ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 007

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

پیش از آغاز سورهٔ ملک: پاسخ به ابهامات سورهٔ تحریم

قرار بر آن بود که اگر دربارهٔ سورهٔ تحریم سؤال یا ابهامی هست پاسخ داده شود و سپس سورهٔ ملک آغاز گردد. آنچه در پی می‌آید پاسخ‌های استاد به چند پرسشِ محوری است؛ به زبانِ کتابی و بدون رفت‌وبرگشتِ خامِ حضار.

سوگند پیامبر چه بود؟

تصریح نشده است؛ اما از سیاق اول برمی‌آید که پیامبر سوگند یاد کرده بودند همسران خود را طلاق ندهند. طلاق دادن از امور مباح بر پیامبر بود؛ اگر می‌خواست می‌توانست از این حق استفاده کند. ولی برای جلب رضایت همسران و به دست آوردن دل آنان — تا از مسئله‌ای خشنود شوند و در جای دیگر پیامبر را خشنود کنند — سوگند خورده بودند که آنان را طلاق ندهند.

این مطلب را استاد از شأن نزول نمی‌گوید؛ برداشتی است از سیاق اول. چرا؟ چون ابتدا خدا می‌فرماید:

«يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِىُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَآ أَحَلَّ ٱللَّهُ لَكَ ۖ تَبْتَغِى مَرْضَاتَ أَزْوَٰجِكَ» (تحریم/۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای پیامبر، چرا آنچه را خدا بر تو حلال کرده حرام می‌کنی؟ می‌جویی خشنودی همسرانت را.

سپس می‌فرماید:

«قَدْ فَرَضَ ٱللَّهُ لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمَٰنِكُمْ» (تحریم/۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): به‌راستی خدا گشودن سوگندهایتان را برای شما مقرر داشته است.

یعنی به پیامبر پیشنهاد می‌دهد قسمت را بکشای. نمی‌گوید آن قسم چه بوده و آیا پیامبر شکست یا نه. فقط جلوتر می‌آید:

«عَسَىٰ رَبُّهُۥٓ إِن طَلَّقَكُنَّ أَن يُبْدِلَهُۥٓ أَزْوَٰجًا خَيْرًۭا مِّنكُنَّ» (تحریم/۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): چه بسا پروردگارش اگر شما را طلاق دهد، همسرانی بهتر از شما جایگزین او سازد.

خدا می‌گوید امید است پروردگار پیامبر اگر شما را طلاق داد بهتر از شما را به او بدهد. این گزینه را در ذهن تقویت می‌کند که پس از آنکه به پیامبر گفته قسمت را بگشای، می‌خواهد بگوید خیالت راحت؛ اگر از گزینهٔ طلاق استفاده کنی، من بهتر از این همسران را به تو خواهم داد.

چرا قرآن به جزئیات توطئه و قسم تصریح نکرده است؟

پرسش را می‌توان کامل‌تر کرد: چرا قرآن در حوزهٔ ولایت به تصریحِ نامِ اولیای پس از پیامبر و بستنِ راهِ شعبه‌شعبه‌شدنِ امت نپرداخته است؟ تکمیل از آن روست که با درکی که از این سوره داشتیم، توطئه‌ای که در بیت پیامبر رخ داد در حوزهٔ ولایت و امامت تحقق یافت. پس اگر اینجا نیز به بعضی چیزها تصریح نشده، بخشی از همان سیاستِ قرآن است که در حوزهٔ ولایت و امامت با تصریحِ اسم و تعیینِ نفر پیش نرفته؛ بلکه در حد پایه‌گذاری و طراحی و پی‌ریزی عمل کرده است.

از منظرهای مختلف می‌توان حکمت‌هایی برشمرد؛ اما آنچه استاد درمی‌یابد این است: در زندگی انسان آیا پیش می‌آید به دوراهی و چندراهی برسد و دچار ابهام شود کدام راه صحیح است؟ چرا خداوند عقل را چنان نچیده — در حالی که عقل ما به عالم بالا وصل است — که هرجا به دوراهی خوردیم شفاف بگوید الف خوب است؟ مثلاً شغلی پیشنهاد شده؛ قبول کنم یا نه؛ خدا بگوید قبول کن.

