ددرس‌گفتارها

اما سوره مبارکه فلق.

بسم الله الرحمن الرحیم.

قل اعوذ برب الفلق.

من شر ما خلق.

ومن شر غاسق اذا وقب.

ومن شر النفاثات في العقد.

ومن شر حاسد اذا حسد.

اگر نگاه بکنید به پرده خیلی راحت ساختار سوره رو در پرده می‌بینید.

این سوره جمله اولش حرف اصلی رو داره میزنه.

بگو پناه می‌برم به پروردگار سپیده دم.

خب هر پناه بردنی یک علتی داره.

از چه چیزی پناه می‌برم؟

چی پیش اومده که دنبال پناهگاه هستم؟

من میخوام به کسی پناه ببرم.

پناه بردن در شرایطی است که خطری، شری، آفتی ما را تهدید میکنه.

ما پناه میبریم.

مثلا فرض فرمایید پناهگاه در ایام بمباران پناه میبریم بمب رو سر ما نریزه.

یه وقت مثلا ممکنه توی بیابانی به خاطر تاریکی که پیش میاد یا باد و بارونی که پیش میاد بخواهیم پناه ببریم تو یه غاری، تو یه حفره ای یه جایی خودمون رو اونجا در امن نگه داریم.

پناه بردن در حالتی است که احساس خطر، آفت، شر وجود داشته باشه.

خدا می‌فرماید بگو پناه می‌برم به پروردگار سپیده دم از شر ما خلق، از شر تمام چیزهایی که خلق کرده.

حالا واردش می‌شیم توضیح میدیم که آیا چیزهایی که خدا خلق کرده شر دارد یا ندارد، به چه بیانی دارد؟

و اینا.

بعضی وقت‌ها سه تا آیه بعدی این شر ما خلق را اومده تطبیق مصداقی داده.

شر ما خلق مثل اینکه کلیه.

شر ما خلق به طور کلی.

بعد سه تا شر خاص رو بیان کرده.

ومن شر غاسق اذا وقب.

این یه نمونه خاص از شر ما خلق.

ومن شر النفاثات في العقد.

این نمونه دوم.

ومن شر حاسد اذا حسد.

نمونه سوم.

غاسق یعنی تاریکی، تاریک کننده، تاریکی.

اذا وقب.

اون وقتی که داخل می‌شود.

از شر هر تاریکی، اون وقتی که داخل شود.

مثلا فرض فرمایید هنگام شب که میشه کم کم تاریکی در فضای زندگی ما داخل می‌شود.

می‌تونه معنوی هم دیده بشه.

تاریکی که در قلب کسی داخل می‌شود.

ظلمتی که در قلب کسی داخل می‌شود.

از شر تاریکی وقتی که داخل می‌شود.

ومن شر النفاثات.

از نفث، نفث، نفث یه دمی دمیه که آب دهن هم همراهش چی میشه؟

آزاد میشه.

یه وقت کسی آبدار فوت می‌کنه، یه بار فوت خشک می‌کنه، فوت آبدار.

این فوت آبدار میشه نفخ، نفث.

من شر النفاثات في العقد.

از شر اون دمندگان در گره‌ها.

نفاثات جمع نفاثه.

نفاثه یعنی دمنده.

حالا بحثی است که آیا زن دمنده یعنی اینکه مؤنث آمده نفاثات و جمع نفاثه هست.

آیا زن دمنده در گره‌ها، عقد یعنی گره‌ها جمع عقده، عقده یعنی گره، عقد یعنی عقده‌ها، گره‌ها.

میخواد زنانی رو بگه که گره میزنن توش فوت میکنن اینجوری [فوت] آیا اینو داره میگه؟

اینا رو میخواد بگه که اگر این باشه کاملا میخواد ذهن رو ببره سراغ چی؟

مسئله سحر و جادو و جنبل و این حرفا که گره بزنن و یه فوتی توش بکنن بدمن یه وردی در اون بدمن یه اثری ایجاد بکنن یا از شر نفوس.

نفاثات می‌تونه به خاطر اینکه صفت نفوسه مؤنث باشه.

من شر النفوس النفاثات.

نفوس آدم‌هایی که نفس‌هایی که در گره‌ها می‌دمن.

اون وقت می‌تونیم یه کم عام‌تر ببینیم.

عام‌تر می‌تونیم ببینیم.

می‌تونه کنایه از سحر و جادو باشه ولی عام‌تر هم میشه دید.

به این معنا که کسانی که در گره مشکلات مردم چه می‌کنند؟

می‌دمن.

میخوان مشکلات مردم رو سخت‌تر کنن، فشارها را بیشتر کنند.

حالا اینا رو انشالله بیشتر توضیح میدم.

ومن شر حاسد اذا حسد.

و از شر حسادت ورز اون وقتی که حسادت می‌ورزد.

اذا حسد.

از شر حسود.

حاسد همون حسوده.

از شر حسود اون وقتی که حسد می‌ورزد.

چون ممکنه کسی حسود باشه ولی حسد نورزد.

[سرفه] چون تو دلشه احساس حسدی می‌کنه ولی هیچ وقت ترتیب اثر نمیده.

اما یه وقت حسدی احساس میشه و یه تصمیمی بر اساس اون حسد گرفته میشه، ترتیب اثر داده میشه به اون حسد.

این میشه اذا حسد.

خب مفاهیم آیات معلومه.

ما فقط باید سعی بکنیم تو مقام جمع‌بندی بحثمون رو انشاالله کامل بکنیم.

قل بگو.

چی بگم؟

اعوذ.

بگو پناه می‌برم.

به کی پناه می‌برم؟

برب الفلق.

به پروردگار سپیده دم.

حالا چرا میگه پروردگار سپیده دم؟

چرا سپیده دم؟

چه ویژگی‌ای داره سپیده دم؟

سپیده دم.

