اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
ولقد زينا السماء الدنيا بمصابيح.
لام تأکید قدم تأکید لقد یعنی قطعاً به تحقیق.
به تحقیق زينا زینت دادیم.
السماء الدنيا آسمان دنیا را بمصابيح با، با مصباح ها.
مصباح یعنی چراغ.
با چراغها.
که اینجا منظور از چراغها چیه؟
ستارهها و سیارهها.
اجرام نورانی آسمان.
خدا میفرماید با مصابیح آسمان چی رو زینت دادیم؟
دنیا را.
یعنی ببینید شما تا هر جایی که برید خبر از ستاره و سیاره باشد همه مال آسمان دنیاست.
آسمان دنیا یعنی همین آسمان اولی که بالا سرمونه.
پس خب حالا الان به حساب و کتاب و عدد و رقمهای نجومیهایی که امروز دارن صحبت میکنند چقدر بریم آسمان اول تموم بشه؟
شما هرچی میری باز ستاره هست باز کهکشان هست.
رفتن که بماند منظورمون از رفتن عمق مثلاً نفوذ مطالعات ماست.
و الا تلسکوپهای ما که دیگه از یه جایی به بعد رو نمیکاود.
حالا ماهواره میفرستیم فضا نمیدونم بالاخره موشک میفرستیم فضا چهارتا از این کارا دیگه تا یک کیلومتری میتونیم بریم بالا.
دیگه بعدش اصلاً از دسترس ماها فعلاً خارجه.
اما خب نگاه ما تا هر جا که مسلح و غیرمسلح، با پرواز و بی پرواز، هر چقدر که شما میتونی بررسی بکنی تا جایی که ستاره، سیاره وجود داره همه آسمان اوله.
که همین آسمان اول به تصریح قرآن کریم لحظه به لحظه در حال توسعه است.
خدا میگه انا لموسعون ما داریم توسعهاش میدیم.
پس بنابراین دقت کردیم با همین مطلب متوجه میشیم که وقتی صحبت از آسمان دوم تا هفتمه، صحبت از کیلومتر و مسافت و اینا نیست.
تا جایی که کیلومتر و مسافت و جرم و نمیدونم ستاره و سیاره هست همه آسمان اوله.
خب پس این ستارهها یکی از فلسفههای وجودیشون شد چی بگید؟
زینت بخش.
خیلی هم قشنگه.
خیلی هم قشنگه.
حالا بازم از جاهایی که ارزش داره آدم تجربه بکنه رؤیت آسمان تو شب ظلمانی تو دل ظلمت و حالا کویر که دیگه کویر به خاطر اون ظلمتی که تأمین میکنه بیشترین احساس نزدیکی رو آدم به آدم میده در مقایسه با آسمان.
آسمان ستاره بارون وقتی هوا پاک باشه و تاریک باشه یعنی نور ماه یا نور چراغها و اینها در واقع فضا رو نگرفته باشه، اون ظلمت مطلق وجود داشته باشه، اون وقت تازه اون زیبایی و زینت مصابیحی که خدا تو آسمان قرار داده به اوج خودش میرسه.
وجعلناها رجوما للشياطين.
اما کارکرد این مصابیح یا این ستارهها و سیارهها کارکردشون صرفا زینت و زیبایی نیست.
یه کارکرد دیگه هم دارن.
چیه؟
رجوما للشياطين.
رجوم از رجم.
رجم یعنی چی؟
سنگسار.
یعنی این ستارهها و سیارهها مایه سنگسار شیطانهاست.
شیطان یعنی چی؟
شیطان یعنی این موجوداتی که بخوان در این نظام آسمانها چی ایجاد کنن؟
اختلال ایجاد بکنن.
این ستارهها و سیارهها این شیاطینی را که بخوان اختلال ایجاد بکنن سنگباران میکنند.
که قرآن کریم در جاهای دیگر هم به این حقیقت اشاره کرده که اگر یک شیطانی بخواد دخالت کنه، نفوذ کنه، استراق سمع بکنه، نظام ارتباطی آسمانها را تحت تأثیر خودش قرار بده، در اون صورت شهاب ثاقب او را میزنه، مورد هدف قرار میده، اصابت میکنه به او.
در سوره جن هم شما میبینید که جنیا نقل میکنند که ما قبلاًها میرفتیم تو آسمان یه جاهایی مینشستیم استراق سمع میکردیم.
اما یه وقت دیدیم دیگه آسمانها غرق شده.
پر از، پر از شهاب شده.
پر از شهاب شده.
یعنی پر از تیرهایی که اگر کسی بخواد یک جایی استراق سمع بکنه مورد اصابت واقع میشه.
نمیتونه دیگه بنشینه و در جایی استراق سمع بکنه.
کنا نقعد منها مقاعد للسمع فمن يستمع الآن يجد له شهابا رصدا.
الآن دیگه هرکس بخواد استراق سمع بکنه یه شهاب به او اصابت میکنه و اجازه این استراق سمع رو به اون شیطان نمیده.
وجعلناها رجوما للشياطين.
وأعتدنا لهم عذاب السعير.
و برای شیاطین چی آماده کردیم؟
عذاب سوزان آماده کردیم.
برای شیاطین عذاب سوزان آماده کردیم.
پس آسمان دنیا را زینت دادیم با چراغها، ستارهها، سیارهها.
همین مصابیح را مایه رجم و سنگسار شیاطین قرار دادیم که دخالت نکنند، اختلال ایجاد نکنند در نظام ارتباطی آسمانها و برای شیاطین علاوه بر اینکه رجم در این دنیا در نظر گرفته شده که در صورت اراده دخالت رجم میشوند، عذاب دوزخ هم مهیاست که اگر شیطانی بخواد از این مسیر بره و اختلال ایجاد بکنه باید پاسخگو باشه و در دوزخ هم مورد عذاب واقع میشه.
شیاطین که میگه اجمالا این مقدار رو بذارید توضیح بدم.
اینجا منظور جنیان هستن.
جنیانی که بخوان شیطنت کنند.
جنیانی که بخوان از قدرتهایی که در اختیارشون هست برای تصرف و اختلال سوء استفاده کنند.
شیاطین با ما انس-- جنیان با ما انسانها یه اشتراکاتی دارند در خلقت یه تفاوتهایی دارند از جمله تفاوتهای شیاطین با ما در اینه ما از ماده خلق شدیم، اونها از انرژی از آتش خلق شدن و به خاطر همین ویژگی ماده اولیه خلقتشون یعنی انرژی اون آتشی که در واقع دستمایه اولیه خلقت اونها بوده، مایه خلقتشون بوده.
اینها قدرت نفوذ تو آسمانها را دارند.
اینها میتونند تو آسمانها تردد بکنند.
میتونند در نقاطی از آسمان برای دخالت، برای نفوذ، برای استراق سمع بنشینند.
این ویژگی در آنها هست.
یه تواناییایه که برای ما خیلی محسوس و ملموس و تجربی بگید نیست.
ما درک تجربیای از این نداریم چون ما که جن نیستیم با عالم جن هم ارتباط تنگاتنگی نداریم که بتونیم کیفیت این قضیه رو جویا بشیم.
ولی میدونیم این مقدار هست.
قرآن کریم از این مقدار خبر داده.
خب ش-- جنیان هم مثل ما مکلف به ایماناند.
وقتی قرآن کریم نازل شد دیگه آسمان غرق شد.
با نزول قرآن کریم خدا امکان استراق سمع را به طور کامل از آسمانها برداشت.
قبلا هم استراق سمع مطلق نبود ولی یه جاهایی امکان قاچاق وجود داشت که دیگه اونام بسته شد.
یعنی مجاری قاچاق هم دیگه بسته شد.
حالا بعضیا همچنان میخوان شیطنت کنن، همچنان میخوان نفوذ کنن، همچنان میخوان راه باز کنن، راه پیدا کنن، دخالت کنن، اخبار گیر بیارن واسه خودشون مدیریتی در این عالم به راه بندازن که خدا میگه هم رجمشون میکنیم.
رجما للشیاطین میزنیمشون و هم در جهنم میسوزونیمشون.
آیا راه دیگهای دارن؟
بله.
میتونن ایمان بیارن.
شیطانها یعنی جنیان هم مثل ماها مختارند.
میتونن ایمان بیارن.
مثل اینکه همین الان تو-- بین ما آدمها یه عدهای نمیخوان ایمان بیارن.
میخوان با خدا چیکار کنن؟
بجنگن.
خب هم کتکشو در این دنیا ممکنه بخورن هم در آخرت کتک میخورن.
جنیانم همینطورن.
رجوم یعنی مایه رجم.
نه یعنی خود رجم.
مصابی را دستمایه رجم قرار میده.
از ستاره چی جدا میشه؟
شهاب سنگ جدا میشه.
شهاب سنگ میره به اون شیطان اصابت میکنه.
از سیاره چی جدا میشه؟
شهاب جدا میشه.
شهاب قطعاتیست که از این ستارهها و سیارهها جدا میشه و در آسمان مشتعل میشه.
وقتی از جو خودش خارج میشه مشتعل میشه و اصابت میکنه.
یه دقتی بدم.
بعضا پیش اومده که توی این آیه بعضیا اینطوری سؤال کردن.
گفتن که خب ما شهاب را یک امر طبیعی میدونیم.
الان اصلاً دانشمندان میتونند پیشبینی کنن که کی تو آسمان چی خواهیم داشت؟
بارش شهاب خواهیم داشت.
شهاب سنگ در واقع تو آسمان خواهد-- حرکت خواهد کرد.
خب پس البته شهابهای غیرقابل پیشبینی هم وجود داره دیگه.
تو آسمان یه وقت میبینی یه شهابی حرکت کرد از یه جایی به یه جایی رفت و خاموش شد.
خب.
