ددرس‌گفتارها

سوره مبارکه مرسلات مرحله اول تدبرش اجرا شده، فهم آیات انجام شده.

مرحله دوم تدبر که تشخیص سیاق‌ها بوده اون هم انجام شده.

مرحله سوم که جمع‌بندی سیاق‌ها بوده، سیاق اول جمع‌بندی شد، سیاق دوم هم جمع‌بندی شد.

رسیدیم به سیاق سه و سیاق چهار که اینا رو باید جمع‌بندی کنیم و در نهایت ارتباط سیاق‌ها رو هم بررسی کنیم.

سیاق اول همونطور که یادتونه چند تا سوگند ابتدا داشت ولی جواب سوگند چه بود در آیه هفتم؟

"إن ما توعدون لواقع".

قطع-- در واقع تأکید بر اینکه آنچه به شما وعده داده می‌شود قطعاً واقع است، قطعاً محقق می‌شود، قطعاً به وقوع می‌پیوندد.

وعده‌های الهی رد خور نداره.

این فراز اولش بود.

در فراز دومش اومد گفت که این وعده‌ها در کدامین ظرف زمانی اتفاق میفته؟

يوم الفصل.

فإذا النجوم بمسد وإذا السماء فرج وإذا الجبال نسفت وإذا الرسل أقت لأي يوم أجلت برای کدوم روز؟

ليوم الفصل.

وما أدراك ما يوم الفصل ويل يومئذ للمكذبين.

اولین سیاق بحثو کشوند به اینجا که اگر کسی مکذب باشد، شما بگید مکذب چی؟

مکذب إن ما توعدون لواقع.

در چه زمانی؟

يوم الفصل.

اگر کزی، کسی مکذب وقوع وعده‌های خدا در يوم الفصل باشد، وای بر او در همان يوم الفصل.

وای بر او در همان يوم الفصل.

ويل يومئذ يومئذ یعنی يوم الفصل.

ويل يومئذ للمكذبين.

وای در روز فصل، در روز جدایی، روز جدایی هم یعنی روز جدایی کی از کی؟

بگید.

کسانی که- کسانی که مصدق وعده هستند، کسانی که مکذب وعده هستند.

اما خدا بعداً این دو گروه رو با چه عنوان‌هایی یاد میکنه ازشون؟

متقین.

یکی متقین، مصدقین وعده را میگه متقین، مکذبین وعده را میگه مکذبین یا مجرمین.

حالا باید ما بعداً برسیم به اینکه چرا این عنوان‌ها تغییر می‌کنند.

[سرفه] خب بعد در سیاق دوم، پس سیاق اول روشن.

سیاق دوم آمد برای اثبات صحبت کرد.

ببینید سیاق اول هشدار بود.

هشدار، گفتیم هشدار برای اینه که شما گوش به زنگ بشی، گوش بدی.

تازه زانوها برسه به زمین آدم گوش بده.

ما از قرآن هم می‌تونیم معرفت یاد بگیریم هم می‌تونیم روش یاد بگیریم.

ببینید قرآن هر surه از surه‌های قرآن یه روشم هست علاوه بر معارفش.

یعنی مثلاً آمده به ما یاد داده میگه ببین مرحله اول برای کسی که مکذب وعده‌های خداست، مرحله اول چیه؟

هشداره.

بعد از اون چیه؟

استدلاله.

بعدش چیه؟

توصیفه.

توصیفی که انذاری باشد، تبشیرم داشته باشد.

بعدش چیه؟

دو مرتبه هشدار پایانیه.

خود این روش هم حجته.

خود این ورود و خروج هم حجته.

یعنی داره به ما یاد میده چجوری در صحنه تبلیغ باید حاضر باشیم.

سیاق دوم سه تا حجت آورد، سه تا استدلال آورد.

حجت، استدلال، احتجاج یعنی یک چیز.

سه تا حجت آورد.

حجت اول این بود که خب اگر شما نگاه کنید سیره ما، خدا میگه سیره ما در طول تاریخ اینه که مجرمان را چه کردیم؟

هلاک کردیم.

این سیره ما در طول تاریخه.

خود اینکه ما مجرمان را هلاک کردیم در طول تاریخ، یک: نمونه‌ایست از وعده‌های عمل شده ما.

ما وعده کرده بودیم مجرمان را هلاک بکنیم و به وعده خودمون در طول تاریخ چه کردیم؟

عمل کردیم دیگه.

این یه نمونه‌ایست از وعده‌های عمل شده ما.

بالاخره می‌تونید بگید آقا خدا به وعده‌های خود عمل می‌کند چه اینکه تا حالا به وعده‌های خود عمل کرده.

دو: این استدلال علاوه بر استدلال بودنش یه بوی تهدیدم داره.

یعنی اینکه خب شما هم اگر بخواید راه تکذیب رو برید، تکذیب کارو می‌کشونه به جرم و کسی که کارش به جرم کشید حتماً مجازات در انتظارش هست.

خب این استدلال اول.

استدلال دوم، خدا اشاره کرد به اینکه چگونه انسان را در رحم مادرش خلق کرده.

از یه آب پستی انسان را در رحم مادرش به وجود آورده.

از این استدلال خدا خودش نتیجه گرفت که ف، بگید فقدرنا فنعمل قادرون.

پس استدلال اول نمونه‌های تاریخی.

استدلال دوم احتجاج و اثبات قدرت خدا.

آقا تاریخ که نشون میده ما به وعده‌های خود، بگید عمل کردیم.

قدرت عمل به وعده‌ها هم داریم شاهد قدرت ما بر اینکه وعده‌های خود را عملی کنیم، شاهدش خلق خودتون از یه آب پسلی در رحم مادرتون.

شاهد بزرگتر از این می‌خواید؟

قدرت بالاتر از این می‌خواید؟

خب پس ما می‌تونیم به وعده‌هامون عمل کنیم.

سومین استدلال هم اینه که آیا ما زمین را نگه دارنده زنده‌ها و مرده‌ها قرار ندادیم؟

بعد تو همین زمین کوه‌های سر به فلک کشیده ثابت قرار ندادیم؟

اونوقت از همین کوه‌ها شما را آب گوارا ننوشاندیم؟

سر کوه‌ها اون یخچالها ایجاد میشه، اون برف‌ها انبار میشه، از اون برف‌ها، رودها و نهرها و سفره‌های آب زیرزمینی و چشمه‌ها و غیره از اونجا جریان می‌آبد.

آیا ما این کارا رو نکردیم؟

بعد دیگه خدا این استدلال را ازش هیچ نتیجه‌ای بگید نگرفته.

که خب حالا ما چه نتیجه‌ای بگیریم؟

میگه هرچه می‌خواهد دل تنگت نتیجه بگیر.

دلت می‌خواد از این استدلال علم خدا را استفاده کنی، نشون دهنده علم خداست.

می‌خوای قدرت خدا را استفاده کنی، نشون دهنده قدرت خداست.

می‌خوای حکمت خدا را استفاده کنی، نشون دهنده حکمت خداست.

خدا میگه ببین ما این کارا رو کردیم دیگه.

پس دیگه جا برای شک و تردید درباره این که ما وعده‌های خود را عملی می‌کنیم نیست.

"وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ".

سیاق دوم شد سه تا استدلال، سه تا حجت برای اثبات اینکه وعده‌های خدا قطعاً واقع می‌شود.

کی واقع می‌شود؟

در "يَوْمَ الْفَصْلِ".

یعنی الان صحبت از وعده‌های خدا درباره آخرته.

