عربی آیات از منابع معتبر (tanzil / quran.com) درج شده است.
آیات مورد بحث در این جلسه
پیش از ورود به متن، فهرست هر آیهای که استاد در این جلسه دربارهٔ آن سخن گفته — حتی اگر عربی کامل را نخوانده و فقط مضمون یا تکهعبارت را آورده — از این قرار است: قدر/۱ (إنا أنزلناه في لیلة القدر: نزول آن کتاب در شب قدر)؛ قدر/۲ (وما أدراک ما لیلة القدر: عظمتِ ناشناختهٔ شب قدر)؛ قدر/۳ (لیلة القدر خیر من ألف شهر: برتری شب قدر بر هزار ماه، با تبیین «ألف» بهعنوان عددِ کثرت)؛ قدر/۴ (تنزّل الملائکة والروح فیها بإذن ربهم من کل أمر: فرآیند تنزّل ملائکه و روح از هر امر، به اذن پروردگار)؛ قدر/۵ (سلام هی حتی مطلع الفجر: سلامتِ بازهٔ شب قدر تا طلوع فجر از هر آفت و خلل)؛ یس/۸۲ (إذا أراد شیئاً أن یقول له کن فیکون: «کن» بهعنوان امرِ بودن)؛ إسراء/۸۵ (یسئلونک عن الروح قل الروح من أمر ربی: روح حقیقتی برخاسته از امر پروردگار). اشارهٔ مفهومی به عرش و کرسی بهعنوان تختِ امارتِ پروردگار آمده است، اما آیهٔ معیّنی از آیاتِ عرش در این جلسه قرائت یا به شماره ارجاع نشده. شب مبعث و شب غدیر فقط بهعنوان فرضِ «اگر قرآن در شبی دیگر نازل میشد» مثال آمدهاند، نه با قرائت آیهای از آن دو رویداد.
گشایش و مرور اولیهٔ مفاهیم سوره
«بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): به نام خداوند بخشندهٔ مهربان.
سورهٔ قدر از نظر مفاهیم به نظر میآید که همهٔ ما با آن آشنا هستیم. خیلی سریع میتوانیم روی مفاهیمش عبور کنیم. اول سوره را یکبار با همان معنای اولیه بخوانیم تا معلوم شود بحث از کجا شروع میشود.
«إِنَّآ أَنزَلْنَـٰهُ فِى لَيْلَةِ ٱلْقَدْرِ» (قدر/۱)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): همانا ما آن را در شب قدر فروفرستادیم.
همانا ما نازل کردیم آن را. آن چیست؟ آن کتاب است؛ آن قرآن است. در شب قدر.
«وَمَآ أَدْرَىٰكَ مَا لَيْلَةُ ٱلْقَدْرِ» (قدر/۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و تو چه میدانی که شب قدر چیست؟
و چه چیز تو را آگاه کرد که چیست شب قدر؟
«لَيْلَةُ ٱلْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ» (قدر/۳)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): شب قدر از هزار ماه بهتر است.
شب قدر از هزار ماه بهتر است.
«تَنَزَّلُ ٱلْمَلَـٰٓئِكَةُ وَٱلرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ» (قدر/۴)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان از هر امری فرود میآیند.
ملائکه و روح نازل میشوند. «فیها» یعنی در شب قدر. «بإذن ربهم» یعنی با اذن و اجازهٔ پروردگارشان. «من کل أمر» یعنی از هر امر و فرمانی. از هر امر و فرمانی ملائکه و روح نازل میشوند در شب قدر، به اذن پروردگارشان.
«سَلَـٰمٌ هِىَ حَتَّىٰ مَطْلَعِ ٱلْفَجْرِ» (قدر/۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آن شب تا دمیدن سپیدهدم سلام است.
«سلام هی» یعنی چه؟ «هی» به چه برمیگردد؟ به شب قدر. شب قدر سلام است. سلام یعنی آفت در آن نیست؛ آسیب در آن نیست. شب قدر سلام است «حتی مطلع الفجر» تا طلوع فجر.
