ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم.

سوره قدر از نظر مفاهیم به نظر میاد که هممون باهاش آشنا هستیم خیلی سریع می‌تونیم رو مفاهیمش عبور کنیم.

انا انزلناه في ليلة القدر.

همانا ما نازل کردیم آن را، آن چیه؟

[همهمه] در شب قدر.

وما ادراک ما ليلة القدر و چه چیز تو را آگاه کرد که چیست شب قدر.

ليلة القدر خير من الف شهر.

شب قدر از هزار ماه بهتر است.

تنزل الملائكة والروح فيها با اذن ربهم من کل امر。 ملائکه و روح نازل می‌شوند فيها یعنی در شب قدر.

با اذن ربهم با اذن، با اذن و اجازه پروردگارشان من کل امر یعنی از هر امر و فرمانی، از هر امر و فرمانی ملائکه و روح نازل می‌شوند در شب قدر به اذن پروردگارشان.

سلام هي حتى مطلع الفجر。 سلام هي یعنی، هي به چی بر می‌گرده؟

[همهمه] شب قدر، شب قدر سلام است.

سلام یعنی آفت، آسیب توش نیست.

شب قدر سلام است حتى مطلع الفجر تا طلوع فجر.

مفاهیم اولیه روشنه.

اگر ما بخواهیم و مشخص هم هست که سوره یه سیاق بیشتر نداره.

دیگه یه پاراگرافه.

سوره تک پاراگرافی.

اگر ما بخواهیم این سوره را جمع‌بندی کنیم به نظر شما مهم‌ترین کلمه‌ای که باید اون رو بفهمیم چیه؟

[همهمه] قدره دیگه.

این سوره مهم‌ترین بحثش ليلة القدره.

اگر ما بفهمیم قدر چیه و شب قدر چیه، خیلی راحت‌تر می‌تونیم به درک برسیم از این سوره به یک جمع‌بندی دست پیدا بکنیم.

قدر حاصل مَصدر تقدیره.

ببینید حاصل مَصدر رو بزارید اول روشن کنم براتون یعنی چی.

مصدر دانستن.

حاصل مصدر؟

دانش دانش.

حاصل مصدر دانش.

حاصل دانستن می‌شود چی؟

دانش.

حاصل توانستن می‌شود چی؟

توانایی.

اینه که حاصل مصدر.

قدر حاصل مصدر تقدیره.

یعنی مصدر تقدیره، حاصلش قدره.

تقدیر از قدره است.

قدره با چی هم‌خانواده است؟

با چی؟

قدرت.

قدره یعنی قدرت دارد.

میگیم فلانی قدره على مثلاً این مسئله قادر است می‌تواند.

توانستنه.

قدره به معنی قدرت داشتن.

تقدیر یعنی چی؟

یعنی به جریان [مکث] درآوردن قدرت، قدرت.

استفاده کردن، استفاده کردن از قدرت.

اینکه شماها شنیدید برای اینکه آقا شب قدر شب تعیین حد و اندازه است.

حد و اندازه معنی اصلی قدر و تقدیر بگید، نیست.

لازمه معناست.

وقتی خدا قدرت خودش را به کار می‌گیره برای هر چیزی با توجه به میزان قدرتی که خدا برای او به کار می‌گیره، حد و اندازه او چی میشه؟

[همهمه] معلوم میشه.

بسته به میزان قدرت الهی.

چقدر بخواد از قدرتش برای این مثلاً مخلوق استفاده کنه [سرفه] این حد و اندازه‌اش هم معلوم میشه.

پس خود تقدیر تعیین حد و اندازه بگید، نیست بلکه به جریان درآوردن قدرته.

لازمه به جریان درآوردن قدرت می‌شود تعیین بگید، حد و اندازه.

بله این لازمه‌شه.

این لازمه معناست.

یعنی هیچ تقدیرى از تعیین حد و اندازه اون چیزی که شما قدرت رو براش به کار می‌گیری جدا نیست.