فلق از فلقه.

فلق یعنی شکافتن.

در وقت سپیده دم مثل این که نور تاریکی رو چه میکنه؟

می‌شکافه و تاریکی رو به تدریج از بین می‌بره.

اون پروردگاری که این پدیده رو ایجاد کرده، اون پروردگاری که به نور فرمان داده، اون نور تاریکی رو چه کرده؟

شکافته و میره که تاریکی رو از بین ببره.

این پروردگار پناهگاه خوبیه که میتونه شر تاریکی رو از ما چه کنه؟

دفع بکنه.

اولین شری هم که بیان کرده نگاه کنید "ومن شر غاسق اذا وقب".

میتونه شر تاریکی رو از ما دفع بکنه، دور بکنه.

اون پروردگار، پروردگار قابل اعتمادیست.

اون کس که می‌تواند به نور فرمان بدهد تا نور تاریکی را بشکافد، بدرد و بعد نور مستولی بشه و ظلمت از بین بره.

اون پروردگار تکیه گاه قابل اعتمادیست که از شر ما خلق به او پناه ببرم.

او میتونه تاریکی شر را بشکافد و نور خیر را در دل شب، در دل شر بگید بتاباند.

او میتونه با خیر دل شر را بشکافد و خیر را به جای شر برای ما قرار بده.

پس در اینکه میگه برب الفلق یه دلیل، یه علت میاره.

چرا باید به پروردگار پناه برد؟

به خاطر همین توانمندی که داره، همین قدرتی که داره که، که نشانه این قدرت یعنی از بین بردن شر و جایگزین کردن خیر نشانه‌اش پدیده چیه؟

پدیده فلق.

قل اعوذ برب الفلق.

خب از چی؟

من شر ما خلق.

از شر هر چیزی که خلق کرده.

خب اینجا یه بحث دقیقی وجود داره.

خوبه بهش دقت بشه.

آیا چیزهایی که خدا خلق میکنه شر داره؟

ما میگیم که مثلا از شر هرچه که او آفریده، از شر خورشید، از شر ماه، از شر ستاره‌ها، از شر زمین، از شر آسمون.

آیا پدیده‌هایی که خدا خلق کرده شر داره؟

این توضیحش اینه مفهوم شر و خیر یه مفهوم نسبیه.

یه مفهوم اضافیه اصطلاحاً.

اضافی یعنی نسبی.

یعنی نسبت به هر چیزی باید سنجیده بشه جداگانه.

هیچ چیزی که مطلقاً شر باشه، یعنی خدا اون رو به عنوان چی آفریده باشه؟

به عنوان شر وجود نداره.

هر چیزی که خدا در عالم خلق کرده در جای خودش خیره.

هر چیزی که او خلق کرده.

حالا مثال می‌زنن اینجا مفسران مثلاً میگن آقا مار خب شر به خودی خود که شر نیست در جای خودش خیره.

وجودش در اون جایگاهی که هست وجود مفیدی‌یه، لازمیه.

تو چرخه طبیعت داره نقش خودشو ایفا میکنه.

ولی ممکنه تو یه شرایط خاصی برای من حاوی چی بشه؟

شر بشه.

یعنی ممکنه برای من یک آسیبی از او برسه.

بیاد مثلاً من برم یه جایی که نباید، اونجا برای استراحت، اون بیاد منو بگزه.

اون مخلوق الهیه داره زندگیشو میکنه و طبق نظام طبیعی خودش داره حرکت میکنه.

ولی من ممکنه آسیب او رو بخورم.

در نسبت اون با من ممکنه شر ایجاد بشه برای من.

شر ما خلق یعنی این.

نه اینکه ما خلق ذاتاً شر است یا ما خلق بخشیش شره، بخشیش خیره.

ما خلق اونچه که خدا خلق کرده در جای خودش خیره، شری هم نداره.

ممکنه در ارتباط با من حاوی شر بشه.

اون وقت من حالا از این شر احتمالی که ممکنه از مخلوق به من برسه، از این شر به کی باید پناه ببرم؟

به اون کسی که میتونه این شر را بدل کنه به خیر، این شر را بشکافه، خیر رو جایگزین اون بکنه.

قل اعوذ برب الفلق من شر ما خلق.

این در واقع کل حرف سوره است.

بگو پناه می‌برم به کی، از چی؟

اما حالا آمده در تطبیق مصداقی برای شر ما خلق سه تا مورد خاص رو ذکر فرموده.

یک، من شر غاسق.

من ش-- من شر غاسق.

تاریکی وقتی که فراگیر میشه.

خاصیت تاریکی چیه؟

بی‌اطلاعیه.

خاصیت تاریکی بی‌اطلاعیه.

حالا من فعلاً دارم کلی صحبت می‌کنما.

یعنی در فضایی که تاریکه، شما از محیط اطراف خودت اون اطلاع لازم رو نداری.

می‌تونه تاریکی برای شما بستر شر باشه.

می‌تونه شر ایجاد بکنه.

خب حالا چه کار میشه کرد در فضای تاریکی؟

در فضای تاریکی میشه به پروردگار سپیده دم پناهنده بود.

او کسی است که از تو حمایت می‌تونه بکنه.

قدرت این حمایت در او وجود داره.

درسته تو از اطرافت بی‌اطلاعی ولی او بی‌اطلاع نیست.

تو بی‌خبری، او بی‌خبر نیست.

تو شاید ندونی و در نتیجه نتونی خیر خودت رو اینجا تأمین بکنی.

ولی او می‌دونه و می‌تونه خیر تو را تأمین بکنه و بن-- پس "من شر غاسق اذا وقب".

دو، "من شر النفاثات في العقد".

یه وقت شما، حالا من به هر دو بیانش توضیح میدما.

یه وقت شما سر جای خودت نشستی بی‌خبر.

