یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
بازگشت به کلاس پس از فترت؛ اهمیت حفظ انس
«سَأَلَ سَآئِلٌۢ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ» (معارج/۱)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پرسندهای از عذابی واقعشدنی پرسید،
«إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُۥ بَعِيدًا» (معارج/۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آنان آن را دور میبینند،
«كَلَّآ إِنَّهَا لَظَىٰ» (معارج/۱۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): هرگز؛ آن شعلهای سوزان است،
«نَزَّاعَةً لِّلشَّوَىٰ» (معارج/۱۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): که پوست سر را برمیکند،
«وَجَمَعَ فَأَوْعَىٰٓ» (معارج/۱۸)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و گرد آورد و انباشت.
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. الحمد لله رب العالمين وصلى الله على سيدنا ونبينا حبيب اله العالمين ابا القاسم المصطفى محمد. اللهم صل على محمد وآل محمد وعلى آله الطيبين الطاهرين ولعنة الله على أعدائهم أجمعين من الآن إلى قيام يوم الدين. سلام و ادب و احترام به محضر حاضران محترم در این جلسه و بزرگوارانی که از طریق پخش زنده همراهی میکنندددد با جلسه ما. به لطف الهی بعد از یک وقفه بیش از سه ماهی که ایجاد شد در برگزاری جلسات دوره ما، دوره تدبر، الحمد لله با کاهش یافتن محدودیتها و امکان رفت و آمد و تشکیل جلسه باز هم این توفیق شامل حال ما و شما شده که در محضر نورانی قرآن کریم حاضر بشیم و از این فرصت برای یاددهی و یادگیری معارف نورانی قرآن استفاده کنیم.
به خاطر این لطف الهی خدا را شاکریم و از خدای بزرگ عاجزانه مسألت میکنیم تا آخرین لحظه زندگی توفیق حضور در پیشگاه مقدس قرآن، یادگیری معارف این کتاب عزیز و عظیم و عمل به آموزههای نورانی و انسانساز و جامعهساز این کتاب را به ما عطا کنه ان شاء الله به برکت صلوات بر محمد و آل محمد. اللهم صل على محمد وآل محمد وعجل فرجهم. ان شاء الله که خدا این صلوات را بر بالهای ملائکه تا آسمان تا عرش بالا ببرود و ان شاء الله دل پیامبر ما را شاد کنه و خوشحال از این اجتماع آخرالزمانی قرآنی.
ما سطح سوم را داریم کار میکنیم. تدبر، دوره معرفتی تدبر سطح سومش هست و رسیدیم به سوره مبارکه معارج. بعدش هم سوره نوح علیه السلام و سوره جن سورههای پایان بخش این سطح هستندد. ان شاء الله ما امروز اگر سوره معارج را به یک جایی برسونیم شاید سوره نوح را هم شروع بکنیم و حداکثر احتمال میدم دو هفته دیگر غیر از این در میان خواهیم بود که دیگر سطح سه به پایان برسه. ما روزی که سوره معارج را اینجا تا یک جایی رفتیم جلو و میخواستیم از محضر شما مرخص بشیم فکر میکردیم مثل همیشود هفته آینده میاییم و ان شاء الله بحثمون را ادامه میدیم.
ولی از آن فاصله تا به حال سه و نیم ماه نزدیکِ چهار ماه گذشته. کسی که با قرآن مأنوس است در هر شرایطی باید سعی کنه این انسش را با قرآن حفظ بکند. حالا این کلاسها و این جلسات یک بهانهایست، یک فرصتیست که ما در محضر قرآن جمع بشیم. حالا اینان نبود. قرآن همان قرآنه و ما هم همان آدمی هستیم که به او احتیاج داریم. وقتی این جلسات نیست بیشتر باید خودمون را به او نزدیک بکنیم و بیشتر از آن بههرحال برای بندگی خدا کمک بگوییریم.
اگر هم تا اینجا به هر دلیلی بزرگواران حاضر در جمع نتونستن اونجور که باید بروندامهریزی داشته باشندد، باز عرض میکنیم از این به بعد هم هیچی قابل پیشبینی نیست. همه چیز دست خداست و حالا وضعیت چگونه پیش برود دیگر خیلی معلوم نیست. ان شاء الله آمادگی داشته باشید مطالعاتتون را بروندامهریزی بکنید. من توصیهام اینه. میگویم اگر کسی میخواهد با قرآن مأنوس باشد برای خودش حداقل روزی نیم ساعت. تا روزی یک ساعت جا دارد که آدم وقت بگذاره، قشنگ وقت یعنی نه به عنوان کار حاشیهای، وقت بگذاره برای کلام خدا؛ بشینه با کلام خدا ارتباط برقرار کنه، سعی کنه بفهمه، اشکالی دارد بنویسه، سوالی دارد بنویسه، دنبال جواب سوالاتش و اشکالاتش باشد.
الحمد لله شما دیگر روش هم دستتون هست تا وقتی که ان شاء الله همینطور تا آخر عمرمون. و اگر کسی میخواهد قرآن را هم یاد بگوییره و هم یاد بده حداقل دو ساعت در روز یعنی باید جزء سیره او باشد. هیچ چیزی نباید این دو ساعتو به هم بزنه. حالا یک سری وقایع دست خود آدم نیست. یک وقت بیماری پیش میآید، یک وقت خدا نکنه یک عارضه سختی تو زندگی پیش میآید که همه بروندامهها را به هم میزنه. من میگویم قرآن آخرین بروندامهای باید باشد که به هم میخوره، نه اولین بروندامه.
بلکه ان شاء الله هیچوقت به هم هم نخوره حتی در شرایط سخت اما اولین بروندامه نباشد که میره کنار. اما حالا به غیر از شرایط خاص که همیشگی ن-نیستش در روال عادی زندگیمون اونایی که میخواهند قرآن هم یاد بگوییرن هم یاد بدن. این دیگر حداقل دو ساعت در روز را باید بذاره. میخواهد، میطلبه. از خدا میخواهیم که کمکمون کنه و بتوانیم به تناسب هر هدفی که داریم چه یادگیری فقط، چه یاد گرفتن و یاد دادن انشاءالله بتوانیم به تناسب آن برای قرآن کریم و استفاده از این کتاب وقت بگذاریم.
