یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
آموزش تدبر در سورهٔ تکویر — بخش دوم
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم.
این جلسه ادامهٔ تدبر در سورهٔ مبارکهٔ تکویر است؛ با تمرکز بر تناسبِ قسم و جوابِ قسم در سیاقِ دوم، پیوندِ دو سیاقِ سوره، جمعبندیِ پیامِ اصلی، و چند توضیحِ تکمیلی دربارهٔ ساختارِ آیات و شبهاتِ پیرامونِ شهاب و شیاطین. استاد، علی صبوحی طسوجی، میخواهد این حلقهها چنان روشن شود که جهتِ هدایتیِ سوره از ابهام بیرون بیاید.
تناسبِ قسم و جواب؛ دو جوابِ اصلی
پس از قسمهای آیاتِ پانزده تا هجده، دو جوابِ قسمِ اصلی در سوره دیده میشود: یکی «إنّه لقولُ رسولٍ کریم» و دیگری «وما هو بقولِ شیطانٍ رجیم».
«فَلَآ أُقْسِمُ بِٱلْخُنَّسِ ٱلْجَوَارِ ٱلْكُنَّسِ وَٱلَّيْلِ إِذَا عَسْعَسَ وَٱلصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ» (تکویر/۱۵–۱۸)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سوگند نمیخورم به ستارگانِ بازپسرونده، روانشوندگانِ پنهانشونده؛ و به شب وقتی که پشت کند؛ و به صبح وقتی که بدمد.
«إِنَّهُۥ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ» (تکویر/۱۹)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): همانا آن سخنِ فرستادهای بزرگوار است.
«وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَيْطَٰنٍ رَّجِيمٍ» (تکویر/۲۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و آن سخنِ شیطانِ راندهشده نیست.
پرسش این است که قسم و جواب چگونه با هم تناسب دارند؟ دو بیان در این باره مطرح شده است؛ استاد هر دو را میآورد و سپس آن را که شاهدِ قرآنیاش قویتر میداند ترجیح میدهد.
بیانِ اول؛ تشبیهِ ظهورِ جبرئیل به ستارگان
در این بیان، «رسولِ کریم» حضرتِ جبرئیل علیهالسلام است؛ همان که پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم او را در افقِ مبین مشاهده کرد. گفتهاند «فلا أقسم بالخنّس الجوار الکنّس» با تشبیه و یادآوریِ ستارگان میخواهد زمینهٔ همین ظهور باشد: ستارگان نخست مخفیاند، سپس جلوهای میکنند و حرکتی دارند، آنگاه دوباره در جایگاهِ خود — گویا در لانهٔ خود — مستقر میشوند. این تصویر یادآورِ جلوهٔ جبرئیل است: او نیز مخفی است، سپس جلوهای میکند و رؤیت میشود، و دوباره از رؤیتِ پیامبر پنهان میگردد.
«واللیل إذا عسعس والصبح إذا تنفّس» را نیز عبارتی بشارتآمیز دانستهاند: از پشتکردنِ شب و رویآوردنِ صبح خبر میدهد؛ یعنی با سخنِ جبرئیل صبحِ هدایت دمید و امید است که شبِ ظلمانیِ جهالت پشت کند.
استاد میگوید این تناسب موجه است و درست مینماید؛ اما تناسبِ دیگری نیز هست که شاید شاهدِ قرآنیاش قویتر باشد.
بیانِ دوم؛ شهابسنگها و حراستِ مسیرِ تنزّلِ وحی
اگر بپذیریم که «الخنّس الجوار الکنّس» اشاره به شهابسنگها باشد — که وقتی مشتعل میشوند رؤیت میشوند، پیش از آن مخفیاند، و سپس در جایگاهی مستقر و خاموش میگردند — آنگاه باید پرسید: در قرآن کریم کارکردِ شهابسنگها چیست؟ دفعِ شیاطین؛ رجمِ شیاطین. شیاطین برای چه باید رجم و دفع شوند؟ برای حراست از مسیرِ تنزّلِ وحی.
