اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
خب ببینید یک بحثی که میخواستم مطرح کنم مسئله ارتباط قسم و جوابه.
همونطور که میبینید بعد از قسم های آیه پونزده تا هجده "فلا اقسم بالخنّس الجوار الكنّس والليل إذا عسعس والصبح إذا تنفس" دو تا جواب قسم اصلی شما دارید یکی "إنه لقول رسول كريم" یکی "وما هو بقول شيطان رجيم".
بعضی تناسب قسم و جواب رو به این بیان مطرح کردن.
فرمودن که در حقیقت این رسول کریم که در این آیات آمده یعنی حضرت جبرائیل علیه السلام، این حضرت برای دقایقی یا ساعاتی یا لحظاتی هرچه در افق مبین توسط پیامبر چه شد؟
مشاهده شد.
خواستن بگن که اون بحث اول که می فرماید "فلا اقسم بالخنّس الجوار الكنّس" اون یادآور، میخواد با تشبیه با یادآوری ستارگان که اول مخفیاند بعد یه جلوه گری میکنند، یه حرکتی دارند بعد دو مرتبه در گویا لانه خود مستقر میشن، در جایگاه خود مستقر میشن؛ میخواد زمینه ساز باشه یادآور این ظهور و این جلوه گری حضرت جبرائیل علیه السلام باشه که ایشون اولاً مخفیست سپس یه جلوهای کرده رؤیت شده دو مرتبه چه شده؟
دو مرتبه پنهان شده.
دو مرتبه از رؤیت حضرت مخفی شده.
این جور تعبیری مطرحه.
بعد "والليل إذا عسعس والصبح إذا تنفس" رو هم یک عبارت بشارت آمیزی میدونن دیگه.
عبارت بشارت آمیزی که از پشت کردن شب و روی کردن صبح خبر میده و در حقیقت میخواد بگه با سخن جبرائیل علیه السلام صبح هدایت دمید و امید است که شب ظلمانی جهالت پشت کند.
خب.
این مطلب درسته به نظرم تناسب موجهیه.
ولی یه تناسب دیگر رو هم میخوام عرض کنم که شاید شاهد قرآنیش قویتر باشه.
اونم این است که خب اگر ما بپذیریم که "الخنّس الجوار الكنّس" شهاب سنگها باشند، که اینها وقتی مشتعل میشن رؤیت میشن، قبلش مخفیاند بعد رؤیت میشن، بعد دو مرتبه چه میشن؟
در جایگاهی مستقر میشن و خاموش میشن.
در قرآن کریم شهاب سنگها کارکردشون چیه؟
دفع شیاطینه.
دفع شیاطین، رجم شیاطین.
شیاطین برای چی باید رجم بشن؟
برای چی باید دفع بشن؟
برای حراست از مسیر تنزل وحیه.
اگر به سوره جن مراجعه بکنید، در سوره جن می بینید که جنیانی که رسیدن به قرآن کریم و قرآن کریم رو شنیدن، اونا دارن یه نقل قولی میکنند.
میگن ما رفتیم به آسمان "أنا لمسنا السماء" آسمان را رفتیم مثل همیشه مورد جستجو قرار بدیم.
"فوجدناها ملأت حرسا شديدا وشهبا" دیدیم آسمان پر از نگهبان و شهاب سنگ شده.
نگهبانانی و شهاب سنگهایی.
"أنا كنا نقعد منها مقاعد للسمع" ما قبلاً یه جاهایی تو آسمان مینشستیم استراق سمع میکردیم.
یه چیزایی رو دزدکی از اخبار غیبی ما هم استفاده میکردیم.
"فمن يستمع الآن" اما الان هرکس که بخواد استماع بکنه چیزی از اخبار غیبی را "يجد له شهابا رصدا" فوری یک شهاب سنگی که او را داره رصد میکنه به او اصابت میکنه.
یا در جاهای دیگری از قرآن هم فرموده "فأتبعه شهاب ثاقب" یعنی شهاب ثاقب دنبال میکنه شیاطین رو در آسمان و اونها رو دفع میکنه که اونها در مسیر تنزل قرآن دخالت، افساد، اخلال نکنند و استراق سمع، قاچاق نکنند.
حفظ و حراست مسیر تنزل وحی که همون آسمان باشه، خدا وحی رو در آسمان تنزل میده دیگه.
"يتنزل الأمر بينهن" خدا وحی رو در آسمان تنزل میده.
آسمان طریقه، راهه.
راهیست که از عالم ملکوت خدا پیامش را از طریق آسمان میرساند به عالم ملک.
خب.
این راه از نفوذ و دخالت شیاطین محفوظ میمونه.
لذا کسی نمیتواند بگوید که "هو قول شيطان رجيم".
"إنه لقول رسول كريم وما هو بقول شيطان رجيم".
یعنی اشاره به اون قسم، اون قسمه برای یادآوری این مسئله است که بابا آسمان از نفوذ شیاطین چه میشود؟
حفاظت و حراست میشود.
پس دیگه شما نمیتونید بگید این سخن، سخن شیطانه.
این باز تناسبش بیشتره با جواب قسم.