پس تقدیر به جریان درآوردن قدرته.

حالا حاصل مصدرش قدره.

قدر میشه چی؟

[همهمه] احسن.

جریان قدرت.

[نويسنده] قدر یعنی جریان قدرت.

پس تقدیر به جریان درآوردن قدرت، قدر جریان قدرت.

حالا ليلة القدر یعنی چی؟

شب جریان قدرت، شب جریان قدرت کی؟

[همهمه] کی؟

[همهمه] خدا.

شب جریان قدرت خدا شب جاری شدن، جریان یافتن قدرت پروردگار، شب استفاده خدا از قدرتش.

شب قدر، شب استفاده خدا از قدرتش.

درست شد؟

خب.

[مکث] حالا خدا از قدرتش چطوری استفاده می‌کند؟

چطوری قدرت خود را به جریان در می‌آورد؟

فرآیندش را این سوره توضیح داده.

خدا برای اینکه از قدرت خود استفاده کند فرمان صادر می‌کند.

من کل بگید امر.

خوب دقت کنیدها.

اینو اگه خوب فهمیدید سرقت جا می‌افته.

خدا برای استفاده [مکث] از قدرت خود فرمان‌هایی صادر می‌کند [مکث].

من کل امر.

معلومه امر یه دونه هم نیست.

کلی امر صادر می‌کنه.

دستور میده.

خود خدا در قرآن هم فرموده وقتی من چیزی رو اراده می‌کنم، اذا اراد شیئاً ان يقول له کن.

این کن چیه؟

امره.

این فرمانه.

خدا فرمان بودن صادر می‌کند.

باش، باش، باش، باش.

هر چیزی رو که اراده می‌کنه فرمان بودنش رو صادر می‌کنه.

خب .وقتی خدا فرمان، فرمان امر صادر می‌کنه، از فرمان امر خدا یه حقیقت زنده ایجاد می‌شود.

یعنی امر خدا مثل ک-- امر ما نیست که کلمه است.

مثلاً من می‌گویم خب همین الان اینجا مثلاً فلان چیز باش.

آی باش [خنده]، باش، چی باش.

باش من که با باش خدا یکی نیست.

خدا وقتی به یه چیزی میگه باش از گفتن او، از فرمان او یه حقیقت زنده ایجاد میشه.

او چیه؟

او روحه .

يسألونك عن الروح قل الروح من أمر ربي.

روح یه حقیقتیه که از امر برمی‌خیزد.

از امر خدا برمی‌خیزد.

خدا وقتی دستور میده به یه چیزی که باش، این یه روح زنده‌ایه.

این روح با ملائکه چه می‌شود؟

همراه می‌شود [مکث].

ملائکه که در واقع فرشتگان، مخلوقاتی هستند که خدا خلق‌شون کرده در دستگاه اجرایی خدا نقش ایفا می‌کنند.

ملائکه، مخلوقاتی زنده و مطیع پروردگارند.

این‌ها در واقع عوامل اجرایی خدااند.

این‌ها در دستگاه قدرت خدا، جریان قدرت خدا این‌ها نقش ایفا می‌کنند.

نقش‌شون چیه؟

نقش‌شون اینه که وقتی خدا دستور صادر می‌کنه، این دستور خدا یه حقیقت زنده‌ای میشه، ملائکه حامل اون حقیقت زنده میشن.

الملائكة والروح.

اگر روح با ملائکه همراه نباشد، ملائکه به خودی خود کاری از دست‌شون بر نمیاد.

اونی که ملک را توانایی می‌کنه بر انجام یه کاری، اون روحی‌ست که از امر خدا درست شده و این ملک حامل اون روحه.

حالا بستگی داره اون امر چی باشه و اون روحش چی باشه تا ببینیم ملکش کیه.

یه ملک می‌خواد، دو ملک می‌خواد، هزار ملک می‌خواد، ده هزار ملک می‌خواد، یه میلیون ملک می‌خواد [مکث].