اگر به سورهٔ جن مراجعه کنیم، جنیانی که به قرآن رسیدهاند و آن را شنیدهاند نقل میکنند که به آسمان رفتند تا همچون همیشه آن را بجویند:
«وَأَنَّا لَمَسْنَا ٱلسَّمَآءَ فَوَجَدْنَٰهَا مُلِئَتْ حَرَسًا شَدِيدًا وَشُهُبًا وَأَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْهَا مَقَاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَن يَسْتَمِعِ ٱلْـَٔانَ يَجِدْ لَهُۥ شِهَابًا رَّصَدًا» (جن/۸–۹)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و ما آسمان را لمس کردیم و آن را پر از نگهبانانی سخت و شهابها یافتیم؛ و ما پیشتر از آن جایگاههایی برای شنود مینشستیم، پس هر که اکنون بشنود شهابی در کمین برای او مییابد.
پیشتر جاهایی در آسمان مینشستند و استراقِ سمع میکردند؛ دزدکی از اخبارِ غیبی بهره میبردند. اکنون هرکس بخواهد چیزی از اخبارِ غیبی بشنود، فوری شهابی که او را رصد میکند به او اصابت میکند. در جای دیگری از قرآن نیز آمده است:
«فَأَتْبَعَهُۥ شِهَابٌ ثَاقِبٌ» (صافات/۱۰)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس شهابی شکافنده در پی او میرود.
شهابِ ثاقب شیاطین را در آسمان دنبال میکند و دفع میکند تا در مسیرِ تنزّلِ قرآن دخالت، افساد و اخلال نکنند و استراقِ سمع و قاچاق نکنند. حفظ و حراستِ مسیرِ تنزّلِ وحی — همان آسمان — مقصود است. خدا وحی را در آسمان تنزّل میدهد:
«يَتَنَزَّلُ ٱلْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ» (طلاق/۱۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): فرمان میان آنها فرو میآید.
آسمان طریق است؛ راهی است که از عالمِ ملکوت خدا پیامش را از طریقِ آسمان به عالمِ ملک میرساند. این راه از نفوذ و دخالتِ شیاطین محفوظ میماند. پس دیگر کسی نمیتواند بگوید «هو قولُ شیطانٍ رجیم». «إنّه لقولُ رسولٍ کریم» و «وما هو بقولِ شیطانٍ رجیم» — اشارهٔ قسم، یادآوریِ همین مسئله است: آسمان از نفوذِ شیاطین حفاظت و حراست میشود؛ پس نمیتوانید بگویید این سخن، سخنِ شیطان است. این تناسب با جوابِ قسم استوارتر است.
همان حرف دربارهٔ «واللیل إذا عسعس والصبح إذا تنفّس» نیز اینجا قابلِ گفتن است: حالا که قولِ رسولِ کریم است نه قولِ شیطانِ رجیم، این سخن وعدهٔ دمیدهشدنِ صبحِ هدایت را میدهد و ما منتظرِ پشتکردنِ شبِ ظلمت و جهالت هستیم.
این توضیحی بود که دربارهٔ تناسبِ قسم و جواب باید داده میشد.
پیوندِ دو سیاق؛ ضمیرِ «إنّه» و پیامِ اصلیِ سوره
مطلبِ بعدی به ارتباطِ دو سیاق و نتیجهگیری از کلِ سوره مربوط است. وقتی سیاقِ دوم میگوید «إنّه»، این «ه» به چه برمیگردد؟ به سیاقِ اول. همچنین ضمیرِ «ه» در «ما هو بقولِ شیطان». هر دو به سیاقِ یک — آیاتِ یک تا چهارده — بازمیگردند و اتصال را برقرار میکنند.
پرسشِ جمعبندی این است: یک سیاق دربارهٔ معاد بوده و یک سیاق در دفاع از قرآن. اگر بخواهیم سوره را جمع کنیم، بالاخره سوره معادیه است یا قرآنیه؟ اصلِ پیامِ سوره معاد است یا قرآن؟ استاد تأکید میکند: سوره، سورهٔ معادیه است. آن قسمت که مربوط به قرآن است، در راستای دفاع از حقانیتِ همان قسمتِ اول آمده است. نباید گمان کرد سوره اساساً سورهای قرآنی است؛ آری از قرآن نیز دفاع میکند، اما در راستای دفاع از پیامِ معاد. دفاعِ مستقل نیست؛ دفاعی ارتباطی است: در پیوند با بحثِ معاد از قرآن دفاع میکند. این مطلبِ دوم ذیلِ ارتباطِ دو سیاق بود.