بازم یک صلوات ختم کنید. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. ما سوره معارج را تا یک جایی با هم پیش رفتیم و معانی آیات را کار کردیم. یادتان هست دقیقا تا چه آیهای بود؟ تا آیه؟ تا آخر؟ آهان یعنی مفاهیم آیات را تا آخر رفتیم. فکر کنم تا سی-- آره سیاق سومش دیگر یعنی آن قسمتهای پایانیش موند. أولئک فی جنات مکرمون. ذهن من دارد این را میگوید. حالا من تا همینجا رم یک مروری با هم بکنیم و انشاءالله بحث مفاهیم را دیگر به پایان ببریم تا بتوانیم ادامه بدیم.
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. سأل سائل بعذاب واقع للكافرين ليس له دافع من الله ذي المعارج. سائلی درخواست عذاب کرد برای کافران از خدا. خدا فرمود درخواست عذاب کرده باشد واقعاً یعنی عذابی که درخواست کرده حتماً واقع میشود. این واقعاً صفتی است که خدا به عذاب میدهد. او گفته خدا یا عذاب، خدا گفته واقعاً. برای کافران عذاب خواسته خدا فرمود ليس له دافع. هیچ چیزی جلوی این عذاب را و جلوی رسیدن این عذاب به کافران را نمیگوییرد.
از کی خواسته؟ از الله. الله ذي المعارج. معارج جمع معرجه. معرج به معنی وسیلهای برای عروج یا جایگاه عروج. خدا ذي المعارج یعنی چی؟ همین آیه توضیح میده. میگوید یعنی تعرج الملائكة والروح اليه في يوم كان مقدارد خمسين ألف سنة. میگوید حواست باشد عذابی که از خدا خواسته ای برای کافران از خدایی خواسته ای که دارای معارج است. از خدایی که ملائکه و روح به سوی او عروج میکنندددد در یک روزی که مقدارش پنجاه هزار سال است.
این آیه دارد اشاره میکند به کدوم روز؟ روز برپایی قیامت. میگوید عذاب را از خدایی خواستی که عالم را در حال حاضر عالم را برپا کرده، ملائکه و روح را هم برای مأموریتهاشون در عالم گسیل داشته و مستقر کرده. روزی که اراده کند این عالم را جمع کند و عالم دیگری را جایگزین کند که در آن عالم بعدی عذاب وعده داده شده. آن روزی که او اراده کند این عالم را جمع کند و عالم بعدی را به جای این عالم قرار بدهد، آن روز دستور میده به ملائکه و روح که اکنون در مأموریتها و در جایگاههای خود مستقرند.
آن روز دستور میده که بیا عروج کنید، بیایید بالا. ملائکه و روح شروع میکنندددد به سوی خدا عروج کردن و این عالم شروع میکند به جمع شدن. می فرماید يوم نطوي السماء كطي السجل للكتب. آسمون را لولهاش میکنیم. مثل این شناسنامهها که قدیم بود سجل میگفتن این را لوله میشد. جمعش میکنیم این شکلی. آن روز که ما تصمیم بگوییریم ملائکه و روح عروج کنند و آسمانها و زمین و ستارهها و این عالم جمع بشود، آن روز پنجاه هزار سال طول میکشه.
خود آن روز. حالا شما میخوای با درخواست عذاب از این خدا او را منفعل کنی که حالا اکنون عذاب میآید بیاد. نیومد یعنی نیست. هرچی دوست داری فکر کن. عذابی که ما وعده دادیم زمانی اتفاق میفته که خدا تصمیم بگوییره این عالم را جمع بکند که جمع کردن این عالم با فرمان عروج به ملائکه و روح اتفاق میفته. و وقتی آنان عروج میکنندددد تا زمانی که این عالم جمع بشود پنجاه هزار سال طول میکشه. آن موقع مواجه میشید با آن عذاب.
حالا که اینطور است پیامبر من فاصبر صبرا جمیلا. حالا که اینطوره در مقابل این رفتاری که این کافران انجام میدن میخواهند با درخواست عذاب و اینکه درخواستشون همین اکنون اجابت نمیشود. اینان میخواهند بهگونهای بگویند پس عذابی در کار نیست. تو در مقابلشون صبر کن، یک صبر جمیل. از کوره در نرو. میدونو خالی نکن. خسته نشو. عقب نشینی نکن. منفعَل نشو. دست پاچه نشو. اینان گفتن عذاب منم نتونستم عذاب را اکنون برپا کنم.
چه کنم؟ نه خیالت راحت. صبر جمیل داشته باش. "إنهم يرونه بعيدا" آنان بعید میشمارند. بعید میبینند عذاب الهی را. ولی من خدا و "نراه قريبا". من خدا عذاب را بعید نمیدانم بلکه قریب میدانم. آنان میخواهند بگویند پس حالا که نیامد پس معلوم نیست که باشد یا نیست. استبعاد کنند بگویند بعیده همچین چیزی. من خدا بعید نمیدانم بلکه قریب میدانم. این عذاب واقع کی واقع میشود این عذاب؟ فرمود "يوم تكون السماء كالمهل وتكون الجبال كالعهن ولا يسأل حميم حميما".
در حالی که "يبصرونهم يرد المجرم لو يفتدي من عذاب يومئذ ببنيه وصاحبته وأخيه وفصيلته التي تؤويه ومن في الأرض جميعا ثم ينجيه كلا إنها لظى نزاعة للشوى تدعو من أدبر وتولى وجمع فأوعى". خدا صحنه را عکس میکند. تو این قسمت قبلی اول سوره آنان داشتن عذاب را به نحوی چه میکردن؟ انکار میکردن، زیر سؤال میبردن، پیامبر را به خاطر ادعای عذاب به چالش میکشیدند. آنان میخواستن این کار را بکنندد.
