آموزش تدبر در سورهٔ بیّنه — بخش اول
یادداشت: ترجمههای فارسیِ درجشده زیر عبارات عربی، توسط مدل تهیه شدهاند و جزء سخنان استاد نیستند. متن عربی آیات از منابع معتبر (tanzil / quran.com) درج شده است.
آیات مورد بحث در این جلسه
پیش از ورود به متن، فهرست آیاتی که استاد در این جلسه دربارهٔ آنها سخن گفته ــ حتی اگر عربی کامل را نخوانده و فقط مضمون یا تکهای را آورده ــ از این قرار است: بیّنه/۱ تا بیّنه/۸ (کل سوره، آیه به آیه، با تأکید بر آیهٔ اول بهعنوان کلید فهم بقیه)؛ بقره/۸۹ (اهل کتاب پیش از بعثت پیامبر اسلام اظهار انتظار میکردند: «وَكَانُوا۟ مِن قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ»؛ استاد تکه را خواند، کل آیه آمده است)؛ شوری/۱۳ («شَرَعَ لَكُم مِّنَ ٱلدِّينِ مَا وَصَّىٰ بِهِۦ نُوحًا» و تکلیف «أَنْ أَقِيمُوا۟ ٱلدِّينَ»)؛ شوری/۲۱ («شَرَعُوا۟ لَهُم مِّنَ ٱلدِّينِ مَا لَمْ يَأْذَنۢ بِهِ ٱللَّهُ»). بسمله نیز در آغاز قرائت آمده است. آیهٔ دیگری که استاد به آن اشاره نکرده در این متن نیامده است.
آغاز قرائت سورهٔ مبارکهٔ بیّنه
سورهٔ مبارکهٔ بیّنه.
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم.
«بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ» (بسمله)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): به نام خداوند بخشندهٔ مهربان.
«لَمْ يَكُنِ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِنْ أَهْلِ ٱلْكِتَـٰبِ وَٱلْمُشْرِكِينَ مُنفَكِّينَ حَتَّىٰ تَأْتِيَهُمُ ٱلْبَيِّنَةُ» (بیّنه/۱)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): کافران از اهل کتاب و مشرکان جداشونده نبودند تا آنگاه که بیّنه برایشان بیاید.
همین آیهٔ اول را اگر درست بفهمیم، بقیهٔ سوره را راحت میفهمیم. اما اگر درست نفهمیم، هی در سوره باید لنگ بزنیم که چه شد آقا؟ مطلب چه بود؟ کل سوره روی همین لولا میچرخد. اگر این لولا را گم کنیم، از آیهٔ دوم به بعد هی گیر میکنیم که اینها از چه جدا شدند، بیّنه چیست، تفرّق یعنی چه، و چرا عذاب اینقدر محکم آمده است.
ترکیب نحوی آیهٔ اول: «لم یکن» و اسم آن
«لَمْ يَكُنِ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِنْ أَهْلِ ٱلْكِتَـٰبِ»؛ «مِنْ أَهْلِ ٱلْكِتَـٰبِ وَٱلْمُشْرِكِينَ مُنفَكِّينَ».
ببینید «لم یکن» از افعال ناقصه است. معنایش «نبودند» است. «لم یکن»: نبودند. کیها نبودند؟ اسمش چیست؟ کیها نبودند؟ «الذین کفروا» که بیان است از دو گروه. «الذین کفروا من أهل الکتاب»: چه کافران از اهل کتاب، و چه کیها؟ کافران از مشرکین.
ببینید تا قبل از اینکه پیغمبر اسلام بیاید، مردم دو گروه بودند: یا اهل کتاب بودند یا مشرک بودند. پیغمبر اسلام که آمد ــ پیامبر اسلام و قرآن ــ این مشرکان و اهل کتاب به دو گروه تقسیم شدند. یا ایمان آوردند به پیغمبر اسلام و قرآن که دیگر شدند مؤمنین به پیغمبر اسلام و قرآن؛ یا کفر ورزیدند. کفر ورزیدند به پیغمبر اسلام و قرآن. «الذین کفروا» به کی؟ به پیغمبر و قرآن. از این دو گروه: «من أهل الکتاب والمشرکین».