خدا که گفته بهشت می‌برم، جهنم می‌برم، هرچی گفته راست گفته، انجام میده.

هشدارو داده، استدلالو کرده، الان می‌خواد در سیاق سوم وارد فاز توصیف بشه.

خب "انْفَلِقُوا إِلَى مَا كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ".

"انْفَلِقُوا" یعنی چی؟

روانه بشوید، راه بیفتید، راه بیفتید.

خدا شما رو یه وقت یه دفعه در وسط سوره برده شما را تو قیامت قرار داده.

کاملاً حرفی که داره می‌زنه زنده.

نمیگه خواهیم گفت "انْفَلِقُوا".

صاف میگه چی؟

بگید.

"انْفَلِقُوا".

یعنی زنده زنده.

انگار همین الان قیامته.

همین الان خدا داره حرف می‌زنه.

می‌خواد شما هیچ فاصله‌ای بین خودت و قیامت احساس نکنی.

یه بارم من در دور قبلی گفتم یادآوری کردم الانم می‌خوام یادآوری کنم.

همچین خیلی خیال نکنید بین ما و قیامت فاصله زیادیه.

این اشتباهه‌ها.

انسان در اون لحظه‌ای که می‌میره قیامتش آغاز میشه.

چطور؟

آقا قیامت یه روزیه قراره بیاد چطور کسی می‌میرد؟

این حدیثه "من مات قامت قیامت".

هرکی بمیره قیامتش شروع میشه.

چطور شروع میشه؟

طبق جمع‌بندی آیات و روایات درباره برزخ، برزخ برای انسان‌ها دو حالت دارد.

یک خواب.

خیلی از آدم‌ها با مرگ به خواب فرو میرن.

یعنی اون لحظه‌ای که اینجا شما می‌بینی بالا سرش تو بیمارستان وایسادی مثلاً صداش می‌زنی، شوک میدی، یه لحظه چشمشو بست، خوابید.

کی پا میشه؟

قیامت.

قرآن میگه قیامت ازش سؤال می‌کنند چقدر خوابیدی؟

"یَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ".

مثلاً دیگه خوابم خیلی احساس می‌کنه خوابش سنگینه.

میگه به من یه روز خواب بودم.

بعد نه یه مثلاً نیم روزی خواب بودم.

شما یه خواب نیم روز چقدر برات می‌گذره؟

شب یه وقتایی آدم تو وقت خواب می‌خوابه، صبح پا میشه، یه نیم روز گذشته دیگه.

یه هفت هشت ساعت گذشته دیگه.

لحظه‌ای که چشمتو می‌بندی تا باز کنی چقدر برات گذشته؟

چقدر گذشته؟

یه آنی.

صبح.

درسته؟

خواب اینه.

قیامت همینطوریه برای اکثر ما.

یعنی خیال نکن حالا اوووه تا قیامت یه میلیون، دو میلیون، سه میلیون سال دیگه.

نه این حرفا نیست.

الان خدا اراده کرد من بمیرم، می‌خوابم، چشمامو باز می‌کنم، می‌بینم قیامت.

اِاِه!

ما کلاس بودیم.

همین حالا داشت حاج آقا می‌گفت قیامت پیش خدا [خنده].

حالا ممکنه تو این فاصله یه میلیون سال، دو میلیون سال هم گذشته.

من نمی‌دونم.

ولی خواب بودی.

مثل اصحاب کهف که سیصد سال، سیصد و نه سال خوابیدن، وقتی بیدار شدن این به اون میگه چقدر خوابیدی؟

چقدر خوابیدی؟

میگفت نمی‌دونم یه ساعتی، نصف روزی.

دیگه اونی که خیلی گفت، گفت یه روز.

یعنی اومدن تو کا-کوه، خدا اینا آیه است، نشانه است برای ما گذاشته دیگه.

خواب خودش یه نشانه است.

اینم یه نشانه دیگه.

اومده تو غاار از ترس اینکه الان میخوان ما رو بگیرن.

خسته شده گفته یه چرتی بزنیم.

چرت رو زده پا شده.

خب حالا آقا یکی بره نون بیاره.

رفتن دیدن اِه!

سیصد سال گذشته، واحد پول عوض شده، آدما همه رفتن، یه آدمای دیگه‌ان، حکومت عوض شده [خنده].

چه خبره؟

چی شده؟

خودشون متحیر شدن.

بعد فهمیدن بله آقا سیصد و خرده‌ای سال گذشته.

نوه ماکسیمیلیانوس یه پیرمردی شده بود.

یادتونه تو فیلمش دیدید دیگه.

یه پیرمردی شده بود مثلاً که بابابزرگش هم ندیده بود هیچوقت.

خب.

پس ال-علت اینکه خدا زنده...

آن اون داشتم می‌گفتم.

گروه دوم.

گروه دوم کسانی‌اند که با مرگشون نمی‌خوابن.

وارد چی میشن؟

برزخ.

اونم خوابم خودش برزخه.

وارد بهشت یا جهنم برزخی.

یعنی اگر گناهکار باشه تو جهنم میره بلافاصله با مرگش.

اینم قرآن شاهد داریم فرعونیان میگه "فلما اغرقوا ادخلوا نارا".

همین تو دریا که غرق شد و رفت تو جهنم.

یعنی دیگه معطلی این وسط ندارد.

یا بعضیا ممکنه به محض مرگ برن تو بهشت.

بهشت موقت، جهنم موقت تا وقتی که چی بشه؟

قیامت بشه.

خود اینم تحقق وعده‌های خداست.

پس بین ما و تحقق وعده‌های خدا در يوم الفصل چی فاصله است؟

بگید.

یه مرگ یه مرگ ساده که هر روز می‌بینیم.

که معلوم نیست کی نوبت ماست.

امروز، فردا، الان، یه ساعت دیگه، یه سال دیگه، ده سال دیگه.

اون خیلی خیلی‌هاش که دیگه بخواد طولش بده و کش بده و اینا و هی مرا-مراقب خودش باشه، روغن نباتی نخوره و عرضم به خدمتتون مثلا از این حرفا، اون خیلی خیلی‌هاش می‌خواد مثلا یه صد سالی زندگی کنه که بعد مثلا بعد این صد سال برن بگن خب چطور گذشت بر تو؟

بگه والا ما نفهمیدیم چی شد، کی اومد، کی رفت.

الان ما اینجا صد ساله داریم از خودشون سؤال کنید.

از خودشون سؤال کنید خواهند گفت ما نفهمیدیم [خنده] چی شد، کی اومد، کی رفت.

مگه شما پنجاه سالتو فهمیدی که اونم بفهمه؟

میره دیگه.

پس انطلقوا همین الان خدا میگه همین الان.

خطاب به کیا داره میگه؟

الا ما کنتم بهی.

به کیا پس داره میگه؟

به مكذبين.

بله.

م-- حالا جمع‌بندی آیت الله قریشی.

یه کتابی هست به نام برزخ اثر آیت الله قریشی.

من آیت الله قریشی میگم جزو محققان برجسته است و تحقیقاتش هم در حوزه قرآن و روایات تحقیقات ارزنده و خوندنیه.

ایشون با توجه به جمع‌بندی که از قرآن و روایات کرده میگه متوسطین عمدتاً می‌خوابن.

متوسطین.

اونایی که تکلیف بهشتی بودنشون معلومه مثلا حاج قاسم و اینا.

اینا صاف تو بهشتن انشاالله.

اونا که تکلیف جهنمی بودنشون معلومه، اونام صاف تو جهنم‌ند.