مفاهیم اولیه روشن است. اگر بخواهیم جلو برویم، این را هم مشخص است که سوره بیش از یک سیاق ندارد. دیگر یک پاراگراف است. سورهٔ تکپاراگرافی است؛ یک سیاق، یک بند، یک نفسِ پیوسته.
کلمهٔ محوری سوره: قدر و لیلة القدر
اگر بخواهیم این سوره را جمعبندی کنیم، مهمترین کلمهای که باید آن را بفهمیم چیست؟ قدر است دیگر. مهمترین بحث این سوره لیلة القدر است. اگر بفهمیم قدر چیست و شب قدر چیست، خیلی راحتتر میتوانیم به درک برسیم از این سوره و به یک جمعبندی دست پیدا کنیم.
حاصل مصدر: از دانستن تا دانش، از تقدیر تا قدر
قدر حاصلِ مصدرِ تقدیر است. ببینید حاصل مصدر را اول روشن کنم برایتان یعنی چه. مصدر: دانستن. حاصل مصدر چیست؟ دانش. حاصل مصدرِ دانستن میشود دانش. حاصل توانستن میشود توانایی. این است که میگوییم حاصل مصدر.
قدر حاصل مصدر تقدیر است. یعنی مصدرش تقدیر است؛ حاصلش قدر است. تقدیر از «قَدَرَ» است. قَدَرَ با چه همخانواده است؟ با قدرت. قَدَرَ یعنی قدرت دارد. میگوییم فلانی قَدَرَ علی مثلاً این مسئله: قادر است، میتواند. توانستن است. قَدَرَ به معنی قدرت داشتن.
تقدیر به جریان درآوردن قدرت است، نه تعیین حد و اندازه
تقدیر یعنی چه؟ یعنی به جریان درآوردن قدرت. استفاده کردن از قدرت. این را که شماها شنیدهاید برای اینکه آقا شب قدر شب تعیین حد و اندازه است، حد و اندازه معنی اصلی قدر و تقدیر نیست. لازمهٔ معناست.
وقتی خدا قدرت خودش را به کار میگیرد برای هر چیزی، با توجه به میزان قدرتی که خدا برای او به کار میگیرد، حد و اندازهٔ او چه میشود؟ معلوم میشود. بسته به میزان قدرت الهی. چقدر بخواهد از قدرتش برای این مثلاً مخلوق استفاده کند، این حد و اندازهاش هم معلوم میشود.
پس خودِ تقدیر تعیین حد و اندازه نیست، بلکه به جریان درآوردن قدرت است. لازمهٔ به جریان درآوردن قدرت میشود تعیین حد و اندازه. بله، این لازمهاش است. این لازمهٔ معناست. یعنی هیچ تقدیری از تعیین حد و اندازهٔ آن چیزی که شما قدرت را برایش به کار میگیری جدا نیست. ولی اصل معنا آن نیست؛ اصل معنا به جریان انداختن قدرت است.
پس تقدیر به جریان درآوردن قدرت است. حالا حاصل مصدرش قدر است. قدر میشود چه؟ جریان قدرت. قدر یعنی جریان قدرت. پس تقدیر: به جریان درآوردن قدرت؛ قدر: جریان قدرت.
لیلة القدر یعنی شب جریان قدرت خدا
حالا لیلة القدر یعنی چه؟ شب جریان قدرت. شب جریان قدرتِ کی؟ خدا. شب جریان قدرت خدا؛ شب جاری شدن، جریان یافتن قدرت پروردگار؛ شب استفادهٔ خدا از قدرتش. شب قدر، شب استفادهٔ خدا از قدرتش. درست شد؟
خدا قدرت خود را چگونه به جریان میآورد؟
حالا خدا از قدرتش چطور استفاده میکند؟ چطور قدرت خود را به جریان درمیآورد؟ فرآیندش را این سوره توضیح داده است. خدا برای اینکه از قدرت خود استفاده کند فرمان صادر میکند. «من کل أمر». خوب دقت کنید. این را اگر خوب فهمیدید، سرِ قصه جا میافتد.
خدا برای استفاده از قدرت خود فرمانهایی صادر میکند. «من کل أمر». معلوم است امر یکی هم نیست. کلی امر صادر میکند. دستور میدهد.
