د
درسگفتارها
پرسش
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۲۸
دارای متن همگام
آموزش تدبر در سورهٔ نازعات — بخش دوم
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۵۲:۲۷
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۱۳ سرفصل
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم.
۰:۱۶
## سیاق پنجم: پرسش از زمان قیامت
۱:۰۵
### استفهام انکاری، نه حقیقی
۱:۳۷
### اصحاب کهف و خاطرهٔ خواب رمضان
۱۱:۲۷
## فاصلهٔ مرگ تا قیامت و مسئلهٔ برزخ
۱۱:۴۷
### دو تلقّی از آیه و ترجیح استاد
۱۴:۰۸
## نقل از کتاب برزخ آیتالله قریشی
۱۹:۴۳
## جمعبندی سیاق پنجم
۲۶:۰۹
## مرور سیر کل سوره
۲۶:۵۴
## سه مشکل مخاطب سورهٔ نازعات
۲۷:۱۵
## نسبت نازعات با نبأ و مرسلات؛ درد محوری طغیان
۲۹:۲۳
## سوره برای ما که به طغیان نرسیدهایم
۳۹:۲۸
## قرائت سوره و ختم جلسه
۴۷:۳۰
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
سیاق چهارم سوره نازعات هم
جمعبندی شد. گفتیم توصیف
غلبه در واقع پدیده غالب
و برتر قیامت و
بیان عاقبت طغیانگران دنیاگرا و خشیت پیشگانی که نفس رو از هوی، هوی یعنی سقوط به سمت دنیا.
خشیت پیشگانی که مانع دنیاگرایی خودشون شدن.
اما سیاق پنجم و پایانی
سوره مبارکه نازعات.
يسألونك عن الساعة أيان مرساها سؤال میکنند از تو درباره
ساعت. ساعت یعنی زمان برپایی قیامت.
درباره زمان برپایی قیامت از تو سؤال میکنند.
أيان مرساها چه زمانیست تحقق اون، برپا شدن اون،
والجبال ارساها مرساها همونه.
جبال را، کوهها را چه کرد؟
پابرجا کرد. یعنی کیه زمان
محقق شدن و پابرجا شدن قیامت؟
أيان مرساها. دقت کنید این سؤال،
سؤال استفهام حقیقی نیست.
یعنی اونا واقعاً مسئلهشون و دغدغهشون تاریخ وقوع قیامت نیست.
این سؤال به منظور انکار پرسیده میشه.
بازم اینو از جواب میفهمیم.
یعنی اگر آیاتو در ادامه ببینیم،
آیات مشخص میکنه که این استفهامی که اونا دارن استفهام انکاریه.
میخوان بگن یا بگو کیه
یا اگر نمیگی پس وجود
نداره. آقا اگر چیزی هست بگو دیگه.
بگو آقا صد سال دیگه است، دویست سال دیگه است، هزار سال دیگه است، دو هزار سال دیگه است.
یه زمان بده.
مسئله اینکه قیامت کی برپا میشود، کی محقق میشود،
یه فرار به حاشیه است.
خدا با ذکر مسئله قیامت به دنبال تربیت انسانهاست.
میخواد انسانها از دنیاگرایی دست بکشند
و به خشیت رو بیارن، از طغیان برگردند، به خدا توجه کنند.
خدا در صدد این هدفه.
اما کسانی که میخوان تاریخ قیامت رو سؤال کنند،
اونا میخوان همین هدف رو به چالش بکشند.
خب حالا پس هنوز سه هزار سال دیگه است، خب باشه.
اِه الان یه میلیون سال دیگه قراره اتفاق بیفته، خب حالا باشه دستت درد نکنه.
یعنی جواب این سؤال چیو عوض میکنه؟
بین شما و بین قیامت مرگ فاصله است.
جواب این سؤال چه چیزی رو، چه رویگردی میخواد به شما بده؟
میخواید با توجه به اینکه قیامت چند صد سال یا چند هزار سال یا چند میلیون سال
بعد میخواد محقق بشه، چه اتفاقی بیفته؟
خب شما که هر آن ممکنه بمیری.
حالا فرض کن قیامت یه میلیون سال دیگه است.
اما اگر تو الآن مردی، قیامت شد دیگه.
برای تو شد. تو دیگه دستت از دنیا چه شد؟
کوتاه شد دیگه. قیامتت برپا شد.
حالا یا در برزخ بهشت و جهنم را تجربه میکنی تا روز قیامت
یا به خواب فرو میری و در روز قیامت
سر بلند میکنی و اون موقع اگر از تو سؤال کنن خب چند وقت نمردی؟
میگی یه چند ساعتیه.
ممکنه چند میلیون ساله مردیا،
چند هزار ساله مردی اما اصلاً نمیدونی.
الان همین آیات در ادامه همین رو توضیح خواهد داد.
پس این استفهام یک نوع
فرار به حاشیه است
برای زیر سؤال بردن
اصل قیامت و فلسفه قیامت.
به همین خاطره که خداوند اصرار داره که در قرآن به این سؤال جواب
ندهد و اصرار داره که پیغمبران الهی هم
شأن پاسخ دادن به این سؤال را بگید
ندارند. هیچکس جز خودش نمیداند.
علم به زمان برپایی قیامت از جمله علومیست که
فقط خدا میداند؛
حتی پیغمبر نمیدانه،
حتی امام معصوم نمیدانه.
این علم اختصاصیه.
ببینید آیه بعدی رو. فيما أنت من ذكراها.
فيما أنت یعنی در چه هستی؟
در چه جایگاهی هستی تو
نسبت به ذكراها؛
نسبت به ز-- ت-- در واقع یاد زمان برپایی قیامت.
یاد زمان برپایی قیامت.
یعنی تو کجای کاری که بدانی قیامت کی برپا میشود؟
کجای کاری؟ نه، نه، به پیامبر.
يسألونك از تو سؤال میکنند.
خدا به پیغمبرش میفرماید از تو سؤال میکنند عن الساعة
از قیامت که أيان مرساها که زمان برپایی آن کی است.
