اما زلزله یا زلزال.
أعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم إذا زلزلت الأرض زلزالها.
اون وقتی که زمین دچار زلزله شود، زلزلهاش را.
زمین بلرزد، لرزیدنش را.
وأخرجت الأرض أثقالها و زمین بیرون آورد، بیرون افکند، خارج کند بارهای سنگینش را.
حالا گفتند مردگان معادن بیرون بریزد بارهای سنگینش را.
وقال الإنسان ما لها و انسان بگوید چه شده است زمین را.
يومئذ در آن روز تحدث أخبارها زمین حدیث میکند، حکایت میکند خبرهایش را.
زمین شروع میکنه تعریف کردن.
چیا شد؟
کیا آمدن؟
چه کردن؟
کجا رفتن؟
چه شد؟
تحدث أخبارها چطور ممکن آخه؟
بأن ربك أوحى لها ممکنه وقتی پروردگار وحی کند به زمین، زمین هم به، به اذن پروردگار به چی میاد؟
به نطق میاد و حدیث اخبار میکنه.
يومئذ يصدر الناس أشتاتا ليروا أعمالهم اون روز مردم يصدر.
مردم خارج میشوند از قبرهاشون.
أشتاتا جدا، جدا.
یعنی در گروههای جداگانهای مردم محشور میشن، از قبرها خارج میشن تا چی بشه؟
ليروا تا نشان داده شود به آنها.
چه چیز؟
أعمالهم اعمالشون بهشون نشون داده بشه.
فمن يعمل مثقال ذرة خيرا يره هرکس هم وزن ذرهای عمل خیر کند يره میبیند آن را.
ومن يعمل مثقال ذرة شرا يره و هرکس هم وزن ذرهای شر عمل کند، به شر عمل کند میبیند آن را.
ترجمه خیلی روشنه.
سیاق واضحه که یه دونه بیشتر نیست.
ما فقط میخوایم جمعبندی کنیم.
مسئله از کجا شروع میشه؟
مسئله در واقع دغدغه از کجا شروع میشه؟
دغدغه از اینجاست که حساب و کتاب قیامت چه جور حساب و کتابیه؟
سؤال.
سوره زلزال نمیخواد قیامت رو ثابت کنه.
حتی حساب کتاب رو هم نمیخواد ثابت کنه.
فقط میخواد یه توصیفی از حساب و کتاب قیامت ارائه بده که بفهمی حساب و کتاب قیامت چه جوریهاست.
خیلی از ماها قیامتو قبول داریم.
ولی تو ذهنمون حساب و کتاب قیامت رو سهل گرفتیم.
آسون.
طوری که از کنار رفتارهای خوب کوچیک راحت میگذریم.
از کنار رفتارهای بد غلط هم راحت میگذریم.
یعنی ما مدل نگاهمون به قیامت یه طوریه که چیزای مهم، تساهل و تسامح داره.
چیزای مهمو در نظر میگیریم.
حتی تو خوب بودنمون.
اگه مثال براتون بزنم، اگه یه امتحان بزرگی از ما گرفته بشه خیلی شیر میشیم و خیلی قشنگ سعی میکنیم امتحانو پس بدیم.
سعیمون اینه.
مثلاً فرض کنید یه امتحانی گرفته شده که تو نگاه خودمون خیلی سنگینه.
فرضا عزیزی از دست دادیم یا یه بلای بزرگی، یه مریضی خیلی سختی به ما دست داده یا چی؟
اینجاها حواسمون جمعه که بله داریم امتحان میشیم باید از عهده این امتحان چیکار کنیم؟
بر بیاییم و خیلی سعی میکنیم خوب بدرخشیم.
یا از گناه بزرگ خیلی راحتتر پرهیز میکنیم.
آدم نمیکشیم یا مثلاً بعضی گناهان بزرگ رو انجام نمیدیم.
ولی نگاهمون ذرهسنجی نیست.
نگاهمون کیلوییه، تنیه.