بعدش هم هیچ تا حالا هیچ دانشمندی نگفته که شهاب رفت خورد به یه شیطانی چیزی.
ببینید اصلاً مسئله اصابت شهاب سنگها به شیاطین امری نیست که قابل اثبات با مسائل مادی باشه، با چشم و با نمیدونم تلسکوپ و با آزمایش و با تجربه و با اینا.
این یه امر غیبیه.
بله شما شهاب سنگ را میبینی اما مقصد شهاب سنگ را چی شد؟
جن را نمیبینی که اصابتش را بخواهی ببینی و بخواهی تحلیل بکنی.
این اولا.
ثانیاً خدا نمیخواد بگه کلاً شهاب سنگ یک خاصیت بیشتر ندارد.
اونم اصابت به چیه؟
شیاطین.
نه.
بله شهاب سنگ برای اصابت به شیاطین طراحی شده.
خب اما حالا فرض بفرمایید اگر خدا بخواد هر چند وقت یه باری طبق یه نظمی، یه قانونی، یه برنامهای مانور برپا کنه.
مانور.
بخواد بگه خب من در یک با یه برنامه مشخصی در یه تاریخی میخوام چیکار بکنم؟
یه باران شهاب راه بندازم اصلاً.
که این قدرت مقابله با شیاطین را به رخ بکشم.
خب میکنه دیگه.
حالا ما دانشمندانمون تشخیص دادن فلان وقت این اتفاق خواهد افتاد.
خب تشخیص بدن.
معنیش این نیست که اون موقع شیاطین رو دارن میزنن.
لزوماً این نیست.
اون موقع داره یه مانوری اجرا میشه.
یعنی این جریان ارتباط شهاب سنگ با اصابت به شیاطین ربطی به تلسکوپ و بررسیهای نجومی ما پیدا نمیکنه.
این بحث مجزاییه که به غیب مربوط میشه.
قسمت ظاهرشو ما میبینیم.
اون قسمت اصابتش دیده نمیشود.
بله.
شیطان جن میمونه؟
شیطان نوعی از جنه.
جنی که شیطنت میکنه رو میگن شیطان.
[سخنگوی 1] نه دیگه.
نه دیگه.
جنس جناند.
منتها این جنیان بعضیشون شیطنت میکنند، میشن شیطان.
چنین که انسانها هم اگر شیطنت کنند میشوند شیطان.
شیاطین الجن والانس شیطانهای جن و انس.
شیطان موجود شرور و موذی و به دنبال خرابکاری رو بهش میگن.
معنی شیطان اینه.
حالا شیطان اکبر ابلیسه که اون دیگه بالاترین درجه اراده دشمنی با خدا در او هست.
شیطان اکبر.
البته بین جنیان ابلیسه بین ما آدما هم که دولت خبیثه ایالات متحدهست.
خب "وَلَقَدْ زَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَجَعَلْنَاهَا رُجُومًا لِلشَّيَاطِينِ وَأَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابَ السَّعِيرِ [مکث] وَلِلَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ".
همونطور که برای شیاطین عذاب السعیر آماده کردهایم، برای کسانی که به پروردگارشون کفر ورزند از بین ما انسانها، همونطور که برای شیاطین عذاب سعیر آماده شده، برای آدمهایی که به پروردگارشون کفر ورزند هم چی وجود دارد؟
عذاب جهنم "وَبِئْسَ الْمَصِيرُ" و چه بد بازگشتگاهی است.
سرنوشت مشترک شیاطین جن و کافران بربوبیت از بین آدما.
از همین "الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ" فهمیده میشه که این شیاطین جرم اصلیشون چیه؟
کفر به ربه.
یعنی میدونید چرا میخوان اخلال ایجاد کنن تو آسمانها؟
میخوان ثابت کنن که ربوبیت خدا مطلق نیست.
میخوان ثابت کنن که میتونن کارو از دست خدا دربیارن.
این تو سوره جن هست بهش برسیم انشاالله من براتون توضیح میدم.
در سوره جن شیاطین وقتی رفتن که یعنی وقتی که قرآن نازل شد و دیدن دیگه نمیتونن استراق سمع بکنن، مشغول بررسی شدن.
مشغول بررسی شدند که چی باعث شده آسمان غرق شده.
هرجا میریم جاهایی که قبلاً میتونستیم خبر بگیریم از اخبار غیبی الان دیگه غرق شده.
هیچ جا نمیتونیم استراق سمع بکنیم.
براشون سؤال شد.
خب.
شروع کردن به بررسی.
رسیدن به قرآن تو بررسیشون.
دیدن پیغمبر داره قرآن میخونه.
اینجا دو گروه شدند.
یه گروه از شیاطین که صالحان اونها بودند.
اینا گفتن که ما فهمیدیم اون چیزی که باعث شده کلاً راههای آسمان بسته بشه نزول همین کتابه.
دیدیم این کتاب باعثشه و همین مسئله سبب شد که ما به این کتاب چی آوردیم؟
ایمان آوردیم و دیگه از این به بعد به هیچ وجه دنبال اخلال تو نظام عالم نیستیم.
تسلیم این کتاب شدند.
ایمان آوردند به پیغمبر اکرم و خودشون شدند منذران و مبلغان اسلام در طوایف خودشون.
مبلغان دین شدند در بین طوایف جن که آقا همه بیایید ایمان بیارید.
پیغمبری آمده قرآنی آورده.
ما خیال میکردیم دیگه پیغمبری نخواهد آمد اما آمده باید دیگه بیاییم سراغش خب.
و گروه دیگری از شیاطین که در واقع آنها صالح نبودند و اشرار این شیاطین بودند.
اونها تصمیم دیگری گرفتند.
خدا نمیگه تصمیمشون چیه ولی جوابی بهشون میده که از جواب خدا معلوم میشه تصمیمشون چیه.
خدا میگه باید بدانند.
در واقع از قول شیاطین صالح میگه.
شیاطین صالح میگه ما فهمیدیم که قدرت به عجز درآوردن خدا و قدرت فرار کردن از دست او را نداریم.
پس تسلیم شدیم.
پس معلومه اون گروه شرور به توهم این دو تا هستند.
یا خدا را به عجز درمیآریم یا از دستش فرار میکنیم.
با خدا درگیرند.
لذا اصلا انشاالله یه روز سوره جن برسه اونجا توضیح میدم که اصلاً جریان شیطانپرستی از کجا شکل گرفت.
شیطانپرستی منطقش چیه؟
مبناش چیه؟
از کجا شکل گرفته؟
شیطانپرستان یا نگاه شیطانپرستی شیطانگرایی این نمیخواد بگه که خدا نیست.
میگه خدا هست.
میخوایم ببخشید میخوایم رویش را کم کنیم.
نعوذ بالله.
یعنی ارادهای برای اینکه روی خدا را کم کنیم.
و اصلاً کشتگان خودشونو در این راه برای خودشون شهید حساب میکنند.
یعنی هر چقدر ما در مبارزه نعوذ بالله خدا را یک حاکم ظالمی قرار میدهند تو ذهن خودشون، ظلم اولی هم که کرده از نظر آنها اینه که جد احمق اینها را یعنی ابلیس را مجبور کرده تو باید سجده بر کی کنی؟
آدم کنی و او قبول نکرده و او را اخراج کرده.
این ظلم اول او بوده نعوذ بالله و همینطور داره این ظلمه ها را ادامه میده.
نه ما باید رویش رو کم کنیم.
اینها با این تخیل و با این توهم روزگار سپری میکنند و این توهم را به بشر هم انتقال دادند.
بعضی از بین بشر به همین امید لذا نگاه کنید کتابهای اینها رو میرید میخونید [مکث] ورود به جهنم را انکار نمیکنند ولی میخوان جزو لیست افتخارات خودشون...
مثلاً یه طرف میگه چند سال زندان دارم اینا.
توی در مبارزه با این شاه زورگو بالاخره کشته هم میدیم دیگه جهنمم ما رو میبره ببره.
به اینم میبالند.
به اینم میخوان افتخار کنند.
البته چون هنوز ندیدند جهنم را که.
فقط خیال میکنند یه چیز قابل تحملی خواهد بود اگر هم درش وارد بشوند.
خلاصه یه جنگ توهمی این شکلی بین خودشون و خدا را انداختند.
همه تو مشت خدا چیاند؟
گرفتاراند.
ولی خدا برای امتحان و ابتلايي که میخواهد داشته باشه، به جای اینکه اینا رو جمعشون بکنه یک جا بندازه دور، الان نداره.
یعنی فرصت ابتلا داده که حالا یه قصهایه تو جریانهای جن و شیطان که چرا اصلاً خدا فرصت ابتلا تو این زمینهها داده.
از یه تاریخی به بعد ابتلا به این شکل آغاز شده دیگه سطح پیچیدهای از ابتلاعات تو این عالمه.
خب بله موافق ذات وجودی بودن به معنای اینکه دیگه انسان نمیت-- یعنی جن-- شیاطین رو با عذاب saeer نمیشه عذاب کرد نیست.
همین مسئله جالبه.
دیگه یه حکایتی داره خودتونم حتما شنیدید که میگن یکی از در واقع متکلمین در دورههای گذشته داشت شبهه میکرد سر یک تریبونی صحبت میکرد، شبهه میکرد.
میگفت میگن خدا شیاطین رو به جهنم خواهد انداخت.
چطور ممکنه شیاطین که خودشون از آتشاند تو جهنم بخوان عذاب بشن؟
و این شـ-- مسئله رو سؤال شبهه رو ایجاد میکرد.
میگن بهلول هم از اونجاها داشت رد میشد.
یه کلوخی برداشت محکم کوبید به کله این بابا و این کلهاش شکست و خون و بند و بساط و بدبخت.
بردنشون دادگاه [خنده] چرا زدی تو کله این؟
میگه بابا یه چیزی یاد من داد.