خدا جواب آن اقدامشون را به آن شکل داد. گفت عذاب درخواستی شما از خدایی درخواست شده که ذي المعارج است. پیامبر تو هم بیصبر نباش حوصله کن. تحت تأثیر تبلیغات اینها میدونو خالی نکن. خسته نشو محکم باش. حالا در این آیات خدا حجم را ساماندهی میکند. میگوید میدانید آن عذاب که شما میگویید بیاد و میخواید با عجله طلبش بکنید و میخواید از نیامدنش دلیل بگوییرید بر نبودنش. میدانین آن عذاب وقتی که واقع میشود چه اتفاقی میافته؟
آن عذاب در روزی واقع میشود که آسمان مانند فلز گداخته میشود. و کوهها مانند پشم حلاجی شده میشود. و هیچ رفیق صمیمی از احوال رفیق صمیمی خویش سؤال نمیکند. در حالی که رفقای صمیمی به هم "يبصرونهم" به یکدیگر نشان داده میشوند. یعنی رفقای صمیمی، عزیزها، صمیمیها همدیگر را میبینن اما اونقدر آن روز گرفتار احوال خودشان هستند که از حال هم سوالی نمیپرسن. اع فلانی سلام چطوری؟ کجایی؟ کجا بودی؟
چی کار میکنی؟ هرکی دنبال کار خودشه. روزی که آن عذاب واقع میشود هرکی دنبال کار خودشه. مجرم در آن روز دوست میدارد که اگر بتواند فدا کند برای نجات از عذاب آن روز پسرانش را. فرزندانش را. اگر بتواند فدا کند همسرش را، برادرش را، بستگانش را، همانهایی که پناهش میدهند و تمام اهل زمین را همه را یکجا فدا کند که خودش را نجات بدهد. میگوید اینقدر بدانید که مجرم در آن روز واویلای وقوع عذاب تو حالیست که اگر دستش میرسید دریغ نمیکرد از اینکه همه را بده به هلاکت که خودش را چکار کنه؟
نجات بده. بچههاش برود. بچههام به قربون خودم. نمیدانم همسر به قار-قربان خودم، برادر به قربان خودم، فامیل، همه اهل زمین همه بگذار فدای من بشن که من از عذاب نجات پیدا کنم. میخواهد این عبارت بگوید آن عذاب چقدر شدیده که دیگر اونجا آدم حتی حاضره عزیزترینهای خود را فدا کنه و حتی همه اهل زمین را فدا کنه برای نجات خودش. آیا راه نجاتی هست؟ كلا هرگز. "إنها لظى" این عذاب این آتش شعلهور است.
"نزاعة للشوى" برکننده پوست و گوشت تن مجرمان است. "تدعو" میخواند این عذاب چه کسانی را میخواند؟ "من أدبر وتولى" هرکه را که پشت کرد یعنی به دین پشت کرد، به تعالیم وحی پشت کرد "وتولى" و امر خویش را به دست گرفت.
مرور اوصاف نجاتیافتگان
یعنی گفت خودم بهتر میدانم چگونه باید زندگی کنم. میخواند هرکه را که پشت کرد و امر خویش را به دست گرفت و مشغول شد به جمع کردن منافع دنیا و انباشتن آنها. یعنی مشخصاً این عذاب برای مجرم است. مجرم هم یعنی کسی که به دین پشت کرده، خودش عهدهدار امر خودش شده و مشغول جمع منافع مادی و انباشتن آنها برای خوده. یعنی اگر من بخوام بگویم مجرم چه کارهست؟ میگویم مجرم، دین گریز خودمحور دنیاگراست.
دین گریز خودمحور دنیاگرا. جمع أفعاء مال اندوز دنیاگرا. این یعنی مجرم. اکنون عملاً خدا در این قسمت از آیات هجمه را عکسش کرد. گفت شما میخواستید پیامبر را به چالش بکشید دیگر حالا خودتون تو چالش باشید. بدانید که شما با چی روبهرو خواهید بود. بفرمایید. اگر خدا گفته بود از اکنون تا آن موقع پنجاه هزار سال، میگفتیم فاصله زمانی. آن روز پنجاه هزار سال. آن روز ممکنه اکنون شروع شه. ممکنه فردا شروع شه.
راجع به اینکه کی میرسد حرفی نزده که مثلاً خدا بگوید پنجاه هزار سال بعد میرسد. بعد اینان بگویند اوووه حالا کو تا پنجاه هزار سال بعد . خدا از زمان وقوعش حرف نزده فقط گفته وقتی که واقع بشود پنجاه هزار سال طول میکشه. پس این را نمیتوانیم بگوییم بعید میدانند یعنی میگویند از اکنون تا آن موقع خیلی فاصله داریم. بعید تو قرآن یعنی استبعاد. فقط اینان نیستند. بحث معاد و انکار معاد یکی از شاخههای انکار معاد استبعاده.
یعنی یک چیزی را بعید شمردن. آن کسی که یک چیزی را میخواهد رد کنه ولی برای رد کردنش دلیل کافی ندارد چه کار میکند؟ استبعاد میکند. مثلاً به او میگویند که آقا اکنون من تو خیابون مثلاً ببخشید ها اینگونه میگویم تو خیابون یک دایناسور دیدم دوازده متر قدش بود. این اکنون چگونه رد کنه مثلاً فرض کنید. بگوید که دایناسورها منقرض شدن. بعد با خودش میگفت شاید هم یکیش پیدا شد حالا. بالاخره از یک جایی از توی کوهی غاری چیزی درآمده.
بعد یک فکری با خودش میکند میگوید بعید میدانم، بعیده. این بعیده یعنی من حرف تو را نمیتوانم قبول کنم. حجت تو را نمیتوانم قبول کنم. اکنون اینان در مقابل وعدههای عذاب میخواهند اینگونه جلوه بدن که ما دلیل کافی از تو نشنیدیم. انگار دلیل برای ما این است که ببینیم فقط. اگر نشون میدی همین اکنون عذابه را میگویی میآید همین اکنون جهنم را روشنش کن جهنمیها را هم بنداز توش همین اکنون. اگر اینگونهه آره یک چیزی.