خود خدا در قرآن هم فرموده وقتی من چیزی را اراده میکنم:
«إِنَّمَآ أَمْرُهُۥٓ إِذَآ أَرَادَ شَيْـًٔا أَن يَقُولَ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ» (یس/۸۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): کار او جز این نیست که چون چیزی را اراده کند، به آن میگوید: باش؛ پس میشود.
این «کن» چیست؟ امر است. این فرمان است. خدا فرمانِ بودن صادر میکند. باش، باش، باش، باش. هر چیزی را که اراده میکند فرمان بودنش را صادر میکند.
وقتی خدا فرمانِ امر صادر میکند، از فرمانِ امرِ خدا یک حقیقت زنده ایجاد میشود. یعنی امر خدا مثل امر ما نیست که کلمه است. مثلاً من میگویم همین الان اینجا فلان چیز باش. آی باش! باش، چه باشد؟ «باشِ» من که با «باشِ» خدا یکی نیست. خدا وقتی به یک چیزی میگوید باش، از گفتن او، از فرمان او، یک حقیقت زنده ایجاد میشود. او چیست؟ او روح است.
روح از امر پروردگار برمیخیزد
«وَيَسْـَٔلُونَكَ عَنِ ٱلرُّوحِ ۖ قُلِ ٱلرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّى وَمَآ أُوتِيتُم مِّنَ ٱلْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا» (إسراء/۸۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و از تو دربارهٔ روح میپرسند. بگو: روح از امر پروردگار من است؛ و از دانش جز اندکی به شما داده نشده است.
روح یک حقیقتی است که از امر برمیخیزد. از امر خدا برمیخیزد. خدا وقتی دستور میدهد به یک چیزی که باش، این یک روح زنده است.
ملائکه حامل روحاند؛ بدون روح کاری از دستشان برنمیآید
این روح با ملائکه چه میشود؟ همراه میشود. ملائکه که در واقع فرشتگاناند، مخلوقاتی هستند که خدا خلقشان کرده و در دستگاه اجرایی خدا نقش ایفا میکنند. ملائکه مخلوقاتی زندهاند و مطیع پروردگار. اینها در واقع عوامل اجرایی خدایند. اینها در دستگاه قدرت خدا، در جریان قدرت خدا، نقش ایفا میکنند.
نقششان چیست؟ نقششان این است که وقتی خدا دستور صادر میکند، این دستور خدا یک حقیقت زنده میشود؛ ملائکه حامل آن حقیقت زنده میشوند. الملائکة والروح. اگر روح با ملائکه همراه نباشد، ملائکه بهخودیخود کاری از دستشان برنمیآید. آنی که ملک را توانایی میکند بر انجام یک کار، آن روحی است که از امر خدا درست شده و این ملک حامل آن روح است.
حالا بستگی دارد آن امر چه باشد و آن روحش چه باشد، تا ببینیم ملکش کیست. یک ملک میخواهد، دو ملک میخواهد، هزار ملک میخواهد، ده هزار ملک میخواهد، یک میلیون ملک میخواهد. گاهی میبینید آن روح حقیقتی است که هفتاد هزار ملک میخواهد تا این را حملش کند. هفتاد هزار ملک میخواهد که آن حقیقت را بتواند با خودش حمل کند. اینطور نیست که مثلاً ساده باشد. گاهی هم میبینید نه؛ ممکن است یک ملک حامل یک روح باشد. بستگی دارد. این دیگر چیزی نیست که من بفهممش. من دارم با الفاظ کار میکنم که این فرآیند را برایتان باز کنم.
تنزّل به اذن پروردگار؛ استقرار در نقطهٔ مأموریت
پس روح با ملائکه همراه میشود. بعد ملائکه چه کار میکنند؟ تنزّل پیدا میکنند. ملائکهای که حامل روح شدهاند — روحی که حقیقت زندهٔ امر پروردگار است، اوامر خداست — ملائکه تنزّل پیدا میکنند؛ هر کدام میروند در نقطهٔ مأموریت خودشان مستقر میشوند. هر ملکی برای هر کاری که حامل روحی شده، برای انجام مأموریت خودش، به اذن پروردگار تنزّل میکند. این تنزّل به اذن خداست دیگر.