من خیا-- امتحان کردم.
من کار خاصی نکردم.
این گفت شیاطین از آتشاند پس با آتش عذاب نمیشن.
من دیدم این از خاکه پس با خاک نمیشه کاریش کرد.
گفتم بذار اینو بکوبم تو کلهاش ببینم چی میشه.
این اش یکه است.
انسان از خاکه دیگه.
هر آدمی که میمیره به خاک بدل میشه.
ولی همین آدمو با خاک میشه عذاب داد.
با کلوخ میشه عذاب داد.
با خفه-- با زیر خاک میشه خفه کرد.
میشه سختترین شکنجهها رو بهش داد با همین خاک.
یعنی منافاتی نداره.
از آتش بودن غیر از آتش بودن است.
از خاک بودن غیر از خاک بودن است.
ما از خاکیم، خاک که نیستیم.
الان گوشتیم، استخوانیم.
شیطان از آتشه.
یعنی دستمایه اولیه خلقتش آتشه.
و الا خودش تیکه آتیش که نیست.
خودش یه موجوده.
حرارت هم نداره اگه شما بهش دست بزنی.
معنیش این نیستش که اگر شیطانه بعد داغه.
الان دست بزنیم میسوزیم مثلا.
اگر یه جنی بیاد پیش ما.
نه لزوماً اینطوری نیست.
پس اون دستمایه اولیه خلقته.
میخواد بگه اینا جنسشون انرژیه.
یعنی چی؟
یعنی اینا مثل ماها محدود به ماده و سقی-- سقل ماده نیستن.
جنس لطیفی دارن.
سرعت زیاد دارن، سبکن، رو-- مرئی نیستن، نمیبینیشون.
ولی حیات دارن، تغذیه دارن، تولد دارن، تناسل دارن، زندهن.
همه اینا دربارهشون هست.
همه هم از قرآن ثابت میشه.
[پچ،پچ] بله یعنی روی ذهن انسان اثر دارن؟
رو ذهن انسان که ش-- وسوسه میکنن دیگه.
بله دیگه.
تمدن هم دارن؟
والا تمدن من از اینا اطلاع ندارم به معنایی که ماها داریم.
بسیطه زندگیشون.
مثلا اگر بخوایم ما تشبیه بکنیم در مدل زندگی، در سبک زندگی شاید قابل تشبیه به طایفه حیوان باشن از نظر تشبیھیا.
حیوان چطور مثلا الان گاوهای هزار سال پیش با الان همونن دیگه.
یعنی کار-- تغییر خاصی توی سبک زندگیشون به وجود نیامده.
[پچ،پچ] آهان.
اینا درک دارن اما از انسان اون رتبه وجودیشون پایینتره دیگه.
اینطوری نیستش که اینا یه تمدنی مثلا نمیدونم بعید میدونم همچین چیزی باشه.
در حد بعید میدونم.
جای مطالعه داره.
شهری، فلانی.
بعید میدونم.
بله.
[پچ،پچ] ببینید ما، ما نه وسوسه شیاطین اصلاً در همه مراتب تصور داره.
شیطان اکبر بله ممکنه برای این پایینیها خیلی وقت نگذرهونه.
بالاخره قرآن میگه دیگه.
میگه ذریه داره.
فرزندان زیادی داره که کمکش میکنن.
در نسلهای مختلف و تلا-- بارها فرزندان شیطان مردن، نسلشون عوض شده، هنوز ابلیس زنده است چون خدا به او فرصت داده.
و الا اونا هم عمرشون محدوده.
عمر نامحدود ندارن، میمیرن.
مثل ماها مرگ و، مرگ و حیات دارن.
خب.
حالا درباره آدمهای مثلا معمولی دیگه این بچه شیطونا کافین.
آقا مثلا میگه تو برو.
آقای از این پایین دستیا.
تازه خود ابلیس هم نمیگه.
این سلسله مراتب داره دیگه تا برسه به اینکه حالا.
بله حالا برای افراد خاصی باید شیطانهای قویتر برن باز برای افراد قویتری خود ابلیس مجبوره بره تو صحنه.
اینا همه هست.
[پچ،پچ] کاملا ممکنه.
نمیگیم حتما در همه موارد همینه.
ممکنه در بعضی از موارد اختلالات عصبی اصلاً ربطی به شیاطین نداره.
ریشههای جسمی داره مثلا کم خونی داره، نمیدونم مشکلات جسمی داره، باید تغذیهاش درست بشه، درمان بشه تا اون پایه جسمیش که درست بشه اصلاً توهماتش کم میشه حالش خوب میشه.
اما مواردی هم وجود داره که بله اصلاً ممکنه ریشه جسمی نداشته باشه.
کاملاً تحت تاثیر شیاطین دچار این توهمات و اختلالات بشه و احتیاج داشته باشه به اینکه از شر شیاطین نجات پیدا بکنه.
این کاملاً ممکنه.
اما گزینه اول نیست.
در مقام بررسی گزینه اول نیست تا هرکی حواسش پرته یا تمرکز نداره یا افکار منفی داره بگیم شیاطین بر او تسلط یافتن، جن زده شده و امثال اینا، نه.
این گزینه اول نیست.
گزینه اول بررسیهای سادهتره.
بعد میرسه به اون نقطهها.
و بعدشم اگر انسانها یه چیزیو یاد بگیرن بالاخره شیطان چون موجود نامرئیه، شیاطین، جن برای ما نامرئی هستن، ناشناخته هستن.
ما تو این فاز به خصوص پناهی به جز خدا نداریم.
پناهی به جز خدا نداریم.
ما هیچ جا پناهی جز خدا نداریم.
اما یه جاهای دیگه یه اسبابی قابل تعریفه.
مثلا در پناه از بیماری یه ماسکی میزنیم اینجا.
میگیم حالا شاید جلوی ویروسها رو گرفت.
خب.
اما در پناه از جن با ماسک و عینک و دستکش و کت و اینا نمیشه.
با قرص و دارو نمیشه.
اینجا فقط اسباب معنویه.
توسل به خداست.
پناه بردن به ذات پاک پروردگاره معنویت ذکر خداست.
ایناست که میتونه نفوذ شیاطین رو، نفوذ جنیان رو بر وجود انسان از بین ببره.
لذا اگر کسی در پناه قرآن خودشو قرار بده، با قرآن مانوس باشه، با دین مرتبط باشه، این میتونه این امیدواری رو داشته باشه که جنیان بر او مسلط نمیشن.
جنیان بر او مسلط نمیشن.
مسلط شدن جنیان یه امر ناخودآگاه که نیست.
یه فرایندی طی میشه.
انسان بیتوجهی، بیتقوایی میدون میده، راه میده، سوار میشن.
علی علیهالسلام در نهجالبلاغه میفرماید دیگه میگه شماها تخلف که میکنید، گناه که میکنید، این گناهها مرحله به مرحله زم-- بستر تخمریزی شیطان در وجود شما، تولد شیطان در وجود شما، شیاطین وجودی خود شما و بعد پرورش و رشد اونها.
اینا میشن در واقع مأموران ابلیس برای شخص شما.
خودتون اجازه دادید که شیاطین بالاتر در وجود شما برای خودشون بچه کنن.
خودتون این میدون رو دادید.
دقت فرمودید؟
راهش چیه؟
توبه است.
پناه بردن به خداست.
با قرآن بودنه.
خدمت به خلق خدا کردنه.
البته برای کسانی که دیگه خیلی ضعیف شده باشن دیگرانی باید بیان به داد اینا برسن.
دیگرانی باید که اونا به خدا بیشتر وصلن، قدرتمند معنوی، قدرتهای معنوی بیشتری دارن.
نه دوکون بازیا، رمالا.
آره.
اونا باید بیان به داد اینا برسن.
راه و چاهو نشونشون بدن یا براشون دعا کنن.
ایناست.
خب بگذریم.
این بحث دیگه حالا بحث دامنهداریه.
معمولا از سؤالبرانگیزترین و پرطرفدارترین بحثها همین بحث شیاطینه.
البته از بس برای مردم سؤال وجود دارهها، از بس سؤال وجود داره.
انشاالله اگر سوره جن رو وارد بشیم یه روز تو سوره جن ااا عمری باشه فکر کنم تو همین سطحه.
بله؟
بله.
آها.
آره دیگه آخرین سوره مونه گفتیم سوره جنها.
آره اونجا انشاالله بیشتر میپردازیم.
الان به آیات بعد که میرسیم میبینید، مشخص میشه.
اولاً اگر اینا همون شیاطین بودن دیگه دو مرتبه "وللذین كفروا بربهم" نمیخواست.
دیگه راجع به شیاطین گفت دیگه "ورجوا ملالشیاطین وأعتدنا لهم عذاب السعير".
این داره یه چیز دیگری رو میگه پس غیر شیاطینن.
اما به آیات بعد که نگاه کنیم دیگه اطمینان حاصل میشه.
"وللذین كفروا بربهم عذاب جهنم وبئس المصیر إذا ألقوا فيها" وقتی که پرتاب میشن تو جهنم این کافران به پروردگار "سمعوا لها شهيقا وهي تفور".
برای جهنم لها یعنی برای جهنم سمع می شنوند شهيقا شيههای را.
یعنی از جهنم صدای شیهه میشنوند.
جهنم خودش نعره میکشد، شیهه میزند "وهي تفور" در حالی که فوران میکند.
در حالی که فوران میکند.
"تكاد تميز من الغيظ".
نزدیک است جهنم از شدت غضب تمیز و تیکه تیکه شود.
جهنم را در فرهنگ قرآن اگر شما برید بررسی بکنید، یه چاردیواری یا یه چاه یا مثلاً یه محیط نیست.
