د
درسگفتارها
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۵۵
دارای متن همگام
آموزش تدبر در سورهٔ اخلاص
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۲۹:۴۱
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۱۹ سرفصل
سورهٔ مبارکهٔ اخلاص. به نام خداوند بخشندهٔ مهربان.
۰:۲۴
## احد: یکی که دو ندارد چون بینهایت است
۰:۴۷
## صمد و اجوف: توپُر و توخالی
۱:۲۷
## الله الصمد: صمد مطلق
۳:۱۰
## لم یلد و لم یولد و نفی کفو
۳:۴۷
## دو آیهٔ اثباتی و دو آیهٔ سلبی
۵:۰۱
## سوره خدا را ثابت نمیکند؛ معرفی میکند
۷:۱۹
## سفسطه: انکار اصل وجود
۸:۵۳
## عالم یا خدایی دارد یا خودش خداست
۹:۵۹
## برهان احدیت: حد یعنی مرز
۱۰:۲۱
## هر محدودی حادی دارد؛ تسلسل باطل است
۱۰:۴۱
## توحید ذاتی و صمدیت لازمهٔ احدیت
۱۱:۱۰
## چرا لم یلد و لم یولد و چرا همتا محال است
۱۸:۳۴
## چهار میخ محکم توحیدی
۱۹:۵۹
## روایت امام سجاد علیهالسلام و آیات آغاز حدید
۲۱:۳۶
## ظرف محدود ذهن و نامحدود
۲۲:۱۵
## اخلاص ثمرهٔ توحید
۲۲:۳۵
## هو ضمیر شأن است
۲۵:۰۳
## تقدیر از حاضران و برگزارکنندگان و آیهٔ شکر
۲۶:۴۹
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
سوره اخلاص بسم الله الرحمن الرحیم "قل هو الله احد الله الصمد لم يلد ولم يولد
ولم يكن له كفوا احد".
قل بگو هو حق این است.
شأن این است. ماجرا این است که
الله احد. حق این است که الله احد.
الله الصمد.
الله تنها.
ببینید درباره احد لازم نیست بگه الله الاحد
چون احد یه دونه بیشتر تصور بگید
نمیشود. احد یعنی یکی که دو
نداره. نه نداره چون ما نمیخوایم نداره چون نمیشه چون بینهایته.
احد یعنی یکی که بینهایته.
بینهایت اگر یک چیزی شد
دیگه نمیشه براش دو تصور کرد.
لذا نمیگیم الله الاحد
الله احد. خدا یک یکتاست.
یک بیانتهاست. یک بیحد است.
اما الله الصمد. اینجا اگه میگفت الله الصمد
خب صمد نسبیه. صمد
یعنی چی؟ صمد یعنی توپر.
نقطه مقابل صمد
کلمه اجوفه یعنی توخالی.
هر موجودی را میشود توپر تصور کرد یا توخالی تصور کرد.
توپر بودن یعنی چی؟
یعنی قوام این موجود به خودشه.
رو پا خودشه. به کسی نیاز
نداره. اجوف یعنی چی؟
یعنی یک کسی که حقیقت وجودش رو از جا دیگهای عاریه گرفته.
قوام وجودش به غیر خودشه.
اگر اون غیر نخواد این نیست.
این میشه اجوف. صمد میتونه نسبی دیده بشه.
مثلا اگر پدر و مادر را نسبت به فرزند ملاحظه کنی صمدند و فرزند اجوفه.
یعنی پدر و مادر وجودشون وابسته به فرزند
نیست اما فرزند وجودش وابسته به
پدر مادره. فرزند اجوفه، اون دو تا صمدن.
اگر مثلاً یه
آدم دست به خیری را که تو یه محله داره همه فقیرها رو مثلاً پشتیبانی میکنه لحاظ بکنی تو اون محله، اون صمده.
اما بقیهای که کاسههاشو میبرن در خونه اون چیان؟
اجوفن. اینا از او میگیرن اما او از اینا نمیگیره.
وقتی میگه الله الصمد یعنی صمد مطلق.
نمیگه الله الصمد خدا یه صمدیه.
نه خدا همون یه صمد است.
اون یه صمدی که دیگه اجوف هیشکی بگید نیست.
در مقایسه با هیچ کس توخالی نیست.
به هیچ کس احتیاجی نداره و همه کس به او احتیاج داره.
