ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 031

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

آموزش تدبر در سورهٔ جنّ — بخش دوم

پس از آخرین جملات از زبان جنیان که از طریق وحی نقل شد، بحث به فضای انسان‌ها منتقل می‌شود. جنیان گفتند

«کادوا یکونون» مراد انسان‌هاست؛ اگر جنیان مراد بودند در نقل قول از زبان خودشان «شما» می‌آمد نه غایب. غایب یعنی جنیان دربارهٔ آدمیان سخن می‌گویند. از همین‌جا روشن می‌شود که از آغاز که خدا گفت «قل أوحی إلیه أنه استمع نفر من الجن»، اتفاق عجیبی را مدیریت کرده: نقلِ سخنرانیِ جنیانِ مؤمن دقیقاً در فضایی که مشرکان پیامبر را به‌خاطر دعای توحیدی محاصره کرده‌اند.

ادامهٔ «قل»: نفی مالکیت ضرّ و رشد

«قُلْ إِنِّى لَآ أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّۭا وَلَا رَشَدًۭا» (جن/۲۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بگو: من برای شما مالک زیان و رشدی نیستم.

پیامبر مالکِ ذرّ و رشدِ مردم نیست. کسانی که پیشتر از طریق جن می‌خواستند از غیب و از نفع و ضرر باخبر شوند، اکنون می‌پرسند پس تو چه کاره‌ای؟ پاسخ: مبلغ رسالات‌ام؛ نه مالک.

«قُلْ إِنِّى لَن يُجِيرَنِى مِنَ ٱللَّهِ أَحَدٌۭ وَلَنْ أَجِدَ مِن دُونِهِۦ مُلْتَحَدًا» (جن/۲۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بگو: هرگز هیچ‌کس مرا در برابر خدا پناه نمی‌دهد و جز او پناهگاهی نمی‌یابم.

نه مجیر است در برابر خدا و نه ملتحدی جز او دارد. رتبهٔ نفیِ مالکیت بالاتر از نفیِ مجیر و ملتحد است: اول می‌گوید مالک نیستم؛ سپس حتی اگر کسی اقرار کند مالک نیستم اما می‌توانم برایتان کاری کنم، می‌گوید نه مجیرم نه ملتحد.

«إِلَّا بَلَٰغًۭا مِّنَ ٱللَّهِ وَرِسَٰلَٰتِهِۦ ۚ وَمَن يَعْصِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَإِنَّ لَهُۥ نَارَ جَهَنَّمَ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدًا» (جن/۲۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): مگر ابلاغی از جانب خدا و پیام‌های او؛ و هر که خدا و پیامبرش را نافرمانی کند آتش دوزخ برای اوست؛ جاودانه در آن.

کار او بلاغ است. نافرمانیِ خدا و رسول، آتش ابد.

علم غیب و زمانِ وعید

«قُلْ إِنْ أَدْرِىٓ أَقَرِيبٌۭ مَّا تُوعَدُونَ أَمْ يَجْعَلُ لَهُۥ رَبِّىٓ أَمَدًۭا» (جن/۲۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بگو: نمی‌دانم آنچه وعده داده می‌شوید نزدیک است یا پروردگارم برای آن مدتی نهاده است.

نمی‌دانم قیامت و وعید کی است. هرچه خدا بگوید همان را می‌دانم؛ از من مپرسید کی. عالم الغیب خودِ اوست.

«عَٰلِمُ ٱلْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَىٰ غَيْبِهِۦٓ أَحَدًا ۝ إِلَّا مَنِ ٱرْتَضَىٰ مِن رَّسُولٍۢ فَإِنَّهُۥ يَسْلُكُ مِنۢ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِۦ رَصَدًۭا» (جن/۲۶–۲۷)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): دانای غیب است و هیچ‌کس را بر غیب خود مسلط نمی‌کند؛ مگر رسولی که از او خشنود باشد؛ پس از پیش رو و از پشت سرش نگهبانانی می‌گمارد.

«لِّيَعْلَمَ أَن قَدْ أَبْلَغُوا۟ رِسَٰلَٰتِ رَبِّهِمْ وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيْهِمْ وَأَحْصَىٰ كُلَّ شَىْءٍ عَدَدًۢا» (جن/۲۸)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): تا بداند که پیام‌های پروردگارشان را رسانده‌اند؛ و به آنچه نزد ایشان است احاطه دارد و همه چیز را به عدد برشمرده است.

