[موسیقی] اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
الحمد لله رب العالمين وصلى الله على سيدنا ونبينا وحبيب اله العالمين ابا القاسم المصطفى محمد.
اللهم صل على محمد و آله.
وعلى آله الطيبين الطاهرين.
لعنة الله على أعدائهم أجمعين من الآن إلى قيام يوم الدين.
سلام عرض میکنم خدمت خواهران و برادران گرامی.
خدا را شکر میکنیم که توفیق عطا فرمود ساعتی دیگر از عمرمون رو در محضر با سعادت قرآن کریم سپری کنیم.
ان شا الله که تمام ساعات عمرمون بالاخص اون ساعت هایی که در پیشگاه قرآن سپری میشه ذخیره زندگی بهترمون در این دنیا و حشر با افتخار و سر بلندی ما در آخرت باشه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجه.
سوره مبارکه مجادله رو داریم تدبر میکنیم و در دو هفته گذشته که در خدمت این سوره بودیم آیات این سوره دستهبندی شد و متوجه شدیم که دارای سه سیاق هست.
سیاق اولش آیه یک تا چهار بود.
جمعبندی هم شد این سیاق که احکام زهار در این سیاق بیان شده بود.
سیاق دوم آیه پنج تا سیزده بود که این هم به حمدالله جمعبندی شد.
متوجه شدیم که بعد از بیان احکام زهار به عنوان حدود الهی، کسانی در مقابل حدود الهی در واقع موضع داشتند، محاده کنندگان و محاده کنندگان چون نمیتونستند علنی در مقابل حدود الهی بایستند، رو آورده بودند به روش نجوی.
یعنی گفتوگوهای پنهانی و خزنده زیر پوستی اصطلاحاً کار کنند، افکار عمومی رو با خودشون هماهنگ کنند، همراه کنند و بعد از اون بتونن به هر حال مردم رو از تبعیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم منصرف کنند.
مردم رو به دشمنی با حضرت دعوت کنند.
مردم رو به سرپیچی از احکام الهی و حدود الهی فرا بخوانند و اینا.
و چون ابزار اونها نجوا بود، سیاق دوم با سه تا یا ایها الذين آمنوا به جامعه ایمانی آموزش داد که چطوری باید این ابزار رو خنثی بکنید که این سه تا یا ایها الذين آمنوا یکیش این بود اول خودتون گوش به نجوای اینها ندید.
خودتون در مجالس نجوای محاده کنندگان شرکت نکنید.
این اولاً.
حالا اگر انسان میخواد جلسه خصوصیای هم برود، تو کانال خصوصیای هم عضو باشد، اشکال نداره به شرطی که اونجا موضوع بر و تقوا باشه.
نمیخوایم بگیم کلاً خصوصی ممنوعه.
نه.
بر و تقوا باشه.
جایی که جلسهای، محفلی، کانالی، سایتی خصوصی هست و اونجا موضوع اسم و عنوان و معصیت الرسوله است شما خودتون اونجا نباشید.
این اولاً.
دوم این که اجازه بدید که کنترل لازم روی این مجالس وجود داشته باشه.
همکاری کنید.
اگر از جانب پیامبر گرامی اسلام یا عوامل ایشون دستوری رسید که جا باز کنید، یه مجلسی رو از حالت خصوصی خارج کنید، بپذیرید.
یا اگر دستوری رسید که جلسهای رو تعطیل کنید بپذیرید.
مقاومت نکنید.
این همکاری رو داشته باشید چون هر قدر هم شما مراقب خودتون باشید تا در جلسات نجوا شرکت نکنید باز هم امکان داره که یه جاهایی بالاخره فریبی، یه جاهایی سوءاستفاده از موقعیت خاصی صورت بگیره.
این نیاز داره به یک نظارت اجتماعی و حکومتی و اون نظارت اجتماعی و حکومتی هم محتاج همکاری و هماهنگی شما مؤمنانه.
سومینش هم این بود که خب در این شرایط بحرانی که محاده کنندگان میخوان با نجوا افکار عمومی جامعه رو جهت بدن، تو این شرایط بحرانی خیلی مهمه که هر کسی نتونه کنار گوش پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم قرار بگیره و حرفشو به صورت خصوصی به اون حضرت بزنه.
آقا از این به بعد اگر کسی میخواد خصوصی با حضرت صحبت کنه، اول صدق خود را اثبات کنه.