ولی کسان دیگری آمدن برای شما مثلاً یک وردی خوندن، سحر و جادویی کردن، خواستن آسیبی را متوجه زندگی شما کنند.

آیا همچین چیزی اصلاً وجود داره؟

بله وجود داره.

خدای بزرگ در قرآن کریم در آیه صد و دو سوره مبارکه بقره می‌فرماید: "واتبعوا ما تتل الشياطين على ملك سليمان وما كفر سليمان ولكن الشياطين كفروا يعلمون الناس السحر وما أنزل على الملكين ببابل هاروت وماروت وما يعلمان من أحد حتى يقولا إنما نحن فتنة فلا تكفر فيتعلمون منهما ما يفرقون به بين المرء وزوجه وما هم بضارين به من أحد إلا بإذن الله" تا بحث.

بحث چیه؟

می‌فرماید که در ملک سلیمان علیه السلام دو تا فرشته هاروت و ماروت، این دو تا فرشته از جانب خدا مأمور میشن یک ابتلا و یک آزمون جدیدی را به بشریت عرضه کنند.

آزمونی که تا قبل از این دو تا فرشته هنوز بشر با این آزمون مواجه نبود.

این دو تا فرشته میان سحر را به این عنوان که ما فتنه هستیم‌ها، ما برای آزمایش اومدیما.

ما نیومدیم شما را ساحر کنیم.

ما اومدیم یه بابی را باز کنیم که باب امتحانه.

ببینیم کیا می‌خوان از این باب سوء استفاده کنند و کیا نه.

مأمور خداییم که این امتحان جدید را برای بشر رقم بزنیم.

پس مواظب باشید ما یادتون میدیم ولی کافر نشوید.

اون وقت شیاطین از این دو تا فرشته سحر را آموختند.

شیاطین جن و انس سحر را آموختند و یکی از مهم‌ترین کارکردهای سحر هم چیه؟

"يفرقون به بين المرء وزوجه".

به وسیله سحر بنیان خانواده را نشانه برن.

مردو از همسرش جدا بکنند.

تنفر مرد را به ذهن م-- زن القا کنند.

تنفر از زن را به ذهن مرد القا بکنند.

یکی از کارکردهای سحره.

کارکردهای رایج سحره.

البته کارکردهای دیگری هم داره.

خداوند برای امتحان بشر اجازه یه تصرف جزئی، نه تصرف مطلق و کلی، اجازه یه تصرف کلی را برای بشر تو اون نظام برنامه‌نویسی تا-ت- فراهم کرد.

دقت می‌کنید چی میگم؟

عالم بر یه پایه‌ای استوار دیگه.

برنامه‌نویسی شده‌ست.

بلا تشبیه.

من فقط می‌خوام به ذهنتون نزدیک کنم مطلب رو.

زبان برنامه‌نویسی عالم را فقط کی می‌دونه؟

فقط خدا می‌دونه و بس.

این مال خداست و خدا به کسی اجازه تصرف و دخالت تو پایه‌های برنامه‌نویسی عالم را نمیده.

در جریان سحر یه انقدره راه داده، یه انقدره راه داده.

حروفی و اورادی و اعدادی را با یه ترتیب خاصی آموزش داده خودش به بشر از طریق این دو تا فرشته و به جنیان.

آقا اما حق ندارید شما از این راه برید.

این یه امتحانه فقط برای اینکه ببینیم کیا انگیزه پیدا می‌کنند از این طریق با خدا چی بشن؟

بگید، درگیر بشن.

یه امتحان.

نکنید ممنوعست.

حالا این نقطه شد نقطه آغاز امتحان، نقطه بروز و شکل‌گیری سحر و جادو و جنبل و ورد و نمی‌دونم رمل و اسطرلاب و چه و چه و چه شد واسه خودش یه بابی [مکث] و هنوزم ادامه داره با قوت و قدرت و از جمله کسانی هم که با قوت و قدرت ادامه‌ش میدن صهیونیست‌ها هستند به طور، به طور ویژه و اونا امیدوارن، شیاطین به طور کلی امیدوارن شیاطین جن و انس، امیدوارن که بتونن در نهایت با سحر خدا را زمین بزنن.

یه امید واهی این امتحانی که خدا فرمود [آیه قرآن] ما فتنه ایم، کافر نشوید.

ما آزمایشیم، کافر نشوید.

خب.

حالا تو این فرآیند، این آزمایشی که خدا در عالم ایجاد کرده که این آزمایش به خودی خود شره؟

نه، آزمایشه.

جزء نظام احسنه.

مثل خیلی از امکان‌های دیگری که برای انسان وجود داره ولی ممنوعه.

آدم می‌تونه خیلی کارا بکنه ولی نباید بکنه.

آزمایش یعنی همین.

امتحان یعنی همین.

یکی از کارهایی که آدما می‌تونن بکنند ولی نباید بکنند همین سهره.

حالا شما سر جای خودت نشستی بی‌خبر از همه جا.

یه بنده خدایی رفته سوءاستفاده کرده از این امکان و با سوءاستفاده خودش اومده در زندگی شما مزاحمت ایجاد کرده.

خب این آزمایشی که در جای خود شر نیست برای شما حاوی چی شد؟

شری شد.

به کی باید پناه ببری؟

در خونه دکوندارا بریم و مثلاً پولامونو هیپو میپ کنیم به پای اینایی که دارن دکون بازار [خنده] رو انداختن.

آقا تو رو خدا بیا ما رو مشکل ما رو حل بکن.

قل اعوذ برب الفلق.

اونی که می‌تونه شر این فتنه را، شر این ابتلا را که دیگران دارن ازش سوءاستفاده می‌کنند، می‌تونه از سر شما دور بکنه، اون پروردگاره.