یعنی اینطور نیست که خدا امر کرد، روح ایجاد شد، با ملک همراه شد، راه بیفتد برود، بعد صبر کند اذن بیاید؛ خودش آن جدا باشد. تنزّل به اذن پروردگار است. و به این ترتیب قدرت خدا در عالم به جریان درمیآید.
یکبار دیگر: پروردگار امیر عالم است
یک بار دیگر میروم. پروردگار امیر عالم است. امیر یعنی چه؟ امرکننده؛ یعنی فرمانروا، فرمانده. پروردگار امیر عالم است. امیر عالم اتفاقاً تخت امارت هم دارد. به آن میگوییم چه؟ کرسی یا عرش. بر عرش خودش تکیه زده. حالا نه به معنایی که ماها بر عرش تکیه میزنیم. یعنی مسلط بر تمام امر عالم است. امیری نیست که حتی یک شأن کوچک از شئون عالم از نظر او پنهان باشد یا از توان او خارج باشد. کل عالم برای او معلوم است و کل همه چیز هم در قدرت او هست. او امیر عالم است.
این امیر اراده کرده که در هر سالی، در یک شب، اوامر آن سال را صادر کند. در هر سالی یک شب برای فرماندهی، برای دستور صادر کردن، برای امر کردن. در این شب — شب مقدس — او فرمانهایی صادر میکند. از فرمانهای او روح، حقیقت روح، ایجاد میشود. حقیقت روح با ملائکه همراه میشود؛ یا به عبارتی ملائکه حامل حقیقت روح میشوند. بعد از او اجازه میگیرند، تنزّل پیدا میکنند، هر کدام در نقطهٔ مربوط به خودشان مستقر میشوند و قدرت او را — که این قدرت را کی به آنها بخشیده؟ خدا. با چه واسطهای؟ روح — و قدرت او را به جریان درمیآورند. این شب را به آن میگویند شب قدر.
عظمت شب قدر: و ما أدراک ما لیلة القدر
خداوند میفرماید عظمت این شب را هیچکس نتوانسته به تو بگوید.
«وَمَآ أَدْرَىٰكَ مَا لَيْلَةُ ٱلْقَدْرِ» (قدر/۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و تو چه میدانی که شب قدر چیست؟
چه میدانی که شب قدر اصلاً چیست؟ حقیقت شب قدر یک حقیقت عظیمی است. شب قدر به لحاظ ارزش زمانی قابل مقایسه با هیچ زمان دیگری نیست. اصلاً در روال مقایسه با زمان نمیگنجد شب قدر. چرا این حرف را میزنی فلانی؟ چون میگوید «خیر من».
«لَيْلَةُ ٱلْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ» (قدر/۳)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): شب قدر از هزار ماه بهتر است.
شب قدر از هزار ماه بهتر است. نمیگوید از هزار شبها؛ از هزار ماه. اولاً میگوید اگر قرار است مقایسهاش کنی، با شب مقایسهاش نکن. با چه باید مقایسهاش کنی؟ با ماه، که خودش چند شب است؟ سی شب. و بعدش هم با یک ماه مقایسهاش نکن. با چه باید مقایسهاش کنی؟ هزار ماه؛ که هزار در زبان عربی عددِ کثرت است.
یعنی معنایش این نیست که از هزار ماه بهتر است اما از هزار و یک ماه دیگر بهتر نیست. اصلاً معنایش این نیست. بلکه میخواهد بگوید هزار ماه هم حساب بکنیم باز از آن بهتر است. هزار عددِ کثرت است. یعنی اصلاً هرچه بخواهی کمیت زمان را بالا ببری، باز هم شب قدر از زمانی که غیرِ شب قدر است بیشتر و برتر است. هرچه آدم بخواهد آن زمان زیاد باشد. چرا؟ چون اصلاً زمان ارزش خود را از شب قدر میگیرد. زمان ارزش خود را از شبِ جریان قدرت خدا در عالم میگیرد. این شب را اگر از زمان جدا کنی، زمان فاقد ارزش است. دیگر چیزی نمیماند برای زمان. این یک بیان اینشکلی است. میخواهد بگوید اصلاً این را در مقایسهاش نکن با زمان. یک چیز دیگر است بحث.