اول باید صدقهای بدهد که معلوم بشه واقعاً صادقانه قصد خیر داره بعد بره صحبت کنه با حضرت.
یه تاکتیک موقت بود تا یه مدتی اجرا شد و بعدم برداشته شد.
همون برداشته شدنش در آیه بعدیش نشون میداد که این به عنوان یک راهبرد همیشگی نیست.
این به عنوان یه تاکتیک مقطعی است که بتونیم از دوره بحران عبور بکنیم و کمک کنیم به رهبری جامعه اسلامی برای کنترل جریان محاده.
خب به این ترتیب سیاق دوم هم جمعبندی شد.
در حقیقت معرفی محاده کنندگان، ابزار اونها در پیشبرد محاده و راههای مقابله با این ابزار و خنثی کردن این ابزار.
اما رسیدیم به سیاق سوم.
سیاق سوم رو هم در جلسه قبلی تا یه جایی خوندیم، تطبیق دادیم.
من اونها رو یادآوری کنم و به جمعبندیش برسیم.
بحث سیاق سوم با این شروع شد.
ألم تر إلى الذين تولوا قوما غضب الله عليهم.
این کسانی که در ولایت قومی هستند که خدا بر اونها غضب کرده یعنی تحت سرپرستی دشمنان خدا هستند، تحت سرپرستی معاندان با خدا و دین خدا هستند.
بالاخره در دنیا یک اهدافی وجود داره که همواره خدا اون اهداف رو تعقیب کرده، پیغمبران رو برای اون اهداف ارسال کرده، کتابهای آسمانی رو فرستاده، اوصیا و اولیا رو در اون جهت ساماندهی کرده.
یه جبههای وجود دارد، جبههی حق است، جبههی خداست.
اگر یه نگاه بندازید متوجه میشید که آقا یه جبههی دیگری هم در این عالم وجود داره که اونا مجدانه، مصرانه، معاندانه به هیچ عنوان دوست ندارند که خدا به اهداف خودش برسد.
اونها هم در مقابل خدا هستند.
اینها قوما غضب الله علیهماند.
حالا یه وقت شما نگاه میکنی در داخل جبههی حق، در داخل جامعهی اسلامی که علیالقاعده پایگاه حقه، جبههی حقه، نگاه میکنی کسانی هستند که اینها تحت ولایت اون قوما غضب الله علیهماند.
از اون قوما غضب الله علیهم، قوم مغضوب، از اون دشمنان خدا دستور میگیرند.
گوش به فرمان اونا هستند.
تا امر اونا چه باشد، تا میل اونا چه باشد.
خب این میشن الذین تولوا قوما غضب الله علیهم.
پس الذین تولوا قوما غضب الله علیهم کسانیاند، تو جامعه اسلامیاند، تو جامعه ایمانیاند، تو پایگاه حق و توحیداند ظاهراً.
ولی گوش به فرمان اون جبههی باطلاند.
گوش به فرمان دشمنان خدا.
به خط اونا حرکت میکنند، به امر اونا حرکت میکنند.
خب خدا فرمود ما هم منکم و لا منهم.
آقا این جماعتی که تو جامعهی اسلامی گوش به فرمان دشمنان خداند، اینا نه از شما هستند که مؤمنید، از شما نیستند.
چرا؟
چون از مؤمنان بودن شرطش گوش به فرمان خدا، پیغمبر بودنه.
نه گوش به فرمان دشمنان خدا، پیغمبر بودن.
بنابراین از شما نیستند.
از اونا هم نیستند.
و لا منهم.
چرا؟
داره به اینا یک جورایی خدا گوشی رو دستشون میده.
فکر نکنید اگر اینجا منفور میشید، اون ور محبوبید.
اون ور هم منفورید.
اونا هم شما رو قبول ندارند.
اونا هم از شما استفادهی ابزاری میکنند.
به هدفشون که برسند برای شما عزتی قائل نیستند.
اینو بدونید.
ما هم منکم و لا منهم.
بعد خدا میفرماید این جریان وادادهی داخلی جامعه اسلامی و یحلفون على الكذب پیوسته قسم میخورند بر مبنای دروغ.
یعنی دائماً تلاش میکنند با قسم و تأکید و امثال اینها خود را جزئی از جامعهی ایمانی، وفادار به جامعهی ایمانی جلوه بدهند.
و هم يعلمون خودشون هم میدونند که دروغه.