اونایی که این وسط چی‌اند؟

متوسط آه متوسط‌اند یعنی هنوز نه بهشتی شده قطعی، نه جهنمی قطعی.

یه خورده از این کارای خوب، یه خورده از این کارای بد.

خلط عملا صالحاً همینجور صالح و غیر صالحو با هم چه کار کرده؟

قاطی کرده.

حالا باید دید دیگه.

حالا بذار ببینیم فاتحه واسش میدن.

بچه‌هاش یه خرمایی چیزی خیر [خنده] می‌کنن پشت سرش.

نمی‌دونم آثار خیری که از او برجا مونده اونا کار می‌کنه یا آثار سوءش کار می‌کنه.

هنوز باید رو پرونده‌ش چی بشه اصطلاحا؟

کار بشه.

یعنی هنوز پرونده‌ش کار داره.

بعد تو قیامت بیان.

حالا تو قیامت یه خورده گناهاش بریزه.

بعد این آخرش چی در میاد دیگه؟

که خدا میگه اینا امید هست که مورد رحمت واقع بشن.

امید هست که مورد رحمت واقع بشن.

لکن دیگه خب دیگه حالا امید هست دیگه.

بله.

برزخ به تکامل می‌رسیم.

یعنی ادامه کار [پچ،پچ] خب اینم برای یه عده‌ایه.

برای یه عده‌ایه.

همگانی نیست.

همگانی نیست.

ببینید کسی با مرگ نابود نمیشه.

اما نابود نشدن مساوی با بیدار بودن نیست.

این بیدار بودن و برزخ را درک کردن در فضای بیداری، این همگانی نیست.

برای دو گروهه.

یا کسایی که خیلی بدن تو جهنم یا کسایی که حالا خدا مورد رحمت ویژه قرارشون داده.

حالا دعای مادری پشتشه.

نمی‌دونم کار خیری انجام داده به خاطر اون یا هرچیه که ممکنه برای او برزخ با تکامل و ایناش باشه.

حالا اگر خواستید این کتاب برزخ آیت الله قریشی رو بخونید، روی این قضیه چون جزئیاتم داره، ریزه‌کاری هم داره درست می‌فرمایند.

مثلا گفته میشه کسی که قبل از بلوغ از دنیا رفته تو برزخ به تکامل می‌رسه.

یا انسانی که تو مسیر خیر و کمال حرکت می‌کرده اگر به مقصد نرسیده از دنیا بره، خدا بقیه راه او را، او را می‌بره، او را حرکت میده.

بله، من منکر اینا نیستم.

اما باز اینا نفی نمی‌کنه.

یه عده زیادی تو برزخ چی باشن؟

خواب خواب باشن.

خوابم داریم.

رضا در قیامت مصاحبه میشه از قيامتی‌ها.

قرآن آیه داره که چقدر خوابیدید؟

میگن "یوماً و بعض يوم".

یه مختصری خوابیدین دیگه.

یه روزی، نصف روزی.

اشیّة أو ظهىها.

یه عصری.

حالا باز بهش می‌رسیم انشاالله.

خب.

انطلقوا إلى ما كنتم به تكذبون.

پس خطاب به کیاست؟

بگید همه.

مكذبين مكذبين.

تا حالا چند دفعه گفتیم "ويل يومئذ للمكذبين".

چهار دفعه.

یه بار آخر سیاق یک گفتیم، سه بار آخر هر کدوم از احتجاجات سیاق دو.

حالا خدا به همین مكذب‌ها که مكذب چی‌اند اینا؟

مكذب وقوع وعده‌های خدا در يوم الفصل است.

بهشون میگه خب راه بیفتید به سوی همون چیزی که تکذیبش می‌کردید.

خب اینا چی رو تکذیب می‌کردن؟

وعده‌های خدا را تکذیب می‌کردن.

اینجا منظور از آنچه تکذیب می‌کردید چیه؟

چیه؟

عذاب عذابه دیگه.

جهنمه دیگه.

درسته؟

سؤال: اینا کلاً وعده‌ها را تکذیب می‌کردن یا جهنمو [پچ،پچ].

وعده‌ها هم بهشت داره هم جهنم.

اینا هر دو رو تکذیب می‌کردن یا فقط جهنمو از دو حال خارج نیست.

یا هر دو یا فقط جهنم تکذیب می‌شده یا فقط جهنم تکذیب می‌شده.

چون انطلقوا إلى ما كنتم به تكذبون منظور از ما كنتم به تكذبون چیه؟

چیه آقا؟

جهنمه دیگه درسته؟

پس یا فقط جهنمو تکذیب می‌کردن یا نه کلشو تکذیب می‌کردن.

ولی به خاطر چی؟

مشکل با چی داشتن؟

جهنم.

در انکار وعده‌ها آدما مشکل با بهشت ندارن.

از خداشونم هست.

آقا شما انشاالله کارهای خوبی بکنی میری بهشت و دست شما هم درد نکنه.

فقط هرچی تو بهشت بالاتر بری بهتر.

خب چه بهتر.

اما اونجایی مشکل پیدا می‌کنن که میخوای بگی اگر این کارو نکنی میری [مکث] اگر این کارو بکنی میری این جهنم، جهنم.

با جهنمه مشکل پیدا می‌کنن.

هرچی میگید بگید هر وعده‌ای می‌خواید بدید بدید.

فقط این جهنمو بیخیال شید دیگه بابا.

یه جهنمه دیگه.

اینم خاموش بکنید تموم بشه بره پی کارش.

سوره معارج همینه.

این سوره همینه.

بسیاری از سوره‌های دیگر همینه.

مسئله آدما اصالتا با بهشت نیست.

اونایی هم که می‌بینیم میان به بهشت طعنه می‌زنن از چی دارن می‌سوزن؟

از جهنم.

چون وعده داده شده‌اند به اینکه میرن جهنم، بهشت رو هم بر نمی‌تابند، تحمل نمی‌کنند.

میگن این چه بهشتیه.

انطلقوا إلى ما كنتم به تكذبون.

انطلقوا.

حالا می‌خواد این ما كنتم به تكذبون رو توضیح بده.

این ما كنتم به تكذبون چیه؟

انطلقوا إلى، انطلقوا إلى.

الان به جای ما كنتم به تكذبون میگه ظل ذي ثلاث شعب.

ظل یعنی چی؟

سایه.

ذي؟

صاحب.

ثلاث شعب؟

سایه سه شعبه.

سایه‌ای که سه شعبه دارد.

خب یعنی چی سایه سه شعبه [مکث]، سایه سه شعبه‌اش دیگه چیه؟

الان تصاویری که شما در تلویزیون می‌بینی دو بعدیه یا سه بعدی؟

دو بعدیه.

اما یه آدمو بیرون ببینی راه میره.

الان من، منو دو بعدی می‌بینی یا سه بعدی؟

سه بعدیه.

ذي ثلاث شعب یعنی سایه سه بعدی.

یعنی سایه مجسم.

یه بار سایه رو زمین پخشه، یه بار سایه خودش یه وجودی داره.

سایه‌ای که تجسم دارد، وجود دارد صرفاً یه تاریکی که به خاطر نرسیدن نوره بگید نیست.

میشه ظل سایه‌ای که ذي ثلاث شعب سه بعدی مجسمه به سوی اون حرکت کنید.

چرا جهنم را سایه معرفی کرده؟

تا بگه اثری از نور، اثری از نور که نور امید انسان به چیه؟

به نوره.

میگه جهنم ظلمته.

جهنم منطقه فاقد نور عالمه.