بعد اون تکه "والليل إذا عسعس والصبح إذا تنفس" بله همون حرفو میشه اینجا زد.
حالا که قول رسول کریم است نه قول شيطان رجيم، پس این سخن وعده دمیده شدن صبح هدایت را میدهد و ما منتظر پشت کردن شب ظلمت و جهالت بگید، هستیم.
"والليل اذا عسعس والصبح اذا تنفس".
این یه توضیحی بود که باید درباره تناسب قسم و جواب میدادیم.
و اما مطلب بعدی که به ارتباط دو سیاق و نتیجهگیری از کل سوره مربوطه.
همونطور که عرض کردم سیاق دوم وقتی میگه "انه" این "ه" به کی خورد؟
به چی خورد؟
به سیاق اول خورد.
پس ارتباط سیاق دو با سیاق یک از طریق برگشت ضمیر "انه" و همینطور ضمیر "ه" در "ما هو بقول الشيطان".
"انه لقول رسول ما هو بقول الشيطان".
اون "ه"، این "ه" هر دو داره به سیاق یک برمیگرده، به آیه یک تا چهارده.
این اتصال رو برقرار کرد.
اما سوالی که میخوام جواب بدیم اینه: یه سیاق درباره معاد بوده، یه سیاق در دفاع از قرآن بوده.
اگر ما بخوایم سوره را جمعبندی کنیم بگیم بالاخره سوره معادیه یا قرآنیه.
اون اصل در سوره، اون پیام اصلی سوره معاده یا قرآنه؟
نظر شما چیه و چرا؟
معاد.
چرا؟
احسنت، احسنت.
سوره، سوره معادیه.
اون قسمتی که مربوط به قرآنه، اون قسمت در راستای دفاع از حقانیت همون قسمت اول آمده.
پس نباید باعث بشه ما فکر کنیم سوره، سوره-- بله قرآن رو هم داره دفاع میکنه.
اما در راستای دفاع از پیام معاده که داره از قرآن دفاع میکنه.
دفاع مستقل نیست.
یه دفاع ارتباطیه.
در ارتباط با بحث معاد داره از قرآن دفاع میکنه.
اینم در واقع مطلب دومی بود که ذیل ارتباط دو سیاق سوره باید گفته میشد.
بله.
انفطار یعنی چی؟
انفطار، انشقاق، جمع کردن، "نقع السماء کطي السجل".
بعد کشفت، کنده شدن، به طور کامل برکنده شدن.
حالا اینا چیزیه که با توجه به چند تا آیهای که تو ذهن دارم ترتیبشو عرض کردم.
ممکنه مطالعه بیشتر بکنیم آیات دیگر بیاد مراحل دیگری بین اینها، لابهلای اینها بگنجد.
اما این چهار تا آیهای که عرض کردم ترتیبش اینه.
مطلبی هست؟
کنده شدن کنده شدن.
کشفت، کشفت، جمع شدن، نقع السماء، انشقاق، "اذا السماء انشقت"، انفطار، "اذا السماء انفطرت".
بله؟
آیه بیست و پنجو که ما در عرض بیست و دو ننوشتیم.
بیست و پنجو ذیل، در عرض نوزده نوشتیم.
یعنی یه حرف اینه که "انه لقول رسول کریم".
یه حرف اینه که "ما هو بقول الشيطان الرجيم".
حالا اونجایی که فرموده "انه لقول رسول کریم"، ذیل اون گفته "لقد رآه بالافق المبين".
"ما هو بصاحبكم بمجنون ولقد رآه بالافق المبين".
یعنی اونجا به شکل ضمنی گفته که ایشون جن زده نشده بلکه چی دیده؟
چی دیده؟
فرشته وحی را دیده.
حالا اگه کسی بخواد سؤال کنه مگر گفته بودن ایشون جن زده شده؟
اون آیه بیست و پنج مشخص میکنه بله، اینا میخواستن بگن این سخنانی که او میگه سخنان شیطانه که جنه و اون مجنون و تحت سلطه شیطانه داره این حرفا رو میزنه.
حالا اینکه اونا چه توجیهی برای حرف خودشون داشتن، هیچی.
اتهام که خرج نداره.
آیات شیطانیه.
خدا جواب داره میده.
خدا میگه بابا "ذکر للعالمین" یعنی اگه به درونت مراجعه کنی، میفهمی که این آیات شیطان نیست.
شیطان برای چی باید بیاد از پایان دنیا و از عمل کرد و اینکه باید مراقب اعمالتون باشید با شما حرف بزنه؟
شما هم در درونتون میدونید معاد وجود داره هم میدونید این حرفا حرف شیطان نیست.
پس دارید یه فرار غیر موجهی دارید "فأين تذهبون" و کجا در میرید؟
این فرار موجهی نیست.
اگه توجیهی داشتید راست راستی میشد بنا به یه حجتی، بنا به یه اشارهای، یه نشانهای، یه چیزی میخواستید در برید، میگفتیم یه توجیهی داره، هیچ توجیهی ولی نداره.
بله بفرمایید.