جهنم در فرهنگ قرآن یه موجودیست زنده که در درون وجودش این چاهها، این آتشگاهها، اینا وجود داره.
یه موجود زندهایست.
لزوماً به هیبت آدم باشهها.
نه.
هیبتش من نمیدونم چیه.
شاید هیبت دوده.
نمیدونم.
چون قرآن در یک جایی میفرماید "ذي ثلاث انطلقوا إلى ظل ذي ثلاث شعب".
ای بسا یک دود مجسمهست، یک سایه مجسمهست.
من تصوری از فیزیک جهنم خیلی دقیق تو ذهنم نیست.
ولی از قرآن به وضوح برمیآد که زنده است، سخن میگه، میبلعه، نعره میکشه.
خب جهنم رو حاضر میکنند در محشر.
میارنش.
کوچیک هم نیست.
بسیار با عظمته.
فوران میکنه، نعره میزنه.
هر لحظه احساس میکنی گویا میخواد منفجر بشه.
اینجور در غلیان و هیجانه.
البته ظلمته.
گهگداری یه جرقه ای میبینی ازش پرتاب میشه بیرون که به اندازه شتر زرد رنگ و به رنگ شتر، شتر زرد میمونه "كأنه جمالة صفر" که در سوره مبارکه مرسلات با هم خوندیم.
"إذا ألقوا فيها" وقتی کافران به پروردگار پرتاب میشن تو جهنم "سمعوا لها شهيقا وهي تفور تكاد تميز من الغيظ كلما ألقي فيها فوج".
هر وقت که پرتاب میشود تو جهنم یه فوجی، یه دستهای، معلومه آدما رو دستهای میریزن تو جهنم.
"كلما ألقي فيها فوج".
هر وقت یه دستهای، یه گروهی پرتاب میشه در کام جهنم "سألهم خزنتها".
نگهبانان جهنم از اینها سؤال میکنند.
"ألم يأتكم نذير".
آیا برای شما هشدار دهندهای نیامد؟
از کافران به پروردگار سؤال میپرسن با کمال تعجب.
میگن بابا آخه ما انتظار نداشتیم شماها بیاید اینجا.
مگه برای شما هشداردهنده، انزار دهندهای نیامد؟
یعنی علیالقاعده با توجه به وجود هشدار دهندگان و انزار دهندگان، توقع زیارت شما را در اینجا نداشتیم.
اینجا چکار میکنید؟
"ألم يأتكم نذير".
"قالوا بلى".
میگن چرا اومد.
نذیر آمد.
پیغمبران اومدن، اولیا اومدن، اوصیا اومدن، مبلغان دین اومدن، گفتن، هشدار دادن.
ما شنیدیم، ما فهمیدیم.
قرآن اومد خوندیم.
قالوا بلى قد جاءنا نذير.
قطعاً برای ما هشدار دهندهای آمد.
پس چی شد؟
فکذبنا ما تکذیب کردیم.
هرچی اونا هشدار دادن ما گفتیم دروغه.
گفتن جهنم.
گفتیم دروغه.
گفتن عذاب.
گفتیم دروغه.
گفتن اگر خدا را به یگانگی نپذیرید، این آیه عالم شما را به کام آتش میکشد.
باور نکردیم.
اگر بخواهید مشرکانه زندگی کنید، زیست فاسقانه بخواهید داشته باشید، آخر و عاقبتش سوختن است.
باور نکردیم فکذبنا و قلنا و گفتیم ما نزل الله من شیء گفتیم خدا چیزی نازل نکرده.
حالا اینا رو دارن با گریه و فریاد میگنا.
من دارم اینجوری شیک براتون میخونم.
در حال سوختن دارن حرف میزنن.
گفتیم نه خدا چیزی نازل نکرده.
ان انتم الا في ضلال كبير.
ما به این نظیرهایی که برای ما میآمدند، به این انذار دهندگان و هشدار دهندگانی که برای ما میآمدند میگفتیم شما دروغ میگید خدا چیزی نازل نکرده.
ان انتم نیستید شما.
ما به اون هشدار دهندهها میگفتیم نیستید شما الا فی ضلال كبير مگر در گمراهی آشکار.
یعنی میگفتیم شماها آدمهای گمراهید.
معلومه شماها گمراهید.
یعنی نظیران الهی را هشدار دهندگان الهی را متهم به چی میکردین؟
گمراهی بزرگ.
آقا بس کن دیگه همش جهنم جهنم جهنم جهنم.
میگفتیم شماها گمراهید.
دیگه چی گفتن؟
قالوا.
ببینید این یه قال و اینم قالوی دوم.
وقتی خزانه جهنم از این افتادههای تو جهنم سؤال کردن آیا نذیر براتون نیامد؟
گفتند چرا آمد تکذیب کردیم.
گفتیم خدا چیزی نازل نکرده.
شماها تو گمراهی آشکار هستید و قو و قالوا یه چیز جواب دیگه هم دادن.
چی گفتن؟
و قالوا گفتن لو كنا نسمع أو نعقل.
ما كنا في اصحاب السعير.
گفتن اگر ما لو شرطیه امتناعیه است.
یعنی چی شرطیه امتناعیه؟
یعنی شرطی که دیگه وقتش گذشته.
طرف از خیابون بیدقت رد شد ماشین بک زد دار فانی را وداع گفت.
میگن اگه احتیاط کرده بود الان پیش خونوادش بود.
این اگه دیگه گذشت دیگه تموم شد دیگه.
اینجور اگرو تو عربی با لو میگه.
او اگری که هنوز احتمالش هستو با ان میگه.
میگه اگه احتیاط کنی به سلامت میرسی.
هنوز میتونی احتیاط کنی و به سلامت برسی.
اما اگه احتیاط میکرد الان پیش خانوادهاش بود.
اینو با لو میگه.
لو كنا نسمع أو نعقل.
این جهنمیها میگن اگر ما شنیده بودیم اگر تو دنیا اهل بگید نسمع اهل شنیدن بودیم یا اهل عقل بودیم.
لو كنا نسمع أو نعقل ما كنا في اصحاب السعير.
خب چرا گفت نسمع أو نعقل دقت کنید.
میگن اگر ما اهل شنیدن یا عقل بودیم الان قاطی اصحاب السعير نبودیم.
در بین اصحاب السعير نبودیم.
اصحاب السعير کیان که اینا میگن اگر ما اهل عقل بودیم.
آها آفرین شیاطینند.
أعتدنا لهم عذاب السعير.
یعنی خدا اونجا قاطیشون کرده با شیاطین.
تو جهنم قاطی شیاطین انسانها و شیاطین با همند دیگه با هم میسوزن.
خب اگر ما شنیده بودیم یا عقل پیشه کرده بودیم، الان با شیاطین با هم نبودیم تو جهنم.
خب ببینید نسمع أو نعقل مطلبش چیه؟
بعضیا اصلاً به نسمع نمیرسن.
یعنی هیچ وقت به خودشون فرصت شنیدن سخن نظیران الهی را نمیدن.
هر وقت پیغمبری میخواد باهاشون حرف بزنه میذارن میرن.
هر وقت قرآنی میخواد براشون خونده بشه، ترجیح میدن نشنون.
هر وقت کسی میخواد هشداری بهشون بده، ترجیح میدن خفه اش کنن.
یعنی اصلاً اجازه سمع نمیدن.
اما بعضیا این مقدارو میان اجازه سمع میدن گوشم میدن اما بعد به اونی که میشنوند و میفهمند پایبند و ملتزم نیستند.
نعقل و عقل یعنی التزام.
عقل معنیش التزام.
فکر نیست.
اشتباه نکنید.
تو قرآن کریم معنی عقل التزام، پایبندیه.
التزام میتونه فکری باشه، میتونه عملی باشه، میتونه اخلاقی باشه.
التزام پایبندیه.
لحاظ کردن یک چیزیه.
عقل در جایی مطرح میشه که شما یک چیزی را فهمیده باشی.
اگر یک چیزی را نفهمیده باشی نوبت به عقل نمیرسه.
مثال زدم قبلاً بازم مثال میزنم.
اگر کسی نمیداند که باید در رانندگی سرعت مطمئنه را رعایت کند، نمیداند.
اصلاً نمیدانه سرعت مطمئنه چیه.
نشسته تو ماشین داره گاز میده و میره.
نمیدانه که این ماشین در سرعت بالا قابل کنترل نیست.
این ماشین با سرعت بالا به مانع برخورد بکنه مرگ حتمیه و خیلی چیزای دیگه نمیدانه.
اینی که نمیدانه رو نمیگن بیعقل میگن نادون.
میگن نفهم.
نافهم.
اما کسی بداند ولی اعتنا نکند.
میداند ها که سرعت بالا توی ماشین خطر داره.
میدانه سرعت بالا دیگه امکان کنترل نداره.
میدانه همه رو میدانه ولی ملتزم به این دانسته خود نیست.
به این میگن بیعقل.
تو عرف خودمونم همینان میگیم عقل نداری، عقل نداری به آدمی نمیگیم که نمیدونه.
به آدمی میگیم که میدونه اعتنا نمیکنه.
التزام.
خب اینا میگن اگر ما نسمع أو نعقل یعنی بعضیاشون میگن مشکل ما تو این بود که اصلاً مجال شنیدن ندادیم.
یه عده ممکنه بگن نه ما مجال شنیدن دادیم، مجال التزام ندادیم.
ال- ملتزم نشدیم.
به اونی که نظیرها گفتند، به اونی که قرآن گفت ما ملتزم نشدیم.
اگر شده بودیم، اگر شنیده بودیم یا ملتزم شده بودیم، امروز در میان اصحاب السعیر نبودیم.
فاترفوا بذنهم.
پس به این ترتیب اینا به گناه خود چه کردند؟
اعتراف کردند.
فصحقا لأصحاب السعیر.