بعد خدا به همین پیغمبر میفرماید فيما أنت من ذكراها تو که پیغمبر من هستی،
در چه جایگاهی هستی نسبت به یاد زمان برپایی قیامت
یعنی چی؟ یعنی بخوام روانش کنم
یعنی علم به زمان برپایی قیامت در جایگاه تو هم نیست.
این سؤال فقط میرسه به کی؟
منتهای این سؤال یعنی باید انقدر دست به دست بشه تا برسه به کی؟
به پروردگار. یعنی فقط اوست
که میتونه و میدونه و میتونه جواب این سؤال رو بده.
فقط اوست. .
پس تو چه کارهای که پیغمبر هستی؟
. ببین گفت .
یعنی تو جایگاه بیان زمان قیامت را بگید نداری.
پس چه کارهای؟ .
تو انذار دهنده کسانی هستی که خشیت از اون داشته باشن.
یعنی کسی انذار تو را قبول کند و به خشیت از قیامت برسد.
حساب ببره از قیامت.
تو کارکردت اینه. نقش تو به عنوان پیغمبر بیان
زمان برپایی قیامت نیست چرا که بیان زمان برپایی قیامت فقط به خدا برمیگرده.
منحصراً در حوزه اختیارات خداست
و تو به عنوان پیغمبر صرفاً در جایگاه انذار دهنده هستی که حالا اگر کسی انذار تو را قبول بکند
از قیامت خشیت پیدا کند.
. از قیامت خشیت پیدا کنه، حساب ببره.
حساب بردن از قیامت اصلاً منوت نیست.
وابسته نیست به اینکه انسان بدونه قیامت کی میخواد برپا بشه.
هر وقت میخواد برپا بشه بشه
. مثل اینکه یه نفر
بخوان یه نفری رو درباره مرگ هشدار بدن بگه خب من کی میمیرم؟
خب اگه قرار باشه به انسان بگن کی میمیری،
اون وقت توجه دادن انسان به مرگ چه سودی به حال او داره؟
انسان باید همیشه مترصد مرگ
باشه. قیامت هم همینه. انسان باید همیشه منتظر قیامت باشه
. هر لحظه ممکنه قیامت واقع بشه
یا قیامت خودش واقع بشه یا من بمیرم
و دیگه این فاصله زمانی تا قیامت را درک
نکنم و بعد از اینکه مردم چند لحظه بعد چشممو باز کنم
ببینم در صحنه در صحرای محشرم.
ببینید آیه بعدی رو. .
خدا تشبیه میکنه میگه گویا ایشان کیا؟
یعنی همینایی که الان دارن سؤال میکنن
. گویا ایشان
در اون روزی که میبینند آن را یعنی قیامت را، ساعت را در اون روزی که میبینند آن را
. حالشون چنین خواهد بود
وقتی که قیامت میشه حال این کسانی که الان این میپرسن کیه؟
کیه؟ اون روز چنین خواهد بود که گویا جز یه عصرگاهی
یا دیگه فوقش زمینه کن به این عصرگاه چی رو؟
ظهرش را. یعنی یه،
یه پاره وقتی از عصر، عصر مثلاً شما میخوابی چرت میزنی چقدر میشه؟
یه ساعت، دو ساعت.
حالا ظهرم بهش ملحق کنی
. بهش ملحق کنی میشه چقدر؟
چهار پنج ساعت، پنج شیش ساعت.
همینقدر انگار متوقف بودن
. مثل آدمی که شب میخوابه صبح بعدش شیش ساعت بلند میشه.
این شیش ساعتی که خواب بوده
صبح که بلند میشه میگن چقد خوابیدی؟ میگه پنج شیش ساعتی خوابیدم.
این پنج شیش ساعت چقدر بر اون گذشته؟
یه چشم به هم زدنی گذشته. شب که چشمشو بسته صبح باز کرده دیگه پنج شیش ساعتم گذشته.
میگه اینا که تو قیامت چشم باز میکنند
. گویا ایشان در آن روزی که قیامت را میبینند گویا
. لفظ یعنی توقف.
گویا توقف نداشتند.
یعنی قبل از قیامت در فاصله مرگ تا قیامت
گویا توقف نداشتند
. یا یه عصرگاهی
. یا فوقش روزشم بهش ملحق کن.
عشیهای و یا ضحاها.
البته بعضی هم اینجوری تفسیر کردن غلط هم نیست.
بگیم .
یعنی اینکه یک چرت عصرگاهی نهایتاً اینکه ملحق شده باشه به چی؟
به روز فردا.
یعنی یه نیم روزی یا یه روزی همین.
در همین حد. قرآن برای این هم آیه و نشانه ذکر کرده دیگه.
اصحاب کهف. سیصد و خردهای سال خوابیدن.
بعد سیصد و خردهای سال چشماشونو باز کردن با همدیگه دارن صحبت میکنن چقدر خوابیدیم.
این میگه حالا یه چرتی زدیم دیگه یکی دو ساعتی.
اون میگه نه فوقش دیگه سه چهار ساعت
یا شاید هم یه روز شده دیگه حالا
شاید خیلی خسته بودیم دیگه.
خیلی خسته بودیم. خدا رحمت کنه رفتگان شما را.
پدر بنده یه خاطرهای نقل میکرد.
ایشون میفرمودن که ما تو نوجوانی
من و برادرم و
پدرم، مادر و اینا خونه نبودن.
توی شهری زندگی میکردم توی آذربایجان.
ما توی نوجوانی ایام ماه رمضان بود.
افطار دعوت بودیم خونه یکی از
مثلاً دوستان دعوت به افطار کرده بودن.
بعدازظهر اومدیم خونه رو تاریک کردیم هر سه تایی خوابیدیم.
خیلی خسته و خیلی گرسنه بودیم.
مثلاً فرض کن یکی دو روز بود غذای درست حسابی هم
نخورده بودیم، ضعف داشتیم.
پا شدیم موقع افطار و رفتیم افطاری.
سلام فلان، دیروز منتظرتون بودیم.