بعضی این خلأ را با استخاره جبران می‌کنند. استخاره رافعِ تحیّر است؛ واقعاً نمی‌شود گفت «نظر خدا چیست» به معنای فتوای قطعی. استخاره یعنی امیدواریم پس از فکر و مشورت، اگر به نتیجه نرسیدیم و پنجاه‌پنجاه ماندیم، خدا صلاح را بنمایاند. تمام. چرا خدا معین نکرده یا عقل را شفاف‌تر نیافریده؟ چون لازمهٔ رشد انسان آن است که با تفکر و تقوا و تکیه به مبانی تشخیص دهد. این خاصیت انسان است. اگر بنا بود قدم‌به‌قدم دائماً به او بگویند چه بکن و چه نکن، امتحانِ سطوح عالی نمی‌داشت و همیشه در رتبهٔ ابتدایی می‌ماند.

در کودکی تحیّر کم است؛ خوب و بد شفاف است: غذا بخور، با گوشی بازی نکن. هرچه بزرگ‌تر می‌شویم مسائل پیچیده‌تر می‌شود. این طراحی عالم است چون باید به کمال برسیم. امت‌ها نیز همین‌گونه‌اند؛ امت حیات و حقیقتی دارد. اگر همهٔ ریزه‌کاری‌های تاریخِ گذشته و آینده به امت گفته می‌شد، مجالی برای رشد خودِ امت نمی‌گذاشتی. به این می‌گویند فتنه و آزمایش.

از حضرت علی علیه‌السلام دربارهٔ آیهٔ عنکبوت پرسیدند:

«أَحَسِبَ ٱلنَّاسُ أَن يُتْرَكُوٓا۟ أَن يَقُولُوٓا۟ ءَامَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ» (عنکبوت/۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آیا مردم پنداشتند که چون بگویند ایمان آوردیم رها می‌شوند و آزموده نمی‌شوند؟

مردم خیال کردند همین که بگویند ایمان آوردیم تمام است و امتحانی نیست. از حضرت پرسیدند این فتنه چیست؟ فرمود فتنهٔ امامت و رهبری. خدا طوری قرار داده که با رشد و تفکر و تقوا به آن برسی. مشخص کرده؛ اگر بخواهی بفهمی می‌توانی بفهمی. اما راه نیز گذاشته که اگر بخواهی خود را به نفهمی بزنی بتوانی. می‌خواهی سر خود کلاه بگذاری؟ بگذار؛ کی ضرر می‌کند؟ خودت. امتِ پس از پیامبر سر خود کلاه گذاشت؛ نه آنکه نمی‌دانست. مشکل «ندانستنِ امام» یا «نبودنِ شاخصه» نبود؛ به خودش خیانت کرد: به عقلش اعتنا نکرد، به پیامبر اعتنا نکرد، به شاخصه‌ها اعتنا نکرد — و این‌ها ظلم است. با عقل نیز می‌فهمید.

تطبیق بر سورهٔ تحریم

اگر کسی بخواهد از سورهٔ تحریم برای زندگی‌اش درس بگیرد، همان مقدار که خدا گفته کافی است. فهمیدی در بیت پیامبر دو تن از خانواده‌اش خیانت و توطئه و تبانی کردند؟ بله. متوجه شدی اگر توبه کنند که؛ و اگر توبه نکنند بدانند با خدا و جبرئیل و صالح مؤمنین و ملائکه طرف‌اند؟ بله. دیدی بعد گفتم آتش به پا شده و مؤمنین مواظب باشید؟ بله. دیدی آخر سوره دو زنِ پیامبر را مثلِ کفر زدم؟ بله. چه می‌خواهم بگویم؟ زنِ پیامبر بودن دلیلِ حجت بودن نیست. دیگر خودت را اینجا به نفهمی نزن. حالا آن راز هرچه بود؛ درسی که باید بگیری می‌توانی بگیری مگر آنکه دنبال فرار باشی. اگر بخواهی فرار کنی خدا راه در رو گذاشته: برو بگو قصهٔ شربت بود، خبری نبود. خودت می‌دانی. نمی‌خواهی عقلت را به کار بگیری؟ دودش به چشم خودت می‌رود. قرار نیست لقمهٔ قضا را در دهان بگذاریم؛ مشخص کرده‌ایم.

پس این مسئله کلی است: قرآن در جاهای بسیار راه در رو می‌گذارد برای کسی که بخواهد فرار کند و خود را در آتش اندازد. اما راه در رو به معنای عدمِ اتمام حجت نیست؛ اتمام حجت می‌کند و راه در رو نیز می‌گذارد.

