یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
آموزش تدبر در سورهٔ مزّمّل — بخش چهارم
این بخش، ادامهٔ تدبر در سورهٔ مبارکهٔ مزّمّل است؛ بیشتر در قالب پاسخ به پرسشهایی که از دل سیاقهای پیشین برخاسته، و با تمرکز بر آیهٔ بیستم، مفهومِ «مهلت»، نسبتِ امرِ شبزندهداری با پیامبر و مؤمنان، معنای «یقدّر اللیل والنهار»، فرقِ نماز و اقامهٔ صلاة، و نسبتِ قرائتِ قرآن با نماز شب.
مهلتدادن؛ بیصبری نکردن؛ و هشدارِ «صاحب الحوت»
خداوند در این سوره میفرماید که چند صباحی که آنان در دنیا هستند مدارا میکند و مهلت میدهد. مراد چیست؟ آن است که پیامبر و مؤمنان بیصبری نکنند؛ در تقاضای عذاب بر مخالفان شتاب نورزند؛ به برخوردِ فیزیکیِ عجولانه یا ترکِ آنان پیش از اذنِ الهی روی نیاورند. خدا میخواهد این عجله از میان برود.
در قرآن کریم جاهایی هست که خداوند به پیامبر گرامی اسلام میفرماید مانند صاحبِ ماهی مباش. یونس علیهالسلام پیش از آنکه خدا اجازه دهد قومش را ترک کرد؛ فشار چنان شد که رها کرد و رفت. تقدیر الهی آن شد که به دریا افتاد و ماهی او را بلعید؛ و آنچه رخ داد، رخ داد. پس مهلتدادنِ خدا، هم مدارا با مکذّبان است و هم تربیتِ صبر برای رسول؛ تا کسی از مدارِ اذنِ الهی بیرون نرود.
«فَٱصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُن كَصَاحِبِ ٱلْحُوتِ إِذْ نَادَىٰ وَهُوَ مَكْظُومٌ» (قلم/۴۸)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس بر حکم پروردگارت شکیبا باش و مانند صاحبِ ماهی مباش، آنگاه که ندا داد و اندوهفروخورده بود.
و در خودِ سورهٔ مزّمّل نیز خطابِ مهلتدادن و وانهادنِ مکذّبانِ صاحبِ نعمت آمده است:
«وَٱصْبِرْ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَٱهْجُرْهُمْ هَجْرًا جَمِيلًا» (مزمل/۱۰)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و بر آنچه میگویند شکیبا باش و به شیوهای نیکو از آنان دوری کن.
«وَذَرْنِى وَٱلْمُكَذِّبِينَ أُو۟لِى ٱلنَّعْمَةِ وَمَهِّلْهُمْ قَلِيلًا» (مزمل/۱۱)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و مرا با تکذیبکنندگانِ صاحبِ نعمت واگذار و اندکی مهلتشان ده.
امرِ آغاز سوره؛ خطاب به رسول است نه عموم مؤمنان
پرسش شده بود که امرِ آغاز سوره — امر به قیامِ شب و ترتیل — در سیاقِ اول، آیا به مؤمنان برمیگردد؟ پاسخِ روشن این است: خیر؛ امر به رسول است. خطاب، خطابِ پیامبر است. آنچه بعداً دربارهٔ طایفهای از همراهان و تخفیفِ عمومی میآید، لایهٔ دیگری از بحث است؛ اما اصلِ امرِ نخستین، متوجهِ پیامبر است.
