سوره مبارکه بیّنه.
[مکث] أعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
لم يكن الذين كفروا من أهل الكتاب والمشركين منفكين.
حتى تأتيهم البينة.
همین آیه اول را اگر درست بفهمیم دیگه بقیه سوره رو راحت میفهمیم.
اما اگه درست نفهمیم هی تو سوره باید لنگ بزنیم که چی شد آقا؟
مس-مطلب چی بود؟
لم يكن الذين كفروا من أهل الكتاب منفكين.
من أهل الكتاب والمشركين منفكين.
ببینید لم يكن از افعال ناقصه است.
نبودند.
لم يكن نبودند.
کیا نبودند؟
اسمش چیه؟
کیا نبودند؟
الذين كفروا که بیان باشد از دو گروه.
الذين كفروا من أهل الكتاب.
چه کافران از اهل کتاب و چه کیا؟
کافران از مشرکین.
ببینید تا قبل از اینکه پیغمبر اسلام بیاد مردم دو گروه بودند یا اهل کتاب بودند یا چی بودند؟
مشرک بودند.
پیغمبر اسلام که آمد، پیامبر اسلام و قرآن، این مشرکان و اهل کتاب به دو گروه تقسیم شدند.
یا ایمان آوردند به پیغمبر اسلام و قرآن که دیگه شدند مؤمنین به پیغمبر اسلام و قرآن یا کفر ورزیدند.
کفر ورزیدند به پیغمبر اسلام و قرآن.
الذين كفروا به کی؟
به پیغمبر و قرآن.
از این دو گروه.
من أهل الكتاب والمشركين.
میگه این اهل کتاب و مشرکانی که کفر ورزیدند، نبودند.
چی نبودند؟
منفکین.
اینا منفک نبودند.
خب منفک نبودند از چی؟
منفک یعنی چی بگید؟
جدا.
جدا شده.
اینا منفک نبودند.
از چی منفک نبودند؟
از عبارت بعدی میتونیم بفهمیم.
لم يكن الذين كفروا من أهل الكتاب والمشركين منفكين حتى بگید تأتيهم البينة.
میگه اینا منفک نبودند تا وقتی که برایشان چه بیاید؟
بیّنه بیاید.
وقتی من میگم آقا تا وقتی براش بیّنه بیاید منفک نبوده یعنی وقتی بگید [پچپچ کردن حضار] بیّنه آمد منفک شد.
خب انسان وقتی بیّنه میاد از چی منفک میشه؟
علامه طباطبایی به زیبایی بیان کردن.
میگه آقا هر انسانی مشمول قاعده هدایته.
یعنی خدا بر عهده گرفته که آدمها را چی کار کنه؟
بگید.
هدایت کنه.
که اگر این قاعده برای اون انسان به هر دلیلی اجرا نشود، خدا اون انسان را عذاب بگید نمیکند.
یعنی خدا تا کسی را هدایت نکرده باشه به خاطر بیهدایتی و به خاطر ضلالت و چیزای دیگه او را عذابش نمیکند.
آقا تو ما را هدایت نکردی، حالا گوش ما رو میگیری میریزی جهنم.
هدایتمون نکردی.
ما اصلاً نفهمیدیم ماجرا چیه.
میگه انسانها همه مشمول قاعده هدایتاند و تا هدایت نشوند مستحق عذاب نمیشوند.
اهل کتاب و مشرک هم همینطور بودند.
تا قبل از اینکه پیغمبر بیاد جامعه با این دو گروهاش که یه گروه اهل کتاب بود، یه گروه مشرک بود، گویا این دو گروه دیگه معذور شده بودند.
معذور یعنی منفک نبودند از قاعده هدایت.
یعنی حقش بود که اینا چی بشوند؟
بگید.
هدایت بشوند.
حالا اگر هدایت را، اگر هدایت را پذیرفتند که پذیرفتند، اگر نپذیرفتند چی بشه؟
اتمام حجت بشه.
پس اینا همه مشمول قاعده هدایت بودند اما-- یا منفک از قاعده هدایت بگید نبودند تا وقتی که، تا وقتی که [پچپچ کردن حضار] بیّنه بیاد براشون.
حالا سؤال، اگر بیّنه آمد، حجتی از جانب خدا اقامه شد، علم هدایت بلند شد و تو نیامدی زیر علم هدایت، تو بیّنه را قبول نکردی، بازم میتونی بگی خدا که مرا هدایت نکرده چطور میخواد مرا ببره جهنم؟
بازم میتونی بگی من مشمول قاعده هدایتم.