گفتن که یعنی چه دیروز منتظرتون بودیم
ما امروز افطاره، نه داد دیروز بود.
ما دی-- بعد معلوم شده بود که
یه بیست و چهار ساعت بیشتر رو
خوابیدن. اما بعد بیست و چهار ساعت بیشتر خوابیدن پا شدن
با خودشون میگن که خب یه
همون چرتو زدیم دیگه. حالا این که یه چیز خیلی کوچولوه سیصد و نه سال خوابیده پاشده میگه
یه ساعت دو ساعتیه خاب-- حالا فوقش دیگه خیلی شده باشه یه روزه دیگه حالا بیشتر ما نخوابیدیم.
قیامت همینه. آقا قیامت کیه؟
قیامت کیه؟ لازم نیست بدونی کیه.
همینقدر بدون که از اون لحظهای که تو میمیری
تا وقتی که در قیامت چشم باز میکنی
از تو سؤال کنن چقدر توقف کردی.
"کم لبثت لم یلبثوا لبثت".
چقدر توقف کردی؟ چقدر طول کشید این فاصله؟
خدا میگه گویا این فاصله یه "عشیّة أو
بحار". یه عصری
یا دیگه فوقش تا فرداش.
من جوابشو در جلسه قبلی دادم.
تو مسئله برزخ که مسئله برزخ
چیه؟ آیا همه تو برزخ حالت خواب دارن
یا نه؟ نه، همه خواب نیستن.
بعضی که تکلیفشون روشنه
یعنی جهنمی بودن یا بهشتی بودنشون کاملاً چیه؟
مبرهن، واضحه. اصلاً نیاز به
پرونده و دادگاه و بررسی و فلان نداره.
صبر کنیم ببینیم چی میشه نداره.
بعضی که تکلیفشون روشنه
اونا با مرگ وارد جهنم برزخ یا بهشت برزخ میشوند.
یعنی روح اونها تو برزخ هشیاره.
حالا یا در عذابه یا در
تنعمه. با یه جسم مثالی نه با جسم مادی.
شبه گونه. یعنی
لذت روحانی یا عذاب روحانی
دارن تحمل میکنن. اما برخی دیگر با مرگ به خواب فرو میرن.
یه خواب عمیق یعنی وقتی میمیره دیگه خوابید.
خوابید تا روز قیامت بیدار میشه.
روز قیامت که بیدار میشه " کأنهم يوم يرونها
لم يلبثوا إلا عشیّة
أو بحار". درسته الان داره به اونا نسبت میده اما چون اونا زیر سؤال بردن داره به اونا نسبت میده.
نه اینکه این یه عذابیه. این عذاب نیست.
این داره تمثیل میکنه نزدیک بودن قیامت را.
میخواد شما بفهمی نزدیک بودن
قیامت ربطی نداره به اینکه چند میلیون سال یا چند هزار سال یا چند صد سال شما باهاش فاصله داری.
نزدیک بودن قیامت به اینه که وقتی تو
مردی تا برپاییش
برای تو در حد یک چند ساعتی میگذره
و بس. خب
الان کدوم از ما میدونه کی میمیره؟
هیشکی. ممکنه همین جلسه یک اتفاقی خدا رقم بزنه همه بریم پیش خدا.
پرواز دسته جمعی. خب
حالا رفتیم پیش خدا.
دیگه حالا یه عدهای ما خواب پایین بود دیگه.
اینجا مثلاً اگه فرض کن یه آجری میخوره کلهمون میخوابیم.
بعد پا میشیم ببینیم چه خبره. الان توقع داریم که مثلاً اینجا خواهرها برادرها به هم ریخته همه نه،
پا میشیم ببینیم نه بابا دنیا به هم ریخته.
اِه! چی شد الان تو کلاس بودیم.
یه مثل اینکه یه چیزی خورد تو سرم یه چند دقیقهای به خواب فرو رفتم، چند ساعتی به خواب فرو رفتم.
حالا که به هوش اومدم میبینم که کلاً عوض شده.
اون که مثل همین بحثای کلاس داره انجام میشه.
چه خبره؟
اینطوریه. حالا تو این فاصله ممکنه چند هزار سال هم گذشته.
خب گذشته باشه تو را چه؟ به تو چه میرسه؟
با تو چه کار داره؟
حالا شما هی میگی قیامت کیه؟ قیامت کیه؟
قیامت کیه مسئله اصلی ما نیست.
آماده بودن برای قیامت مسئله اصلی ماست.
به همین خاطره خدا که بخیل نیست.
اگر دانستن زمان قیامت به نفع بشر بود، خب خدا میگفت.
میگفت مثلاً آقا از اون زمانی که قرآن آمده مثلاً سه هزار سال دیگه قیامت میشه فرض کن.
ما میمردیم یه روزشمار میذاشتیم تو میدون
میمردیم که حالا قیامت کی میخواد بشه.
خب این چه نفعی به حال بشر داره؟
این بشر رو بدتر به غلط میندازه.
باعث میشه بشر هی به خودش قول بده هنوز فعلاً قیامت
نمیشه. هی بیفته تو گناه و تو خطا و تو طغیان.
در حالی که کافیه انسان بمیره.
انسان مرد قیامتش برپاست.
حدیث هم داریم دیگه "من مات قامت
قيامته". کسی که مرد قیامتش شروع شد دیگه.
دیگه بین او و قیامت که فاصلهای وجود نداره.
ببخشید استاد فکر میکردید این لحظه ای که صحبت میکرده به درنگی که در دنیا کلمه- اینم گفته شده.
خب؟ ولی من این رو با مقام و سیاق همخوانی بینش نمیبینم.
چون اینا مسئلهشون این نیست اصلاً.
مسئله اینا طبیعتاً تا مرگ را همه داریم تجربه میکنیم و لمس میکنیم.
این چیزی نیست که مورد سؤال ما باشه.