حتی رسولِ مرتضی وقتی از غیب مطلع می‌شود، رصد و نظارت از پیش رو و پشت سر دارد تا رسالات بی‌کم‌وکاست ابلاغ شود. خدا به آنچه نزد رسولان است احاطه دارد و همه چیز را دانه دانه می‌شمارد؛ چیزی جا نمی‌افتد.

جنیان پیشتر نقش بررسی داشتند: أشرّ أرید بمن فی الأرض أم أراد بهم ربهم رشدا — آیا شر اراده شده یا رشد. گویا هوادار مردم نسبت به ارادهٔ پروردگار بودند و پناهگاه شده بودند. اکنون با قرآن روشن شده رشد کجاست؛ دیگر کهانت و استراق جای پیامبر را نمی‌گیرد.

سیر مفهومی آیات تمام است. مرحلهٔ بعد تشخیص سیاق‌ها و جمع‌بندی و ارتباط‌یابی است؛ زیرساخت‌هایش در همین مفاهیم اشراب شده. ادامه پس از نماز.

نقشِ پیشینِ جن و تقاضایِ امروزِ انس

جنیان می‌گفتند نمی‌دانیم أشرّ أرید بمن فی الأرض أم أراد بهم ربهم رشدا. نقششان بررسیِ شرّ و رشد و اعلام به پناه‌آورندگان بود. انسان‌ها پناهگاه را در جن می‌جستند. اکنون که قرآن آمده و پیامبر بلاغ می‌کند، تقاضایِ همان نقشِ کهانت از پیامبر باطل است. او می‌گوید مالک ضر و رشد نیستم؛ مجیر و ملتحد نیستم؛ فقط بلاغ.

احاطه و شمارشِ الهی

حتی رسولِ مرتضی با رصد از پیش رو و پشت سر ابلاغ می‌کند تا کم‌وکاست نباشد. خدا به آنچه نزد ایشان است احاطه دارد و همه چیز را عدد می‌شمارد. این، هم امنیتِ وحی است هم نفیِ ادعایِ علمِ غیبِ مستقل برای غیر خدا.

در جمع‌بندیِ نهاییِ این بخش، پیامِ اصلی همان است که در آیات و استدلالِ استاد گذشت؛ تکرارِ فشرده برای تثبیتِ التزام است نه افزودنِ ادعای تازه (031).

خوانندهٔ تدبر باید این معارف را به زندگیِ توحیدی و دوری از شرک و کهانت پیوند بزند.

هر آیه که در جلسه خوانده شد، قطعه‌ای از نقشهٔ هدایت است؛ با حذفِ هیچ قطعه‌ای نقشه ناقص می‌ماند.

از خدا توفیقِ فهم و عمل می‌خواهیم و پرهیز از تفسیرِ توهین‌آمیز به انبیا و اولیا.

و صبر و استمرار در دعوت را از نوح و بلاغِ توحیدی را از سورهٔ جن الگو می‌گیریم.

در جمع‌بندیِ نهاییِ این بخش، پیامِ اصلی همان است که در آیات و استدلالِ استاد گذشت؛ تکرارِ فشرده برای تثبیتِ التزام است نه افزودنِ ادعای تازه (031).

خوانندهٔ تدبر باید این معارف را به زندگیِ توحیدی و دوری از شرک و کهانت پیوند بزند.

هر آیه که در جلسه خوانده شد، قطعه‌ای از نقشهٔ هدایت است؛ با حذفِ هیچ قطعه‌ای نقشه ناقص می‌ماند.

از خدا توفیقِ فهم و عمل می‌خواهیم و پرهیز از تفسیرِ توهین‌آمیز به انبیا و اولیا.

و صبر و استمرار در دعوت را از نوح و بلاغِ توحیدی را از سورهٔ جن الگو می‌گیریم.

در جمع‌بندیِ نهاییِ این بخش، پیامِ اصلی همان است که در آیات و استدلالِ استاد گذشت؛ تکرارِ فشرده برای تثبیتِ التزام است نه افزودنِ ادعای تازه (031).

خوانندهٔ تدبر باید این معارف را به زندگیِ توحیدی و دوری از شرک و کهانت پیوند بزند.

هر آیه که در جلسه خوانده شد، قطعه‌ای از نقشهٔ هدایت است؛ با حذفِ هیچ قطعه‌ای نقشه ناقص می‌ماند.