أعد الله لهم عذابا شديدا خدا برای اونها عذاب شدیدی رو آماده کرده إنهم ساء ما كانوا يعملون.
چه بد است رفتار اونها.
اتخذوا أيمانهم جنة آقا این همه قسم و تأکید برای چیه؟
اتخذوا أيمانهم جنة با این همه تأکید و با این همه خلاصه قسم میخوان سپری بسازند.
آقا تو که سرسپردهی دشمنان خدایی، خب سرتو بنداز پایین.
برو تو جبههی باطل دیگه.
برای چی وایسادی اینجا؟
چرا سعی میکنی خودت را دوست مؤمنان جلوه بدی؟
آخه این که کاری داره میکنه جاش همین جاست.
یه سپر میسازه که بتونه در داخل جامعهی اسلامی و ایمانی خودش رو نگه داره، سرپا بمونه و بعد از داخل ضربه رو بزنه.
ستون پنجمه دیگه.
این در داخل جامعهی اسلامی داره باعث اثر کردن دشمنی اون قوما غضب الله علیهم میشه.
سوره منافقون رو برید ببینید این آیات خیلی شبیه آیات اول سوره منافقون هست.
اونجایی که همین تعبیر اونجا هست.
اتخذوا أيمانهم جنة فصدوا عن سبيل الله عین همین تعبیر.
خب اون کارکردی که دشمن داخلی داره در مانع شدن از راه خدا خیلی بیشتر از کارکرد دشمن بیرونیه.
اون قوما غضب الله علیهم تکلیفش روشنه.
انسان تکلیفش رو با او میدونه.
او خودشو زیر یک ظاهر فریبنده پنهان نکرده.
ما تکلیف اون رو میدونیم که او دشمن خیر ما رو نمیخواد و به تناسبش گارد میگیریم در مقابلش.
اما این داخلی که دائم داره قسم میخوره، دائم داره تأکید میکنه، دائم داره ظواهر ایمانی رو اصرار میورزه بر اون که خودش رو مؤمن و مسلمان و متقی و غیره جلوه بده، طرفدار اسلام جلوه بده.
این داخلیه سخته.
اینو ما فریبش رو میخوریم که خدا در سوره منافقون به پیغمبر اکرم فرمود هم العدو فاحذرهم.
اگه بناست بگیم دشمن یکیه، اون یکی همین داخلیان.
اون دشمن یکی همینی که این داخل سرسپردهی دشمنان خداست ولی در داخل شماست.
این خطر اصلی اینه.
از اون باید حذر کرد.
اتخذوا أيمانهم جنة فصدوا عن سبيل الله فلهم عذاب مهين برای اونها عذابی خوار کننده در نظر گرفته شده.
لن تغني عنهم أموالهم ولا أولادهم همین عبارت نشون میده که این سرسپردگان دشمنان خدا در داخل جامعهی اسلامی پایگاه و جایگاه خود را با چی محکم کردند؟
بگید.
اموال، اولاد یعنی ثروت، قدرت.
یعنی اینا در کانونهای ثروت و قدرت جاخش کردند.
اینها به ثروت و قدرت خود تکیه دارند.
اتخذوا- ببخشید "لن تغنی عنهم أموالهم ولا أولادهم من الله شيئا".
شاید تو این دنیا و به ظاهر این ثروت و قدرت به کارشون میاد ولی بدانند در حقیقت عالم این مال و ولد، این ثروت و قدرت مانع از رسیدن عذاب خدا به اینها نخواهد شد.
"لن تغنی عنهم أموالهم ولا أولادهم من الله شيئا" به دردشون نخواهد خورد.
نه اموالشون و نه اولادشون برای مانع شدن رسیدن عذاب از طرف خدا هیچ اندازه به دردشون نخواهد خورد.
"أولئک أصحاب النار هم فيها خالدون".
اینا جهنمیهایی هستند که در جهنم جاودانهاند.
"يوم يبعثهم الله جميعا" کی در جهنم جاودانه میشن؟
روزی که خدا همهشون رو مبعوث میکنه "فيحلفون له كما يحلفون لكم" اون روزم شروع میکنند به سخنرانی برای خدا تأکید کردن بله ما اینجوری مصلحت جامعه اسلامی رو میخواستیم.
ما اینجوری خیر جامعه را میخواستیم.
شروع میکنند برای خدا با آب و تاب صحبت کردن و اینا.