وجود او به هیچ کی و هیچ چی وابسته نیست و وجود همه کس و همه چیز به او وابسته است.
این میشه صمد. الله الصمد.
لم يلد نزایید و لم يولد و زاییده نشد.
نه فرزند داره، نه پدر مادر داره، نه والده، نه مولوده.
اصلاً در شمار زاییدن و زاییده شدن قرار نمیگیره.
و لم يكن له كفوا
احد. لم يكن له كفوا احد.
یعنی هیچ کسی برای او
كفوا نیست.
كفوا یعنی چی؟ همتا، همتراز.
خدا والد نیست، مولود نیست، همسر هم
نیست. شریک هم
نداره، همتا هم نیست، همکار هم
نیست. نه در
طول خودش خدایی دارد که بابای او باشه، مامان او باشه یا خدایی باشد که بچه او باشه.
نه در عرض خودش خدایی دارد که شریک او باشه.
لم يلد ولم يولد ولم يكن له كفوا احد.
اگر دقت کنید در این سوره مبارکه
دو تا آیه اول
بیان اثباتی داره.
اثباتی یعنی دو چیز رو ثابت میکنه.
مثبته اینجوری بگم. بیان اثباتی داره.
آیه اول قل هو الله احد مثبت.
آیه دوم الله الصمد اونم مثبت.
اما آیه سه و چهار
بیان سلبی داره.
لم يلد سلبیه.
منفی سلبی. و لم يولد
اینم سلبیه.
و لم يكن له كفوا احد اینم
سلبیه. ببینید دو تا اثباتیه.
دو تا آیه اثباتی، دو تا آیه سلبی.
اثباتیا در واقع میخواد بگه توحید.
میخواد توحید را ثابت کنه. پس دو آیه اثباتی
دو آیه سلبی. اثباتیا یکیش اثبات احدیت،
یکیش اثبات ثمدیته.
سلبیها، یکیش سلب
والد و مولود
بودن از خداست،
یکیشم سلب همتا داشتن
برای خداست.
سلب همتا داشتن. این دو تا اثباتیا
میشه اثبات
توحید. این دو تا سلبیها میشه نفی شرک.
سوره توحید، حالا اثبات توحید و نفی شرک دو روی یک سکه است که به اون سکه، به اون حقیقت میگیم توحید.
توحید یه جنبه اثباتی داره، یه جنبه سلبی.
اثباتیش "الله احد الله الصمد".
سلبیش "لم یلد ولم یولد ولم یکن له کفوا احد".
این سوره همونطور که میبینید
نمیخواد خدا را ثابت کنه، میخواد خدا را
معرفی کنه. میخواد بگه این صفاتو داره خدا.
توصیف خداست. منتها توصیف خدا نه به چیزی که شایسته اون
نیست، به چیزی که شایسته اون هست.
وقتی صحبت از توصیف میشه
یعنی گویا پیش فرض سوره اینه که آدمها در قبول داشتن اصل وجود خدا شک و تردید
ندارن. دنبال اینن که ببینن خدا کیه،
ویژگیهاش چیه. اصلا
بذارید اینجوری براتون بگم. هیچکس نمیتونه منکر اصل وجود خدا بشه،
مگر اینکه منکر عالم بشه
یا منکر خودش بشه.
یعنی جز با سفسطه،
بیماریه، سفسطه بیماریه.
سفسطه مثلا کسی مبتلا به سفسطه است که میگه آقا هیچی در عالم وجود نداره.
آقا خودت میگی منم وجود ندارم.
یعنی مرض پیدا کرده یعنی وسواس فکری پیدا کرده.
منم وجود ندارم.
بابا تو که داری خودت میگی وجود میگی همینم وجود نداره.
اصلا هیچ جا وای نمیایسته یعنی هیچ جا نمیتونی اونو وایستونی باهاش حرف بزنی.
به همه چیز به دیده انکار نگاه میکنه.
این میشه سفسطه. آقا اینجا یه پروژکتور هست.
نه، کو؟ بابا اینه.
نیست. آقا
ببین دستتو بذار گرمه.
گرما چیه؟ نیست اصن.
سیمه این. این یه مرضه، به این میگن سفسطه.
آدیه تو یعنی انقدر دیدی این، این گله.
نه نیست. تو هستی.
نه نیستم. من هستم. نه نیستی.