یعنی مثلاً کارهای خوبو تنی اگه باشه انجام میدیم یا از کارهای بدی که تنیه مثلاً بر معیار تن محاسبه میشه پرهیز میکنیم.
ولی خدا میخواد بگه حساب و کتاب تو قیامت رو معیار چی میچرخه؟
ذره میچرخه.
ما در قیامت سر و کار داریم حتی با ذره خیری هم وزن ذره.
امتداد نورو که نگاه کنی تو اتاقه وقتی رو هوا یه چیزای معلق میبینی دیگه.
یه نقطههای خیلی ریز معلق که همون موقع مثلاً که نورو داری میبینی و این ذرات معلقو میبینی [دم] اینجوری رو هوا یه فوتی بکنی میبینی که یه موجی در اونا چی شد؟
بگید ایجاد شد.
این هیچ وزنی نداره که بالا میره پایین میچینه.
خدا میگه هم وزن ذره کسی خیر انجام بدهد میبیند.
حالا اگر واقعا همچین باوری کردیم از خیر کوچک میگذریم؟
از امتحانهای کوچک میگذریم؟
میبینی که من پدر در تعامل با فرزندم حواسم نیست که بابا یه دست نوازش به سر این بچه کشیدن خودش یه امتحانیه، خودش یه خیریه، این دیدن داره، اینو میبینی بابا.
یه خرده با او خوب حرف زدن.
یا در تعامل با همسر یا در تعامل کاری یا در تعامل با ارباب رجوع.
در نگاه کردن به مردم، در حرف زدن با مردم، در مشیمون.
وقتی حساب و کتاب قیامت رو مثل هم وزن ذرهها میگرده، دیگه از ذرهها نمیشه صرف نظر کرد.
وقتی بدیهاش رو ذرهها میچرخه، اگر یک ذره بدی کنی میبینی دیگه نمیشه از اون صرف نظر کرد.
این که کاری نبود، این که چیزی نبود، من که چیزی نگفتم، من که نگاهی نکردم.
هی خودمو توجیه کنم، هی خودمو توجیه کنم.
چرا اومده خدا رو ذرهها اینجوری تاکید میکنه؟
چون اتفاقاً همون مسائل کلان و بزرگ هم از همین جاها آب میخوره.
اون آدمهایی که مواظب ذرهها هستند، این آدمها خیلی موفقترند در کنترل خودشون تو گناهان بزرگ.
این آدمهایی که خوبیهای کوچک رو حواسشون هست انجام بدن خیلی موفقترند در انجام دادن خوبیهای بزرگ.
یعنی اتفاقاً مسئله این نیستش که حالا بگیم خیلی حساسیت بیش از حدی رو ذرهها داره به خرج داده میشه.
خود ذرهها که از اجتماعشون کوه درست میشه این که بماند.
اما مسئله اینه که همین ذرهها، همین اعمال ریزریز برای ما سیره میسازه.
اون آدمی که مواظبه، مواظب کوچکترین بدیها و کوچکترین خوبیهاست، این آدم وقتی میرسه به یه امتحان بزرگ دستش پره.
درصد توفیقش خیلی فرق داره.
تا آدمی که به مسائل ریز توجه نکرده.
همین حضرت حر علیه الرحمه که در کلاس قبلی ذکرش شد، ایشون شنیدید دیگه تو مراسيات شنیدید چرا توفیق توبه پیدا کرد؟
حفظ حرمت مادر امام حسین رو کرد.
علیه الصلاة والسلام.
حفظ حرمت کرد.
یعنی یه چیزی بود آقا رایجه مثلا تو زبان عراق وقتی که این یلها با هم مواجه میشن مثلا وقتی میخوان به هم تیکه بندازن خود امام حسین علیه السلام به حر گفت که مادرت به ازاد بنشینه.
او برگشت گفت مادر شما فاطمه زهراست.
سلام الله علیها.
من جسارت نمیکنم.
