ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 042

آموزش تدبر در سورهٔ زلزال

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ درج‌شده زیر عبارات عربی، توسط مدل تهیه شده‌اند و جزء سخنان استاد نیستند. متن عربی آیات از منابع معتبر (tanzil / quran.com) درج شده است.

آیات مورد بحث در این جلسه

پیش از ورود به متن، فهرست هر آیه‌ای که استاد در این جلسه دربارهٔ آن سخن گفته — حتی اگر عربی کامل را نخوانده و فقط مضمون یا تکه‌عبارت را آورده — از این قرار است: زلزال/۱ (إذا زلزلت الأرض زلزالها: لرزیدنِ زمین، لرزیدنش را)؛ زلزال/۲ (وأخرجت الأرض أثقالها: بیرون‌افکندن بارهای سنگین زمین، از جمله مردگان و معادن و نیز خبرها)؛ زلزال/۳ (وقال الإنسان ما لها: پرسش انسان از آنچه بر زمین گذشته)؛ زلزال/۴ (يومئذ تحدث أخبارها: بازگوکردن خبرهای زمین در آن روز)؛ زلزال/۵ (بأن ربك أوحى لها: وحی پروردگار به زمین، علتِ نطق زمین)؛ زلزال/۶ (يومئذ يصدر الناس أشتاتا ليروا أعمالهم: خروج مردم از قبرها گروه گروه برای رؤیت اعمال)؛ زلزال/۷ (فمن يعمل مثقال ذرة خيرا يره: دیدن هم وزن ذره خیر)؛ زلزال/۸ (ومن يعمل مثقال ذرة شرا يره: دیدن هم وزن ذره شر). سوره یک سیاق است؛ از «فمن يعمل» می‌توان فراز دوم هم در نظر گرفت. بسمله در آغاز قرائت آمده است. اشارهٔ مفهومی به شهادت اعضا و جوارح ← نور/۲۴؛ شهادت ملائکه به‌عنوان ناظران گماشته ← انفطار/۱۰ تا ۱۲؛ قولِ نرم وقتی نمی‌توانی عطا کنی ← إسراء/۲۸؛ ناقهٔ خدا و پی‌کردن آن به‌عنوان نمونهٔ ظلم عظیم ← شمس/۱۳ و ۱۴؛ باطل‌شدن صدقه با منّت و آزار ← بقره/۲۶۴؛ تبدیل سیئات به حسنات برای توبه‌کننده ← فرقان/۷۰؛ إن الله يحب التوابين ← بقره/۲۲۲. حدیث منسوب به امام حسین علیه‌السلام دربارهٔ گناه روی زمینِ خدا نیز آمده است؛ ماجرای حرّ و حفظ حرمت مادر امام حسین علیه‌السلام از جلسهٔ پیش به عنوان نمونهٔ «ذره» بازگو شده، نه با آیه. آیه‌ای که استاد به آن اشاره نکرده در این تدوین نیامده است.

گشایش: زلزله یا زلزال

«أَعُوذُ بِٱللَّهِ مِنَ ٱلشَّيْطَٰنِ ٱلرَّجِيمِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پناه می‌برم به خدا از شیطان رانده‌شده.

«بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): به نام خداوند بخشندهٔ مهربان.

اما زلزله، یا زلزال. سوره را یک‌بار با همان معنای اولیه بخوانیم تا معلوم شود بحث از کجا شروع می‌شود و دغدغه کجا می‌ایستد.

«إِذَا زُلْزِلَتِ ٱلْأَرْضُ زِلْزَالَهَا» (زلزال/۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آن‌گاه که زمین به لرزهٔ خود بلرزد.

آن وقتی که زمین دچار زلزله شود، زلزله‌اش را. زمین بلرزد، لرزیدنش را. نه هر لرزیدنی؛ لرزیدنِ خودش را. زلزالها.

«وَأَخْرَجَتِ ٱلْأَرْضُ أَثْقَالَهَا» (زلزال/۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و زمین بارهای سنگین خود را بیرون افکند.

و زمین بیرون آورد، بیرون افکند، خارج کند بارهای سنگینش را. گفته‌اند مردگان، گفته‌اند معادن؛ زمین بارهای سنگینش را بیرون می‌ریزد.

«وَقَالَ ٱلْإِنسَـٰنُ مَا لَهَا» (زلزال/۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و انسان بگوید: زمین را چه شده است؟

و انسان بگوید: چه شده است زمین را؟ زمین را چه خبر است؟

«يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا» (زلزال/۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): در آن روز زمین خبرهای خود را بازمی‌گوید.

در آن روز زمین حدیث می‌کند، حکایت می‌کند خبرهایش را. زمین شروع می‌کند به تعریف‌کردن. چه چیزها شد؟ کی‌ها آمدند؟ چه کردند؟ کجا رفتند؟ چه شد؟ تحدث أخبارها.

«بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَىٰ لَهَا» (زلزال/۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): از آن رو که پروردگارت به آن وحی کرده است.

چطور ممکن است؟ مگر زمین حرف می‌زند؟ ممکن است وقتی پروردگار به زمین وحی کند. زمین هم به اذن پروردگار به نطق می‌آید و حدیث اخبار می‌کند.

«يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ ٱلنَّاسُ أَشْتَاتًا لِّيُرَوْا۟ أَعْمَـٰلَهُمْ» (زلزال/۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): در آن روز مردم گروه گروه بیرون می‌آیند تا اعمالشان به آنان نشان داده شود.

آن روز مردم یَصدُر. مردم از قبرهاشان خارج می‌شوند. أشتاتا: جدا جدا. یعنی در گروه‌های جداگانه‌ای مردم محشور می‌شوند، از قبرها خارج می‌شوند تا چه شود؟ لِیُرَوا: تا نشان داده شود به آنان. چه چیز؟ أعمالهم: اعمالشان به آنان نشان داده شود.

«فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُۥ» (زلزال/۷)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس هر کس هم وزن ذره‌ای کار خیر کند، آن را می‌بیند.

هر کس هم وزن ذره‌ای عمل خیر کند، یَرَه: می‌بیند آن را.

«وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُۥ» (زلزال/۸)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و هر کس هم وزن ذره‌ای کار شر کند، آن را می‌بیند.

و هر کس هم وزن ذره‌ای شر عمل کند، به شر عمل کند، می‌بیند آن را. ترجمه خیلی روشن است. سیاق هم واضح است که یکی بیشتر نیست. ما فقط می‌خواهیم جمع‌بندی کنیم.

دغدغه از کجا شروع می‌شود؟

مسئله از کجا شروع می‌شود؟ مسئله، در واقع دغدغه، از کجا شروع می‌شود؟ دغدغه از اینجاست که حساب‌وکتاب قیامت چه جور حساب‌وکتابی است؟ سؤال. سورهٔ زلزال نمی‌خواهد قیامت را ثابت کند. حتی حساب‌وکتاب را هم نمی‌خواهد ثابت کند. فقط می‌خواهد یک توصیفی از حساب‌وکتاب قیامت ارائه بدهد که بفهمی حساب‌وکتاب قیامت چه جوری‌هاست.

خیلی از ماها قیامت را قبول داریم. ولی در ذهنمان حساب‌وکتاب قیامت را سهل گرفته‌ایم. آسان. طوری که از کنار رفتارهای خوبِ کوچک راحت می‌گذریم. از کنار رفتارهای بدِ غلط هم راحت می‌گذریم. یعنی مدل نگاهمان به قیامت طوری است که در چیزهای مهم تساهل و تسامح دارد. چیزهای مهم را در نظر می‌گیریم. حتی در خوب‌بودنمان.

نگاه کیلویی و تنی، نه ذره‌سنج

اگر مثال برایتان بزنم: اگر یک امتحان بزرگی از ما گرفته شود خیلی شیر می‌شویم و خیلی قشنگ سعی می‌کنیم امتحان را پس بدهیم. سعی‌مان این است. مثلاً فرض کنید امتحانی گرفته شده که در نگاه خودمان خیلی سنگین است. فرضاً عزیزی از دست داده‌ایم، یا یک بلای بزرگی، یک مریضی خیلی سختی به ما دست داده، یا چه. اینجاها حواسمان جمع است که بله، داریم امتحان می‌شویم؛ باید از عهدهٔ این امتحان برآییم؛ و خیلی سعی می‌کنیم خوب بدرخشیم.

یا از گناه بزرگ خیلی راحت‌تر پرهیز می‌کنیم. آدم نمی‌کشیم؛ یا مثلاً بعضی گناهان بزرگ را انجام نمی‌دهیم. ولی نگاهمان ذره‌سنجی نیست. نگاهمان کیلویی است، تنی است. یعنی مثلاً کارهای خوب را اگر تنی باشد انجام می‌دهیم؛ یا از کارهای بدی که تنی است — مثلاً بر معیارِ تُن محاسبه می‌شود — پرهیز می‌کنیم.

ولی خدا می‌خواهد بگوید حساب‌وکتاب در قیامت روی معیار چه می‌چرخد؟ روی ذره می‌چرخد. ما در قیامت سروکار داریم حتی با ذرهٔ خیری هم وزن ذره.

ذرات معلق در نور اتاق

امتداد نور را که نگاه کنی در اتاق است؛ وقتی روی هوا یک چیزهایی معلق می‌بینی دیگر. نقطه‌های خیلی ریزِ معلق. همان موقع که نور را داری می‌بینی و این ذرات معلق را می‌بینی، این‌جوری روی هوا یک فوتی بکنی می‌بینی که یک موجی در آن‌ها ایجاد شد. این هیچ وزنی ندارد که بالا می‌رود، پایین می‌چیند. خدا می‌گوید هم وزن ذره کسی خیر انجام بدهد، می‌بیند.

حالا اگر واقعاً همچین باوری کردیم، از خیر کوچک می‌گذریم؟ از امتحان‌های کوچک می‌گذریم؟ می‌بینی که منِ پدر در تعامل با فرزندم حواسم نیست که بابا، یک دست نوازش به سر این بچه کشیدن خودش یک امتحان است، خودش یک خیر است؛ این دیدن دارد؛ این را می‌بینی بابا. یک خرده با او خوب حرف زدن. یا در تعامل با همسر، یا در تعامل کاری، یا در تعامل با ارباب‌رجوع. در نگاه‌کردن به مردم، در حرف زدن با مردم، در مشی‌مان.