اِه. کسی تا گرفتار سفسطه نشده باشد،
اصل خدا را نمیتونه انکار کنه.
چرا؟ چون از دو حال خارج نیست.
خوب دقت کنیدها. میخوام یه سری از سوره توحیدو براتون بگم که توجه به این
سیر نشون میده سوره توحید یه سوره صد در صد
استدلالیه. نه اینکه فقط خدا اومده ادعا کرده آقا خدا احده،
خدا صمده، خدا لم یلد، لم یولد نه، استدلال تک تک اینا.
از اینجا شروع میشه. عالم،
عالم. از دو حال خارج نیست.
یا خدایی دارد
یا ندارد، سفسطه است.
نمیشه نداشته باشه. خودش خداست.
از دو حال نمیتونه خارج بشه.
خداست. نه، نه خودش.
خودش خداست. عالم- عالم ...عالم یا خدایی دارد-
یا خودش- ...یا خودش خداست. یعنی وقتی
خدا یعنی چی؟ خدا یعنی اونی که احتیاج به یه خلقی
از جانب غیر بگید،
نداره. خدا این به خودش وابسته است.
یعنی به کسی- وابسته- ...وابستگی نداره.
به جایی بند نیست. این خودشه دیگه.
این میشه خدا. عالم
یا خدایی دارد
یا خودش خداست.
اگه بگیم نه خدایی دارد،
نه خودش خداست، این سفسطه است.
این انکار وجوده. یعنی دیگه نیست.
این هیچی نیست. یعنی چی که خودش خداست، نه خدا دارد، نه خودش خداست یعنی چی؟
لذا حتی ماتریالیستها،
ملحدین، الحادیون
اینا میگن عالم خداست.
میگن طبیعت خودش خداست.
اینا نمیگن خدایی نیست.
مگر بخوان بگن وجودی در عالم نیست.
اینا میگن همین نظام طبیعت که میبینید همین خودش خداه دیگه.
خدا همینه. شما هم یه جزئی از خدایید.
درخت و زمین و آسمون همه خداست دیگه.
خدا همیناست. پس اگه ما اینو پذیرفتیم
لازم نیست درباره اثبات اصل وجود خدا با هم حرف بزنیم.
بلکه لازمه راجع به چی با هم صحبت کنیم؟
اوصافش، چگونگیش.
خدایی حرف قشنگی میزنه. میگه الله،
حالا الله هرکی،
شما اللهو تو ذهنت داری داشته باش
فقط اینو بدون الله الا ولابد باید احد باشه.
این یه برهانه.
چه برهانیه؟ احد
یعنی لا حد
له. یعنی کسی که حدی
ندارد، مرزی ندارد.
انسان-- حد در منطق میخوام بگم یعنی چیا.
انسان حدش چیه؟ الانسان
حد انسانو بگید. الانسان
حيوان ناطق.
به این میگن حد. این جنسه،
این نوعه. انسان حیوانه
یعنی نبات نیست.
یعنی اِاِاِ بگید
جماد نیست. انسان حیوانه.
ناطقه یعنی شاهق
بگید نیست. اینا حده، مرزه.
وقتی میگی حیوان یه مرز درست میکنی که اونورش لا حیوانه.
حیوان، لا حیوان.
تو حیوان وقتی میای میگی ناطق یه مرز درست میکنی که اونورش لا ناطقه.
دقت کردید؟ به اینا میگن مرز.
خدا حدی ندارد.
نمیشه برای خدا مرز تعریف کرد.
احد یعنی این. حالا چرا
نشه؟ چرا میگی این استدلاله، این ادعاست؟
چرا نشه؟ نگاه کنید خیلی ساده.
از دو حال خارج نیست. یا خدا احده، اینجا مینویسم.
همونطور که این آیه داره میگه
الله یا احده که خب احد.
حرف آیه همینه. یا میخوای بگی الله احد نیست.
در مقابل احد میشه چی؟
محدود. باریکلا. محدود
یعنی حد داره. اگر الله احده که سوره همینو میگه.
اگه تو قبول نداری میگی الله محدوده،
هر محدودی یه حادی داره.
حاد یعنی چی؟ محدود کننده.
یه چیزی او را محدود کرده.
اونورش ورای او چیزی هست
که او را چیکار کرده؟ بگید
محدود کرده. هر مقتولی چی داره؟
قاتلی داره. هر مضروبی؟
ضاربی داره. هر محدودی حادی داره.