گاهی می‌بینید اون روح حقیقتی‌ست که هفتاد هزار ملک می‌خواد تا این حمل‌ش کنه.

هفتاد هزار ملک می‌خواد که اون حقیقتو بتونه حمل کنه با خودش.

اینطور نیستش که مثلاً ساده باشه که .

گاهی هم می‌بینید نه، ممکنه یه ملک حامل یه روحه.

بستگی داره.

این دیگه چیزی نیست که من بفهممش.

من دارم با الفاظ کار می‌کنم که این فرآیندو براتون بازش کنم.

پس روح با ملائکه همراه می‌شود.

بعد ملائکه چیکار می‌کنند؟

بگید.

تنزل پیدا می‌کنند.

ملائکه‌ای که حامل روح شده‌اند، روحی که حقیقت زنده بگید امر پروردگاره، اوامر خدائه، ملائکه تنزل پیدا می‌کنند، هر کدام میرن در نقطه مأموریت خودشون مستقر میشن.

هر ملکی برای هر کاری که حامل روحی شده، برای انجام مأموریت خودش به اذن پروردگار بگید، این تنزله به اذن خداست دیگه.

یعنی اینطور نیستش که خدا امر کرد، روح ایجاد شد، با ملک همراه شد، راه بیفته بره بعد صبر کنه اذن بیاد، خودش اون جداست.

تنزل به اذن پروردگار [مکث].

و به این ترتیب قدرت خدا در عالم به بگید جریان در می‌آید.

یه بار دیگه میرم.

پروردگار امیر عالمه.

امیر یعنی چی؟

امر کننده یعنی فرمانروا، فرمانده.

پروردگار امیر عالمه امیر عالم اتفاقاً تخت امارت هم داره.

بهش میگیم چی؟

کرسی یا عرش.

بر عرش خودش تکیه زده.

حالا نه به معنایی که ماها بر عرش تکیه میزنیم.

یعنی مسلط بر تمام امر عالمه.

امیری نیست که حتی ش- یک شأن کوچک از شئون عالم از نظر او چه باشد؟

پنهان باشد یا از توان او چه باشد؟

خارج باشد کل عالم برای او معلومه و کل همه چیز هم در قدرت او هست.

او امیر عالمه.

این امیر اراده کرده که در هر سالی تو یک شب اوامر اون سال را چه کند؟

بگید.

صادر کند.

در هر سالی یک شب برای فرماندهی، برای دستور صادر کردن، برای امر کردن.

در این شب، شب مقدس او فرمان‌هایی صادر میکنه از فرمان‌های او روح، حقیقت روح ایجاد میشه.

حقیقت روح با ملائکه همراه میشه یا به عبارتی ملائکه حامل حقیقت روح میشن بعد از او اجازه میگیرن، تنزل پیدا میکنن، هر کدام در نقطه مربوط به خودشون مستقر میشن و قدرت او را که این قدرت را کی به آنها بخشیده؟

خدا.

با چه واسطه‌ای؟

روح و قدرت او را به جریان در میارن.

این شب بهش میگن شب قدر.

که خداوند می‌فرماید این شب عظمت این شبو هیچکی نتونسته به تو بگه "و ما أدراک ما ليلة القدر".

چی میدونی که شب قدر بگید چی هست اصلاً؟

حقیقت شب قدر یه حقیقت عظیمی‌ه.

شب قدر به لحاظ ارزش زمانی قابل مقایسه با هیچ زمان دیگری نیست.

اصلاً در روال مقایسه با زمان نمی‌گنجد شب قدر.

چرا این حرفو میزنی فلانی؟

چون میگه "خير من".

خب شب قدر از هزار ماه بهتره.

نمیگه از هزار شب‌ها، از هزار ماه.

اولاً میگه اگه قراره مقایسه‌اش کنی با شب مقایسه‌اش نکن.