جالبه در سوره مبارکه ممتحنه حضرت ابراهیم علیه السلام و یاران ایشون وقتی از کفار برائت می‌جویند برمی‌گردن میگن خدایا ما به دستور تو از کفار برائت جستیم.

ولی آقایی کن [آیه قرآن].

کافران را با ما آزمایش نکن.

دست اونا رو درباره‌ی ما باز نذار که اونا بتونن به وسیله ما به اهداف خودشون برسن و به جهنم برن.

ما را قربانی آزمایش اونا قرار نده.

کی می‌تونه این حمایت را از ما بکنه که این شر از سر ما دفع بشه؟

کی؟

پروردگار.

رب الفلق.

فقط او می‌تونه.

فقط اونی که فلق را پدید آورده می‌تواند بر این شر غلبه کند و خیر را در دل این شر متولد کند، بتاباند و غالب کند، مستولی کند.

فقط او می‌تونه.

غیر او ازش بر نمیاد.

پس از شر النفاثات في العقد این حالا یا بگیم زنان یا بگیم نفوس که ترجیح بنده با نفوسه.

چون موضوعیتی نداره که بگیم زنان سحر هیچ اختصاصی به زنان نداره.

من شر النفوس النفاثات.

چون نفس در میانه، پای نفس در میانه و نفس مؤنثه از نظر لفظی.

نفس به لحاظ لفظی چیه؟

مؤنثه.

ونفس ما سوا ها.

ها ضمیر چیه؟

مؤنثه.

و حالا که اونجا که خدا میگه ونفس ما سوا ها، اون نفس اعم از مذكر ومؤنثه.

مرد و زن همه.

اما چون کلمه‌ی نفسو آورده، کلمه‌ی نفس مؤنثه.

برای همین اینجا وقتی میگه النفاثات موسوفی که محذوفه، اون موسوف نفوسه.

یعنی و من شر نفوس النفاثات في العقد.

از شر این نفس‌هایی که میخوان در گره‌ها بدمنند، مشکل تو زندگی کی بندازن؟

مردم بندازن.

البته همونطور که عرض کردم یه مقدار اگر معنای نفاثات في العقد را توسعه بدیم اختصاصی به سحر پیدا نمی‌کنه.

یه مصداقش بله میشه سحر، یه مصداقش سحره.

اما مصداق‌های دیگر هم پیدا می‌کنه.

هر کسی که گرهی در کار مردم می‌ندازه و یا گرهی را که در کار مردم افتاده در اون گره چه می‌کنه؟

می‌دمه.

میگن آقا دارن در گره مشکلات می‌دمند.

سلام ورحمت الله.

یعنی دارن مشکلات رو چه می‌کنند؟

تشدید می‌کنند، مضاعف می‌کنند، بدتر می‌کنند اوضاع را.

از شر تمام این نفوسی که میخوان در گره‌ها بدمنند و مشکل‌سازی کنند و مشکلات را برای مردم تشدید کنند، از شر اون‌ها کی می‌تونه ما را نجات بده؟

رب الفلق.

سه.

و من شر حاسد حاسد اذا حسد.

و از شر حسد ورزی، هر حسد ورزی، هر حسودی آنگاه که حسد ببرزد.

خب یکی از پدیده‌هایی که ما را در خطر قرار می‌ده و شر را متوجه ما می‌کنه حسادت بقیه است.

حسادت.

اولین شری که در عالم به بشر خورد کجا بود سریع؟

[پچ،پچ] قبلتر.

حضرت آدم.

درخت ممنوعه.

درسته؟

چرا شیطان آدم را اینجا فریب؟

حسد.

وقتی که خدا فرمان داد تو باید سجده کنی بر او.

من او را از خاک آفریدم.

او را می‌خوام خلیفه کنم.

چه کنم حالا بحث مفصله.

این حسد در وجود ابلیس زبانه کشید.

برگشت به خدا گفت چطور؟

اون که از خاکه.

اونو بر من میخوای برتری بدی که منو از آتش خلق کردی.

عمراً من بر او سجده کنم.

حسد نگذاشت.

این حسد ورزی او چه شد؟

حسد ورزی او فریب.

اومد سراغ حضرت آدم و حضرت حوا گفتش که خلاصه این درختی که خدا من کرده منظوری نداره.

اون حالا نمی‌خواد بگه کلاً نخورید.

می‌خواد بگه وقتش می‌رسه و فلان و از این حرفا.

این درخت خُigde، این درخت جاودانگیه، این درخت سعادته.

اینقدر گفت و گفت و گفت که فنسیه.

دیگه آدم یادش رفت.

حرفای خدا رو یادش رفت.

فلم فلم نجد له عزما.

یادش رفت ما چی بهش گفته بودیم و دست دراز کرد و چه شد؟

اون شد که شد دیگه.

آدم آورد به این دیر خراب آبادم که البته باید سرش میومدیم.

سرآخر باید میومدیم.

ولی خب بالاخره این اتفاق افتاد.

اولین مسئله با حسده.

بعدش هم همینه.

حسد یک بستری پر از شره برای ما.

کسی که حسادت به ما بورزد.

حالا یه وقت میبینی برادرت، یه وقت میبینی خواهرت، یه وقت میبینی دوستت، یه وقت میبینی نمیدونم عزیزترین کست میبینی شاید در دل او، شاید هم در دل همسایه، شاید هم در دل دیگری.

نه که بدبین باشی نه.

ولی هر کسی ممکنه بخواهد با حسد ورزی تو را گرفتار شر بکند.

به کی باید پناه ببری؟

کی میتونه؟

آنکه تو مطلع نیستی که.

کی میتونه تو رو نجات بده؟

رب الفلق.

ببینید هر سه تا شری که اینجا مثال زده شده ویژه هستن.

یعنی درسته شر ما خلق خیلی عمومیه.