این چیه؟
این یه ذرهایه دیگه.
ولی وقتی یه کسی اهل یه همچین رعایتیه، این براش راه باز میشه تو امتحان بزرگ.
در حالی که وقتی تو مسائل کوچیک بیتوجهی میکنه، نگاهش رو ول کرده.
میگه آقا گناه اصلی نعوذ بالله مثلا فحشاست.
من نگاهم حالا یه وقتی نگاه ماشغلم شد، شد.
اِخ.
خب فردا تو امتحان میبازی قافیه رو.
ذره ذره جمع گردد وانگهی بگید دریا شود.
یه دفعه میبینی یه دریا باختی قافیه رو.
ذره ذره جمع گردد وانگهی دریا شود.
یا تو خوبیها هم همینطور.
خب یک گاهی اوقات یک خوب حرف زدن.
قرآن خیلی جالب میگه آقا کسی از شما قرض میخواد، داری بده، نداری اقلاً قشنگ صحبت کن.
اقلاً یه جوری صحبت کن که از اون صحبت کردنت یه خیری در بیاد.
برادرم، خواهرم خیلی شرمنده شما شدم.
ای کاش واقعاً داشتم، توانم بود، وظیفه من بود.
هر کمکی هم از دستم بر بیاد باید انجام بدم.
شرمنده شما شدم.
ان شا الله خدا به حق حضرت زهرا، به حق قرآن کمکت کنه، دستت رو بگیره.
بخوای منم کمکت کنم بگردیم ببینیم چجوری مشکل-- یه قول خیر، قول حسن، یه نگاه خوب، یه مهر و محبت ساده به کجا بر میخوره؟
ذره ذره جمع گردد وانگهی دریا شود.
سوره زلزله میخواد بگه میخوای اگر تو محاسبه قیامت سرت رو بالا بگیری حواست به ذرهها هم باید باشه.
حالا برای اینکه این حرفو بزنه از کجا شروع میکنه بحث را؟
بحثو از یه جای خیلی جالبی شروع میکنه.
بحثو میاره سراغ زمین.
میگه دیگه ببین.
از زمین مردهتر خاکه دیگه.
خاکه، سنگه، معدنه، دره دشته دیگه.
یعنی اگر قرار بر این باشه که یه چیزی تو این عالم، یه چیزی تو این عالم شاهد تو نباشه، ناظر تو نباشه، اون یه چیز چیه میگه آقا دست شهادت میدهد خب دستمه.
من با این دست کار میکنم.
زبانمه، چشممه، گوشمه، شکممه، پامه، اعضا و جوارح خودمه.
بگیم ملائکه شهادت میدن خب ملائکن دیگه.
خدا گذاشته که شاهد باشن.
بگیم از آسمان بر تو نظارت میشود خب آسمونه دیگه.
شانش نظارته.
شانش از بالا دیدنه.
بگیم ائمه شاهدن، پیغمبر شاهد است، خدا شاهد است.
همشون میگه تو خدا میگه ببین دیگه زمین دیگه ها.
بیایم سر وقت زمین.
این زمین آیا از اینکه شاهد بر تو باشد فارغه؟
شاهد بر انسانها و امتها باشد فارغه؟
نه.
اذا زلزلت الارض زلزالها.
یه روزی میاد زمین میلرزد لرزیدنش را.
یه بار زمین میلرزد، یه بار میلرزد لرزیدنش را.
یعنی لرز-لرزیدنی که تا قبل از اون هرچه لرزیده، لرزیدن زمین محسوب نمیشده.
اینه لرزیدن زمین.
شما هر زلزلهای هم که تا به حال، تا به حال شنیدی تا یه شعاعی رو گرفته.
میگن آقا کانون زلزله مثلاً فرض کنید فلان شهره شعاعش هم تا فلان جاها رو گرفت.
فوقش دیگه مثلاً چند کیلومتر در چند کیلومتر رو یه لرزهای داده در حد چند ثانیه.