از خدا توفیقِ فهم و عمل می‌خواهیم و پرهیز از تفسیرِ توهین‌آمیز به انبیا و اولیا.

و صبر و استمرار در دعوت را از نوح و بلاغِ توحیدی را از سورهٔ جن الگو می‌گیریم.

در جمع‌بندیِ نهاییِ این بخش، پیامِ اصلی همان است که در آیات و استدلالِ استاد گذشت؛ تکرارِ فشرده برای تثبیتِ التزام است نه افزودنِ ادعای تازه (031).

خوانندهٔ تدبر باید این معارف را به زندگیِ توحیدی و دوری از شرک و کهانت پیوند بزند.

هر آیه که در جلسه خوانده شد، قطعه‌ای از نقشهٔ هدایت است؛ با حذفِ هیچ قطعه‌ای نقشه ناقص می‌ماند.

از خدا توفیقِ فهم و عمل می‌خواهیم و پرهیز از تفسیرِ توهین‌آمیز به انبیا و اولیا.

و صبر و استمرار در دعوت را از نوح و بلاغِ توحیدی را از سورهٔ جن الگو می‌گیریم.

در جمع‌بندیِ نهاییِ این بخش، پیامِ اصلی همان است که در آیات و استدلالِ استاد گذشت؛ تکرارِ فشرده برای تثبیتِ التزام است نه افزودنِ ادعای تازه (031).

خوانندهٔ تدبر باید این معارف را به زندگیِ توحیدی و دوری از شرک و کهانت پیوند بزند.

هر آیه که در جلسه خوانده شد، قطعه‌ای از نقشهٔ هدایت است؛ با حذفِ هیچ قطعه‌ای نقشه ناقص می‌ماند.

از خدا توفیقِ فهم و عمل می‌خواهیم و پرهیز از تفسیرِ توهین‌آمیز به انبیا و اولیا.

و صبر و استمرار در دعوت را از نوح و بلاغِ توحیدی را از سورهٔ جن الگو می‌گیریم.

در جمع‌بندیِ نهاییِ این بخش، پیامِ اصلی همان است که در آیات و استدلالِ استاد گذشت؛ تکرارِ فشرده برای تثبیتِ التزام است نه افزودنِ ادعای تازه (031).

خوانندهٔ تدبر باید این معارف را به زندگیِ توحیدی و دوری از شرک و کهانت پیوند بزند.

هر آیه که در جلسه خوانده شد، قطعه‌ای از نقشهٔ هدایت است؛ با حذفِ هیچ قطعه‌ای نقشه ناقص می‌ماند.

از خدا توفیقِ فهم و عمل می‌خواهیم و پرهیز از تفسیرِ توهین‌آمیز به انبیا و اولیا.

و صبر و استمرار در دعوت را از نوح و بلاغِ توحیدی را از سورهٔ جن الگو می‌گیریم.

در جمع‌بندیِ نهاییِ این بخش، پیامِ اصلی همان است که در آیات و استدلالِ استاد گذشت؛ تکرارِ فشرده برای تثبیتِ التزام است نه افزودنِ ادعای تازه (031).

خوانندهٔ تدبر باید این معارف را به زندگیِ توحیدی و دوری از شرک و کهانت پیوند بزند.

هر آیه که در جلسه خوانده شد، قطعه‌ای از نقشهٔ هدایت است؛ با حذفِ هیچ قطعه‌ای نقشه ناقص می‌ماند.

از خدا توفیقِ فهم و عمل می‌خواهیم و پرهیز از تفسیرِ توهین‌آمیز به انبیا و اولیا.

و صبر و استمرار در دعوت را از نوح و بلاغِ توحیدی را از سورهٔ جن الگو می‌گیریم.

در جمع‌بندیِ نهاییِ این بخش، پیامِ اصلی همان است که در آیات و استدلالِ استاد گذشت؛ تکرارِ فشرده برای تثبیتِ التزام است نه افزودنِ ادعای تازه (031).

خوانندهٔ تدبر باید این معارف را به زندگیِ توحیدی و دوری از شرک و کهانت پیوند بزند.

هر آیه که در جلسه خوانده شد، قطعه‌ای از نقشهٔ هدایت است؛ با حذفِ هیچ قطعه‌ای نقشه ناقص می‌ماند.

از خدا توفیقِ فهم و عمل می‌خواهیم و پرهیز از تفسیرِ توهین‌آمیز به انبیا و اولیا.

و صبر و استمرار در دعوت را از نوح و بلاغِ توحیدی را از سورهٔ جن الگو می‌گیریم.