تو دلشون هم گمان میکنند "يحسبون أنهم على شيء" با خودشون میگن آقا داره میگیره ها داره میگیره خدا هم دیگه خدا رو هم داریم راضی میکنیم قانع میکنیم.
خدا یه دفعه میفرماید "ألا إنهم هم الكاذبون".
بدونید اینا همون دروغگویاناند.
"استحوذ عليهم الشيطان" شیطان بر اینها مسلط شده.
شیطان اینها را لگام زده.
"استحوذ عليهم الشيطان".
شیطان کسی رو که لگام میزنه چیکار میکنه باهاش؟
"فأنساهم ذكر الله".
شیطان کاری کرده خدا رو از یاد بردهاند.
رو-- برای حرکتشون و اقداماتشون تو محاسباتشون خدا را در نظر نمیگیرند.
"أولئک حزب الشيطان".
اینها حزب تشکیلاتی و جماعت سازمان یافتهای هستند که در خدمت شیطان دارن کار میکنند و در خدمت اهداف شیطان دارن کار میکنند.
"ألا إن حزب الشيطان هم الخاسرون".
همه بدانند که حزب شیطان "هم الخاسرون" خسارت کنندگاناند.
ببینید ما تا اینجایی رو که در جلسه قبلی هم خوندیم از ابتدای آیه چهارده تا آیه نوزده متوجه شدیم که خدا دارد از یک جریانی صحبت میکنه که ظاهراً در داخل جامعه اسلامی و ایمانی هستند ولی گوش به فرمان دشمنان خدا هستند.
"قوم غضب الله عليهم".
ببینن اونا چی میگن.
با اونا هماهنگاند.
خب.
و این جریان به ثروت تکیه دارند، به قدرت تکیه دارند.
تلاش بسیار زیادی هم برای ظاهر سازی میکنند.
"يحلفون على الكذب".
پیوسته تلاش میکنند ظاهر خود را موجه جلوه بدن به دروغ.
هدف این جریان چیه؟
بستن راه خدا.
بزارید یک بار برای همیشه اصطلاح بستن راه خدا رو یاد بگیریم یعنی چی.
ما یه سبيل الله داریم تو قرآن، یه رسول اللهی که مکلف است مردم را در سبيل الله چه کند؟
حرکت بدهد.
رسول الله در حقیقت مسئول حرکت دادن مردم در سبيل الله است.
هر کسی که اقدامی و نقشی ایفا کند که مردم را از پیروی پیغمبر تو سبيل الله باز بدارد، یعنی کاری کنه مردم در حرکت کردن پشت سر پیغمبر تو راه خدا دچار چی بشن؟
شک و تردید و انصراف و ارتداد و برگشت و عقب گرد و بی راهه و ایستادن و هر اتفاق دیگری که مانع از این بشه که مردم پشت سر پیغمبر برن به هدف برسن.
این میشه سد عن سبيل الله.
بستن راه خدا یعنی این.
بعضیها فکر میکنند بستن راه خدا یعنی باید چه اتفاقی بیفته که بستن راه خدا صدق کنه؟
آقا خدا اراده کرده حدودی را در جامعه جا بندازه.
از نظر شما ممکنه این حدود خیلی هم چیزای پیش پا افتاده و بگید سادهای باشه.
آقا چیز مهمی نیست.
حالا مثلاً چیه؟
خدا میخواهد احکام زهار را جایگزین فرهنگ باطل قبلی کند.
فرهنگ باطل قبلی چه بوده؟
این بوده که با زهار معتقد بودند دیگه همسر میشود مادر و حرام ابدی.
خدا میخواهد اینو بردارد.
میگه من اینو قبول ندارم.
زهار را باطل اعلام کنه و برای زهار بیمورد هم کفاره وضع کنه.
یه احکامی، یه حدودی، یه قوانینی رو میخواد تو جامعه اسلامی جا بندازه.
خب یک عده همینجا یه نقشی ایفا میکنند.
اون نقش نقش آفرینی میکنند.
با این حرف بزن، با اون حرف بزن، اینجا جلسه بگیر، اونجا جلسه بگیر، اینجا بنویس، اونجا سخنرانی کن که این اتفاق بگید نیفتد آقا.
این حدود الهی جایگزین اون فرهنگ قبلی نشود.
این یعنی سد عن سبيل الله.
تموم شد.
آقا لازم نیست برای سد عن سبيل الله کسی شاخ داشته باشه، گوش دراز داشته باشه یا دندوناش بزنه بیرون.