وقتی حساب‌وکتاب قیامت مثل هم وزن ذره‌ها می‌گردد، دیگر از ذره‌ها نمی‌شود صرف‌نظر کرد. وقتی بدی‌ها هم روی ذره‌ها می‌چرخد، اگر یک ذره بدی کنی می‌بینی؛ دیگر نمی‌شود از آن صرف‌نظر کرد. این که کاری نبود. این که چیزی نبود. من که چیزی نگفتم. من که نگاهی نکردم. هی خودم را توجیه کنم، هی خودم را توجیه کنم.

چرا خدا روی ذره‌ها این‌گونه تأکید می‌کند؟

چرا آمده خدا روی ذره‌ها این‌جوری تأکید می‌کند؟ چون اتفاقاً همان مسائل کلان و بزرگ هم از همین‌جاها آب می‌خورد. آن آدم‌هایی که مواظب ذره‌ها هستند، این آدم‌ها خیلی موفق‌ترند در کنترل خودشان در گناهان بزرگ. این آدم‌هایی که خوبی‌های کوچک را حواسشان هست انجام بدهند خیلی موفق‌ترند در انجام‌دادن خوبی‌های بزرگ. یعنی اتفاقاً مسئله این نیست که حالا بگوییم خیلی حساسیت بیش از حدی روی ذره‌ها به خرج داده می‌شود.

خود ذره‌ها که از اجتماعشان کوه درست می‌شود، این که بماند. اما مسئله این است که همین ذره‌ها، همین اعمال ریزریز، برای ما سیره می‌سازد. آن آدمی که مواظب است — مواظب کوچک‌ترین بدی‌ها و کوچک‌ترین خوبی‌هاست — این آدم وقتی می‌رسد به یک امتحان بزرگ دستش پر است. درصد توفیقش خیلی فرق دارد تا آدمی که به مسائل ریز توجه نکرده.

حرّ: ذره‌ای که راه توبه را باز کرد

همین حضرت حرّ علیه‌الرحمه که در کلاس قبلی ذکرش شد. ایشان را شنیده‌اید دیگر؛ در مراثی شنیده‌اید چرا توفیق توبه پیدا کرد؟ حفظ حرمت مادر امام حسین را کرد، علیه‌الصلاة والسلام. حفظ حرمت کرد.

یعنی یک چیزی بود آقا؛ رایج مثلاً در زبان عراق وقتی که این یل‌ها با هم مواجه می‌شوند، مثلاً وقتی می‌خواهند به هم تیکه بیندازند. خود امام حسین علیه‌السلام به حرّ گفت که مادرت به عزا بنشیند. او برگشت گفت مادر شما فاطمه زهراست، سلام‌الله‌علیها. من جسارت نمی‌کنم.

این چیست؟ این یک ذره‌ای است دیگر. ولی وقتی کسی اهل یک چنین رعایتی است، این برایش راه باز می‌شود در امتحان بزرگ. در حالی که وقتی در مسائل کوچک بی‌توجهی می‌کند، نگاهش را ول کرده. می‌گوید آقا گناه اصلی — نعوذ بالله — مثلاً فحشاست. من نگاهم حالا یک وقتی نگاهِ مشغول شد، شد. اِخ. خب فردا در امتحان قافیه را می‌بازی. ذره ذره جمع گردد وانگهی دریا شود. یک دفعه می‌بینی یک دریا باختی قافیه را. ذره ذره جمع گردد وانگهی دریا شود. یا در خوبی‌ها هم همین‌طور.

قولِ حسن وقتی قرض نداری

خب، گاهی اوقات یک خوب حرف زدن. قرآن خیلی جالب می‌گوید آقا کسی از شما قرض می‌خواهد، داری بده؛ نداری اقلاً قشنگ صحبت کن. اقلاً یک جوری صحبت کن که از آن صحبت‌کردنت یک خیری دربیاید. برادرم، خواهرم، خیلی شرمندهٔ شما شدم. ای کاش واقعاً داشتم، توانم بود، وظیفهٔ من بود. هر کمکی هم از دستم بربیاید باید انجام بدهم. شرمندهٔ شما شدم. ان‌شاءالله خدا به حق حضرت زهرا، به حق قرآن کمکت کند، دستت را بگیرد. بخواهی من هم کمکت کنم، بگردیم ببینیم چطور مشکل… یک قول خیر، قول حسن. یک نگاه خوب، یک مهر و محبت ساده به کجا برمی‌خورد؟ ذره ذره جمع گردد وانگهی دریا شود.

«وَإِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ ٱبْتِغَآءَ رَحْمَةٍ مِّن رَّبِّكَ تَرْجُوهَا فَقُل لَّهُمْ قَوْلًا مَّيْسُورًا» (إسراء/۲۸)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و اگر به امید رحمتی از پروردگارت که چشم به آن داری از آنان روی بگردانی، پس با آنان سخنی نرم و آسان بگو.