بر خلاف تصور خیلی‌ها که خیال می‌کنند مثلاً سلام علیکم خیال می‌کنند تو جهنم آتیش خودش نور داره.

نه.

آتیش جهنم چیه؟

کاملاً، کاملاً سیاهه.

ظلمت محضه.

حدیث پیغمبر خداست.

صحیح هم هست حدیث.

فوا أصفی که صحیح حدیث.

چون سخت میشه کار برا ما.

تو اول چهل حدیث حضرت امام این حدیث نقل شده که خداوند به ملائکه عذاب دستور داد که آتش جهنم را روشن کنند پس روشن کردند.

فرمان داد در آن بدمید.

در آن دمیدند.

هزار سال به تعبیر اون حدیث در آتش جهنم دمیدند پس سرخ شد.

فرمان داد باز هم بدمید.

پس هزار سال دیگر در آن دمیدند تا سفید شد و فرمود که باز هم بدمید.

پس هزار سال دیگر دمیدند و سیاه شد.

حلقه ای از اون آتش اگر بر عالم بیفتد تمام کائنات را آتش می‌زند.

چون دیگه اون مرحله غضب خداست.

تجسم غضب خداست.

تجسم در واقع مرحله فاقد نور عالمه.

ظل سایه است.

انطلقوا إلى ظل ذي ثلاث شعب سایه‌ای سه بعدی، سه شعبه.

لا ظليل گفتیم سایه خیال نکنی خنکی‌ها.

نه.

اصطلاحا میگن سایه است ولی سایگی بگید ندارد.

لا ظليل یعنی سایگی ندارد.

نقش سایه را ایفا نمی‌کند.

ولا يغني من اللهب سایه‌ای نیست که جلوی اصابت شراره‌های آتش را بگید بگیرد.

لا يغني من اللهب.

إنها همانا آن، آن چیه منظور؟

همین ما كنتم به تكذبون همین سایه.

که البته إنها ترمی اینو باید به لهب احتمالا بزنیم.

به لهب بله.

إنها ترمی همانا اون لهب، اون شراره‌های آتش ترمی پرتاب می‌کند.

ترمی از رمیه و ما رمیت از رمیت.

از رمیه پرتاب کردن.

پرتاب می‌کند بشعرن شراره‌هایی پرتاب می‌کند شراره‌هایی کالقصر مانند قصر.

که گفتم در دوره اول اینکه خدا تشبیه میکنه شراره‌های آتش جهنم را به چی؟

به قصر.

در این تشبیه یه ملاحظه اینه که بگه این شراره‌ها بسیار بزرگ و عظیم است.

این یه ملاحظه است.

ملاحظه دوم اینه که این‌ها را به یاد چی بندازه؟

به یاد قصرهای خودشون بندازه.

چرا تشبیه میکنه خدا به قصر؟

می‌خواد بگه اون چیزی که امروز شما داری با ثروت‌اندوزی و دلبستن به دنیا داری خودتو گرفتارش می‌کنی، دلت می‌خواد یه قصر واسه خودت ساختی، بدان که اون، اون شراره‌های آتش هر کدام به بزرگی یک قصر اصابت خواهد کرد.

إنها ترمی بشرر کالقصر کأنه قصری که گویا اون قصر جمالة صفر شتریست زرد رنگ.

بازم رنگ اون قصر رو به چی تشبیه کرد؟

به شتران زرد.

شتران زرد هم به خاطر اینکه جزء سرمایه‌های انسان‌ها محسوب میشن.

اینم یادآوری دوم به همون اندوخته‌ها.

می‌خواد بگه شراره‌هایش به لحاظ عظمت مثل قصر است به لحاظ رنگ مثل شتری بگید زرد رنگ.

خب گفته بودی که ظلمته.

بله اصل آتش ظلمته شراره‌هایش اما زرد است.

این جرقه های سرخ و زرد پرتاب میکنه.

إنها ترمی بشرر کالقصر کأنه جمالة صفر ويل يومئذ للمكذبین.

وای در آن روز بر مکذب‌ها.

ببینید.

سیاه نیست.

نه، نه، سیاق عوض نشده.

سیاه نیست این شراره‌ها.

شراره‌ها نه، شراره‌ها صفر زرد است.

اما خود این سایه چیه؟

خود این سایه که آتش جهنمه دیگه.

لا یغنی من اللهب.

ببینید مثل این می‌مونه که جهنم را یک هیمنه ای تصویر کرده از سایه ظلمت محض که این سایه حاوی شعله‌های آتش است.

که این شعله‌های آتش چی پرت میکنه بیرون؟

شراره‌هایی پرتاب می‌کند به بزرگی قصر و به زردی شتر.

ويل يومئذ للمكذبین.

تا اینجا یه بار خلاصه مطلب گفت.

انطلقوا إلى ما كنتم به تكذبون.

یه بارم با انطلقوا إلى ظل ذي ثلاث شعب لا ظليل ولا يغني من اللهب إنها ترمی بشرر کالقصر کأنه جمالة صفر.

در واقع چی رو توضیح داد از اینجا تا اینجا؟

این ما كنتم به تكذبون رو توضیح داد.

اونی که دارید تکذیبش می‌کنید اینه.

برید بیفتید توش.

قیامت شده.

خدا میگه برید بیفتید توش.

برید واردش بشید.

مرحله بعدی.

هذا يوم لا ينطقون.

حالا اینجا طبیعتاً افراد وقتی مجرمان میخوان مجازات بشن گفته میشه یالا، یالا برید طرف جهنم.

یالا بینم.

می‌خواد این‌ها رو سوق بدن به سمت چی؟

جهنم.

طبیعیه که اینجا در صدد بر میان از خودشون چه کنند؟

آخرین دفاع‌ها را از خودشون ارائه بدهند.

لذا مرحله بعدی توصیف اینه.

هذا يوم لا ينطقون.

این روزی است که صحبت نمی‌کنند.

کسی نطق نمی‌کند.

ولا يؤذن لهم فيعتذرون.

در این روز اذن داده نمی‌شه به کسی که از با اون اذن چه کند؟

بگید.

يعتذرون.

اعتذار عذرخواهی بکند.

بگه من حواسم نبود.

نفهمیدم.

ببخشید.

ويل يومئذ للمكذبين.

وای در آن روز بر مکذب‌ها.

خب بعد حالا می‌خواد این رو دو مرتبه جمع‌بندی کنه.

هذا یعنی چی؟

این هذا رو دیگه شما باید به دو فراز قبلی بزنید.

فراز اول چی بود اینجا؟

توصیف خود جهنم بود.

فراز دوم چی بود؟

فرصت صحبت و عذرخواهی داده نمی‌شود.

میگه این روزی که جهنم هست و فرصت عذرخواهی هم نیست.

يوم الفصل.

يوم الفصل که ما گفتیم قراره وعده‌ها درش محقق بشه اینه.

هذا يوم الفصل جمعناكم والأولين.

ما در این روز شما را همه شما را والأولين و همه بگید گذشتگان را جمع می‌کنیم.

همه را جمع می‌کنیم.

خب می‌خواید بگید همچین روزی نیست و وعده‌های ما محقق نمی‌شه.

خب بسم الله الان فرصت دارید.

فإن كان لكم كيد فكيدون.

پس اگر کیدی برای شما هست، نقشه‌ای دارید، می‌توانید تدبیری بیندیشید به یه نحوی این روزه انجام یه همچین روزی از راه بگید نرسد.

خب راه‌های مختلفی رو شاید بخواید امتحان بکنید.

