د
درسگفتارها
پرسش
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۲
دارای متن همگام
ورود به سورهٔ مبارکهٔ طلاق
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱:۳۹:۲۸
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۲۱ سرفصل
## ورود به سورهٔ مبارکهٔ طلاق
۰:۰۰
## آیهٔ نخست: طلاق با عده
۴:۲۰
### ظرافت خطاب: یا أیها النبی و طلقتم
۴:۴۰
### احصوا العدة و تقوا
۵:۰۲
## نهی از اخراج و خروج در دوران عده
۱۱:۰۷
### معنای صحیح «إلا أن یأتین بفاحشة مبینة»
۱۵:۴۷
## حدود الله و فلسفهٔ عده
۲۳:۰۷
### لا تدری لعل الله یحدث بعد ذلک أمراً
۲۴:۵۶
## پایان عده: امساک به معروف یا مفارقت به معروف
۲۹:۳۲
## دو شاهد عادل و شهادت لله
۳۱:۰۳
### پرانتز: دوران عقد و نبود عده
۳۹:۰۳
## پند برای مؤمنان و مخرج تقوا
۴۴:۱۷
### توکل: فهو حسبه، بالغ أمره، قدر
۴۸:۴۳
## زمام طلاق و صلاحیت همسر
۵۳:۴۳
## هفتخوان طلاق رجعی
۱:۰۰:۲۹
## محاسبهٔ عده: یائسه، مرتاب، لم یحضن، اولات أحمال
۱:۰۲:۰۴
### شمارش احکام و امر الله
۱:۱۱:۲۶
روح ایمان ترجیح آخرت و ترجیح خداست. از خود نمیگوییم:
۱:۱۷:۱۷
## اسکان، نفقه، شیردهی و مشورت به معروف
۱:۱۸:۴۵
## تکلیف جلسهٔ آینده و نکتهٔ روشی در احکام
۱:۲۵:۳۰
## دعای پایان جلسه برای بیماران
۱:۳۶:۱۵
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
اما اولین سوره، سوره مبارکه طلاق.
من فکر میکنم خیلی نیازی نداریم به این که راجع به تدبر دو مرتبه مقدمهای بیان بکنیم،
تعریف تدبر، نمیدانم ضرورت تدبر،
اهمیتش، آیاتش، روایاتش، مبانیش و، و، و.
راجع به اینها هم در مقدمه دورههای قبلی صحبت کردیم هم در ضمن بیان سورهها هر جایی که مناسبتی پیش آمده
اشاراتی داشتیم.
ما انشاالله همین سورهها را شروع میکنیم باز هم در ضمن سورهها
اگر جایی لازم بود در خصوص مباحث مقدماتی با هم صحبت بکنیم،
پرانتز باز میکنیم با هم صحبت میکنیم و انشاالله
پیش خواهیم رفت. لذا از بحثهای مقدماتی درباره تدبر
به تناسب سطح سومی که درش هستیم انشاالله ما دیگه
عبور میکنیم و به اصل سورهها میرسیم.
سوره مبارکه طلاق.
اولین مطلبی که باید درباره این سوره عرض کنم خدمتتون این است که
خیلیها میگن عجیبه قرآن ما که میدونیم قرآن یک کتاب خیلی مهربونیه،
میخواد انسانها خوب زندگی کنن، راحت زندگی کنن،
به رشد و کمال برسند. چطوره که ما تو این قرآن سوره طلاق داریم، سوره ازدواج نداریم؟
سوره طلاق مهمتر شده از ازدواج.
چیه جریان؟
حالا انشاالله با تدبر در این سوره
به جواب این سؤال باید برسیم.
ببینیم آیا سوره طلاق یعنی سوره ترویج طلاق یا یعنی سوره
کنترل طلاق، جلوگیری از طلاق، چیه؟
برسیم واقعاً از تو متن سوره برسیم به اینکه دنبال چه هدفی است برای ما.
دومین نکتهای که باید اشاره کنم این است که اسامی قبلاً هم گفتیم اسامی سورهها را
لزوماً خدا و پیغمبر تعیین
نکردهاند. حالا بگیم این سوره طلاق است.
حالا این سوره چون مهمترین احکامی که در این سوره بیان شده احکام طلاق معروف شده به سوره چی؟
طلاق. سومین
نکتهای که میخوام بگم اینه که
امروز ما خیلی به این سوره احتیاج داریم.
همتون میدونید که در جامعه امروزی ما متأسفانه
رفته رفته قبح طلاق
کمتر میشه. رفته رفته آمار طلاق درصدش بالاتر میره.
تو بعضی از شهرها، تو بعضی از مثلاً مناطق طلاق حتی به سی درصد رسیده.
نزدیک یک سوم از هر سه تا ازدواج، یکیش به طلاق ختم میشه.
و این خیلی برای جامعه
نقطه خطره. زنگ هشدار
برای جامعه. و خب تبعات و پیامدهاش هم زیاده.
یعنی هم خود طلاق زیاده هم تبعات و پیامدهای کنترل نشده بالایی داره.
خب خیلی طبیعیه که یکی از دغدغههای خدا، یکی از مسائلی که خدا برای
جامعه میخواد حل و فصل بکنه و جامعه را درباره اون توجیه بکنه و راهنمایی بکنه،
مسئله طلاق خواهد بود.
خب کاملاً قابل درکه.
اما ببینیم که چه تدبیری اندیشیده شده.
ما باید چند مرحله را اجرا کنیم.
مرحله اول مرحله مفاهیم،
آیات، آیات به خوبی درک بشن.
اینو با هم طی میکنیم. مرحله دوم تشخیص سیاقهاست.
سوم جمعبندی، چهارم ارتباط.
أعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
يا أيها النبي.
ای پیامبر. إذا طلقتم النساء.
آنگاه که زنان را طلاق
بدهید، آنگاه که زنان را طلاق بدهید
فطلقوهن لعدتهن.
پس آنان را طلاق بدهید برای عدهشان.
یعنی چه طلاق بدهید برای عده؟
ترجمه رو باید اصطلاحی ترجمه کنیم.
یعنی طلاق همراه با عده.
حالا عده چیه؟ خودش توضیح خواهد داد.
عده، عده از نظر لغت یعنی چی؟
یعنی شمردن. یعنی طلاقی که روزشمار داشته باشه.
طلاقی بدهید که روزشمار داشته باشد.
یعنی یک مدتی تعیین بشه،
روزشمار بگیم اگر این مدت طی شد به پایان رسید، اون وقت تو اون نقطه طلاق
بگید محقق بشه.
به محض طلاق،
جدایی محقق نشود.
طلاق داده شود،
روزشمار داشته باشه. وقتی اون روزشمار به پایان خودش رسید،
اونجا طلاق محقق بشه.
این معنی طلقوهن لعدتهن.
تا قبل از این آیه
طلاق با جدایی چی بوده؟
مساوی. یعنی وقتی مردی همسرش را طلاق میداد
جدا میشدند تمام میشد.
اما این آیه میگه از این به بعد وقتی که زنان را طلاق میدهید
اونها را طلاق بدهید همراه روزشمار.
روزشمار داشته باشه، عده داشته باشه.
اون عده رو باید صبر کنید.
صیغه طلاق الان جاری میشه، اون دوران میگذره وقتی اون دوران گذشت در پایان اون دوران
جدایی محقق میشه. خب
یه نکتهای تو این آیه هست، این نکته دقیقه.
به این دقت بکنید. خطاب به کی گفته آیه؟
پیامبر. اما اذا طلقتم خطاب به کیه؟
فرق، فرق يا ايها النبي با طلقتم تو خطاب چیه؟
يا ايها النبي مفرد یک نفره.
طلقتم چیه؟ جمع یعنی ای پیامبر وقتی که طلاق بدهید
خب اگر پیامبر مخاطبه
باید میگفت مثلا يا ايها النبي اذا طلقتن النساء
پیامبر وقتی زنان را طلاق میدهی.
اگر مردم مخاطباند باید میگفت يا ايها الذين
آمنوا اذا طلقتم النساء.
خب چطور شد که یک حکمی را خدا خطاب به مؤمنان بیان میکند
ولی ندای اون حکم، ندا
يا ايها الذين آمنوا چیه؟ ندائه.
ندای اون حکم مخاطبش کیه؟
پیغمبره. چرا؟ احسنت.
چون این حکم حکمیست که باید با نظارت
پیغمبر اتفاق بیفتد.
اینطوری نیستش که شما خودت رأساً--
یه بار یه دستوری فقط مال مؤمنانه.
میگن یا ايها الذين آمنوا اذا طلقتم النساء یعنی مسئله واگذار شده به کی؟
به خود مؤمنان.
ای مؤمنان هر وقت خواستید طلاق بدید طلاقتون باید چی داشته باشه؟
عده داشته باشه. اما وقتی میگه يا ايها النبي اذا طلقتم
یعنی درسته این حکم را مؤمنان باید اجرا کنند ولی پیامبر حواست باشه.
نظارت میخواد که این حکم اجرا بشه.
و الا معمولاً آدما موقع طلاق انگیزه روزشمار بگید
ندارن. کی حوصله داره طرف خسته شده میخواد زندگی رو تمام کنه بره.
حالا یه روزشمار هم میخوای بذاری.
اکثر آدما اگر به خودشون واگذار کنی حال و حوصله عده و روزشمار را برای جدایی ندارن.
طلاق میخونن میرن خونهشون.
تمام. مشخص شد پس این نکته؟
بلهش یواش بود. خب.
و احصوا العدة این روزشمار را، این عده را احصا کنید.
احصا یعنی چی؟ یعنی شو بشمارید،
کامل بشمارید. احصا
یعنی شمارش را به پایان خودش
برسانید. اینطوری نباشد که مثلاً اگر قراره این تعداد بشمری به آخرها رسیده نرسیده رهاش کنی.
احصا کن شمارش را.
احصوا العدة.
عده یعنی شمارش. روزشمار را کامل کن.
عده را کامل کنید
تا آخرین روزش باید صبر بکنید برای جدایی و احصوا العدة.
خب. واتقوا الله
و تقوای الهی پیشه کنید.
یعنی خدا خودش میداند که این حکم اجرا نمیشود الا با
تقوا. تقوا داشته باشید.
از خدا بترسید. خدا یه جورایی میخواد اینطوری به ما بفهمونه.
میدونم انگیزهشو ندارید ولی به خاطر من
اگر رعایت نکنید با من طرفید.
اتقوا الله مراقب باشید خودتون رو در معرض غضب خدا قرار
ندهید. چطور ممکنه کسی در معرض غضب خدا قرار بگیره؟
اینکه بخواد طلاق بده بدون روزشمار.
یا بخواد طلاق بده روزشمار هم بذاره اما روزشمار را کاملش بگید
نکند. بخواد عده را کامل نکند.
در هر دو صورت با خدا طرفه.
لذا میفرماید واتقوا الله تقوای الهی داشته باشید.
لا تخرجوهن
من بيوتهن یعنی چی؟
به کی داره میگه لا تخرجوهن؟
به مردانی که زنان خود را
طلاق دادهاند. ای مردان
زنان خودتان را که طلاق دادید
از خانههایشان اخراج
نکنید. منظور از اینکه زنانتون رو از خانههایشان اخراج نکنید با توجه به طلّقوهن لعدتهن واحصوا العدة
منظور اینه در دوران بگید
عده، در دوران عده،
در این محدوده روزشمار
زنانتون رو از خانههای خودشون اخراج نکنید.
نکته لطیفی داره این عبارت.
نمیفرماید زنانتون را مطلقه ها را از خانههای
تان اخراج نکنید از خانههای
شان. یعنی شما تا وقتی عده تمام نشده
این خانم اینجا خونهشه.