نه اتفاقاً ممکنه پیشانیش جای مهر هم داشته باشه.
ممکنه ظواهر ایمانی رو خیلی هم غلیظتر از بقیه داشته باشه.
ربطی نداره.
که اون دفعه در جلسات اول بود یا دوم بود عرض کردم با ساختار دین خدا مشکل داره.
این خودشو معیار قرار داده.
ممکنه یه آدمی گناه بکنه یعنی منظور در اطاعت اوامر خدا دچار نوعی سستی و کوتاهی باشه.
ولی مشکلی با ساختار دین خدا نداره.
مقاومتی در مقابل دین خدا و اجرای دین خدا نداره.
او به نجات نزدیکتره از یه آدمی که اتفاقا میبینیم در ظاهر خیلی هم خیلی چیزا مقیده.
ولی با ساختار دین خدا مشکل داره.
أن الرجل داره در مقابل خدا میگه.
کل مشکل ابلیس که سردسته این حزب، [آیه قرآن] مشکل ابلیس که سردمدار و سردسته این حزبه چه بود؟
چه بود؟
یه أن الرجل در مقابل خدا بود دیگه.
و الا علی علیه السلام فرمود خود خدا در قرآن کریم از بیانات خدا پیداست که ابلیس جای-- اولا بنده که تحقیقاتم میگه ابلیس یکی از ملائکت الله بود به نام عزازیل.
اما اینم کسی نخواهد قبول بکنه میگه جن بود باشه جن بود اما شش هزار سال عبادت کرده بود و به طراز ملائکه بود.
ابلیس عزازیل قبل از اینکه ابلیس بشود در جایگاهی بود که وقتی خدا به ملائکت الله گفت اسجدوا لآدم، او هم وظیفه داشت مثل بقیه ملائکه چه کند؟
سجده کند و نکرد.
ابا و استکبر کرد.
خب نماز نمیخوند؟
میخوند.
ذکر نمیگفت؟
میگفت.
بنده خدا بندگی نمیکرد؟
میکرد.
مقامش در حد ملائکت الله نبود که بود.
حتی اگر خودش ملک نبود مقامش در حد ملک بود.
چه شد یه دفعه ابلیس سقوط کرد؟
أن الرجل تو میگی سجده کن، من قبول ندارم.
قبول ندارم حرف تو را که او از من بالاتره و من باید خادم او باشم.
من اینو قبول نمیکنم.
پس تو چی میگی من خودم.
داره در بعضی از روایات و متون مقدس این مطلب هست که او خدایا این یه مورد رو از من نخواه.
این یه مورد رو معاف کن.
این یه مورد رو.
عبادتی کنم برای تو که از ازل تا ابد کسی این عبادت را نکرده باشه.
همین یه مورد رو معاف کن.
به خاطر همین.
نگو یه مورد بود.
اینجا صحبت سر ایستادن در مقابل نظر خداست.
یه بار کسی مثلا فرض کنید داره کوتاهی در انجام دینش میکنه وقتی متوجه میشه توبه میکنه.
میگه من حواسم نبود ببخشید.
دو مرتبه هم اشتباه کنه دو مرتبه هم شرمندهست.
بازم توبه میکنه.
یه بار یکی میگه این نظر توئه خدایا؟
ببخشید باشه واسه خودت.
اینم نظر منه.
اینجاست.
این نقطه بسیار خطرناکیه.
[آیه قرآن] اینا حزب شیطاناند.
[آیه قرآن] خب.
حالا این جریان سرسپردهی ثروتمند، قدرتمند، گوش به فرمان دشمنان خدایی که تاکید میکنند ظواهر رو نگه دارن تا سد عن سبيل الله کنند.
اینا کیاند؟
اینجا که خدا فرمود [آیه قرآن] فرمود [آیه قرآن].
این أن چیه اینجا؟
ما به این أن میگیم أن تعلیل، تعلیل.
چیه داره تحلیل میکنه؟
این گفت [آیه قرآن] حزب شیطان خسارت میکنند.
چرا خسارت میکنند؟
چون محاده کنندگان [آیه قرآن]ند.
چون یه قانونی در عالم هست.
اون قانون اینه که محاده کنندگان با خدا و پیغمبر محکوم به؟
بفرمایید.
ذلتاند.
این قانون رو در آیه پنجم هم فرمود.
اونجا چی فرمود؟
[آیه قرآن] بگید [آیه قرآن].
