خب سوره نبا از اون surahهاییه که از بچگی هممون باهاش [مکث]، معنوسیم.
من یادمه همون بچگیها تو خونههای ما زیاد عمه جزء پیدا میشد.
عمه جزء.
عمه جزء یعنی جزئی که با عمه آغاز میشود.
"أَمْ يَتَسَاءَلُونَ عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ" بهش میگفتن عمه جزء.
نه اینکه جزء عمت بود مثلا.
[خنده حضار] عمه جزء بهش میگفتن.
و خب همه بچهها تقریبا اینو بلد بودن، میخوندن، حفظ میکردن و اینا.
لذا سوره معنوسیه.
فکر میکنم همهتون به راحتی این سوره رو دستهبندی کردید.
مفاهیم آیات رو که بلدید انشاالله.
اگرم یه وقت اشکالی چیزی باشه حین بحث انشاالله اشکال برطرف میشه.
اما دستهبندی سوره فکر میکنم براتون به راحتی انجام شده.
درسته؟
درسته.
خب اگه راست میگید آیه یک تا چند؟
پنج.
دیدی؟
یک تا پنج.
هیچکس هم دیگه الان نمیگه مثلا تا سی و فلان.
[خنده] همه بلدن.
شونزده.
یک تا شونزده رفتی؟
نه.
این معجزهست.
بعد میگید معجزه نیست.
[خنده] یک تا شونزده.
باز هم لااقل یه نفر یه چیزی گفت که ما یه دو تا حرف اینجا بزنیم و الا چی بگیم؟
بله، یک تا شونزده هم میشه گفت، صحیحه.
چون چرا؟
چون در یه نگاه میتونیم بگیم یک تا پنج یه فرازه، یه مقدمهای اینو مطرح کرده که وارد بحث بعدیش بشه.
اما اگر این نگاهو بخواید بهش میدون بدید، من باید بگم برو تا آخر سوره.
تا چهل.
تا چهل.
چرا؟
چون آقا به همون دلیلی که آیه شش تا شونزده را میشه به یک تا پنج متصل کرد، به همون دلیل هفده به بعدم میشه به شش تا شونزده چه کرد؟
متصل کرد.
اون دلیل چیه؟
اون دلیل اینه که کسی میگه آقا این اول سوره که خدا گفته "أَمْ يَتَسَاءَلُونَ عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ، الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ، كَلَّا سَيَعْلَمُونَ، ثُمَّ كَلَّا سَيَعْلَمُونَ" اینا همه یه مقدمه مربوط به چی؟
قیامت.
بعد "أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا، وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا" و برو تا آخر آیه شونزده.
اینا همه میخواد استدلال بکند بر حقانیت قیامت.
خب اگر اینطوره بعدش که آیه هفده به بعده "إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ كَانَ مِيقَاتًا، يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْوَاجًا، وَفُتِحَتِ السَّمَاءُ فَكَانَتْ أَبْوَابًا، وَسُيِّرَتِ الْجِبَالُ فَكَانَتْ سَرَابًا" و به بعدش جهنم چنین است، بهشت چنان است تا اونجایی که بگه "ذَٰلِكَ الْيَوْمُ الْحَقُّ" تا اونجا همش، همشون بازم قیامته.
باز آخرش هم که میگه "إِنَّا أَنْذَرْنَاكُمْ عَذَابًا قَرِيبًا يَوْمَ يَنْظُرُ الْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ وَيَقُولُ الْكَافِرُ يَا لَيْتَنِي كُنْتُ تُرَابًا" اینم باز بازناظر به قیامته.
یعنی کل سوره موضوعش تا آخر قیامته.
پس ما به دلیل وحدت موضوع اگر بخواهیم سیاق را ادعا کنیم باید بگیم کل سوره یه سیاقه.
اگر از وحدت موضوع که یه سیاقم هست کسی بگه کل سوره یه سیاقه اشتباه نگفته.
اشتباه نیست.
کل سوره در واقع یه سیاقه.
همش در یک خط مشخصی راجع به قیامته.
اما از وحدت موضوع اگه رد بشیم مثل سوره مرسلات بخواهیم نوع بیان را معیار قرار بدیم.
بگیم ببین یک تا پنج بیانش بیان هشداریه.
مثل اول سوره مرسلات که بیانش هشدار بود ولی یه جور دیگه.
اینجا قسم بود، اونجا یه بحث دیگهست.
"أَمْ يَتَسَاءَلُونَ، عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ، الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ، كَلَّا سَيَعْلَمُونَ، ثُمَّ كَلَّا سَيَعْلَمُونَ".
تمام.
بعد از هشدار نوبت به چی میرسه؟
[پچپچ] احتجاج، استدلال، حجت.
حجت چیه؟
"أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا، وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا، وَخَلَقْنَاكُمْ أَزْوَاجًا، وَجَعَلْنَا نَوْمَكُمْ سُبَاتًا، وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ لِبَاسًا، وَجَعَلْنَا النَّهَارَ مَعَاشًا، وَبَنَيْنَا فَوْقَكُمْ سَبْعًا شِدَادًا وَجَعَلْنَا سِرَاجًا وَهَّاجًا، وَأَنْزَلْنَا مِنَ الْمُعْصِرَاتِ مَاءً ثَجَّاجًا، لِنُخْرِجَ بِهِ حَبًّا وَنَبَاتًا وَجَنَّاتٍ أَلْفَافًا".