تخفیفِ آیهٔ بیست؛ «لن تحصوه» دربارهٔ دقتِ زمانی نیست
پرسش دیگر این بود که آیا تخفیف در سیاقِ سوم — آنجا که میفرماید علم ان لن تحصوه — مربوط به زمان است؟ پاسخ منفی است. «تحصوه» را نمیتوان اساساً به «دقتِ اندازهگیریِ زمان» برگرداند؛ چراکه خودِ زمانِ مأموربه، از آغاز متغیر و دامنهدار بوده است. خداوند از همان اول نگفته بود دقیقاً نصفِ شب به گونهای که کسی بگوید نمیدانم چند ثانیه کمتر یا بیشتر شد. دستورِ نخستین این بود:
«يَـٰٓأَيُّهَا ٱلْمُزَّمِّلُ قُمِ ٱلَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا نِصْفَهُۥٓ أَوِ ٱنقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ ٱلْقُرْءَانَ تَرْتِيلًا» (مزمل/۱–۴)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای جامه به خود پیچیده! شب را به پا خیز، جز اندکی؛ نیمی از آن را، یا اندکی از آن بکاه، یا بر آن بیفزای؛ و قرآن را شمرده و روشن بخوان.
یعنی خودِ دستور، حدّاقل و حدّاکثری داشت؛ دقتِ ثانیهای در آن لحاظ نشده بود. پس «لن تحصوه» را نمیتوان به ناتوانی از محاسبهٔ دقیقِ زمانِ نصفشب فروکاست. معنا، چنانکه در ادامه روشن میشود، به طاقت و اقتضائاتِ شب و روز نزدیکتر است.
وجوبِ نماز شب؛ برای پیامبر واجب، برای دیگران مستحب
در برخی برداشتها از این سوره، وجوبِ نماز شب برای همه مطرح شده است. استاد تصریح میکند: وجوب برای پیامبر؛ برای دیگران، استحبابِ نماز شب را نیز میتوان از سوره فهمید — با این توضیح که نماز شب، ظرفِ ترتیلِ قرآن در دلِ شب است. بسیاری از پرسشهای ناظر به همین نقطه، در جلسهٔ پیش بهتفصیل آمده بود؛ اینجا فقط این جمعبندی لازم است که تکلیفِ سنگینِ آغازین، متوجهِ رسول است و برای امت، مسیرِ استحباب و تخفیف باز مانده است.
«والله یقدّر اللیل والنهار»؛ قدرتراندن، نه صرفاً اندازهگیری
در آیهٔ بیست آمده است:
«۞ إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنَىٰ مِن ثُلُثَىِ ٱلَّيْلِ وَنِصْفَهُۥ وَثُلُثَهُۥ وَطَآئِفَةٌۭ مِّنَ ٱلَّذِينَ مَعَكَ ۚ وَٱللَّهُ يُقَدِّرُ ٱلَّيْلَ وَٱلنَّهَارَ ۚ عَلِمَ أَن لَّن تُحْصُوهُ فَتَابَ عَلَيْكُمْ ۖ فَٱقْرَءُوا۟ مَا تَيَسَّرَ مِنَ ٱلْقُرْءَانِ ۚ عَلِمَ أَن سَيَكُونُ مِنكُم مَّرْضَىٰ ۙ وَءَاخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِى ٱلْأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِن فَضْلِ ٱللَّهِ ۙ وَءَاخَرُونَ يُقَـٰتِلُونَ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ ۖ فَٱقْرَءُوا۟ مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ ۚ وَأَقِيمُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتُوا۟ ٱلزَّكَوٰةَ وَأَقْرِضُوا۟ ٱللَّهَ قَرْضًا حَسَنًۭا ۚ وَمَا تُقَدِّمُوا۟ لِأَنفُسِكُم مِّنْ خَيْرٍۢ تَجِدُوهُ عِندَ ٱللَّهِ هُوَ خَيْرًۭا وَأَعْظَمَ أَجْرًۭا ۚ وَٱسْتَغْفِرُوا۟ ٱللَّهَ ۖ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌۢ» (مزمل/۲۰)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پروردگارت میداند که تو و گروهی از کسانی که با تو هستند نزدیک به دوسوم شب و نیمی از آن و یکسوم آن را به پا میخیزید؛ و خدا شب و روز را به قدرتِ خود به جریان میآورد؛ دانست که شما طاقتِ احاطه بر آن را ندارید، پس بر شما بخشید؛ پس آنچه از قرآن میسّر است بخوانید. دانست که از میان شما بیمارانی خواهند بود و دیگران در زمین برای جستن فضل خدا سفر میکنند و دیگران در راه خدا میجنگند؛ پس آنچه از آن میسّر است بخوانید؛ و نماز را برپا دارید و زکات بدهید و به خدا وامِ نیکو دهید؛ و هر خیری برای خود پیش فرستید، آن را نزد خدا بهتر و با پاداشی بزرگتر مییابید؛ و از خدا آمرزش بخواهید؛ همانا خدا آمرزندهٔ مهربان است.