شما نمیتونی بگی من طلاقت دادم برو.
طلاق دادی هنوز دوره روزشمار هست.
در دوران روزشمار باید این همسری که طلاق داده شده تو خونه خودش باشه.
خونه خودش همون جاییه که تو براش تدارک دیدی.
جز نفقه او بوده هنوزم هست.
لا تخرجوهن من بیوتهن.
اخراجشون نکنید از خونههاشون.
حالا خانومه میگه عه منتظری که منو اخراج بکنه یا نکنه؟
اصلاً من خودم وای نمی هستم.
می-- میرم اصلاً. من میرم.
ولا يخرجن. خودشونم حق ندارن برن.
نه شما حق داری اخراجش کنی،
نه خودش حق دارد که برود.
نه خودش حق دارد که خارج بشود.
نه اینکه حق ندارد خارج بشود نام بخردها منظور این نیست.
نه که حق ندارد خارج بشود مادرش را ببیندها.
منظور این نیست. منظور این که نمیتونه ترک منزل کنه.
بارش رو جمع کنه بگه ما رفتیم دیگه طلاق داد دیگه.
دوران عده دورانیه که باید
این خانم تو خونه شوهرش بگید
زندگی کند. دوران روزشمار دوران عده باید خانم تو خونه آقاش باشه.
میفرماید ولا يخرجن إلا أن يأتين بفاحشة مبينة.
این یعنی چی؟ ترجمه مصطلح بخوام بکنم یعنی این.
میگه زنان از خانه خارج نمیشوند،
مگر اینکه این خارج شدن از خانه انجام گناهی آشکار است.
یعنی این یه جور مانع شدن
إلا أن يأتين بفاحشة مبينة
دارد لا يخرجن را توضیح میدهد.
میگه لا يخرجن
إلا أن يأتين بفاحشة.
به مرد گفت لا تخرجوهن یعنی با زبان چی با مرد صحبت کرد؟
نهی امر. با زبان امرانه.
گفت اخراجش نکن از خانهاش.
اخراجشان نکنید از خانههاشون.
به زن چی میگه؟ میگه زنان هم خارج نمیشوند
مگر اینکه گناهی انجام میدهند آشکار.
یعنی اینجا به زبان نهی صحبت نکرد.
به زبان توصیه صحبت کرد.
ولی توصیهای که از حرم-- حرمت را میفهمونه.
یعنی خانم اگر تو هم گذاشتی رفتی،
این کار تو مصداق
اتیان يأتين
أن يأتين تعویله به مصدره.
این أن بهش میگن أن مصدریه.
أن يأتين با هم میشه اتیان،
اتیان. خانم تو خارج نمیشی
مگر اینکه اتیان
گناهیست آشکار.
مگر اینکه انجام گناهیست آشکار.
یعنی خارج شدن تو مصداق انجام گناهیست آشکار.
خب. حالا اینجا یه پرانتزی باز میکنم و میبندم.
خوب دقت بکنید. بعضی از مترجمین و مفسرین این آیه را، این عبارت را طور دیگر معنا کردهاند.
گفتند که زنان را اخراج نکنید و خودشون هم خارج
نشوند، مگر اینکه خدایی نکرده یه گناه آشکاری،
یه فحشایی خدایی نکرده مرتکب شده باشند.
یعنی در یک صورت اون آقایی که دارد همسرش را طلاق میدهد،
اجازه دارد که او را از خانه در دوران عده چیکار کند؟
اخراج بکند. اون صورت، اون صورتیه که اون خانم خدایی نکرده گناه، گناه آشکاری مرتکب شده.
درست شد؟ متوجه شدید؟
این ترجمه به نظر حقیر اشتباهه.
این ترجمه اشتباهه. معنی این آیه این نیست.
اولا در قرآن فاحشة برخلاف عرف ما که معمولا تا کلمه فاحشة میاد ما خیال میکنیم گناهان اخلاقی و جنسیه.
در قرآن فاحشة یعنی گناه آشکار.
هر گناهی که علنی باشه بهش گفته میشه فاحشة.
فحشاء یعنی گناه آشکار.
فاحشة مبينة یعنی گناه آشکار واضح.
یعنی این مبينة عملاً میشه تأکید فاحشة.
خود فاحشة یعنی آشکار.
فاحشة مبينة یعنی گناه آشکار واضح.
خب. پس اولاً این معنیش گناه جنسی و فلان لزوماً بگید نیست.
این میتونه هر مصداق دیگری هم پیدا کنه.
همین اتیان فاحشة مبينة همین خروج خانم میتونه چی باشه؟
بگید. اتیان فاحشة مبينة باشه، گناه آشکار باشه.
ما مواردشو تو قرآن داریم.
کسی حوصله داره بره نگاه کنه.
موارد فاحشة مبينة را بره در قرآن نگاه کنه.
ثانیاً اگر این إلا أن يأتين
میخواست علتی یا مجوزی برای اخراج خانم باشد،
علیالقاعده وقتی مجوزه
که این خانم گناهی را بگید کرده باشد.
درسته؟ میگه چون این خانم گناه کرده تو حق داری از خونه چیکارش کنی
در دوران عده؟ اخراجش کنی.
در حالی که أن يأتینه مضارعه.
مثل این میمونه که قرآن بگه اخراجش نکن مگر اینکه بخواد گناه کنه.
یعنی مثل این که اگر او میخواد گناه کنه اخراجش کن بذار بره گناهش رو بکنه.
یعنی چی؟ این نمیگه مگر اینکه گناه کرده باشد.
أن يأتینه مضارعه.
یعنی مگر اینکه گناه بخواهد گناه بگید
بکند. خب این چطور میتونه آقایان خانمها را در دوران عده از خانه اخراج نکنید، مگر اینکه بخواهند گناه کنند.
یعنی اگر خواستن گناه بکنند من اجازه دارم او را اخراج کنم بره.
نه، این معنا اشتباه میشه.
اشکال سوم اگر إلا أن يأتینه بفاحشة مبينة
یعنی مگر اینکه بخ-- مگر اینکه گناه آشکاری کرده باشند،
اونور حق اخراج دارید.
اونور این إلا باید به لا يخرجنه میخورد یا به لا تخرجوهن نه.
بله. سوالمو تکرار میکنم.
اگر منظور از
فاحشهی مبينه
یه گناه اخلاقی هست
که خانمی مرتکب شده
و مجوزی که همسرش در دوران عده
او را از خانه بیرون کنه،
اگر منظور اینه على القاعدة این إلا باید به چی میخورد؟
میگفت ای آقایان خانمهاتون را اخراج نکنید مگر اینکه گناهی کرده باشند.
در حالی که الان به چی خورده؟
لا يخرجنه. یعنی خانمها بیرون نروند مگر اینکه گناهی کرده باشند.
یعنی خودش باید اگر گناه کرد بذاره بگید بره.
این، اینم باز جور در نمیاد.
چون اگر خود انسان گناهی کرده باشه طبیعتاً گناه اگر پنهانه حق آشکار کردنش را نداره.
اگر گناه آشکاره نوبت به این نمیرسه که خودش بره یا نره.
این باید بیاد تحت احکام جزایی قرار بگیره.
بره، نره. این اگرم تازه میخواست دستوری باشه دستور به کیا بود؟
به آقایون بود. باید به لا تخرجوهن میخورد،
نه به لا يخرجنه. با این سه تا قرینه خواستم بگم پس معنای صحیح اینه.
در دوران عده، خانمهای مطلقه را از خانههایشان بیرون نکنید.
خودشان هم از خانه بیرون نمیروند مگر اینکه ارتکاب گناهیست آشکار.
یعنی حق بیرون رفتن از خانه را در دوران عده به معنای ترک منزل بگید
نه، دارند. اگر این کار رو بکنند گناه کردند.
یعنی این. إلا مثل اینکه تو فارسی خودمون میگم
شما این کار را نمیکنی مگر اینکه خطاییست بزرگ.
یعنی اگر انجام دادی خطای بزرگیه.
لا يخرجنه خارج نمیشه مگر اینکه اگر خارج شد گناهیست آشکار.
إلا أن يأتینه بفاحشة
مبينة. ترجمهای که خدمتتون عرض کردم اشکالات سه گانه قبلی را ندارد.
اولاً با فضای بحثی که توش هستیم هم بیشتر سازگاری داره.
یعنی الان ما بحثمون موردی که یه وقت خدای نکرده خانم
یا آقا مرتکب گناه اخلاقی شدن،
نیست. بحث ما یه طلاق عادیه.
طلاقی که به خاطر سوء تفاهمات یا به خاطر اینکه طرفین نمیتونند با همدیگه ادامه بدن داره اتفاق میافته.
نه طلاقی که به خاطر مشاهده یک گناه
مثلا غیر اخلاقی
داره اتفاق میافته که اصلا اون فضاش کاملاً با این
متفاوته.
توی اون فضای لعان میاد و بحثای دیگه میاد و اصلا یه چیز دیگه است.
بحث کیفریه. ما اینجا بحثمون کیفری نیست، بحثمون حقوقیه.
یعنی داریم یه بحث حقوقی میکنیم که آقا حقوق و تکالیفی که در فرایند طلاق باید مورد
توجه باشه چیا هست و چطور باید رعایت بشه.
جا افتاد مطلب؟ بله با صلوات روشنش کنید.
اللهم صل على محمد
وآل محمد. پس آقایون اخراج نکنید، خانوما بیرون نرید.
در دوران عده باید تو خونهی آقاتون زندگی کنید.
خلاص. وتلك حدود الله.
و اون احکامی که در این آیه بیان شد.
یعنی چیا؟ یک، طلاق از این به بعد با عدهست.
دو، عده باید تا پایان
احصاء شود، شمرده شود، چیزی کم نباید گذاشته شود.
سه، آقایون حق اخراج خانمها را در دوران عده از خانههای خود
ندارند. چهار، خانمها حق خروج از خانه را در دوران عده از منزل، منزل همسران خود
ندارند. این چهار تا حکمی که بیان کردیم تلك حدود الله.
اینها مرزهای خداست.
خدا معمولاً در اون احکامی که خیلی براش مهمه
از این کلمه استفاده میکنه.
حدود خداست، مرزهای خداست.
از این مرزها پاتو اون ورتر
نباید بگذاری. ومن يتعد حدود الله و هرکس که از حدود الهی تعدی کند، تعدی یعنی چی؟
تجاوز یعنی پاشو از حدود الهی،
از مرزهای خدا بخواد پای خود را فراتر بنهد.
"و من يتعد حدود الله فقد ظلم نفسه"
پس به تحقیق به خودش ظلم کرده.
یعنی خیال نکن اگر خدا میگه این حدود خداست یعنی اینکه اگه تو رد شدی خدا را مغلوب کردی.
اگه رد شدی لطمه به خدا زدی.
اگه رد شدی ظلم به خدا کردی، ظلم به خودت کردی.
اگر رد بشی. "تلك حدود الله
ومن يتعد حدود الله فقد ظلم نفسه".
حالا یه سؤال. حالا اینجا کی مخاطب بود بگید؟
ندا به کی بود؟ پیامبر.
حالا پیامبر گویا اینجا بخواد بگه بار الله
فلسفه این عده، این روزشماری که به طلاق ملحق کردی
و گفتی از این به بعد طلاقی که صادر شد باید یک دورانی را
این خانم تو خونه شوهرش زندگی کند،
حق اخراج نیست، حق خروج هم نیست
و عده باید کامل بشه.
بار الله فلسفه این تشریع
و این قانونگذاری چیه؟
چرا این کار را کردی؟ خدا میفرماید "لا تدری" چه میدانی؟
"لا تدری" یعنی نمیدونی که.