سورهٔ زلزله می‌خواهد بگوید اگر می‌خواهی در محاسبهٔ قیامت سرت را بالا بگیری، حواست به ذره‌ها هم باید باشد.

بحث را از زمین شروع می‌کند

حالا برای اینکه این حرف را بزند از کجا شروع می‌کند بحث را؟ بحث را از یک جای خیلی جالبی شروع می‌کند. بحث را می‌آورد سراغ زمین. می‌گوید دیگر ببین. از زمین مرده‌تر خاک است دیگر. خاک است، سنگ است، معدن است، دره و دشت است دیگر.

یعنی اگر قرار بر این باشد که یک چیزی در این عالم شاهد تو نباشد، ناظر تو نباشد، آن یک چیز چیست؟ بگوییم آقا دست شهادت می‌دهد؛ خب دست من است. من با این دست کار می‌کنم. زبانم است، چشمم است، گوشم است، شکمم است، پایم است؛ اعضا و جوارح خودم است.

«يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَأَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم بِمَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ» (نور/۲۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): روزی که زبان‌ها و دست‌ها و پاهایشان بر آنچه می‌کردند بر آنان شهادت می‌دهد.

بگوییم ملائکه شهادت می‌دهند؛ خب ملائکه‌اند دیگر. خدا گذاشته که شاهد باشند.

«وَإِنَّ عَلَيْكُمْ لَحَـٰفِظِينَ» (انفطار/۱۰)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و بی‌گمان بر شما نگهبانانی گماشته شده‌اند.

«كِرَامًا كَـٰتِبِينَ» (انفطار/۱۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): نویسندگانی گرامی.

«يَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ» (انفطار/۱۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): که آنچه می‌کنید می‌دانند.

بگوییم از آسمان بر تو نظارت می‌شود؛ خب آسمان است دیگر. شأنش نظارت است. شأنش از بالا دیدن است. بگوییم ائمه شاهدند، پیغمبر شاهد است، خدا شاهد است. همه‌شان. خدا می‌گوید ببین دیگر زمین را دیگر ها. بیاییم سر وقت زمین. این زمین آیا از اینکه شاهد بر تو باشد فارغ است؟ شاهد بر انسان‌ها و امت‌ها باشد فارغ است؟ نه.

إذا زلزلت الأرض زلزالها: لرزیدنی که لرزیدن زمین محسوب می‌شود

«إِذَا زُلْزِلَتِ ٱلْأَرْضُ زِلْزَالَهَا» (زلزال/۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آن‌گاه که زمین به لرزهٔ خود بلرزد.

یک روزی می‌آید زمین می‌لرزد، لرزیدنش را. یک بار زمین می‌لرزد؛ یک بار می‌لرزد لرزیدنش را. یعنی لرزیدنی که تا قبل از آن هرچه لرزیده، لرزیدنِ زمین محسوب نمی‌شده. این است لرزیدن زمین.

شما هر زلزله‌ای هم که تا به حال شنیده‌ای تا یک شعاعی را گرفته. می‌گویند آقا کانون زلزله مثلاً فرض کنید فلان شهر است؛ شعاعش هم تا فلان جاها را گرفت. فوقش دیگر مثلاً چند کیلومتر در چند کیلومتر را یک لرزه‌ای داده در حد چند ثانیه. کل زلزلهٔ بم که شهر را ریخت پایین دوازده ثانیه طول کشیده دیگر. در حد چند ثانیه لرزیده و یک شهری آمده پایین.

اما در «زلزالها» دیگر یک منطقه‌ای از زمین نیست که می‌لرزد؛ کل زمین است که می‌لرزد. تمام زمین به زلزله می‌افتد. آن هم نه زلزله‌ای یک‌ثانیه‌ای، دوثانیه‌ای، ده‌ثانیه‌ای. زلزالها: زلزله‌ای که زیر و رو می‌کند زمین را. زمین منتظر همچین زلزله‌ای هست.

وأخرجت الأرض أثقالها: سنگینی‌ها و خبرها

«وَأَخْرَجَتِ ٱلْأَرْضُ أَثْقَالَهَا» (زلزال/۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و زمین بارهای سنگین خود را بیرون افکند.

و زمین سنگینی‌های خود را بیرون می‌ریزد. حالا این سنگینی‌ها درست است در ظاهر، نگاه اول، مرده‌هاست؛ نمی‌دانم معدن‌هاست که بیایند بیرون، حشر قیامت آغاز شود. ولی از آیات بعدی فهمیده می‌شود که از جمله خبرهاست. خبرها را می‌خواهد بیرون بریزد.

وقال الإنسان ما لها

«وَقَالَ ٱلْإِنسَـٰنُ مَا لَهَا» (زلزال/۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و انسان بگوید: زمین را چه شده است؟

لذا انسان در این وضعیت که قرار می‌گیرد و می‌بیند زمین این‌طور می‌لرزد سؤال می‌کند. چه شده زمین را؟ چه خبر است؟ چه شده؟

يومئذ تحدث أخبارها

«يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا» (زلزال/۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): در آن روز زمین خبرهای خود را بازمی‌گوید.

