ددرس‌گفتارها

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

مجدداً سلام عرض می‌کنم خدمت خواهران و برادران گرامی.

بعد از اینکه آخرین جملات از زبان جنیان توسط خدا برای پیغمبر وحی شد و از جان-- از طریق وحی برای ما نقل قول شد، بحث منتقل میشه به فضای ما انسان‌ها.

آخرین جملاتی که از جنیان از سخنرانی جنیان در جمع خودشون نقل شد این است که اون‌ها گفتند مساجد متعلق به خداست پس نباید جز خدا عهدی را بخوانید؛ و در همین راستا اظهار تعجب کردند.

جنی‌ها اظهار تعجب کردند که عبدالله ایستاده تا الله را بخواند.

یک عده‌ای از انسان‌ها این کادو یکنونه مراد انسان‌هاست چون اگر جنی‌ها مراد بودند دیگه در نقل قول اونا باید می‌گفت شما.

نباید می‌گفت یک عده‌ای.

غایب نباید می‌آورد.

این غایب آورده یعنی جنیان دارن راجع به کی؟

راجع به آدما صحبت می‌کنند.

میگه عبدالله ایستاده خدا را بخواند.

اینا یکنون علیه لبدا کادو یکنون علیه، علیه لبدا.

نزدیک است که او را در حلقه متراکم خود خلاصه محاصره‌اش بکنند و به اعتراض دور او جمع شدند که این چه کاریه تو داری می‌کنی؟

از همین جا معلوم می‌شود که از اول اونجایی که خدا گفت قل اوحی الیه انه سمع نفر من الجن، یک اتفاق خیلی عجیبی را خدا مدیریت کرده تو این سوره.

این نقل قول پیغمبر از سخنرانی اون‌ها داغ داغه.

یعنی سخنرانی جنی‌ها همزمان است تو عالم خودشون با همین وقایعی که داره تو عالم ما انسان‌ها چی میشه؟

اتفاق می‌افته.

او قول اول رو به کیا داره میگه؟

به همین‌هایی که دور پیغمبر چی شدند؟

بگید.

کادو یکنون علیه لبدا که قول دومش هم اینه.

قل انما ادعو ربی.

قل اوحی الی انه سمع نفر من الجن تا اینجا قول دوم.

قل انما ادعو ربی.

قول سوم.

قل انی لا امرک.

قول چهارم.

قل انی لن یجیرنی الی آخر.

و قول پنجم قل ادری که البته این ذیل یکی از اون بحث‌هاست.

اصلش چهار تا قول اصلی در کنار همه که حالا من انشاالله بهش اشاره می‌کنم.

خب.

اینا رو پیغمبر داره در جواب کیا میگه؟

داره در جواب این معترضین به عبادت خدا.

پیغمبر ایستاده خدا را می‌خواند، آدم‌ها اعتراض دارند.

در جواب این اعتراض خدا به او دستور داده اول بگو جریان جنیان را.

حالا اینو بگو، حالا اینو بگو، حالا اینو بگو.

این جریان جنیان را بگو.

چرا بگو؟

می‌خوام اینو تو ذهنتون داشته باشید فعلاً.

چرا خدا در جواب به این اعتراض از پیغمبر خواست که بگو جریان جنیان اینه؛ و نقل قول از جنیان بکن تا برسی به اینجا.

این چرا؟

یه چیز، یه جواب خیلی ساده داره.

اونم اینه که همونطور که دیدید بحث جنیان بحث توحیدی بود.

یعنی جنیان عملاً در این آیات گذشته داشتن توضیح می‌دادن که موحد شدند و چرا موحد شدند.

به قرآن ایمان آوردند.

دست از شرک بگید برداشتند موحد شدند.

چرا اینطوری شد؟

و آخر صحبتشون هم این بود که آقا فقط باید خدا را پرستید.

فقط باید بر خدا سجده کرد.

و تعجب داشتن می‌کردن از اینکه چرا آدما اینطوری نیستند.