تو از کجا میدونی؟ "لا تدری
لعل الله" امید است که خدا شاید که خدا
"يحدث بعد ذلك
أمراً" شاید که خدا بعد از آن،
آن به چی اشاره میکنه؟ به طلاق.
شاید که خدا بعد از طلاق
"يحدث أمراً"
امری را پدید آورد.
یعنی خدا داره به پیغمبر میگه
امیدوارم در دوران
عده، طلاق جای خودش را به امری دیگر بدهد.
"لعل الله يحدث
بعد ذلك" بگید
"أمراً" شاید خدا
بعد از طلاق با این عدهای که از این به بعد تشریع شد
امری را حادث کرد.
یعنی بلکه این آقا، این خانم از جدایی چه شدهاند؟
منصرف شدند. چه میدونی
. مهمترین فلسفه
تشریع عده،
این است که به محض تصمیم طلاق،
جدایی محقق نشه.
تو این روزشمار بلکه پشیمان بشوند و برگردند سر خونه زندگیشون
. که اگر در دوران عده پشیمان بشوند دیگه نیازی به عقد مجدد هم
ندارند. پشیمان شدند زندگیشونو میکنند تموم میشه.
انگار که طلاقی نبوده
. حالا ببینید
اگر فلسفه عده
یکی از فلسفه های مهم عده این است که "لعل الله يحدث بعد ذلك أمراً"
اصلاً جور در میاد با اینکه آقا خانمو طلاق بده بلافاصله جدایی محقق بشه.
نه. جور در میاد با اینکه آقا خانمو طلاق بده، خانم بره خونه باباش،
آقا هم بره خونه مادرش
و جدا از هم بخوان زندگی کنن.
بازم نه. بابا ما این دوره رو گذاشتیم بلکه پشیمان بشن.
بلکه یه بار دیگه توی خلوت دیگری، تو یه فرصت دیگری به زندگیشون بیندیشند.
یه راهی پیدا کنن. یه راه حلی.
خب حالا این آقا میره اون ور این خانم میره اون ور دیگه چطوری؟
لذا تاکید میکنه عده باشه،
کاملاً باشه، اخراج ممنوع، خروج ممنوع.
باید با هم زندگی کنید. ببینیم چی میشه.
شاید در دوره عده پشیمانی حاصل شد.
"لعل الله يحدث بعد ذلك
أمراً" شاید خدا بعد از این تصمیم به طلاق امر جدیدی حادث کرد،
اتفاق جدیدی افتاد
این آیه روشنه کاملاً.
پس صلواتشو بفرستید. اللهم صل على محمد
آل محمد. خب اینا رو بذارید واسه آخر.
اونا رو شما هم باید جواب بدید منم،
اینام، حکومتم همه باید جواب بدیم.
کدوم، کجای قرآن عمل میشه که این دو تا نمیشه.
قرآن خیلی محجوره.
تو عرف جا نداره. تو عرف، عرفو باید قرآن اصلاح کنه دیگه.
قرار نیست که عرف بر قرآن تحمیل بشه.
قرآن باید عرف را اصلاح بکنه.
خیلی چیزای قرآن عمل نمیشه.
این فقط نیست.
خب "فإذا بلغن أجلهن"
اجل یعنی چی؟ سرآمد.
الان سرآمد چی مد نظره؟
سرآمد عده. "إذا بلغن أجلهن"
یعنی کیا برسن به اجلشون؟
زنها. یعنی وقتی این زنهایی که طلاق داده شدند و باید یک دورانی صبر کنند، این روزشمارę چی بشه؟
"بلغن أجلهن" یعنی به پایان این دوران روزشمار بگید
برسن. عده تمام شد.
خب على القاعدة اینجا منتظریم چه اتفاقی بیفته؟
چی محقق بشه بلند؟ جدایی.
ولی خدا در کمال تعجب جمله دیگری مطرح میکنه.
"فأمسکوهن بمعروف".
توجه میکنید؟ إذا بلغن أجلهن نه،
پس عده که تمام شد
زنان که به پایان عدهی خویش رسیدند،
آقایان، آقایانی که طلاق دادید خانمها را فأمسکوهن بمعروف
پس اونها را نگه دارید.
یعنی جدا، بگید نشوید بمعروف به طرزی
شایسته و پسندیده.
فأمسکوهن بمعروف نگهشون دارید به طرزی پسندیده،
به طرزی شایسته. خدایا من طلاق داده بودم که جدا بشم.
حالا عده تمام شده میگی نگه دارید.
میگه بابا belki راه داره. حالا فکر کن ببین میشه نگه داری؟
درسته تو قصدت جدایی بود ولی من قصدم از قرار دادن عده چی بود؟
پیوند پیوند بود. حالا ببین راه نداره.
در دوران عده که نکردی برنگشتی.
حالا عده تمام شده. راه نداره نگه داری.
فأمسکوهن بمعروف.
حالا اگر این آقا برگرده بگه نه خدایا خداییش به خودت قسم راه نداره.
أو فارقوهن بمعروف
یا هم جدا بشید از اونها بمعروف.
یعنی درست تو اون نقطهای که ما توقع داشتیم اصلاً دیگه خدا حرف از نگه داشتن نزند
و بگوید فإذا بلغن أجلهن
فـ، بگید فارقوهن بمعروف وقتی که عده تمام شد جدا بشید به نحوی پسندیده.
درست تو این نقطه خدا اول یه چیز دیگه میگه.
میگه فإذا بلغن أجلهن فأمسکوهن بمعروف وقتی که این زنان عدهشون تمام شد، اونها را به طرزی شایسته و پسندیده
نگه بدارید. زندگی تون رو نذارید بپاشه بابا.
أو و یا یعنی گزینه دوم جدایی.
أو فارقوهن بمعروف یا جدا بشوید از آنها.
ولی این هم چگونه جدا بشوید؟
بگید بمعروف.
قرآن تاکید داره بر اینکه بابا میخواید زندگی کنید بمعروف.
معروف یعنی چی؟ یعنی به اون روشی که عقل و شرع چه کند؟
تایید کند، بپسندد،
بپذیرد. میخواید جدا بشید باز هم بمعروف
یعنی به اون روشی که عقل و شرع بپسندد،
بپذیرد. چرا خیال میکنید اگر قراره جدا بشیم حتماً باید دعوا کنیم
حتماً باید به هم توهین کنیم.
حتماً باید حقوق یکدیگر رو ضایع کنیم.
خب نمیشه با رعایت حقوق متقابل جدا شد .
با رعایت شرع و اخلاق جدا شد.
جالبه که قرآن کریم من در سوره مبارکه فسحت که درس میدادیم تو ماه مبارک این آیات رو اشاره کردم.
قرآن کریم به آقایون میگه شما اگر کارتم به جدایی کشید با اخلاق، با احترام، با تکریم،
نه با فحش، نه با آقا نساختیم با هم.
اصلاً اخلاق تو یه جوری بود، اخلاق منم یه جوری بود با هم نساختیم، نشد.
هر کار کردیم نشد زندگی کنیم.
حالا داریم از هم جدا میشیم .
اصلاً عده گذاشته شد که از هیجاناتمون کم بشه.
که با داد و بیداد و قهر و دعوا از هم جدا نشیم
. با فحش به خانواده همدیگه از هم جدا نشیم
. حالا نشده.
قرآن عجیبه. حالا من ببین با عرف ما چقدر فاصله داره.
میگه با یه هدیهای هم به این خانم بده.
یه تشکری هم بکن. بگو حالا
به هر حال حلال کن دیگه. حالا نشد دیگه.
حسب وسع به معروف.
خیلی از مفسران هم گفتن خود قرآن هم اشاره کرده در سوره فسحت
حسب وسع یه هدیهای هم فراخله حالش بهش بده.
حتی قرآن عجیبه. میگه زنی رو طلاق دادی رفته.
الان میخوای بمیری میخوای وصیت کنی یه چیزی هم برای اون وصیت کن
. بابا بالاخره یه چند صباحی با هم بودید.
چند صباحی دو تا یه زوج بودید در کنار هم بودید.
محرم هم بودید. این احترام نداره
. این احترام داره.
این احتراما رو خراب نکنید. حالا شما داری جدا میشی.
هیچ میدونی این خانومی که ازش جدا میشی مادر اون خانم همواره به تو محرمه.
اون حرمت مادریش سر جاشه.
پدر اون خانم پدرته، مادر اون خانم مادرته.
ولی تو با این خانم دیگه نتونستی زندگی کنی .
این خانم پدر شما بهش محرمه، مادر شما مادرشه
. انسانی، اسلامی،
اخلاقی، به طرزی که عقل و شرع تایید میکنه.
أمسكوهن بمعروف اول توصیه خدا اینه.
عده تمام شد نگهشون دارید بمعروف.
نمیخواید نگه دارید جدا میخواید بشید.
باشه جدا بشید بمعروف،
به طرز پسندیده .
آقا خیلیا میگن اگر معروف بود که جدا نمیشدیم.
همین اشکاله. پس معلومه جدا شدنهای ما
بر اساس هیجانات
نفسیه .
این جور جدا شدنی را قرآن تایید بگید
نمیکند. جدا شدنی که رو هیجانات و رو نفسانیاته
. جدا شدنی که روی بیصبریه،
رو اراده نداشتن برای ساختن زندگیه.
میگه اگه میخواست معروف باشه که زندگی میکردیم.
خب بکنید. خب زندگی کنید.
اگه راه داره زندگی کنید.
نه راه نداره واقعاً. خب راه نداره چرا فحش میدید؟
چه توهین میکنی؟ او توهین میکنه خب تو نکن.
او اگه توهین میکنه به خودش داره توهین میکنه.
تو توهین نکن. بذارید این جدایی آرام صورت بگیره.
میدونید چرا قرآن اینقدر مراقبه که اگر جدایی میخواد بشه به معروف؟
چون هر چقدر جدایی به طرز پسندیدهتری اتفاق بیفته تبعات و آسیبهاش
کمتره. یه جدایی اتفاق میفته تا سالها طول میکشه افسردگیهای ناشی از داد و بیدادها و فحش و فحش کاریها و
توهینها و دل شکستنهاش از بین بره.
خب چرا؟ نشده با احترام
از هم فاصله بگیرید، با رعایت حقوق همدیگه.
آقا مهریه است باید بدی، بده.
خانم میخوای بگیری رعایت حال آقا رو بکن.
نه من پوست تو رو میکندم. خب چرا؟
خب پوست نکن. شما هم به زور دنبال
اجحاف نباش. بریم در به در وکیل پیدا کنیم که هر طور میتونیم از گوشت هم بکنیم.
آخه چرا؟ چون با هم نمیسازیم.
خب نمیسازید زندگی نکنید.
زیر پای همو چرا میخواید بکشید؟
تو چاه چرا میخواید هل بدید همدیگه رو
فإذا بلغن أجلهن فأمسكوهن بمعروف
أو فارقوهن بمعروف
وأشهدوا ذوي عدل منكم.
خب حالا میخوایم جدا بشیم.
خدایا تصمیم به امساک نشد.
امساک یعنی نگه داشتن. فارقوهن م--
مصدرش میشه چی؟ فارقه و فارق و
مفاrقة. مفا rقةت نه خدایی ما تصمیم به مفا rقةت گرفتیم.
خیلی خب حالا که میخواید مفا rقةت داشته باشید بدانید
طلاقی که میخواهد به مفا rقةت منجر بشود باید دو تا شاهد عادل از خودتون بر اون طلاق چه بدهند؟
شهادت بدهند. أشهدوا یعنی شاهد بگیرید برای طلاق.