آن روز روزی است که زمین اخبار خود را بازگو می‌کند. زمین خبر می‌دهد. کی، کجا، چطور؛ کی چه کار کرد، چه گفت، کجا رفت؛ چطور نشست، چطور پا شد، چطور نگاه کرد، چطور حرف زد؛ کدام گروه کجا بودند، چه کردند؛ کدام گروه در مقابلشان بودند، آن‌ها چه کردند؛ کدام امت، کدام مردم. خبر می‌دهد. تحدث أخبارها.

بأن ربك أوحى لها: زمین مرده هم به نطق می‌آید

«بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَىٰ لَهَا» (زلزال/۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): از آن رو که پروردگارت به آن وحی کرده است.

مگر ممکن است زمین خبرهای خود را بازگو کند؟ یعنی خداوند به زمین وحی می‌کند: بگو. عزیزم، در دنیایی که زمین با تمام مرده‌بودنش از نظر تو، با تمام جامدبودنش از نظر تو، با تمام زیرپابودنش از نظر تو، با تمام کور و کربودنش از نظر تو، با تمام لال‌بودنش در نگاه تو، در دنیایی که زمین قرار است ریز به ریز خبر بدهد از اینکه هر کس چه کرده و هر گروه چه کرده، در این دنیا می‌شود آیا از ذره‌ذرهٔ اعمال غفلت کرد؟ چیزی گم می‌شود در این دنیا؟ بأن ربك أوحى لها.

يومئذ يصدر الناس أشتاتا: خبر زمین مقدمهٔ رؤیت اعمال است

«يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ ٱلنَّاسُ أَشْتَاتًا لِّيُرَوْا۟ أَعْمَـٰلَهُمْ» (زلزال/۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): در آن روز مردم گروه گروه بیرون می‌آیند تا اعمالشان به آنان نشان داده شود.

حالا چرا زمین خبر می‌دهد؟ زمین یعنی خبر دادن زمین مقدمهٔ رؤیت اعمال است. که مردم گروه گروه شاهد اعمالشان باشند، رؤیت اعمال کنند. چطور؟ روی چه قاعده‌ای؟

«فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُۥ» (زلزال/۷)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس هر کس هم وزن ذره‌ای کار خیر کند، آن را می‌بیند.

روی این قاعده که «مثقال» یعنی هم وزن. هرکی هم وزن یک ذره خیری کرده باشد، خیری عمل کرده باشد، یَرَه.

«وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُۥ» (زلزال/۸)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و هر کس هم وزن ذره‌ای کار شر کند، آن را می‌بیند.

و هرکس هم وزن ذره‌ای شری را عمل کرده باشد، یَرَه. روی این قاعده قرار است آدم‌ها یُرَوا. این که می‌گوید یُرَوا، این می‌شود یَرَه یَرَه دیگر. یَرَه یَرَه. لیروا أعمالهم یعنی اعمالشان حتی اگر هم وزن ذره باشد، چه خیر، چه شر.

وقتی روی این قاعده قرار است حساب‌وکتاب بشویم، پس تقوای ما باید به تناسب این وضعیت تنظیم شود. ما ببینیم چه جور تقوایی داریم. یعنی سورهٔ مبارکهٔ زلزله سوره‌ای است که می‌خواهد نوع محاسبه را بفهماند. نوع نظارت‌ها را بفهماند. هیچ‌جا تنها نیستی.

حدیث امام حسین علیه‌السلام: گناه روی زمینِ خدا

امام حسین علیه‌السلام، حدیث قشنگی از حضرت هست که طرف گفت من خیلی گناه می‌کنم. هر کارم می‌کنم نمی‌توانم ترک گناه کنم. گفت خب برو روی زمینی غیر از آن زمینی که خدا خلق کرده هرچه خواستی گناه کن. مادامی که روی این زمینی، خب گناه می‌کنی؟ شاهد است، ناظر است. اعضا و جوارحت بماند، ملائکه بمانند؛ زمین زیر پایت شاهد توست. زمین شکایت می‌کند، زمین شفاعت می‌کند، حرف می‌زند.

اولیاء الهی و شهادت تکه‌تکهٔ زمین

اولیاء الهی وارد یک مکانی می‌شوند سعی می‌کنند جای جاییش بایستند نماز بخوانند. دوره‌ای از اینجا می‌خواند، دوره‌ای از اینجا می‌خواند، دوره‌ای از اینجا می‌خواند، دوره‌ای از اینجا. چرا؟ آن می‌گوید که آقا زمین شهادت خواهد داد. بگذار به جای اینکه یک متر زمین شهادت بدهد، ده متر زمین شهادت بدهد.

این کار اگر بفهمیم منطقش چیست کار ارزنده‌ای است. اگر به منطقش پایبند باشیم. منطقش چیست؟ مواظبت از شاهد بودن — حتی شاهد بودنِ زمین. اگر این منطق را فهمیدی کار ارزنده‌ای است. کار خوبی است.