چرا آدما اعتراض می‌کنند به خداخوانی این پیغمبر؟

عوض اینکه اونا مثل ما قرآن او را شنیدن هدایت بشوند، دور او جمع شدند دارن اعتراض می‌کنند.

این یه جواب کلی روشن.

اما یه جواب ضمنی هم این مطلب داره و اون اینکه این اعجاز این سوره است.

از ادامه بحث‌ها معلوم میشه این آدم‌ها، آدم‌هایی‌اند که اتفاقاً حالا شاید این مطلبی که میگم تو وهله اول خیلی براتون جا نیفته ولی فکر می‌کنم قابل اثباته.

اینا همونایین که اتفاقاً به، به جنیان مراجعه کردند.

اینا همون مراجعین به جنیانن که آقا برید جریان این پیغمبر را چه کنید؟

دربیارید چیه مطلب؟

حالا از جانب جنیان جواب روشنی به اون‌ها نرسیده.

اجتماع دور پیغمبر دارند که شما چرا داری این کارا رو می‌کنی؟

جوابی که اونا منتظر بودند جنی‌ها بهشون بدهند را از طریق وحی و از زبان پیغمبر خدا به اون‌ها میده.

حالا برای این عرض خودم در ادامه شواهدی دارم.

خلاصه وقتی اظهار تعجب کردند که چرا آدم‌ها اینجوری اجتماع کردند دور پیغمبر و فلان منتقل شد به قول دوم.

قل پیغمبر در جواب این مجتمعین و معترضین بگو: در جواب معترضین به این خداخانیت یدعوهو ببینید ادعو، یدعو.

در جواب معترضین به این خداخانیت و خداپرستی‌ات بگو: انما ادعو ربی.

این است و غیر از این هم نیست که من پروردگارم را می‌خوانم.

آقا خواندن پروردگار، صدا زدن پروردگار، عبادت پروردگار، پرستش پروردگار جرمه؟

پروردگارم رو دارم می‌خوانم.

"ولا أشرک به أحدا" و هیچ کس را با او شریک قرار نمی‌دهم.

کسی که نه خالقمه، نه مالکمه، نه رازقمه، نه مبدعمه، نه معادمه.

من او را شریک-- کسی رو با او شریک قرار نمی‌دم در پرستش.

پیغمبر بگو بهشون "قل إني لا أملك لكم ضرا ولا رشدا".

پیغمبر بگو همانا من مالک نیستم برای شما نه ضرری را و نه رشد و رشدی را.

من نه مالک ضرر برای شما هستم و نه مالک رشد برای شما هستم.

هیچکدوم [مکث].

یه جمله دیگه هم می‌خونم بعد متوجه‌تون می‌کنم که فرمون چجوری چرخیده.

"قل" بهشون بگو "إني لن يجيرني من الله أحد".

بگو من که پیغمبر شما هستم احدی به جای خدا مرا پناه نمی‌دهد.

احدی به جای خدا مرا در جوار خود پناه نمی‌دهد.

"لن يجيرني من الله أحد ولن أجد من دونه ملتحدا".

و بهشون بگو من به جز الله به جز خدای یگانه هیچ تکیه‌گاهی برای خود بگید نخواهم یافت [مکث].

خب ببینید طبق این آیه اجتماع دور پیغمبر اجتماع چه بود؟

اعتراضی که شد آخرین جمله سخنرانی جنی‌ها و نقل قول خدا از سخنرانی کی؟

جنی‌ها.

یک اجتماع اعتراضی بود.

ولی وقتی شما به اینجا می‌رسی "قل إني لا أملك" "قل إني لن يجيرني من الله أحد" متوجه می‌شی که گویا این مجتمعین دور پیغمبر بعد از شنیدن اون قل اول [مکث].

قل اول که راجع به کیا بود؟

سخنرانی جنیان بود.

حالا دیگه موضع‌شون با قبل چی کرده؟

فرق کرده.

موضع قبلی این بود که خدا کیه، خداخوانی چیه، خداپرستی چیه.

