یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
ادامهٔ اوصاف و صدقه و حق معلوم
«وَٱلَّذِينَ يُصَدِّقُونَ بِيَوْمِ ٱلدِّينِ» (معارج/۲۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و کسانی که روز جزا را باور دارنددد،
«وَٱلَّذِينَ هُم مِّنْ عَذَابِ رَبِّهِم مُّشْفِقُونَ» (معارج/۲۷)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و از عذاب پروردگارشان بیمناکند،
«وَٱلَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَٰفِظُونَ» (معارج/۲۹)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و کسانی که شرمگاه خویش نگه میدارنددد،
«وَٱلَّذِينَ هُمْ لِأَمَٰنَٰتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَٰعُونَ» (معارج/۳۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و امانتها و پیمان را رعایت میکننددد،
«وَٱلَّذِينَ هُمْ عَلَىٰ صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ» (معارج/۳۴)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و بر نمازشان مواظبت میکننددد؛
«أُو۟لَٰٓئِكَ فِى جَنَّٰتٍ مُّكْرَمُونَ» (معارج/۳۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آنان در بهشتها گرامی داشته میشوند.
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. خود صدقه ثواب دارد اما صدقه از حق معلوم، این باز یک مرتبه ویژهای دارد. هر مؤمنی اگر احساس تکلیف کنه که بخشی از اموالش را تعریف کنه برای نیازمندان. من دیدم کشاورزانی که مثلاً یک زمینی دارد، زمین زراعی دارد، یک قسمت خاصی از این زمین را اصلاً خودش جدا کرده میگوید اینجا را برای آنان میکارم، برای فقرا. بعد خودش به من میگفت همیشود بیشترین محصول را از اینجا برمیدارد.
غیر از اینکه خودمم همیشود برکت دارد محصولم، از اینجا بیشترین محصول را برمیدارد. زمین همان زمینه، آب همان آبه ولی خدا یک برکتی داده بهش. یا مثلاً از حقوق ماهیانه خودش یک درصدی تعریف کرده، اصلاً نمیاره تو اموالش. میگوید این مال من نیست، این مال نیازمندانه. منتظر جای مناسبه که جاشو پیدا کرد برسونه. چقدر خوبه که این صفت در ما هم تثبیت بشود. حالا غیر از اینکه قرآن کریم مشخص کرده، حالا من میخواهم اگر صدقهای بدم و لو از مال معلوم میخواهم صدقهای بدم، چقدر خوبه که اقربا را در اولویت قرار بدم، نزدیکان را.
نیازمند تو نزدیکانم هستند. میتوانه این صدقهای که از مال حق معلوم میشود، میتوانه قرض داده بشود ها. لزوماً همیشود بلاعوض نیست. آقا من گذاشتم از این مبلغ قرض میدم، عیبی ندارد. بلاعوض میدم، عیبی ندارد. برای مریض میدم، عیبی ندارد. ولی اولویت را بده به نزدیکان خودش. پدر، مادر اگر نیازمندن، خواهر، برادر، فرزند اگر نیازمندن، عمو، عمه، خاله، دایی، بچههایشان، همسایههامون اگر نیازمندن، آشناهامون.
اینان در اولویت باشندد. حالا من تقریباً فکر میکنم که هر دو سه نفر به شکل طبیعی اگر یک حقی از اموالشان را تعریف بکنند برای نیازمندان، به ازای هر دو سه نفر در قشر متوسط جامعه میگویم، نه در قشر ثروتمند، در قشر متوسط و متوسط به پایین، به ازای هر دو سه خانواده، یک خانواده پوشش میگوییره. و چقدر خوبه تو رسیدگیهامون مشکل حل کنیم. فقط این نباشد یک پولی آقا من انداختم صندوق صدقه رفت. بله من اگر دستم نرسه آخرین گزینه همینه.
اگر نیازمندی را نمیتوانم برم حمایت کمک بکنم از نزدیک، ببینم مشکلش چیست، همفکری میخواهد همفکری، پول میخواهد پول، حضور میخواهد حضور کمکش بکنم، دیگر بالاخره به مجمع، مجامع خیریه اعتماد میکنم یا توی بخشی از اموالم به مجامع خیریه اعتماد میکنم. اما اینکه ממשرت وجود داشته باشد، انسان دغدغه داشته باشد برای نیازمندان، یک خانواده، تو زندگیتون یک خانواده، نمیتوان-- بیشتر میدارید دو خانواده، بیشتر دارید سه خانواده، پنج خانواده، حل مشکل بشود به نحوی براشون.
شغل لازم دارد با ایجاد شغل براش کمک کنیم. نمیدانم جهیزیه لازم دارد با تهیه جهیزیه کمک بکنیم. برای درمان پول لازم دارد با تهیه پول درمان. مشکل تغذیه دارد با سبدهای غذایی. هر جور که خلاصه این نیاز میطلبه. نکته مهم میخواهم بگویم. اگر [آیه قرآن] اگر حق معلوم تو اموال تعریف نشه، اصلاً [آیه قرآن] معنی ندارد. قرآن کریم نماز گزاری را که به یتیم و مسکین توجه نمیکند لعنت میکند. یعنی فکر نکنیم این یک کار خوبه، اینم یک کار خوبه.
حالا این را انجام بدم ثوابشو میبرم، اینم انجام بدم ثوابشو میبرم. این را انجام بدم، این را انجام ندم، لااقل ثواب اولی را ، میبرم. یا این را انجام بدم اولی را انجام ندم، ثواب این را میبرم. نه، این دو تا را تو قرآن خدا طوری به هم پیوند داده که ما بفهمیم هیچکدام بدون دیگری قبول نیست. اکنون اینجا هنوز کار داریم تو اینجا. امام باقر علیه السلام میفرماید خدا هر جا در قرآن گفت [آیه قرآن] بغلش فرمود [آیه قرآن] تا مردم بفهمن نماز بیزکات، نماز نیست.
زکات بینماز، زکات نیست. هیچکدام بدون دیگری معنی ندارندددد. یا سوره مبارکه ماعون خود قرآن میفرماید [آیه قرآن] یتیم را میراند، به مسکین هم به گرسنهها و مساکینی هم که احتیاج دارندددد رسیدگی نمیکند، تشویق نمیکند، احساس مسئولیت نمیکند. [آیه قرآن] همین المصلین که اینجا دارندددد مدح میشوند، اونجا چی شدن؟ مورد نفرین و مورد اظهار عذاب شدن. [آیه قرآن] میگوید وای بر آن نمازگزارانی که از حقیقت نماز غافلن.
پس چیست این کاری که دارندددد میکننددد؟ [آیه قرآن] نمایشه، ریاست. زیرا شاخصش چی هست؟ کجا بفهمم این ریا بود؟ میگوید [آیه قرآن] کسی که دیدی نماز میخونه ولی منع میکند خیر رسوندن به دیگران را یعنی خیرش به دیگران نمیرسه. کسی که نماز میخونه ولی خیرش به دیگران نمیرسه، قرآن میگوید این نماز ریا، ریاییه این نماز حقیقی نیست. وای بر چنین نماز گذاری. توی دین، اصلا نه تو دین، تو عقل. بذارین به شما بگویم تو عقل.