ولی خدا وقتی میخواسته برای شر ما خلق مثال بزنه مثال‌های ویژه زده.

مثال‌هایی که توی این مثال‌ها اگر دقت کنید مواردی هستن که بشر اگر به خودش نگاه کنه میبینه هیچ کار از دست خودش بر نمیاد.

هیچ کار از دست خودم بر نمیاد.

حالا مثلاً اگر خدا مثال میزد میگفت آقا از شر ما خلق پناه ببرید به پروردگار.

نمونه‌ش مثلاً اینکه [مکث] میرید در نمیدونم مسافرت میخواید بکنید از اینکه احتمال تصادف و مردن و غیره.

میگه خب بشر اینجا میاد میگه خب مایه کاریش میکنیم دیگه حالا ماشینامونو ایمن سازی میکنیم.

یه جورایی کمربند و بالاخره سیستم ABS و نمیدونم فرمان چه و هوشمندی و کم‌کم میخوایم کاری کنیم که دیگه این شر تصادف به ما بگید نرسد.

خودمون میخوایم به نحوی بر این شر چه کنیم؟

غلبه کنیم.

یا شر بیماری.

هی میخوایم حق چند که تو همینا هم هرچی ما جلو بریم باز اگر قرار باشه شری به ما برسد جلوش گرفته به این سادگی.

درسته ما میتونیم کنترل کنیم بعضی از نمیدونم خطرات و بعضی از مشکلات ناشی از نمیدونم کم توجهی‌های خودمون یا ضعف تکنولوژی خودمون.

اینا رو میتونیم جبران بکنیم تا یه حدی.

ولی نمیتونیم به شکل مطلق غلبه کنیم.

خدا از این مثال‌ها نزده که دست خود ما هم برای جور کردن ابزار چیه؟

بگید.

بازه.

اومده مثال‌هایی زده که تو این مثال‌ها یه پناهگاه بیشتر نمیشه تصور کرد.

اونم خودشه.

تا بفهمونه بگه ببین در تمام شرور، در تمام شرها برو دنبال اون پناهگاهی که حتی بتواند تو رو تو این شرا نجات بدهد.

او پناهگاهه.

اگه یه پناهگاهی پیدا میکنی تو این تو را نجات میده تو این تو را نجات نمیده، این پناهگاه نیست، این تخیله، این پناهگاه نیست.

پناهگاه حقیقی اون خداییه که از شر ما خلق تو را نجات میده از جمله بتونه از شر تاریکی فراگیر یعنی تاریکی که راه غلبه بر اون بگید نداری.

از اینجام بتونه تو را نجات بده.

از شر نفاسات في العقد هم بتونه تو را نجات بده.

از شر حاسد اذا حسد هم بتونه تو را نجات بده.

این خوب پناهگاهیه.

یعنی این مثال‌ها مثال‌های ویژه‌ایه تا به ما بگه پناهگاه اون پناهگاهیست، پناه دهنده اون پناه دهنده‌ایست که بتواند حتی در این موارد هم به ما چه بدهد؟

پناه بدهد.

و الا اگر پناه دهنده به گونه‌ای بود که یه جا به درد می‌خورد، یه جا به درد نمی‌خورد، معلوم میشه او پناه دهنده حقیقی نیست.

او ابزاره.

حالا از ابزارها هم نمیگیم استفاده نکنیم.

کمربند ایمنی را ببندیم، ترمز ABS هم بذاریم، با بیماری‌ها هم مقابله کنیم همه سر جای خودش.

اما پناه اصلی ما اینا نیست.

پناه اصلی اونیه که بتونه از اینام شما را نجات بده.

90 هم پیش ماست.

اگه اینو میتونه پس همون اصلی است.

اگه از شر غاسق و از شر نفاسات و از شر حاسد کسی بتونه شما را حفظ بکنه.

خب [مکث] من الان تقریباً سوره رو گفتم.

یه لحظه ذهنتونو آزاد بکنید با یه صلوات.

اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

یه بار دیگه برمی‌گردیم رو سوره میخوایم یه نگاه دیگه بندازیم.

و اون اینکه اصلاً شر چیه؟

آیا شر مساوی خطره؟

یعنی من پناه می‌برم به پروردگار سپیده دم از خطر مخلوقات، از خطر تاریکی، از خطر نفاسات، از خطر حاسد.

آیا شر مساوی خطره؟

نه.

شر یعنی اون چیزی که برای من نافع بگید نیست.

نه یعنی خطر.

ممکنه یه چیزی خطر هم نباشه [مکث] ولی برای من نافع نباشه.

این شره دیگه.

شر همیشه این نیست که خطرناک باشه که.

خطر اصطلاحی خودمون.

ممکنه خطرناک نباشه ولی نافع نیست خب چیزی که برای من نافع نیست، مفید نیست، سودمند نیست.

یعنی از نظر من نافع نیست یا از نظر بگید خدا کدومه؟

شما چی میخوای؟

شما دوست داری خدا شما را از شری که به نظر خودت شر میرسه نجاتت بده یا از شری که او شر میدونه برات [مکث] کدومو میخوای؟

او شر بدونه.

چرا؟

چون بر این باوری که خیلی وقت‌ها تو شر و خیر خودت را نمی‌دانی.

مگه قرآن نمیفرماید عسى ان تحبوا شيئا وهو شر لكم.

یه وقت شما یه چیزی رو دوست داری ولی شره برات یا عسى ان تكرهوا شيئا وهو خير لكم.

تو میگی شره ولی خیره برات.

تو چه میدونی تصادف همیشه شره [مکث].

تو چه میدونی مردن همیشه شره.