مسئله تو این فاصله مرگ تا قیامت بیشتر که خدا میخواد بگه ببین خدا میخواد به اینا القا کنه که
بین تو و قیامت مرگ فاصله است
که این مرگ را نمیدونی کیه
پس بیخود دنبال زمان برپایی قیامت نباش.
دنبال اصلاح و تربیت خودت باش.
من اونچه که در سیاق میبینم بیشتر اینه.
ولی اونم گفتن. یعنی وقتی قیامت میشه تمام گذشته را
یعنی همه زندگی دنیایش
و همه برزخش همه را
در حد یه عشیتن أو ضحىها میبیند.
یک دلیل دیگه هم دارم که نمیتونم قبول کنم همه باشه.
اونم اینه که خب این مقداری را که ما زندگی کردیم اینو که عشیتن أو ضحىها نمیشه دید.
طرف هشتاد سال، نود سال زندگی کرده.
این که دیگه عشیتن أو ضحىها نیست.
بله، اون مقداری را که به خواب فرو میریم با مرگ،
اونو میتونیم بگیم آقا هزار سال هم گذشته، کأنهم، میگه کأنهم.
گویا یک عصری بیشتر نگذشته.
فوقش روزشم بهش ملحق کن.
یعنی یه نیم روزی یا یه روزی بیشتر
نگذشته. این تو اون حالت خواب که با مرگ بر انسان عارض میشه بیشتر قابل تطبیقه تا بر کل زندگی انسان از اول تا...
عرض میکنم روح انسانها در برزخ
دو حالت داره طبق تحقیقات آیتالله قریشی که من اعتماد دارم.
یعنی خوندم، بررسی کردم، دیدم خوب تحقیق کردن ایشون، من از ایشون نقل میکنم.
در کتاب برزخ آیتالله قریشی این بحث
باز شده. ایشون میفرمایند که با توجه به آیات قرآن و روایات،
روح انسان پس از مرگ
یا به خواب فرو میره، انسان که خوابه روحش حالی داره،
خوابه دیگه. یعنی توجه
و حضور گویا نداره.
اون ارتباطه بین خدانگاه انسان و روح برقرار نیست.
شاید یه رؤیاهایی رو ببینه ها ولی خوابه.
یا به خواب فرو میره که اینایی که به خواب فرو میرن خب تو قیامت بیدار میشن.
خیلیها هستن که با مرگشون میخوابن
و تو قیامت بیدار میشن. برزخشون همون خوابشونه.
حالا ممکنه این کسی بگه خواب خوب میبینه، خواب بد میبینه، حال روحش خوبه، حال روحش بده.
در این حدها رو ممکنه بشه اینجا گفت.
اما به هر حال خوابه،
حالت خوابه. اما یه عدهای دیگر نه.
یه عدهای دیگر مثلا در قرآن راجع به فرعونیها
میفرماید که اینا به محض اینکه غرق شدن رفتن جهنم.
که تو تفاسیر میگن جهنم برزخ.
یعنی اینا خواب نیستن، بیدارن و تو جهنم برزخ عذاب میشن.
یا مثلا راجع به شهدا
میفرماید اینا اموات نیستن.
أحياء عند ربهم يرزقون
یعنی اینا حتی خوابم نیستن.
حیات دارن، توجه دارن، حضور دارن، روزی داده میشن.
یعنی اونایی که تکلیفشون در خوب بودن
یا بد بودن روشنه،
اینا به بهشت یا جهنم برزخ منتقل میشن.
اون کسانی که متوسطینن،
نه اونطور تکلیفشون در خوب بودن روشنه، نه اونطور در
بد بودن، متوسطینن.
پروندهشون هنوز بازه تا ببینیم چه میشه و امثال اینها،
ایشون در تحقیقش اینطور میگن که اینا به خواب،
با مرگ به خواب فرو میرن و در روز قیامت بیدار میشن.
این آیه هم به نظر حقیر تأیید میکنه.
این آیه که میفرماید "کأنهم يوم يرونها لم يلبثوا إلا عشية أو ضحاها"
همین رو تأیید میکنه که گویا بر حالت،
حالت خواب بر اونها عارض میشه.
بله. خب ممکنه بگیم میگذره از اون باب که بالاخره جسم اونها ندارن، حالت مثالی دارن.
ممکنه بگیم گذشت زمان براشون خیلی سریع
حس میشه چون حالت بطیء بودن مال دنیای مادیه.
در اون دنیا که حالت روحانی دارن، حالت مجرد دارن
شاید خیلی زمی-- سریع براشون میگذره.
این آیه که استثنا نکرده، این آیه کأنهم که میگه یه عمومتی داره.
ممکن هم گفته بشه نه، این حرف اختصاص داره به کسایی که خواب بودن.
این مطلب، من در جلسه قبلی اشاره کردم،
خود من هنوز تو این مسئله تحقیق مستقلی نکردهم
که بگم آیات و روایات برزخ را کامل دیدهم
و جمعبندی ارائه میدم. نه، جمعبندی بنده نیست.
این جمعبندی، جمعبندی آیتالله قریشیه که من ارائه میکنم.
ایشون تحقیق کردن، مطالعه کردن،
این جمعبندی رو که عرض کردم
ارائه دادن. با جمعبندی ایشون
نتیجه فرق نمیکنه.
ببین اگر شما با مرگ یک وارد بهشت یا جهنم برزخ شدی که خب دیگه عذاب و پاداش شروع شد دیگه.
با مرگ شروع شد، همه چی شروع شد.
عذابها شروع شد یا پاداشها شروع شد.
و یا اگر به خواب فرو رفتی قیامت پا شدی
در حد چند ساعت بیشتر برای شما
نگذشته. یعنی به محض اینکه مردی چشمتو باز کردی عذابها یا پاداشها شروع میشه بازم.
یعنی تو نتیجهای که برای انسان اتفاق میفته تو واقع اینه که انسان با مرگش
یه حالت اغما به او دست میده،
یه حالت گیجی به او دست میده و بعد به خودش میاد و خودش رو در قیامت میبینه.
حالا یا روز قیامت شده یا مقدمه قیامت،
پاداش و عذاب رو داره تجربه میکنه.