میگوید این اهل کتاب و مشرکانی که کفر ورزیدند، نبودند. چه نبودند؟ منفکین. اینها منفک نبودند.
منفکین یعنی چه؟ قاعدهٔ هدایت از نگاه علامه طباطبایی
خب منفک نبودند از چه؟ منفک یعنی چه؟ جدا؛ جداشده. اینها منفک نبودند. از چه منفک نبودند؟ از عبارت بعدی میتوانیم بفهمیم: «لَمْ يَكُنِ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِنْ أَهْلِ ٱلْكِتَـٰبِ وَٱلْمُشْرِكِينَ مُنفَكِّينَ حَتَّىٰ تَأْتِيَهُمُ ٱلْبَيِّنَةُ».
میگوید اینها منفک نبودند تا وقتی که برایشان بیّنه بیاید. وقتی من میگویم آقا تا وقتی برایش بیّنه بیاید منفک نبوده، یعنی وقتی بیّنه آمد منفک شد. «حتی» اینجا حدّ را مشخص میکند: تا این نقطه منفک نبود؛ از این نقطه به بعد منفک میشود.
خب انسان وقتی بیّنه میآید از چه منفک میشود؟ علامه طباطبایی به زیبایی بیان کردهاند. میگوید آقا هر انسانی مشمول قاعدهٔ هدایت است. یعنی خدا بر عهده گرفته که آدمها را هدایت کند. که اگر این قاعده برای آن انسان به هر دلیلی اجرا نشود، خدا آن انسان را عذاب نمیکند. یعنی خدا تا کسی را هدایت نکرده باشد، به خاطر بیهدایتی و به خاطر ضلالت و چیزهای دیگر او را عذابش نمیکند. آقا تو ما را هدایت نکردی، حالا گوش ما را میگیری میریزی جهنم؟ هدایتمان نکردی. ما اصلاً نفهمیدیم ماجرا چیست.
میگوید انسانها همه مشمول قاعدهٔ هدایتاند و تا هدایت نشوند مستحق عذاب نمیشوند. اهل کتاب و مشرک هم همینطور بودند. تا قبل از اینکه پیغمبر بیاید، جامعه با این دو گروهاش ــ که یک گروه اهل کتاب بود، یک گروه مشرک بود ــ گویا این دو گروه دیگر معذور شده بودند. معذور یعنی منفک نبودند از قاعدهٔ هدایت. یعنی حقش بود که اینها هدایت بشوند. حالا اگر هدایت را پذیرفتند که پذیرفتند؛ اگر نپذیرفتند، اتمام حجت بشود.
پس اینها همه مشمول قاعدهٔ هدایت بودند؛ یا بگوییم منفک از قاعدهٔ هدایت نبودند، تا وقتی که بیّنه بیاید برایشان. هنوز زیر سقف آن قاعده بودند. هنوز میتوانستند بگویند حجت نیامده.
اگر بیّنه آمد دیگر عذر تمام است
حالا سؤال: اگر بیّنه آمد، حجتی از جانب خدا اقامه شد، علم هدایت بلند شد و تو نیامدی زیر علم هدایت، تو بیّنه را قبول نکردی، باز هم میتوانی بگویی خدا که مرا هدایت نکرده چطور میخواهد مرا ببرد جهنم؟ باز هم میتوانی بگویی من مشمول قاعدهٔ هدایتام، پس خب خدا هدایت کند دیگر؟ آقا و خدا چطور هدایت کند؟ خب بیّنه میفرستد دیگر.