اگر مردن تو صحنه‌ای باشه که تو نمیري، بعدش قرار باشه کافر بشی و جهنمی بشی اما الان بمیری بهشت میری، این مردن شره؟

اگر بیماری، بیماری‌ای باشه که برای تو ارتقا بیاره شره؟

اگه تصادف، تصادفی باشه که خیلی از نواید های آینده را جبران و مدیریت و کنترل بکنه شره؟

نههه.

مسئله خیر و شر دایره‌مدار ذهنیت ما نیست.

شما میخوای به کسی تهیه کنی که مطمئنی شر تو را می‌دانه.

و از نگاه او شر یعنی هر آن چیزی که تو را از قرب به او بازبدارد.

هر آن چیزی که تو را از بندگی او بازبدارد.

نه هر آن چیزی که کام دنیای تو را به هم بزند.

حالا ممکنه در دنیا کام آدم به هم بخوره، آدم ناراحت بشه.

چرا اینطور شد؟

چرا تصادف کردم؟

چرا نمی‌دونم چه کردم؟

شنیدید دیگه میگن طرف داشت از نمی‌دونم خیابون رد میشد و صندوق صدقه رو دید و دید نوشته هفتاد بلا را دفع می‌کند و شر را دفع می‌کند و چه این صندوق پول رو انداخت اومد رد بشه یه ماشین بیزد.

افتاده بود رو زمین آش و لاش.

همین طور دید یکی دیگه آمده می‌خواد پول-- آقا ننداز اون رو کار نمی‌کنه آقا.

کار نمی‌کنه.

یعنی از نظر او دفع بلایی که باید اتفاق بیفته، دفع شری که باید اتفاق بیفته حتماً یعنی که من تصادف نکنم.

اما آیا واقعاً اینطوره؟

کی میدونه چی شره، چی خیره جز او.

به کسی پناه ببر که تو را از شر نجات بدهد که بدونه چی شرته.

از شر نجاتت بده.

از شری که خودت خیال می‌کنی شره، نه از شری که او میدونه شره و شری که او میدونه شره، اونیه که تو را از او بازبدارد.

هرچه تو را از او بازبدارد شره.

خدایا حاجتی را از تو می‌خوام که اگه بهم دادی هرچی دیگه ندادی عیب نداره.

اگه بهم ندادی هرچی بهم بدی به دردم نمی‌خوره.

تو رو من می‌خوام [مکث].

اگر خودتو دادی دیگه حالا دنیا رو ندی مشکل نیست.

اون وقت دیگه میشی مشتری بلا.

قصه فرق داره.

اینم یه نگاه پرده‌ی دیگری از اون است.

یعنی می‌خوام بگم که توجه کنید تمام آنچه که خوندیم از شر ما خلق و شر غاسق و شر نفاسات و شر حاسد.

من از اون غاسقی می‌ترسم که شرش مرا از یاد او چه کند؟

غافل کند.

نیت بدی که میاد تو ذهنم یه جور تاریکیه.

حال بدی که بر من مستولی میشه.

فضای ظلمانی‌ای که به خاطر کثرت گناه توش گرفتار میشم.

من از شر اون نفاسات فی العقدی نگرانم که سحرورزی او یا تلاش او برای ایجاد مشکل مرا از او چه کند، دور کند.

من از اون حاسدی می‌ترسم که با حسدورزی خود، نه لزوما پول مرا کم کند، نه لزوما به من یک ضربه جسمی بزند.

نههه، با حسدورزی خود مرا از نظر او بیندازد.

مرا در نگاه خالقم زشت کند.

از او می‌ترسم.

پس شر رو ما خواستیم یه ت-توجهی کنیم.

شر ما خلق از نگاه خدا.

حالا ممکنه خیلی وقت‌ها نگاه ما با خدا چی باشه؟

منطبق باشه.

یه چیزی رو ما شر می‌دونیم واقعاً هم شره.

ممکنه یه جاهایی هم با هم هماهنگ نباشه.

من شر بدونم، او نه.

من خیر بدونم، او نه.

او مهمه.

حالا من اطلاعات من مگه چه ارزشی داره؟

چقدر مگر از غیب مطلعم [مکث].

توی جریان حالا این، اینو واردش نمیشم بخوام وارد بشم خودش سؤال‌سازی می‌کنه.

خب فرق نمی‌کنه ما هم ما خلقیم دیگه.

ما خودمون جزء مخلوق خدا هستیم.

ممکنه برای خودمون یا برای دیگران حاوی شر باشیم [مکث].

وقتی درک کردی معنی شر چیه، معنی اعوذ هم خوب فهمیده میشه.

وقتی شر شد دوری از خدا، وقتی شر شد از نظر خدا افتادن، وقتی شر شد در مسیر بندگی جا موندن، عقب موندن، وقتی شر اینا شد، این پناه بردنه چیه؟

این پناه بردنه به او توکل کردنه، به او ایمان آوردنه، او رو باور کردنه، امر خود را به او سپردنه، به او اعتماد داشتنه، در وقایعی که برات پیش میاد راضی بودنه، تو امتحاناتی که برات پیش میاد ممنون بودنه، شاکر بودنه، صابر بودنه درسته میگه قل اعوذ بگو پناه می‌برم اما نه اینکه بگو پناه می‌برم ولی تو قلبت پناهنده نباش.

خدا که ما رو دعوت نمی‌کنه یه حرفی رو تو زبان بگیم تو قلبمون نباشه که.

وقتی می‌خوای بگی اعوذ این اعوذ باید جلوه‌ای از پناهندگی قلب تو باشه.

وقتی می‌خوای بگی اعوذ این اعوذ باید تجلی پناهنده شدن عملی تو باشه.

در عمل باید به او پناهنده بود.

در عمل باید امر رو به او سپرد.

سپردن امر به او چیه؟

اطاعت از اوست.

تبعیت از اوست.

او رو باور کن.

خیلی‌ها تو قرآن این آیه داره‌ها.

خیلی‌ها نرفتند جبهه که از شر کشته شدن در امان بمانند.