پرسش این بود که چرا نگفته شد فقط «والله یقدّر» بیذکرِ لیل و نهار، و معنای یقدّر چیست. به نظرِ استاد، «یقدّر» در اینجا به معنیِ اندازهگیریِ محض نیست — هرچند بعضی ترجمهها همان را نوشتهاند. آنچه ایشان میفهمد این است که یقدّر یعنی قدرتِ خود را به جریان درمیآورد؛ خدا با قدرتِ خود شب و روز را به جریان میآورد. پس «والله یقدّر اللیل والنهار» یعنی همین.
وقتی میفرماید «علم ان لن تحصوه»، یعنی خدا میخواهد بگوید من اقتضائاتِ شب را میدانم. میدانم آدمی که بیمار است در دلِ شب نمیتواند این دستور را پا به پای پیامبر انجام دهد؛ دوسوم شب، یا نصف، یا یکسوم را بیدار بماند و عبادت کند. چون همان خدایی که شب و روز را با قدرتِ خود به جریان میآورد، علمِ کامل به اقتضائاتِ شب و روز دارد. پس میداند که از عهدهٔ شما برنمیآید که همیشه هر شب، پا به پای پیامبر، به این دستور عمل کنید. بیمار که باشید نمیشود؛ سفر که باشید نمیشود؛ در قتال که باشید نمیشود.
برای پیامبر نیز همین شبزندهداری هست، اما با تفاوتی بنیادین. پیامبر از عظمتِ روحی برخوردار است و مکلف به دریافتِ وحی است؛ هیچکدام از این دو برای شما ثابت نیست. نه آن عظمتِ روحی برای شما ثابت است، نه تکلیفِ دریافتِ وحی متوجهِ شماست. بحثِ آن حضرت جداست. خدا ایشان را مکلف کرده این کار را انجام دهد؛ هرچند اندکی سخت باشد. اما اگر این سختیِ شببیداری و عبادت را تاب نیاورد، توانِ مقاومت در برابرِ نزولِ وحی را نخواهد داشت. انگیزهٔ او برای این کار، انگیزهای فوقالعاده بالاتر است؛ چون اگر نکند، نمیشود. اما اگر من و شما نکنیم، به آن معنایِ وحیانیِ خاص «نمیشود» نیست. پس طبیعتاً به اندازهٔ آن حضرت ظرفیت و انگیزه نداریم؛ و آن تکلیفِ سنگینِ نخستین نیز متوجهِ ما نیست.
نماز و اقامهٔ صلاة؛ ستون و خیمه؛ فرهنگِ نماز
فرقِ اقامهٔ صلاة با خودِ نماز چیست؟ در یک نگاه، نماز همان حرکاتِ اوقاتِ پنجگانه است: هفده رکعت؛ قیام و رکوع و سجود. این «نماز خواندن» است.