میگوید بله: تا وقتی که بیّنه برایشان بیاید منفک از قاعدهٔ هدایت نبودند؛ تا وقتی که بیّنه برایشان بیاید عذر داشتند دربارهٔ کفرشان. حجت داشتند، عذر داشتند، معذور بودند، منفک نبودند از قاعدهٔ هدایت. اما این تا وقتی بود که بیّنه بیاید.
حالا بیّنه چیست مگر؟ آن بیّنهای که اگر بیاید دیگر آدمها از ذیل قاعدهٔ هدایت خارج میشوند، یعنی حجت تمام میشود بر آنها، عذر دیگر تمام میشود. آن بیّنه چیست؟
بیّنه چیست؟ رسولی از جانب خدا و صحف مطهّره
«رَسُولٌ مِّنَ ٱللَّهِ يَتْلُوا۟ صُحُفًا مُّطَهَّرَةً» (بیّنه/۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): فرستادهای از جانب خدا که صحیفههایی پاکیزه را تلاوت کند.
میگوید خیلی راحت. آقا بیّنه چیست؟ بیّنه یک فرستادهای است از جانب خدا که تلاوت میکند صحیفههایی پاکیزه را. میگوید بیّنه. خودِ بیّنه همین است: رسول من الله، یتلو صحفاً مطهّرة. آن صحیفههای پاکیزه توش چه نوشته؟
«فِيهَا كُتُبٌ قَيِّمَةٌ» (بیّنه/۳)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): در آنها نوشتههایی قیّم و برپادارنده است.
صحیفههایی پاکیزه که در آن صحیفهها نوشتههایی وجود دارد ارزنده. «قیّمة» یعنی ارزنده. یک معنای دیگر «قیّمة» هم یعنی برپادارنده. نوشتههایی که با آن نوشتهها انسان و جامعهٔ انسانی برپا میشود؛ قیام میکند؛ از افتادگی نجات پیدا میکند.
آقا بیّنه همین است. بیّنه یک رسول است که تلاوت صحف کند، و صحف هم چیزی است پاکیزه که درش نوشتههای ارزندهای ــ یا نوشتههای برپادارندهای ــ برای انسان و جامعهٔ انسانی باشد. نه حرف اضافه، نه بارِ سنگینِ بیربط؛ صحف مطهّره و کتب قیّمة.
بله، تا وقتی که این بیّنه بیاید، حضرات کفار ــ چه از اهل کتاب و چه از مشرکین ــ اینها منفک از قاعدهٔ هدایت نبودند. یعنی معذور بودند، حجت داشتند، منفک از هدایت نبودند. سقف عذر هنوز بالای سرشان بود.
تفرّق بعد از آمدن بیّنه
«وَمَا تَفَرَّقَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَـٰبَ إِلَّا مِنۢ بَعْدِ مَا جَآءَتْهُمُ ٱلْبَيِّنَةُ» (بیّنه/۴)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و اهل کتاب پراکنده نشدند مگر پس از آنکه بیّنه برایشان آمد.
مسئله این است. مسئله این است که اینها از گرد علم هدایت متفرق شدند بعد از اینکه بیّنه آمد. یعنی بابا این تفرّق شما تفرّقی نیست که بر آن عذری داشته باشی. این تفرّقی است که عذر بر آن نداری، حجت بر آن نداری. اگر بیّنه نیامده بود میگفتیم بیّنه نیامده، تو هنوز معذوری. خب بیّنه آمد دیگر. بابا آنی که منتظرش بودید آمد.
اهل کتاب پیش از بعثت اظهار انتظار میکردند
قرآن عجیب است. قرآن میفرماید که اهل کتاب تا قبل از اینکه پیغمبر اسلام ظهور کند منتظرش بودند.