تو این دنیا کسی به گناهش اعتراف کند بعدش میگن به او چی؟
اگه اعتراف کند میگن ان شاءالله امید هست که دیگه تکرار نکنی و مورد چی واقع بشی؟
عفو.
اما اعتراف تو قیامت بعدش لعنت به دنبال داره.
صحقا یعنی پلیدی نصيبشون باد.
نفرین و لعنت و خفس نصيبشون باد.
فصحقا لأصحاب السعیر.
پس پلیدی متعلق به اصحاب سعیر است.
اصحاب سعیر تو آیه پنج کیا بودند؟
شياطين.
تو آیات شش تا یازده کیا به اصحاب السعير ملحق شدند؟
[پچ،پچ] حالا دیگه این اصحاب السعير کیان؟
شياطين و کافران به ربوبيت پروردگار.
بله.
ببینید اصلاً درباره فضای بعد از مرگ ما اینکه تو جهنم این گفتوگویی که بین خزنه و جهنمیان اتفاق میافته حرف زیاد وجود داره.
یکی از مسائل اینه افراد که تو جهنم میافتند انسانیم دیگه.
من انسان خدای نکرده اگر رفتم افتادم تو جهنم وقتی میسوزم چی میخوام؟
کمک.
هی میخوام بگم کمکم کنید، غلط کردم، اشتباه کردم، نفهمیدم.
هی میخوام با این حرفا بلکه رحم این نگهبانان را به خیال خودما رحم این نگهبانان را تحریک بکنم بلکه اونا یه مقدار این عذاب چی کار کنند؟
تخفیف بدن.
یه تخفیفی.
یه ذره این آتیش رو سردتر کنند.
یه ذره این امکان مثلاً غذایی رو که به ما میدن، این آبی رو که به ما میدن از این حالت جوشان بودن خارج بکنند مثلاً.
تو جهنمه دیگه.
خب اینجا مکالمه در میگیره.
خب به اونا گفته میشه که شما سزاوار این بخشش نیستید.
چجوری گفته میشه؟
ألم يأتكم نذير مگه به شما گفته نشد؟
مثل این که ها من بلا تشبیه میخوام بگم.
این خودش یه قسمتی از عذابشونه که دائما به اونها یادآوری میشه که خودتون فرصتهایی داشتید و به این فرصتها چکار کردید؟
هر چقدر ما گفتیم اعتنا نکردید.
خدا میخواد بگه خودشونم به این مسئله معترفاند.
یعنی اونجا هیچ جهنمی در این تصور نیست که خدا دارد به او چه میکند؟
ظلم میکند.
حتی یک جهنمی.
میسوزد و نجات نمییابد و میداند که به او ظلمی نمیشه.
میدونه عمل خودشه.
میدونه این کاریه که خودش کرده.
این در واقع این جملات و این گفتوگوها برای تاکید بر این مطلبه.
بدانید تو جهنم که میافتید وضعیت اینه.
خب این مال اصل گفتوگوها.
حالا این گفتوگوها را چرا برای ما نقل کرده؟
خودش انذاره.
یعنی پیشاپیش به ما گفته که بابا اگر راه کفر به ربوبیت را بخواید بروید سراخر با اصحاب السعير یعنی شیط-شياطين یه جا خواهید سوخت.
پس به جای اینکه راه کفر به ربوبیت را بروید، بیایید سخن نذير را بگید.
بشنوید و به اون پایبند بشید، پایبند.
به اون ملتزم بشید.
بشنوید و عقل پیشه کنید تا گرفتار این عاقبت نشید.
خب پیشاپیش برای ما نقل شده که بدانیم دیگه حجت داره برای ما تمام میشه.
فردای قیامت نریم بگیم اععع نشنیده بودیم.
فردای قیامت اگه خدای نکرده از جمع ما کسی کافر به رب بمیرد، میبرنش به همون جا میگن نشنیده بودی؟
میگه اتفاقا چرا شنیده بودم.
کی بود؟
میگه آقا دو روز مونده بود به عید غدیر فلان جا.
اع بابا پس تو شنیده بودی و چرا اینجایی؟
دور از این محضر.
ان شاءالله یک نفرم از اینجا به جهنم نره.
بگو الهی آمین [همهمه].
یک نفر حتی خدایا یه وقتایی من حس خودمو دارم بهتون میگم آسوده طبع نشه.
یه وقتایی میرم سجده، حالا برای خودم که از خدا میگم خدایا منو جهنم نبر.
خیلی، خیلی، خیلی یه وقتایی خداوند دل آدمو میلرزونه.
یعنی آدم میترسه واقعا.
خدایا نبر جهنم، خدایا نبر جه-- اشتباه.
بعدش نسلمون، اهلمون، همسایههامون کیو دلت میاد بره جهنم؟
کیو دلت میاد؟
کیو میشه تحمل کرد بره جهنم؟
اینکه کان کنا فی أهلنا مشفقین کانوا فی أهل مشفقین در سوره مائده که طول حالا ان شاءالله میخونیم تو همین دورهها وجود داره نگران اهل خویش بودن.
اونایی که جهنم را میفهمن امر به معروف و نهی از منکر از سویدای جانشون بلند میشه.
نمیتونه تحمل کنه که بقیه برن جهنم.
لذا با عشق، با دلسوزی، با اشک خواهش میکنه.
هرچی بیشتر این جدی میشه خدای نکرده جهنمیها بیشتر مسخرهش میکنن.
ماها چون انذارهای قرآن رو قشنگ ب- تبلیغ نمیکنیم، خیلی معلوم نمیشه چی شد.
من یه خاطرهای یادمه.
توی شهر خودمون مسجدی داریم، مسجد جامع.
یه بنده خدایی از دنیا رفته بود.
مردم اومده بودن برای ختم.
همه خیلی شیک و پیک و تمیز نشسته بودن دور تا دور و چایی میآوردن و خرما و قند و غیره.
هرکی میومد تسلیت میگفت.
خب آداب و رسوم مراسم ختم که همه میدونیم چجوریه.
تو جاهای مختلف هم فرق میکنه.
خب مراسم اجرا میشد.
ما یه عالمی تو اون شهر داشتیم رحمت خدا رفته، خدا بیامرزدش.
این یک عالمی بود که پیر پیر شده بود.
ریشای سفید بلندی داشت.
سید بود.
قد خمیدهای داشت.
خیلی جذبه داشت.
جذبه معنوی فوقالعادهای داشت.
یعنی از بس این آدم واقعاً با تقوا زندگی کرده بود، کلامش کلام نافذی بود و از سویدای جانش برمیخواست وقتی حرف میزد.
نه به سبک منبریها که برن رو منبر و به روش عادی طبق عرف و فلان، نه.
یه دفعه از کنار همین مسجد که نشسته بود به زحمت ایستاد.
[سرفه] شروع کرد این مردم رو هشدار دادن، انذار دادن.
گریه میکرد و دستش میلرزید و از جهنم بترسید.
جهنم هست.
گناهها رو ذکر میکرد با گریه.
این گناهها رو ترک کنید.
این کارو نکنید.
من همونجا از بین همون جمعی که مثلاً اومده بودن برای ختم تو مسجد و فاتحه میخوندن، شنیدم کسانی که یواشکی تو گوششون، تو گوش همدیگه میگفتن دیوانه شده، دیوانه شده.
اصلاً اون مدل نهی از منکر او را چی حساب میکردن؟
سفاقت حساب میکردن.
پیغمبر اکرم وقتی آیاتی از این دست بر ایشون نازل میشد گریه میکرد مردم را میخواست چون حضرت بالاخره حقیقت رو داشت میدید.
مثل ما نبود که مثلاً ما فقط میخونیم.
حالا یه وقتایی میخونیم و حسش نمیکنیم، لمسش نمیکنیم، نمیبینیم.
حضرت چهار ستون بدنش میلرزید، گریه میکرد، ناله میکرد.
با گریه و ناله مردم را باز میداشت.
میگفتن دیوانه قاطی کرده.
قاطی کرده.
میگفت بابا ما یا ای قوم سفاقت ندارم من بابا دیوانه نشدم.
من یه چیزایی دارم میبینم مراقب باید بود.
حالا که بماند شیکش هم دیگه نمیگیم.
یعنی انذار رو جمع کردیم اصلاً.
کو انذار؟
کی کیو انذار میده؟
مثلاً شما الان بری مثلاً بگی جهنم.
میگه برو بابا برو پی کارت.
جهنم چیه؟
هرکی با یه بیانی جهنم رو برای خودش خاموش کرده.
یکی میگه خدا مهربونه.
یکی میگه من اهل بیت رو دارم.
یکی میگه منو نخواد بهشت ببره کیو میخواد ببره؟
یکی میگه جهنمی در کار نیست بیمارستانه.
یکی میگه نمیدونم بالاخره هرچی باشه این حرفا رو زدن که ما آدم بشیم و الا پشت صحنه خبری نیست.
دارن گولمون میزنن.
یکی میگه آخوندها از خودشون میگن.
یکی میگه قرآن، قرآن کتاب قدیمیه.
توش حرف نوشتن از خودشون نوشتن.
معلوم نیست چیه.
هرکی به یه شکلی جهنمو واسه خودش خاموش کرده.
به هرکی بخوای بگی جهنم ناراحت میشه که چرا داری به اون میگی جهنم؟
جهنمی هست، بترس.
[پاسخ گوینده].
بله.
اون که بله.
منتها این جهنمی که ازش صحبت میکنیم غیر از اونی که الان تو وجود خود این طرف هست که او لمسش نمیکنه.
[پاسخ گوینده].
خب اینو نمیپذیره دیگه.
اینو نمیپذیره که اعمالش جهنمه.
[پاسخ گوینده].
خب اونم هیچ وقت حمله بر اعمال بدش نمیکنه.
اگر اینجوری که شما میگید باشه همه باید میپذیرفتن.