پس خب خدا هدایت کند دیگه.
آقا و خدا چجوری هدایت کند؟
خب بیّنه میفرسته دیگه.
میگه بله تا وقتی که بیّنه براشون بیاید منفک از قاعده هدایت نبودند تا وقتی که بیّنه براشون بیاید عذر داشتن درباره کفرشون.
حجت داشتن، عذر داشتن، معذور بودند، منفک نبودند از قاعده هدایت.
اما این تا وقتی بود که بیّنه بیاد.
حالا بیّنه چیه مگر؟
اون بیّنهای که اگر بیاد دیگه آدما از ذیل قاعده هدایت بگید خارج میشن یعنی حجت تمام میشه بر اونها عذر دیگه تمام میشه.
اون بیّنه چیه؟
میگه خیلی راحت.
رسول من الله يتلو صحفا مطهرة.
آقا بیّنه چیه؟
بیّنه یه فرستادهای است از جانب خدا که تلاوت میکند صحیفه هایی بگید پاکیزه را.
میگه بیّنه.
اون صحیفه های پاکیزه توش چی نوشته؟
فيها كتب قيّمة.
صحیفه هایی پاکیزه که در اون صحیفه ها نوشته هایی وجود دارد ارزنده.
قيّمة یعنی ارزنده.
یه معنای دیگه قيّمة هم یعنی برپادارنده.
نوشتههایی که با اون نوشتهها انسان و جامعه انسانی چه میشود؟
برپا میشود.
قیام میکند.
از افتادگی نجات پیدا میکند.
آقا بیّنه همینه.
بیّنه یه رسول است که تلاوت صحف کند و صحف هم چیزی است پاکیزه که درش نوشتههای ارزندهای یا نوشتههای برپادارندهای برای انسان و جامعه انسانی باشد.
بله تا وقتی که این بیّنه بیاید حضرات کفار چه از اهل کتاب و چه از مشرکین اینا منفک از قاعده هدایت نبودند.
یعنی معذور بودند، حجت داشتند، منفک از هدایت نبودند.
ولی وما تفرق الذين أوتوا الكتاب إلا من بعد ما جاءتهم البينة.
مسئله اینه.
مسئله اینه که اینا از گرد علم هدایت متفرق شدند بعد از اینکه چه شد؟
بیّنه آمد.
یعنی بابا این تفرق شما تفرقی نیست که بر اون عذری داشته باشی.
این تفرقی است که عذر بر اون نداری، حجت بر اون نداری.
اگه بیّنه نیامده بود میگفتیم بیّنه نیامده، تو هنوز معذوری.
خب بیّنه اومد دیگه.
بابا اونی که منتظرش بودید اومد.
قرآن عجیبه.
قرآن میفرماید که اهل کتاب تا قبل از اینکه پیغمبر اسلام ظهور کنه منتظرش بودند.
وكانوا من قبل يستفتحون على الذين كفروا.
اظهار میکردند ما منتظرشیم.
او کی خواهد آمد؟
او خواهد آمد.
هی به کافران میگفتند منجی ما خواهد آمد.
حالا منجی آمده دورش رو خالی کردند و سعی میکنند بگن که در این کفری که به منجی دارند، در این کفری که به بیّنه الهی دارند چیاند؟
معذورند.
بگن آقا مثلاً حجت بر ما تمام نشده.
خدا هم میخواد بگه نه حجت هیچی غیر از رسولی که از جانب خدا بیاد و صحف مطهره بخواند و صحفی که درش كتب قيّمة باشد نیست.
حجت همینه.
این تفرق، این پراکندگی، پراکندگی از چی؟
پراکندگی از حول بیّنه.
پراکندگی از حول رسول.
رسولی که صحف میخواند.
این پراکنده شدن نبود.
یعنی متفرق نشدند.
الذين أوتوا الكتاب از حول رسول إلا من بعد ما جاءتهم البينة مگر بعد از اینکه بیّنه آمد براشون.
خب حتى تأتيهم البينة لم يكن منفكين.
حالا جاءتهم البينة چی میشن؟
بگید.
میشن منفکین یعنی منفک از سنت هدایت میشن.
یعنی دیگه عذری بگید ندارند.