«وَلَمَّا جَآءَهُمْ كِتَـٰبٌ مِّنْ عِندِ ٱللَّهِ مُصَدِّقٌ لِّمَا مَعَهُمْ وَكَانُوا۟ مِن قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ فَلَمَّا جَآءَهُم مَّا عَرَفُوا۟ كَفَرُوا۟ بِهِۦ ۚ فَلَعْنَةُ ٱللَّهِ عَلَى ٱلْكَـٰفِرِينَ» (بقره/۸۹)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و چون کتابی از نزد خدا برایشان آمد که تصدیقکنندهٔ همان چیزی بود که با آنان بود ــ و پیش از آن بر کافران اظهار فتح و انتظار میکردند ــ چون آنچه را میشناختند برایشان آمد، به آن کفر ورزیدند؛ پس لعنت خدا بر کافران است.
اظهار میکردند ما منتظرشیم. او کی خواهد آمد؟ او خواهد آمد. هی به کافران میگفتند منجی ما خواهد آمد. حالا منجی آمده دورش را خالی کردند و سعی میکنند بگویند که در این کفری که به منجی دارند، در این کفری که به بیّنهٔ الهی دارند، معذورند. بگویند آقا مثلاً حجت بر ما تمام نشده.
خدا هم میخواهد بگوید نه؛ حجت هیچی غیر از رسولی که از جانب خدا بیاید و صحف مطهّره بخواند و صحفی که درش کتب قیّمة باشد نیست. حجت همین است. چیز مبهمِ دیگری پشت پرده نیست که بگویی هنوز نیامده.
این تفرّق، این پراکندگی، پراکندگی از چه؟ پراکندگی از حول بیّنه. پراکندگی از حول رسول. رسولی که صحف میخواند. این پراکنده شدن نبود ــ یعنی متفرق نشدند ــ «الذین أوتوا الکتاب» از حول رسول، مگر بعد از اینکه بیّنه آمد برایشان. «إلّا من بعد ما جاءتهم البینة».
خب «حتی تأتیهم البینة» منفک نبودند. حالا «جاءتهم البینة» چه میشوند؟ میشوند منفکین؛ یعنی منفک از سنت هدایت میشوند. یعنی دیگر عذری ندارند. سقف عذر برداشته شد.
فرمان بیّنه: عبادت خالص، اقامهٔ نماز، ایتاء زکات
حالا خدا میگوید این در حالی است، این تفرّق در حالی است که «وما أمروا». این بیّنه به آنها فرمان نداده مگر چه را؟ چه از آنها خواسته شده مگر؟
«وَمَآ أُمِرُوٓا۟ إِلَّا لِيَعْبُدُوا۟ ٱللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ حُنَفَآءَ وَيُقِيمُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُؤْتُوا۟ ٱلزَّكَوٰةَ ۚ وَذَٰلِكَ دِينُ ٱلْقَيِّمَةِ» (بیّنه/۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و فرمان داده نشدند جز اینکه خدا را بپرستند در حالی که دین را برای او خالص کردهاند، حقگرا و بیانحراف، و نماز را برپا دارند و زکات بدهند؛ و این است دینِ قیّمه.
چرا گذاشتند رفتند؟ چرا دور پیغمبر را خالی کردند؟ چرا حاضر نیستند به پیغمبر اسلام ایمان بیاورند؟
خدا میگوید عجیب است. فرمان داده نشدند توسط بیّنه، فرمان داده نشدند مگر «لیعبدوا الله مخلصین له الدین حنفاء». یعنی از آنها خواسته شده که خدا را بپرستند خالصانه و بدون انحراف. یعنی چیزی که بیّنه از آنها میخواهد این است:
یک: خدا را خالصانه بپرستید بدون انحراف.
دو: «ویقیموا الصلاة» نماز را اقامه کنید.
سه: «ویؤتوا الزكاة» زکات را بدهید.
اینها از گرد بیّنهای متفرق شدند که از آنها نمیخواست مگر خداپرستی خالصانه را، مگر اقامهٔ نماز را، مگر ایتاء زکات را. «وذلک دین القیّمة»: و آن دین برپادارنده همین است خب.