اینا همه استدلاله برای همون چیزی که آیات اول بهش هشدار داد.
که اون چیه؟
يوم الفصل.
اینا استدلاله.
پس اون هشدار، اینم استدلال.
تا اینجا ترتیب عین چیه؟
ترتیب بحث عین مرسلات.
هشدار، استدلال.
قدم بعدی چی بود در مرسلات؟
توصیف.
اینم همینه.
توصیف شروع میشه.
منتها توصیف يوم الفصل.
قشنگ در سه فراز توصیف میکنه.
فراز اول توصیف خود يوم الفصل.
فراز دومش توصیف جهنم.
فراز سومش توصیف بهشت.
فراز آخرش قاطعیت حکم خدا در يوم الفصل.
یعنی اونایی رو که جدا میکنه میبره جهنم، میبره بهشت، حکم، حکم قاطع ردخورم نداره.
در پایانم یه تک آیه داریم "إِنَّا أَنْذَرْنَاكُمْ عَذَابًا قَرِيبًا يَوْمَ يَنْظُرُ الْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ وَيَقُولُ الْكَافِرُ يَا لَيْتَنِي كُنْتُ تُرَابًا" مثل ختام، مثل خاتمه میمونه.
یعنی میخواد کل سوره را چه کنه؟
با یه بیان اتمام حجت گونهای جمع بکنه.
پس به نظر میرسه که، بله بفرمایید.
ادعا معلومه.
ادعا میخوایم بگیم که در سوره نبا سیاق اول آیه یک تا- دو، شش تا شونزده، شش تا شونزده.
که اینا استدلاله.
سه، هفده تا.
خب ایشون الان میگن به نظر من تا سی و شش بوده شما رفتید تا سی و نه.
بریم جلو ببینیم چه خبره.
هفده تا سی و نه رو نگاه کنید.
هفده و هجده و نوزده و بیست.
اینا همه راجع به چیه؟
خود يوم الفصل.
إن يوم الفصل كان ميقاتا.
يوم ينفخ في الصور فتعتون أفواجا.
وفتحت السماء فكانت أبوابا.
وسيرت الجبال فكانت سرابا.
همه روز يوم الفصل رو توضیح داده.
بعد، از بیست و یک میره در توصیف جهنم.
إن جهنم كانت مرصادا.
للطاغين معابا.
نابثين فيها أحقابا.
لا يذوقون فيها بردا ولا شرابا.
إلا حميما وغساقا.
جزاءً بفاقا.
إنهم كانوا لا يرجون حسابا.
وكذبوا بآياتنا كذابا.
وكل شيء أحصيناه كتابا.
فذوقوا فلن نزيدكم إلا عذابا.
بیست و یک تا سی توصیف جهنم برای طاغین، طغیانگران.
بعد از سی و یک راجع به توصیف بهشته.
إن للمتقين مفازا.
حدائق وأعنابا.
وكواعب أترابا.
وكأسا دهاقا.
لا يسمعون فيها لغوا ولا كذابا.
جزاءً من ربك عطاءً حسابا.
تا آیه سی و شش توصیف چی کرد؟
بهشت برای متقین.
سی و هفت، از اون ربکهای که آخر فراز قبلی داشت جزاءً من ربک عطاءً حسابا.
از اون ربکه یه گریز زد، یه گریز زد که بیاد بگه آقا این پروردگاری که يوم الفصل را رقم زده و طاغین و متقین را جدا کرده و چنین حکم کرده، حکم او در قیامت عوض نمیشه.
حکمش ردخور نداره.
میخواد بگه حکم خدا حکم قطعیه.
رب السماوات والأرض وما بينهما الرحمن لا يملكون منه خطابا.
کسی حق نداره او را مخاطب قرار بده.
چرا اینطور حکم کردی؟
چرا اونطور حکم کردی؟
بحثو عوض کرد.
ببین بحث قبلی توصیف بهشت بود.
بحث قبلیش توصیف جهنم بود.
بحث قبلیش توصیف کل يوم الفصل بود.
آقا يوم الفصل این است، یک.
جهنم این است، دو.
بهشت این است، سه.
خب حاکم جدا کننده جهنم و بهشت کیه؟
رب.
حالا میخواد بگه این رب حکمی که کرده در جدا کردن بهشت و جهنم و جهنمیها و بهشتیها، حکم او جای اعتراض و انتقاد و رد کردن نداره.
لا يملكون منه بگید، خطابا.
در واقع این مکمل توصیف يوم الفصله.
نه، نه جمله معترضی نیست.
این ادامه داره همین بحث.
ببینید لا يملكون منه خطابا يوم يقوم الروح والملائكة صفا لا يتكلمون إلا من أذن له الرحمن.
ببین گفت وما بينهما الرحمن إلا من أذن له الرحمن وقال صوابا ذلک اليوم الحق.