خب [آیه قرآن] بگید مهین.
ببین عذاب مهین اینجام داشتیم.
کجا بود؟
اینا.
[آیه قرآن].
[آیه قرآن].
کبتوا، کبتوا یعنی خوار شدن.
اینجا همون قانونو میگه.
[آیه قرآن].
آقا قانون اینه.
کسی بخواد با خدا و پیغمبر محاده کند، بگه خدایا حدتو بشناس، ذلیل میشه.
این ذلیل میشه.
این قانونه.
این سنت خداست.
این رد و خور نداره.
این برو برگرد نداره.
در طول تاریخ همین بوده.
از این به بعد هم همین خواهد بود الی الأبد.
نمیتونی به خدا بگی.
خدا حدی ندارد که تو براش تعریف کنی.
کسی نمیتونه بگه حدتو بشناس به خدا.
تو باید حد خودت رو بشناسی.
تو باید مرز خودت رو بدونی.
تو بنده خدایی، نه او بنده تو.
این مسئله است.
اینجا که میگه حزب شیطان خسارت میکنند علت میاره چون محاده کنندگان ذلیلاند.
چه نتیجهای میگیری؟
یعنی حزب شیطان همان محاده کنندگاناند.
یعنی این مسئله [آیه قرآن] که راجع بهش صحبت کرد تا آیه نوزده، یه بیان دیگری بود از معرفی کیا؟
همان بگید محاده کنندگان.
اونا رو معرفی کرد.
در حقیقت جریانشناسی کرد محاده کنندگان را.
ببینید توی سیاق قبلی از محاده کنندگان صحبت کرد.
ابزار اونها رو هم مشخص کرد.
کارشون چیه؟
اونم گفت.
گفت بله محاده میکنند یعنی به اسم و عنوان و معصیت رسول دعوت میکنند.
ابزارشون هم نجواست.
[آیه قرآن] از نجوا استفاده میکنند.
اما جریانشناسی اجتماعی نبود.
این محاده کنندگان چه جور جماعتیاند؟
از کجا خط میگیرن؟
اون کار رو اینجا انجام داد.
گفت این محاده کنندگان کسانیاند که بدونید خط میگیرند از [آیه قرآن].
این اولا اگر بخوای بکاوی ببینی که به کجا بندند، میبینی بله این محاده کنندگان بندند به دشمنان خدا بیرون از جامعه اسلامی.
به قوم غضب الله علیهم متصلاند.
از اونها خط میگیرند.
این محاده کنندگان به ثروت و قدرت تکیه دارند.
اموال و اولاد.
این محاده کنندگان ظاهر سازی میکنند.
یحلفون على الكذب.
این محاده کنندگان در مقابل هدف خدا سدّاً سبیل الله میکنند.
مردم را از تبعیت پیغمبر باز میدارند.
این شد جریانشناسی محاده کنندگان.
خب ما تو سیاق قبلی یاد گرفته بودیم که باید ابزار محاده کنندگان یعنی بگید- نجوا نجوا را چی کار کنیم؟
خنثی کنیم.
حالا اینجا خدا میخواهد به ما یاد بده این جریان را چطور خنثی کنیم.
یه بار شما یه جریانی هست از یه ابزاری استفاده میکنه، شما مجبوری فعلاً با ابزار او چه کنی؟
مقابله کنی و ابزار او را خنثی کنی.
یه بار اینه.
یه بار خدا یادت میده که کلاً این جریان را ناکارآمد کنی.
یعنی جنگ میره تو دل تر-- حریف.
دیگه ما اینجا وای نمیایستیم او باشد از ابزار خود استفاده بگید بکند بعد من حالا بیام ابزار او را یکی یکی خنثی کنم.
با ا-انجام این دستوراتی او را خنثی کنم.
یه بار هم هست که من میرم توی میدون حریف.
حریف رو در همون جایگاهی که هست ناکارآمدش میکنم.
راهش چیه؟
راهش اینه.
لا تجد قوماً.
نمییابی قومی را که يؤمنون بالله واليوم الآخر که به خدا و روز قیامت ایمان داشته باشد.
یوادون من حاد الله ورسوله.
ولی با من حاد الله ورسوله مودت داشته باشد.
من حاد الله ورسوله.
این من حاد الله ورسوله میشوند کیا؟
[پاسخ شنوندگان] میشن همون محاده کنندگان دیگه.
میشن همون حزب شیطانی که در همین آیه معرفی کرد دیگه.