یعنی با چه حجتی شما از محور بیّنه متفرق شدید؟ با چه عذری؟ سه اصل روشن، سه اصل مشترک ادیان، سه اصل برپادارنده. از همین فرار کردید؟
این سوره جواب اندیشههای پلورالیستی است
این سوره جواب محکمی است به کسانی که میخواهند یک جوری اندیشههای پلورالیستی را تئوریزه کنند، توجیه بکنند، بگویند آقا خب اسلام هم یک راه، قرآن هم یک راه.
این سوره میگوید آقا هرچی میخواستی بوده باشی باش. اهل کتاب بودی، مشرک بودی، هرچی که بودی تا قبل از آمدن بیّنه بودی. هرچی که بودی بودی. عذر داشتی. اما وقتی بیّنه آمد ــ که بیّنه عبارت است از رسولی که از جانب خدا آمده، صحیفههای پاک را میخواند و این صحیفههای پاک میخواهد جامعه و انسان را برپا بدارد ــ حالا که بیّنه آمد اگر متفرق شدی، این تفرّق دیگر عذری درش نیست. دیگر حجتی دیگر نداری. بعد از آمدن بیّنه متفرق شدن عذری برایش وجود ندارد.
به خصوص وقتی بیّنه حرفی ندارد جز سه تا اصل مهم. این بیّنه را وقتی شما ازش فرار میکنی در واقع داری از این اصول فرار میکنی. وقتی از این بیّنه رویگردان میشوی در حقیقت به این اصول داری پشت میکنی. این اصول چیست؟
یک: عبادت خالصانه و بدون انحراف خدا. «یعبدوا الله مخلصین له الدین» یعنی با روش خالصانه خدا را بپرستی. «حنفاء»: بدون کجی، بدون انحراف. خب از عبادت خالصانه و بیانحراف خدا چرا رویگردان میشوی؟
این بیّنه چه میخواهد؟ «یقیموا الصلاة»: برپا داشتن نماز را میخواهد. چرا رویگردان میشوی؟
این بیّنه چه میخواهد؟ «یؤتوا الزكاة»: دادن زکات را میخواهد. چرا رویگردان میشوی؟ چرا یک دین دیگر میتراشی برای خودت؟
دین واحد از نوح تا خاتم؛ دینتراشی بیاذن خدا
قرآن میفرماید در سورهٔ مبارکهٔ شوری:
«شَرَعَ لَكُم مِّنَ ٱلدِّينِ مَا وَصَّىٰ بِهِۦ نُوحًا وَٱلَّذِىٓ أَوْحَيْنَآ إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِۦٓ إِبْرَٰهِيمَ وَمُوسَىٰ وَعِيسَىٰٓ ۖ أَنْ أَقِيمُوا۟ ٱلدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا۟ فِيهِ ۚ كَبُرَ عَلَى ٱلْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ ۚ ٱللَّهُ يَجْتَبِىٓ إِلَيْهِ مَن يَشَآءُ وَيَهْدِىٓ إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ» (شوری/۱۳)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): برای شما از دین همان را تشریع کرد که نوح را به آن سفارش کرد، و آنچه را به تو وحی کردیم، و آنچه را به ابراهیم و موسی و عیسی سفارش کردیم: که دین را برپا دارید و در آن پراکنده نشوید. آنچه به سوی آن دعوتشان میکنی بر مشرکان گران آمد. خدا هر که را بخواهد به سوی خود برمیگزیند و هر که را بازگردد به سوی خود هدایت میکند.
خدا برای شما از دین همانی را که به نوح علیهالسلام وصیت کرد قرار داد. یعنی راه شما یک دینی است که خدا به نوح علیهالسلام وصیت کرد. بعد همهٔ انبیا را مکلف کرد که «أن أقیموا الدین»: همان دین را برپا دارید.