نمیپذیرن دیگه.
انکار میکنند.
میخوان بگن نه چیزی در کار نیست.
اگر هست این نیست که شما میگید.
قرآن پر است از انذار و پر است از انکار.
هرچی انذار شده انکار هم شده.
بشر نخواسته بپذیره.
بله.
خب اینا الان [آیه قرآن] اینا سخنان کافران جنه یعنی میخواید بگید؟
[پاسخ گوینده].
خب به خاطر اینکه آقا قرآن برای انسانها اومده جنیان به ملحق به ما.
درباره قرآن اگه شما کل قرآن رو نگاه کنید بحث نذیر و نذر و انبیا و ارسال و انکار و اینا در وهله اول مال کیه؟
[پاسخ گوینده].
مال انسانه.
شیاطین به ما ملحقاند.
تو استفاده از قرآن مخاطب اول نیستند.
و بعد شما میای جلوتر.
ببین حالا تو آیات بعدی [آیه قرآن] نمیدانم [آیه قرآن].
اینا مخاطباش کیان؟
قشنگ دیگه میبینید قشنگ سیر، سیر صحبت با انسانهاست.
قولتونو پنهان کنید یا آشکار کنید.
خدا میداند.
آیا میخواهید نداند؟
اصلاً این مسئله به نظر حقیر اینجوری میرسه که از بس روشنه نیازی به تصریح نیست که اینجا صحبت از ما آدمهاست.
بله این شیاطین.
آقا سی-- ز-- سما عاددنیا را زینت دادیم مایه رجم شیاطین.
شیاطین هم میبریم تو دوزخ تمام.
حالا [مکث] الذين كفروا بربهم ملحقاند به شیاطین از نظر عذاب.
تو همون عذابی میخوان گرفتار بشن که اینا گرفتارند.
با توجه به نوع بیان میفهمیم که اینجا در درجه اول کیا مرادند؟
حالا سؤال آیا فقط انسانها مرادند اینجا؟
آیا جنیا نمیتونند توی الذين كفروا بربهم باشن؟
تمام اونجاهایی که خدا انسانها را از عذاب ترسونده جنیا هم توش هستن.
لذا الذين كفروا بربهم أعم است از انس و جن.
[مکث] انس در درجه اول، جن در درجه بعدی.
خب.
فاعترفوا بذنبهم فسحقا لأصحاب السعير إن الذين يخشون ربهم بالغيب لهم مغفرة وأجر كبير.
همانا کسانی که يخشون ربهم.
یعنی چی؟
خشیت از پروردگارشان دارند.
خشیت یعنی چی؟
ترس از مقام.
حساب بردن.
کسانی که از پروردگارشون حساب می برن بالغيب.
بالغيب برای چی آمده؟
به سبب ایمانی که به غیب دارند از پروردگار حساب می برند.
چرا؟
چون پروردگار را به چشم سر که نمیبینند.
یعنی حساب از کسی میبرند که او را با چشم سر نمیبینند.
با چشم دل البته میبینند.
[مکث] یعنی اگر کسی اهل ایمان به غیب نباشد، هیچ وقت برای خشیت از پروردگار پروندهای تو ذهن او باز نمیشود.
لذا اولین صفت که برای متقین در قرآن میاره الذين يؤمنون بالغيب.
اولین صفت اینه.
ایمان به غیب.
باور داشته باشی که همه چیز اونی که میبینی نیست.
همه چیز اونچه که با چشم سر میبینی، با پوستت لمس میکنی، با بینیت می، میبویی، با زبانت میچشی، با گوشت میشنوی، همه چیز این محسوسات نیست.
[مکث] میدونن غیبی همین عالم دارد، باطنی همین عالم دارد.
اینا هستند که به خشیت از رب میرسند.
الذين يخ-- إن الذين يخشون ربهم بالغيب لهم مغفرة وأجر كبير.
ببینید در مقابل اصحاب السعير شدن کافران به رب از مغفرت و اجر برای کیا صحبت میکنه؟
کسانی که خشیت از رب دارند.
یعنی در اینجا در مقابل کفر [مکث] به رب چی قرار داد؟
خشیت از رب قرار داد.
[مکث] در حالی که ما توقع داشتیم در مقابل کفر به رب چی بیاد؟
ایمان به رب بیاد.
کفر در مقابلش ایمانه دیگه.
ایمان به رب.
چرا خدا به جای کلمه ایمان از کلمه خشیت استفاده کرد در مقابل کفر؟
در واقع ای-- خشیت را جایگزین ایمان کرد.
چرا؟
تا بگه، تا بگه معیار کفر و ایمان ادعا نیست.
معیار کفر و ایمان خشیت است.
ایمان هرکس به پروردگار به اندازه خشیت او از پروردگاره.
به اندازه حساب بردن او از پروردگاره.
[مکث] خیلیها به زبان ادعا میکنند به پروردگار ایمان دارند اما حساب از خدا نمیبرند.
آقا این حکم پروردگاره.
باشه له میکنه زیر پاش.
[مکث] آقا این آیه قرآنه.
باشه پشت میکنه میره.
به زبان میگه من مومن به ربم.
اما حساب از پروردگار نمیبره.
تره خورد نمیکنه.
اهمیت به پروردگار نمیده یا کم اهمیت میده.
خشیت از پروردگار مراتب داره دیگه درسته؟
طبقات داره، درجات داره.
به هر اندازه که خشیت داری بدون همونقدر ایمان داری.
[مکث] خدا اگر در مقابل کفر اینجا میگفت ایمان، میگفتیم خب ما که الحمد لله به پروردگار چی هستیم؟
بگید.
مومن.
پس این سوره با ما کار نداره چون ما مومن به ربیم.
اما حالا میتونیم با خطکش خشیت خودمون رو اندازه بگیریم.
ما چقدر خشیت داریم؟
[مکث] چقدر خدا رو حاضر میبینیم؟
چقدر به خاطر احساس حضور خدا دست از گناه برمیداریم؟
چقدر به خاطر حساب بردن از خدا به واجبات عمل میکنیم؟
چقدر به خاطر حساب بردن از خدا دست بقیه را میگیریم؟
چقدر به خاطر حساب بردن از خدا به کسی خیانت نمیکنیم، دروغ نمیگیم.
[مکث] لیبلوکم أیكم أحسن عملا.
این لیبلوکم أیكم أحسن عملا پس معلوم شد پایهاش تو ایمان به ربه.
اونم نه ایمان به ربی که تو زبان خلاصه بشه.
ایمان به ربی که به خشیت منتهی بشه.
اگر ایمان به ربی در وجود آمد که خشیت ایجاد کرد در وجود انسان، قهراً این انسان آماده میشه که تو ابتلاء لیبلوکم أیكم أحسن عملا آماده میشه که هدفهای بالا رو بزنه.
[مکث] و الا اگر این ایمان به رب نیامد و خشیت در وجود انسان ایجاد نشد، دیگه در آزمون لیبلوکم أیكم أحسن عملا چرا ما باید بهترین رفتارها [خنده] انجام بدیم؟
میریم رفتارهای نفسانی انجام میدیم دیگه.
بله حتماً دیگه.
بله دیگه.
اون تقوا ظهور و بروز عملی خشیته.
خب پس در مقابل کفر به رب شد خشیت از پروردگار.
یه قدم بریم جلو با صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل علی محمد و آل محمد "وَأَسِرُّوا قَوْلَكُمْ أَوَاجْهَرُوا بِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ".
سخن خودتون را پنهان کنید و یا "اجْهَرُوا بِهِ" آن را آشکار کنید.
نظر خودت، قول خودت، سخن خودت را خواه پنهان کن، خواه آشکار کن.
"إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ".
او به آنچه در نهان دلها میگذرد آگاه است.
به آنچه در نهان صدر و سینه انسانها میگذرد آگاه است.
یعنی اصلاً او منتظر گفتن یا پنهان کردن شما نیست که تو بگی او بفهمه، نگی نفهمه.
"وَأَسِرُّوا قَوْلَكُمْ أَوَاجْهَرُوا بِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ".
"أَلَا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ".
آیا اونی که آفرید نمیداند؟
اصلاً شما میتونی فرض کنی انسان را خدا آفریده باشه ولی نیات وجودی انسان را ندانه؟
ببینید ماها هیچ وقت چیزی را نمیآفرینیم.
ما معمولاً داریم اشیا را به هم چه میکنیم؟
تبدیل میکنیم.
با آهن و نمیدونم آجر و میسا-- سیمان و نمیدونم ماسه و چه و چه میایم یک خونه میسازیم.
خیلی طبیعیه.
خونه رو من ساختم.
میتونم-- ممکنه اما از داخل خونه خبر بگید، نداشته باشم.
اینجا نمیشه گفت "أَلَا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ".
من خلق نکردم که.
من چهار تا مخلوق خدا رو سرهم کردم.
الانم تو اون خونه یکی زندگی میکنه.
منم خبر ندارم اونجا چه میگذره.
اما خدا نه، خدا همه چیز را از عدم به وجود آورده.
شما اگر میخوای یه مثالی تو ذهنت بیاری که درک بکنی خدا چجوری به این عالم علم داره، فرض کنید که شما تو ذهنت یه مخلوقی تو ذهنت همین الان ایجاد کن.
به یه چیزی فکر کن همین الان .
مثلاً به معنای غدیر و عید غدیر فکر کن همین الان.
علی علیه السلام را تصور بکن که دستش در دست پیغمبر خدا دست او را برده بالا.
بالای یک تپهای از خلاصه جهاز شتران که جمع کردن منبری ساختن.
تصور کن تو ذهنت.
این مخلوق ذهن شماست.
مگه میشه تو اون تصور شما یه شأنی باشد و شما اون را بگید، ندانی.
او مال خود شماست.