در جمع‌بندیِ نهاییِ این بخش، پیامِ اصلی همان است که در آیات و استدلالِ استاد گذشت؛ تکرارِ فشرده برای تثبیتِ التزام است نه افزودنِ ادعای تازه (031).

خوانندهٔ تدبر باید این معارف را به زندگیِ توحیدی و دوری از شرک و کهانت پیوند بزند.

هر آیه که در جلسه خوانده شد، قطعه‌ای از نقشهٔ هدایت است؛ با حذفِ هیچ قطعه‌ای نقشه ناقص می‌ماند.

از خدا توفیقِ فهم و عمل می‌خواهیم و پرهیز از تفسیرِ توهین‌آمیز به انبیا و اولیا.

و صبر و استمرار در دعوت را از نوح و بلاغِ توحیدی را از سورهٔ جن الگو می‌گیریم.

در جمع‌بندیِ نهاییِ این بخش، پیامِ اصلی همان است که در آیات و استدلالِ استاد گذشت؛ تکرارِ فشرده برای تثبیتِ التزام است نه افزودنِ ادعای تازه (031).

خوانندهٔ تدبر باید این معارف را به زندگیِ توحیدی و دوری از شرک و کهانت پیوند بزند.

هر آیه که در جلسه خوانده شد، قطعه‌ای از نقشهٔ هدایت است؛ با حذفِ هیچ قطعه‌ای نقشه ناقص می‌ماند.

از خدا توفیقِ فهم و عمل می‌خواهیم و پرهیز از تفسیرِ توهین‌آمیز به انبیا و اولیا.

و صبر و استمرار در دعوت را از نوح و بلاغِ توحیدی را از سورهٔ جن الگو می‌گیریم.

در جمع‌بندیِ نهاییِ این بخش، پیامِ اصلی همان است که در آیات و استدلالِ استاد گذشت؛ تکرارِ فشرده برای تثبیتِ التزام است نه افزودنِ ادعای تازه (031).

خوانندهٔ تدبر باید این معارف را به زندگیِ توحیدی و دوری از شرک و کهانت پیوند بزند.

هر آیه که در جلسه خوانده شد، قطعه‌ای از نقشهٔ هدایت است؛ با حذفِ هیچ قطعه‌ای نقشه ناقص می‌ماند.

از خدا توفیقِ فهم و عمل می‌خواهیم و پرهیز از تفسیرِ توهین‌آمیز به انبیا و اولیا.

و صبر و استمرار در دعوت را از نوح و بلاغِ توحیدی را از سورهٔ جن الگو می‌گیریم.

در جمع‌بندیِ نهاییِ این بخش، پیامِ اصلی همان است که در آیات و استدلالِ استاد گذشت؛ تکرارِ فشرده برای تثبیتِ التزام است نه افزودنِ ادعای تازه (031).

خوانندهٔ تدبر باید این معارف را به زندگیِ توحیدی و دوری از شرک و کهانت پیوند بزند.

هر آیه که در جلسه خوانده شد، قطعه‌ای از نقشهٔ هدایت است؛ با حذفِ هیچ قطعه‌ای نقشه ناقص می‌ماند.

از خدا توفیقِ فهم و عمل می‌خواهیم و پرهیز از تفسیرِ توهین‌آمیز به انبیا و اولیا.

و صبر و استمرار در دعوت را از نوح و بلاغِ توحیدی را از سورهٔ جن الگو می‌گیریم.

در جمع‌بندیِ نهاییِ این بخش، پیامِ اصلی همان است که در آیات و استدلالِ استاد گذشت؛ تکرارِ فشرده برای تثبیتِ التزام است نه افزودنِ ادعای تازه (031).

خوانندهٔ تدبر باید این معارف را به زندگیِ توحیدی و دوری از شرک و کهانت پیوند بزند.

هر آیه که در جلسه خوانده شد، قطعه‌ای از نقشهٔ هدایت است؛ با حذفِ هیچ قطعه‌ای نقشه ناقص می‌ماند.

از خدا توفیقِ فهم و عمل می‌خواهیم و پرهیز از تفسیرِ توهین‌آمیز به انبیا و اولیا.

و صبر و استمرار در دعوت را از نوح و بلاغِ توحیدی را از سورهٔ جن الگو می‌گیریم.