بعد اما یک عدهای این وسط ــ در عهد هر پیامبری، از انتقال هر پیامبری به پیغمبر بعدی ــ یک گروه جا ماندند. یک گروه اینور رفتند، یک گروه آنور رفتند، یک گروه توقف کردند. که قرآن میفرماید در واقع:
«أَمْ لَهُمْ شُرَكَـٰٓؤُا۟ شَرَعُوا۟ لَهُم مِّنَ ٱلدِّينِ مَا لَمْ يَأْذَنۢ بِهِ ٱللَّهُ ۚ وَلَوْلَا كَلِمَةُ ٱلْفَصْلِ لَقُضِىَ بَيْنَهُمْ ۗ وَإِنَّ ٱلظَّـٰلِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ» (شوری/۲۱)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آیا شریکانى دارند که برایشان از دین چیزی تشریع کردهاند که خدا به آن اذن نداده است؟ و اگر حکم فیصلهبخش نبود میانشان داوری شده بود؛ و ستمکاران را عذابی دردناک است.
یعنی کسانی آمدند برای آنها دین تراشیدند. دینی که خدا اذن به آن نداده است. آقا این دین است دیگر. اسمش را دین گذاشتند؛ اذن خدا پشتش نیست.
خب بیّنه آمده. رسول که آمده، صحف که میخواند، کتب قیّمه که دارد. حرفش هم که جز عبادت خالصانه و اقامهٔ نماز و ایتاء زکات نیست. شما برای چه متفرق میشوید؟ برای چه پراکنده میشوید؟ برای چه هر کدام یک راهی را میروید؟
کافران به پیامبر: شرّ البریّة
«إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِنْ أَهْلِ ٱلْكِتَـٰبِ وَٱلْمُشْرِكِينَ فِى نَارِ جَهَنَّمَ خَـٰلِدِينَ فِيهَآ ۚ أُو۟لَـٰٓئِكَ هُمْ شَرُّ ٱلْبَرِيَّةِ» (بیّنه/۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): کافران از اهل کتاب و مشرکان در آتش جهنماند، جاودانه در آن؛ اینان بدترین آفریدگاناند.
بر همین اساس خدا میفرماید: اینهایی که کفر به پیغمبر ورزیدند ــ چه اهل کتاب، مسیحی، یهودی، نمیدانم چه، چه مشرک ــ اینهایی که کفر به پیغمبر ورزیدند در حقیقت بعد از حول بیّنه بدون عذر متفرق شدند. اینها «فی نار جهنم خالدین فیها»: اینها در آتش جهنماند و در آن آتش جاودانهاند. «أولئک هم شر البریة»: اینها قطعاً بدترین جنبندگاناند.
از مارمولک هم پستترند؛ چون جنبنده یعنی هر چیزی که تکان بخورد. سوسک، مارمولک. میگوید اینها از هر جنبندهای پستترند.
یعنی مسئله شوخی برنمیدارد که شما بگویی بله حالا من به این دین دارم میروم. غلط میکنی. رو چه حسابی؟ مگر تو صاحب شریعتی؟ مگر صاحب دینی؟ از جانب خدا حجت آمده، پیغمبر آمده، صحیفهٔ مطهّره میخواند. حرفی هم ندارد جز عبادت خالصانهٔ خدا، جز اقامهٔ نماز، جز ایتاء زکات. چطور اینجا شما برای خود چه عذری برای خودت تراشیدی؟ فردا چه جوابی میخواهی به خدا بدهی بابت این انحرافت؟ خیلی محکم و صریح و شفاف. «أولئک هم شر البریة».
مؤمنان اهل عمل صالح: خیر البریّة
«إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ أُو۟لَـٰٓئِكَ هُمْ خَيْرُ ٱلْبَرِيَّةِ» (بیّنه/۷)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند، اینان بهترین آفریدگاناند.
آنهایی که ایمان بیاورند ــ در مقابل «کفروا»، «آمنوا» دیگر ــ و عمل صالح انجام بدهند به دنبال ایمان؛ یعنی بیایند به این بیّنه و به آن، یعنی رسول و آن صحیفههایش، ایمان بیاورند و عمل کنند طبق آن. «أولئک هم خیر البریة»: اینها بهترین جنبندگاناند.
«جَزَآؤُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّـٰتُ عَدْنٍ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَـٰرُ خَـٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدًا ۖ رَّضِىَ ٱللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا۟ عَنْهُ ۚ ذَٰلِكَ لِمَنْ خَشِىَ رَبَّهُۥ» (بیّنه/۸)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پاداششان نزد پروردگارشان باغهای جاودانی است که از زیر آن نهرها روان است؛ در آن جاودانهاند همیشه. خدا از آنان خشنود شد و آنان از او خشنود شدند. این برای کسی است که از پروردگارش خشیت داشته باشد.
جزای آنها نزد پروردگارشان بهشتهای جاودانهای است که نهرها از کف آن روان است. «خالدین فیها»: در آن بهشتها جاودانگان خواهند بود. «أبداً»: برای ابدیت. «رضی الله عنهم»: الله از آنها راضی شد. «ورضوا عنه»: و آنها از الله راضی شدند. «ذلک لمن خشی ربه»: این مقام مال کسی است که از پروردگارش خشیت دارد؛ یعنی خوف از مقام پروردگار دارد.
پیام سوره: پیامبر معیار جدایی؛ و حجّت پس از رسول
سورهٔ بیّنه خیلی شفاف و گویا میخواهد بگوید آقا تا وقتی پیغمبر اسلام نیامده بود، قرآن نیامده بود، حجت بر بقیه تمام نبود. یکی میگفت من مشرکم. یکی میگفت من اهل کتابم. اما وقتی که پیغمبر اسلام آمد از جانب خدا صحیفههای پاکیزه را خواند، این مصداق بیّنهای است که با آمدنش حجت بر انسانها تمام میشود. و وقتی حجت تمام شد، پراکنده شدن از محور این رسول و قرآنش میشود یک پراکنده شدن بیعذر و بیتوجیه.
به خصوص وقتی این رسول و قرآن جز عبادت خالصانه، اقامهٔ نماز و ایتاء زکات حرفی نزده. یکبار این بود یک دینی آمده، یک پیغمبر ادعای رسالت کرده که یک حرفهایی از شما میخواهد غیر از آنچه که ادیان شما میگفته. میگوید همانها را داری میگویی. میگوید عبادت خالصانهٔ بیانحراف، اقامهٔ نماز، ایتاء زکات. خب تو چت است قبول نمیکنی؟ پس معلوم است که تو با این سه تا زاویه پیدا کردی؛ مشکل پیدا کردی.
پس بدانند این کافران که در نار جهنم جاودانه خواهند بود. اینها بدترین جنبندهها هستند. در نقطهٔ مقابلش مؤمنان اهل عمل صالحاند که به سعادت میرسند.
سورهٔ بیّنه میگوید پیغمبر اسلام معیار جدایی بهشت و جهنم است. معیار جدایی کفر و ایمان است. معیار جدایی شرّ البریّة و خیر البریّة است. نصیب النار والجنّة است.
حالا همین سوره برای حجت بعد از پیغمبر خدا هم به کار میرود. آقا به چه دلیل شما از حجت بعد از رسول رویگردان شدی؟ همین سوره وارد بر حجتهای بعدی. یعنی هرکس در هر زمانی اگر از بیّنهٔ الهی رویگردان شد، بیعذر و بیحجت منتظر آتش باید باشد.
پاورقی تدوین: متن حاضر بر اساس پیادهسازی ماشینیِ گفتار (ASR) تدوین شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی، در مواردی که در بخشهای این جلسه آمدهاند، توسط مدل تهیه شدهاند و جزء سخنان استاد نیستند. متن عربی آیات از منابع معتبر (tanzil / quran.com) درج شده است. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای جانبی و صداهای غیرمرتبط با سخنرانی استاد حذف شدهاند. این نسخه فاقد Segments است.