کل زلزلهی بم که شهر رو ریخت پایین دوازده ثانیه طول کشیده دیگه.
در حد چند ثانیه لرزیده و یه شهری اومده پایین.
اما در زلزالها دیگه یه منطقهای از زمین نیست که میلرزه، کل زمینه که میلرزه.
تمام زمین به زلزله میافته.
اونم نه زلزلهای یه ثانیهای، دو ثانیهای، ده ثانیهای.
زلزالها زلزلهای که زیر و رو میکنه زمین رو.
زمین منتظر همچین زلزلهای هست.
واخرجت الارض اثقالها و زمین سنگینیهای خود را بیرون میریزه.
حالا این سنگینیها درسته در ظاهر نگاه اول مردههاست.
نمیدونم معدنهاست که بیان بیرون حشر قیامت آغاز بشه.
ولی از آیات بعدی فهمیده میشه که از جمله خبرهاست.
خبرها را میخواد بیرون بریزه.
لذا انسان تو این وضعیت که قرار میگیره و میبینه زمین اینطور میلرزه سؤال میکنه.
وقال الانسان ما لها چه شده زمین را چه خبره؟
چی شده؟
فمد يومئذ تحدث أخبارها.
اون روز روزیست که زمین اخبار خود را بازگو میکنه.
زمین خبر میده.
کی، کجا، چطور، کی، چکار کرد، چی گفت، کجا رفت، چطور نشست، چطور پا شد، چطور نگاه کرد، چطور حرف زد، کدوم گروه، کجا بودن، چه کردن، کدوم گروه در مقابلشون بودن، اونا چه کردن، کدوم امت، کدوم مردم خبر میده.
تحدث أخبارها خبرهای خود را بازگو میکند.
مگه ممکنه زمین خبرهای خود را بازگو کند؟
بأن ربك أوحى لها یعنی خداوند به زمین وحی میکنه بگو.
[مکث] عزیزم در دنیایی که زمین با تمام مرده بودنش از نظر تو، با تمام جامد بودنش از نظر تو، با تمام زیر پا بودنش از نظر تو، با تمام کور و کر بودنش از نظر تو، با تمام لال بودنش در نگاه تو، در دنیایی که زمین قراره ریز به ریز خبر بده از اینکه هرکس چه کرده و هر گروه چه کرده، تو این دنیا میشه آیا از ذره ذره اعمال غفلت کرد؟
چیزی گم میشه تو این دنیا؟
بأن ربك أوحى لها.
يومئذ يصدر الناس أشتاتا ليروا أعمالهم.
حالا چرا زمین خبر میده؟
زمین یعنی خبر دادن زمین مقدمه رؤیت اعماله.
که مردم گروه گروه شاهد اعمالشون باشن، رؤیت اعمال کنند.
چطور؟
رو چه قاعدهای؟
رو این قاعده که فمن يعمل مثقال مثقال یعنی هم وزن.
هرکی هم وزن یک ذره خیری کرده باشد، خیری عمل کرده باشد، يره و هرکس هم وزن ذرهای شری را عمل کرده باشد، يره.
روی این قاعده قرار است آدمها يروا.
این که میگه يروا این میشه يره يره دیگه.
يره يره.
يروا أعمالهم یعنی اعمالشون حتی اگر هم وزن ذره باشد چه خیر، چه شر.
وقتی رو این قاعده قرار است حساب کتاب بشویم پس تقوای ما باید به تناسب این وضعیت تنظیم بشه.
ما ببینیم چجور تقوایی داریم.
یعنی سوره مبارکه زلزله، سورهایست که میخواد نوع محاسبه را بفهمونه.
نوع نظارتها را بفهمونه.
هیچ جا تنها نیستی.
امام حسین علیه السلام، حدیث قشنگی از حضرت هست که طرف گفت من خیلی گناه میکنم.
هر کارم میکنم نمیتونم ترک گناه کنم.