جمع‌بندی سوره: یک فراز، و نوع محاسبه

خیلی خب؛ من دیگر حالا راجع به این سوره مطالبم را گفتم. اگر در مقام جمع‌بندی روشن است، سورهٔ مبارکهٔ زلزله یک فراز است. حالا البته می‌توانیم به یک بیانی هم بگوییم دو فراز: از «فمن يعمل» فراز دوم. ولی خب معناشان روشن است دیگر؛ در یک فراز هم می‌شود جمع‌بندی‌اش کرد.

و آنی که می‌خواهد بگوید: در جهانی که زمین شاهد اعمال خواهد بود در روز قیامت، باید مواظب ذره‌ذرهٔ اعمال بود. باید با محاسبهٔ ذره‌سنج، ذره‌بینانه و ذره‌سنج، رفتار بکنیم. نه با محاسبهٔ کیلویی و تنی. و حالا دیگر بعضی‌ها از تُن هم می‌گذرند دیگر؛ جور دیگر محاسبه می‌کنند. بله، بله؛ این هم چیزی نیست که از آن بگذری. از این هم نمی‌شود گذشت، هرچند که این از ذره بالاتر است، این تُن است.

ناقهٔ خدا: از ظلم عظیم بگذر، از ظلم جزئی هم نگذرد

یعنی راضی بودن به عمل آن کسی که آن ناقهٔ الله را پی کرد، این یک ظلم بزرگ است، ظلم عظیم است. این سوره می‌خواهد بگوید از ظلم جزئی هم نگذرد. از گناه جزئی هم نگذرد.

«فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ ٱللَّهِ نَاقَةَ ٱللَّهِ وَسُقْيَـٰهَا» (شمس/۱۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس فرستادهٔ خدا به آنان گفت: ناقهٔ خدا را با آبشخورش واگذارید.

«فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوهَا فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَبُّهُم بِذَنۢبِهِمْ فَسَوَّىٰهَا» (شمس/۱۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس او را تکذیب کردند و آن ناقه را پی کردند؛ آن‌گاه پروردگارشان به گناهشان بر آنان درهم کوبید و با خاک یکسان کرد.

سهل‌انگاری ذره‌ای: ماشین پارک، حرف لب مرز

آقا مثلاً دیدی بعضی‌ها سهل می‌گیرند دیگر؛ یعنی یک جور سهل‌انگاری در رفتارشان هست. مثلاً فرض کنید زده ماشین طرف پارک بوده، خورده بهش، رفته. چیزی نشده. یک ذره مثلاً حالا رفته تو؛ یک ذره رفته تو و رفته. ذره حساب نمی‌شود؟ ذره مهم نیست؟ حتماً باید این ماشینش جمع شود تا بایستی؟ یک شماره‌ای بگذاری، یک خسارتی جبران کنی؛ رفت. چرا؟ ذره است.

آقا حرف می‌زنیم راجع به مردم، لب مرز حرف می‌زنیم. یک دفعه شد غیبت. دل ما به ما می‌گوید آقا این که چیزی نیست. به خودش هم می‌گویم. دیگر بدتر. به خودش هم می‌گویم شد مجوز غیبت؟

یعنی اینکه بی‌اعتنایی به ذره‌ها، بی‌اعتنایی به اعمال خیر کوچک و اعمال شر کوچک، که اگر این بی‌اعتنایی آمد در جان ما نشست یعنی تقوای ما تقوای ذره‌ای نشد؛ تقوای کلی و کیلویی و تنی شد.

دو اتفاق بد اگر تقوا ذره‌ای نشد

اگر یک همچین تقوایی شد، اولاً دو تا اتفاق بد می‌افتد. یک اتفاق بد این است که خود این ذره‌ها جمع می‌شوند خب. خود این ذره‌ها جمع می‌شوند، یک دریا درست می‌شود. یک روز زدی یک سانت ماشین این رفته تو؛ یک روز زدی یک دانه مثلاً چک کوچک تو گوش این بچهٔ فامیل زدی؛ یک روز یک دانه نشکن کوچک از آن گرفتی؛ یک روز یک جواب سلام به آن ندادی؛ یک روز یک اخم به آن کردی؛ یک روز نمی‌دانم هرچه. همین‌جوری رفتی جلو کلی جمع شده، یک کوه درست شده. این اولاً.

ثانیاً تو وقتی این‌جوری می‌روی جلو به آن بزرگ‌ها هم که برسی پایت می‌لنگد. چرا؟ چون برای خودت سیرهٔ تقوا درست نکرده‌ای، سیرهٔ مواظبت درست نکرده‌ای. آدمی که سیرهٔ مواظبت برای خودش می‌سازد، این در امتحانات بزرگ هم قافیه را نمی‌بازد. ولی آدمی که سیرهٔ مواظبت از رفتارهای ریز ندارد، این توی امتحان‌های بزرگ هم زمین می‌خورد.

پس نگاه‌مان باید به محاسبه و رؤیت اعمال در آخرت، نگاه ذره‌بینانه باشد.

منطق پشتیبان: حتی زمین حامل اخبار است

منطقی هم که از این نگاه پشتیبانی می‌کند این منطق است که در این عالم حتی زمین — با تمام زمین‌بودنش — شاهد است. حتی زمین حامل اخبار است و اخبار خود را در روزی که خدا به او اذن بدهد بیان خواهد کرد.