موضع جدید اینه عه حالا که اینطوره پس خودتو پیدا کردی [مکث].

حالا که باب پناه بردن ما به جنیان بگید بسته شده، حالا که دیگه اونا نمی‌تونند برای ما کاری انجام بدن، حالا که تو داری جواب اونا رو به ما میدی، حالا که معلوم شد اونام هدایت شدند به وسیله تو، خب دیگه کی بهتر از تو؟

ما چی می‌خواستیم؟

ما یکی رو می‌خواستیم که او هوای ما را داشته باشه، به ما ضرر نرسه، به ما چی برسه؟

رشد برسه.

که جنیان میگن ما رفتیم بالا گفتیم لا ند- "لا ندري أشر أريد بمن في الأرض أم أراد بهم ربهم رشدا".

پس معلومه یه نقشی جنیان داشتن.

نقششون این بود که بررسی کنند بگن ضرر در راه است یا رشد در راه است.

اگر ضرر در راه است چه کنید؟

رشد در راه است چه کنید؟

گویا اونا هواداران این مردم‌اند نسبت به اراده‌های کی؟

بگید.

پروردگار.

گویا جنیان یه جورایی شدند پناهگاه.

"كان رجال من الإنس يعوذون".

يعوذون یعنی چی؟

پناه بردن به "رجال من الجن".

اونا پناهگاه شدند.

آقا ما تا حالا می‌خواستیم از طریق جنیان از غیب مطلع بشویم و در پناه جنیان خودمون رو از اراده‌هایی که خبر نداریم که خدا چی راجع به ما اراده کرده، خودمون رو نسبت به اون‌ها در واقع عکس‌العمل مناسب بگیریم.

حالا تو [مکث].

چه فرقی داره حالا تو اون کارو برای ما انجام میدی.

خب اینم خیلی خوبه.

حالا ببینید پیغمبر اکرم اینجا دارد جلوی این مطلب رو می‌گیره.

بابا من اونی که شما خیال می‌کنید نیستم.

اون تصوری که شما برای خودتون ساخته بودید از جنیان که از اساس باطل بود، الان نیاید همون تصور رو روی من تطبیق بدید.

یه بار دیگه نگاه کنید.

اولش اینه "قل إنما أدعو ربي ولا أشرك به أحدا قل إني لا أملك لكم ضرا ولا رشدا".

من کاره‌ای نیستم.

من مالک هیچ ضرری برای شما یا رشدی و رشد یافتگی‌ای برای شما نیستم.

کاری دست من نیست.

"قل إني لن يجيرني من الله أحد".

بگو آقا من خود من را جز خدا کسی در جوار خود پناه بگید نمی‌دهد.

اینا در چه فضایی به جای این سخنان؟

در فضایی که اون‌ها از پیغمبر توقع دارند.

پس حالا تو چی باش؟

حالا پس تو پناهگاه ما باش.

پس حالا تو مثل جنیان برای ما مالک رشد و ضر-ضرر باش.

به تصور خودشان.

گفت من خودم جز خدا کسی در جوارش مرا پناه نمی‌دهد و به جز او هرگز برای خود تکیه‌گاهی نخواهم یافت [مکث].

من اگه بخوام کل عالمم بگردم جز خدا تکیهگاهی پیدا نمی‌کنم.

بعد شما می‌خواید به من تکیه بدید.

الا پس تو چikاره‌ای؟

از طرفی میگی بیخود رفتی در خونه جنیا.

اون راه، راه بسته است، غلطه، اشکال داره، اشتباهه.

جواب جنیا رو هم تو داری به ما میدی.

میگی اونا خودشون آدم شدن.

آدم که نمیشن هدایت شدن، چه شدن؟

چه شدن؟

از طرف دیگه میگیم خب حالا خودت هوای ما را داشته باش، ضامن ما باش، حافظ ما باش، پناهگاه ما باش.

میگی من این کاره هم نیستم.