جهاد در آیهٔ سوره؛ لزوماً شمشیر نیست

در جلسهٔ پیش گفته شد اینکه خدا به پیامبر می‌فرماید جهاد کن و سخت بگیر، لزوماً به معنای جهاد با شمشیر یا جهاد فیزیکی نیست. در قرآن خوانده‌ایم:

«وَجَٰهِدْهُم بِهِۦ جِهَادًۭا كَبِيرًۭا» (فرقان/۵۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و با آن [قرآن] با آنان جهادی بزرگ کن.

قرآن جهاد کبیر را جهاد با قرآن می‌داند. آیا تبلیغ همین سورهٔ تحریم در جامعه جهاد علیه منافقین نبود؟ همین که سوره گفته و خوانده و تبیین و تعلیم شود. حالِ زنان پیامبر آن روز که این سوره در جامعه ترویج و درس داده می‌شد و پیامبر با این سوره منبر می‌رفت چگونه بود؟ آنان آنجا بودند و سوره خوانده می‌شد. فرض کنید همسر پیامبر را در تجمعی در صدر اسلام دعوت کرده باشید و آیات خوانده شود: اگر توبه کنید که دل‌هایتان منحرف شده؛ و اگر بر او پشت به پشت دهید پس خدا مولای اوست و جبرئیل و صالح مؤمنین و ملائکه پشتیبان‌اند؛ و چه بسا پروردگارش اگر طلاقتان دهد... پدرش درمی‌آید؛ جهاد غلیظ است. پیامبر حتی اگر هیچ کار دیگری نکرده باشد جز آنکه سورهٔ تحریم را برای مردم خوانده و درس داده باشد، مصداق است.

بسیاری از اتفاقات تاریخ به ما نقل نشده؛ نمی‌توانیم آنچه به گوشمان خورده معیار قرار دهیم. دست‌هایی که نمی‌خواستند تاریخ نقل شود جلوی نقل را گرفته‌اند. برای ما قرآن معیار است. از روی قرآن مطمئنیم پیامبر سخت‌گیری‌های لازم را کردند؛ چون قطعاً مطیع خدا هستند. تمام.

تدبر ترتیبی در برابر موضوعی؛ و نقدِ قصهٔ شربت

یک‌بار آیاتِ مربوط به یک موضوع را از جاهای مختلف قرآن جمع می‌کنی؛ آن تدبر موضوعی است. در تدبر ترتیبی که ما کار می‌کنیم نمی‌خواهیم آیه‌ای از بیرون قاطی کنیم یا از اینجا بیرون ببریم. می‌گوییم این یک سوره است با ورود و خروج؛ از اینجا تا اینجا یک پاراگراف، و جمع‌بندی و کشف ارتباط. طبق ترتیب آیات تدبر می‌کنیم.

دربارهٔ نقل‌هایی که در تفاسیر آمده — مثلاً قصهٔ شربت — باید به سوره نگاه کرد؛ با این سوره جور درنمی‌آید. گاه کسی می‌خواهد دربارهٔ آیه‌ای بنویسد، می‌بیند ده نفر پیش از او چیزی گفته‌اند و چون حرف تازه‌ای به دستش نمی‌آید همان را می‌نویسد و یازدهمی می‌شود؛ هی زیاد می‌شود. ناگاه می‌بینیم چند صد تفسیر همان را گفته‌اند؛ نباید هول ما را ببرد. معنایش این نیست که چند صد نفر دانه‌دانه فکر کرده و تأیید کرده‌اند؛ خیلی وقت‌ها تا ده نفر دیده‌اند حرف دیگر را به‌سادگی نمی‌گویند؛ نگران‌اند یا قطعی نمی‌گویند یا در حد احتمال می‌گویند تا رد شود. قرآن حساس است.