مثلاً چی کار می‌خواید بکنید حالا؟

بیاییم بررسی کنیم.

مثلاً می‌خواید نمیرید.

یه راه اینه که نمیرید.

خب امتحانش کنید یا نه بمیرید ولی زنده نشید.

خب حالا امکانش هست امتحان کنید.

یا مثلاً زنده بشید ولی اجازه ندید خدا تصمیم بگیره، خودتون تصمیم بگیرید.

یا زنگ بزنید مثلا آتش نشانی بیاد جهنم رو خاموش کنه.

یا نه می‌تونید همین الان مثلا با همدیگه NGO تشکیل بدید و بررسی‌های کارشناسی لازم رو به عمل بیارید.

انسان‌ها همتون با هم یه برنامه‌ای بریزید هیچوقت همچین اتفاقی نیفته.

یا جنیان رو صدا کنید.

جنیان ید طولایی دارن در تلاش برای خاموش کردن جهنم از اونا هم یک خلاصه استفاده‌ای بکنید ببینید اونا تونستن شما هم بتونید.

نمی‌دونم دیگه.

"إن كان لكم كيداً".

پس اگر برای شما کیدی هست، راه چاره‌ای هست، نقشه‌ای هست که یک چنین روزی که روز فصل است، روز جدایی‌ست پیش نیاید و شماها در یک همچین روزی جمع نشوید.

اگر یه راهی برنامه‌ای چیزی در نظر دارید "فكيدون".

پس اون نقشه را، اون کید را با من به کار بگیرید.

"كيدون" یعنی من را مورد کید قرار بدید.

یه جوری از من چه کنید؟

یه جوری منو فریب بدید.

یه جوری به من با من مکری در کار بگیرید.

یه کاری کنید من نتونم.

عملیات ایذایی، فریبی، یه کاری بکنید خلاصه من نتونم دیگه.

ببینید این اینجا اونجایی که خدا حریف می‌طلبه‌ها.

میگه من این کارو خواهم کرد.

من این کارو خواهم کرد.

می‌خوای ردش کنی؟

می‌خوای انکارش کنی؟

پس جلوی منو باید بگیری.

خب بگیر.

دوباره برگشت دیگه.

بله.

از همین برگشتن از همین صحبتی که الان داره میگه "جمعناکم والأولين فإن كان لكم كيدًا".

جمع کرد برای قیامت.

قیامت با اولیا در یک بحث جمع کرد.

ببینید من برداشت خودمو از تبادر دارم میگم.

اینکه تو خود قیامت که اینا مواجه شدن در اون لحظه‌ای که دارن میندازشون تو جهنم، اونجا خدا بگه "فإن كان لكم كيدًا فكيدون".

این خیلی مناسب اون حال نیست.

اگر موضوع مشکل مخاطب اگر شرک بود که ما تو قیامت بهش بگیم خب حالا کوشن اونایی که تو شریک قرار می‌دادی آره.

اما وقتی مشکل مخاطب انکار چیه؟

وعده‌هاست.

یعنی مکذب وعده‌های خداست.

بیشتر مناسب حال اینه که خدا بگه اینی که توصیف کردیم این "يوم الفصل" که ما شما را و گذشتگان را جمع کردیم در یک همچین وضعیتی که می‌بینید.

اگر برنامه‌ای دارید به کار ببندید.

هرچند الان که شما این نکته رو می‌گید اینو بگما، الان که شما این نکته رو می‌گید من می‌بینم اون وجه هم اینجا جا داره.

یعنی بگیم همین صحبت در قیامت داره میشه.

تو همون ادامه بحث قیامت ای بسا اولویت هم داشته باشه که ما بگیم این صحبتو خدا تو قیامت داره به اینا میگه.

این همون "يوم الفصل" است که ما شما را و گذشتگان را چه کردیم؟

جمع کردیم.

این یه وجهه.

اما این حالتم که بگیم گویا بعد از توصیف دو مرحله توصیف قیامت، خدا الان دو مرتبه رو کرده به اینا در دنیا.

میگه این روزیست که شما را و گذشتگان را جمع کردیم.

اینم فرض داره.

یه چیزی عرض بنده رو تقویت می‌کنه، اونو اشاره کنم.

اگر این صحبت در قیامت می‌شود، دیگه تفکیک بین "كم والأولين" خیلی جا نداره.

چون تو قیامت همه با هم چی‌اند؟

جمع‌اند و اگر خدا داره نطق می‌کنه خطاب به همه داره نطق می‌کنه.

میگه این روزیه که جمعتون کردیم.

بعد بگه "هذا يوم الفصل جمعناكم".

دیگه "والأولين" کیا میشن؟

دقت فرمودید؟

در حالی که اگر تو این دنیا باشه جا داره.

یعنی هنوز- یعنی هنوز یعنی، یعنی یه کمی هست، یه "الأولين"ی هست که خدا میخواد بگه در یک چنین روزی قطعاً شما و اولین را چه می‌کنیم؟

جمع می‌کنیم.

شما اگر برنامه‌ای دارید برای اینکه در چنین روزی گرفتار نشید، همین الان چی بشید؟

دست به کار بشید، برنامه‌هاتونو اجرا بکنید.

سعی کنید این روز نرسد.

اینم یه جور چیه؟

یه جور تهدیدیه، مبارزطلبیه.

یعنی عمراً همچین توانی را شماها ندارید.

اما بیشتر چیزی که تقویت می‌کنه عرض بنده رو یکی تفکیک "كم والأولين"ه.

یکی اینکه مناسب با شرایط تکذیب وعده مناسب با اون اینه که همین الان اونا را به کید فرا بخوانی.

نه تو قیامت که دیگه وعده چه شده؟

محقق شده.

دیگه اون مو...

نه در مقابل عمل انجام شده.

الان بگی خب شما اگه نمی‌خوای قبول کنی پس هر کار می‌تونی بکن که نشه.

دقت فرمودید؟

حالا باز هم روش تأمل بکنید دیگه.

به خودتون فرصت بدید.

بله.

خب البته اینکه امکان ا-انجام کید نیست، این نمیشه دلی...

این دلیل نیست برای اینکه تو قیامت خدا این حرفو نزنه.

چرا؟

چون خیلی وقت‌ها حرف تو دنیا هم امکانش نیست.

فرق نمی‌کنه.

خدا با این جمله می‌خواد بگه راهی برای فرار از تحقق وعده‌های من ندارید.

خب حالا دقت کنید.

"هذا يوم الفصل جمعناكم والأولين فإن كان لكم كيدًا فكيدون ويل يومئذ للمكذبين".

وای در آن روز بر مکذب‌ها.

تا حالا سه فراز صحبت کرده.

فراز اول "انطلقوا إلى ظل إلى، إلى ما كنتم به تكذبون".

"انطلقوا إلى ظل ذي ثلاث شعب".

که خود اون جهنم را توصیف کرد.

فراز دوم اینکه امکان صحبت کردن و عذرخواهی وجود ندارد.

فراز سوم اینکه این وعده قطعاً محقق خواهد شد.

هرکی می‌خواد گرفتار چنین چیزی نشه و در عین حال نمی‌خواد وعده‌های خدا را قبول کنه پس یه چاره‌ای خودش باید بیاندیشه.

اما این فراز "إن المتقین في ظلال وعيون" می‌خواد بگه که خب يوم الفصل آیا فقط روز عذابه؟

یعنی فقط در يوم الفصل آدما قراره جهنم برن؟

گزینه دیگری وجود نداره؟

چرا شما می‌تونی به جای انکار وعده‌ها و مجرم شدن و گرفتار جهنم شدن این راهو بری.