شاهد بگیرید ذوي عدل
دو نفر دارای عدل.
ذوي یعنی دو نفر دارای.
ذا یعنی یک نفر دارای.
ذوي یعنی دو نفر دارای.
دو نفر دارای عدالت را از خودتون شاهد بگیرید.
حالا دقت کنید أشهدوا ذوي عدل میخوام بدانیدها،
اون سوالی که خانم شما پرسیدید میخوام بدونید تا کجاها کار داریم هنوز
که من گفتم حالا صبر بکنید.
أشهدوا ذوي عدل یعنی اولا شاهد میخوای بگیری باید بدونی این دو تا شاهد عادلاند.
عادل یعنی کسی که گناه،
گناه عمدی تو از او ندیدی.
آدم گناهکاری نیست. آدم با تقواییه.
فاسق نیست. دو تا عادل
که منکم که از خودتون باشن.
دو تا عادل از خودتون، نه دو تا عادل غریبهای که شما رو نمیشناسن.
تو کی هستی؟ الان توی طلاق اینطوریه.
آبدارچی و نمیدونم نیروی خدماتی و کارمند اون اتاق و.
بیا ده تومن مال تو بیست تومن پنجاه تومن مال تو.
بیا وایسا اینجا شاهد. چی میدونه تو کی هستی؟
چه میدونه چرا داری طلاق میدی؟
خدا گیر چی بوده گفته دو تا شاهد عادل از خودتون.
چون میدونسته پیدا کردنش به این آسونیا
نیست. شما برو تو فامیلتون بگرد دو نفر آدم عادل
که بگن باشه ما میایم وایمیسیم شما طلاق بدید ما شاهد میشیم.
اینا مطمئن باش تا مطمئن نشن که این طلاق، طلاق به جاییه
حاضر به شهادت نمیشن.
برای پنجاه تومن که نمیاد کسی مثلاً شاهد عادل شهادت بده که آقا پنجاه تومن به من دادن بذار من برم اینا جدا شن.
خب دو تا شاهد عادل از خودتون بگیرید که اینا شما رو بشناسن که حاضر باشن شهادت بدن.
خب حالا از خودمون نمیشه عادل گیر بیاریم پولکی بیاریمشون و أقيم الشهادة لله.
نه، نه، نه، نه. شهادت تو این مسئله باید فقط برای خدا باشه.
فقط برای خدا. یعنی این شاهد عادل باید در نقطهای باشه، درکی داشته باشه از زندگی شما
که بگه من قربتا الی الله میام شهادت میدم شما جدا بشید.
یعنی برای من محرزه که این زندگی باید چی بشه؟
بگید، باید تموم بشه چون ادامهش جز اینکه گناه را بیشتر میکنه برای طرفین
نتیجهی دیگری ندارد.
دو تا شاهد عادل از خودتون و أقيم الشهادة لله برای خدا شهادت.
اقامه کنید شهادت را برای الله.
یعنی بدان ای کسی که میری وایمیستی یکی دیگه طلاقش داره جاری میشه.
بدان باید تو قیامت توضیح بدی چرا وایسادی.
باید به خدا بگی. بگی خدایا بنا به این علت برای من محرز شد که اینا دیگه ادامه زندگیشون صلاح
نبود. خدا میگه دستتم درد نکنه اینم پاداشت.
پاداش شهادتت. اما خدایا والا ما
نمیدونم من تو اون چای میریختم گفتن بیا وایسا اینجا شهادت بده.
ما هم شهادت دادیم. آقا تو چی که حالیت نبود،
نمیشناختی طرفین رو، نمیدونستی چرا دارن طلاق میدن.
چه شهادتی بود این؟ دیگه پنجاه که میدادن.
آقا پنجاه لله بله عادل که باشد
بارها خدا در قرآن گفته که شهادت باید به نفع خود یا کسان خود نباشه.
شهادت باید به حق باشه. اگر کسی عادله یعنی ما یه اطمینان نسبی داریم که شهادت عادلانه میده
ممکنه یکی از خانواده آقا میاد، یکی از خانواده خانم میاد.
اون دو نفر حاضرن میدونن واقعاً به این جمعبندی رسیدن که این دو تا
زوج با همدیگه ادامه دادنشون جز به گناه نتیجه دیگه ای نداره.
میان قربتاً الی الله شهادت میدن.
این جدایی حاصل میشه.
اما الکی باری به هر جهت یکیو پیدا کن دوزار بده بیاد وایستا نه.
بله؟ توضیح. دقت کنید اولاً عقد که میگیم نه هر عقدی.
عقد دائم. دائم، غیر دائم کار ندارم. منظورم اینه.
یه وقت میبینید طرفین عقدن هنوز
زیر یه سقف نرفتن ولی رابطه زناشویی دارن.
این دیگه عقد نیست. عقد شرع منظورمونه.
دوران عقد یعنی دورانی که صیغه
ازدواج خونده شده اما هنوز زندگی زناشویی شروع نشده.
حالا میخواد خونه بابا رفت-- از خونه بابا رفتن میخوان نرفتن، اون مهم نیست.
اون چیز عرف ماعه.
میگیم عقد و عروسی. ما با عرفمون کار نداریم، با شرعش.
شرعش اینه. فاصله
اجرای صیغه ازدواج تا شروع رابطه زناشویی.
این فاصله رو میگیم دوران عقد.
تو این دوران پشیمانی حاصل شد.
خدا میگه اینجا نه دیگه اینجا جای عده مدعه نیست.
چرا؟ مگر عده برای این نبود که چرا.
ولی عقدم برای این بود که همدیگه رو بشناسید.
حالا ما اومدیم هنوز وارد زندگی
مشترک زناشویی نشدیم.
به این نتیجه رسیدیم به درد هم
نمیخوریم. اینجا دیگه خدا اینا رو معطل عده و اینا نمیکنه.
بله باید بازم شاهد بیاد و چیزای دیگه داره.
اما دیگه حالا عده، عدهی چی؟
عده مال وقتیه که اون زندگی مشترک آغاز شده باشه.
خب. و"أقيم الشهادة لله
ذلکم". آی مردم.
این کم یعنی آی مردم. آی مردم.
این احکامی که اینجا گفتیم.
یعنی چه احکامی؟ اینکه وقتی عده تمام شد زنان مطلقه را به معروف چه کنید؟
نگه دارید یا به معروف از اونها
مفارقت بکنید. اینکه گفتیم حتما دو تا شاهد عادل برای طلاق باید باشد و اینکه گفتیم شهادت باید فقط بگید،
لله باشد نه برای دنیا، برای خدا باشد
نه برای دنیا. اینایی که گفتیم"يعظ
به من كان يؤمن بالله واليوم الآخر".
پند میپذیرد.
يعظ یعنی پند میپذیرد.
يؤذ يعني پند میدهد.
يعظ پند میپذیرد.
میگه پند میپذیرد به این احکامی که ما گفتیم هرکس که ایمان داشته باشد به الله
و به روز آخر یعنی قیامت.
هرکس که به الله و قیامت ایمان داشته باشد
از این احکامی که ما گفتیم پند میپذیرد.
یعنی خدا میخواد بگه ببین تا کسی ایمانش به خدا و قیامت درست نباشه،
هرچی هم از این احکام براش بشمری عین خیالش نیست.
میگه خدا گفته نعوذ بالله واسه خودش گفته نعوذ بالله.
اعتنا نمیکنه.
این دستورات به درد کسی میخوره که ایمان به الله
واليوم الآخر داشته باشد.
"ومن يتق الله"
بندگان خدا درباره این احکام تقوا پیشه کنید
که هرکس تقوای الهی پیشه کند،
"يجعل له مخرجا"
خدا برای او راه خروج قرار میدهد.
خدا میخواد یه جورایی به ما یه مطلبی رو بفهمونه.
اگر شما تقوا را رعایت کنی از بنبستها چی میشی؟
رها میشی. خیلی وقتها طلاق
به خاطر بیتقواییه. تو تقوا پی-پیش کنی
اصلاً حالت عوض میشه، نگاهت عوض میشه.
اون بنبستی که فکر میکردی توش گرفتاری و راهی برای ادامه زندگی بگو،
نداری. میبینی اون بنبست باز میشه.
اع یه راهی بود ها. من به خاطر نفسانیت نمیدیدم.
یه راهی بود ها. من به خاطر
چه وچه متوجه نبودم.
این میشه چی؟ تقوا.
تقوا پیشه کنید درباره احکام الهی.
"من يتق الله يجعل له مخرجا".
اکثر کسایی که میخوان از هم جدا بشن باهاشون حرف بزنی
میگن که دیگه به بنبست رسیدم.
خب به بنبست رسیدی، این بنبست نکنه ناشی از بیتقوایی باشه.
اقلاً تو اصل طلاق تقوا را رعایت کن باشد که خدا راههای بسته را به روی تو بگید،
باز کند. "يجعل له مخرجا" یه راه خروجی برات قرار بده.
خروج از بنبستها. "ويرزقه" این "يرزقه" عطف به "يجعل"
یعنی کسی که تقوا پیشه کند خدا دو تا کار براش میکنه.
یک "يجعل له مخرجا" دو بگید "ويرزقه من حيث لا يحتسب"
از جایی که خودش فکرشم نمیکرد
خدا به او چه میدهد؟ بگید.
یعنی رعایت حدود خدا در طلاق حتی درهای بسته روزی را هم
باز میکند. چرا خدا یه دفعه روزی را پیش کشیدی
اصطلاحاً؟ خدا میخواد بگه بین خودمون بمونه.
خیلی از طلاقها به خاطر روزیه.
ولی گیر اون خانواده تو طلاق نیست که.
تو تقواست. تقوا درست بشه، روزی هم یه وقت میبینی درست شد.
اصلاً دیگه نیاز نشد. شما تو همین احکام
مربوط به تقوا-- مربوط به طلاق تقوا را رعایت کنی هم بنبستها باز میشه
من یتق الله يجعل له مخرجا.
هم خدا روزی میده از اونجایی که گمان نمیکردی طرف برای اینکه بتونه مثلاً به خیال خودش با کمترین
ضرر اقتصادی همسرش را طلاق بدهد،
به هزار تا در
خلاصه در میزنه. به خیال خودش که بذار من هرچی میتونم پس بگیرم، هرچی میتونم
مهریه ندم، هرچی میتونم چیکار بکنم برای این چیزا.
در حالی که تو تقوا را رعایت کن خدا جیبتو پر میکنه بابا.
تو، تو روزی دست کیه خیال میکنی؟
یا میبینی اون خانومه برای اینکه بتونه به نتیجه برسه خودش طالب طلاقه ها.
یکی از بلیههای امروز جامعه ما خ--
اینه که یه وقت خانمهایی خودشون طالب
طلاقاند اما یه جوری جلو میرن که اون آقا ه را وادار به طلاق بکنند که مجبور به دادن مهریه هم بشود.
بابا وقتی تو طالب طلاق باشی دیگه مهریه حقیت نیست
. مگر اون آقا خودش بخواد بت بده.
چرا دو دوزه بازی میکنی؟
جیب رو خدا پر میکنه تو تقوا رو رعایت کن.
نه بذار بکنم. آقا چرا؟
متاسفانه آدم اینقدر میبینه دل آدم پر از درد میشه.
و من یتق الله يجعل له مخرجا و یرزق من حيث لا يحتسب
و من یتوکل على الله.
طرف برمیگرده میگه آقا راحته برای شما تقوا پیشه کن.
وسط دعوا نیستی که، وسط میدون نیستی
که بدونی چه پوستی از من کنده، چه داغی به دلم گذاشته، چه جوری چیکار کرده،
اون داره میگه، این داره میگه همه داغند.