پس جناب عالی چه کاره کشف دارید؟

میگه الا بلاغاً من الله و رسالاته.

این الا استدراکه.

یعنی اگر مالک ضرر و رشد نیستم و اگر پناهگاه شما در مقابل خدا نیستم و اگر تکیه گاه شما به جای خدا بگید نیستم، معنی‌ش این نیست که کاره‌ای هم نیستم.

من کارم اینه.

من کارم بلاغ است از طرف خدا و رسالات او.

یعنی کارم اینه که از طرف خدا و نامه‌هایی که بهم داده به شما چی کار کنم اون نامه‌ها را ابلاغ بکنم.

الا بلاغاً من الله و رسالاته و حرفم اینه.

و من یعص الله و رسوله.

هرکس از الله و رسولش که من باشم و دارم رسالات او را ابلاغ می‌کنم سرپیچی کند [سرفه].

فان له نار جهنم خالدین فیها ابدا.

اون خبر غیبی که شما احتیاج دارید اینه.

اینو بدونید.

شما پناه می‌خواید، نجات می‌خواید، باید اطاعت کنید از خدا.

خدا هم که از طریق من داره با شما حرف می‌زنه.

از من باید اطاعت کنید.

اطاعت.

اون مسیر باطل کاذب جن‌گرایی که پناه به جنیان ببری اونا تو رو پناه بدن در مقابل خدا از شما حراست بکنند، اون تخیلات و توهمات و بریزید دور.

نجات می‌خواید اطاعت از من بکنید.

الا بلاغاً من الله و رسالاته و من یعص الله و رسوله فان له نار جهنم خالدین فیها ابدا حتی اذا رأوا ما یوعدون.

این حتی اذا رأوا ما یوعدون داره یک کنایتاً یه مطلبی رو می‌فهمونه.

گویا این وضعیت مثلاً لجاجت، لدود بودن، لجاجت اینها گویا قراره حالا حالاها بگید اقامه داشته باشه.

خدا تهدید می‌کنه.

میگه این مثل اینکه کش دارد تا اون وقتی که ببینند آنچه را که به اون‌ها چه داده می‌شود.

چی وعده داده شد؟

فان له نار جهنم خالدین فیها ابدا.

میگه اون وقتی که اون وعده را ببینند حتی اذا رأوا ما یوعدون فسیعلمون من اضعف ناصراً و اقل عددا.

اون موقع خواهند فهمید.

اینا همه ذیل قل هاست‌ها.

پیغمبر بهشون بگو بگو بگو بگواست.

اون وقت خواهند فهمید که چه کسی از نظر ناصر و یاور ضعیف‌تر است و چه کسی از نظر عدد کمتر است.

این فضارو چی، چی می‌فهمونه در فضا؟

در فضا.

تهدید می‌کنند که- آها می‌فهمونه که وقتی دیدن اونچه که از ایشون می‌خوان که حالا که اون راهو می‌خوای ببندی پس خودت وقتی اونم ایشون رد می‌کنه میگه نه من نه مسئولیتم پناهگاه و تکیه گاه به جای خدا و پناه دادن در مقابل خدا و مالک ذرر و رشد بودن برای شما نیست.

مسئولیت من بلاغ رسالاته.

من مأمورم به شما بگم این کارا رو بکنید که از جهنم نجات پیدا کنید.

وقتی دیدن قصه اینه دو مرتبه شروع کردن به چی؟

به تهدید کردن و شاخ‌شون رو کشیدن که تو، تو رو لهت می‌کنیم.

تو نمی‌تونی در مقابل ما چی کار بکنی؟

بایستی و نمی‌تونی این تفکر به پیامبر میگن باطل خودت را در بین ما رسوخ بدی.

لذا خدا میگه اون وقتی که ببینند ما یوعدون یعنی همین من یعص الله و من یعص الله و رسوله فان له نار جهنم خالدین فیها ابدا را، اون موقع خواهند فهمید که یاور کی ز-- کی از نظر یار و یاور ضعیف‌تره.