او ش-- تو ذهن شمائه دیگه.
او قائم به شمائه.
او به جز آنچه که شما خلق کردی چیز دیگهای نداره که.
پس چی رو میتونه از شما پنهان کنه؟
آ عالم اینطوری با خدا نسبت دارد.
عالم چیزی نیست جز آنچه که خدا بهش وجود بخشیده.
خدا در اون جلوه کرده.
پس امکان نداره که در مخلوق خدا شأنی باشد که خدا حتی یک ثانیه، یک آنی و کمتر از آنی از اون چی باشه؟
غافل.
پس "وَأَسِرُّوا قَوْلَكُمْ أَوَاجْهَرُوا بِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ أَلَا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ".
آیا نمیداند کسی که خلق کرده در حالی که لطیف است.
لطیف است یعنی چی؟
یعنی از مخلوق خویش جدا نیست.
یعنی نهایت همراهی را با مخلوق خود دارد.
در تمام شؤون مخلوق حضور داره.
لطیف یعنی این.
در نتیجه از همه چیز مخلوق هم خبیر یعنی آگاهه.
"وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ أَلَا يَعْلَمُ".
پس این استدلاله.
"إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ" ادعاست.
استدلالش چیه؟
"أَلَا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ".
کسی که خلق کرده لطیف و خبیره این میخوای ندانه که مخلوق او مثلاً چه نظری داره.
حالا چون مخلوق نظر خود را پنهان کرده بر خدا پوشیده بمانه [مکث].
اینکه اینجا مخاطب چه چیز را پنهان کرده، آیه اشاره نکرده.
آیه نگفت.
نگفته که این "وَأَسِرُّوا قَوْلَكُمْ أَوَاجْهَرُوا بِهِ" شما بگی نگی من میدونم، این بگی نگی من میدونم چیو بگی نگی من میدونم [مکث].
فعلاً نگفته.
نگفته.
منم میگم صبر کنیم.
صبر کنیم.
شما یه نظری رو بگی نگی خدا میدونه این مطلب مطلقه.
اما اینجا بر چی دلالت داره؟
اینو بهش میرسیم.
بله [مکث].
لطیف عربی با لطیف فارسی فرق داره.
لطیف فارسی یعنی نرم.
یعنی این مثلاً لباس لطیفیه، نرمه.
لطیف در عربی یعنی نافذ.
یعنی همراه با تمام جنبهها .
همراه با سلول سلول وجود، همراه با تمام رگ و ریشهها، همراه با نگاهت، شنیدنت، گفتنت، خوردنت، پوشیدنت، خوابیدنت، بیدار شدنت، محبتت، عداوتت، ارادت، سستیت، تنبلیت، خوابت، بیداریت.
هیچ امری از امور شما جسمی یا روحی، ریز یا درشت نیست الا اینکه خدا اونجا حاضره.
این میشه معنی لطیف لقفه.
لقفه یعنی زمخت نیستش که نتونه مطلع باشه.
نه، اون لطیفه.
او با شما همراهه.
جایی، شعنی از شما پنهان از او نیست.
بعضیا خیال میکنن که خب خدا بر ما محیط است.
خب محیط است یعنی چی؟
میگه مثلاً دیگه ببخشید اینجوری میگم تو شکم من که دیگه نیست.
[مکث] از بیرون داره منو نگاه میکنه [خنده].
نه.
از بیرون تو رو میبینه، از درون تو رو میبینه، سلول سلولتو میبینه، مولکول مولکولشو میبینه، اتم اتمشو نمیبینه.
اصن همه در محضر اوست.
آنی از اون غافل نمیشه.
آنی، لحظهای که اگر غافل بشه دیگه این نیست.
معدوم میشه.
اگر نازی کند از هم فرو ریزند قالبها.
چیزی باقی نمیمونه.
عالم نگاه خداست، جلوه خداست.
آنی خدا از این جلوهگری دست بکشد، دیگه هیچی وجود نداره.
نه که ما میمیریم، نیست میشیم ما.
نیست.
نه که بیفتیم اینجا.
تموم میشه.
وجود جلوهای از اوست.
پس اون لطیفه.
پس همه جا، همه جور، همه ج-همه بعد، از درون، از بیرون، اول، آخر، ظاهر، باطن همه است.
میشه لطیف.
علی علیهالسلام در نهجالبلاغه قشنگ میفرماید [خنده] قشنگ که چه عرض کنم ما که نمیفهمیم.
ولی خب به اندازهای که میفهمیم میگیم قشنگ.
داخل في الأشیاء لا بالممازجة خدا در همه چیز داخل همه چیز هست اما با هیچ چیز ترکیب نداره.
ترکیب نمیشه با چیزی.
و خارج عنها از همه چیز بیرونه.
ولی لا بالمزایله بیرونه ولی کنده نمیشه.
نه ترکیب میشه، نه کنده میشه.
این یعنی لطیف [مکث].
خب وقتی لطیفه خبیر هم هست دیگه.
شما میخوای یه امر درونی رو از او پنهان کنی [خنده].
چیو؟
حتی اینکه ما میشینیم با خدا احوالمون رو با خدا بازگو میکنیم.
شما تو دعاها نگاه کنید مثلاً در دعای عرفه ببینید به خصوص این تیکه آخر دعای عرفه رو هر کسی خونده باشه میگه خدا چی بگم آخه [مکث] من جلو تو چی بگم؟
قبل از اینکه بخوام بگم میدونی.
آگاهتر از منی به خودم، به احوالم، به اوضاعم.
چون تو امر کردی.
چون دوست داری بندت پات حرف بزنه من حرف میزنم.
و الا چی بگم آخه؟
چی به درگاهت بیارم؟
چه ادعایی بکنم مثلاً که تو سر تو رو بخوام شیره بمالم [خنده] اون نمیشه.
بینیازی دیگه از گفتن بینیازی دیگه.
و اسروا قولکم ابجروا به انه علیم بذات الصدور.
الا يعلم من خلق وهو اللطيف الخبير.
هو الذي او کسیست که، کی؟
همون من خلق [خنده].
او کسیست که جعل لكم الارض ذلولا.
او کسیست که زمین را برای شما ذلول قرار داد.
ذلول صیغه مبالغه همین ذلیل.
ذلیل یعنی چی؟
رام، خوار.
زمین را ذلول شما قرار داد.
یعنی از ذلیل هم بالاتر.
میدونید چرا میگه ذلول؟
چون اگه زمین میخواست رام نباشد، چموشی زمین به هیچ عنوان قابل تحمل نیست.
پس خیلی رامش کرده .
خیلی رامش کرده زمین را.
این زمین، حالا بیایید یه خرده بررسی کنید.
من میگم بعضی از آیات تو قرآن آدرس مطالعهست.
یعنی برو یه مطالعهای بیرون بکن.
ببین این زمین را چه جوری رام کرده برات.
این زمین مستعد [مکث] به لحاظ طبیعتش علیالقاعده توقع آرامش ازش نیست.
یه کره عظیم که درون ذاتش پر از مواد مذاب آتش نشانی که اون حرارت لازم در درون زمین رو تامین کرده.
پوستهای که ما رویش زندگی میکنیم سوار بر آتشه.
خود این پوسته سوار بر یک هسته با دمای درجه سه تا پنج هزار درجه سانتیگراده.
مواد فلزی و معدنی و کانیهای ذوب شدهای که در داخل زمین هست.
گاهی یک آتشفشانی میشود شما یه تیکهایشو میبینی.
ب-ببین بعضی از آتشفشانهایی که ثبت شده [مکث].
یک دود خاکستری آمده بالا شده.
یه ابری، این ابر حرکت کرده تا کیلومترها.
هرچی زیرش بوده خاکستر شده .
هرچی زیرش بوده خاکستر شده.
سوخته و از بین رفته.
یا مضا-مواد مذابی که پرتاب میشه بیرون تا صدها متر و بعضا حتی به بالاتر از اون پرتاب میشه به اطراف جریان پیدا میکنه.
همه مواد مذاب به سنگ تبدیل میشن و چه این داخلش .
این زمین در فضا شناور، در یک مداری در حرکت .
مداری که اگر این زمین نظم حرکتش رو روی این مدار از دست بده، خب دیگه امکان زیست روی این زمین وجود نداره.
اون مدار چیه؟
ریل آهنی مثلاً ریل آهن، جادهست، پلیس وایساده، راهنما داره، چی چی اون دا-- اون مدار یه امریه که خدا در فیزیک این عالم نهادینه کرده.
یه قانونیه که خدا گذاشته و این زمین را مطیع کرده.
مطیع کرده این زمین را مطیع خود کرده.
خب دور خودش داره میچرخه .
به انواع چرخشها.
چهار پنج تا اقلاً چرخش داره.
حالا دور خودش، دور خورشید با خورشید، توی نمیدونم با منظومه، با کهکشان، با هر کدوم یه حرکتی داره میزنه.
حرکتهای چی؟
پرسرعت میگن آب از آب تکان نمیخورد.
آه.
زلولا.
یه ذره تکونی احساس میکنی، ناامنی، داری میچرخی، الان دیدی هیچ خبری نیست.
خب این احاطهست دیگه.
او این کارو کرده.
گهگداری برای اینکه یادمون باشه این زلوله، یه جاشو یه [مکث] آه، یه ذره که حالا یه تام یه تکونی بخور بد نیست یادشون رفته.
یه تکونی بده.
آه تموم شد [خنده] دیگه.
میبینی ریخ، ساختمونا ریخ، شهرها ویران شد، آدما مردن، آمبولانسها راه افتاد.
چی شده؟
هیچی.
زمین یه شونهشو یه اینجوری کرد رفت [خنده].
بعد دیگه فمشو فی مناکبهها.
روی شونههای زمین راه برید.
مناکب گردههاست.
من زمین رو، زمین رو رامتون کردم.