بابا توکلتون به خدا، خدا را وکیل بگیرید.
نه من وکیل میگیرم، خدا را وکیل بگیر
. وکیل نگیر برای حق و ناحق کردن.
تو چارچوب رضای خدا عیب نداره وکیل بگیر.
و من یتوکل على الله هرکس که خدا را توکل-- یتوکل على الله یعنی خدا را وکیل بگیره .
یعنی امر خود را به خدا بسپارد.
خدایا من احکام تو را اجرا میکنم.
تو حافظ من باش، نگهبان من باش، مواظب من باش،
جیبم و نگه دار، صلاحم و نگه دار.
و من یتوکل على الله فهو حسبه.
بداند که خدا برای او چیه؟
بگید. کافیه
. چرا خ-- چرا اینطوریه؟ چون ان الله بالغ امره
. چون خدا یه شخصیتی است، یه کسی است که
امر خویش را بالغ یعنی به
کمال خود بگید.
میرساند. میدونی دقیقا چی میخواد بگه؟
توکل بر خدا. یه وقتایی دیدید این بچه شما میاد تو آشپزخونه اصرار داره مادر یا پدر این دیس برنجو بده من ببرم.
یا این مثلا بشقابها رو بده من ببرم بچینم سر سفره، خب.
یا پارچهها رو بده من ببرم. شما میدونی که این بچه توان بردن این دیسو
یا این بشقابها رو آبرو نداره.
ای بسا بریزه تو راه. چجوری کارو میدی دستش اگر بخوای بدی؟
آهان. دیسو میدی دستش دو طرفش هم خودت
میگیری یا اینجوری هواشو داری که یه لحظه دستش شل شد
تو بتونی زود کمکش کنی.
اکثر ماها به خدا اینجوری کار میسپریم
. اکثرمون یعنی کارو میدیم دست خدا بعد خودمونم مواظبیم خراب نکنه
. مراقب شدید. الان این دستش شل میشه، این شل میشه،
میریزه .
یا خدایی که میخوای وکیل بگیری او کار خودشو بلده.
ان الله بالغ امره.
امر خود را به بلوغ خودش، به نهایت خودش،
به کمال خودش میرسانه.
خدا رساننده بالغ یعنی رساننده.
رساننده امر خویش است به سرمنزل مقصود
. قد جعل الله لكل شيء قدرا.
چطور ادعا میکنی خدایا که بالغ امر خود هستی؟
میگه آخه در این عالم چیزی نیست الا اینکه قدرت ما دربارهی اون جریان دارد.
ما جعل قدر کردیم.
قدر یعنی اندازه.
حد و اندازهی هر چیز را ما با قدرتمون معین کردیم .
اون وقت میترسی کار از دست ما در بره.
کار از دست کسی در بره که خودش سر و ته عالم را تعریف میکنه.
سر و ته تمام امور عالم به دست اوست.
چطور ممکنه او نتونه
؟ چطور ممکنه او عاجز باشه؟
بله. نه، نه حتما کلیه.
اینجا داره تطبیقش میده بر مسئله طلاق
و الا مطلب که کلیت داره.
بله. حالا به اونجا هم میرسیم ما فعلا داریم مفاهیم آیاتو کار میکنیم، بله.
در احکام دینی،
طلاق، زمام طلاق، عقدهی طلاق دست کیه؟
دست آقا است. اونی که داره طلاق میده آقاست.
پس اونی که باید نگه داره
یا جدا بشه کیه؟
آقاست. خانم مشورت ممکنه بده، نظر ممکنه بده ولی تصمیمه تو این مسئله
با کیه؟ آقا. چه اینکه تو ازدواج با کیه؟
خانم .
خانم میتونه درباره ازدواج خود-- لذا میدونید صیغه ازدواج
درست برعکس صیغه طلاقه.
تو صیغه ازدواج یه ایجاب داریم،
یه قبول. ایجاب یعنی میگه انکحت.
قبول میگه قبلت. اون ایجاب را، انکحت رو کی باید بگه؟
آقا. کی باید بگه؟ آقا.
خانم. انکهتو.
همه اینجا انکهتو گفتن خیلی اکثراً.
انکهتو نمیدونید کی گفته؟
از زبان شما خودتون باید بدونید کی داشته یکی از زبان شما.
انکهتو رو خانم میگه. بله.
ایجاب یعنی انکهتو یعنی اینکه تو را به زوجیت
انتخاب میکنم. اینو خانم میگه.
آقا میگه قبل تو. میگه باشه
قبول کردم. قبل تو مال آقائه.
بعد تو طلاق اما دیگه نه.
تو طلاق اونی که باید جدایی را ایجاب کند آقاست دیگه.
این حالا بحثهای مفصلی داره دیگه میذارم برای وقت دیگه.
پس به این دلیله که میگه "امسکو هن او فارقو هن بمعروف".
در حقیقت خدا اینجا دارد آموزشهایی و احکامی را بیان میکند.
حالا که زمام امر ازدواج، زمام امر طلاق به دست آقا هست پس او حدود و احکام و قوانینش را به طور کامل رعایت کند.
اما خدا برای اینکه این آقاییون رو تنها نذاره تو این وادی
همون اول سوره گفت يا
ایها النبي یعنی پیغمبر حواست باشه.
اینجا جایی نیست که بگم آقاییون خود دانید دیگه.
نه، خود دانید میشه ظلم.
باید تو نظارت داشته باشی که این ظلمه ها اتفاق
نیفتن. بله، بله.
یعنی میپذیره که
از نظر زوجیت متعلق به اون آقا باشه.
صد درصد. خانمی که میخواد آقایی را به زوجیت خود بپذیرد
باید اطمینان کافی از اینکه حقوقش توسط اون آقا رعایت میشود را داشته باشد.
چون زندگی انسانیه، ماشین که نمیفروشم، خونه که نمیفروشم.
وجودمه، شخصیتمه.
میخوام بیام تو زندگی تو قرار بگیرم.
پس تو باید به من اطمینان بدی که ولایت من رو به حق میپذیری، رشد من رو تامین میکنی، کمال من رو تامین میکنی.
حالا بگذریم از اینکه امروز خانمها ترجیح میدن بگن ماشین بهم میدی، خونه برام میخری،
همش ایناست. با ماشین و خونه میبندن کار رو، بعدش هم دست حسرت رو دست حسرت میزنن.
خیال میکنند همه زندگی همینه.
حقوق داشته باش، ماشین داشته باش، خونه داشته باش،
قیافه داشته باش تمام شد.
بابا اینا فقط نیست. خب او قراره بشه ولی امر شما.
شما میخوای به نحوی در ولایت او قرار بگیری با او زندگی کنی.
نباید احراز کنی صلاحیت،
صلاحیت مدیریت یک زندگی را دارد یا ندارد.
حالا این صلاحیت مدیریت زندگی لازم نیست فیلسوف باشه یا دوره مدیریت گذرونده باشه.
نه آقا آدم با شخصیت و با جنم و با ایمانیه .
این آدم در چارچوب احکام خدا حرکت میکنه.
تضییع حقوق نمیکنه.
آقا اینم بالاخره بعضیا میگن حالا ما تمام دقتمونو کردیم.
یه چیز دیگه از آب دراومد. بله ممکنه دیگه.
اینم ممکنه پیش بیاد.
اونم یه نوع امتحان الهیه.
چه برای آقا، چه برای خانم ممکنه پیش بیاد.
ولی نوع کسایی که میگن ما اشتباه کردیم تو انتخاب،
اینو دقت کنید، اینو تو پرانتز میگم بحث این سوره نیست.
انتخاب یا بالاخره تشخیص صلاحیت در ازدواج،
اینو بارها گفتیم و بازم میخوام تاکید کنم.
از جنس انتخاب بذر یا نهال مناسب هست،
نه از جنس انتخاب
هندونه خوب. اکثراً
زندگی رو مثل هندونه میبینن. میگن یه هندونه دربسته است.
به شرط شیرین خریدم بردم خونه شکافتم دیدم چیه؟
شیرین نیست، سفیده، فلانه.
دیگه تمام شد دیگه. به شرط چاقو هم که نبوده برم پس بدم دیگه.
حالا این خاطره رو هم بگم عموی من میگه من دیدم یه جایی هندونه میفروشن داد میزنه به شرط چاقو، به شرط چاقو.
گفتم هندونه رو ببر، ببرم.
یا میگه ببر و ببر. ها. میگه ببر و ببر.
ببر و ببر. گفتم خب ببر ببرم دیگه.
هندونه رو برید سفید دراومد داد دستم.
گفت انقدر پولشو گفت. گفتم سفیده،
سفید باشه. گفت آقا میگی ببر و...
گفتم میگم ببر و ببر دیگه. نگفتم که ببر و بذار.
ببر و ببر. دیگه حالا هرچی بود ببر.
خب بگذریم.
بعضیا خیال میکنند زندگی مثل یه هندونه است ببر و ببره.
حالا دیگه اگر خراب دراومد هم کاری نمیشه کرد.
ببخشید. در انتخاب همسر
باید حواسمون به این باشه که
ولو شاید خیلی از چیزها در او فعلیت نداره،
هنوز به رشد و کمال حد نهایی خودش نرسیده.
بیست سالشه، بیست و سه سالشه، بیست و پنج سالشه، هفده، هجده سالشه، هرچی.
خانم یا آقا. این هنوز به بلوغ شخصیتی خودش نرسیده.
اما ببینم نهال خوبی هست،
بذر خوبی هست. طرفین باید ببینن صلاحیت رشد
دارن یا نه و کفایت و لحاظ بکنن.
بین сказать این طرف کسیه که آدمیه که رشدپذیر نیست.
گویا راههای رشد رو به روی خودش
بسته. خب این آدم ممکنه انسان پشیمون بشه در ارتباط با او.
بالاخره باید همکف خودشو گیر بیاره.
حالا بگذریم این یه بحث طولانیه خارج از موضوع بود.
حالا انشاالله بازم تو یه فرصت دیگری بهش ورود خواهیم کرد.
خب حالا معلوم شد تا اینجا،
تا اینجا معلوم شد که باید طلاق،
احکامو میشمارم. یک، از این به بعد روزشمار داشته باشد یعنی عده.
دو، عده باید کامل
شمرده شود. سه، مردان حق اخراج زنان را از خانه در دوران عده
ندارند. چهار، زنان حق خروج از خانه را در دوران عده ندارند.
ندارند. پنج، عده که تمام شد یا نگه دارند به معروف یا جدا شوند
به معروف. شش، طلاق احتیاج به دو شاهد
عادل از خودتون، منکم از خودتون دارد.
هفت، شهادت باید برای خدا باشد.
تا اینجا چند تا؟
چند تا گذاشت؟ هفت تا چی؟
ما میگیم هفت خوان، آ.
طلاق هفت خوان داره. طلاق اینجوری نیست.
خب برو خونه بابات تموم شد.
هفت تا خوان داره. تو تمام این هفت خوان باید تقوا رو رعایت کنی.
تقوا یعنی رعایت همین دستورات.
همونی که خدا گفته. گفته لعدتهن چش.
گفته لا تخرجو هن چش.
لا یخرجنه چش. گفته که تمام شد امسکو هن بمعروف چش.
فارقو هن بمعروف چش.
بله، بله. در این صورت اون اتفاقا میتونه بیفته.
یعنی هر کدوم از این خوانها میتونه یه بهانهای باشه برای خروج از جاده طلاق،
برگردی بری سر خونه زندگیت بشینی.
هر کدوم از اینها. خدا یه کاری کرده احکام طلاق به راحتی آب خوردن نباشه.