یعنی الان دلشون رو خوش کردن به اینکه پیغمبر یار یاوری ندارد.

اون موقع خواهند فهمید که کی از نظر عدد کمتره.

یعنی الان دلشون رو خوش کردن به اینکه پیغمبر عده و عده‌ای که از او حمایت کنند ندارد.

فسیعلمون من اضعف ناصراً و اقل عددا.

قل بهشون بگو ان ادری اقریب ما توعدون.

اینکه گفت حتی اذا رأوا ما یوعدون.

اینا برمی‌گردن میگن اوهو حالا تا ما یوعدون تو.

کو؟

کدوم ما یوعدون؟

کدوم جهنم؟

چه کشکی؟

چه چیزی؟

بهشون بگو ان ادری اقریب ما یوعد- ما توعدون.

بگو من، من، من نمی‌دانم.

بله پیغمبرم.

رسالاتم آوردم.

اطاعت هم باید از من بکنید.

ولی من نمی‌دونم کیه.

ما یو-- ما توعدون شما جهنم کی بناست برپا بشه؟

قیامت کی می‌خواد بشه؟

ما نمی‌دونیم.

هرچی خدا به من میگه بگو من همونو می‌دونم بگم از من نپرسید کیه؟

من چه می‌دونم.

"قل إن أدری أقریب ما توعدون أم يجعل له ربی".

بگید.

أمد.

أمد یا اینکه پروردگارم برای اون "ما توعدون" شما یه امدی، یه سرامدی تعیین کرده.

خبر ندارم.

عالم الغیب، عالم الغیب، عالم غیب او خودشه.

نه جنیان و نه حتی من به شکل مطلق.

من به اندازه‌ای که او بهم بگه.

من بساط‌م این نیستش که از خودم برای شما حرف بزنم.

عالم الغیب "فلا یظهر على غیبه أحد".

او احدی را بر غیب خود مسلط نمی‌کند.

از غیب خود احدی را مطلع نمی‌کند.

"فلا یظهر على غیبه أحدًا إلا من ارتضى من رسول".

جز هر کس را که راضی باشد که بیان باشد از چه کی-- چه کسی؟

رسول.

یعنی میگه جز رسولی را که خدا ازش راضی باشه که او امانتدار خوبیه، می‌تونه حامل غیب باشه و غیب را آن‌طوری که هست برای مردم بیان کنه و به اندازه‌ای که نیاز دارند برای آن‌ها بیان کند.

میگه احدی را بر غیب خود مطلع نمی‌کند جز آن کسی را که راضی باشد از اون که بیان باشد از رسول.

تازه وقتی کسی را صلاحیت درش دید که رسول باشه و حامل غیب باشه، یه چیزایی از غیب به او بگه، تازه چه کار می‌کنه؟

پیغمبر داره تعریف می‌کنه اینا رو ها.

خدا بهش گفته اینا رو بگو بهشون.

تازه "فإنه يسلك من بین یدیه و من خلفه رصد".

کد چیه "رصد"؟

"یجد له شهاباً"، "شهاباً".

تازه خداوند رسولی را که راضی میشه که او را از غیب خود مطلع بکنه "يسلك من بين يديه"، می‌چشد در برابر او "ومن خلفه" و از پشت سر او "رصد"، رصدی را.

یعنی خداوند از مقابل او و از پشت سر او را به شکل کامل چه کار می‌کند؟

تحت نظارت و رصد قرار میده که مطمئن بشه این رسول چیزی از آنچه را که غیب بود و به او گفته بود از گفتنش به مردم فروگذار بگید نکرد، کم نکرد و چیزی هم بر اون اضافه نکرد و تغییری در اون ایجاد نکرد.

رصد می‌کنه.

"فإنه يسلك من بين يديه ومن خلفه رصدًا ليعلم".

تا آشکار شود تا معلوم گردد "أن قد أبلغوا رسالات ربهم".

که اون کسانی که حامل غیب شدند قطعاً ابلاغ کرده‌اند رسالات پروردگارشان را.