خب اگر خدا احد نیست و محدوده،
حادش چیه؟ تو میخوای بگی
حادش یه چیزیست غیر از خدا یا چیزهایی غیر از خدا حادشه.
مثلاً عالمه. هرچی.
اونوقت به شما گفته میشه پس بیزحمت
صفت الهی رو بده به این.
چرا دادی به این؟ بگی باشه دادم به این.
خب پس صفت الهی رو دادی به این.
میگه بله. حالا بگو ببینم این احده؟
اگه گفتی بله تمام. الله احد.
اگه گفتی نه محدوده.
خب هر محدودی حادی داره عزیزم.
حادش چیه؟ میگه
نمیدونم آبه،
هوائه، فضائه.
خب باشه شما اون الهی رو بده به این.
تا کجا میری؟ به این میگن تسلسل.
کسی که صف صته نکند تسلسل باطل است.
تسلسل باطل است.
یعنی اگر قرار باشه همینجور بری تا بینهایت باید
بری. ولی در حالیه که عالم وجود پیدا کرده.
پس یه راه بیشتر نیست برای نجات از تسلسل.
اونم اینکه اللهو بگید احد.
پس بیکل سراغ اللههایی که احد نباشه نرید.
عالم رو میخوای الله بگیری؟
عالم که محدوده. محدود حاد داره.
خب حادشو عالم خدا بگیر.
اونو خدا میگیری. خب باشه تا کجا؟
یه جا باید وایسی بگی الله
احد. بذارید تا آخر برم. در خدمتیم.
اینو میگن توحید ذاتی. یعنی در ذات خدا حد و مرز راه
ندارد. چون حد و مرز
موجودی فرا-- پای موجود یا موجوداتی فراتر را به میان میکشد که جا دارد صفت خدایی به
آنان داده شود،
نه صفت خدایی به این محدوده داده شود
و همین طور تا آخر.
میرسیم به صمدیت. اگر یه موجودی احد شد
یعنی بینهایت شد، بینهایت-- احد یعنی یکی که دو ندارهها.
دو دیگه نمیتونه داشته باشه چون دو یعنی مرز.
دو آمد یعنی مرز هم آمد.
یعنی حد هم آمد. و دو مرتبه همون قصه پیش میاد.
اگر یه موجودی احد شد، دیگه هیچ چیزی نیست که بخواد از او بالاتر
یا داراتر یا
تواناتر باشه.
پس صمد هم هست. یعنی صمدیت لازمه
قطعی احدیته. یه موجود احد
الا ولابد صمده.
الا ولابد به کسی و چیزی احتیاجی نداره
احتیاج فرض بر محدود بودنه.
فرض بر ناقص بودنه.
فرض بر کم بودنه.
کوتاه بودنه. در صور صمد هم هست.
اگر یه موجودی احد شد و صمد شد
"لم یلد ولم یولد". "لم یلد"
چرا؟ چون زاییدن
فرض تقسیم شدنه.
ولو یه سلول از تو بخواد کنده بشه.
به این میگن زاییدن دیگه. زاییدن چیه؟
زاییدن یا به شکل تقسیم سلولی مثل کرم خاکی
مثلاً نصف بشی بشه دو تا
یا زاییدن اینه که خب مادری بچه میزاید ولی این بچه از این مادره،
از سلول این مادر، از جان این مادر جدا شده پرورش پیدا کرده،
تقسیم شد. چیزی که تقسیم میشه یعنی مرز هم
بگید، داره. در حالی که ثابت شد خدا مرز نداره.
خب از مولودش میخواد با مرز جدا بشه دیگه.
لذا اصلاً زاییدن نمیخوره به خدا.
زاییدم نمیشه. اونی که قراره زاییده بشه، اون صمده.
اون به والد احتیاج داره دیگه به پدر و مادر احتیاج داره.
در حالی که خدا صمده. نمیتونه زاییده بشه.
نه زاییدن تو کارشه، نه زاییده شدن تو کارشه.
و باز دقیقاً به همین دلیل که احده همتا هم نمیتونه پیدا کنه.
همتا براش فرض کنی دیگه احدیت میره زیر سؤال.
دیگه احد نیست. همتا پیدا کرد.
نصف تو نصف ما. پس این سوره
دارد در عین اینکه به ظاهر داره ادعا میکنه "قل هو الله احد" بگو حق این است که خدا احد است.