حالا اینکه ازدواج اینطوری نیستا.
یعنی ازدواج اینطوری نیست.
حالا ماها هفت خوانو کجا گذاشتیم؟
هفتاد خوان خود-- ببخشید هفت خوان.
هفتاد خوان برای ازدواج گذاشتیم،
برای طلاق یه خوان هم نمیخوایم بذاریم.
برعکس این ماها. تو ازدواج حتی اینم لازم نیست که دو تا شاهد بیارید.
ما برای ازدواج چهل تا شاهد جور میکنیم.
شاهدای پروپیمون، پر پا قرص.
اما تو طلاق چی؟ نه، آبدارچی مثلاً تو محضریه نمیدونم این اوناست.
حالا میخوایم تا اینجا ما هفت خوان مشخص شد.
طلاق رجعی.
به این میگن طلاق رجعی.
طلاق رجعی یعنی طلاقی که رجوع دارد،
میشود در دوران عده چیکار کرد؟
رجوع کرد، برگشت. به این میگن طلاق رجعی.
طلاق رجعی در مقابل طلاق باءین
هست. باءین با همزه. باءین یعنی طلاقی که رجوع
ندارد. طلاق باءین دو جوره، یکی خلع،
یکی مبارات. در طلاق رجعی کی طلاق میخواد؟
بگید. کی طلاق میخواد؟
آقا. آقا طلاق میخواد در طلاق رجعی.
لذا باید با عده باشه و هر وقتم پشیمون شد میتونه بگید، برگرده.
پشیمون شده دیگه. در طلاق باءین کی طلاق میخواد؟
خانم. خانم طلاق میخواد.
لذا دیگه در طلاق باءین بحث رجعی مطرح
نیست. رجوع دیگه نداره. ولی خانم اگر طلاق بخواد باید چکار کنه؟
خلع، خلع یعنی مهریه اش را
ببخشه. خلع میکنه خودشو.
میگه آقا من مهریه رو نخواستم.
تو اصطلاح ما میگن مهرم حلال، جانم
آزاد. این میشه خلع.
دیگه اینجا رجوعی در کار نیست.
یه وقت مباراته. طلاق باءین یه مدلش هم مباراته.
یعنی مهریه را که بخشیدم هیچ، بیا یه چیزم بهت
میدم، بذار برم،
بذارم دنبال زندگی خودم.
خب اینم میشه مبارات.
پس ما الان صحبتمون تو طلاق رجعیه.
طلاق رجعی عده داره.
خب در دوران-- یعنی عده که همه طلاقها دارن.
در دوران عده رجوع داره، اینطوری بگم، رجوع داره.
خب حالا میخوایم عده را حساب کتاب بکنیم.
خدا عدهای که تعیین کرد یه روزشمار بود.
ما از کجا بفهمیم این روزشمار چند روزه؟
چطوری متوجه بشیم؟ محاسبه
تعداد روزهای عده به چه قانونیه؟
خدا با بیان موارد استثناء،
مورد کلی رو هم مشخص میکنه.
استثناءها تو ببینید. میگه ولائ یئسن من المحیض من نسائکم
ان ارتبتم
فعدتهن ثلاثة اشهر.
اون زنانی که یئسن، مأیوس شدند از محیض،
از حیض، من نسائکم، از بین زنان شما.
اونایی که مأیوس شدند از محیض، یعنی زنان یائسه،
زنان بازنشسته از نظر جنسی.
اینها ان ارتبتم
، اگر شما دچار ارتياب شدید،
دچار ارتياب شدید یعنی هنوز
حتی این خانمی رو داره بحث میکنه که هنوز کامل
از محیض فاصله
نگرفته. وسطه، تو مرزه.
شما نمیتونی تشخیص بدی.
نظم نداره. دقت فرمودید؟
دیگه خانوما بهتر میدونن. فعدتهن عده این گروه از زنان
ثلاثة اشهر،
سه ماهه. پس معلوم میشه که اگر یئسن من المحیض نبودند
عده چی بود؟ برای اونایی که یئسن من المحیض سه ماه.
برای اونهایی که یئسن من المحیض نبودند
سه طهر، سه طهر.
یعنی سه بار دوران حیض تمام بشود.
این میشه دوران عده.
پس یا سه ماهه. ببخشید،
یا سه ماهه برای کسانی که "يَئِسْنَ مِنَ الْمَحِيضِ مِن نِّسَائِكُمْ
إِنِ ارْتَبْتُمْ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ".
اما اگر از همین آیه فهمیده میشه
که اگر "يَئِسْنَ مِنَ الْمَحِيضِ" نبودند
عده میشود سه طهر،
سه طهر، سه طهر از حیض.
سه بار از حیض به پاکی برسند میشه عده.
بله. جایگاه "إِنِ ارْتَبْتُمْ" چیه؟
"إِنِ ارْتَبْتُمْ" جایگاه مورد استثنا رو داره.
ببینید، اینجا میبینید میگه "وَاللَّائِي لَمْ يَحِضْنَ"
یعنی زنانی که اصلا حیض نمیشوند.
ما یه مرز داریم این طرف، زنانی که دیگه اصلا کلا از این مسئله فاصله گرفتن.
این میشن زنان یائسه کامل.
اینا سه ماه.
یک مرز داریم این طرف،
یه قسمت داریم این طرف، زنانی که به شکل طبیعی دوران حیض دارن.
اینم میشه سه طهر. این وسط یه طیفی داره.
طیفش میگه "إِنِ ارْتَبْتُمْ"
یعنی نه از اونجا کنده شده،
نه به اینا ملحق شده.
دوران شک و تردیده.
حساب به هم ریخته. چون در این مرزه حساب به هم میریزه.
خب، تو این قسمت
میگه اینم سه ماهه. وقتی این سه ماهه به طریق اولی اونی که کامل
از حیض فاصله گرفته اونم چیه؟
سه ماهه. اما اونایی که قبل اینن چی میشن؟
سه طهر میشن. جملاتش- جملات با کا--
با کوتاهترین جملات، کاملترین معانی.
"وَاللَّائِي يَئِسْنَ مِنَ الْمَحِيضِ مِن نِّسَائِكُمْ"
یعنی چی خدایا؟ یعنی اصلا
محیضی ندارند. "إِنِ ارْتَبْتُمْ"
نه حتی اگر داشته باشن ولی نه در حدی که
نظم و حساب کتاب داره. شما افتادید به چی؟
به ارتیاب. ارتیاب یعنی؟
ریب، شک. شک دارید، ارتیاب دارید.
اگر اینطوری باشد "فَعِدَّتُهُنَّ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ".
چه اینکه "وَاللَّائِي لَمْ يَحِضْنَ" هم همینن.
اون زنانی که اصلا حیض نمیبینن.
حالا یا به خاطر بیماری که دارن یا به خاطر اینکه به دوران یائسگی رسیدن،
اصلا حیض نمیبینن. اونا هم میشه مثل همین.
اینم عطف میشه به این "اللَّائِي". این "اللَّائِي"
و این "اللَّائِي"، "اللَّائِي" یعنی کسانی.
این "اللَّائِي" و این "اللَّائِي"
هر دوتاشون "ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ".
پس خود به خود اگر زنانی باشند که حیض ببینند
نمیشه "ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ" میشه "ثَلَاثَةُ أَطْهُرٍ"
سه تا طهر، سه تا پاکی از حیض.
تمام؟ خب،
بعد میفرماید "وَأُلاَتُ الأَحْمَالِ".
"أُلاَتُ" هم یعنی صاحبان.
هم "اللَّائِي" هم "أُلاَتُ".
اینا کلمههای مؤنثه.
"اللَّائِي" یعنی اون زنانی که.
"أُلاَتُ" یعنی زنان صاحب.
"أُلاَتُ الأَحْمَالِ" یعنی زـ-زنان صاحب حمل،
یعنی زنان باردار. عده اینا چطوریه خدایا؟
"أَجَلُهُنَّ أَن يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ".
اینا عدهشون تا پایان دوران حمل.
هر وقت وضع حمل کردن عده تمام میشه.
پس "أُلاَتُ الأَحْمَالِ" نه ماه هم بخواد طول بکشه بکشه.
"أَجَلُهُنَّ أَن يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ" باید وضع حمل بکنند.
خب، این آیه مشخص کرد که چطور باید عده را شمرد.
حساب کتاب عده چگونه است؟
میفرماید "وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ"
و هر کس تقوای الهی پیشه کند، "يَجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْرًا"
خدا برای او در امر خودش، "مِنْ" در اینجا تو فارسی ما میشه در.
خدا برای او نسبت به امر خودش،
نسبت به امر خود اون آدم متقی "يَجْعَلْ يُسْرًا" چی قرار میده؟
بگید. آسانی.
خدا میگه تو تقوا پیشه کن من کارا رو آسون میکنم.
میدونم خیلی فرایند سخت و تلخیه.
تو تقوا پیشه کن، رضایت خدا را تامین کن، من آسونش میکنم.
"وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْرًا".
"ذَٰلِكَ" آنچه که از احکام گفته شد
بشمر. میخوام بشمرم. یک،
طلاق باید با
عده باشد. دو، عده باید به طور کامل شمرده شود.
سه، اخراج زنان در دوران عده جایز.
چهار، خروج زنان در دوران عده از خانه جایز
نیست. پنج، عده تمام شد یا امساک به معروف یا
مفارقت به معروف.
شش، باید برای طلاق دو شاهد عادل از خودتان
داشته باشید. هفت، این شهادت باید برای کی اقامه شود؟
برای خدا اقامه شود.
گرفتید؟ بله. عده را چطور حساب کنیم؟
اون زنانی که "يَئِسْنَ مِنَ الْمَحِيضِ
إِنِ ارْتَبْتُمْ" عدهشون چقدر؟
سه ماه. "وَاللَّائِي لَمْ يَحِضْنَ" اگر کلا "يَحِضْنَ" نباشند،
"لَمْ يَحِضْنَ" نباشند، عده چقدر بازم؟
سه ماه. اگر صاحب حمل باشند عده چقدر؟
نه ماه. گرفتید؟
بله. "ذَٰلِكَ أَمْرُ اللَّهِ" این امر خداست.
آنچه شنیدید از احکام طلاق
امر خداست. "أَنزَلَهُ إِلَيْكُمْ"
این امر را به سوی شما نازل کرد.
و من یتقى الله
و هر کس تقوای الهی پیشه کند،
یکفر عنه سیئاته.
خدا سیئات او را، گناهان او را
میپوشاند از او.
یکفر عنه سیئاته
و یعظم له اجرا و عظیم میکند برای او اجری را.
اجر عظیم به او عطا میکند.
حساس نشدید روی من یتقى الله ها؟
شدید؟ اگر شدید تبریک عرض میکنم چون
حواستون جمعه. ببینید
قدم به قدم داره میگه من یتقى الله،
من یتقى الله، من یتقى الله،
من یتقى الله، من یتقى الله.
قدم به قدم. حالا میشمارم براتون.
من فعلاً رنگیشون کردم که بعداً یه دور فقط رنگیها رو با هم بخونیم.
ببینید خدا اینجا بیش از خود احکام تأکید رو تقوا کرده.
چون احکام بله چون یه محیطیه که رعایت تقوا تو این محیط کار هر کسی
نیست. خیلی باید ایمانت قوی باشه.
نه، نه میتونن با تقوا باشن.
ببینید آدم با ایمان یعنی چی؟
یعنی آدمی که خیلی نماز میخونه؟
آدمی که خیلی روزه میگیره؟ نماز و روزه یه نشانههاییه.
حقیقت ایمان اینه که کسی خدا را به دنیا ترجیح بده.