با چی باید مقایسه‌اش کنی؟

با ماه که خودش چند شبه؟

سی شبه و بعدش هم با یه ماه مقایسه‌اش نکن.

با چی باید مقایسه‌اش کنی؟

هزار ماه که هزار تو زبان عربی عدد کثرته.

یعنی معناش این نیست که از هزار ماه بهتره اما از هزار و یک ماه دیگه بهتر.

بگید.

اصلاً معناش این نیست.

بلکه می‌خواد بگه هزار ماه هم حساب بکنیم باز از اون بهتره.

هزار عدد کثرته.

یعنی اصلاً هرچی بخوای شما کمیت زمانو بالا ببری بازم شب قدر از زمانی که غیر شب قدره بگید بیشتر و برتره.

هرچی آدم میخواد اون زمان زیاد باشه.

چرا؟

چون اصلاً زمان ارزش خود را داره از شب قدر میگیره.

زمان ارزش خود را داره از شب جریان قدرت خدا در عالم میگیره.

این شب رو اگر از زمان جدا کنی، زمان فاقد ارزشه.

دیگه چیزی نمی‌مونه برای زمان.

این یه بیان این شکلیه.

می‌خواد بگه اصلاً اینو در مقایسه‌اش نکن با زمان.

یه چیز دیگه‌ست بحث.

بعد برای ما سؤال پیش میاد.

چرا؟

میگه ها شبی‌ست که امرها صادر شده از هر امری روحی برخاسته، ملائکه با روح همراه شدن به اذن پروردگارشون از هر امری بگید دارند میان پایین.

دارند نه فعلاً فقط گوش بدین.

دارند میان پایین.

شب تنزل ملائکه و روح از اوامر پروردگار به اذن پروردگار است.

خب همچین شبی رو شما میخوای با زمان مقایسه کنی بعد می‌فرماید "سلام هیه".

این یعنی چی؟

بعضیا که خوب نفهمیدن ماجرای شب قدر چیه اینجاها گیر کردن.

این یعنی چی "سلام هیه"؟

یعنی شب جریان قدرت خدا آفت ندارد.

یعنی هیچ کس، هیچ چیز نمی‌تواند در فرایند جریان قدرت خدا بگید خللی وارد کند، نفوذی کند، آفت ایجاد کند، مانع بشود.

یعنی مطمئن باشید که در شب قدر همونی به جریان در میاد بی‌کم و کاست که کی اراده کرده؟

که پروردگار اراده کرده.

"سلام هیه حتی مطلع الفجر" تا طلوع فجر که شب قدر میخواد تمام بشه.

این بازه زمانی شب قدر که بازه زمانی جریان قدرت خدا در عالم برای تدبیر امور عالمه، بازه زمانی صادر کردن فرمان‌های مربوط به اداره عالم برای یک سال و همراه شدن روح برخاسته از این فرمان‌ها با ملائکه و تنزل ملائکه به اذن پروردگار برای اجرای فرمان‌های اوست.

این بازه زمانی نه شیاطین انس، نه شیاطین جن، نه پدیده‌های بیرونی، هیچ چیزی نمی‌تونه درش خلل ایجاد کند.

"سلام هیه حتی مطلع الفجر" این شب تا طلوع فجر سالم از دخالت هر آفتیه، سالم از دخالت هر نیروی منفیه.

بی‌کم و کاست اراده‌ی او داره به اجرا در میاد.

بله پنج ان‌شاءالله.

خب حالا درست در این نقطه [مکث] چی به ذهن ما میاد؟

یعنی اگر ما باور کنیم، خوب دقت کنید می‌خوام نکته‌ی مهمی بگم‌ها.

اگر ما باور کنیم که خدا سلطان عالمه، فرمانروای عالمه و باور کنیم که او در یک شبی می‌نشیند فرمان‌ها را صادر می‌کند، بر تخت خود تکیه زده فرمان‌ها را صادر می‌کند.

از فرمان‌های او روح برمی‌خیزد.