"إن المتقین في ظلال".

اونم ظله اینم ظله.

ولی این ظلال کجا، اون ظلال کجا.

"في ظلال وعيون" در سایه سارها و چشمه‌ها هستند "وفواكه مما يشتهون" و میوه‌هایی از آنچه که اشتها بکنند.

هرچی که میلشون بکشه از میوه‌ها.

اسم هر میوه ای به دهن آب بیفته یا نه؟

حالا هرکس یه میوه‌ای دوست داره "وفواكه مما يشتهون".

"كلوا" بخورید "واشربوا" و بیاشامید "هنيئاً" نوش جانتون، گوارای وجودتون "بما كنتم تعملون".

ببینید اینجا گفت "إن المتقین" اینجا هم گفت "بما كنتم تعملون".

یعنی چی می‌خوایم ازتون؟

عمل.

یعنی اگر کسی میگه من وعده‌ها را باور دارم، وقتی از او قبول می‌کنیم باور داشتنش را که چه کرده باشد بر اساس اون وعده‌ها؟

عمل کرده باشد.

درسته تو این دنیا دعوا سر وعده‌هاست که وعده‌ها را تکذیب می‌کنی یا تصدیق می‌کنی.

دعوا سر وعده‌هاست.

اما نتیجه تصدیق یا تکذیب وعده‌ها رو تو عمل میشه دید.

لذا "كلوا واشربوا هنيئاً" نمیگه "بما كنتم تصدقون" نمیگه "بما كنتم تومنون".

میگه "بما كنتم تعملون".

اینجا میگه "إن المتقین" یعنی تقوا.

آقا شما باور داری جهنم هست؟

تقوات کو؟

باور داری بهشت هست؟

تقوات کو؟

تو تقوا تو عمل خودشو باید نشون بده.

خیلی راحت حرف بی‌حساب می‌زنیم.

بی‌دلیل آدما رو متهم می‌کنیم.

بی‌تقوایی.

خدای نکرده غیبت، بی‌تقوایی.

خدای نکرده شکستن دل آدما، بی‌تقوایی.

مال حروم، بی‌تقوایی.

نگاه حرام، بی‌تقوایی.

میگیم جهنم هم هست.

خب اگه جهنم هست پس چرا تو تفاوتی در رفتار تو ایجاد نکرد باور به جهنم؟

"كلوا واشربوا هنيئاً بما كنتم تعملون إنا كذلك نجزي المحسنين".

ما اینگونه محسنان را جزا می‌دهیم.

خوش به حال محسنان.

ببین متقین، محسنین، تعملون همه فاز چی دارن؟

اجرایی همه فاز رفتاری دارن.

نه که فاز اعتقادی توش نیستا.

قطعاً فاز اعتقادی توشه.

چرا؟

چون نقطه مقابل مکذبینه این.

ولی خدا می‌خواد بگه نقطه مقابل مکذبین بودن کجا خودشو نشون میده؟

تو تقوا، تو احسان، تو عمل.

اینجا خودشو نشون میده.

"ويل يومئذ للمكذبين".

این می‌دونی چی می‌خواد بگه؟

می‌خواد بگه اینم گفتیم تا بلکه مکذبان وعده‌ها دست از تکذیب بردارن.

اینم برای همین گفتیم.

وای در آن روز بر مکذب‌ها.

تا آیه چهل و پنج.

خب چه شد عملاً؟

الان می‌خوایم یه جمع‌بندی بکنیم.

خیلی ساده‌ست دیگه جمع‌بندی.

چند فراز داشتیم؟

چند فراز؟

چهار احسنتوم.

چهار فراز.

فراز اول آیه‌هاشو شما بهم بگید.

چند؟

یک دو نه، نه.

فراز اول این سیاق.

به به، به به، به به، به به، به به، به.

بیست و نه تا سی و چهار.

بیست و نه تا سی و چهار فراز اول.

در بیست و نه تا سی و چهار خدا چه فرمود؟

توصیف جهنم.

توصیف جهنم.

برای مکذبان.

چگونه توصیف کرد؟

گفت جهنم یه روزیست که، یه سایه‌ایست که سه شعبه‌ست.

خنکی نداره.

جلوی آتیش رو نمی‌گیره.

داخل جهنم که کسی قرار گرفت شراره‌هایی به بزرگی قصر و به زردی شتر از آتش بر سرش کوبیده خواهد شد.

و به این بیان توصیف و تهدید رو انجام داد.

فراز بعدی آیه چند تا چند؟

سی و پنج تا سی و هفت سی و پنج تا سی و هفت.

در سی و پنج تا سی و هفت خدا چه فرمود؟

فرصت نطق، نطق و اذن عذرخواهی در روز فصل یا در يوم الفصل وجود ندارد یوم الفسل روز عذرخواهی و نطق و دفاعیه خوندن و وکیل بگیرم وکیل از من دفاع کند و این حرفا نیست.

در یوم الفسل فرصت نطق و عذرخوا-- عذرخواهی وجود نداره.

سه، آیه سی و هشت [مکث] تا چند؟

چهل سوال ایشون البته یه وقت سوء تفاهم نشه، من با شما، اه بر شما تطبیق نمیدم این مطلبو.

این سؤال جنساً، ذاتاً شبیه اینه.

بابائه دیروز اومده به بچه‌ش گفته پسرم بابا، عزیزم، عزیز دلم انقدر این وقتتو تو این گوشی تلف نکن.

بابا جان این گوشی به نفعیت نیست، ضرر داره.

وقتت گرفته میشه، چشمت خراب میشه، اشتهات کم میشه، تمرکزت کم میشه.

بعد کلی بالاخره گوشه گل-- گوشه‌های اینترنت چیزای بد پیدا میشه، فکرت منحرف میشه.

بالاخره خوب نیست آقا به صلاحت نیست.

بذار کنار.

لااقل اگرم گوشی داری خیلی تو این شبکه‌های اجتماعی دور نزن.

حالا شبکه اجتماعی هم میری لااقل اینستا رو خیلی نرو.

[خنده] بابا جان یه مقدار مراقب خودت باش و اینا.

خب پسره شنیده بابایی-- باباشی.

حالا بابایی یه هفته بعد میبینه پسره بازم نشسته.

خب میگه پسرم، عزیزم ببین این اینستاگرم، این قسمتی که میبینی اینجا علامت چی داره، این خطرناکه.

اگه میری توش هر چیزی پیدا میشه.

باید مراقب خودت باشی.

اگه قرار باشه دستت بگیری باهاش بالا پایین بری و اینا بیچاره میشی.

شبکه‌های مجازی عموماً همین‌طورن.

اگرم شبکه مجازی داری کانال لااقل درست حسابی برو.

آخه عمرت رو که از جیب نیاوردی اینجوری.

میگه بابا اینایی که هفته‌ی قبل هم گفتی.

خب مگه من گفتم عمل کردی؟

[خنده] من گفتم شما چه تغییری در خودت ایجاد کردی؟

خدا این همه با وجود تمام حرفی که خدا میخواد به بشر بزنه یه چیزه.

ولی از باب اینکه نرود میخ آهنین در سنگ.

مرسلات می‌خونیم تکون می‌خوریم مگر که نبع نیاد.

نبع هم می‌خونیم باز تکون نمی‌خوریم باید نازعات بیاد.

نازعات هم می‌خونیم باز عوض نمی‌شیم باید نمی‌دونم تکویر بیاد.