این روح ایمانه. اگه کسی رسیده باشه به روح ایمان این احکام براش عین آب خوردنه.
عین آب خوردن. اما کسی نرسیده باشه به روح ایمان لذا گفت ذلکم یعظ بهی من کان یؤمن بالله واليوم الآخر
کسی به خدا و قیامت ایمان داشته باشه این احکام آسونه.
اما کسی به خدا و قیامت ایمان نداشته باشه واقعاً این احکام برای او شاید بگیم مثلاً رعایتش ممکن حتی
به لحاظ نگاه عرفی میگما نه به لحاظ نگاه عقلی شاید بگیم اصلاً نمیتونه رعایت کنه چون ایمان در وجودش نیست.
لذا در اسلام تربیت اجتماعی صلاح جامعه بشری
مبتنیست بر سلامت اعتقادی.
اگر سلامت اعتقادی در یک جامعه تضمین نشده باشد،
رعایت مصلحت اون جامعه
و صلاح و رشد اون جامعه به مخاطره میفته.
این قهریه. احکام اجتماعی اسلام
در بستر ایمان
حقیقی مردم به نتیجه میرسه.
برای همینه ما در دوران غیبتیم.
ما هنوز اون بنیه اعتقادی لازم را برای تحمل احکام اجتماعی اسلام
گویا بگید نداریم.
برای همین تا بار اسلام رو میخوان رو دوش جامعه انسانی بگذارن کج میکنه میندازه.
حاضره امام وقت خودش را سر ببُره به اسلام تن نده.
یازده تا امام را مسلمونا کشتن.
نمیخوان تن به اسلام بدن. چون نمیخوان دست از ترجیح دنیا بگید
بردارن. این حرفی که گفتم روح ایمان، ترجیح آخرت، ترجیح خداست.
ببینید من از خودم نمیگم. قد أفلح من بگید
تزکی. تدبر کردید قبلاً.
قد أفلح من تزکی
و ذکر اسم ربه
فصلی. هر کس تزکیه بشه اسم خدا را یاد کنه و اهل نماز بشه به فلاح میرسه.
تزکیه، ذکر خدا، نماز.
تزکیه یعنی همین آلودگیهای دنیا.
بل بگید
تأثرون الحياة الدنيا اما شما دنیا را ترجیح میدید.
وقتی دنیا را ترجیح میدی یعنی نمیخوای از آلودگیهای مادی پاک بشی.
و وقتی نمیخوای پاک بشی حالا هزاری من بگم احکام طلاق اینه، نمیپذیری.
چون برای دنیات به خیال تو به نفع دنیای تو نیست و تو هم عاشق دنیای خودت هستی پس نمیپذیری.
بل تأثرون الحياة الدنيا این در حالیه که والآخرة خیر آخرت بهتره.
خب چرا؟ چون و أبقى
چون باقیتره. که همونجا در سوره اعلا گفتم
ما باید، ما مسلمونا باید شعارمون عوض بشه.
به جای اینکه بگیم نقد بهتر از نسيه بگیم باقی بهتر از
باقی بهتر از فانی.
نقد بهتر از نسيه شعار ببخشیدها، ببخشیدها، ببخشیدها تو این بحث، تو این فضا، تو این چارچوب شعار احمقانه ایه.
نقد اگر زودگذر است و نسيه اگر ابدیست قطعاً نسيه بهتر از نقد است.
نسيه ابدی قطعاً از نقد زودگذر بهتر است.
چون باقی، باقیه.
فانی، فانیه. چیزی که فانیه در مقابل باقی هر قدرم بزرگ باشه ارزشی
ندارد. عدد در مقابل بینهایت هر قدر هم بزرگ باشد فاقد ارزش ریاضیست.
فاقده. بینهایت رو با هر عددی جمع کنی نتیجه همون بینهایته.
هر عددی رو ازش کم کنی نتیجه همون بینهایته.
بینهایت رو در هر عددی ضرب کنی نتیجه همون بینهایته
. چیزی که بینهایته رو مگه میشه با چیزی که محدوده مقایسهش کرد؟
همه دنیا اصلاً مال تو. فقط بخور و بخواب و لذت ببر.
همش با هم چند سال؟
خوبه صد سال. صد سال بیغم بخوری.
چه رسد به این روزگار ما که ده روز بیغم نمیتونیم بخوریم .
صد سال بیغم لذت ببر اصلاً از این دنیا، خوبه.
این صد سال کلش در مقابل آخرت هیچی نیست.
آخرت تموم نشدنیه. این نکتهست،
این نکتهست. این نکته رو کسی درک کرده باشه این احکام آسونه.
درک نکرده باشه به نماز و روزه نیست.
صبح تا شبم نماز بخونه این نکته را درک نکرده باشه به درد نخواهد خورد، نجاتش نخواهد داد.
قرآن میگه فویل للمصلین.
وای به حال اون نمازگذاری که عن صلاتهم الذین هم عن صلاتهم ساهون که حقیقت نماز رو نفهمیده.
نمایش نماز میده. الذین هم یراهون.
خدا چرا؟ از کجا میگی نمایش نماز میده؟
میگه نمیبینی و یمنعون الماعون.
نمیبینی خیرش به هیچکی نمیرسه.
نمیبینی مواظبه که یه قطره آب از دست اون رو کسی نچکه.
این مرض خودخواهی رو توش نمیبینی.
خب این آدم از نمازش نجات پیدا میکنه.
نماز به درد او نخواهد خورد که .
بله نماز الا المصلین الذین هم فی صلاة علی صلاتهم یا فی صلاتهم دائمون
و الذین فی اموالهم حق معلوم لسائل و محروم
و و و و سوره معارج.
بگذریم. خب اینم صلواتشو بفرستید.
خب. حالا
عده رو خدا معلوم کرده. ببین خدا خوب ما مردارو شناختهها.
میگه طلاق رجعی رو تعیین کردم، هفتگانهش رو مشخص کردم.
چگونگی محاسبه عده رو هم یادتون دادم.
همه درست؟ بله. خب حالا ما مردها میگیم هنوز راه در رو داریم.
اخراجش نکنیم گفتی بله؟
بله، باشه اخراجش نمیکنیم .
اما پدرشو در میاریم.
بلدم کجا ساکنش کنم.
بلدم چجوری آزارش بدم
که صد بار روزی آرزو کنه که عده چی بشه؟
بگید تموم بشه.
نه دیگه عزیزم. اینجا دیگه با نظارت پیغمبر یه تکالیفی داری.
حواست باید جمع باشه. چیه؟
اسکنوهن.
در دوران عده زنان را اسکان بدهید.
من حيث سكنتم.
هر جا که خودتون ساکنید.
اع یعنی اگه بخوام بگم بره انبار خودمم باید برم انبار.
باشه میرم. میگه نه.
من وجدکم. به حسب وسعتونها، به حسب وجودتون.
نه که تو خونه داری تو انبار بنشونی.
نه. مثل بچه آدم خودت میشستی کجا میشستی؟
اینجا. خانومتم همین جاست
. نه اینو یه جایی بذارم که خودم اونجا نیستم.
نه هر جا خودت ساکنی همونجا اونو باید اسکان بدی
و اونجایی که خودت ساکنی باید من وجدکم باشه.
یعنی به اندازه وسعت باید باشه.
یعنی اگر معلوم شد تو وسع یک خانه راحت مثلا صد و پنجاه متری را داری،
نمیتونی بگی من میخوام در دوران عده برم
تو یک آپارتمان بیست و پنج متری از اینایی که میخوان بدن به ماها انشاالله.
نمیخوای، نمیتونی بگی من میبرمش تو آپارتمان بیست و پنج متری.
باید همون صد و پنجاه متریه رو بری بشینی.
اسکنوهن من حيث سكنتم.
خب اینو اونجا میذارم خودم میرم یه جای دیگه.
نه خیر. خودت کجا ساکنی، اونجا.
ببین ما بازی درنیار. باشه اخراج نمیکنم اما خودم نمیرم خونه.
نه، نه، نه، نه. هر جا خودت ساکنی خانومت هم همونجا ساکن میکنی.
باید هم اندازه وسع و وجدیت باشه.
اسکنوهن من حيث سكنتم من وجدکم.
عیب نداره اینم خدایا به خاطر تو انجام میدم.
ولی دیگه اجازه بده اذیتش کنم.
و لا تضاروهن.
و نکند بخواهید به اونا ضرر برسانید و ضرر
لا تضاروهن یعنی ضرر به اونا نرسونید حتی از لا تضاروهن بالاتره.
لا تضاروهن یعنی ضرر نرسونید.
لا تضاروهن یعنی برنامهریزی،
جمع نیرو برای ضرر رسوندن.
ابر و باد و مه و خورشید و فلک را جمع کنم که این اذیت بشه، نه.
لا تضاروهن لتضیقوا عليهن.
نکنه بخواید به اونا ضرر برسونید تا تضیقوا تا عرصه را بر آنها بگید تنگ بگیرید.
کاری کنی پشیمون بشه از
زندگی با تو. از این دوران عدهای که دین برای او به عنوان فرصت قرار داده.
لا تضاروهن لتضیقوا عليهن
و ان کن اولات حمل
و اگر باردار بودند فأنفقوا عليهن حتى يضعن حملهن تا زمانی که وضع حمل کنند انفاقتون رو باید به اونها چه کنید؟
ادامه بدید. نکنه بگی انفاق و نفقه فقط تو سه ماه بر من واجبه،
بقیهش خودش میدونه. چی، چی بقیهش خودش میدونه.
تا پایان دوران حملش تو باید نفقه خودت را به او کاملاً
بپردازی. [سخنگوی 1] فأنفقوا عليهن حتى يضعن حملهن.
فإن أرضعن لكم.
حالا حملشو به دنیا آورد.
اگر این خانم راضی بود که به نفع شما فرزند شما را چه کند؟
شیر بدهد. أرضعن رضاعة رضاعی.
شنیدید میگن خواهر برادر رضاعی. رضاعة یعنی شیر دادن.
اگر خانم راضی بود به نفع شما فرزند شما را شیر بدهد [سخنگوی 1] فآتوهن أجرهن.
شما باید اجرش هم بهش بدی.
حق و زحمت شیر دادن او را هم به فرزند باید به او بدی
و بذاری بچهش رو شیر بده. البته تو این خصوص خدا یه پرانتزی باز کرده میگه و أتمروا بينكم بمعروف.
خانم آقا درسته جدا شدید بشینید با همدیگه و أتمروا، و أتمروا یعنی امر یکدیگر را از امر و أتمروا.
یعنی امر یکدیگر را ملاحظه کنید.
شما امر خانم رو ملاحظه کن، خانم امر شما را ملاحظه کنه،
شما احساس مادرانه او رو به فرزندش ملاحظه کن، اون وضعیت زندگی و آینده شما را ملاحظه بکنه
و أتمروا بينكم بمعروف.
بشینید به نحوی پسندیده با هم مشورت کنید.
امر یکدیگر را بسنجید.
ببینید چی صلاحه.
صلاح این مادر بچهش رو شیر بده یا صلاح از او جدا بشه.
ممکنه این خانم میخواد دیگه بره مثلاً دنبال زندگی خودش اصلاً نمیخواد بچه رو شیر بده.
یا ممکنه آقا میخواد بره یه سفری بره نمیتونه دیگه اینجا باشه یا هر چیزی شرایط یکدیگر را لحاظ بکنید.
و إن تعاسرتم اگر تو این مشورت دیدید که
این شیر دادن بچه بعد از دوران عده چون حمل که به دنیا میاد دیگه عده چی میشه؟
تمام میشه. اگر دیدید تعاسرتم برای هر دو تا تون چی داره؟
عسر. سختی داره و إن تعاسرتم فسترضع له أخرى.