گرفتار شر نفس خود شدند.

خیلی‌ها خیلی کارهایی رو که بر اون‌ها و-- فرضه انجام نمیدن که گرفتار شرشن.

این پناه بردن نیست.

این به خودش پناه برده.

این به خودش اعتماد کرده در نجات از شرور.

هرچی خودم تشخیص بدم شره، شره هرچی خودم تشخیص بدم شر نیست، شر نیست.

این به رب الفلق پناه نبرده.

لذا شر و خیرمون رو در نگاه خدا می‌خوایم دنبال بکنیم.

از او کمک می‌خواهیم که در واقع از شر ما خلق ما را نجات بده.

اینم آمدید.

حالا یه صلوات بفرستید، یه فراغ به ذهنتون بدید.

اللهم صل على محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد و آل محمد اما پرده سوم.

پرده سوم چیه؟

ببینید غاسق اسم فاعله، مفرد هم هست.

حاسد هم اسم فاعله.

بگید.

مفرد هم هست.

نفاس.

نفاسات.

صیغه مبالغه است.

بگید.

جمع هم هست.

یعنی این سه تا با هم ظاهراً نمی‌خونه.

این دو تا تو یه وزنه.

غاسق اذا غب حاسد اذا حسد.

این وسط نفاسات في العقد تو این وزن نیست.

نمیگه من شر غاسق اذا غب نافث في العقد یا نمی‌دونم اینجوری نیست.

نافث اذا نفث مثلا اینجوری نیست.

حاسد اذا حسد.

نه، این نفاسات في العقد.

این حالت نشون میده که این سه تا در عین اینکه هر کدوم یه مثالن، من شر غاسق، شر نفاسات، شر حاسد.

درسته هر کدوم یه نمونه از شرند ولی این حالت نشون میده که گویا یه ارتباطی بین خودشون هم هست.

اون چیه؟

خوب دقت بکنید.

اگر شما این سه تا را ببینید، کدومش معناش روشن‌تر از همه است تو شر بودن؟

حاسد.

یعنی غاسق محل سواله که غاسق چجور شر غاسق مثلا.

یا نفاسات یعنی چی؟

به لحاظ فنی وقتی شما با سه تا آیه مواجهی که در یه راستا اومدن معنی یکیش از همه چیه؟

روشن‌تره.

علیالقاعده باید معنای بقیه را با کمک اون یکی بگیری.

این حاسد اذا حسد به ما کمک میکنه که در درجه اول بفهمیم غاسق اذا غب چیه.

غاسق اذا غب نیت حسادته.

وقتی تو ذهن کسی تاریکی حسد وارد شد.

این خودش مرحله اول شره.

مرحله اول شر کجاست؟

اونجایی که تاریکی حسد بر ذهن و دل کسی چه می‌کند؟

غلبه می‌کند.

این تاریکی حسد وقتی غلبه کرد مرحله بعدیش میشن النفاسات في العقد.

اینایی که گویا میخوان این تاریکی حسد را با گره زدن‌های متعدد خود و دمیدن‌های خود بارورش کنند.

حالا نفاسات في العقد ممکنه آدم‌هایی یا شیطان‌هایی باشن که اونا میان جمع میشن دور ذهن و دل این فرد که حسد خود را چه کارش کنه؟

بگید.

اجرایی کنه و مرحله سوم اتفاق میفته.

حاسد اذا حسد.

یعنی مثل اینکه تو این پرده سوم مثل اینکه ما این حرفو میخوایم بگیم.

میخوایم بگیم یه لحظه گوش بدید.

بله.

پرده دوم نقشه می‌کشه؟

بله دیگه.

ببینید تو ذهنش یه شری میاد یعنی یه نیت حسدی میاد مثل تاریکی تو ذهن.

بعد نفاساتی پیدا میشن که میدمن.

یعنی او را تهیج می‌کنند، ترغیب می‌کنند، تشویق می‌کنند که او نقش حسادت خود را چه کند؟

اجرا کند و این حسده بروز میکنه.

گویا در این نگاه از بین این سه تا حس-- شر اصلی کدومه؟

حسده و این دو تا مقدمه حسد ورزی‌اند.

یعنی تو این نگاه گویا خدا می‌خواد بگه آقا شر ما خلق را که انسان را تهدید می‌کند اگر بخواهیم تو یه جمله بگیم چیه، چیه؟

حسادت ورزی بقیه است.

اونا حسدیارند.

حالا حسدیارند.

این حسادت ورزی از کجا شروع شد؟

مثالشو زدم.

از حضرت آدم و حسادت ورزی ابلیس آغاز شد.

مهم‌ترین چیزی که بشر را گرفتار شر دوری از خدا می‌کند و از خیر قرب الی الله باز می‌دارد، حسادته.

حسادتی که با، با این حسادت شیاطین میخوان او راه خدا را نرود.

اولین حسد عالم این بود که بعد از اینکه ابلیس رانده شد گفت: خدایا رب بما اغویتنی لأقعدن لهم تعبیر.

حالا شاید من تعبیر دقیق نگم.

لأقعدن لهم صراطك المستقيم.

خدا میرم میشینم تو راه مستقیم تو.

تو صراط مستقیم تو میرم میشینم.

اونا که کج دارن میرن که دارن میرن.

اینایی که صاف دارن میرن درست دارن میرن.

من با اونا کار دارم.

و هر طور بتونم لأجلبن عليهم من هر طور بتونم لشکر خودم را از جایگاه‌هایی که اونا نمی‌بینن، از روبروشون، از پشت سرشون، از سمت راستشون، از سمت چپشون، از بالای سرشون، لشکر خودم را از جوانب اون‌ها چه می‌کنم؟

بر اون‌ها مسلط می‌کنم که اون بنده از راه تو باز بماند.