اگر این‌جوری دیدی عالم را که آقا این میز دارد ضبط می‌کند، این میز دارد ضبط می‌کند؛ نه که فقط آن دوربین دارد ضبط می‌کند. این کاغذ ضبط می‌کند اینی که می‌نویسی را. آن تخته ضبط می‌کند. این پارکتی که روش راه می‌روم ضبط می‌کند. این صندلی همین‌طور. اگر این‌جوری دیدی عالم را که همه‌چیز در حال ثبت و ضبط است، حتی جامدات در حال ثبت و ضبط حضور تو در عالم‌اند، به طریق اولی آسمان محل نظارت بر توست. به طریق اولی ملائکه می‌بینند. به طریق اولی خدا دارد می‌بیند. آن‌ها همه در جای خود. اما می‌خواهم بگویم حتی اگر این‌ها را ناظر دیدی، آن وقت دیگر کم‌کم تقوا می‌رود به سمت تقوای ذره‌سنجانه، ذره‌بینانه.

این اگر شد، هم کلی کوله‌بار آدم از خیرات سنگین‌تر می‌شود، از شر سبک‌تر می‌شود، و هم آدم موفق می‌شود در خیرات بزرگ و در شرهای بزرگ آدم موفق می‌شود به رعایت.

تسویف: از فردا درستش می‌کنم

تسویف را هم می‌شود به این ربط داد — نه در مقابل این مسئله. تسویف کاری با ذره و بزرگ ندارد؛ کار با تأخیر دارد. غفلتی است که ما می‌خواهیم بیاییم بگوییم حالا از فردا درستش می‌کنم. این هم یک جور ناشی از همین بی‌توجهی به ذره‌هاست. اما نمی‌شود گفت در مقابل این مسئله باشد.

نقش استغفار و توبه: آیا ذره‌ها تحت‌الشعاع می‌روند؟

نقش استغفار چیست این وسط؟ حالا استغفار کردیم، توبه کردیم، بخشیده شد. تغییر چیست؟ رؤیت عمل. استغفار مساوی است با ندیدن اعمالی که مورد مغفرت قرار گرفته‌اند. یعنی چه؟ یعنی یک سری اعمال حاکم‌اند. یک سری اعمال حکومت دارند.

اگر کسی توبه‌ای کرد که توبهٔ او پذیرفته شد — خوب دقت کنید؛ جواب این سؤال مهم است — اگر کسی توبه‌ای کرد که توبهٔ او پذیرفته شد، آن اعمال بدی را که با توبه پذیرفته شده، این‌ها را در قیامت نخواهد دید.

اگر کسی گناهی کرد که با آن گناه عمل خیرش باطل شد — همان‌طور که توبه داریم که عمل شر را اصلاح می‌کند، گناهانی هم داریم که عمل خیر را باطل می‌کند.

«يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تُبْطِلُوا۟ صَدَقَـٰتِكُم بِٱلْمَنِّ وَٱلْأَذَىٰ كَٱلَّذِى يُنفِقُ مَالَهُۥ رِئَآءَ ٱلنَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْـَٔاخِرِ ۖ فَمَثَلُهُۥ كَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَيْهِ تُرَابٌ فَأَصَابَهُۥ وَابِلٌ فَتَرَكَهُۥ صَلْدًا ۖ لَّا يَقْدِرُونَ عَلَىٰ شَىْءٍ مِّمَّا كَسَبُوا۟ ۗ وَٱللَّهُ لَا يَهْدِى ٱلْقَوْمَ ٱلْكَـٰفِرِينَ» (بقره/۲۶۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای کسانی که ایمان آورده‌اید، صدقه‌هایتان را با منّت و آزار باطل نکنید، مانند کسی که مالش را برای نشان‌دادن به مردم انفاق می‌کند و به خدا و روز بازپسین ایمان ندارد. مَثَل او مَثَل سنگی صاف است که بر آن خاکی نشسته؛ رگباری به آن برسد و آن را سخت و برهنه واگذارد. آنان بر هیچ‌یک از آنچه کسب کرده‌اند توان ندارند؛ و خدا گروه کافران را هدایت نمی‌کند.

طرف کلی صدقه داده، بعد یک منّت می‌گذارد می‌سوزاند. اذیت می‌کند آنی که به او صدقه داده، دلش را می‌رنجاند، می‌سوزد. اگر کسی عمل شری انجام داد که اعمال خیر قبلی‌اش را باطل کرد، دیگر آن اعمال خیر را در قیامت نخواهد دید. این‌ها حاکم‌اند. این‌ها هم خودش اصل قرآنی دارد.

اما یک نکته. نگویید اگر این است پس عملاً این مسئلهٔ ذره‌ها تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد. نمی‌گیرد. می‌دانید چرا؟ از شما یک سؤال ساده می‌پرسم. کسی که گناه می‌کند و بعد توبه می‌کند، و کسی که گناه نمی‌کند تا توبه کند، این در قیامت جایشان یکی است؟ آنچه که می‌بینند یکی است؟ پس آن هم دارد می‌بیند.