اقامهٔ نماز، برپاداشتن است؛ مانند آنکه بخواهی خیمهای را بلند کنی. یکبار نماز را «عمود الدین» میخوانند — ستون؛ یکبار نماز را به مثابهٔ خیمه میبینند. نماز خواندن، مثلِ ستون است. اما وقتی میخواهی نماز را برپا داری، نمازِ تنها نیست. نماز وقتی تمامعیار میشود که در کنارش انفاق باشد؛ وقتی این دو کاملاند که تصدیقِ روزِ جزا باشد؛ وقتی این سه کاملاند که ترس از عذاب باشد؛ وقتی این چهار کاملاند که پاکدامنی باشد؛ وقتی این پنج کاملاند که تعهد و امانتداری باشد؛ وقتی این شش کاملاند که مسئولیتپذیریِ اجتماعی باشد؛ وقتی این هفت کاملاند که همواره مراقبت کنی هیچکدام از قلم نیفتد. سورهٔ مبارکهٔ معارج این مجموعه را بهعنوان فرهنگِ نماز میشمارد. اینها همه «نماز»اند؛ درست است که نماز یک چیز است، اما به معنایی دیگر نماز همهٔ اینهاست.
یکبار نماز میخوانم؛ این همان نمازی است که ستون است. یکبار فرهنگِ نماز را میخواهم پیاده کنم. پیادهکردنِ فرهنگِ نماز فقط با نمازخواندن نیست؛ زکات دارد، تصدیقِ جزا دارد، ترس از عذاب دارد، پاکدامنی دارد، تعهد و امانتداری دارد، مسئولیتپذیریِ اجتماعی دارد. اینها با هم فرهنگِ نماز میشوند. اقامهٔ نماز یعنی به نماز به مثابهٔ خیمهای نگاه کنی که شریعت را میپوشاند. این همان نمازی است که مطلوب است.
سورهٔ معارج در وصفِ مصلّین میفرماید:
«إِلَّا ٱلْمُصَلِّينَ ٱلَّذِينَ هُمْ عَلَىٰ صَلَاتِهِمْ دَآئِمُونَ وَٱلَّذِينَ فِىٓ أَمْوَٰلِهِمْ حَقٌّۭ مَّعْلُومٌۭ لِّلسَّآئِلِ وَٱلْمَحْرُومِ وَٱلَّذِينَ يُصَدِّقُونَ بِيَوْمِ ٱلدِّينِ وَٱلَّذِينَ هُم مِّنْ عَذَابِ رَبِّهِم مُّشْفِقُونَ» (معارج/۲۲–۲۷)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): مگر نمازگزاران؛ آنان که بر نمازشان مداوماند؛ و آنان که در اموالشان حقی معلوم است برای خواهنده و محروم؛ و آنان که روز جزا را تصدیق میکنند؛ و آنان که از عذاب پروردگارشان بیمناکاند.
«وَٱلَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَـٰفِظُونَ … وَٱلَّذِينَ هُمْ لِأَمَـٰنَـٰتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَٰعُونَ وَٱلَّذِينَ هُم بِشَهَـٰدَٰتِهِمْ قَآئِمُونَ وَٱلَّذِينَ هُمْ عَلَىٰ صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ» (معارج/۲۹؛ ۳۲–۳۴)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و آنان که پاکدامنی را نگاه میدارند؛ … و آنان که امانتها و پیمانشان را رعایت میکنند؛ و آنان که به گواهیهایشان قیام میکنند؛ و آنان که بر نمازشان محافظت میورزند.
نگاهِ دیگری نیز هست که بعضی گفتهاند: نمازخواندن فردی است؛ اقامهٔ نماز اجتماعی است. یعنی یکبار خودت نماز میخوانی؛ یکبار دغدغهات این است که جامعهات نمازگزار باشد، نه فقط تو. «وامر اهلک بالصلاة»: اهلت را نمازگزار کن؛ فرزندانت را؛ جامعهات را. این اقامهٔ نماز است؛ تلاش برای برپاکردنِ نماز. به نظرِ استاد هر دو فرق میتواند درست باشد.
«وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِٱلصَّلَوٰةِ وَٱصْطَبِرْ عَلَيْهَا» (طه/۱۳۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و کسانِ خود را به نماز فرمان ده و بر آن شکیبایی کن.