هر چیزی یک فلسفهای دارد. حجاب یک فلسفهای دارد. فلسفه حجاب چیست؟ پوششه دیگر. یک پوششی ایجاد کند که سلامت و امنیت روانی اخلاقی در جامعه به وجود بیاره. درسته یا نه؟ فلسفه حجاب همین هست یا نیست؟ حالا اگر کسی حجاب را بدل کند به عامل ایجاد فساد، یعنی با خود حجاب بازی دربیاره که این حجاب به جای اینکه او را بپوشاند و به جامعه امنیت بده، بلکه تو جامعه چی ایجاد بکند؟ فساد. فساد ایجاد بکند.
این حجاب چیست؟ ضد فلسفه خودشه. یعنی حجابی که دارد خودشو نقض میکند. این بی ارزشه. علاوه بر بیحجابی، جرم مسخره کردن حجابم براش نوشته میشود. چون داری شما بازی میگوییری. حجاب کارش این نبود که تو داری د-- انجام میدی مثلا میگویم. نماز فلسفهش چیست؟ خداگرایی. با نماز داری میگویی من تو-- گرایشم به کیست؟ خدا به خداست. با راندن یتیم و بیتوجهی به مسکین داری میگویی من گرایشم به چیست؟ دنیا دنیا.
یعنی داری نقض میکنی فلسفه نماز رو. فلسفه-- روح نماز انفاقه. اگر تو نتونستی انفاق بکنی به یتیم، به مسکین، به فقیر، به ندار، به بیچاره، به گرفتار، به مستمند، به هرچی نتونستی اگر انفاق بکنی، شما روح نماز را از آن سلب کردی. لذا خدا میگوید [سخner واضح] شاخص بیایمانی به خدا، بیتوجهی به مسکین. که در یک جای دیگر قرآن [سخner واضح] مسکین. همش همین است به هم خدا دوخته این دو تا را به هم.
نتونی جداش کنی. میگوید اونی هم که جداش میکند خدا لعنتش کنه. نماز آن تو کمرش بزنه. اگر نماز را از انفاق کسی جدا کرد. دین اینگونه به نماز نگاه میکند. نماز قرار است ما را بنده کند که نسبت به خلق خدا خادم کند، که نسبت به ایال خدا خادم کند. خلق خدا الخلق ایال الله. مخلوقات خدا ایال او هستندد. ایال او یعنی همه از نظر رزق و روزی غیر به کی وابستهاند؟ به خدا وابستهاند. وقتی تو شدی دست خدا در انفاق داری کار خدایی میکنی.
این معنی نمازه. حقیقت نماز اینه. یک نکتهای میخواهم بگویم به درخواست یکی از بزرگوارانی که در کلاس بوده . شوق به نماز چگونه ایجاد بشود؟ شوق به نماز. به همین نمازی که باید بخونیم که پشت بندش روح نماز گذاری هم در ما به وجود بیاد. تو پرانتز این رو. نماز را خیلیا خیلی جور تفسیرش کردن. خیلی معناها برای نماز ذکر کردن. درستم هست، مشکلی ندارد. آقا نماز ارتباط با خداست. نماز عشق به خداست. نماز نمیدانم مناجات با خداست.
نماز شکرست. نماز همه اینان هم درسته. همه ایناست که اسم شوق را به میآیند میاره. یعنی به ما دارد القا میکند اگر نماز ارتباط با خداست پس باید برای این ارتباط چی داشت؟ ، شوق داشت. اگر نماز شکر خداست پس باید برای این شکر چی داشت؟ شوق داشت. اگر نماز مناجات با خداست پس باید برای این مناجات چی داشت؟ شوق داشت. حالا که من شوقم به نوع دیگری از مناجات با خداست، چرا این مدلی مناجات با او کنم؟
حالا که من شوقم به نوع دیگری از شکر خداست، چرا این مدلی شکر خدا کنم؟ برم همان مدلی که دلم میخواهد شکر خدا کنم. همان مدلی که دلم میخواهد با خدا مناجات کنم. اینجاست که نماز به چالش کشیده میشود. جوان ما میگوید برای چی من نماز بخونم؟ حرف زدن با خداست، من همینگونه با خدا حرف میزنم دیگر. شکر خداست، ما همینگونه خدا را شکر میکنم دیگر. چه لزومی دارد این شکلی خدا را شکر بکنم؟ حضرت زهرا سلام الله علیها فلسفه نماز را طوری بیان میکند که دیگر این حرفا میره کنار.
میگوید خدا نماز را تنزیییح از کبر قرار داده. [سخner واضح] تعبیر شبیه این است یا عین همینه. نماز را برای پاکیزه شدن از کبر قرار داده. نماز برای شکستن خوده. برای اینکه بگویی نه، نگی اونجور که خودم میخواهم. بگویی اونجور که آن میخواهد. نماز یعنی-- کل نماز یعنی همین. این شوق میخواهد . خود شکستن اصلاً با شوق ممکنه؟ اصلاً شوق نمیخواهد. این شوقش بعداً میآید روش. وقتی خودتو شکستی مزه میده تازه.
تا وقتی خود را نشکستی مزه هم نمیده. نماز تسلیمه، قبل از هر چیز تسلیمه. تسلیم . امر امر توه. دنیا مال توه، منم مال توام، عبد توام، امرم امر توه. الله اکبر. تسلیم اگر کسی به معانی نماز در طول نماز حواسش جمع نمیشود این قابل اغماضه. اما به یک چیز حواسش باید جمع باشد. تسلیم، تعظیم، به خاک افتادن حتی نه تعظیم و به خاک افتادن به دلخواه خودم به دستور او. بایست، این ور و آن ور نگاه نکن، حرف نزن، قرآن بخون، خم شو، بلند شو، خاک بیفت به خاک، سرتو بلند کن، بیفت به خاک، سرتو بلند کن، پاشو، قرآن بخون، دستاتو بالا ببر دعا کن، خم شو.
من میگویم چه کار کن. من اگر بخوام نماز را به یک چیزی تشبیه بکنم تو این دنیا از این منظر که حضرت زهرا سلام الله علیها فلسفهش را بیان کرده تشبیه میکنم به عملیات صبحگاه تو ارتش، تو سپاه . صبح همه را به خط میکننددد. فرمانده میآید اونجا. اجلو نظام. اول ردار همه باید اجلو نظام به راست راست، به چپ چپ . هر دستوری او میده باید تو انجام بدی. برای چیست؟ حالا یک نفر برگرده بگوید بابا بیکاری؟
بیکارم. چته؟ مرض داری؟ آقا من ارتشیام که ارتشیام میرم تو جبهه میجنگم دیگر. منو اینجا برای چی به خط کردی؟ باید بشکنی. تو باید اینجا نشون بدی که هرچی من میگویم، چه کار میکنی؟ انجام میدی. اگر این را نشون دادی منظم شدی اینجا من خیالم راحته که تو جبهه هم هرچی بگویم انجام میدی . اینجا بنا باشد من بگویم به راست راست بگویی برو بابا من دلم میخواهد اکنون به چپ چپ. ردار. من دلم میخواهد بخوابم.