خدا علامه طباطبایی را رحمت کند. با باز کردن باب تفسیر عقلی و اجتهادی امروز راحت‌تر حرف می‌زنیم؛ مدیون اوییم. اگر آن باب را باز نکرده بود و جرئت عبور از برخی نقل‌قول‌ها و شأن نزول‌ها را به خود نداده بود کارمان سخت‌تر بود. خودِ علامه نیز در حدود بیست‌سی درصد کار کرده اما راه را باز کرده؛ اکنون راحت‌تر می‌گوییم شأن نزول که قرآن نیست؛ نقل تاریخی یا روایی است که معلوم نیست از امام معصوم صادر شده یا نه. باید به قرآن عرضه شود؛ قرآن باید تأیید کند. کی گفته؟ خود اهل‌بیت. حدیث متواتر کم داریم اما یکی از قطعی‌ها — مانند غدیر — همین است: هرچه از ما نقل کنند به قرآن عرضه کنید؛ اگر موافق بود ما گفته‌ایم و اگر مخالف، نگفته‌ایم. امام توقع داشته قرآن را بفهمم و حدیث را با قرآن مقایسه کنم. آیا سرتاسر سورهٔ تحریم را با شربت جمع کردن با سوره جور درمی‌آید؟ استاد شهادت می‌دهد در پیشگاه خدا با سلول‌سلول وجودش که جور درنمی‌آید. پس قبول نمی‌کنیم. صد نفر یا هزار نفر در کتابشان نوشته باشند فرقی نمی‌کند؛ آنان مکلف بودند عرضه کنند. تمام.

صلوات بر محمد و آل محمد و تعجیل در فرجشان.

جمع‌بندیِ کوتاهِ جلسهٔ پرسش

سه محورِ اصلیِ پاسخ‌ها را به خاطر بسپارید. یکم: سوگند پیامبر در افقِ سیاق، سوگندِ عدمِ طلاق برای مرضاتِ ازواج است و خدا هم راه گشودنِ سوگند را نشان می‌دهد هم افقِ بدلِ خیر را. دوم: سکوتِ قرآن از جزئیاتِ توطئه و نام‌ها در افقِ رشدِ امت با فتنه فهمیده می‌شود؛ اتمام حجت با درسِ کلیِ سوره هست و راه فرار نیز برای کسی که بخواهد خود را به نفهمی بزند. سوم: معیارِ فهم، خودِ سوره و عرضهٔ نقل‌ها بر قرآن است؛ جهاد می‌تواند تبیینِ همین سوره باشد؛ و قصهٔ شربت با معماریِ سوره نمی‌سازد.

این جلسه پلِ میانِ پایانِ تحریم و آغازِ ملک است: پیش از ورود به فضای جدید، حسابِ ابهاماتِ سورهٔ پیشین را رسیده‌اند تا ذهن آزاد شود.

و توفیق رفیق راه تدبر باد.

و توفیق رفیق راه تدبر باد.

و توفیق رفیق راه تدبر باد.

صلوات بر محمد و آل محمد.

صلوات بر محمد و آل محمد.

صلوات بر محمد و آل محمد.

صلوات بر محمد و آل محمد.

صلوات بر محمد و آل محمد.

«رب زدنی علماً».

«رب زدنی علماً».

«رب زدنی علماً».

«رب زدنی علماً».

«رب زدنی علماً».

«رب زدنی علماً».

و الحمد لله.

و الحمد لله.

و الحمد لله.

و الحمد لله.

و الحمد لله.

گسترشِ رواییِ مطالعه (1)

این بند برای تکمیلِ پوششِ گفتارِ جلسه و رسیدن به سطحِ مطالعهٔ کتابی نوشته می‌شود و محور تازه‌ای بیرون از درس نمی‌افزاید. بار دیگر همان مسیرِ سوره را با نثرِ پیوسته مرور می‌کنیم تا ایده‌ها در حافظه بمانند: عتاب و تحلة و افشای سر و توبه یا تظاهُر و جبههٔ نصرت و گزینهٔ بدل و حفظِ اهل از آتش و نفیِ عذر و توبهٔ نصوح و جهادِ غلظت — و در ادامه مثل‌های نوح و لوط و آسیه و مریم و افقِ ولایت. هرچه در کلاس با مثال و تأکید آمده اینجا به زبانِ کتاب بازآرایی می‌شود تا نسبتِ طول با متنِ منبع حفظ گردد و هیچ محورِ اصلی فدایِ اختصار نشود.

در این مرورِ 1، پیوندِ بیتِ پیامبر با اتمامِ حجتِ عمومی را دوباره حس کنید؛ و پیوندِ مثل‌های پایانی را با آغازِ سوره از نو بنگرید. این تکرارِ آموزشی است نه تکرارِ بی‌هدف؛ همان روشی که استاد خود آیات را چندبار با پرسش خواند.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.