ما مسئله اینه انسان نجاتش از گرداب‌هایی که درش گرفتاره خیلی ظریفه.

یعنی گاهی برای این آدم این بیان اثر میذاره، برای اون آدم یه بیان دیگر.

گاهی برای امروز هم این بیان، برای فردایم بیانی دیگر.

یعنی ما نمی‌تونیم بگیم که خب هر حرف را خدا در قرآن چند دفعه بگه؟

خدا در قرآن میگه "نصرف الآیات".

ما یه حرفو صد جور بهت میگیم.

"نصرف الآیات" یعنی هی به بیان‌های مختلف همونو میگیم.

این بار از این ور میگیم، این بار از این ور میگیم.

توحیدو از ده طرف از صد طرف خدا گفته.

معاد هم همینطور.

نبوت هم همینطور.

و جالب اینجاست که همه این‌ها در عین اینکه یه هدف دارد، دو تاش عین هم نیست.

یعنی واقعاً خصوصیت بیان تو هر کدام از این سوره‌ها با اون یکی متفاوته.

ولی فضای سوره‌هایی که الان ما داریم توش سیر می‌کنیم، چون اینا سوره‌هاییه که بیشتر جنسش جنس انذاریه.

انسان‌ها در مقابل انذار یه مقدار واکنش دارن.

یعنی از تکرار انذار خیلی استقبال نمی‌کنن.

من می‌خوام بگم خطاب به مؤمنان یه حرف بزنم، خطاب به غیر مؤمنان یه حرف.

خطاب به مؤمنان می‌خوام بگم که از تکرار انذار ناراحت نشید چون شما رو که نمیگه.

شما رو که نمی‌خواد جهنم ببره.

شما که انشاالله مؤمنید و انشاالله متقی هستید و اینا.

پس شما ناراحت نشید.

مؤمنان عزیز قابل توجه مؤمنان عزیز، از اینکه خدا انقدر از جهنم حرف می‌زند شما بهتون بر نخورد، با شما نیست که.

نه ما که آخه معلوم نیست همچین مؤمنم باشیم.

خب پس بترسید لطفاً.

بترسید.

اگر کسی میگه نه من تو ایمانم مطمئن نیستم که هیچ‌کس نباید به ا-ایمانش مطمئن باشد، چون هر قدر هم به ایمانت مطمئن باشی در معرض چیه؟

از بین رفتنه.

در معرض سقوطیم همه‌ی ما.

غفلت، سقوط و چون نگران ایمانمون هستیم پس باز هم نباید از انذار بگید دوری کنیم.

انذار دوای تلخ درد دنیاگراییه.

درد دنیاگرایی دارویی جز انذار ندارد.

هنوز محققان موفق به شیرین کردن این شربت بگید نشده‌اند.

که دیگه یه طعم توت فرنگی بهش بزنن انسان بخوره و کیف بکنه.

هنوز داروش داروی تلخیه.

داروی بهتری هنوز پیدا نکرده.

پیدا نخواهند کرد.

داروی بهتری ندارد.

همه اونایی که میخوان این دارو را کنار بگذارن، خیلی مؤدبانه میخوان به اون درد خو کنن.

میخوان با اون درده کنار بیان.

میخوان بگن بالاخره بی‌خیال ما.

آره خب سی و هشت تا چند؟

چهل تا چهل.

سی و هشت تا چهل میخواد بگه چی؟

میخواد بگه این روز این روز يوم الفصل قطعی است.

چاره‌ای بیندیشید.

اگر کیدی دارید و هرچه خب یه کاری بکنید.

بعد این سه تا رو با هم یک جا ببین.

از چهل و یک تا چهل و پنج.

میخواد بگه يوم الفصل فقط جهنم نیست.

يوم الفصل فقط جهنم نیست.

برای متقیان محسن که باور به وعده‌ها، عملشان را اصلاح کرده بهشت است.

بهشت است.

خب اگر بخواهیم این سیاق را جمع‌بندی کنیم، تو جمع‌بندی این سیاق عمده فاز تهدید غلبه دارد یا تبشیر؟

تهدید حتی این فاز تبشیریشم آخرش "و ilen yawma'izen lil مكذبين" داره.

پس عمده فاز تهدیدیه.

کلش هم که توصیفیه.

یعنی توصیف، توصیف يوم الفصل به منظور تهدید.

تهدید کیا؟

تهدید مکذبان.

مکذبان چی؟

مکذبان وقوع وعده‌ها.

این سیاق هدف اصلیش توصیف يوم الفصل است به منظور تهدید مکذبان وقوع وعده‌ها به علاوه تبشیر.

یعنی تبشیر حرف اصلی سیاق نیست، حرف ضمنی سیاقه.

میخواد بگه اگر ما شما را داریم تهدید می‌کنیم، هدفمون از تهدید این است که منصرف بشوید از مکذب بودن خودتون رو برسونید به چی؟

به متقی بودن، به محسن بودن.

اعمال محسنانه و متقیانه انجام دادن.

بفرمایید.

محسن یعنی احسان کننده.

احسان از حسن یعنی نیکی.

احسان یعنی نیکی کردن.

در قرآن کریم در سیاق‌های مختلف برای محسنان ویژگی‌هایی ذکر شده.

مثلاً از جمله ویژگی‌هایی که در قرآن برای محسنان ذکر شده در سوره زاریاته که خدا در سوره زariat می‌فرماید محسنان چند تا ویژگی دارند.

یک: باور به وقوع وعده‌های الهی خواب راحت را از چشمانشون گرفته.

یعنی اگر کسی وعده را طوری باور کرد که دیگه راحت بگید [خنده] راحت نتونست بخوابه.

راحت نتونست بخوابه یعنی چی؟

یعنی اینکه همیشه در تکاپو بلکه برای فردای خودش جواب بدید کاری بکنه.

دو: محسنان کسانی هستند که در اموال‌شون برای سائل و محروم حقی تعیین کردند.

سه: محسنان کسانی هستند که در سحرگاهان استغفار می‌کنند.

پس اهل تهجد شب‌اند.

اهل استغفار سحرند.

اهل خدمت به محرومان و نیازمندانند.

جاهای دیگر قرآن هم مصادیق دیگری برایش ذکر کرده.

الان در این سیاق محسن چیه؟

کیه؟

در این سیاق محسن متقی است.

متقی یعنی چی؟

متقی یعنی کسی که خود را از اصابت آتش چه کرده؟

در امان نگه داشته.

چطور میشه آتش به انسان اصابت میکنه؟

بگید.

گناه، تکذیب انسان را گرفتار آتش میکنه.

پس این محسن کسیه که از تکذیب دوری کرده.

در نتیجه هرچه که بخواهد او را گرفتار آتش کند این پرهیز داره.

محسن این سیاق انسان متقی است.

انسانی که از گناه به انواعش پرهیز میکنه و دوری میکنه.

خب سؤال اینه چرا اینجا میگه کیدونه نمیگه کیدو نا.

اما اینجا میگه جمع نا نمیگه جمع تو.

خدا گاهی برای خودش متكلم وحده به کار می‌بره، گاهی متكلم مع الغير.

گاهی میگه من گاهی میگه ما.

وقتی من میگه میخواد از اون توحد کبریایی و اون عظمت شخص خودش، خود خودش یاد کنه.

وقتی ما میگه میخواد به کل این دستگاه عظیمی که آفریده و در خدمت گرفته از فرشتگان و از تمام مص-- اسبابی که در عالم او مقدر کرده بخواد به کلش اشاره بکنه.