اع . بابا تسلیمت کو؟ باید تسلیم نیستی. پس فرماندهای وجود ندارد. تو فرماندهای را به رسمیت نشناختی، اطاعتی را درک نکردی. تو خودتی. تو سرباز نیستی . تو nefsi. این به درد ارتش نمیخوری. بندگی یک مقامه. بندگی یک مقامی. تو آن مقام شما یک چیزی را پذیرفتی. میگویی پذیرفتم که امر امر توئه. این معنی بندگیه. اگر شما پذیرفتی که امر امر توئه، این را کجا باید تمرین کنی؟ نمازهای روزانه تمرین این امر امر توئه.
صبح به صبح حالا لطف کرده میگوید عیب ندارد یک ساعت و نیم صبح برای ما وقت گذاشته . لطف کرده یک واجباتی تعریف کرده، یک مستحبات تعریف کرده.
ایمان به یوم دین و اشفاق از عذاب
میگوید حالا عیب ندارد اگر مستحبات را نمیتوانی حداقل واجباتش را محکم بگوییر. لطف کرده تخفیف داده. و الا اگر او اراده میکرد رأس اذان باید قیام بکنی باید قیام میکردی . عالم همه ساجد اوست. عالم همه راکع اوست. تو کی هستی که بخواهد او بگوید رکوع کن بگویی نمیکنم . سجود کن نمیکنم. هر وقت عشقم بکشه میکنم. هر وقت دوست داشته باشم با تو حرف میزنم. پس برو. پس تو هنوز عبد من نیستی. عبد خودتی.
برای همین تو نماز میگوییم "ای یا کنعبد" فقط عبد توام . یعنی عبد نه خودم، نه پول، نه بابام، نه ننم، نه صاحبکارم. من عبد توام . فقط میخواهم تو را راضی کنم. این شد این نمازه دیگر. این، این اگر تجربه شد در شکستن خود در مقابل خدا لذتی قرار داده که اگر کسی به او رسید قطعه قطعهش کنن از این لذت دست نمیکشه. حالا دیگر اینم باز لطف مضاعف اوست و من اینجا میخواهم بگویم آقا من به این لذت نرسیدم.
بازم باید خودتو بشکنی تا روزی که زندهای خودتو بشکن. این لذت برای تو معیار نیست. معیار لذت بردن از نماز نیست. معیار تسلیم بودن است. هر وقت فهمیدی معیار تسلیم بودن است لذت هم میبری . از تسلیم بودن لذت میبری آن وقت . نه من لذت نمیبرم. هنوز تسلیم نیستی. تسلیم شو. تسلیم شو. آقا تا کی؟ تا آخر عمر شاید شیرینی تسلیمت را لحظه مرگت به تو بچشانند. از تسلیمت کنار نگیر . فاصله نگیر. تسلیم حد و مرز ندارد.
سربازی که توی ارتش دارد اطاعت میکند لازم نیست از اطاعتش لذت ببرود. لذت برد، لطفیست خدا به او کرده . حالا ارتش کجا؟ سرباز کجا؟ بنده کجا؟ خالق کجا؟ مملوک کجا و مالک کجا؟ فقیر کجا و غنی کجا؟ ضعیف کجا و قوی کجا؟ هیچ کجا و همه چیز کجا؟ اینکه ما را میپذیره برویم جلوش بایستیم باید ممنون او بشیم. میپذیره. میگوید آمدی حالا داری با من حرف میزنی. خیلی حرفه . خیلی حرفه . که میپذیره، بار میده، اذن میده، به حضور قبول میکند.
ایناست دیگر. این معنا را-- لذا همیشود استاد ما میفرمود چه خوب هم میفرمود و این توصیه را من به همه میگویم. صبح تا ظهر اصلاً بد بودما. گناه کردم، غافل بودم، اشتباه کردم، داد و بیداد کردم، قاطی پاطی کردم. نباید اونجوری که نباید بودم حالا دیگر ظهر شده با خودم میگویم ولش کن دیگر یک همچین صبح تا ظهری نمازی هم ندارد. خیال میکنم این نمازه باید مثلاً بالاخره ارزش داشته باشد از نظر ذاتی.
منم که صبح تا ظهر گناه کردم این ارزشی ندارد یا نمیخونمش یا چگونه میخونمش؟ [همسایه] یک چیزی سرهم میکنم میره پی کارش. ولی اگر کسی عاقل باشد ظهر اذان گفتند اِ من از صبح تا حالا دارم پدر سوخته بازی درمیارم اما اکنون یک چیزی یادم افتاد. دنیا دست یکی دیگر است. همه کاره یکی دیگر است. میام وایمیستم جلوش میگویم آقای من، مولای من، خالق من، مالک من، حبیب من، عزیز من، معشوق من. من بد، من صبح تا ظهر غافل بودم.
حالا آمدم بگویم میخواهم تسلیم بشم. کمکم کن، راست رسی کمکم کن. کمکم کنی منم همراهم. اکنون میخواهم جلوت خم راست بشم. میخواهم به خاک بیفتم در مقابلت. الله اکبر. بعد پاشو بعد نمازت به قبل نمازت یکیست. این را تمرین کن با نماز زشتیها میرن کنار، بدیها میرن کنار. کمکم روحت تسلیم میشود. اکنون میبینی یک وقتی ممکنه انسان یک گناهی مثلاً تو زندگیش دارد یا گناهانی تو زندگیش دارد که اصلا نمیتوانه تصور کنه ترک آنان رو.
انگار بهگونهای زندگیش با آن گناهان چی شده؟ عجین شده، پیوند خورده. در خودش نمیبیند این اراده را که بر آن گناهش غلبه کند. یعنی نفسش چیست؟ سرکشه. نفس سرکش را نماز رام میکند دیگر باید بیای نمازتو بخونی. خوب نماز بخون. اینکه این همه بزرگان دینی ما گفتن آقا نمازشو کسی بپاد سایر امورش چی میشود؟ درست میشود. نماز را بپا. تو نماز قرآن خوندن هست، مناجات هست، رکوع هست، سجده هست، قیام هست، دعا هست، ذکر هست.
هرچی که یک انسان در ارتباط با خدا لازم دارد تو نماز همه هست، بستهبندی شده، شیک، مرتب آماده. این را درست اجرا کن. هرچی هستی، هرچی بودی، یک وضو درست بگوییر. بیا بایست یک نماز درست بخون. خوب با او حرف بزن. بعد چه اتفاقاتی تو زندگیت میفته. کل زندگیتو سامان میده یا نمیده. حالت را خوب میکند یا نمیکند. نفس تو رام میکند یا نمیکند. به شرطی فقط سر خودت کلاه نذار. آن کلاهه چیست؟ نماز یعنی خداگرایی.