و الا آقا اینگونه زندگی کنید که قراره بمیرید بعد از اینکه زنده شدید دو مرتبه اونجا جهنم هست، آقا برو، برو حاجی برو خدا روزیتو جای دیگر بده مثلا. استبعاد یعنی این. اینان میخواهند پیامبر را به چالش بکشن که تو نمیتوانی اثبات کنی عذابی را که از آن حرف میزنی و میخوای با دعوت با ترسوندن ما از عذاب ماها را مثلاً به یک راهی بکشی دنبال خودت در حالی که پشتوانه ات که بحث عذابه ما اصلاً قبولش نداریم.
بعید میدانیم همچین چیزی باشد. پس برای چی بیاییم بپذیریم از تو؟ خدا در بسیاری از سورههای قرآن برای معاد استدلال عقلی کرده، حجت عقلی آورده، از امکان معاد، از ضرورت معاد مثل سوره قیامت، مثل سوره حاقه و خیلی سورههای دیگر. اما اینجا خدا دارد بحث روانشناختی با اینان کار میکند. یعنی اینان هجمه تبلیغاتی درست میکننددد. جواب هجمه تبلیغاتی چیست؟ هجمه تبلیغاتیه. اکنون اینان هیچ استدلالی نمیکننددد فقط ینره بعیدا خدا میگوید اما نراه قریبا.
يوم تكون السماء كالمهط تا اینجا. خدا میآید یک صحنهای را به تصویر میکشه که بگوید شما با یک همچین چیزی روبهرو هستید. با یک بعید شمردن میخواید از کنارش بگذرید؟ عبور کنید؟ جمع بندیشو میذاریم برای بعد. پس تا اینجام روشن. سپس میفرماید إن الإنسان خلق هلوء. انسان هلوء حریص بسیار حریص آفریده شده. اگر دقت کنید اینجا صحبت از چی بود؟ جمع أفعاء گفتم یعنی چی این؟ دنیاگرایی. حالا میخواهد بگوید این دنیاگرایی بالاخره اصل موتور حرص و طمع را کی در وجود آدم گذاشته؟
خود خدا گذاشته. إن الإنسان خلق هلوء خدا انسان را که آفریده طوری آفریده که هلوئه، حریصه، آزمنده. همه چی را از همه چی میخواهد و سیرم نمیشود. خلق هلوء. إذا مسه الشر جزوعا وإذا مسه الخير منوعا. نشانه هلوء بودنش اینکه شری به او میرسد، جزع و فزع میکند. آی مولام از دست رفت. آی بچهام از دست رفت. آی ورشکست شدم. آی تصادف کردم. آی بدبخت شدم. آی عزیزم مرد. جزع و فزعش بلنده به خاطر حرصی که دارد و وقتی خیری به او میرسد از دیگران منع میکند.
خیر را فقط برای کی میخواهد؟ خودش میخواهد. اینان نشانههای این است که انسان چیست؟ هلوئه. بعد همین خدایی گفت انسان خلق هلوء میگوید إلا المصلین. آقا مصلینم که انسانن دیگر. مصلین از آن جهت که انسانن که اینان هم مثل همه افراد انسان خلق هلوء دیگر. پس چرا میگوید إلا المصلین؟ میگوید الا اینکه مصلین بلد شدن این صفت هلع، این صفت حرص را چی کار کنن؟ مدیریت کنن. صحبت از مدیریته خدا میخواهد بگوید اگر من میگویم جهنم جای اوناییه که به دین پشت میکنندددد، خودمحوری نشون میدن و به سمت دنیا میرن، این به خاطر این است که من خودم به انسان یک موتور وجودی دادم به نام حرص، به نام طمع و مدیریت این موتور وجودی با خودمحوری ممکن ، نیست.
خودمحوری نتیجهش این است که این موتور وجودی میره به سمت چی؟ دنیا. یعنی همش میخواهد دنیا جمع کنه در وجود انسان. انسان از دنیا هر چقدرم جمع کنه بالاخره دنیا چیست؟ فانیه دیگر. یک روزی این دنیا کارش تمامه دیگر. آن موقع این انسان چی دارد؟ هیچی، دست خالی پوچ. به درد هیزم میخوره برای آتش جهنم دیگر به در-- کارایی دیگرای ندارد. چون این موتور که قرار بود با این موتور او جذبی داشته باشد که به وسیله این جذب ارزش پیدا کند، این جذب غلط انجام شده.
این جذب از چیزی که نباید اتفاق افتاده. به جای اینکه او وجودش به گوهر بدل بشود به هیزم بدل شده. آقا ما شما را با یک ظرفیت خلقتون کردیم، با یک فرصت و ظرفیت. موتور را به شما دادیم، روش مدیریتش هم ، دادیم و همان دینه. باید دست از خودمحوری بردارید. دین را که روش مدیریته قبول بکنید تا این موتور جذبش فضولات دنیا ، نباشد. جذبش انوار رحمانی باشد، جذبش کمالات معنوی باشد، جذبش رشد باشد. آب-- قانون جذب و دفع یک قانون مطلقیه دیگر همه جا جواب میده.
آب یک جایی موادی جذب میکند که به لجن تبدیل میشود. یک جای دیگری یک قطره آبی ممکنه موادی جذب کنه که به مروارید تبدیل بشود. تا چی؟ جذب کنه دیگر. انسان است و حلعهش، انسان است و جذبش. چی جذب میکند؟ دنیا، میشود هیزم. خدا میگوید برای مدیریت این صفت مسلین موفقاند. حالا میخواهد محورهای مدیریت صفت حرص را در قالب معرفی کیا بیان کنه؟ ، مسلین. میگوید آقا در قالب معرفی مسلین به شما میگویم.