خیراتی که برای اموات میکنیم هم اضافه میشه؟
بله، بله خیراتی که برای اموات میکنیم پروندهشون بازه اضافه میشه، کم میشه.
همین که برای شهدا یه فتیله بلند میکنیم براشون دیگه.
بله، بله. اگر ببینید الان شما خواب
فرض بکنیدا. ببخشید من تو این موضوع بیشتر از این نباید حرف بزنم چون
دیگه اطلاعات، حالا میترسم اطلاعاتی رو بگم که شاید بعدا خودم به خلافش برسم.
حالا خیلی دوست ندارم تو موضوعی که مستقیماً تحقیق نکردهم خیلی دقیق اظهارنظر کنم.
ولی خب اون مقداری که میتونم حدس بزنم انسان خواب هم که باشه
بالاخره خواب با خواب فرق میکنه.
شما یه وقت میخوابید بلند میشید از خواب میگید چه خواب
خوبی. یعنی تو خواب چه حس خوبی داشتم،
چه خواب خوبی میدیدم. ممکنه خیلیشم یادتون نباشهها ولی اون حال خوبی که بعد از بیداری دارید،
اون حال حکایت میکنه که روح شما جاهای خوبی رفته تو خواب،
وضعیت خوبی رو تجربه کرده.
ممکنه یه چیزاییشم یادتون باشه.
یه وقت شما میخوابید از خواب پا میشید میگید چه خواب بدی،
چقدر خوب شد پا شدم.
از بس تو خواب تو فشارید، کابوس میبینید، اذیتید تو،
از نظر روانی آرامش ندارید.
اینم یه جور خوابه. یعنی این بر فرض که بگیم یه تعدادی از انسانها بعد از مرگ تو خوابن
تا قیامت، نه برای همیشه تا قیامت تو خوابن،
باز خواب با خواب فرق داره.
میتونه شاد باشه، میتونه ناراحت باشه، میتونه حالش خوب باشه، میتونه بد باشه.
خواب نباشن که دیگه روشنه. حتما
خیلی روشن تو همین برزخ نتیجه خیرات و مواراد به اونا میرسه.
حالا بر فرضی تو خوابم نمیرسید باز ذخیره میشه براشون.
یعنی اینکه شادی ارواح امواتمون مثلا فاتحه میخونیم، خیرات میکنیم
این همین الان یا به اونها میرسه یا برای اونها چه میشه؟
ذخیره میشه. چیزی در دستگاه محاسبات الهی گم
نمیشه. خب بگذریم.
جمعبندی این سیاق چی شد؟
جمعبندی این سیاق این شد یک سؤال،
یه جواب. سؤال از زمان برپایی قیامته.
به چه قصدی؟ به قصد به حاشیه بردن
اصل قیامت. جواب چیه؟
جواب اعلان این حقیقت است که قرار نیست کسی از زمان قیامت خبر بده.
فقط قراره پیغمبر انذار بده.
شما اگر اهلید خشیت پیدا کنید.
نیستید خود دانید. منتظر بشید تا برپا بشه.
فقط اینقدر را بدانید که برپا شد
خودتون خواهید گفت که عه چقدر
زود. همهتون همین اقرار رو خواهید داشت.
یعنی در حقیقت توی این آیات
تاکید میکنه که بین شما و بین برپایی قیامت
فاصلهای نیست.
فاصله معتنابه و زیادی
نیست. بیخود با پرسش از زمان قیامت اصل را فراموش نکنید.
اصل اینه که شما به خشیت از قیامت برسید.
خیلی خب. اما
برسیم به جمعبندیمون.
جمعبندی کل سوره.
خب ببینید در مقام جمعبندی اولا این سیر رو بذارید یه بار با هم مرور کنیم ببینیم سیر روشنه یا نه.
ابتدا خداوند مخاطب قرار داد اونایی رو که قیامت رو بعید میشمردند و سخت
میدونستند. با چند تا قسم گفت قیامت برپا میشه، شماها زنده میشید، پر از وحشت و تعجب
و اون روز خواهید گفتش که عجب این ما هستیم زنده شدیم بعد از اینکه تو قبر بودیم.
این استخوانهای پوسیده ماست که دو مرتبه حیات پیدا کرده.
تعجب و وحشت وجودتون رو میگیره.
این سخن خدا را یه عده به مسخره میگیرن.
اینو به مسخره میگیرن. خدا جواب اینا رو میده.
میگه مسخره میکنی؟ باشه منتظر باش.
با یک فریاد قیامت محقق میشه
و دیگه وقت مسخره کردن و اینا از بین میره.
همه شما در صحرایی که تو اون خواب دیگه نخواهد بود،
تو اون صحرا حاضر خواهید بود.
اول پس یه هشدار داد. قیامت برپا میشه، جایی برای استبعاد نداره، جایی برای استصواب نداره،
استهزاء هم راه به جایی بگید نمیبره.
فایده نداره. قیامت محقق میشه.
اما تو همین سیاق اول فهمیدیم مخاطب، مخاطب فرعون صفته.
مخاطبی که گویا تصمیم گرفته این حقیقت را بگید
انکار کنه، بنای پذیرش نداره.
میخواد پاشو بذاره جای پای فرعون.
لذا خدا در سیاق دوم حکایت فرعون رو مطرح میکنه.
میگه ببین تو دیگه چقدر میخوای گردن کلفتی باشی؟
دیگه چقدر میخوای ادعات زیاد باشه؟
چقدر میخوای فکر کنی کسی هستی از فرعون بیشتر؟
حکایت موسی علیه السلام که ما
مبعوثش کردیم بره سراغ فرعون، او رو از طغیان باز بداره، او رو به خشیت دعوت کنه.
این حکایت رو شنیدی.
فرعون وقتی تکذیب کرد و عصیان کرد چه شد؟
خدا گرفتارش کرد. عبرت باید گرفت.
کسی عبرت اگر بگیره از عاقبت فرعون دیگه پا جای پای فرعون
نمیگذاره و در مسیر خشیت قدم برمیداره.