از خود دنیاگرایی نشون نده. این صدق نمازه. نماز صادقانه. نماز صادقانه با انفاق. همانجور که نماز میخونی به نیازمندان رحم کن. اونوقت خدا میگوید این بنده م راست میگوید. این منو میخواهد. این حاضره از منافع دنیاش برای دیگران بگذره. این منو میخواهد، راست میگوید. اگر کسی میخواهد در نماز آن دوام داشته باشد و در اموالش حق معلومی برای سائل و محروم باشد، این احتیاج دارد به پشتوانه چی؟ فکری و اعتقادی.
لذا سومین ویژگی نمازگزاران این پشتوانه اعتقادیشونه. میدانی چرا اینان بر نماز دوام دارندددد؟ و میدانی چرا در اموالشان حق معلوم بر سائل و محروم هست؟ چون اینان یصدقون بيوم الدين. اینان باور دارندددد که هر عملی را جزایی است. معتقدند دنیا نظام جزا است و باورشون بر این است که جزای مطلق را روزیست. روز جزا. اگر کسی جزای عملش را در این دنیا کامل نبیند، قطعاً در آن دنیا به طور کامل جزای او به او داده خواهد شد.
جزاء الأوفی قرآن میگوید. بیکم و کاست. خلق الله، بندگان خدا، والله نوک سوزنی، عمل، اخلاق، فکر بینتیجه در عالم نداریم. اینان باور دارندددد جزا هست و باور دارندددد جزا در يوم الجزاز. يوم الجزا را تصدیق میکنندددد. میگویند راسته. تصدیق يوم الجزا میکنندددد. میگویند راسته. این پشتوانه فکریست که نماز را سامان میده. این پشتوانه فکریست که انفاق را سامان میده. کسی باور به يوم الدين نداشته باشد چرا مال خودش را به دیگران ببخشد؟
کسی باور به يوم الدين نداشته باشد چرا به جای تجربه آزادی مطلق خود را عبد کسی کند؟ نماز یعنی خود را عبد کردن. چرا خودم را عبد یکی دیگر بکنم؟ ولو آن کس خالق من باشد. چون جزا را باور دارم خودم را عبد او قرار میدم. تصدیق روز جزا به تنهایی مسئله را حل میکند؟ روز جزا را باور دارم ولی دور جهنم یک خط قرمز کشیدم. میگویم درسته جزا هست قیامت هست اما جهنمی برای من ، نیست. ما را جهنم نمیبروند.
خیلی راحت میگویم که آقا منو بخوان جهنم-- منم بخوان نبروند بهشتیو میخواهند ببروند. من به این خوبی به این آقایی، به این خانومی، حجابم خوب، نمیدانم اخلاقم خوب. منم نمیخواهم ببرم بهش. کیو میخواهم ببرم بهش؟ همچین برای خودم یک نوشابهای باز میکنم آن سرش ناپیدا. یعنی به خودم حال میدم. ها کار من درسته. من یک گریهای کردم، یک گریهای کردم با خودم میگویم تو روضه. مگه میشود دیگر من جهنم، من؟
با این همه گریه. برای خودمون تضمین صادر میکنیم، تضمین. که ما جهنمی نیستیم. خدا میگوید نمازگزار واقعی اینه. "والذین هم من عذاب ربهم مشفقون". اگر يوم الدين را تصدیق میکند از عذاب نگرانه. مشفق یعنی نگران. نگران از عذاب پروردگارشون هستند. با خودش میگوید نکنه من گرفتار عذاب بشم. خوف دارد. طرف یک دونه حالا چی شده؟ تقی به توقی خورده. شب بالاخره اتفاقی حالش یک جوری شده بلند شده یک دو رکعت نماز خونده، .
دو تا مثلا قطره اشکی از گوشه چشمهاش درآمده. یواشکی این گوشه موشههای سقف و اینان را نگاه میکند ببینه فرشتهای چیزی کلش را هک و زوک نکرده. ببینه مثلا بگوید به به چطوری؟ یک حالی از آن بپرسه و اینان. بعد اگر یک خرده بیشتر با خدا باشد برود بیرون یک نفر به او بگوید آی یارو! اصلاً شک میکند به عالم. یعنی چی؟ من این همه نماز و ذکر الله و آمدم بیرون میگوید هو یارو یا مثلا رفتم تو ادارد اعصابم را خرد کردن یا چی؟
یا چیست؟ طلبکار میشود یعنی با دو هزار بندگی زود چی میشود؟ طلبکار. دیگر اکنون باید همه عالم و آدم را خدا به خط کنه که به او سلام بفرستن. درود، سلام، رحمت شعار بدن براش. چی شده؟ هیچی یک نمازی خوندم نمازم خوب بوده یا انفاقی کردم یا کاری کردم. در حالی که عبادالله سوره انسان را یادتان میآید؟ "یفجرونها عینا يشرب بها عبادالله یفجرونها تفجیرا یوفون بالنذر". بعدیشو شما بگو. "و یخافون یوما کان شره مستیرا".
"ویطعمون الطعام على حبه مسكينا و یتیما و اسیرا انما نطعمکم لوجه الله لا نريد منکم جزاء و لا شکورا انا نخاف من ربنا یوما ابوسا قمطریرا". این امام علیه، حضرت زهراست، امام حسنه، امام حسینه. "یخافون یوما نخاف من ربنا". آن میشود چی؟ "فوقاهم الله شر ذلک اليوم و لقاهم نظره و سرورا و جزاهم ربهم بما صبروا جنة و حریرا". تا میرسه به اونجایی که "و سقاهم ربهم شرابا طهورا ان هذا کان لکم جزاء و کان سعیکم مشکورا".
تازه اونجا جایزه– جایزشو میگوییره. تا آخرین لحظه نگرانه نکند او را از خودم هنوز راضی، ، نکرده. یک دو رکعت نماز خوندی دست یک فقیر را گرفتی تموم شد چگونه فکر کردی تموم شد؟ تو چقدر بدهکاری. نکند او را از من، از خودم راضی، نکند هنوز از من راضی نیست. همش آتش دارد یک بار دیگر، یک جور دیگر او را از خودم باید راضی کنم. چه کار کنم؟ چگونه از خودم راضیش کنم؟ لذا ترس دارندددد. اینکه تو فرهنگ دینی برای خودمون جهنمو تعطیل کردیم این بدبختی ماست.