یک، "الذین هم علی صلاتهم دائمون". دوام بر نماز، فوت ندادن نماز. نماز به عنوان نشانه بندگی از محورهای هشتگانه ایست که به انسان قدرت مدیریت حرص شدید را میدهد. نه به تنهاییها، یکی از هشت عنصره. که آدم بفهمه خودمحور نباید باشد. باید چی باشد؟ چگونه باشد؟ ، خدامحور باشد. خدا چی میخواهد؟ بندگی را بپذیره. نماز نشانه بندگیه. حالا نماز بود کافیه؟ آدم میتوانه به صرف اینکه نماز میخواند بگوید من مصلی هستم؟
میگوید نه، هنوز مصلی کافی نیست با نماز. دو، "والذین فی اموالهم حق معلوم لصائل والمحروم". آن خروجی تربیتی نماز انفاقه. بتواند انفاق بکند. گفتیم خودمحور دنیاگرا این بشود خدامحور ، غیر دنیاگرا، آخرتگرا. بتواند از دنیای خود برای صائل و محروم صرفنظر بکند. بتواند از دنیاش بگذره. این دو تا بحث اصلی. این دو تا که نماز است و انفاق، پشتوانهای میخواهد، تصدیق روز جزا. کسی اگر تصدیق روز جزا نکرده باشد در مقام بینش، در مقام اعتقاد، اگر کسی به تصدیق روز جزا نرسیده باشد، هیچوقت این دو تا صفت در وجود او ثبات پیدا ، نمیکند.
پس این پشتوانه بینشی این دو تا رفتاره. این یک رفتار با خدا، این یک رفتار با خلق خدا، این پشتوانه بینشی این دو تا رفتار. حالا طرف روز جزا را تصدیق میکند اما یک قیدی گذاشته برای روز جزا که خنثیاش کرده. میگوید قیامت هست اما من عذاب ، نمیشوم. ما عذاب نمیشویم. قیامت هست. نمیگویم نیست، هست. اما ما را نمیبروند جهنم. این میشود خنثی کردن چاشنی باور به قیامت.
شتاب کافران و تحدی بهشت
یعنی باور به قیامتش دیگر کار نمیکند. فایده ندارد. آن باور به قيامتی که کسی به خودش تضمین داده من را عذاب نمیکنندددد، آن باور به قیامت تربیت نمیکند دیگر. لذا چهارمینش میشود چی؟ "والذین هم من عذاب ربهم مشفقون". ترس از عذاب پروردگار دارندددد. چون نگاهشون اینه. "ان عذاب ربهم غیر مأمون". اینان میگویند عذاب پروردگار-- کسی از عذاب پروردگار ایمنی ، ندارد. دو تا رفتار، یک پشتوانه بینشی، یک پشتوانه گرایشی، گرایشی، ترس.
تمامه؟ بله تمامه فقط آببندی میخواهد باید از یک جاهایی که ممکنه این چهارتا صفت از بین برود مواظبت کنیم. خراب آفت نگیره، خراب نشه. اکنون آب بندیش چیست؟ چهارتا صفت دیگر است. یک پاکدامنی. "والذین هم لفروجهم حافظون الا على ازواجهم او ما ملكت ايمانهم فانهم غير ملومين فمن اتقى بعد ذلك فاولئك هم العادون" کسانی که مراقب دامن خود هستندد، حافظ دامن خود هستندد جز در مورد حلال، به غیر حلال دنبال تمتعات جنسی نیستندد.
چرا که اگر کسی اونطور باشد هم العادون متجاوزه دیگر نمیشود به او گفت مصلی . پاکدامنی، اگر پاکدامنی نباشد آن چهارتا قبلی آب میره، خراب میشود، از بین میره، فاسد میشود. "والذین هم لاماناتهم وعهدهم راعون" امانت داری، تعهد اجتماعی، امانت داری، تعهد به عهد و پیمان و قرارداد و اینها پایبند بودن، امانات مردم را محترم شمردن . "والذین هم بشوداداتهم قائمون" نسبت به آنچه میبینم بیتفاوت نباشم.
قیام به شهادات یعنی مسئولیت پذیری اجتماعی. یعنی نسبت به مشاهدات بیتفاوت نبودن. یعنی پای مشاهدات ایستادن. امر به معروف توش میآید، جهاد توش میآید. آنچه میبینم یک وقت میطلبد تذکری بدهم. آنچه میبینم یک وقت میطلبد مبارزهای بکنم. آنچه میبینم یک وقت میطلبد تأییدی بکنم. نمیتوانم من نسبت به اطرافم و اتفاقات اطرافم بیتفاوت باشم. و چهارمی تو آب بندی. "والذین هم على صلاتهم يحافظون" این "على صلاتهم يحافظون" یعنی چی؟
یعنی این هفت تا که شمردیم اینان، اینان همه وصل کی بود ؟ مصلی. پس اینان شد نماز. نماز هفت تا چیز شد. یک . دوام بر نماز. دوام بر نماز به معنی همین نمازهای یومیه که داریم میخونیم. دو، انفاق. سه، تصدیق روز جزا. چهار، ترس از عذاب. پنج، پاکدامنی. شش، امانتداری و تعهد. هفت، قیام به شهادات. اینان شد تعریف نماز. هشتمی میشود چی؟ محافظت بر نماز. یعنی این هفت تا را، این هفت تا قبلی را محافظت کنه.
یعنی یک داشته باشد مرتب این هفت تا صفت را کنترل کنه در خودش. آقا حالا من نمازم دارد بهتر میشود یا بدتر؟ این یک شاخصه. انفاقم بهتر میشود یا بدتر؟ این یک شاخصه. تصدیق روز جزای من بالاتر میره یا پایینتر؟ شاخصه. ترس از عذابم افزایش پیدا میکند یا کاهش؟ هر روز میگویم خیالمو راحتتر میکنم از عذاب یا نگرانتر میشم از عذاب پروردگار که مسئولتر بشم. این شاخصه. پاکدامنی شاخصه.