پس بیایید تو مسیر خشیت خودتون رو قرار بدید.
بیخود ادای فرعون رو در نیارید.
اون عاقبت نداره. بعد تو گام سوم میگه خب
مثل اینکه این حرف فایده نکرد.
تو هنوز خیلی ادعات میشه، گردنت کلفته، فکر میکنی خیلی کسی هستی.
خب کاری نداره. یه مقایسه کن بین خودت و بین آسمون و زمین.
ببین خلق تو
شدیدتره، محکمتره، عظیمتره یا خلق آسمون
که تهشو نمیدونی کجاست،
شبش چنین، روزش چنان،
زمین، مرتعش، آبش،
کوههایش. یه مقایسه کن بین خودت و این کیهان، این نظام با عظمت کیهانی.
بعد ببین آخه تو کجا، ادعا کجا،
تو کجا، گردن کلفتی در مقابل خدا کجا، تو کجا، طغیان کجا.
این دعوت به مطالعه برای اینه که انسان
از اون صفت فرعونانه خودش،
فرعونیسم، از اون فاصله بگیره
برگرده به واقعیت وجودی خودش، اون حقارت خودش را در مقابل خدا که بماند در مقابل آسمان و زمین که مخلوق خداست،
انسان حقارت خود را در اونجا احساس بکنه.
خب وقتی که این احساس اتفاق افتاد،
تو گام بعدی خدا مثل اینکه دیگه الان فرصت مناسبه میخواد توصیف کنه.
مثل اینکه این مخاطب دیگه الان گوشش یه مقدار چی شده؟
بگید. باز شده.
خدا دیگه بهش هشدار داد. فرعون صفتی عاقبت نداره و به او یه
یک پدیدهای رو او را به مقایسه خودش با پدیده جهان دعوت کرد که بفهمه کوچکه.
حالا که انسان رسونده به اونجا
میگه ببین "فإذا جاءت التامة الكبرى"
اون پدیده غالب برتر میرسه و قطعاً انسان اون روز چشمش به عملکرد خودشه و اون روز جهنم دیده خواهد شد.
عملکرد ما یک طرف،
جهنم یک طرف. آیا با این عملکرد جهنم خواهیم رفت یا نه؟
این مسئله است. طرف میگه بودن یا نبودن مسئله این است.
مسئله عالم اینه. جهنم رفتن یا نرفتن این مسئله است.
واقعاً مسئله اصلی اینه. شما ببینید الان در ماه مبارک رمضان
از ابتدا تا انتها اون گل سرسبد همه ادعیه ما یک حرفه.
. خلصنا من النار یا رب.
فکاک رقبتی من النار.
گل سرسبد. شب به شب دم افطار، هر شب قدر تو اوج دعا خدا رو به همه اسامیش قسم میدیم.
بعد الله و نمیدونم اهل بیت و همه رو واسطه قرار میدیم.
تهش چی میخوای؟ آتیش،
آتیش ما رو نبر تو جهنم. این ته مطلبه.
تو دعای عرافه اوجه دیگه اوجه، اوج مناجاته.
اباعبدالله علیه السلام دعا میکنه، دعا میکنه، دعا میکنه، دعا میکنه، شکر میکنه، مناجات میکنه.
میرسه به قله. به قله که میرسه میگه خدا یه خواهش دارم.
این خواهش رو اجابت اگر کردی هر خواهش دیگری رو اجابت نکردی هم به جایی برخورد نمیکنه.
اگر این خواهش منو اجابت نکردی، هر خواهش دیگری رو اجابت بکنی هم فایده حال من نداره.
خدایا جهنم نبر ما رو.
این عاقبت ما جهنمی شدن نشه.
این زندگی ما به آتش ختم نشه.
تباه نشیم، هلاک نشیم،
سوخت جهنم نشیم. پس ببینید مسئله خیلی مهمه دیگه.
یک طرف ما سعى يوم يتذكر الإنسان ما سعى.
یک طرف برذت الجحيم لمن يرى.
یک طرفم جهنم. حالا چه خواهد شد؟
خدا میگه معیار اینه. اونی که طغیان کرده باشه و دنیا را ترجیح داده باشه قطعاً میره جهنم.
اما اونی که خشیت از خدا پیشه کرده باشه و
نفس را از گرایش به دنیا باز داشته باشه قطعاً میره بهشت.
گرفتی؟ توصیف کرد دیگه.
بگو بله گرفتم. حالا این آخرین سنگ
تیری در تاریکی مکذبان قیامته.
حالا کی؟
دیگه مثل اینکه حرفی برای زدن باقی نمونده.
حرف آخر اینه. حالا يسألونك عن الساعة أيان مرساها کی اتفاق میفته؟
خدا میگه بابا چرا میخوای بازم بری به حاشیه؟
پیغمبر از تو سؤال میکنن کی اتفاق-- اصلاً تو چه کارهای که بگی کی اتفاق میفته؟
في ما أنتم من ذكراها. ألا ربك منتهى ها.
پروردگار تو میدونه کی اتفاق میفته.
تو قراره انذار بدی، انذارتو بده.
قبول کردن به خشیت میرسن، نکردن خودشون میدونن.
فقط اینقدر رو بدونن که وقتی محقق شد و اتفاق افتاد
گویی یه أشية الضحى توقف کردن.
اینقدر بدونن که خیلی فاصله با قیامت بگید
ندارن. خب
پس سیر روشنه. الان در این سیری که من اومدم احساس گسست کردید جایی؟
سیر روشنه. اما حالا ما میخوایم این سیر رو جمعبندی کنیم.
سه تا پدیده، سه تا مشکل برای مخاطب این سوره قابل
شناساییه. مشکل اول اینه.
انکار قیامت.
یعنی ما در این سوره تو سیاق اولش،
تو سیاق چهارمش و پنجمش،
تو سه تا سوره موضوع بحث چیه کاملاً؟
بگید. تو سه تا سیاق. قیامت.
سیاق اول قیامت استبعاد،
استصعاب، استهزاء.