حفظ فروج، امانت، شهادت، نماز
این باتلاق تدین ماست. این باتلاق شرع، تشریع ماست. این عشق نیست. این کسانی که دانسته یا نادانسته در جهنم خدا را دارندددد میبندن، اینان قاتلان شریعتاند. اینان قاتلان تدیناند. اینان قاتلان انسانیتاند. اینان خواسته نخواسته مروجان فسادند، مروجان تباهیاند. ترس از عذاب جزو لاینفک تربیت دینیه. ترس از عذاب نباشد انسان میرسه به آن نقطه که بگوید نقد را بچسب نصفه رو- رها کن. ول کن. نقد را بچسب نصفه را رها کن.
حالا من صبر کنم آن دنیا به من مشروب بدن، مست بشم اونجا از لقاء الله. ولش کن همین دنیا مشروب هست، مست میشم دیگر. حالا من صبر کنم آن دنیا همسران بهشتی به من بدن، آ همین دنیا هست دیگر. آن دنیا چنین شود چنان شود. ترس از عذاب نباشد کسی به راه راست هدایت نمیشود. آقا ما شنیدیم میگویند عبادت احرار برای ترس از عذاب نیست. بله، من یک بار در همین کلاس توضیح دادم. عبادت احرار برای ترس از عذاب نیست.
برای شوق به پاداش نیست. پس چرا احرار مثل علی علیه السلام- عذاب خدا اینطور در دعای کمیل ناله میکند. که حضرت را یارانش به شکل اتفاقی دیدند. که نصف شب دیدیم رفت بیرون بدون اینکه بفهمد دنبال او رفتیم. دیدیم مثل مارگزیده به خود میپیچه و گریه میکند و میگوید چگونه میخواهم عذاب تو را تحمل کنم؟ چرا او دارد ناله از عذاب میکند؟ چرا امام صادق علیهالسلام اظهار شوق به بهشت میکند؟ توضیح دادم در کلاس.
تجار چون پاداش دوست دارندددد خدا را میپرستند. احرار چون خدا را دوست دارندددد پاداشش را میخواهند. شما یک بار دلدادهی پاداشی، یک بار دلدادهی صاحب شی. در هر دو حالت شوق به پاداش وجود دارد. کسی اگر کسیو دوست داشته باشد لبخندشو دوست ندارد؟ کسی اگر کسیو دوست داشته باشد رضایت او را دوست ندارد؟ محبت او را دوست ندارد؟ لطف او را دوست ندارد؟ اگر کسی مثلاً به همسر خودش علاقمنده از اینکه همسرش به او خدمتی بکند خوشش نمیآید؟
میگوید من فقط خودتو دوست دارم. دیگر چای نمیخواهد بدی، آب نمیخواهد بدی، غذا نمیخواهد بپزی، مهربونی نمیخواهد بکنی، لطف نمیخواهد بکنی. اینگونهه. یک کسی برای چای همسرشو دوست دارد، یک کسی همسرشو دوست دارد. چون دوست دارد از چایش هم لذت میبرود. طرف خدا را دوست دارد چون دوست دارد از بهشت خدا لذت میبرود یا برعکس چون کسیو دوست دارد از غضبش ناراحت میشود، از ناراحتیش عذاب میکشه، از اینکه او را دعوا کنه ناراحت میشود.
چون محبوب را دوست دارد غضب او براش ناراحتکننده است. عذاب الهی برای احرار اینگونهه. مگه خدایی که محبوبه از ما ناراحت باشد؟ ما چگونه تحمل کنیم؟ لذا علی علیهالسلام در دعای کمیل چه زیبا میفرماید خدایا "ف هب لی صبرا على حر نارک" اصلاً گیریم آتیشو من تحمل کردم "فکیف اصبر على فراقک" چگونه قهر تو را تحمل کنم. خدایا من وسط زبانه های آتش داد خواهم زد که دوستت دارم. چگونه تحمل کنم کسی که دوسش دارم دارد منو آتیش میزنه.
حالا ترس از عذاب جزء لاینفک احرار هم شائق به پاداشاند و خائف از عذاباند. احرار. ولی به خاطر عشقی که به محبوب در وجودشون هست. نه مثل تجار و نه مثل بردگان که به محبوب کاری ندارندددد. فقط به آن جایزه کار دارندددد و فقط به آن عذابه کار دارندددد. کاری با محبوب ندارندددد. حالا بردگان را تو همین دنیا بردگانی هستند، منتظرن مولا بگوید بگو آزادت کردم که چار نال برود. آزادم کرد تمام فرار. بردگانی هم هستند که وقتی مولا میگوید آزادت کردم برو میگوید کجا برم؟
کجا برم به جز در خانه تو؟ تو کربلا نمونهاش بود. امام گفت آزاد. برو. یعنی آن صیغه آزادی برده را جاری کرد با آقا تو آزادت کردم در راه خدا. کجا برم حسین؟ کجا را دارم برم؟ عاشقه. فرق بس اینجاست. تو اصل ترس از عذاب نه. "والذین یصدقون بیوم الدین والذین هم من عذاب ربهم مشفقون" اینان کسایین که از عذاب پروردگارشون نگرانن. چرا نگرانن؟ چون یک باوری دارندددد. "ان عذاب ربهم غیر مأمون" اینان بر این باورند که عذاب پروردگارشان مأمون، مأمون یعنی کسی از عذاب در امنیت باشد.
عذاب پروردگارشان را کسی از آن در امن و امان نیست. یعنی برای کسی اماننامه از عذاب خدا صادر نکرده. الا به بندگی، الا به تم-تمام تلاش برای راضی کردن خدا. پس صفت اول نماز، دوام بر نماز. صفت دوم انفاق، حق معلوم برای سائل و محروم. پشتوانه فکریاش "یصدقون بیوم الدین". پشتوانه اخلاقی و گرایشیاش، قلبیاش ترس از عذاب. این چهار تا یک پک کامله. یعنی اگر کسی اهل نمازه، اهل انفاقه، روز جزا را باور کرده، از عذاب هم میترسه، این پک مسلمونیش کامله.
اصطلاحاً ساختار مسلمونی با این چهار تا کامله. در ادامه خدا چهار تا صفت دیگر ذکر میکند. آن صفتها با اینان یکم فرق دارد. اینان همه اثباتی است. آن یکی صفتها بهگونهای سلبیه. یعنی چی سلبیه؟ یعنی ما بهش-- من به او اینگونه تعبیر میکنم، میگویند آببندی. اینان همه درست، عناصرو درست دارد. یک جاهایی ممکنه انسان اشتباهاتی داشته باشد که اگر آنان را درست نکنه، این چهار تا هم درست باشد تو این حوض آبی جمع نمیشود.
از سوراخ دارد دیگر، میره. فایده ندارد نشت میکند. دیگر هیچی نمیمونه. چیهاست آنان؟ چهار تا چیزه. یک "والذین هم لفروجهم حافظون".[سخنگوی 1] على أزواجهم أو ما ملكت أيمانهم فإنهم غير ملومين. فمن ابتغى وراء ذلك فأولئك هم العادون. این صفت پنجمه. اولین صفت تو آببندیه در واقع. میگوید نمازت درسته، انفاقت درسته، تصدیق جزا داری، ترس از عذاب داری باریکلا. حالا، یک چیزی باید حواست باشد. مراقب دامانت باید باشی.