"الله الصمد" خدا بینیاز مطلقه.
"لم یلد ولم یولد" خدا نزایید، خدا زاییده نشد "ولم یکن له کفوا احد" و برای او
هیچ شریک و همتایی وجود نداره.
ادعاست. اما وقتی دقت میکنی
میبینی استدلاله.
این "الله" که میگه
یعنی میخواد بگه اصلاً بدون فرض الله سفستهست که توضیح دادم براتون.
عالم یا خدایی دارد یا خودش خداست.
نمیشه که نه خدایی داشته باشه نه خودش خدا باشه.
میشه سفسته. بعد میگه "الله احد".
باز اینم یک استدلاله چون صورت دومش میشه "الله محدود".
اگر گفتی "الله محدود"
خب "لکل محدود حاد"
هر محدودی حادی داره. برو سراغ حاد.
حادو الله بگیر چرا محدودو الله میگیری؟
حاکمو الله بگیر چرا محکومو الله میگیری؟
میری سراغ حاد باز همین قصه پیش میاد.
مجبوری یه جا وایسی بگی اللهو بگید احد.
اگه اهل عقل باشی. گفتی الله احد تمامه.
الله الصمد ثابته. گفتی الله احد و الله الصمد تمامه.
"لم یلد ولم یولد" ثابته.
"ولم یکن له کفوا احد"
ثابته. چهار تا میخ محکم توحیدی را سوره توحید میکوبه.
امام سجاد علیه السلام میفرمایند
از ایشان سؤال میکنند میگن آقا جان توحید را برای ما توصیف کن.
حضرت میفرماید خدا شش آیه اول سوره حدید
و سوره توحید را نازل کرد برای ژرف اندیشان آخرالزمان
و در باب توحید معرفتی بالاتر از این دو تا
نیست. و اگر کسی بخواهد فراتر از این برود در باب توحید پرش آتش میگیره.
یه بالاتر نیست دیگه در حد ما نیست.
چون ما محدودیم. محدود هیچ وقت معرفت احاطه بر نامحدود پیدا
نمیکنه. ما میتونیم یه معرفتی در همین حد پیدا کنیم راجع به الله.
به کنه مفهوم بینهایت بودن چه از نظر
زمانی، چه از نظر مکانی.
هیچ وقت ما نمیتونیم احاطه پیدا کنیم.
این مثل این میمونه که بخوای آب یک اقیانوس را توی یه استکان جا بدی.
تازه بلا تشبیه چون اقیانوس هم محدوده.
نامحدود را نمیشه در ظرف محدود ذهن گنجوند.
ما میتونیم به چیزای محدود علم و احاطه پیدا کنیم، به الله نه.
اما نمیتونیم احاطه پیدا کنیم یعنی نمیتونیم اوصاف او را بفهمیم.
چرا؟ این سوره توحید گویاترین شناسنامه توصیفی الله.
اگر کسی الله را به این چهار وصف شناخت، توحیدش کامله.
ثمره این توحید چی میشه؟
اگر کسی اللهو به این چهار وصف شناخت کجا جلوه میکنه؟
اخلاص. اخلاص.
سوره اخلاصه دیگه. اخلاص.
اخلاص یعنی اگر کسی توحیدش کامل شد خودشو برای خدا خالص میکنه.
دیگه هیچ کسو هیچ چیزو با خدا شریک نمیکنه.
تو هیچ امری. اخلاص ثمره توحیده.
سوره توحید سه بار بخونی مثل اینکه کل قرآن رو ختم کردی.
عدل کل قرآنه. سه بار این سوره رو بخونی از نظر ثواب و ارزش عدل کل قرآنه.
بالاترین سوره معرفتی قرآنه با تمام کوتاهی ظاهریش.
برای افراد
با اندیشههای ساده، ساده خدا را توصیف میکنه.
برای فلاسفه فیلسوفانه و فلسفی
برای عرفا عرفانی. درجاتی داره سوره توحید هر کس به حسب درجه خودش.
من یه بیان خیلی کوتاه خواستم از رویکرد استدلالی
سوره بگم که اگر کسی میخواد این رویکردو دقیقتر مطالعه کنه مراجعه ش میدم به المیزان.
سوره توحید در المیزان بخونید.
اون روند استدلالی که چه میشه که اینا استدلال الله احد استدلال ادعا نیست.