آیا قرائتِ قرآن جای نماز شب را میگیرد؟
پرسشِ پایانیِ مهم این بود: آیا خواندنِ قرآن در شب همان کارِ نماز شب را میکند؟ یعنی میشود نماز شب را نخوانیم و بهجای آن قرآن بخوانیم؟
استاد یادآوری میکند که در سورهٔ مبارکهٔ علق این مطلب را توضیح دادهاند. در فرهنگِ قرآن، ظرفِ قرآنخواندن نماز است؛ بهترین حالت برای قرآنخواندنِ ما نماز است. شاهد از خودِ قرآن در سورهٔ علق است. خدا به پیامبر فرمود «اقرأ»؛ بخوان. چه را؟ قرآن را. پیامبر در عمل به این دستور چه کرد؟
«ٱقْرَأْ بِٱسْمِ رَبِّكَ ٱلَّذِى خَلَقَ» (علق/۱)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بخوان به نام پروردگارت که آفرید.
«أَرَءَيْتَ ٱلَّذِى يَنْهَىٰ عَبْدًا إِذَا صَلَّىٰ» (علق/۹–۱۰)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آیا دیدی آن را که بازمیدارد بندهای را وقتی نماز میگزارد؟
یعنی پیامبر در عمل به دستورِ اقرأ، نماز برپا کرد؛ قرآن را در دلِ نماز تلاوت کرد. همین نشان میدهد که نماز ظرفِ قرآنخواندن است. این یک.
دو: واقعاً در نماز چه میکنیم؟ عمدهٔ نماز قرآنخواندن است. الله اکبر؛ سورهٔ حمد؛ سپس سورهای از قرآن؛ رکوع و سجده؛ دوباره قیام و حمد و سوره. فرقِ آن با قرآنخواندنِ بیرون از نماز این است که بیرون از نماز بدونِ احرام قرآن میخوانیم؛ در نماز، احرام بستهایم — تکبیرة الاحرام. احرامبستن یعنی چیزهایی را بر خود حرام میکنیم: خوردن و نوشیدن و خوابیدن و حرفزدن و راست و چپ شدن. سپس شروع میکنیم به قرآنخواندن؛ گویا میخواهیم حرمتِ قرآنخواندن را بیشتر رعایت کنیم. پس نماز ظرفِ قرائتِ قرآن است.
سه: در روایات نیز تصریح شده که این قیامِ شبانه برای ترتیلِ قرآن، نماز شب است. در بعضی روایات — که فراواناند — آمده اگر کسی قرآن را در نمازِ واجب بخواند صد امتیاز میگیرد؛ در نمازِ مستحب ده امتیاز؛ خارج از نماز یک امتیاز. یعنی قرآن را اگر به نمازِ واجب ببری صد برابر اجر دارد؛ مستحب باشد ده برابر. پس روشِ مطلوب این است که هرگاه میخواهی قرآن بخوانی — شب باشد یا روز، در خانه یا در مسیر، با وضو که مؤمن تا جایی که میتواند دائمالوضو باشد — برای قرآنخواندن الله اکبر بگویی؛ حمد بخوانی؛ هرقدر خواستی قرآن بخوانی؛ سپس با رکوع و دو سجده رکعت را تمام کنی و رکعتِ بعد را بیاوری؛ قرآن را در قالبِ نماز ببری. نشستهای یا ایستاده؛ هرطور مقدور است — ایستاده اجرش بیشتر است؛ واجب اجرش بیشتر است. اینها در روایات طبقهبندی شدهاند: قرآن در نمازِ مستحبِ نشسته؛ مستحبِ ایستاده؛ نمازِ واجب؛ خارج از نماز.