روح با ملائکه همراه می‌شود.

ملائکه برای اجرای قدرت او در عالم تنزل پیدا می‌کنند به اذن و اجازه او و هیچ چیزی هم نمی‌تونه مزاحم اراده او بشه.

سلامت از چنین شبی.

مهم‌ترین دغدغه ما در مقابل وجود چنین پدیده‌ای چی میشه؟

[مکث] مهم‌ترین دغدغه ما چی میشه؟

[پچ،پچ] آها ما برای خودمون نگران می‌شیم.

یعنی حالا می‌گیم ما اگر می‌خواهیم که وقتی او می‌خواد فرمان صادر کنه برای ما هم بالاخره فرمان صادر می‌کنه دیگه.

ما هم یکی از مخلوقات اواییم دیگه.

خب برای ما چجوری فرمان صادر می‌کنه؟

برای من چجوری فرمان صادر می‌کنه؟

برای خونواده‌م چجوری فرمان صادر می‌کنه؟

برای جامعه‌م چجوری فرمان صادر می‌کنه؟

یعنی برای من مهمه بدونم آیا این فرمانروا همینطور دیمی و باری به هر جهت و عشقم اینو کشید اینو دستور دادم و اینطوری دستور میده؟

یعنی منطق دستور دادن‌های او دیمی و باری به هر جهتیه یا نه؟

منطق فرمانروایی او یه منطق معین و قابل محاسبه است.

میشه روش حساب کرد؟

می‌تونیم پای کرسی فرمانروایی او برای خودمون جایگاهی تعریف بکنیم یا باید ببینیم حالا چی میشه؟

[مکث] مهم‌ترین دغدغه ما، مهم‌ترین سؤال ما این میشه: منطق فرماندهی عالم چیه؟

جواب این سؤال اینه "إنا أنزلناه في ليلة القدر".

ما اون کتاب رو تو شب جریان قدرت نازل کردیم که بفهمید جریان قدرت یعنی چی.

جریان قدرت چگونه است؟

چطور می‌تونی سهم خودت را از قدرت خدا تعیین بکنی؟

کجا می‌تونی خودتو قرار بدی؟

چه کنی کجایی، چه کنی کجا نیستی؟

می‌خوای برسی به این سعادت راهش کجاست؟

می‌خوای بپرهیزی از این شقاوت روشش چیه؟

بایدها، نبایدها، بایسته‌ها، شایسته‌ها، پرهیزهای لازم برای اینکه ذیل قدرت او حداکثر بگید [مکث] استفاده و بهره متوجه تو بشه، تو این کتابه.

حرف اول اینه.

خدا می‌خواد بگه اگر قدرتی وجود دارد و اگر قدری وجود دارد و اگر شب قدری وجود دارد و اگر فرمان‌هایی صادر می‌شود و اگر این فرمان‌ها با روح تجسم در روح پیدا می‌کند و روح با ملائکه همراه می‌شود و این ملائکه تنزل به اذن من پیدا می‌کنند، همه تکیه دارد به یه منطقی.

همه تکیه دارد به یک کتابی، به یه اص-- اصولی.

من همینطوری که عالم رو فرمانروایی نمی‌کنم [مکث].

من سهم مخلوقات رو از قدرت خودم تو هر جهتی که می‌خوان باشن تو این کتاب مشخص کردم [مکث].

هماهنگی انزال قرآن یعنی اصلاً طرح بحث انزال قرآن در شب جریان قدرت برای همینه.

که شما بفهمی چجوری باید از جریان قدرت استفاده ببری.

و الا که حالا قرآن تو شب قدر نازل شده، شب قدر نازل نمی‌شد، شب دیگه نازل می‌شد.

چه فرقی می‌کرد؟

[مکث] قرآن تو هر شبی که نازل می‌شد، می‌تونست اون شب را چه کند؟

بگید.

تعظیم کند، بزرگ کند.