سیاق چهارم قیامت
"فإذا جاءت التامة الكبرى".
سیاق پنجم هم قیامت "يسألونك عن الساعة أيان مرساها".
پس انکار قیامت یه طرف
مسئله مخاطب این سوره است، طرف مهمی هم هست.
دومین پدیدهای که ما تو سوره باهاش مواجهایم چیه؟
طغیانه. طغیان.
طغیان به اسمش
تو سیاق دوم اومده.
انه طغى.
"اذهب إلى فرعون إنه
طغى". تو سیاق
چهارم هم به اسم آمده.
"فأما من طغى و آثر الحياة الدنيا".
همونطور که در سیاق دوم طغیان در مقابل خشیت है،
تو سیاق چهارم هم طغیان در مقابل چیه؟
خشیت. راجع به فرعون نگاه کنید.
فاما من راجع به فرعون.
انه طغى فقل هلك الى ان تزکی و اهدیك الى ربک ف
تخشى. تو سیاق چهارم هم در مقابل خشیت است.
فرمود فاما من طغى و اثر الحياة الدنيا فان الجحیم هي المأوى.
و اما من خاف
مقام ربه همون خشیت و نهى النفس عن الهوى فان الجنة هي المأوى.
پس یکی هم طغیان یکی شد انکار قیامت یکی
طغیان. یکی دیگر هم مسئله دنیاگراییه
که خدا به طغیان چی رو وصل کرد؟
آخر الحياة الدنيا.
پس سه تا مشکل تو این سوره ما برای مخاطب میبینیم.
مشکل انکار قیامت، طغیان،
دنیاگرایی. این سه تا رو به هم پیوند بزن مخاطب سوره رو بشناس.
مخاطب سوره کسی است
که بر اثر دنیاگرایی کارش به طغیان کشیده
و نمود و تجلی طغیان او انکار قیامت.
قیامت را انکار میکند. استهزائگونه یعنی گویا بنا ندارد قیامت را به هیچ عنوانی چه کند؟
قبول بکند. خدا در این سوره میخواهد با طغیان او برخورد کنه
که نتیجه برخورد با طغیان بشه چی؟
باور او به آخرت، ترک دنیاگرایی.
مینویسم روی تخته. سه تا
مشکل اصلی مخاطب
سوره نازعات دارد.
یک انکار قیامت.
دو طغیان.
سه ترجیح
دنیا دنیاگرایی.
آخر الحياة الدنيا.
اگر بخواهید نگاه کنید به خود سوره
انکار قیامت زاییده چیه؟
طغیان. یعنی این طغیان است که کار را به انکار کشیده.
انکار مجددانه قیامت.
یعنی این هر همه جوره.
یعنی هیچ حرفی برای او اثر نمیکنه.
وقتی هم میخوای هشدارش بدی مسخره میکنه.
این زاییده طغیانشه.
سرکشی او رو کشونده به اینجا.
طغیان محصول چیه؟ ترجیح
دنیاست. خدا با این پدیده داره برخورد میکنه در سوره نازعات.
یادتون هست؟ سوره مبارکه نبع در مقایسه با مرسلات فرقش چی بود؟
مرسلات وعدهها بود
در يوم الفصل. نبع خود
يوم الفصل بود که جدایی کی از کی بود؟
طاغین و متقین.
نازعات طاغینه. نازعات سوره طاغین طغیانگرا.
یعنی اون قسمت طاغین سوره نبع را اومده بازش کرده.
میگه ببین طغیانگری نمودش اینه.
قیامت رو انکار میکنه. احساس گردن کلفتی مثل فرعون بهش دست داده.
خودشو عظیم میبینه، بزرگ میبینه
و اینم ریشه داره در اینکه دنیا را ترجیح داده.
از کجا فهمیدی ریشه داره در اینکه دنیا را ترجیح داده؟
از سیاق چهارم. فاما من طغى و آخر الحياة الدنيا.
این نشون میده که پس میخواد بین طغیان و دنیاگرایی یک ارتباط برقرار کنه.
دنیاگرایی وقتی به نقطه شدت برسد طغیان است.
وقتی دنیاگرایی به نقطه شدت میرسه طغیانه.
وقتی طغیان به وجود میاد شما برای قیامت استدلال هم بکنی فایده نداره.
او در مقام قبول
نیست. خدا میخواد این درد محوری را-- ببینید درد محوری اینه.
طغیانی که ظهور پیدا کرده در انکار قیامت ریشه داره در ترجیح دنیا،
ریشه داره در دنیاگرایی.
حالا از کجا میفهمیم درد محوری اینه؟
چون اگر مقایسه کنیم بین قیامت و طغیان،
گفتیم قیامت در چند تا سیاق
تصریح داشت؟ سه تا.
طغیان چند تا سیاق؟ دو تا.
اما اگر بیاییم یک بار به لحاظ معنایی نگاه کنیم،
معنای طغیان تو همه سیاقها هست.
شما سیاق اولو نگاه کن. سیاق اول بحثش درسته قیامت
اما از کسانی حرف میزنه که تا آیات قیامت براشون خونده میشه چه میکنند؟
مسخره میکنند. این نمود طغیانه.
سیاق اول پس معنای طغیان توش هست.
سیاق دومو نگاه کن. سیاق دوم میگه فرعون انه طغى طغیان فرعون رو داره حرف میزنه.
سیاق سومو نگاه کن. میخواد این انسان را به مقایسه خودش با چی دعوت کنه؟
با نظام آفرینش دعوت کنه.
چرا؟ که این طغیان و ادعا بشکنه.
یعنی این گردنکشی را بشکنه.
اینجا باز طغیان حضور داره.
سیاق چهارم رو نگاه کن. فاما من طغى و آخر الحياة الدنيا.
اینجا طغیان حضور مستقیم داره.
سیاق پنجمو نگاه کن که آخرین نمود طغیان انداختن یه تیری در تاریکیه که يسألونك عن الساعة ايان
مرساها. حالا پس دیگه کیه؟
یعنی این سوره اگر بخواهیم مقایسه کنیم بین مفهوم انکار قیامت با طغیان،
کدام اصالت پیدا میکنه؟
طغیان. انکار قیامت نمود طغیان در این سوره.