گفت خب برو رو زمینی غیر از اون زمینی که خدا خلق کرده هرچی خواستی گناه کن.
[مکث] مادامی که رو این زمینی خب، خب گناه میکنی؟
شاهد، ناظره.
اعضا و جوارحت بماند، ملائکه بمانند، زمین زیر پات شاهدته.
زمین شکایت میکنه، زمین توصیه میک-- شفاعت میکنه، حرف میزنه.
اولیاء الهی وارد یک مکانی میشن سعی میکنند جای، جاییش وایستن نماز بخونن.
دورهای از اینجا میخونه، دورهای از اینجا میخونه، دورهای از اینجا میخونه، دورهای از اینجا.
چرا؟
اون میگه که آقا زمین شهادت خواهد داد.
بذار به جای اینکه یک متر زمین شهادت بده، ده متر زمین شهادت بده.
این کار اگر بفهمیم منطقش چیه کار ارزندهایه.
اگر به منطقش پایبند باشیم.
منطقش چیه؟
مواظبت از شاهد بودن حتی شاهد بودنِ بگید زمین.
اگه این منطق رو فهمیدی کار ارزندهایه.
کار خوبیه.
خیلی خب من دیگه حالا راجع به این سوره مطالبم رو گفتم.
اگر تو مقام جمعبندی روشنه، سوره مبارکه زلزله یه فرازه.
حالا البته میتونیم به یه بیانی هم بگیم دو فراز از فمن يعمل فراز دوم.
ولی خب مع-معناشون روشنه دیگه در یه فراز هم میشه جمعبندیش کرد و اونی که میخواد بگه در جهانی که زمین شاهد اعمال خواهد بود در روز قیامت باید مواظب ذره، ذره اعمال بود.
باید با محاسبه ذره سنج، ذره بینانه و ذره سنج باید رفتار بکنیم.
نه با محاسبه کیلویی و تنی و حالا دیگه بعضیا از تن هم میگذره دیگه جور دیگه محاسبه میکنند.
بله، بله اینم، اینم چیزی نیست که ازش بگذری.
از اینم نمیشه گذشت هر چند که این از ذره بالاتره، این تنه.
یعنی راضی بودن به عمل اون کسی که اون ناقه الله را پی کرد، این یه ظلم بزرگه، ظلم عظیمه.
این سوره میخواد بگه از ظلم جزئی هم نگذر.
از گناه جزئی هم نگذر.
آقا مثلاً دیدی بعضیا سهل میگیرن دیگه یعنی یه جور سهلانگاری تو رفتارشون هست.
مثلاً فرض کنید زده ماشین طرف پارک بوده خورده بهش رفته.
چیزی نشده.
یه ذره مثلاً حالا رفته تو، یه ذره رفته تو و رفتم، ذره حساب نمیشه؟
ذره مهم نیست؟
حتما باید این ماشینش جمع شه تو وایسی؟
یه شمارهای بذاری، یه خسارتی جبران کنی، رفت.
چرا؟
ذرهست.
آقا حرف میزنیم راجع به مردم، لب مرز حرف میزنیم.
یه دفعه شد غیبت.
دل ما به ما میگه آقا این که چیزی نیست.
به خودشم میگم.[خنده] دیگه بدتر.
به خودشم میگم شد مجوز غیبت؟
یعنی اینکه بیاعتنایی به ذرهها، بیاعتنایی به اعمال خیر کوچک و بزرگ یا اعم-- اعمال، اعمال خیر کوچک و اعمال شر کوچک که اگر این بیاعتنایی اومد تو جان ما نشست یعنی تقوای ما تقوای ذرهای نشد، تقوای کلی و کیلویی و تنی شد.
اگه یه همچین تقوایی شد، اولاً دو تا اتفاق بد میافته.
یه اتفاق بد اینه که خود این ذرهها جمع میشن خب.
خود این ذرهها جمع میشن، یه دریا درست میشه.