اگر قرآن مثلاً در شب مبعث نازل می‌شد، قرآن در شب غدیر نازل می‌شد، قرآن در شب هر شبی که قرآن می‌خواست نازل بشه، ما می‌دونستیم که اون شب به خاطر نزول قرآن بالاترین چی رو پیدا می‌کنه؟

مقام و قدر و منزلت رو پیدا می‌کنه.

چرا حالا شب قدر؟

تا بفهمیم قرآن کتاب شب قدره.

کتاب بهره‌مندی از قدرت پروردگار عالمه.

اینجاست که به اون سؤال هم جواب داده میشه.

اختیار ما چه می‌شود؟

اصلاً قرآن کتاب جهت دادن به اختیار انسانه.

وقتی قرآن شد کتاب قدر یعنی قدر از اختیار جدا نیست.

یعنی قدر اینطور نیست که یه جبری بر عالم باشه.

قدرت خدا مجبور کننده نیست، بلکه ظرفیت‌سازه، امکان‌سازه ضمن اینکه یه جاهایی هم تعیین کننده است.

یعنی قدر و قضا.

قضا و بگید قدر.

یه جاهایی تصمیمات اوست قضا.

یه جاهایی تقدیرات اوست، امکان‌ها، گزینه‌ها، ظرفیت‌ها که اختیار ما در اونجا باید تعیین مسیر بکنه.

خدا برای من نوعی، [من فرضی میگم عددها رو] برای من نوعی هزار راه ممکن العبور، هزار راه ممکن العبور را طراحی میکنه تا سال بعدم.

حالا تا من از کدام بگید بروم.

اینکه این راه ها هر کدومشون به چه عاقبتی میرسد، اینکه این راه ها هر کدومشون از من سر از کجا در خواهم آورد، اینا همه در قدرت او هست.

همه را او مقدر می‌کند ولی من یکیشو انتخاب می‌کنم.

من در چارچوب مشیت او اراده می‌کنم و حرکت می‌کنم.

خب.

أعوذ بالله من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

إنا أنزلناه في ليلة القدر.

همانا ما نازل کردیم آن را یعنی آن کتاب را در شب جریان قدرت.

[من تدبری بخوام ترجمه کنم] تا بفهمانیم که جریان قدرت چی هست.

تا اساس جریان قدرت را مشخص کنیم.

تا بگیم که کتابی دارد این جریان قدرت.

اینم کتابش.

آقا خدا چگونه قدرت خود را به جریان در می‌آورد؟

این کتاب.

بخون بفهم.

تمام سنت‌های او، تمام روش‌های او، تمام قانون‌های او همه تو این کتاب ثبته.

چه کنی چه میشه هست.

بخون بفهم.

اونچه که لازمه تو از جریان قدرت خدا در عالم بدانی اینجا موجوده.

بخون بفهم.

إنا أنزلناه في ليلة القدر.

وما أدراك حالا برات سؤال پیش میاد یعنی چی که قرآن کتاب شب قدره؟

خب باید بفهمی شب قدر چیه.

اونوقت اون سؤالم می‌فهمی.

وما أدراك ما ليلة القدر.

کی آگاهت کرد که شب قدر چیه؟

شب قدر، شب جریان قدرت از هزار ماه بهتره.

چرا؟

چون زمان ارزش خود را از جریان قدرت می‌گیره.

مگه چی میشه تو این شب؟

تو این شب ملائکه با روحی که از امر خدا برخاسته تنزل پیدا می‌کنند به اذن پروردگارشون تا هر یک از اوامر خدا را به جریان درآورند و اجرا کنند و در این شب تمام سیستم نظام فرماندهی پروردگار و به جریان در آمدن قدرتش سالم است.

یعنی هیچ آفتی، آسیبی، مزاحمتی، خللی برای اون نیست.

حتى مطلع الفجر تا طلوع فجر.

ان‌شاءالله یک ربع استراحت بفرمایید در خدمتتون هستم سؤالاتون رو جواب خواهم داد