فروج دامن، دامنهاشون. از نظر جنسی باید مراقب خودشان باشندد. نمازگزاران کسانیاند که به لحاظ جنسی از خود محافظت میکنندددد. لفروجهم حافظون یعنی این. پاکدامناند. مراقب دامن خویشاند. براشون مهمه. عفتشون براشون مهمه. پاکیشون براشون مهمه. آقا یعنی کلاً نمازگزار هیچ نوع تمتع جنسی ندارد در این عالم؟ چرا [سخنگوی 1] إلا على أزواجهم نسبت به همسرانشون آزادی دارندددد. ما نمازگزاران را درباره همسرانشون ممنوع از لذات جنسی نکردیم.
أو ما ملكت أيمانهم. ما ملكت أيمانهم یعنی همان کنیز و برده مثلاً. یا ما ملكت أيمانهم کنیزهاشون. که حالا بحث کنیز یک بحث مفصلی دارد. یک وقتایی من در این کلاس یادم میآید اشارهای داشتم اما انشاءالله یک بار دیگر هم مفصل به این بحث ورود خواهم کرد. اکنون فعلاً تو جامعهی ما مصداق ندارد. اکنون مصداق ندارد. این مقدار روشنه. اما حالا بعداً مصداق خواهد داشت یا نخواهد داشت، یک بحث مفصلی دارد.
که حالا درباره کنیز هم در سوره نور آدابشو آورده. میگوید آقا کنیز را میشود با او ازدواج کرد اما خدا گفته اگر کنیز مایل به ازدواج با تو نیست، او را به نکاح خودت وادار نکن. مکروهه که کنیز را به نکاح خودت وادار بخواهی بکنی. اگر او دوست دارد با کس دیگر ازدواج کنه کمکش کن بگذار با کس دیگر ازدواج کنه. ولی به لحاظ فقهی صاحب یک کنیز میتوانه با او ازدواج داشته باشد. إلا على أزواجهم أو ما ملكت أيمانهم فإنهم یعنی کسانی که لذات جنسی از أزواج یا ما ملكت أيمانهم دارندددد، فإنهم غير ملومين اینان ملامت نمیشوند.
اینان ملامت شدگان نیستند. توبیخ نمیشوند. تو چرا رفتی مثلاً از این راه، از این جاده رفتی؟ نه آزاد بوده. اما فمن ابتغى وراء ذلك اگر کسی به غیر از همسر شرعی خودش و یا به غیر از مثلاً ما ملكت أيمانهم یعنی کنیز خودش که ارتباط با او حلال باشد، به غیر از او به دنبال بهره جنسی باشد، هر نوع بهرهجویی جنسی به غیر از این دو کانال، همسر شرعی و یا کنیز، اگر کسی به غیر از این در صدد بهرهجویی جنسی باشد وراء ذلك بداند فأولئك هم العادون این افراد از نظر خدا دیگر مصلون نیستند.
چیند؟ عادوناند. اینان متجاوزانند. این تجاوزه. این از حق خود و از حد خود پارا فراتر نهادنه. این را خدا به عنوان بنده قبول نمیکند. میگوید نه. میگوید نمازت به جا، انفاقت به جا، تصدیق روز جزا به جا، ترس از عذاب به جا، پاکدامنیتم باید داشته باشی. پاکدامنی شرط حفظه. اگر پاکدامن نباشی بقیش این خلاصه چیزی در این چهارچوب وجود به عنوان کمال توقف نمیکند. دیگر درز دارد میره. دیگر تموم شد.
همین؟ آببندی تمامه؟ والذین هم لأماناتهم وعهدهم راعون. همه چی درسته ها. نماز و نمیدانم انفاق و تصدیق جزا و ترس از عذاب و پاکدامن هم هست اما امانتدار نیست. متعهد نیست. قراردادهای خودش را، تعهدات خودش را، تعهدات شرعی، عرفی، حقوقی پایبند نیست. اماناتی که به او سپرده شده را در حقش خیانت میکند، ظلم میکند، کوتاهی میکند. امانتدار نیست، متعهد نیست. خدا میگوید اینم فایده ندارد. بازم کم دارد.
باید امانتدار باشد. بیتعهدی و امانتدار نبودن از تجلیات بنده نبودن و باور نداشتن به خداست. تمام شد؟ والذین هم بشوداداتهم قائمون نمازگزاران کسانیاند که قائم به شهاداتاند. قائم به شهادات یعنی چی؟ یعنی نسبت به مشاهدات خودشان احساس مسئولیت میکنندددد. یعنی محیط اطرافشون، جامعهشون، خانوادهشون براشون مهمه. اونچه که اینان میبینن و شاهدش هستند براشون چیست؟ مهمه. به من چه تو کار نمازگزار نیست.
آقا من مثلاً فرض کن من میخواهم بگویم از تو بشوداداتهم قائمون، امر به معروف، نهی از منکر، جهاد، همهی اینان از تو این در میآید من باید منکر را جلوشو بگوییرم. جدی دیگر. تو وقتی متوجه شدی یک جایی منکری دارد انجام میشود این میشود شهادت. یعنی یک چیزی دیدی باید قیام به شهادت داشته باشی. درسته بعضیا میگویند به شهاداتهم قائمون یعنی اینکه تو دادگاه اگر صدات کردن آقا تو چی دیدی؟ تو اونجا دروغ بگو، نگو یا کتمان نکن.
هرچی دیدی همانو بگو صادقانه. بله، این یکی از مصادیق قیام به چیست؟ شهادت. یکیش اینه، یکیش تو دادگاهه. اما همش مال دادگاه نیست. من میدانم مثلاً فرض کن فلان کشور دارد به او ظلم میشود یا فلان آدم دارد به او ظلم میشود. من مسئولم. من وقتی میدانم نسبت به آن به اندازه خودم چی دارم؟ به اندازه خودم مسئولیت دارم. نمیتوانم بیتفاوت باشم. این میشود قیام به شهادت. قیام به شهادت یعنی بیتفاوت نبودن نسبت به مشاهدات اطراف، مشاهداتی که درکی که از اطرافم دارم.
این سه تا را داشتید آخریش. والذین هم على صلاتهم بفرمایید. يحافظون نمازگزاران کسانیاند که بر نماز آنان چه میکنندددد؟ محافظت میکنندددد. یک بار میخواهیم با هم بیاییم ها.