شب تنزّل ملائکه و روح از هر امر
بعد برای ما سؤال پیش میآید. چرا؟ میگوید شبی است که امرها صادر شده؛ از هر امری روحی برخاسته؛ ملائکه با روح همراه شدهاند؛ به اذن پروردگارشان از هر امری دارند میآیند پایین. دارند — نه، فعلاً فقط گوش بدهید — دارند میآیند پایین. شبِ تنزّل ملائکه و روح از اوامر پروردگار به اذن پروردگار است. خب چنین شبی را شما میخواهی با زمان مقایسه کنی؟
«تَنَزَّلُ ٱلْمَلَـٰٓئِكَةُ وَٱلرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ» (قدر/۴)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان از هر امری فرود میآیند.
سلام هی: فرآیند جریان قدرت آفت ندارد
بعد میفرماید «سلام هی». این یعنی چه؟ بعضیها که خوب نفهمیدهاند ماجرای شب قدر چیست، اینجاها گیر کردهاند. این یعنی چه «سلام هی»؟
«سَلَـٰمٌ هِىَ حَتَّىٰ مَطْلَعِ ٱلْفَجْرِ» (قدر/۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آن شب تا دمیدن سپیدهدم سلام است.
یعنی شب جریان قدرت خدا آفت ندارد. یعنی هیچکس، هیچ چیز نمیتواند در فرایند جریان قدرت خدا خللی وارد کند، نفوذی کند، آفت ایجاد کند، مانع بشود. یعنی مطمئن باشید که در شب قدر همانی به جریان درمیآید بیکموکاست که پروردگار اراده کرده است. «سلام هی حتی مطلع الفجر» تا طلوع فجر که شب قدر میخواهد تمام بشود.
این بازهٔ زمانی شب قدر — که بازهٔ زمانی جریان قدرت خدا در عالم برای تدبیر امور عالم است؛ بازهٔ زمانی صادر کردن فرمانهای مربوط به ادارهٔ عالم برای یک سال و همراه شدن روحِ برخاسته از این فرمانها با ملائکه و تنزّل ملائکه به اذن پروردگار برای اجرای فرمانهای اوست — این بازهٔ زمانی نه شیاطین انس، نه شیاطین جن، نه پدیدههای بیرونی، هیچ چیزی نمیتواند در آن خلل ایجاد کند.
«سلام هی حتی مطلع الفجر»: این شب تا طلوع فجر سالم از دخالت هر آفتی است؛ سالم از دخالت هر نیروی منفی است. بیکموکاست ارادهٔ او دارد به اجرا درمیآید.
اگر باور کنیم: مهمترین دغدغه چیست؟
حالا درست در این نقطه چه به ذهن ما میآید؟ یعنی اگر ما باور کنیم — خوب دقت کنید؛ میخواهم نکتهٔ مهمی بگویم — اگر ما باور کنیم که خدا سلطان عالم است، فرمانروای عالم است، و باور کنیم که او در یک شبی مینشیند فرمانها را صادر میکند، بر تخت خود تکیه زده فرمانها را صادر میکند، از فرمانهای او روح برمیخیزد، روح با ملائکه همراه میشود، ملائکه برای اجرای قدرت او در عالم تنزّل پیدا میکنند به اذن و اجازهٔ او، و هیچ چیزی هم نمیتواند مزاحم ارادهٔ او بشود — سلامت از چنین شبی — مهمترین دغدغهٔ ما در مقابل وجود چنین پدیدهای چه میشود؟
ما برای خودمان نگران میشویم. یعنی حالا میگوییم ما اگر میخواهیم که وقتی او میخواهد فرمان صادر کند، برای ما هم بالاخره فرمان صادر میکند دیگر. ما هم یکی از مخلوقات اوییم دیگر. خب برای ما چطور فرمان صادر میکند؟ برای من چطور فرمان صادر میکند؟ برای خانوادهام چطور فرمان صادر میکند؟ برای جامعهام چطور فرمان صادر میکند؟
یعنی برای من مهم است بدانم آیا این فرمانروا همینطور دیمی و باریبههرجهت — «عشقم این را کشید، این را دستور دادم» — و اینطوری دستور میدهد؟ یعنی منطق دستور دادنهای او دیمی و باریبههرجهتی است یا نه؟ منطق فرمانروایی او یک منطق معین و قابل محاسبه است. میشود رویش حساب کرد؟ میتوانیم پای کرسی فرمانروایی او برای خودمان جایگاهی تعریف بکنیم، یا باید ببینیم حالا چه میشود؟
مهمترین دغدغهٔ ما، مهمترین سؤال ما این میشود: منطق فرماندهی عالم چیست؟
پاسخ سؤال: إنا أنزلناه فی لیلة القدر
جواب این سؤال این است:
«إِنَّآ أَنزَلْنَـٰهُ فِى لَيْلَةِ ٱلْقَدْرِ» (قدر/۱)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): همانا ما آن را در شب قدر فروفرستادیم.