نمازِ مستحب موانعِ سختِ نمازِ واجب را ندارد. بسیاری همینطور که در اتوبوس یا مترو نشستهاند نمازِ مستحب میخوانند؛ لازم نیست همیشه رو به قبلهٔ دقیق باشی و با چرخشِ وسیله مضطرب شوی. با اشاره رکوع و سجده میکنی؛ سوار بر مرکب نیز میشود نمازِ مستحب خواند. البته استاد با شوخیِ هشدار میگوید راننده لطفاً در حالِ رانندگی نماز نخواند؛ یکبار جایی گفته بود و پلیسی تذکر داد که حواس پرت میشود؛ دید راست میگوید — مبادا بهجای دورزدن، رکوع برود.
خلاصه آنکه نماز شب همان قرآنخواندنِ ماست در ظرفِ نماز؛ نه جایگزینیِ خامِ یکی بهجای دیگری بدونِ این ظرف.
سورههای دیگر را به نماز باز کنیم؛ از رویِ مصحف نیز رواست
استاد خواهشی دارد: عادتی کردهایم که جز سورهٔ کوثر و توحید و قدر، چیز دیگری در نماز نمیخوانیم؛ مراقبیم مبادا سورههای دیگر را بیاوریم. حال آنکه بیشترِ این سورهها توصیه شدهاند که در نماز خوانده شوند و برایشان اجر شمردهاند. چرا قارعه نمیخوانی؟ چرا عادیات؟ چرا تکاثر؟ چرا عبس؟ چرا نازعات؟ بقره و آلعمران را اگر کسی توانِ نمازشبهای پیامبرگونه داشته باشد میتواند بخواند؛ دقت کنید که در نمازِ مستحبی میتوانی بخشی از یک سوره را بخوانی؛ لازم نیست کل سوره تمام شود. حمد میخوانی و چند صفحه از بقره؛ میتوانی بقره را تقسیم کنی و یک ماه در نماز شبت تمامش کنی. هیچ مشکلی ندارد. کل سوره نیز میشود خواند؛ آنچه ویژه است محفوظ است، اما در را ببندیم نه.
خواهش این است سورههای دیگر را به نمازهایمان باز کنیم. هر سورهای را که تدبر میکنیم و میفهمیم، در فهرستِ نماز بیاوریم. حفظ نیستی؟ از رو بخوان. بعضی گمان میکنند موقعِ نماز دیگر نمیشود به قرآن نگاه کرد. حال آنکه آنی که نمیشود نگاه کرد تلویزیون است که نگاه میکنند؛ فوتبال است؛ عوضکردنِ کانال است؛ خاموشکردنِ زیرِ گاز است. موقعِ نماز، قرآن میشود خواند. مصحف را بگیر جلویت و بخوان. امروز میخواهم با سورهٔ قیامت نماز بخوانم؛ حفظ نیستم؛ میگیرم جلو و میخوانم. در نمازِ واجب نیز خواندن از رویِ قرآن بهخودِ خود اشکال ایجاد نمیکند؛ حفظ باشی از حفظ میخوانی، نباشی از رو. مگر آنکه کسی بگوید مصحف را که دست میگیرم حواسم پرت میشود و رکعات را گم میکنم؛ آن بحثِ دیگری است. پس به خود سخت مگیر؛ آنچه حفظی بخوان، و اشکالی هم در خواندن از رو نیست.
استثنا سورههای سجدهدار است: در فقهِ شیعه پس از حمد در نمازِ واجب نمیشود آنها را خواند؛ در مستحب نیز حضورِ ذهنِ دقیق نیست که مانعی هست یا نه — باید رجوع کرد.
نکتهای کوتاه دربارهٔ «أولی النعمة»
در پایانِ جلسه اشاره شد که «أولی النعمة» — در آیهٔ یازدهم — به معنیِ ثروتمند و قدرتمند و دارای زر و زور است؛ بیشتر این مراد است، نه آنکه صرفاً بر پیامبر تطبیق شود. خداوند مکذّبانِ صاحبِ نعمت را به خود وامیگذارد و اندکی مهلتشان میدهد؛ تا صبرِ جمیل و هجرِ جمیل معنا پیدا کند.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.