حالا خدا میگه این در حالیه، این تفرق در حالیه که وما أمروا این بیّنه به اونها فرمان نداده مگر چی رو؟
چی از اونا خواسته شده مگر؟
چرا گذاشتن رفتن؟
چرا دور پیغمبر رو خالی کردن؟
چرا حاضر نیستن به پیغمبر اسلام ایمان بیارن؟
خدا میگه عجیبه.
فرمان داده نشدند توسط بیّنه.
فرمان داده نشدند إلا مگر ليعبدوا الله مخلصين له الدين حنفاء.
یعنی از اونا خواسته شده که خدا را بپرستند خالصانه و بدون انحراف.
یعنی چیزی که بیّنه از اونا میخواد اینه.
یک، خدا را خالصانه بپرستید بدون انحراف.
دو، ويقيم الصلاة نماز را اقامه کنید.
سه، ويؤتوا الزكاة زکات رو بدهید.
اینا از گرد بیّنه ای متفرق شدند که از اونها نمیخواست مگر خداپرستی خالصانه را مگر اقامه نماز را مگر ایتاء زکات را و ذلک الدين القيم و اون دین برپا دارنده همینه خب.
یعنی با چه حجتی شما از محور بینه متفرق شدید؟
با چه عذری؟
این سوره جواب محکمی است به کسانی که میخوان یه جورایی اندیشههای پلورالیستی را چه کنن؟
تئوریزه کنن، توجیه بکنن بگن آقا خب اسلامم یه راه، قرآنم یه راه.
این سوره میگه آقا هرچی میخوای بوده باشی باش.
اهل کتاب بودی، مشرک بودی، هرچی که بودی تا قبل از آمدن بینه بگید بودی.
هرچی که بودی بودی.
عذر داشتی.
اما وقتی بینه آمد که بینه عبارت است از رسولی که از جانب خدا آمده، صحیفه های پاک رو میخونه و این صحیفه های پاک میخواد جامعه و انسان را برپا بدارد.
حالا که بینه آمد اگر متفرق شدی، این تفرق دیگه عذری درش نیست.
دیگه حجتی دیگه نداری.
بعد از آمدن بینه متفرق شدن عذری براش وجود نداره.
به خصوص وقتی بینه حرفی ندارد جز سه تا اصل مهم.
این بینه رو وقتی شما ازش فرار میکنی در واقع داری، داری از این اصول فرار میکنی.
وقتی از این بینه رویگردان میشی در حقیقت به این اصول داری پشت میکنی.
این اصول چیست؟
یک عبادت خالصانه و بدون انحراف خدا.
يعبد الله مخلصین له الدين یعنی با روش خالصانه خدا را بپرستی.
حنفا بدون کجی، بدون انحراف.
خب از عبادت خالصانه و بیانحراف خدا چرا رویگردان میشی؟
این بینه چی میخواد؟
يقيم الصلاة برپا داشتن نماز رو میخواد.
چرا رویگردان میشی؟
این بینه چی میخواد؟
يؤتو الزكاة دادن زکات را میخواهد.
چرا رویگردان میشی؟
چرا یه دین دیگه تراشی واسه خودت؟
قرآن میفرماید در سوره مبارکه شورا خدا میفرماید شرع لكم من الدين ما وصى به نوحا خدا برای شما از دین همانی را که به نوح علیه السلام وصیت کرد قرار داد.
یعنی راه شما یه دینیه که خدا به کی وصیت کرد؟
به نوح علیه السلام وصیت کرد.
بعد همه انبیا را مکلف کرد که أن أقيم الدين همان دین را برپا دارید.
بعد اما یه عدهای این وسط در عهد هر پیامبری از انتقال هر پیامبری به پیغمبر بعدی یه گروه جا موندن.
یه گروه اینور رفتن، یه گروه اونور رفتن، یه گروه توقف کردن که قرآن میفرماید در واقع شرعوا لهم من الدين ما لم يأذن به الله یعنی کسانی اومدن برای اونا دین تراشیدن.
دینی که خدا اذن به اون نداده است.
آقا این دینه دیگه.
خب بینه آمده.
رسول که آمده صحف که میخواند.
كتب قيمه که داره.
حرفشم که جز عبادت خالصانه و اقامه نماز و ایتاء زکات نیست.
شما برای چی متفرق میشین؟
برای چی پراکنده میشید؟
برای چه هر کدام یه راهی را میرید؟
بر همین اساس خدا میفرماید إن الذين كفروا من أهل الكتاب والمشركين اینایی که کفر به پیغمبر ورزیدن چه اهل کتاب، مسیحی، یهودی نمیدونم چه، چه مشرک.