ما آن کتاب را در شب جریان قدرت نازل کردیم تا بفهمید جریان قدرت یعنی چه. جریان قدرت چگونه است؟ چطور میتوانی سهم خودت را از قدرت خدا تعیین بکنی؟ کجا میتوانی خودت را قرار بدهی؟ چه کنی کجایی، چه کنی کجا نیستی؟ میخواهی برسی به این سعادت، راهش کجاست؟ میخواهی بپرهیزی از این شقاوت، روشش چیست؟ بایدها، نبایدها، بایستهها، شایستهها، پرهیزهای لازم برای اینکه ذیل قدرت او حداکثر استفاده و بهره متوجه تو بشود، در این کتاب است.
حرف اول این است. خدا میخواهد بگوید اگر قدرتی وجود دارد و اگر قدری وجود دارد و اگر شب قدری وجود دارد و اگر فرمانهایی صادر میشود و اگر این فرمانها تجسم در روح پیدا میکند و روح با ملائکه همراه میشود و این ملائکه تنزّل به اذن من پیدا میکنند، همه تکیه دارد به یک منطق. همه تکیه دارد به یک کتاب، به یک اصول. من همینطوری که عالم را فرمانروایی نمیکنم. من سهم مخلوقات را از قدرت خودم، در هر جهتی که میخواهند باشند، در این کتاب مشخص کردهام.
هماهنگی انزال قرآن با شب جریان قدرت
هماهنگی انزال قرآن — یعنی اصلاً طرح بحث انزال قرآن در شب جریان قدرت — برای همین است: که شما بفهمی چطور باید از جریان قدرت استفاده ببری. وإلا که حالا قرآن در شب قدر نازل شده؛ اگر در شب قدر نازل نمیشد، شب دیگر نازل میشد، چه فرقی میکرد؟
قرآن در هر شبی که نازل میشد، میتوانست آن شب را تعظیم کند، بزرگ کند. اگر قرآن مثلاً در شب مبعث نازل میشد، قرآن در شب غدیر نازل میشد، قرآن در شبِ هر شبی که قرآن میخواست نازل بشود، ما میدانستیم که آن شب بهخاطر نزول قرآن بالاترین مقام و قدر و منزلت را پیدا میکند. چرا حالا شب قدر؟ تا بفهمیم قرآن کتاب شب قدر است. کتاب بهرهمندی از قدرت پروردگار عالم است.
اختیار ما چه میشود؟ قدر از اختیار جدا نیست
اینجاست که به آن سؤال هم جواب داده میشود. اختیار ما چه میشود؟ اصلاً قرآن کتابِ جهت دادن به اختیار انسان است. وقتی قرآن شد کتاب قدر، یعنی قدر از اختیار جدا نیست. یعنی قدر اینطور نیست که یک جبری بر عالم باشد. قدرت خدا مجبورکننده نیست، بلکه ظرفیتساز است، امکانساز است؛ ضمن اینکه جاهایی هم تعیینکننده است.
یعنی قدر و قضا. قضا و قدر. جاهایی تصمیمات اوست: قضا. جاهایی تقدیرات اوست: امکانها، گزینهها، ظرفیتها؛ که اختیار ما در آنجا باید تعیین مسیر بکند.