نکتههای رسمالخط و دقت در متن
«فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا۟ وَيَلْعَبُوا۟ حَتَّىٰ يُلَٰقُوا۟ يَوْمَهُمُ ٱلَّذِى يُوعَدُونَ» (معارج/۴۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس بگذارشان در ژرفاندیشی و بازی فرو روند تا روز موعود را دیدار کنند؛
«يَوْمَ يَخْرُجُونَ مِنَ ٱلْأَجْدَاثِ سِرَاعًا كَأَنَّهُمْ إِلَىٰ نُصُبٍ يُوفِضُونَ» (معارج/۴۳)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): روزی که از گورها شتابان برآیند گویی بهسوی نشانهها میدوند،
دقت کنید. یک، شما دوام بر نماز. دو، انفاق اسمشو میذاریم حق معلوم برای، حق معلوم برای سائل و محروم. سه، . تصدیق روز جزا. چهار، ترس و نگرانی از عذاب پروردگار. پنج، پاکدامنی. شش، امانتداری و تعهد. هفت، قیام، قیام به شهادات. این هفت تا رو-- این هفت تا تعریف چی بود؟ نماز. نماز یعنی این هفت تا، درسته؟ مصلیین کسانیاند که دوام بر نماز دارندددد، انفاق دارندددد، تصدیق روز جزا دارندددد، ترس و نگرانی از عذاب دارندددد، پاکدامنی دارندددد، امانتداری و تعهد دارندددد، قیام به شهادات دارندددد.
اینان همه یعنی نماز و صفت هشتمشون اینه. صفت هشتم این است محافظت، محافظت بر نماز یعنی برای هفت تا. این صفت هشتمه. یعنی صفت هشتم نمازگزار این است که این هفت تا صفت را دائم دارد چه کار میکند؟ رصد، مراقبت، محافظت. همیشود حواسش جمعه. من نمازم درسته، انفاقم درسته، تصدیق جزا هم درسته، ترس از عذابم درسته، پاکدامنیم درسته، امانتداری و تعهدم درسته، قیام به شهادتم درسته. اگر هر شبی، هر روزی ما میگوییم باید مو-مشاره و مراقبه داشته باشیم، اگر هر شبی و هر روزی ببینم که اینان دارندددد لطمه میخورن یعنی من دارم از فرهنگ نماز چی میشم؟
فاصله میگوییرم. من باید این هفت تا را مراقبت کنم تا همواره به من بگویند چی؟ نمازگزار. یادتان میآید اول شروع بحث روی چی بود؟ ان اکنونسان خلق حلوا اذا مسه الشر جزوعا واذا مسه الخير منوعا انسانو حرصش بدبخت میکند. یک راه کنترل هست. الا الصبر. این چارچوب جهت دادن و مدیریت کردن حرصه. چارچوبش... یک نفر یکی را نداشته باشد بقیه به کار نمیآید. یعنی مثل این میمونه موتور را دارد مثلاً فرض کن همه چی موتورش درسته.
این فرمون ندارد، پیستون ندارد، میل لنگ ندارد. نمیشود راه نمیره- حتی آن چهار تای آخر حتی آن چهار تای آخر. اما با یک توضیحی. آن توضیحی که من باید بدم اینه. ممکنه یکی بگوید آقا اینگونه که اگر باشد پس هیچ کدوم ماها نمازگزار نیستیم و خیلی از اینان را ممکنه توش ایراد داشته باشیم. ایراد یک بحثه. آقا من اکنون اینجا فرض کنید کم دارم، اینجا کامل نیستم، اینجا کامل نیستم، اینجا کامل نیستم هرکدام.
اگر من نمازگزارم باید به سمت چی برم؟ به سمت اصلاح برم دیگر. شما تو کدوم خطی؟ داری میری به سمتی که این هفت تا را کامل کنی، این هشت تا را کامل کنی و خودتو به این فرهنگ نزدیک کنی پس تو در خط کیا هستی؟ نمازگزاران. حالا ولو که در هر کدوم اینان ممکنه به صد درصد شما هنوز نرسید. هشتاد درصدی، هفتاد درصدی داری میری. داری روزانه خودت را کمک میکنی، رصد میکنی از خدا کمک میگوییری که بری. شما در خط نمازی.
اما اگر کسی آمد گفت بابا حالا این را باشد آآآ اینم باشد. آ نه دیگر این یکی نه اینم نه. انتخابی یک گزینه داری میزنی. این، این یکی نه، این نه، بقیش من مش-- با بقیش مشکل ندارم. اینگونه نیست. آپشن نیستم عزیزم. این زه پراید نیست بگویی نمیخواهم. این فرمونه، این موتوره، این نباشد دیگر حرکتی در کار نیست. باید همه را بخوای، همه را هم باید را به کمال ببری. بله ما جزو اونایی نیستیم که بگویم اگر یک گناه تو این قسمت کردی، یک گناه اینجا کردی، یک گناه اینجا داشتی دیگر کلاً چی شد؟
بدبخت شدی. آقا گناه کردم توبه میکنم. اگر اینجا ناقص بودی، هفتاد درصد بودی، اینجا شصت درصد بودی، اینجا چهل درصد بودی، بدبختی. آقا این چهل را میکنم چهل و پنج، شصت را میکنم هفتاد، هفتاد را میکنم هشتاد. در حال حرکتم. دارم تلاش میکنم. دارم پیش میرم. خوبه. تمام تلاشمم دارم میکنم. "الذین جاهدوا فينا". سعي لها سعيها کجاست؟ اسرا باید باشد. سعي لها سعيها. "ومن اراد الآخرة سعي لها سعيها" ها؟
سعیشو بکند "وهو مؤمن". یعنی سعی مؤمنانه بکنی. خدا فردای قیامت تصدیق کنه بگوید آره من، من خدا میگویم تو سعیت را بگو، کردی. آره حالا ولو من موقعی که داشتم میمردم مثلا اینجا نمره من بوده فرض کنید شصت، اینجا بوده پنجاه، اینجا بوده هفتاد، اینجا بوده مثلا نود، اینجا بوده هشتاد، اینجا بوده بیست، اینجا بوده فلان. آقا هرچی من خدا وقتی میگوید آقا تو سعیتو داشتی میکردی که اینان درست بشود، باشد قبوله.
بقیشم من بهت میدم. اوه نه تو برای خودت انتخاب کردی گفتی اینان را نمیخواهم، آنان را نمیخواهم، نمیشود. میگوید این هشت تا را، پس این هشتمیه مهم شد ها. هشتمیه محافظت از کل نمازه. کل نماز همین هفت تا بود. کسی اگر این سیستم را، این سیستم چیست؟ این نظامه، این یک نظامه. من به این میگویم نظام نماز. نماز یک نظام فکری، اخلاقی، رفتاریست. نماز فقط یک حرکاتی در طول پنج وعده شبانه روز نیست.
یک نظام فکری، اخلاقی، رفتاری جامعه. شما نمیتوانی در انسانیت سر فصلی به غیر اینان تعریف کنی. را هر سر فصلی که بخوای تو انسانیت دست بذاری تو این میگویندجد. آقا اینایی که مثلا خیلی خوب کار میکننددد، کم از حقوق مشتری نمیذارن، کم از حقوق ارباب رجوع نمیگذارن، امانتداری و تعهد. تعهد یکی از نشانههاش این است صندلیای که تخصصش را ندارم روش نشینم. این تعهده. اگر را صندلیای نشستم باید براش تمام تلاشم را بکنم.