امانتداری و تعهد شاخصه. قیام به شهادات، مسئولیت پذیری اجتماعی شاخصه. این هفت تا را مراقبت میکند. مراقبت از این هفت تای قبلی میشود صفت هشتم نمازگزاران. بعد خدا میفرماید "اولئک فی جنات مکرمه". اینان میرن بهشت. اینان میرن بهشت. از آن جهنمی که "تدعو من ادبر وتولى وجمع فاوعى" اینان نجات پیدا میکنندددد. حالا از اینجا به بعد، از اینجا به بعد دیگر بحث جدیدمونه. "فمالذین كفروا قبلك مهتعین".
خدا سؤال میکند پس چیست ما للذین این غلط رسم الخطیه ها. یعنی این لام باید به الذین میچسبید. تو قرآن یک اشتباهات رسم الخطی وجود دارد. کاتبها بعضی جاها رسم الخط اشتباه گفت نوشتند. برای اینکه به قرآن دست نزنیم آن رسم الخطها را عوض نمیکنیم. آنان ولو غلط هم هست میذاریم میمونه چون تو معنا اثری ندارد فقط تو نوشتن این اشتباهه باید اینگونه باشد. ما للذین فما للذین. پس چیست برای کسانی که کفر و کفر ورزیدند؟
قبلک مهتعین در مقابل تو قبلک در مقابل تو مهتعین مته از اهطاء، اهفاع یعنی خیره خیره با چشم نگاه کردن. خدا میگوید این کافرانی که دور و برت جمع شدن خیره خیره دارندددد نگات میکننددد چشونه؟ پس این کافرانی که دور و بر تو جمع شدن خیره خیره نگاحت میکننددد چشونه؟ چیست آنان را؟ چه شده است ایشان را که دارندددد اینطور خیره خیره نگات میکننددد؟ عن الیمین وعن الشمال ازین. یک گروههایی سمت راستت، یک گروههایی سمت چپت جدا جدا .
این گروههای پراکندهای از کفار که سمت راستت و سمت چپت و اجتماع کردن همه دارندددد خیره خیره تو را نگاه میکنندددد. چشونه؟ چه میخوان؟ أَيَطْمَعُ كُلُّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ أَن يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍ. آیا هر یک از ایشان طمع دارد که داخل شود به جنت پر از نعمت؟ خدا فرمود کیا فی جنات مکرمه. اولئک این اولئک کیا بودند؟ مصلین بودند. گفت اونی که میره بهشت مصلیناند که باید این هشت تا صفت را داشته باشندد.
برای این هشت تا صفت بکوشن. حالا شما چرا اصلا باید این هشت تا صفت را میداشتند؟ تا موتور حرصشون را مدیریت کنه. این موتور حرص دن-- موتور حرص دنیا جذب نکنه هیزم بشن. نور جذب کنه که لایق چی بشن؟ بهشت بشن. اینان قرار شد بروند بهشت. اینان کارشون درسته. حالا شما به من این الذین کفروی اینجا میشوند کیا؟ کیا قرار شد بروند بهشت؟ مصلین. پس الذین کفروی که طمع بهشت دارندددد و خدا میخواهد بگوید این طمع، طمع بیجاییه.
اینان میشوند کیا؟ [همهمه] میشن غیر مصلین، غیر مصلین. یعنی آقا ما در هر سوره ای کافر آن سوره را باید به تناسب آن سوره معنی کنیم. کافر تو یک سوره ای هست میگوید اصلا من خدا را قبول ندارم. کافری که خدا را قبول ندارد طمع بهشت دارد؟ شما . چه بهشت دیگر حالا من خدا را قبول ندارم. طمع بهشت. ما کافر داریم که قیامت را قبول ندارد. خدا را قبول دارد، قیامت را قبول ندارد یا خدا را هم قبول ندارد قیامت هم قبول ندارد.
کافری که قیامت را قبول ندارد طمع بهشت دارد؟ پس این کافر، کافری است که هم خدا را قبول دارد هم بهشت را قبول دارد. نه فقط بهشت را قبول دارد، طمع بهشت هم دارد. یعنی میخواهد بهشت برود. پس چشه که خدا به او میگوید کافر؟ این میخواهد بدون نماز برود بهشت. این میخواهد مفت برود بهشت. نمازی هم که میگوییم نه فقط این حرکاتی که در روز پنج دفعه انجام میدیم، آن یکی از محورهای نمازه. نماز چند محور دارد؟
هشت محور. این بدون تن دادن به نظام تربیتی نماز که این نظام تربیتی موتور حرص را مدیریت میکند. این بدون این میخواهد برود بهشت. امروزه من فقط کوتاه میگویم остаشو تو جمعبندی اشاره میکنم. امروزه بحث زیادی یعنی گروههای زیادی از ادیان، منشعب شده از ادیان، با نگرشهای تسامحی و تساهلی همین منطق را تبیین میکنندددد. میگویند آقا مثلا تو مسیحیت میشود مسیحیت تبشیری. آقا چه جهنمی. جهنمو تعطیل میکنندددد.
میگویند ما میخواهیم برویم بهشت. برای بهشت رفتن هم کاری لازم نیست بکنیم. عین صحبت کشیش مسیحیه دارم برای شما میگویم. خدا هی پیامبر فرستاد که بندهها او را چه کنند؟ بندگی کنند. دید بندگی نمیکنندددد. هرچی هم پیامبر میفرسته فایده ندارد. خود خدا لباس بشر به تن کرد، آمد تو زمین. آمد به عنوان یک انسان در زمین متولد شد. خودش به جای همه عبادت و بندگی کرد به جای همه. بعدم اجازه داد بندههای بد خون او را بریزند و خون خودش را کرد کفاره گناهان همه بندگان.
یک شرط فقط دارد. به خدا و خون ریخته شده او ایمان داشته باشندد.
سوگند، یوم خروج از اجداث، ختم مفاهیم
«فَلَآ أُقْسِمُ بِرَبِّ ٱلْمَشَٰرِقِ وَٱلْمَغَٰرِبِ إِنَّا لَقَٰدِرُونَ» (معارج/۴۰)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس سوگند به پروردگار مشرقها و مغربها که ماییم توانا
«عَلَىٰٓ أَن نُّبَدِّلَ خَيْرًا مِّنْهُمْ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ» (معارج/۴۱)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بر آنکه بهتر از آنان را جایگزین کنیم و ما سبقتگرفته نیستیم.