تازه اینجا توصیف يوم الفصل چی میشه؟
تمام میشه.
پس يوم الفصل، آدمو مجبور میکنید بلند شه.
يوم الفصل چند تا توضیح، یک خود يوم الفصل رو توضیح داده.
فصل یعنی چی؟
بگید.
جدایی کی از کی؟
طاغین از؟
لذا دو، جهنم برای طاغین را توضیح داده.
سه، بهشت برای متقین را توضیح داده.
درست شد؟
خب، بعد از اینکه این سه تا را توضیح داده در شماره چهار آمده بگه اینکه خداوند در يوم الفصل آدمها را به دو گروه طاغین و متقین تقسیم میکنه، طاغین رو میبره جهنم، متقین رو میبره بهشت.
این حکمیست که جای اعتراض ندارد.
کسی حق خطاب به خدا نداره که چرا اینطوری حکم کردی؟
الا اینکه صوابا حرف چی بزنه؟
حرف حساب بزنه.
یعنی اون روز شفاعت نداریم، پارتی نداریم، اعتراض، دادگاه تجدید نظر نداریم الا شفاعت صواب.
یعنی اینکه واقعا کسی مستحق برخورداری از شفاعت باشه.
چه برای ارتقاء درجه، چه برای نجات از جهنم.
بعد میگه ذلک اليوم الحق.
پس این پایانی چیه؟
قطعیته یا قاطعیت حکم خدا در يوم الفصل.
این چهارتاست.
این چهارتا همه با همدیگه توصیف يوم الفصل است.
بله، بله.
در چهل یه حالت اینجوری وجود داره.
چهل نظارت به کل این داره.
ببینید، خب تمام اینچه که راجع به يوم الفصل ما به شما گفتیم به علاوه، به علاوه استدلالی که در سیاق قبلیش کرده بودیم.
به علاوه هشداری که در سیاق چی داده بودیم؟
یک داده بودیم.
این سیاق یک، این سیاق دو، این سیاق سه.
این سه تا را چرا گفتیم؟
همه این سه تایی که گفتیم انا بله اینجوری بگید.
انا انذرناکم عذابا قریبا.
يوم ينظر المرء ما قدمت يداه ويقول الكافر ويقول الكافر يا ليتني كنت ترابا.
یعنی این جمله پایانی دیگه زیل توصیف يوم الفصل نیست.
میخواد یه نتیجهای از کل بحث بگیره.
ما در این سوره چیکار کردیم؟
انذرناکم عذابا قریبا شما را نسبت به یه عذاب قريب الوقوعی هشدار دادیم.
حالا اون عذاب در روزی واقع میشود که هر کس نگاهش به چیه؟
به دستای خودشه.
هر کی باید نگاه کنه ببینه چی با خودش آورده.
و اگر کسی کافرانه در اون روز حاضر شده باشه مجبوره که یه خاکی بر سرش بریزه و بگه ای کاش که از اول به وجود نیامده بودم.
ای کاش مرگ همه چیز را پایان داده بود.
يا ليتني كنت ترابا.
بازم میگم اگر کسی حالا بیاد این انا انذرناکم هم جزء این توصیف بگیره غلط نیست.
اما از باب اینکه توضیح دادم براتون تلیع خاتمه.
اول و آخر سورهها معمولاً گوش به زنگ باشید که اگر آیاتی میبینید که به کل سوره مربوطه توجه بهش پیدا بکنید.
معمولاً اول کلام و آخر کلام یه حالتی خلاصه کل بحث مورد چه قرار میگیره؟
مورد اشاره قرار میگیره.
نمیگیم همیشه همه جا ولی معمولاً این حالت هست.
لذا باید این آخر رو به نظر میرسه نباید، بهتر است که این جمله آخری را یه جمله مستقلی بدونیم ناظر به کل سه تای قبلی نه فقط جزئی از توصیف يوم الفصل.
چه اینکه به لحاظ محتوایی هم این ادامه توصیف يوم الفصل نیست.
مثل اینکه توصیف رو تمام کرده میگه خب حالا ما هشدار لازم را دادیم.
فقط اینو بدونید که اون روز رسید دیگه راه چارهای برای نجات نیست الا عملکرد خودتون، ایمان خودتون.
خب.
خب حالا انشاالله تا هفته آینده خواهران و برادران انشاالله وقت خواهند گذاشت.
سوره مبارکه نبع سوره آسانیه از نظر انس شماها چون باهاش ارتباط داشتید.
لذا توقع داریم هفته آینده ساعت اول سوره نبع تمام بشه.
یعنی ما مرحله یک و دو رو اجرا کردیم.
مرحله سه و چهار تدبر انشاالله اجرا بشه و بتونیم هفته آینده سوره نازعات رو هم آغاز کنیم.
بنابراین انشاالله هفته آینده تکالیفتون یک: تکمیل تدبر سوره نبع یعنی مرحله سه و چهار سوره نبع رو اجرا بکنید و دو: انشاالله سوره نازعات حداقل مرحله یک و دو یعنی مفاهیم و دستهبندی سوره نازعات رو با جد کار بکنید.
جدیت انشاالله.
[صدای تمیز دهن]