یه روز زدی یک sant ماشین این رفته تو، یه روز زدی یه دونه مثلاً چک کوچک تو گوش این بچه فامیل زدی، یه روز یه دونه نشکن کوچک از اون گرفتی، یه روز یه جواب سلام به اون ندادی، یه روز یه اخم به اون کردی، یه روز نمیدونم هرچی.
همینجوری رفتی جلو کلی جمع شده، یه کوه درست شده.
این اولاً.
ثانیا تو وقتی اینجوری میری جلو به اون بزرگا هم که برسی پات میلنگه.
چرا؟
چون برای خودت سیره تقوا درست نکردی، سیره مواظبت درست نکردی.
آدمی که سیره مواظبت برای خودش میسازه، این تو امتحانات بزرگ هم قافیه را نمیبازه.
ولی آدمی که سیره مواظبت از رفتارهای ریز نداره، این توی امتحانهای بزرگ هم زمین میخوره.
پس نگاهمان باید به محاسبه و رؤیت اعمال در آخرت، نگاه ذرهبینانه باشه.
منطقی هم که از این نگاه پشتیبانی میکنه، این منطقه که در این عالم حتی زمین با تمام زمین بودنش شاهده.
حتی زمین حامل اخباره و اخبار خود را در روزی که خدا به او اذن بده بیان خواهد کرد.
اگر اینجوری دیدی عالم را که آقا این میزه داره ضبط میکنه، این میزه داره ضبط میکنه نه که فقط اون دوربین داره ضبط میکنه.
این کاغذه ضبط میکنه اینی که مینویسی رو.
اون تخته ضبط میکنه.
این پارکتی که روش راه میرم ضبط میکنه.
این صندلی همینطور .
اگر اینجوری دیدی عالم را که همه چیز در حال ثبت و ضبطه، حتی جامدات در حال ثبت و ضبط حضور تو در عالمن.
به طریق اولی آسمان محل نظارت بر توست.
به طریق اولی ملائکه میبینن.
به طریق اولی خدا داره میبینه.
اونا همه در جای خود.
اما میخوام بگم حتی اگر اینا رو ناظر دیدی، اون وقت دیگه کمکم تقوا میره به سمت تقوای ذره سنجانه، ذره بینانه.
این اگر شد هم کلی کوله بار آدم از خیرات سنگینتر میشه، از شر سبکتر میشه و هم آدم موفق میشه در خیرات بزرگ و در شرهای بزرگ آدم موفق میشه به رعایت.
تذویف بیشتر بله تصفیه هم میشه به این ربطش داد.
یعنی مقابل- نه مقابل نه.
تصفیف کاری با ذره و بزرگ نداره، کار با تأخیر داره.
غفلتیست که ما میخوایم بیایم بگیم حالا از فردا درستش میکنم.
اینم یک جور ناشی از همین بیتوجهی به ذرههاست.
اما نمیشه گفت در مقابل این مسئله باشه.
سؤال خوبیه.
نقش استغفار چی میشه این وسط؟
حالا استغفار کردیم، توبه کردیم، بخشیده شد.
تغییر چیه؟
رؤیت عمل استغفار مساویست با ندیدن اعمالی که مورد چی قرار گرفتن؟
مغفرت.
یعنی چی؟
یعنی یه سری اعمال حاکمن.
یه سری اعمال حکومت دارن.
اگر کسی توبهای کرد که توبه او پذیرفته شد، خوب دقت کنید ها جواب این سؤال مهمه.
اگر کسی توبهای کرد که توبه او پذیرفته شد، اون اعمال بدی را که با توبه پذیرفته شده، اینا رو تو قیامت نخواهد دید.
اگر کسی گناهی کرد که با اون گناه عمل خیرش باطل شد، همونطور که توبه داریم که عمل شر رو اصلاح میکنه، گناهانی هم داریم که عمل خیر رو چه میکنه؟
باطل میکنه.
"لا تبتلو صدقاتکم بالمن والاذی".