«يَوْمَ يَخْرُجُونَ مِنَ ٱلْأَجْدَاثِ سِرَاعًا كَأَنَّهُمْ إِلَىٰ نُصُبٍ يُوفِضُونَ» (معارج/۴۳)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): روزی که از گورها شتابان برآیند گویی بهسوی نشانهها میدوند،
یعنی اکنون مسیحیت تبشیری یک آموزه دارد. شما هر جور دوست داری زندگی کن. سلام نکن. آن آموزه مهم چیست؟ آن آموزه مهم این است که بپذیری عیسی خدا بود که آمد به جای بقیه بندگی کرد و اجازه داد خونش ریخته شود و خون او شد کفاره گناهان بقیه. ایمان آوردی؟ مبارکت باشد دیگر کار درسته. دیگر برو زندگیتو بکن. جهنمم اخیرا کلا تعطیل کردن. قبلا میفروختن متری، هکتاری هر جور. حالا که دیگر کلا تعطیل کردن.
شبیه همین تو اسلام، اسلام رحمانی. چه جهنمی. خدا مگه جلاده؟ خدا مگه آدمکشه؟ خدا مگه قصابه؟ خدا مگه چی چیست؟ خدا مگه چی چیست؟ شما اکنون میبینید دیگر امثال آقای آقا میری و امثال اینان که من اسمشونو هم دوست ندارم بیارم چون اینان در انحراف و بدعتی که تو دین دارندددد ایجاد میکننددد در حد یک انحراف جزئی نیست. یعنی دین را به کلی از ریلش خارج کردنه. به نام اینکه خدا، خداي مهربانیهاست، خداي مهربانیها جهنمی در کارش نیست.
آقا اینایی که به شما گفتن اشتباه به سمتتون رسوندن. آیات صریح قرآن نه یک دونه دو تا، پنج تا، ده تا. دهها و صدها آیه قرآن را باید تکذیب کنی تا بتونی بگویی جهنمی در کار نیست. آی مردم بیخودی از جهنم شما را میترسونن. بهشت میخوای بری، آقا شما اگر شراب خور باشی ولی مرام داشته باشی بهتر از این است که نماز بخونی بیمرام باشی. نماز و با شراب در یک جای قرار میدن. نه، با شرابم میتوانی بری بهشت.
یک وقتایی با نماز نمیتوانی بری. به جای اینکه بیاد بگوید آقا نماز یک مکملهایی دارد. نماز فقط کارایی که در روز انجام میدی نیست. اینان را هم باید انجام بدی. شما را سوق میده به سمت اباحیگری. آن آدمی که پا میشود میره دوستاشو مهمان میکند به مشروب. اینان مثالهای کیشو میزنهها. مهمانو به مشروب میکند. خودش خورده مشروبشو نیاز ندارد. ولی برای اینکه حال آنان را نگیره مشروب میخوره، پول آنان را هم حساب میکند.
این آدم کجاست تو این عالم؟ و آن نمازخون کنس بد اخلاق آن کجاست؟ چرا اینان را دارد با هم مقایسه میکند؟ دنبال چیست؟ دقیقاً میخواهد بزنه اینکه لازم است برای نجات از جهنم لازم است تن به نظام نماز بدهی. تا این را بزنه. میخواهد بگوید اصلاً جهنمی در کار نیست که تو به خاطرش بخوای انقدر خودتو به زحمت بندازی. برو حالتو ببر . و عرفانهای کاذبی که امروز تو جامعه ترویج میشوند، کلیساهای خانگی همینن.
بعضی از بالاخره همین اسلام رحمانیها یا حتی بالاخره اینایی که قائل به شفاعت مطلقن یعنی معتقدن همین که گفتی حسین یا علی یا زهرا همه اینان را گفتی تمام است اینان. که حیاتشون قارچ گونه زیاد میشود که مثل کلیسای خانگی می مونه، فرقی ندارد. همینا . و همینطور عرفانهای نوظهور و عرفانهای کاذب همه با هم تو این حرف مشترکن . برای رسیدن-- اینان نه میگویند خدا نیست. میگویند خدا هست. نه میگویند قیامت نیست.
میگویند قیامت هم هست. فقط میگویند برای رسیدن به بهشت نیاز به شریعت نیست. نیاز به تن دادن به شریعت و قوانین و ضوابط و نماز و انفاق و تصدیق روز جزا و ترس از عذاب و پاکدامنی و امانتداری و تعهد و مسئولیتپذیری. اینان نمیخواهد. برو زندگیتو بکن. میرسی. حالا هر کدوم به یک بیانی. لذا الذين كفروا اینجا اینان. کسانی که معتقدن برای بهشت رفتن نماز و نظام نماز لازم... شنیدید شاید بعضا به شما به عنوان حکایت تعریف کردن که آقا صدر اسلام بعضیا آمدن پیش پیامبر خدا گفتن ما حاضریم دینتو قبول کنیم منهای نماز.
که پیامبر خدا گفت نماز همهی دین منه. عمود دین منه. دین بدون نماز چیست؟ اکنون ما با سوره معارج میفهمیم . نماز فقط حرکات پنج گانه ما در طول روز نیست. نماز یک نظامه . که بعضیها میآیند اینجا حالا اشاره میکنم فقط. بعضیا میآیند تو این نظام میگویند آقا ما همشو داریم. این یکیو نداشته باشیم چی میشود؟ همین اولیه رو. همشو داشته باشیم. انفاق باشد، روز جزا باشد، ترس از عذاب باشد. هرچی شما میگویید، هرچی شما میگوییدو ما داشته باشیم، پاکدامنی همه را داشته باشیم.
یعنی همه تدبیر دین را میخواهم داشته باشم. ولی نه به عنوان اینکه خدا گفته به عنوان اینکه خودم میگویم. یعنی خودمحوری سر جاشه. خودمحوری را نگه میدارم. من اینگونه میخواهم. من اینگونه میگویم. من اینگونه درست میدانم. خود من اینطور میفهمم. اصلیترینش را ندارد . اونی که خیال میکند اینگونه میتوانه مدیریت کنه، این اصلیترین عنصر ترک دنیاگرایی که همان خودمحوری و خودخواهی این را ندارد.