لذا توی این سوره شما حتی یک استدلال برای قیامت بگید
بگید. نمیبینید.
اصلا سوره از در استدلال وارد نشده.
چون اصلا کسی که به طغیان رسیده دردش استدلال
نیست. مسئله او علمی نیست که بخوای استدلال براش بکنی.
مسئله او نفسانیه.
همینطور اگه بخوای بین طغیان و ترجیح دنیا مقایسه کنی
بازم چی اصله؟ ترجیح دنیا فقط تو یک آیه اشاره شده در حدی که ریشه طغیان رو مشخص بکنه.
تو یه سیاق فقط اومده. پس سه تا
مشکل تو سوره مطرحه.
اما مشکل محوری که سوره با او
روبرو شده مشکل چی هست؟
طغیان هست. پس خدا در سوره نازعات میخواهد
طغیانگرانی را که بر اثر دنیاگرایی کارشون به طغیان کشیده
و نمود طغیانشون
انکار مجددانه قیامت شده،
میخواد این طغیانگران را
به چالش بکشه و در مقابل طغیان اونها
در واقع مطالبی رو مطرح بکنه.
خب آقا ما به طغیان نرسیدیم.
به چه درد ما میخوره سوره نازعات؟
کسی طاغیه سوره نازعات طغیان شکنه.
طاغی نیست مانع طاغی شدنه.
یعنی اگر کسی رسیده در طغیان به حد فرعونیسم یعنی فرعون شده واسه خودش یه پا،
سوره نازعات برای کسی که اراده کنه از این فضا خارج بشه طغیان شکنه.
نرسیده، کلاً سورههای قرآن ایناها این حرفی که دارم میزنم برای اینکه همه جا استفاده کنید.
سورههای قرآن یا داره درد ما را درمان میکنه یا از درد
پیشگیری میکنه یا درمان میکنه یا پیشگیری میکنه.
حالا هر کس خودشو باید عرضه کنه به سوره
ببینه کجا ایستاده.
ببینید عصیان سرپیچی از دعوت حضرت موسی است.
زائدهی طغیان است.
آره. زائدهی طغیان است.
وقتی رسیده به نقطهی طغیان دیگه اون دعوت در او اثر نمیکنه.
بفرمید. آیه سیوشش آها سؤال کردید.
سؤالشون اینه "برزت الجحیم لمن یری".
اینکه میفرماید "برزت الجحیم لمن یری"
سؤال این بود اگه من اشتباه نکنم: یک عده در قیامت کور محشور میشوند.
آیا دوزخ را میبینند یا
نمیبینند؟ ببینید کسی که در قیامت کور محشور میشه
نه کور از همه چیز،
نه کور از همه چیز. کور از رؤیت
آیات رحمت پروردگاره.
یعنی در از پروردگارش در حجابه.
"إنهم عن ربهم يومئذ لمحجوبون".
از پشت سر با خدا ملاقات میکنه.
نه اینکه جهنم رو هم نبینه.
چون خود دیدن جهنم یه سهمی از هول و عذاب داره.
او باید اونم ببینه و میبینه.
دیگه چی بود؟ اینکه همه وارد جهنم میشوند.
اینکه همه وارد جهنم میشوند معناش چیه؟
آیا اینه که همه تو جهنم میسوزند؟
جواب بدید. نه.
نه. "امنکم الا واردها ثم ننجی".
ببین ما همه که در دنیا داریم سیر میکنیم،
داریم از متن چی سیر میکنیم؟
از متن جهنم سیر میکنیم.
چون دنیا گرایش به دنیا همون جهنمه.
اگر اینجا زمینگیر شدیم،
رفتیم تو جهنم. اگه زمینگیر نشدیم عبور کردیم،
نجات پیدا میکنیم. قیامت همینه.
تو قیامت این جلوه می، پیدا میکنه.
پل صراط که میگن پل صراط از رو جهنم عبور میکنه.
از تو دل جهنم میگذره.
اون کسی که در دنیا، تو دنیا زندگی کرده و دنیا او را به سمت خودش نکشیده یا اگر کشیده،
پا شده بازم تو راه قرار گرفته.
اونی که تو دنیا خودشو نجات داده از گرایش، سقوط،
غرق شدن، فرو رفتن در دنیا،
این از تو دل جهنم به سلامت عبور میکنه در قیامت.
میره تو جهنم سالم در میاد.
میبینن. بله میبینن. "لمن یری".
"لمن یری" منظور نیست که یه عده میبینن، یه عده نمیبینن.
برای همه کسانی که میبینن منظوره.
توضیحیه نه احترازی.
خب حالا اجازه بدید یک دور هم سوره رو بخونیم.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
والنازعات غرقا.
والناشطات
نشطا. والصابحات
صبها. فالسابقات
سبقا. فالمدبرات أمرا.
يوم ترجف الراجفة.
تتبعها الرادفة.
قلوب يومئذ واجفة.
أبصارها خاشعة.
يقولون أإنا لمردودون.
في الحافرة. أإذا كنا عظاما
نخرة. قالوا تلك
إذا كرة خاسرة.
قالوا تلك
إذا كرة خاسرة.
فإنما هي زجرة واحدة.
فإذا هم بالساهرة
ثواب
جلسه امروزمون رو اهدا میکنیم به ارواح طیبه شهدا، روح پرفتوح
امام امت. خدایا مشکل همه مؤمنین و مؤمنات رو به دست قدرت خودت حل و فصل بفرما.
خدایا حسن عاقبت به همه ما و نسل ما عطا بفرما.
ما را قدردان نعمت بزرگ قرآن، اهل بیت و انقلاب پرشکوه مون قرار بده.
جهت شادی ارواح طیبه شهدا، روح پرفتوح امام عزیز.
الفاتحه مع الصلوات.
اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل.
جلسه قبل
جلسه بعد