شبیه من و ما گفتن یک پادشاه.

شبیه بلا تشبیه ولی شبیهه.

یعنی چی؟

یه پادشاه یه وقتی میاد میگه من میگم.

اینجا تاکید میکنه بر اینکه چون من میگم پس همه باید چه کنن؟

همه باید اطاعت کنن.

اما یه باری میاد میگه که حکم ملوکانه‌ی ما چنین است.

اینجا خیالش راحته که همه با او همراه هستند.

میخواد ژست اون عظمت را بگیره.

خب پس من و مای پادشاه چطور هر دو جا داره؟

خدا هم همینه.

یه بار میگه کیدونه یعنی حریف هرکی هم باشید حریف من نیستید.

پس با من طرفید.

کیدونه اما اینجا که میگه جمعنا کن میگه آقا ما، ما جمعتون کردیم.

یعنی آقا عالم رو طوری طراحی کردم بخواید نخواید همه چی میشید؟

جمع میشید.

پس اشاراتی‌ست به اون جایگاه متکلم.

گفتیم دیگه ظل جهنم ذی ثلاث شعب است.

خودش تاریکی مجسم است، خودش آتش است.

اما ظ، ظلال بهشت سایه درخت‌هاست.

خدا چرا از یک ماده استفاده کرده؟

مثل این میمونه که میگه دانه فلفل سیاه و خال محرویان سیاه هر دو جانسوز است اما این کجا و آن کجا.

البته من این شعر رو نمیخواستم بخونم.

راستش یه چیز دیگه میخواستم بگم این از آب دراومد.

حالا عیبی هم نداره.

خب اون یکیشم آخه مثل همین میمونه.

اون یکی چی بود؟

مردم دروازه غار و مردم- نه مردم دروازه غار و چی بگو؟

مردم دریا کنار.

آها مردم دروازه غار و مردم دریا کنار هر دو [خنده] اینم که بد شد آخرش.

[خنده] خب بگذریم.

میگه خلاصه بگذریم.

حالا خلاصه این کجا و آن کجا؟

میگه در ظل و ذلیل هم همینه.

ذل و ظلال.

یه بار خدا می فرماید انفلِقوا الی ظلٍ ذی ثلاث شعب.

یه بارم میگه آقا تو بهشت میخواد صحبت بکنه.

میگه إن المتقین في ظلال.

هر دو ظل است اما این کجا و آن کجا.

خب دیگه رد شیم.

سیاق چهارم.

سیاق چهارم دو مرتبه دیگه از فضای توصیف جهنم و بهشت و فضای توصیف يوم الفصل کاملا چی شده؟

بگید.

خارج شده.

کاملا تو این دنیا و خارج از بحث يوم الفصل داره ما رو مخاطب قرار میده.

کلوا و تمتعوا بخورید و بهره‌مند باشید.

قلیلا اندکی [سرفه].

چرا میگه قلیلا؟

هر قدرم باشه پایان داره.

چیزی که پایان داره چیه؟

قلیله.

کلوا و تمتعوا قلیلا إنکم مجرمون.

خطاب به کیا میگه پس؟

مکذبانی که تجلی تکذیبشون چیه؟

جرمه.

انا کذلک نجزی، نجزی المجرمین.

کلوا و تمتعوا قلیلا إنکم مجرمون.

بخورید و بهره‌مند باشید.

نگاه کنید خداوند کسانی که وعده‌های او را قبول نمی‌کنند و راه جرم در پیش می‌گیرند، خداوند تصمیم نداره اونها رو از بهره‌مندی و خوردن در این دنیا چه کند؟

محروم کند.

دیگه اینو چجوری خدا بگه؟

بخورید.

حتی حضرت ابراهیم که پیغمبر خداست وقتی خانه‌های، خانه کعبه را ساخت دست به دعا بلند کرد که خدایا ورزق اهله من آمن منهم اهله من استمرات من آمن منهم.

روزی بده به اهل این خانه از مؤمنانشون.

دعا کرد برای کیا؟

خدا چه جواب داد؟

قال و من کفر فامتعه قلیلا.

کسی که کافر باشه هم کمی برخوردارش می‌کنم.

ثمه از ترّه.

بعد می‌کشمش به عذاب.

این دنیا جایی نیست که کسی به خاطر کافر بودن از بهره‌مندی در این دنیا یکسره چه بشود؟

محروم بشود.

نه.

کلوا و تمتعوا قلیلا إنکم مجرمون.

ويل يومئذ للمکذبین.

حرف اول در اون بیانیه‌ی پایانی اینه که زنده بودن و بهره‌مند بودن‌تون در دنیا را فرصت مثبتی برای خویش نپندارید، تلقی نکنید چون مجرمید.

مجرم بالاخره آخرش تقاص جرمشو پس میده و خوردن و بهره‌مندیش اندکه.

کلوا و تمتعوا قلیلا إنکم مجرمون.

ويل يومئذ للمکذبین.

و اذا قیل لهم به همین کسانی که خدا بهشون گفت کلوا و تمتعوا وقتی به اونها گفته شود ارکعوا رکوع کنید.

لا یرکعون.

رکوع نمی‌کنند.

رکوع یعنی چی؟

رکوع یعنی تواضع یعنی فروتنی.

خدا میخواد به چی اشاره کنه؟

میخواد بگه میدونی چی باعث شده که اینا تمکین نمی‌کنن، ایمان به وعده نمیارن و روش مجرمانه خودشون رو تغییر نمیدن.

تکبر.

متکبرن.

اون تکبره اجازه نمیده که خودشو بشکنه، خم بشه در مقابل پروردگار عالم.

و اذا قیل له ارکع لا یرکع ويل يومئذ للمکذبین.

وای در آن روز بر مکذب‌ها.

فبأي حديث بعده يؤمنون.

یعنی دیگه بعد از قرآن کریم و بعد از surه مرسلات که خواست اینها به وعده‌های خدا ایمان بیاورن، دیگه به چی میخوان ایمان بیارن؟

یعنی منتظر چی هستن؟

چی به اون، surه نود.

چی به اونها بگیم تا ایمان بیاورن؟

فبأي حديث بعده يؤمنون.

به کدامین سخن بعد از آن یعنی بعد از اون سخنی که تا حالا گفتیم در این surه ایمان می‌آورند.

تمام.

این سیاق هم در مقام جمع‌بندی بخواهیم عرض کنیم سه تا حرفه.

یه حرفش اینه بهره‌مندی مجرمان در دنیا اندک است و فرصت مثبتی برای آن‌ها نیست.

حرف دوم اینه.

مجرمان تعظیم در مقابل حقیقت نمی‌کنند چون متکبرند.

حرف سوم اینه.

اگر این سخن در آن‌ها اثر نگذاشت، دیگه چیز دیگری به درد آن‌ها نخواهد خورد.

اگر نخواستند حقیقت را بپذیرند، دیگه همین‌طور همین وضعیت باقی خواهند موند.

این میشه ختام.

حسن ختام اصطلاحا.

خدا داره جمع می‌کنه بحثو.

یک، فرصت را مثبت نپندارید.

دو، اینکه تعظیم نمی‌کنید از کبره ولی به نفع‌تون نیست.

سه، دیگه منتظر چی نشستید؟

پس به چی می‌خواید ایمان بیارید؟

تمام.

حالا انشاالله باز جمع‌بندی کامل‌ترشو بعد از اذان و نماز خدمتتون عرض خواهیم کرد در ارتباط سیاق‌ها.

صلوات بر محمد و آل محمد.

[زنگ تلفن]