از جنس ماده هستن شیاطین، چرا نیستن؟
شیاطین از جنس مادهاند.
از آتش خلق شدن.
آتش مادیست.
درسته جرم نداره ولی از آثار جرمه.
انرژیه.
انرژی از آثار مادهست.
لذا شیاطین ماده نیستند ولی مادی هستند.
و اینکه چطور میشه شهاب سنگ شیاطین را میتونه دفع بکنه، این فرایندش چیه؟
این قابل تشخیص در هیچ آزمایشگاه تجربی نیست.
به خاطر اینکه تجربه ما یعنی حواس پنج گانه ما دسترسی به تحلیل و بررسی چیستی شیاطین و در نتیجه چگونگی تاثیر کردن شهاب بر دخالت شیاطین نداره.
این یه پیام غیبیه.
آیا عقل با این پیام در مقابل این پیام گارد داره؟
نه.
بله عقل میتونه بگه آقا شهاب سنگ تکه سنگی است که از یه ستارهای، سیارهای جدا میشه و تو فضا پرتاب میشه.
اما اینکه چرا جدا شد، پرتاب شد، به کدام سمت پرتاب شد، وقتی پرتاب شد به کی خورد و چی شد، دیگه اینجا عقل حرفی نداره.
نه عقل، نه تجربه.
ساکته.
حرفی نداره چون دیگه در دسترس عقل و تجربه نیست.
وحی داره خبر میده که این شهاب سنگها یکی از کارکردهاشون مورد اصابت قرار دادن شیاطینیست که میخوان دخالت کنن در نظام عالم، در تنزل وحی، در استراق سمع و بحثای دیگه.
آخرین سوالم شما بپرسید.
دو تا گزینه درباره والليل و الصبح وجود داره.
دقت کنن.
یه گزینه این که والليل و الصبح واوش عطف باشه.
اگر واوشون عطف باشه اینام به خنّس عطف میشن.
یعنی لا أقسم بالخنّس، لا أقسم بالليل إذا عسعس، لا أقسم بالصبح إذا تنفس.
یه گزینه اینه که واو والليل و الصبح، واو قسم باشه.
یعنی لا أقسم، لا أقسم.
اما والليل دیگه واوش، واو قسم و الصبح، واو قسم.
گزینه دوم ترجیح داره.
چون در جایی که قرآن کریم به طور کلی قسم را نفی میکند، دیگه جواب قسم لازم نیست.
وقتی جواب قسم بعدش آورده "إنه لقول رسول" تو مرتبه میرسه به "وما هو بقول الشيطان".
این نشون میده که ترجیحاً بهتر است واو والليل و الصبح را چی بگیریم؟
واو قسم.
حالا اگر واو عطف گرفتیم و اینا رو به خنّس عطف کردیم، غلط در میاد بگیم اونا جواب قسمه.
نه غلط در نمیاد.
صحبت از ترجیحه.
یعنی ترجیح با اینه که والليل و الصبح واوش، واو قسم باشه.
نه.
یه دلیل، سوالتون خوبه.
قسم نخوردن، اونجا من به ذهنم اومد که حرفم رو تکمیل و اصلاح بکنم.
منتها دیگه نخواستم رشته کلام خیلی منقطع بشه.
قسم نخوردن همیشه برای این نیستش که مطلب واضحه.
گاهی برای بیان عظمت اون چیزیست که بهش قسم یاد میشه.
مثل چی؟
مثل "فلا أقسم بمواقع النجوم".
چرا؟
"وإنه لقسم لو تعلمون عظيم".
میگه من به جایگاههای ستارگان قسم یاد نمیکنم چون شماها که نمیفهمید.
ولی اگه میفهمیدید، میدانستید که چقدر این قسم چیست؟
قسم بزرگیه.
یاد کردن این قسم آسون نیست.
اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
أعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
إذا الشمس كورت.
وإذا النجوم انكدرت.
وإذا الجبال سيرت.
وإذا العشار عطلت.
وإذا الوحوش حشرت.
وإذا البحار سجرت.
وإذا النفوس زوجت.
وإذا الموءودة سئلت.
بأي ذنب قتلت.
وإذا الصحف نشرت.
وإذا السماء كشطت.
وإذا الجحيم سعرت.
وإذا الجنة أزلفت.
علمت نفس ما أحضرت.
علمت نفس ما أحضرت.
علمت نفس ما أحضرت.
فلا أقسم بالخنّس.
الجوار الكنّس.
والليل إذا عسعس.
والصبح إذا تنفس.
إنه لقول رسول كريم.
ذي قوة عند ذي العرش مكين.
مطاع ثم أمين.
وما صاحبكم بمجنون.
ولقد رآه بالأفق المبين.
وما هو على الغيب بظنين.
وما هو بقول الشيطان الرجيم.
فأين تذهبون؟
فأين تذهبون؟
إن هو إلا ذكر للعالمين.
لمن شاء منكم أن يستقيم.
وما تشاءون إلا أن يشاء الله رب العالمين.
صدق الله العلي العظيم.
اللهم صل على محمد وآل محمد.
اللهم صل على محمد وآل محمد