این قضیه باید احراز بشه به هر شکلی.

اینکه خدا میگه-- پیغمبر میگه در واقع خدا به پیغمبر می‌فرماید به اینا بگو من مامورم که به شما در واقع آنچه را که خدا گفته بگم.

خدا هیچکس رو بر غیب مطلع نمی‌کنه مگر رسولی که نسبت به او راضی باشه که او غیب بدونه.

اونم از مقابل او و از پشت سرش رصد می‌کنه که مطمئن بشه رسالات پروردگار را چه کار کردند اینا این رسولان؟

ابلاغ کردند "وأحاط بما لديهم".

و خدا به هر آنچه نزد این رسولان است چه دارد؟

احاطه.

احاطه دارد "وأحصى كل شيء عددا" و همه چیز را دونه دونه می‌شمارد.

یعنی کیلویی و تنی و اینا نیست.

یکی یکی چک می‌کنه.

یک کلمه اضافه ممنوع.

یک کلمه کمتر ممنوع.

اونی که تو باید به مردم بگی همینه.

اینو بگو.

"وأحصى كل شيء عددا".

خب چی شد؟

ما در ابتدا در مرحله اول چی داشتیم؟

یه قل داشتیم.

اینجا هم چند تا قل داریم؟

چهار تا که البته قل چهارمی ذیل این "ما يوعدون" هست.

حالا فرق نمی‌کنه بگو پنج تا قل.

این پنج تا قل با هم دارن یه کار رو انجام میدن.

اینو حواسمون باشه.

"قل إنما أدعو ربي ولا أشرك به أحد".

به این مجتمعین معترض بگو خدا را می‌خوانم، شریک براش قرار نمیدم.

عه چه خوب شد.

خوب پیدات کردیم.

حالا پس تو مواظبمون باش.

بهشون بگو من مالک ذر و رشدی برای شما نیستم.

من جانشین جنیان توهمی شما نیستم.

بهشون بگو من را به جز خدا کسی پناه نمی‌دهد و جز او تکیهگاهی نمی‌یابم.

بهشون بگو من مأموریتم بلاغ رسالات خداست و بهشون بگو اگر از خدا و رسول معصیت کنند به جهنم می‌افتند و اون وقتی که تو جهنم قرار بگیرند می‌فهمند کی ضعیفه، کی تعدادش کمه.

بیخود شاخ و شونه برای تو نکشند.

مسخره می‌کنند وعده‌ی جهنم ما را.

بهشون بگو نمی‌دانم نزدیک است یا زمانی خدا بین این لحظه و قیامت و جهنم قرار داده.

عالم غیب خودشه.

او نخواسته هیچ کس از زمان برپایی قیامت چی باشه؟

مطلع باشه.

پس او کسی را بر غیب خود مطلع نمی‌کند جز رسولی که از او راضی باشد که تازه وقتی اون رسول را از غیب مطلع می‌کند، در مقابل او و از پشت سرش رصدی می‌کشد، نظارتی را روانه می‌کند که مطمئن شود رسالات او را ابلاغ کردند بی‌کم و کاست.

و خدا به هر آنچه نزد رسولان او هست احاطه دارد.

و خدا همه چیز را عدد، عدداً یکی یکی می‌شمارد.

چیزی جا نمیفته این وسط.

خب سیر مفهومی آیات الحمدالله تمام شده.

ما الان تو مرحله‌ی بعدی کاری که می‌خوایم انجام بدیم تشخیص سیاق‌ها و جمع‌بندی و ارتباط یابی اونهاست.

تقریباً من عمده زیرساخت‌های مرحله بعدی رو تو این مرحله اشراب کرده بودم.

خیلی کار سختی نداریم.

انشاالله بعد از نماز ساعت شش و ربع در خدمتتون هستیم که بتونیم انشاالله بحث این سوره رو با آرامش تمام بکنیم و به شکل استدلالی.

والسلام علیکم ورحمة الله وبركاته.

[موسیقی پاپ]