در اون صورت یه خانم دیگری این بچه را شیر خواهد داد.
پس چی شد؟ قاعده این شد.
بچه را که به دنیا آورد حق شیردهی دارد به بچهش.
اگر خواست به بچهش شیر بده اجازه بدید این کارو انجام بده.
اجازه که چه بماند اجر او را هم باید بهش بدهید.
انگار یه خانم غریبهای بخواد بچه شما رو شیر بده.
باید اجرشو بهش بدی. حقاشو بهش بدی.
این یک. اما تو این مسئله یه وقت
با مشورت مشخص میشه که برای طرفین چی دارد این؟
زحمت و عسر دارد.
اگر اینطور شد در آن صورت ایرادی نداره که فسترضع له أخرى.
کس دیگری ارضا کند برای اون
کسی که همسرش را طلاق داده به نفع اون کسی که همسر خود را طلاق داده.
خب حالا قرار شد نفقه بدیم دیگه درسته؟
این نفقه رو درباره اولات حمل گفت.
آیا زنانی که اولات حمل نیستند در دوره عده نفقه شون بر مرد واجب نیست؟
جواب. جواب بلند.
بله. پس چرا میگه اگر اولات حمل بودند أنفقوا.
آه. چون نه ماهه اینو میگه
که دیگه چون که صد آمد نود هم وقتی اولات حمل را باید تا وضع حمل نفقه شونو داد، دیگه تکلیف بقیه هم
در دوران سه ماهه عده روشنه دیگه.
خب حالا میخوایم نفقه بدیم.
باشه من میدونم چجوری نفقه بدم.
این لباس پارههایی که داشتیم تو انبار، این غذاهای مثلاً نون خشکهایی که داشتیم.
نخیر لينفق.
استاد جرا- بله. میشه نتیجه گرفت برای- چی؟
اونایی که حاملهاند، جن
بار. اونایی که حامله نیستن این سه ماهو میشه از اونجا نتیجه- دقیقاً.
به دو دلیل. یه دلیل لفظی،
یه دلیل عقلی. دلیل عقلیش اینه که اصلاً در دوره عده زن تو خونه توئه.
تو نفقهشو ندی از گشنگی بمیره.
عقلیه. باید بدی دیگه نفقهشو تو خونهته وقتی،
وقتی حق اخراج نداری اونم حق خروج نداره.
پس باید نفقهشو بدی. اونو که نمیتونی زیرش بزنی.
این عقلیه که بالاخره از غایات نمیشه استنتاج- خب نه میخوام بگم عقلیش اینه.
اصلاً غیر از این نمیتونه. اما اون بیانیه چیه؟
اون بیانیه اینه. الان اگر داره میگه به این زنان انفاق بکنید حتی يضعن حملهن تو چه بستری میگه؟
تو بستری که در آیات قبل
اولات احمال اجلشون چی بود؟
أن يضعن حملهن.
یعنی داره به این عنوان میگه حتی يضعن حملهن.
یعنی تا وقتی که عده چی بشه؟
تمام بشه. خب. چه فرقی بین این با بقیه که این تا پایان عده
نفقه باید بگیره، اون یکیا تا پایان عده نباید نفقه بگیرن.
تنها فرق این با اون یکیا اینه
که اون یکیا عدهشون تو سه ماه تموم میشه.
این ممکنه عدهش تا نه ماه هم
طول بکشه. پس خدا به مورد خاص اشاره کرده
که از مورد خاص حکم عمومی هم چی بشه؟
فهمیده بشه. اینم اینطوریه.
بله. از نظر شرعی
طلاق دادن خانمی که بارداره اصلاً مجازه؟ طلاق دادن مجازه، جدا شدن مجاز نیست.
چرا مجازه؟ شرعش همینه دیگه. از نظر شرعی شرعش رو قرآن داره میگه.
طلاق باید بخوره به کسی که بارداره. نه، نه. برای جدایی.
ببینید یک طلاق داریم، یک عده.
خانمی که بارداره تا پایانی که حمل، حمل دارد عدهش تمام
نیست. هر وقت حملش تمام شد عدهش تمام میشه.
یعنی دوران حمل دوران عدهشه.
بله، بله میتونن.
بله. صیغه طلاق رو جاری میکنند.
عده وقتی تمام شد طلاق،
جدایی محقق میشه. عدهی خانم باردار کی تمام میشه؟
بعد از وضع حمل. نه خیر.
نه اونی که موقعی زن و مرد با هم زندگی میکنند،
خانم میتونه مطالبه اجره کنه آقا هم که باید بده.
اگر خانم مطالبه کرد آقا هم باید بده.
اما اینکه اینجا داره بیان میکنه، اینجا چرا بیان میکنه؟
چون جدا شدن
ممکنه آقا بگه همین که بچه رو بهش میدم شیر بده،
بره خدا رو بگید شکر کنه.
نه بچهرو که باید بدی شیر بده، اجرهشم باید بدی.
اون دیگه زن من نیست. خب نباشه.
داره بچت رو شیر میده. مادر بچته.
پس اینو به این خاطر تاکید میکنه.
خب "لینفق" این آیه رو بخونیم تمام.
"لینفق ذو سعة
من سعته". لام اینجا لام امره.
یعنی آدمی که "ذو سعة"
یعنی آدم دارای توانایی مالی.
سعة یعنی گشایش. آدمی که گشایش اقتصادی دارد
باید نفقه بدهد "من سعته".
به حسب و متناسب با گشایش اقتصادیش.
"ومن قدر عليه رزقه"
و هرکس که رزق او "عليه او" چی شده؟
بگید. قدر.
تنگ شده. رزقش تنگ شده بر "عليه او".
هرکس که رزقش تنگ شده باشه "فلينفق مما آتاه الله".
خب اونم به اندازهی وسعش نفقه بده.
پس باید انفاق بده از اونچه خدا بهش داده.
پس ثروتمند یا آدمی که گشایش دارد،
"ذو سعة" باید به حسب گشایشش نفقه بدهد.
آدمی که دستش تنگه، رزقش تنگ شده،
این آدم از اون مقداری که خدا به او داده باید رزق بدهد.
"فلينفق مما آتاه الله لا يكلف الله نفسا"
به طور کلی بدانید همیشه همه جا خدا تکلیف نمیکند کسی را
"إلا ما" بگید.
آتاها مگر به اندازهای که به او داده باشد.
یعنی هرکس رو به حسب توان و وسعش خدا
تکلیف میکند. "سيجعل الله
بعد عسر يسرا"
همانا خدا قرار خواهد داد بعد از عسر
یعنی سختی چه چیز را؟
یسر یعنی آسانی را.
تا آیه هفت آمدیم. ترجمه آیات رو خوندیم.
ان شاء الله جلسهی آیندهی ما اگر خدا بخواد توفیقی باشه هفتهی آینده همین مکان در خدمتتون هستیم.
ساعت چهار و نیم شروع کلاسمونه.
از چهار میتونید کم کم تشریف بیارید.
ساعت چهار و نیم شروع کلاسه.
تکالیفمون چیه؟ بقیهی آیات سوره طلاق را ان شاء الله مطالعه کنید.
مفاهیمش را قشنگ کار بکنید.
بعد سوره طلاق را تشخیص سیاق بدهید.
یعنی سیاقهاشو مشخص بکنید.
از همه مهمتر سیاقهای سوره طلاق را دونه دونه جمعبندی بکنید.
جمعبندی هرقدر که بلدید بکنید و در نهایت ارتباط سیاقهای سوره طلاق رو هم بفرمایید.
یعنی اونم روش کار بکنید حداقل فکر کنید.
تو قسمت ارتباط اگرم چیزی ننوشتید حداقل فکر کرده باشید.
ان شاء الله در خدمتتون خواهم بود.
بله. بله همون ده روز میشه.
طبق این آیه همین میشه.
دقت بشه خواهران و برادران
در وقتی که سورههای قرآن یا آیات قرآن در حوزهی احکام هست،
ما نمیتونیم بگیم با همین آیه دیگه تموم شد.
خیلی وقت چیزایی تو آیات به شکل مطلق
یا کلی بیان میشه که تو روایات اینا جزئیاتش گفته میشه، تخصیص زده میشه، تقید زده میشه.
لذا ما در حوزهی احکام حتما بعد از مراج-مراجعه به تبیین روایی میتونیم نتیجه بگیریم.
این همون استنباط احکام شرعیه که کار کیاس؟
کار فقهاست. یعنی فقیه میاد روایاتم میبینه، ذیل آیات قرار میده، بعد استنباط حکم میکنه.
این مرحله رو حتما لحاظ بکنید.
بله. بله، بله. خب
میگن جناب آقای دکتر چیزری،
جناب آقای دکتر چیزری
که یکی از قرآن آموزان کلاس ما هستند،
ایشون متأسفانه سخت بیمار هستند.
تو بیمارستان بستریاند.
ان شاء الله برای سلامتی همهی بیماران و این
قرآن آموز عزیزمون که در این کلاس در خدمتشون بودیم و آرزو میکنیم که ان شاء الله باشیم برای سلامتی
همهشون یک صلوات و
یک حمد شفا بخونیم.
اللهم صل على محمد
وآل محمد وعجل فرجهم.
بسم الله الرحمن الرحیم.
الحمد لله رب العالمين الرحمن الرحيم مالك يوم الدين إياك نعبد وإياك
نستعين اهدنا الصراط المستقيم صراط الذين أنعمت عليهم
غير المغضوب عليهم
ولا الضالين.
اللهم صل على محمد وآل محمد وعجل فرجهم.
أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ.
أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ.
همه تکرار بکنند. أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ.
أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ.
أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ.
يا مَنْ اسْمُهُ دَوَاءٌ وَذِكْرُهُ شِفَاءٌ.
يا مَنْ اسْمُهُ دَوَاءٌ وَذِكْرُهُ شِفَاءٌ.
يا مَنْ اسْمُهُ دَوَاءٌ
وَذِكْرُهُ شِفَاءٌ. يا مَنْ اسْمُهُ دَوَاءٌ
وَذِكْرُهُ شِفَاءٌ. يا مَنْ اسْمُهُ دَوَاءٌ
وَذِكْرُهُ شِفَاءٌ. خدایا همه بیماران مسلمان،
این قرآنآموز عزیز کلاسمون، همه حاضران این جمع،
بستگانشون، دوستانشون، همسایگانشون،
مردم شهرمون، مردم کشورمون،
همکیشانمون، همنوعانمون همه را شفای عاجل کرامت بفرما.
خدایا شر بیماریها به ویژه
آفتی که اخیراً جامعه را مبتلا کرده از جامعه ما دور بفرما.
خدایا پروردگارا ما را به صلاح خودمون به نجات خودمون به سعادت خودمون آشناتر بفرما.
پروردگارا ما را با قرآن و اهل بیت زنده بدار با قرآن و اهل بیت بمیران با قرآن و اهل بیت محشور بفرما.
خدایا پروردگارا دشمنان اسلام ذلیل و سرکوب بفرما.
آمریکا و اسرائیل نابود و ریشهکن بفرما.
دوستان اسلام رهبر عظیم الشأنمون مؤید و ملهم و محفوظ و منصور بدار.
ارواح طیبه شهدا، روح پرفتوح امام،
انواع مؤمنین و مؤمنات و انواع جمع حاضر قرین رحمت بفرما.
شادی ارواح طیبه شهدا و روح امام و انواع خودتون.
الفاتحه مع الصلوات.
اللهم صل على
محمد وآل محمد وعجل
فرجهم. ببخشید وقتتون رو گرفتم.
جلسه قبل
جلسه بعد