الله الصمد استدلال ادعا نیست.
ادعای خالی نیست. همینطور دو تا آیه بعدیش.
هو ضمیر شأنه.
تو فارسی خودمون دیدید میگه خب
ماجرا از این قراره.
ماجرای چی؟ خب اما مطلب ما، حرف ما
این شأنه. مثل اینکه تو عربی میگه بگو شأن مطلب این است.
حقیقت این است.
سخن این است که الله احد.
این هو مرجع ضمیر ندارد که بگیم مرجع ضمیرش الله.
نمیخواد بگه قل الله الله احد.
قل او الله احد.
غلط میشه اینا هیچکدوم اینجا معنی نمیده.
بگو شأن این است، ماجرا این است که الله احد است.
خیلی خب اصلاً غلطه.
با الف و لام وقتی میاد یعنی مثل اینکه شما چهار تا احد داری میخوای اون احد خاصو معرفی کنی.
احد یکی بیشتر نیست.
صمد شد. صمد گفتم نسبیه دیگه.
منم صمدم نسبت به فرزندم.
اما الله صمد مطلقه.
اصمد. خب. اللهم صل على
محمد و آل محمد.
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
قل هو الله احد.
الله الصمد.
لم يلد ولم يولد.
ولم يكن له كفوا
احد. لازم میدونم بر خودم
که صمیمانه از همه شما بخاطر حضور خوبتون
هم با کمیت خوب هم با کیفیت خوب با توجه خوب تقدیر کنم از همه شما.
واقعاً کلاس خوبی بود.
واقعاً از حضور در این کلاس لذت معنوی بردیم
و خدا رو شکر میکنیم بر اینکه این توفیق رو به ما عطا کرد.
ساعات دیگری از عمرمون در کنار قرآن سپری شد.
معلوم نیست که دو مرتبه همچین توفیقی شامل حالمون بشه.
اینا همه به لطف خداست و امیدواریم این لطف بر ما مستدام باشه.
خداوند این توفیق رو از ما نگیره و بستگی داره به شکری که ما میکنیم.
ولئن شکرتم لأزيدنكم اگر شکر نعمت را به جا بیاریم، خدا هم قطعاً مضاعفش میکنه، بیشترش میکنه.
ولئن كفرتم إن عذابي لشديد.
ما اگه کفران نعمت کنیم خدای نخواسته گرفتار عذاب خدا میشیم.
لذا من از شما ممنونم. از
کسانی که در برگزاری کلاس تلاش شبانه روزی کردند.
من صمیمانه تقدیر و تشکر میکنم.
خیلی شاید در بضاعت بنده یا
مؤسسه ما نباشه که این تقدیر جنبه مادی داشته باشه.
ولیکن صمیمانه و قلباً از زحمات برادر عزیزم جناب آقای ملکی
و همسر مکرمهشون و همه کسانی که پا به پای این دو بزرگوار زحمت کشیدند،
انصافاً شب و روز تلاش کردند و دویدند و بنده شاهد بودم هماهنگی
بالاخره بیش از دویست و هفتاد هشتاد نفر مخاطب این کلاس حالا غیر از کسانی که غیرحضوری دنبال میکنند
انصافاً کار پرزحمتیه.
پاسخ دادن به سؤالات، پیگیری کردن مسائل و غیره که الحمد لله با انضباط خیلی خوب و
ااا قابل قبول و بالاتر از قابل قبول به لطف الهی این دوره برگزار شد.
واقعاً ممنونم از اینکه همکاری کردید با ایشون هم باز مجدداً از شماها تشکر میکنم.
کسانی رو داشتیم در این دوره که به طرز، به شکل افتخاری
خادمان حرم مطهر آقا علی ابن موسی الرضا علیه السلام، خادمیاران اون حرم مطهر و نورانی،
کسانی بودند که افتخاری در جلساتی اومدن حضور پیدا کردن بیرون
جلسه برای ثبت نام، برای خدمات به ارائه خدمات به شما بزرگواران،
پذیرایی و غیره برای نگهداری بچهها تو مهد زحمت کشیدند انصافاً از همه اونها هم من صمیمانه
تقدیر و تشکر میکنم. امیدوارم
که امام علی ابن موسی الرضا علیه السلام و قرآن عزیز دعاگوی اونها باشن و شفیع اونها باشن انشاالله در قیامت.
جلسه قبل
جلسه بعد