سوار شید برید، راه برید روش، گردهها، روی کتفاش.
تشبیه کرده گویا زمین رو مثل اینکه به یک مو-- یک غول عظیم الجثه، عظیمالجثهای که اومده جلوی تو زانو زده اجازه میده رو کتفش حرکت کنی.
با آرامش تمام.
هیچ تکونی هم نمیده خودش که اذیتت کنه.
زندگیت روال عادی خودشو پیدا کنه.
فمشو فی مناکبها.
برید رو گردههای زمین حرکت بکنید.
و کلوا من رزقه.
و از رزق خدا رو همین زمینی که رامتون کرده بخورید.
برید حرکت کنید و بهرهمند بشید.
بخورید، سفر کنید، صید و سیاحت کنید، سیر و سیاحت کنید، شکار کنید، بکارید، درو کنید.
خلاصه آزاد برید استفاده کنید.
رامتون کرده که بهره ببرید.
و کلوا من رزقه.
ولی یه توجه داشته باشیدا و الیه النشور.
برگشتن به سوی اوست.
بالاخره رو این زمین میمیرید و دفن میشید و یه روز دوباره زنده میشید به سوی همین خدایی که الان زمین رو رامتون کرده بر میگردیدا و الیه النشور.
اامنتم من فی السماء ان يخسف بكم الارض فإذا هي تمور.
یه سؤال میپرسه از ما.
میگه ببینم یه سؤال، آیا احساس امنیت کردید از اونی که تو آسمانه [مکث]؟
آیا احساس امنیت کردید از اونی که تو آسمانه؟
اینجا منظور از اونی که تو آسمانه کیه؟
خدا.
چرا از خدا با تعبیر اونی که تو آسمانه یاد کرد؟
چون ما زمینیها [مکث] تسلط خدا را بر خودمون با مفهوم سیطره او بر آسمان درک میکنیم.
الرحمن على العرش استوى.
وقتی ما میخوایم دعا کنیم کجا رو نگاه میکنیم؟
آسمونو نگاه میکنیم.
خدا که لطیف همه جا هست که خدا اون پایینم هست اما هیچوقت اینجوری دعا نمیکنیم.
خدا راستم هست هیچوقت اینجوری دعا نمیکنیم.
چپم هست اینجوری دعا نمیکنیم.
اینجوری دعا میکنیم.
من فی السماء.
یعنی اون علو و عظمت و استیلا و احاطه رو میخواد بفهمونه.
روزی هم از اونجا- روزی هم از اونجا داره میاد.
اما اینجا بحث اینه.
اامنتم.
آیا احساس امنیت کردید از اونی که تو آسمانه که چی کار کنه؟
که ان يخسف بكم الارض.
کاری کنه که زمین شما را فرو ببره.
فإذا هي تمور.
پس به هنگام فرو بردن شما در حال چی باشه؟
يوم تمور السماء مورا.
یعنی چی؟
حرکت همراه با لرزش.
که زمین یه حرکت همراه با لرزشی رو آغاز کنه و یه دفعه یه شهری را با آدماش در کام خود بگید فرو ببره و بسته بشه تمام.
آیا از این مسئله احساس امنیت کردید؟
ببینید کی زمین رو رام کرده برای ما؟
فمشو فی مناکبه.
جعلکم الارض ذلولا فمشو فی مناکبه.
خدا.
حالا اگه خدا اراده بکنه که زمین ما را ببلعه نمیتونه؟
اراده کنه زمین یه حرکتی بکند در حال لرزیدن ما رو تو کام خود فرو ببرد، نمیتونه؟
خیلی-- خدا میخواد اینجوری بگه خدایى خیلی هم تو خیالتون راحته.
خیلی خیالتون راحته.
این زمینه دیگه داریم روش راه میریم زندگی میکنیم دیگه.
مسئلهای نداره.
ام امنتم من فی السماء.
یا بذار یه سؤال دیگه ازتون بپرسم.
ام امنتم دنبال این اامنتمه.
یا احساس امنیت کردید از اونی که تو آسمانه که چی؟
که ان يرسل عليكم حاصبا.
که بفرستد بر فراز شما حاصبا، طوفان شن.
طوفان شن بفرسته بر شما.
خب.
فستعلمون كيف نذير.
پس به زودی خواهید دانست که هشدار من چگونه است.
یعنی چی این؟
ببین میگه من که زمین را رام شما کردم دو تا خروجی ازش گرفتم.
دقت کنید.
من که زمین را رام شما کردم دو تا خروجی گرفتم.
خروجی اول زندگی کنید رو زمین.
فمشو فی مناکبهها.
خروجی دوم کلوا من رزقه.
پس هر دو تا نتیجه را کی داره مدیریت میکنه؟
من دارم مدیریت میکنم.
خدا میگه من.
خدا داره مدیریت میکنه.
پس خدا اگر بخواد زمین را از حالت زلول خارج بکنه چطور؟
مثلاً کاری کنه زمین شماها را ببلعه چون این آرامش برای حرکت را خودش تأمین کرده، خودشم میتونه از بین ببره دیگه.
کاری کنه زمین شما را ببلعه.
میتونه.
ولی شما احساس امنیت میکنید.
یا اگر خدا بخواد این رزق شما را به چالش بکشه چطوری؟
الان شما از زمین میخورید.
چطوری میخورید؟
میکارید، بارون میاد، میخورید.
حالا به جای بارون شن بیاد.
اگر بخواد [سرفه] [صدای باز و بسته شدن در] یرسل عليكم، یرسل سما عليكم مدرارا نباشه.
بخواد یرسل عليكم حاصبا بخواد طوفان شن بفرسته برای مزرعههاتون.
[خنده] اون وقت چی میشه؟
اون وقت دیگه خبری از خوردن رو زمین باقی نمیمونه.
فستعلمون كيف نذير.
به زودی خواهید دانست که هشدار من چگونه است.
ولقد كذب الذين من قبلهم فكيف كان نكير.
به تحقیق کسانی که قبل از اینها بودند یعنی قبل از معاصران قرآن که الان خدا داره باهاشون چیکار میکنه؟
حرف میزنه.
کسانی که قبل از اینها بودند تکذیب کردند.
فكيف كان نكير یعنی چگونه بود انکار من.
یعنی عاقبت انکار اونها که مرا انکار کردند، ربوبیت مرا انکار کردند، عاقبتش چگونه شد؟
چه مقدار از اونها با زلزله، چه تعدادشون با طوفانها، چه تعدادشون با صاعقهها، چه تعدادشون با بارش سنگ.
چقدرشون نابود شدند؟
چی شد؟
شماها این احساس امنیتی که میکنید خدا میخواد بگه آدمو یاد اینا میندازه.
ولقد كذب الذين من قبلهم فكيف كان نكير چگونه بود عاقبت انکار من در گذشته که انقدر شماها خیالتون راحته.
أولم يروا إلى الطير فوقهم صافات آیا نگاه به پرندهها نکردند بالای سر خودشون صافات در حالی که بالهای خود را باز کردند صافات یعنی بالاشونو باز کردن.
میدونی پرندههای بلندپرواز بال خودشو رو باز میکنند تو آسمون شروع به پرواز میکنند.
گهگداری ويقبضن گهگداری یه، یه بارم بالاشونو چیکار میکنن؟
جمع میکنند دوباره باز میکنند.
همین.
در اعماق آسمان شناور است در هوا.
آبم نیست که بگیم مثلاً چگالی این آب سنگینتر از چگالی اون پرنده است.
این پرنده روش مونده.
اونم از گوشت، استخون، پر، کرک همه مادهست.
چگالی هوا به مراتب کمتر از چگالی جسم اوست.
رفته تو آسمون پرشو باز کرده همینجوررر میره.
شنا میکنه بالا، پایین، راست، چپ.
گاهی هم یه بار پر میزنه دوباره باز میکنه.
نه بنزین توشه، نه دود میده، نه سرسرا قارقار میکنه، نه روش ملخ میچرخه.
وقتی هم میری ذبحش میکنی میبینی چی؟
پوست و گوشت و استخون و ایناس.
بعد میگه ما يمسكهن إلا الرحمن نگه نمیدارد اینها را بالای آسمون به غیر از کی؟
خدای رحمان.
یادتون باشه چندمین باره تو این سوره گفت رحمان؟
دومین بار.
حالا باهاش هستیم هنوز کارش داریم.
با رحمان تو این سوره کار داریم.
یعنی رحمانیت خدا.
إنه بكل شيء بصير همانا کی نسبت به همه چیز آگاه هست؟
خدای رحمان.
خب چرا این آیه رو آورده؟
انشاالله تو جلسه بعدی بهش خواهیم رسید.
به خواست خدا تا ج-جلسه آینده به خواست خدا برنامهمون اینه.
انشاالله سیر مفهومیمونو در سوره ملک تمام بکنیم، سیاقبندی انجام بدیم، جمعبندی، ارتباطیابی.
لذا آماده باشید.
من خواهشم اینه که خودتونو تو این سوره محک بزنید.
سوره البته بگم به لحاظ اصول تدبری، چه تشخیص سیاق، چه جمعبندی این سوره جزو سورههای، جزو سورههای سخت محسوب میشه.
یعنی اونجوری نیستش که خیلی راحت شما سیاقبندی کنی، خیلی راحت جمعبندی و ارتباطیابی کنی.
در نه-- عین راحتیش یه مقدار سنگینه.
یعنی معارفش سنگینه.
درک ارتباطاتش احتیاج به تعمق بیشتری داره.
خودتونو انشاالله یه محکی بزنید.
تکالیفتونو کامل بکنید از سوره ملک.
اونایی که احیاناً تکلیفشون کامل نیست هفته آینده ما سوره ملک رو انشاالله ادامه خواهیم داد.
[موسیقی پاپ]