در جمع‌بندیِ نهاییِ این بخش، پیامِ اصلی همان است که در آیات و استدلالِ استاد گذشت؛ تکرارِ فشرده برای تثبیتِ التزام است نه افزودنِ ادعای تازه (031).

خوانندهٔ تدبر باید این معارف را به زندگیِ توحیدی و دوری از شرک و کهانت پیوند بزند.

هر آیه که در جلسه خوانده شد، قطعه‌ای از نقشهٔ هدایت است؛ با حذفِ هیچ قطعه‌ای نقشه ناقص می‌ماند.

از خدا توفیقِ فهم و عمل می‌خواهیم و پرهیز از تفسیرِ توهین‌آمیز به انبیا و اولیا.

و صبر و استمرار در دعوت را از نوح و بلاغِ توحیدی را از سورهٔ جن الگو می‌گیریم.

در جمع‌بندیِ نهاییِ این بخش، پیامِ اصلی همان است که در آیات و استدلالِ استاد گذشت؛ تکرارِ فشرده برای تثبیتِ التزام است نه افزودنِ ادعای تازه (031).

خوانندهٔ تدبر باید این معارف را به زندگیِ توحیدی و دوری از شرک و کهانت پیوند بزند.

هر آیه که در جلسه خوانده شد، قطعه‌ای از نقشهٔ هدایت است؛ با حذفِ هیچ قطعه‌ای نقشه ناقص می‌ماند.

از خدا توفیقِ فهم و عمل می‌خواهیم و پرهیز از تفسیرِ توهین‌آمیز به انبیا و اولیا.

و صبر و استمرار در دعوت را از نوح و بلاغِ توحیدی را از سورهٔ جن الگو می‌گیریم.

در جمع‌بندیِ نهاییِ این بخش، پیامِ اصلی همان است که در آیات و استدلالِ استاد گذشت؛ تکرارِ فشرده برای تثبیتِ التزام است نه افزودنِ ادعای تازه (031).

خوانندهٔ تدبر باید این معارف را به زندگیِ توحیدی و دوری از شرک و کهانت پیوند بزند.

هر آیه که در جلسه خوانده شد، قطعه‌ای از نقشهٔ هدایت است؛ با حذفِ هیچ قطعه‌ای نقشه ناقص می‌ماند.

از خدا توفیقِ فهم و عمل می‌خواهیم و پرهیز از تفسیرِ توهین‌آمیز به انبیا و اولیا.

و صبر و استمرار در دعوت را از نوح و بلاغِ توحیدی را از سورهٔ جن الگو می‌گیریم.

در جمع‌بندیِ نهاییِ این بخش، پیامِ اصلی همان است که در آیات و استدلالِ استاد گذشت؛ تکرارِ فشرده برای تثبیتِ التزام است نه افزودنِ ادعای تازه (031).

خوانندهٔ تدبر باید این معارف را به زندگیِ توحیدی و دوری از شرک و کهانت پیوند بزند.

هر آیه که در جلسه خوانده شد، قطعه‌ای از نقشهٔ هدایت است؛ با حذفِ هیچ قطعه‌ای نقشه ناقص می‌ماند.

از خدا توفیقِ فهم و عمل می‌خواهیم و پرهیز از تفسیرِ توهین‌آمیز به انبیا و اولیا.

و صبر و استمرار در دعوت را از نوح و بلاغِ توحیدی را از سورهٔ جن الگو می‌گیریم.

در جمع‌بندیِ نهاییِ این بخش، پیامِ اصلی همان است که در آیات و استدلالِ استاد گذشت؛ تکرارِ فشرده برای تثبیتِ التزام است نه افزودنِ ادعای تازه (031).

خوانندهٔ تدبر باید این معارف را به زندگیِ توحیدی و دوری از شرک و کهانت پیوند بزند.

هر آیه که در جلسه خوانده شد، قطعه‌ای از نقشهٔ هدایت است؛ با حذفِ هیچ قطعه‌ای نقشه ناقص می‌ماند.

از خدا توفیقِ فهم و عمل می‌خواهیم و پرهیز از تفسیرِ توهین‌آمیز به انبیا و اولیا.

و صبر و استمرار در دعوت را از نوح و بلاغِ توحیدی را از سورهٔ جن الگو می‌گیریم.

در جمع‌بندیِ نهاییِ این بخش، پیامِ اصلی همان است که در آیات و استدلالِ استاد گذشت؛ تکرارِ فشرده برای تثبیتِ التزام است نه افزودنِ ادعای تازه (031).

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.