شما هر قدر گناه بکنی، هر قدر گناه بکنی که بگویی من توبه می‌کنم پاک می‌شود. بله پاک می‌شود. جهنم نمی‌روی. اما باز هم جای تو با آنی که گناه نکرد — او هم می‌توانست گناه کند، گناه نکرد — یکی نیست. او چیزی می‌بیند از خیر خودش که تو آن را نمی‌بینی.

تبدیل سیئات به حسنات؛ حسنات چه می‌شوند؟

بعد برمی‌گردد می‌گوید که خب خدا خودش گفته من سیئات را به حسنات تبدیل می‌کنم. مبدّل سیئات به حسنات است.

«إِلَّا مَن تَابَ وَءَامَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَـٰلِحًا فَأُو۟لَـٰٓئِكَ يُبَدِّلُ ٱللَّهُ سَيِّـَٔاتِهِمْ حَسَنَـٰتٍ ۗ وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا» (فرقان/۷۰)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): مگر کسی که توبه کند و ایمان آورد و کار شایسته کند؛ پس آنان‌اند که خدا بدی‌هایشان را به نیکی‌ها بدل می‌کند؛ و خدا همواره آمرزنده و مهربان است.

سؤال می‌پرسم. خدایی که سیئات را به حسنات تبدیل می‌کند با حسنات چه می‌کند؟ با حسنات چه می‌کند؟ به عذاب مضاعف؟ نه. آخرش خیالتان را راحت کنم، خیال خودم را هم راحت کنم: کسی با توبه نمی‌تواند آنچه را که از دست داده به‌طور کامل جبران کند. توبه عذاب را برطرف می‌کند. توبه سیئه را هم به حسنه حتی تبدیل می‌کند. ممکن است بابت آن حسنه پاداش هم بگیری. ولی این کجا و اینکه گناه نمی‌کردی تا لازم بشود توبه کنی کجا؟

این را گفتم چرا گفتم؟ تا انسان بداند با هر گناهی — ولو که بعداً بخواهد توبه‌ای بعد این گناه بیاید — با هر گناهی انسان چیزی را از دست می‌دهد که دیگر به دست نمی‌آید. هرچند که یک سری چیزهایی ممکن است بعداً هم جبران بشود؛ ولی هرچقدر جبران هم شد تو اصلاً می‌روی بهشت. ولی اگر گناه نمی‌کردی کجا بودی؟

درجهٔ بالاتر بهشت و لطفِ ندانستن

می‌فرماید که اگر اهل بهشت هر یک بدانند که یک درجه بالاتر از آن‌ها چه خبر است، یک رتبه بالاتر، اگر بدانند دق می‌کنند از قصه که چرا ما آنجا نیستیم. حالا خدا لطف می‌کند نمی‌دانند. خوش است دیگر. جایش خوب است. می‌گوید خوشحال باش. الحمد لله. خوش آمدی بندهٔ من. به روی بنده‌اش هم نمی‌آورد. یعنی متقین، توابین. متقین. حتماً.

«وَيَسْـَٔلُونَكَ عَنِ ٱلْمَحِيضِ ۖ قُلْ هُوَ أَذًى فَٱعْتَزِلُوا۟ ٱلنِّسَآءَ فِى ٱلْمَحِيضِ ۖ وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّىٰ يَطْهُرْنَ ۖ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ ٱللَّهُ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلتَّوَّٰبِينَ وَيُحِبُّ ٱلْمُتَطَهِّرِينَ» (بقره/۲۲۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و از تو دربارهٔ حیض می‌پرسند. بگو: آن رنجی است؛ پس در دوران حیض از زنان کناره بگیرید و به آنان نزدیک نشوید تا پاک شوند. چون پاک شدند از همان‌جا که خدا فرمان داده به آنان درآیید. خدا توبه‌کنندگان را دوست دارد و پاکیزگان را دوست دارد.

خدا توبه‌کار را دوست دارد و ما هم همه ممکن است خطاهایی بکنیم. ما معصوم که نیستیم. خطا می‌کنیم، توبه می‌کنیم. یک وقت‌هایی این لطف خدا به مؤمن است که برای اینکه عُجب او را نگیرد، یک وقتی یک خطایی از او سر می‌زند و باید توبه کند. این لطف خداست. همه به جای خود.

اما این‌ها را گفتم چرا؟ تا یک وقت نفس ما به ما نگوید حالا که توبه هست پس خیلی نگران گناه نباش. حالا یک وقت یک چهار تا گناه ازت سر زد، یک توبه‌ای می‌کنی دیگر؛ خدا ان‌شاءالله ارحم الراحمین است، می‌بخشد. بله می‌بخشد. ولی آره.

والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته.


پاورقی تدوین: متن حاضر بر اساس پیاده‌سازی ماشینیِ گفتار (ASR) تدوین شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی، در مواردی که در بخش‌های این جلسه آمده‌اند، توسط مدل تهیه شده‌اند و جزء سخنان استاد نیستند. متن عربی آیات از منابع معتبر (tanzil / quran.com) درج شده است. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های جانبی و صداهای غیرمرتبط با سخنرانی استاد حذف شده‌اند. این نسخه فاقد Segments است.