خدا برای منِ نوعی — من فرضی میگویم عددها را — برای منِ نوعی هزار راه ممکنالعبور را طراحی میکند تا سال بعد. حالا تا من از کدام بروم. اینکه این راهها هر کدامشان به چه عاقبتی میرسد، اینکه این راهها هر کدامشان از من سر از کجا درخواهم آورد، اینها همه در قدرت او هست. همه را او مقدّر میکند ولی من یکیاش را انتخاب میکنم. من در چارچوب مشیت او اراده میکنم و حرکت میکنم.
مرور تدبری سورهٔ قدر
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم.
«أَعُوذُ بِٱللَّهِ مِنَ ٱلشَّيْطَٰنِ ٱلرَّجِيمِ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پناه میبرم به خدا از شیطان راندهشده.
«بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): به نام خداوند بخشندهٔ مهربان.
«إِنَّآ أَنزَلْنَـٰهُ فِى لَيْلَةِ ٱلْقَدْرِ» (قدر/۱)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): همانا ما آن را در شب قدر فروفرستادیم.
همانا ما نازل کردیم آن را — یعنی آن کتاب را — در شب جریان قدرت. من اگر بخواهم تدبری ترجمه کنم: تا بفهمانیم که جریان قدرت چیست. تا اساس جریان قدرت را مشخص کنیم. تا بگوییم که کتابی دارد این جریان قدرت. این هم کتابش.
آقا خدا چگونه قدرت خود را به جریان درمیآورد؟ این کتاب. بخوان، بفهم. تمام سنتهای او، تمام روشهای او، تمام قانونهای او، همه در این کتاب ثبت است. چه کنی چه میشود، هست. بخوان، بفهم. آنچه که لازم است تو از جریان قدرت خدا در عالم بدانی اینجا موجود است. بخوان، بفهم.
«إِنَّآ أَنزَلْنَـٰهُ فِى لَيْلَةِ ٱلْقَدْرِ» (قدر/۱)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): همانا ما آن را در شب قدر فروفرستادیم.
حالا برایت سؤال پیش میآید یعنی چه که قرآن کتاب شب قدر است؟ خب باید بفهمی شب قدر چیست. آنوقت آن سؤال را هم میفهمی.
«وَمَآ أَدْرَىٰكَ مَا لَيْلَةُ ٱلْقَدْرِ» (قدر/۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و تو چه میدانی که شب قدر چیست؟
کی آگاهت کرد که شب قدر چیست؟ شب قدر، شب جریان قدرت، از هزار ماه بهتر است.
«لَيْلَةُ ٱلْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ» (قدر/۳)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): شب قدر از هزار ماه بهتر است.
چرا؟ چون زمان ارزش خود را از جریان قدرت میگیرد. مگر چه میشود در این شب؟ در این شب ملائکه با روحی که از امر خدا برخاسته تنزّل پیدا میکنند به اذن پروردگارشان تا هر یک از اوامر خدا را به جریان درآورند و اجرا کنند.
«تَنَزَّلُ ٱلْمَلَـٰٓئِكَةُ وَٱلرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ» (قدر/۴)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان از هر امری فرود میآیند.
و در این شب تمام سیستم نظام فرماندهی پروردگار و به جریان درآمدن قدرتش سالم است. یعنی هیچ آفتی، آسیبی، مزاحمتی، خللی برای آن نیست.
«سَلَـٰمٌ هِىَ حَتَّىٰ مَطْلَعِ ٱلْفَجْرِ» (قدر/۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آن شب تا دمیدن سپیدهدم سلام است.
حتی مطلع الفجر: تا طلوع فجر.
إنشاءالله یک ربع استراحت بفرمایید؛ بعد از آن در خدمتتان هستم.
پاورقی تدوین: متن حاضر بر اساس پیادهسازی ماشینیِ گفتار (ASR) تدوین شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی، در مواردی که در بخشهای این جلسه آمدهاند، توسط مدل تهیه شدهاند و جزء سخنان استاد نیستند. متن عربی آیات از منابع معتبر (tanzil / quran.com) درج شده است. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای جانبی و صداهای غیرمرتبط با سخنرانی استاد حذف شدهاند. این نسخه فاقد Segments است.