یادآوریِ مراحلِ آسمان؛ انفطار تا کشف
در میانِ توضیحات، استاد ترتیبِ چند مرحله دربارهٔ آسمان را — با تکیه بر آیاتی که در ذهن دارد — یادآوری میکند: انفطار، انشقاق، جمعشدنِ آسمان مانند طومار، و کشف یعنی برکندهشدنِ کامل. ممکن است با مطالعهٔ بیشتر آیاتِ دیگر، مراحلِ دیگری لابهلای اینها بگنجد؛ اما ترتیبِ این چهار مرحله به نظرِ او چنین است:
«إِذَا ٱلسَّمَآءُ ٱنفَطَرَتْ» (انفطار/۱)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): هنگامی که آسمان شکافته شود.
«إِذَا ٱلسَّمَآءُ ٱنشَقَّتْ» (انشقاق/۱)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): هنگامی که آسمان بشکافد.
«يَوْمَ نَطْوِى ٱلسَّمَآءَ كَطَىِّ ٱلسِّجِلِّ لِلْكُتُبِ» (انبیاء/۱۰۴)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): روزی که آسمان را درهم میپیچیم چنانکه طومارِ نوشتهها درهم پیچیده شود.
و کشف در تکویر:
«وَإِذَا ٱلسَّمَآءُ كُشِطَتْ» (تکویر/۱۱)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و هنگامی که آسمان برکنده شود.
ساختارِ دفاع از قرآن؛ آیهٔ بیستوپنج در عرضِ نوزده
آیهٔ بیستوپنج را در عرضِ آیهٔ نوزده باید دید، نه در عرضِ بیستودو بهتنهایی. یک سخن این است که «إنّه لقولُ رسولٍ کریم»؛ سخنِ دیگر «وما هو بقولِ شیطانٍ رجیم». آنجا که فرموده «إنّه لقولُ رسولٍ کریم»، ذیلِ آن آمده:
«وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجْنُونٍ وَلَقَدْ رَءَاهُ بِٱلْأُفُقِ ٱلْمُبِينِ» (تکویر/۲۲–۲۳)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و یارِ شما دیوانه نیست؛ و بهراستی او را در افقِ روشن دیده است.
یعنی بهشکلِ ضمنی گفته که او جنزده نشده، بلکه فرشتهٔ وحی را دیده است. اگر کسی بپرسد مگر گفته بودند او جنزده شده؟ آیهٔ بیستوپنج روشن میکند که آری؛ میخواستند بگویند سخنانی که او میگوید سخنانِ شیطان است، که جن است و او مجنون و تحتِ سلطهٔ شیطان این حرفها را میزند. اینکه آنان چه توجیهی برای حرفِ خود داشتند، هیچ؛ اتهام خرج ندارد. خدا جواب میدهد:
«إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌۭ لِّلْعَٰلَمِينَ» (تکویر/۲۷)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): این جز یادآوریای برای جهانیان نیست.
اگر به درونت مراجعه کنی میفهمی که این آیات شیطانی نیست. شیطان برای چه باید بیاید از پایانِ دنیا و از عملکرد و اینکه باید مراقبِ اعمالتان باشید با شما حرف بزند؟ شما هم در درونتان میدانید معاد وجود دارد و هم میدانید این حرفها حرفِ شیطان نیست. پس فرارِ غیرِموجهی دارید:
«فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ» (تکویر/۲۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس کجا میروید؟
کجا درمیروید؟ این فرار موجه نیست. اگر توجیهی میداشتید — بنا به حجّتی، اشارهای، نشانهای — میگفتیم توجیهی دارد؛ ولی هیچ توجیهی ندارد.
شیاطین؛ مادّیاند نه مادّه؛ و کارکردِ غیبیِ شهاب
دربارهٔ جنسِ شیاطین استاد تصریح میکند: شیاطین از جنسِ مادّهاند؛ از آتش خلق شدهاند. آتش مادّی است؛ درست است که جرم ندارد، ولی از آثارِ جرم است — انرژی است؛ و انرژی از آثارِ مادّه است. پس شیاطین مادّه نیستند ولی مادّی هستند.