اینایی که کفر به پیغمبر ورزیدن در حقیقت بعد از حول بینه چه شدند؟
بدون عذر متفرق شدند.
اینا فی نار جهنم خالدین فیها اینا در آتش جهنماند و در اون آتش جاودانهاند.
أولئك هم شر البرية اینها قطعاً بدترین جنبندگانند.
از مارمولک هم پستترند چون جنبنده یعنی هر چیزی که تکون بخوره.
سوسک، مارمولک.
میگه اینا از هر جنبندهای پستترند.
یعنی مسئله شوخی برنمیداره که شما بگی بله حالا من به این دین دارم میرم.
غلط میکنی.
رو چه حسابی؟
مگه تو صاحب شریعتی؟
مگه صاحب دینی؟
از جانب خدا حجت آمده، پیغمبر آمده، صحیفه متحره میخونه.
حرفی هم نداره جز عبادت خالصانه خدا جز اقامه نماز، جز ایتاء زکات.
چطور اینجا شما برای خود چه عذری برای خودت تراشیدی؟
فردا چه جوابی میخوای به خدا بدی بابت این انحرافت؟
خیلی محکم و صریح و شفاف.
أولئك هم شر البرية.
إن الذين آمنوا وعملوا الصالحات اونایی که ایمان بیارن در مقابل كفروا، آمنوا دیگه و عمل صالح انجام بدن به دنبال ایمان یعنی بیان به این بینه و به اون یعنی رسول و اون صحیفه هاش ایمان بیارن و عمل کنن طبق اون.
أولئك هم خير البرية اینا بهترین جنبندگانند جزاءهم عند ربهم جنات عدن تجري من تحتها الأنهار.
جزای آنها نزد پروردگارشان بهشتهای جاودانه ای است که نهرها از کف آن روان است.
خالدین فیها در آن بهشتها جاودانگان خواهند بود.
ابداً برای ابدیت.
رضى الله عنهم الله از آنها راضی شد.
ورضوا عنه و آنها از الله راضی شدند.
ذلك لمن خشي ربه این مقام مال کسی است که از پروردگارش چی داره؟
خشیت داره یعنی خوف از مقام پروردگار داره.
سوره بیّنه خیلی شفاف و گویا میخواد بگه آقا تا وقتی پیغمبر اسلام نیامده بود قرآن نیامده بود، حجت بر بقیه تمام نبود.
یکی میگفت من مشرکم.
یکی میگفت من اهل کتابم.
اما وقتی که پیغمبر اسلام آمد از جانب خدا صحیفه های پاکیزه را خواند.
این مصداق بیّنه ای است که با آمدنش حجت بر انسانها چه میشود؟
تمام میشود و وقتی حجت تمام شد، پراکنده شدن از محور این رسول و قرآنش میشود یک پراکنده شدن بیعذر و بیتوجیه.
به خصوص وقتی این رسول و قرآن جز عبادت خالصانه، اقامه نماز و ایتاء زکات حرفی نزده.
یکبار این بود یک دینی آمده، یک پیغمبر ادعای رسالت کرده که یک حرفهایی از شما میخواد غیر از آنچه که ادیان شما میگفته.
میگه همونها رو داری میگی.
میگه عبادت خالصانه بیانحراف، اقامه نماز، ایتاء زکات.
خب تو چته قبول نمیکنی؟
پس معلومه که تو با این سه تا چی پیدا کردی؟
زاویه پیدا کردی؟
مشکل پیدا کردی.
پس بدانند این کافران که در نار جهنم جاودانه خواهند بود.
اینها بدترین جنبندهها هستند.
در نقطه مقابلش مؤمنان اهل عمل صالحاند که به سعادت میرسند.
سوره بیّنه میگه پیغمبر اسلام معیار جدایی بهشت و جهنمه.
معیار جدایی کفر و ایمانه.
معیار جدایی شر البریه و خیر البریه است.
قصيب النار والجنة است.
حالا همین سوره برای حجت بعد از پیغمبر خدا هم به کار میره.
آقا به چه دلیل شما از حجت بعد از رسول رویگردان شدی؟
همین سوره وارد بر حجتهای بعدی.
یعنی هرکس در هر زمانی اگر از بیّنه الهی رویگردان شد، بیعذر و بیحجت منتظر آتش باید باشه