همه چیز دارد به خودش فلش میخوره. خودش هم که فانیه . خودش که باقی نیست. خودش نه خالقه، نه باقی، نه رازق. اصل مطلب بندگیست و قبول بندگیست. نماز آن نماد و آن تظاهر به بندگیست. اعلان اطاعته، اعلان عبوديته، اعلان تسلیم خدا بودنه . تسلیم خدا بودن اعلان میخواهد. ما بارها مثال زدیم. در همین جلسه هم اشاره کردیم. طرف میآید میگوید که من سرباز مثلا ارتشه میگوید من انشالله جنگ شد اطاعت میکنم.
اما اکنون فعلا صبحگاه نه. صبحگاه باید اطاعت کنی. باید اطاعت کردن را برای خودت چی قرار بدی؟ سبک و روش قرار بدی تا تو بزنگاهش بتونی اطاعت کنی اونی که جدا میکند آدم را، مؤمن را از غیر مؤمن بندگی خداست نه بندگی خود. بگذریم. حالا اینم بحثهای مفصلی دارد. چه شد؟ گفتیم فرمود که "أُولَٰئِكَ فِي جَنَّاتٍ مُكْرَمُونَ * فَمَالِ الَّذِينَ كَفَرُوا" "الَّذِينَ كَفَرُوا" شدن کیا؟ اونایی که تن به نظام نماز نمیدن.
"فَمَالِ الَّذِينَ كَفَرُوا قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ * عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ عِزِينَ * أَيَتْمَنِي كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍ" آیا هر یک از اینها دوست دارد داخل بهشت پر از نعمت گردد؟ كلا هرگز. هرگز. بی آن که کسی به نظام نماز تن داده باشد، او را در بهشت جایی نیست. با کفر به نظام نماز، در بهشت به روی کسی باز نمیشود. هرگز. "إِنَّا خَلَقْنَاهُم مِمَّا يَعْلَمُونَ" ما اینان را خلق کردیم از اونچه که میدانند.
"إِنَّا خَلَقْنَاهُم مِمَّا يَعْلَمُونَ * فَلَا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ" پس سوگند به پروردگار مشرقها و مغربها. که "إِنَّا لَقَادِرُونَ * عَلَىٰ أَن نُّبَدِّلَ خَيْرًا مِّنْهُمْ" سوگند به پروردگار مشرقها و مغربها که ما قدرت داریم بر اینکه بهتر از اینها جایگزین ایشان کنیم. یعنی اینان خیال نکنند که میتوانندددد بر ما چه کنند؟ غلبه کنند و خواست و اراده خودشان را بر ما چه کنند؟
تحمیل کنند. اینان را خودمون خلق کردیم از اونچه که میدانند. هر وقتم بخواهیم اینان را نابود کنیم و بهتر از اینها را جایگزین اینها بکنیم برای ما کار سختی نیست. "فَلَا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ إِنَّا لَقَادِرُونَ * عَلَىٰ أَن نُّبَدِّلَ خَيْرًا مِّنْهُمْ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ". مسبوق در مقابل سابق یعنی آنان از ما سبقت نمیگوییرند که ما جا بمونیم. اینایی که خیال میکنندددد با تن ندادن به نظام نماز میتوانندددد قانون ما را، بروندامه ما را برای این عالم نقض بکنندد و بدون نظام نماز به آن بهشت خیالی خود برسند، بدانند که این آرزو را با خود به گور میبروندد.
از گورم که بلند میشوند بهشت نمیرسند. "إِنَّا لَقَادِرُونَ * عَلَىٰ أَن نُّبَدِّلَ خَيْرًا مِّنْهُمْ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ". پس حالا که اینطور است پیامبرم "فَذَرْهُمْ" پس اونها را رها کن. "فَذَرْهُمْ" پس اونها را رها کن. "يَخُوضُوا وَيَلْعَبُوا" رها کن تا غوطه ور شوند. در چی؟ در اوهام، در تخیلات و اوهامشون. "وَيَلْعَبُوا" و مشغول بازی شوند با همین دنیایی که به آن مشغولاند و دارندددد جمعش میکنندددد بگذار بازی کنند.
"حَتَّىٰ يُلَاقُوا يَوْمَهُمْ" تا ببینند روزشان را. این روز اول سوره معرفی شد دیگر. "يَوْمَ تَكُونُ السَّمَاءُ كَالْمُهْلِ". "يَوْمَ يَكُونُ السَّمَاءُ كَالْمُهْلِ وَتَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ". "حَتَّىٰ يُلَاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي يُوعَدُونَ" تا وقتی که ملاقات کنند با آن روزشان که وعده داده میشوند. آن روز کدوم روزه؟ "يَوْمَ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ سِرَاعًا" روزی که از گورها با سرعت خارج میشوند.
"كَأَنَّهُمْ إِلَىٰ نُصُبٍ يُوفِضُونَ" طوری دوان دوان به این طرف و آن طرف حیران میدوند که گویا یک راه گم کردهای تو یک بیابانی یک نشانهای دیده باشد. آقا راه گم کرده تو بیابان نشانه ببینه چگونه به سمتش سرعت میگوییره؟ اینان از قبر که بلند میشن هر آن سرابی میبینن، یک طرف یک نشانهای میبینن از نجات به سمتش میدوند حیران ولی به چیزی نمیرسند. "كَأَنَّهُمْ إِلَىٰ نُصُبٍ يُوفِضُونَ" مثل اینکه به علامتهای-- به سوی علامتهای نصب شده با سرعت میدوند.
"خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ" چشمها فرو افتاده. "تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ" ذلت وجودشون را در بر گرفته. "ذَٰلِكَ الْيَوْمُ الَّذِي كَانُوا يُوعَدُونَ" آن است روزی که وعده داده میشدند. پس مفاهیم آیات را کار کردیم.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.