این حسدی که داره درباره انسان ورزیده میشه مهم‌ترین خطریه که انسانو در صراط مستقیم چه می‌کنه؟

تهدید می‌کنه.

آیا با این حرفی که زدم می‌خوام بگم پس دیگه این شر غاسق اذا وقب استقلال ندارد؟

دارد.

همه رو توضیحاتشو دادم دیگه.

پرده اولو رفتیم، پرده دومم رفتیم.

اینم پرده سومی‌ست.

یعنی یه توجه مضاعفی‌ست اصطلاحا به این سوره که بدانیم تو اون شروری که سوره داره مطرح می‌کنه، شر مادری چیه؟

حسده.

شر غاسق مقدمشه.

نفاسات دمیدن در اون حسدیه که تو ذهن بروز کرده و حسادت ورزی اون خروجی اون گل زدن در واقع.

اگر کسی تونست به خدا پناه ببره از شر این حسادت ورزی که درباره او میشه از جانب شیاطین انس و جن، مطمئن باشه این فرد که می‌تونه مسیر را به سلامت بگید طی بکنه.

و الا فلا.

و الا نه.

خب سوالی اگر هست در خدمتم بفرمایید.

نه اینم، اینم یه جور تعریفه.

ببینید باب عطف داشته باشه وقتی ما خلق عامه، ما خلق یعنی چی؟

یعنی یه چیز خاص.

هر مثالی که شما بعد هر چیزی که بعد از شر ما خلق بگی، یه مصداق برای شر ما خلقعه.

درسته؟

چون ما خلق کلیه دیگه.

هرچی که خدا خلق کرده.

وقتی این عامه، اون وقت بعدش عطف هم که شما داشته باشی میشه عطف خاص بر عام.

مثل اینکه یه پزشکی به مریضش بگه ببین هرچی برات ضرر داره باید ترک کنیا و همین طور آب رو و همین طور آب خنک رو و همین طور مثلا فرض بفرمایید غذای سرخ کردنی رو.

خب این و همین طور و همین طور نیان که آقا سه چیزه باید از اون پرهیز کنم.

یک هرچه بر من ضرر دارد.

دو، آب سرد.

سه، غذای سرخ کردنی.

نه، این دو تا مثال میشه برای اون.

میشه عطف خاص بر عام.

دیگه؟

بفرمایید.

هرکس که در زبانش، قلبش، عملش به خدا پناه ببرد، شر نفاسات به او نمی‌رسد.

بله مثل یه سپر عمل می‌کنه.

حالا آیا مفهومش اینه که اگر کسی یه همچین gardی نداشت و ضربه خورد و الان نمی‌تونه خودش رو بازیابی کنه، نمی‌تونه پناهندگی رو در وجود خودش تجربه کنه، حال خوبی نداره، نمیشه دیگه به او هیچ کمک دیگه‌ای نمیشه کرد؟

چرا.

اونو می‌بریم اورژانس میگیم مثلا جناب آیت الله فلانی یا استاد فلانی که مطمئنا شما از سحر و جادو سوء استفاده بگید نکردی و نمی‌کنی و سحر و جادو را به عنوان یک پادزهر برای باطل کردن سحر کافران یاد گرفته‌ای.

ممکنه شما یه وردی برای ابطال سحر او به ما بدی؟

یه دعایی بدی؟

بله ممکنه.

اینم دعاش.

انشاالله خدا کمکش کنه.

بازم این دعا نیست که کار اصلیو داره می‌کنه.

این ورد نیست.

باز خداست.

اما این یه کمکه.

یعنی یه کمک از بیرون که او سرپا بشه.

اما پناهندگی اصلی این نیست.

اگر کسی پناهنده به خدا باشد و در زبان و قلب و عمل اصلا گرفتار همچین مسئله‌ای نمیشه.

اگر گرفتار شد هم باز با پناه بردن به خدا درمان میشه، مشکل حل میشه.

به هر دلیلی نتونسته چون توانشو نداشته، بله از بیرون قابل کمک کردنه.

باز اینم نه اینکه بشه دکون بازارایی که امروز درست شده.

هر کسی یه دونه کتاب نمی‌دونم واسه خودش علوم غریبه گرفته شده.

مثلا استاد علوم غریبه و مردمو سرکیسه کنه و ورد و دعا به مردم بده.

یه جایی برای یه نفر سحر بنویسه پول بگیره، یه جایی ابطال سحر بنویسه پول بگیره.

اینا که خودشون رفقای شیاطینن.

کسانی که دارن اینجوری سوء استفاده می‌کنن اگر بلد باشن تازه.

اگرم بلد نباشن که دروغگو و نیوش نیستن.

کمند اون افرادی که واقعا صلاحیت داشتن، یاد گرفتن برای کمک، یاد گرفتن برای نجات بقیه.

بله حالا اگر کسی واقعا تو یه همچین شرایطی گیر کرد، اسلام این راه رو باز گذاشته که یه کس دیگری که بر علوم غریبه تسلط داره بیاد سحر او رو شناسایی کنه و باطلش بکنه.

این راه بسته نیست.

هر چند که عرض کردیم ماها همیشه به کسی به ما مراجعه کنه ما میگیم به خدا پناه ببر.

بالاترین، عالی‌ترین، کامل‌ترین، جامع‌ترین راه نجات خود از شر سحر و جادو و جنبل و همه چیز حسد، همین پناه بردن به خداست.

حالا در موارد خاصی هم ممکنه مثلا کسانی معرفی بشن که بتونن یه کمکی به این‌ها بکنند.

اللهم صل على محمد و آل محمد.

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

قل اعوذ برب الفلق.

من شر ما خلق.

و من شر غاسق اذا وقب.

و من شر النفاثات في العقد.

و من شر حاسد اذا حسد.

صدق الله العلی العظیم.