این صندلی تدریس میخواهد باشد، تحصیل میخواهد باشد، پشت دخل مغازه میخواهد باشد، تو کارخونه میخواهد باشد، هرجا میخواهد باشد، باشد. این تعهد. چی میخوای تو انسانیت، تو تربیت، تو کمال، چی میخوای بیاری که تو این هشت تا نباشد؟ این کل شریعت اسلامه. لذا اسلام در یک کلمه شریعت اسلام یعنی نماز. یعنی نظام نماز که محورش خود نمازه. دوام بر نماز اولین صفته. دوام بر نماز یعنی تسلیم. حالا طرف میگوید من خودم انفاق میکنم دیگر.
باشد برو انفاق بکن. اندازه کوه، یک کوه طلا انفاق بکنی وقتی برای نفست کرده باشی کارکردش بیشتر از دنیا نیست. تو نظام عالم گم میشود. تو نظام عالم بقا فقط برای وجه الله. همه هالکند الا او. همه چی فانیست الا وجه ربه. جز وجه پروردگار، جز رضای او، هیچی نمیمونه تو عالم. آن میمونه. با این شروع میشود به اینم ختم میشود. با نماز شروع میشود به نماز هم ختم میشود. کلشم تعریف چیست؟ تعریف نمازه.
دین یعنی همین. یک عده آمده بودن صدر اسلام به پیامبر اکرم یا رسول الله همه چیت قبول، نمازو قبول؟ ، نداریم. این یک نماز يا رسول-- رسول خدا گفتش که آقا بدون نماز دینی نیست. دین را بگویی یک خیمه، این عمودشه دیگر. این عمودو من بکشم دیگر چیزی از دین باقی نمیماند، یک تیکه پارچه. بعد میفرماید "أولئک فی جنات مکرمون". اینان میرن بهشت. حالا بهشت مفتی تقسیم کنیم برای خودمون. اینان میرن بهشت.
اونایی که تو این هشت، هشت تا صفت دارندددد تلاش میکننددد، اینان میرن بهشت. "فمالذین کفروا قبلک محتین". این کافرانی که دور و برت جمع شدن اینگونه دارندددد نگات میکننددد، قبلک یعنی اطرافت، مقابلت، مقابلت بایستدن. محتین یعنی اینگونه دارندددد نگات میکننددد. این کافرانی که جلوت بایستدن اینگونه دارندددد نگات میکننددد خیره خیره چیشونه؟ عن الیمین وعن الشمال ازین. همینایی میگویم که سمت راست، سمت چپ گروه گروه ازین یعنی گروه گروه.
همینای که سمت راست و چپت گروه گروه بایستدن در مقابل تو خیره خیره دارندددد نگات میکننددد. چی میگویند اینان؟ حرفشون چیست؟ ای یطمع کل امرئ منهم ان یدخل الجنة نعیم. اینان میخواهند مفتی بروند بهشت. آیا هر یک از اینان طمع دارد که داخل بهشت بشود بدون اینکه به نظام نماز پایبند باشد؟ كلا نمیشود. آها راه نمیدیم. راه ندارد. اصلاً. انا خلقناهم مما يعلمون. اینان را خلقشون کردیم از اونچه میدانند. خودشان میدانند از چی خلقشون کردم.
خودشان میدانند جلو من هیچی نیستند. هیچکی نیستند. عددی نیستند. مخلوق منن مملوک منن. فلا اقسم برب المشارق والمغارب. خدا میگوید سوگند یاد نمیکنم به پروردگار مشرقها و مغربها. یعنی در سراسر زمین هرکی هرجا در هر مشرق یا هر مغرب که باشد فرقی ندارد. انا لقادرون علی ان نبدل خیرا منهم وما نحن بمسبوقین. ما قطعاً قدرت داریم که این مدعیانی که مفت میخواهند به بهشت برسند را نابود کنیم و بهتر از ایشان را جایگزین ایشان کنیم.
وما نحن بمسبوقین و کسی بر ما سبقت از ما سبقت نمیگوییرد. پس ما مسبوق واقع نمیشویم. حالا که اینطوره، فذرهم يخوضوا ويلعبوا ولشون کن بگذار مشغول باشنددد. بگذار بازیشونو بکنند. بگذار بازیشونو بکنند. مشغولن دیگر. مشغولند. شغلشو رها کرده چسبیده به اینکه بگوید مشروب خور باشی. اگر نمیدانم پول مشروب رفیقتو حساب بکنی پیش خدا ارزشت بالاتر از این است که نمازخون باشی به رفیقت حال ندی. شغل جدیدت مبارک یاور شیطان.
شغل جدیدت مبارک که وحی خدا را به بازی میگوییری. وحی خدا را. خوش باش فذرهم يخوضوا ويلعبوا ولش کن بگذار مشغول باشد. بگذار بازیشو بکند. حتی يلاقوا يومهم الذي يوعدون تا وقتی که ملاقات کنند آن روزشان را که وعده داده میشوند. يوم يخرجون من الاجداف سراعا روزی که از قبرودا با سرعت خارج میشوند کأنهم إلى نصب يوفضون سرگردان میدوند گویی به سوی پرچمهایی که به عنوان علامت نصب شده در دویدن و حرکت و تکاپو هستندد.
یعنی گرفتار و سرگردان دنبال یک راه نجات. هر جا یک علامتی میبینن میدوند اونور. خاشعة أبصارهم ترهقهم ذلة آن روزی که چشمهاشون فرو هشته ذلت تمام وجودشون را در بر گرفته. ذلك اليوم الذي كانوا يوعدون آن است روزی که وعده داده میشدند. صدق الله العلی العظیم. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. مرحله اول را انجام دادیم. انشاءالله جم-- دستهبندی، جمعبندی دستهها، ارتباطیابی هفته آینده انجام خواهد شد.
پیشبینی حقیر این است که کل مراحل دو تا چهار هفته آینده در یک ساعت انجام میشود. لذا وارد surه نوح انشاءالله خواهیم شد. کسانی که هنوز surه معارج تدبر را کامل نکردن لطفاً سیاقبندی، جمعبندی، ارتباطیابی را انجام بدن در surه معارج و اگر فرصت باقی موند لطفاً surه نوح را حداقل مفاهیم آیاتش را کار بکنیم انشاءالله. فما للذین. این غلط رسم الخطیه. یعنی لام باید بچسبه به الذين. از آن غلطهای رسم الخطیه که به او دست نمیزنیم.
قرآن چند تا غلط رسم الخطی توش هست. یعنی کسایی که مینوشتن یک جاهایی اشتباه نوشتن بنا به اینکه عادت نشه هرکس تو قرآن دست ببرود میگویند آقا دست نزن معنی معلومه دیگر. نمیخواهد بچسبونی لام را. ولا ماله کلمه نیست. ما للذین. چیست برای کسانی که.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.