طرف کلی صدقه داده، بعد یه منت میذاره میسوزونه.
اذیت میکنه اونی که بهش صدقه داده دلشو میرنجونه، میسوزه.
اگر کسی عمل شری انجام داد که اعمال خیر قبلیشو باطل کرد، دیگه اون اعمال خیر رو تو قیامت بگید نخواهد دید.
اینا حاکماند.
اینام خودش اصل قرآنی داره.
اما یه نکته.
نگید اگر اینه پس عملاً این مسئله ذرهها تحت الشعاع قرار میگیره.
نمیگیره.
میدونید چرا؟
از شما یه سؤال ساده میپرسم.
کسی که گناه میکند و بعد توبه میکند و کسی که گناه نمیکند تا توبه کند، این تو قیامت جایشون یکیه؟
اونچه که میبینن یکیه؟
پس اونم داره میبینه.
شما هر قدر گناه بکنی، هر قدر گناه بکنی که بگی من توبه میکنم پاک میشه.
بله پاک میشه.
جهنم نمیری.
اما بازم جای تو با اونی که گناه نکرد، اونم میتونست گناه کنه.
گناه نکرد.
او چیزی میبیند از خیر خودش که تو اون را بگید نمیبینی.
بعد برمیگرده میگه که خب خدا خودش گفته من سیئات رو به حسنات چه میکنم؟
تبدیل میکنم.
مبدل سیئات به حسناته.
سؤال میپرسم.
خدایی که سیئات را به حسنات تبدیل میکند با حسنات چه میکند؟
با حسنات چه میکند؟
به عذاب مضاعفه.
آخرش خیالتون راحت کنم، خیال خودمم راحت کنم.
کسی با توبه نمیتواند آنچه را که از دست داده به طور کامل جبران کند.
توبه عذاب رو برطرف میکنه.
توبه سیئه رو هم به حسنه حتی تبدیل میکنه.
ممکنه بابت اون حسنه پاداشم بگیری.
ولی این کجا و اینکه گناه نمیکردی تا لازم بشود توبه کنی کجا؟
اینو گفتم چرا گفتم؟
تا انسان بداند با هر گناهی ولو که بعداً بخواد توبهای بعد این گناه بیاد، با هر گناهی انسان چیزی را از دست میدهد که دیگر به دست نمیآید.
هر چند که یه سری چیزایی ممکنه بعداً هم جبران بشه ولی هر چقدر جبران هم شد تو اصلاً میری بهشت.
ولی اگه گناه نمیکردی کجا بودی؟
میفرماید که اگر اهل بهشت هر یک بدانند، بدانند که یک درجه بالاتر از آنها چه خبره، یه رتبه بالاتر.
اگه بدونن دق میکنند از قصه که چرا ما اونجا نیستیم.
حالا خدا لطف میکنه نمیدونن.
خوشه دیگه.
جاش خوبه.
میگه خوشحال باش.
الحمد لله.
خوش آمدی بنده من.
به روی بندهش هم نمیاره.
یعنی متقین توابین.
ها؟
متقین.
حتماً.
"إن الله يحب التوابين".
خدا توبهکار را دوست داره و ما هم همه ممکنه خطاهایی بکنیم.
ما معصوم که نیستیم.
خطا میکنیم، توبه میکنیم.
یه وقتایی فض-- این لطف خدا به مومنه که برای اینکه عجب او را نگیره، یه وقتی یه خطایی از او سر میزنه و باید توبه کنه.
این لطف خداست.
همه به جای خود.
اما اینا رو گفتم چرا؟
تا یه وقت نفس ما به ما نگه حالا که توبه هست پس خیلی نگران گناه بگید نباش.
حالا یه وقت یه چهار تا گناه ازت سر زد، یه توبهای میکنی دیگه خدا انشاالله خدا ارحم الراهیمه میبخشه.
بله میبخشه ولی آره.
والسلام علیکم ورحمة الله وبركاته