و اینکه چگونه شهابسنگ میتواند شیاطین را دفع کند، فرایندی نیست که در هیچ آزمایشگاهِ تجربی قابلِ تشخیص باشد؛ چون تجربهٔ ما — حواسِ پنجگانه — به تحلیل و بررسیِ چیستیِ شیاطین و در نتیجه چگونگیِ تأثیرِ شهاب بر دخالتِ آنان دسترسی ندارد. این پیامِ غیبی است. آیا عقل در مقابلِ این پیام گارد میگیرد؟ نه. عقل میتواند بگوید شهابسنگ تکهسنگی است که از ستاره یا سیارهای جدا میشود و در فضا پرتاب میگردد؛ اما اینکه چرا جدا شد، به کدام سمت پرتاب شد، وقتی پرتاب شد به که خورد و چه شد، دیگر عقل حرفی ندارد. نه عقل، نه تجربه؛ ساکتاند؛ چون دیگر در دسترسِ عقل و تجربه نیست. وحی خبر میدهد که یکی از کارکردهای شهابسنگها اصابت به شیاطینی است که میخواهند در نظامِ عالم، در تنزّلِ وحی، در استراقِ سمع و مباحثِ دیگر دخالت کنند.
واوِ «واللیل» و «والصبح»؛ ترجیحِ واوِ قسم
دو گزینه دربارهٔ «واللیل» و «والصبح» وجود دارد. یک گزینه این است که واوِ آنها واوِ عطف باشد؛ در این صورت به خنّس عطف میشوند: لا أقسم بالخنّس، لا أقسم باللیل إذا عسعس، لا أقسم بالصبح إذا تنفّس. گزینهٔ دیگر این است که واوِ واللیل و والصبح واوِ قسم باشد: فلا أقسم…؛ اما واللیل و والصبح خود سوگندهای مستقلاند.
گزینهٔ دوم ترجیح دارد. چون آنجا که قرآن بهطورِ کلی قسم را نفی میکند، دیگر جوابِ قسم لازم نیست؛ اما وقتی پس از آن جوابِ قسم آورده «إنّه لقولُ رسول» و سپس به «وما هو بقولِ شیطان» میرسد، نشان میدهد ترجیحاً بهتر است واوِ واللیل و والصبح را واوِ قسم بگیریم. اگر واوِ عطف گرفتیم و آنها را به خنّس عطف کردیم، غلط نیست که بگوییم آنها جوابِ قسماند؛ سخن از ترجیح است نه بطلانِ وجهِ دیگر.
«فلا أقسم»؛ گاه وضوح، گاه عظمت
قسمنخوردن همیشه برای این نیست که مطلب واضح است. گاهی برای بیانِ عظمتِ چیزی است که به آن قسم یاد میشود؛ چنانکه در واقعه آمده است:
«فَلَآ أُقْسِمُ بِمَوَٰقِعِ ٱلنُّجُومِ وَإِنَّهُۥ لَقَسَمٌۭ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ» (واقعه/۷۵–۷۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس سوگند نمیخورم به جایگاههای ستارگان؛ و همانا آن — اگر بدانید — سوگندی بزرگ است.
گویا میگوید به جایگاههای ستارگان قسم یاد نمیکنم، چون شما که نمیفهمید؛ ولی اگر میفهمیدید میدانستید که این قسم چه قدر بزرگ است. یادکردنِ این قسم آسان نیست. استاد یادآوری میکند که این تکمیل و اصلاحِ نکتهای بود که در ذهن آمده بود؛ نمیخواست رشتهٔ کلام بیش از حد منقطع شود.
ختمِ جلسه؛ قرائتِ سورهٔ تکویر
اللهم صلّ علی محمد و آلِ محمد و عجّل فرجهم. أعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم.
استاد سوره را از آغاز تا انجام قرائت میکند: از «إذا الشمسُ کوّرت» تا «وما تشاءون إلا أن یشاء الله ربّ العالمین»؛ و چند بار «علمت نفسٌ ما أحضرت» و «فأین تذهبون» را تأکید میکند. صدق الله العلی العظیم. اللهم صلّ علی محمد و آلِ محمد.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.