ان الذين یحادون الله ورسوله.
درسته؟
میگه اگر کسی واقعاً به خدا و به روز قیامت ایمان دارد، اگر کسی حقیقتاً خدا را و حقیقتاً قیامت را قبول دارد، مودت من حاد الله ورسوله در او نخواهد بود.
مودت محاده کنندگان را نخواهد داشت.
مودت یعنی چی؟
مودت یعنی نوعی از تعامل مؤثر و دوستانه.
تعامل مؤثر و دوستانه میشود مودت.
اینهایی که واقعاً به خدا و قیامت مؤمناند، تعامل مؤثر و دوستانهای با محاده کنندگان بگید ندارند.
ولو کانوا آباءهم.
ولو که این محاده کنندگان چی باشند؟
پدران اونها باشند.
أو أبناءهم یا پسران و فرزندان اونها باشند.
أو إخوانهم یا برادر خواهر اونا باشند.
أو عشيرتهم یا بستگان و قوم و قبیله اونها باشند فرقی نمیکند.
اینها مودت محاده کنندگان را ندارند هر چند که از نزدیکان اونها باشند.
أولئك اینها یعنی این قوم مؤمنی که مودت من حاد الله ورسوله را ندارند.
أولئك كتب في قلوبهم الايمان.
اینها اونهاییاند که خدا ایمانو تو قلبشون نوشت.
خدا یا روزیمون کن.
یه بار انسان مؤمن است.
یه بار خدا مینویسد ایمان را در قلب انسان حک میکند.
ثبت میکند.
این چیز دیگه ایه.
أولئك كتب في قلوبهم الايمان وأيدهم بروح منه.
الله اکبر.
خدا اینها را تأیید میکند.
حمایت میکند با روحی از جانب خود.
غیر از اون روحی که تو چهار ماهگی در رحم مادرانمون خدا در ما دمیده نفخت فيه من روحی.
اون وقتی که در ایمان میرسد به جایی که مودت من حاد الله را ترک میکند، اون وقت یه روح دیگری خدا در وجود او میدمد.
این روح، روح ثبات است.
روح ایمان با استقامت است.
روح ایستادن در برابر شدائد است.
روح آمادگی برای جان دادن در راه خداست.
روح آمادگی برای هزینه شدن و هزینه کردن در راه خداست.
أيدهم بروح منه ويدخلهم جنات تجري من تحتها الأنهار خدا داخل میکند اینها را در اون بهشتهایی که نهرها از کف آن روان است خالدين فيها جاودانگاناند در اون بهشتها.
رضي الله عنهم ورضوا عنه مقام رضایت.
ادخلي جنتي.
يا أيتها النفس المطمئنة ارجعي إلى ربك راضية مرضیة.
این رضي الله عنهم ورضوا عنه یعنی مرضیة راضیة.
خدا از اینها راضیه.
اینها هم از خدا راضیاند.
أولئك حزب اینا حزب خدایند.
اینا اون گروه تشکیلاتیای هستند که سردمدارشون خداست نه ابلیس.
[مکث] ألا إن حزب الله هم المفلحون بدانید حزب خدا همون رستگارانند.
یعنی عملاً [مکث] در مقابل حزب شیطانی که اینجا معرفی کرده بود اینجا یک حزبالله معرفی کرد.
ولی در مقام معرفی حزبالله مشخص کرد حزبالله یعنی مردمان مؤمنی به خدا و قیامت [مکث] که دیگه در کنار ایمان به خدا و قیامت مودت من حاد الله و رسوله را در قلب خود و در زندگی خود، در فرهنگ خود ندارند.
هرکی میخواد باشه این من حاد الله و رسوله.
آقا هرکی با خدا، پیغمبر مشکل قانونی، ساختاری دارد میگه من این نظر خدا، پیغمبر را قبول ندارم، نظر من چیز دیگر است و هرچی [مکث] من با او رابطه دوستانه مؤثری بگید ندارم.
پدرمه؟
باشه.
برادرمه؟
باشه.
فرزندمه؟
باشه.
فامیلمه؟
باشه.
[مکث] این چه جور راهبردیه؟
این راهبرد منجر میشه به اینکه در دل جامعه ایمانی عملاً اون گروهی که تولّوا قوماً بگید غضب الله علیهم هستند به تدریج به حالت انزوا کشیده میشن.
انزوا اجتماعی پیش میاد.
یعنی دیگه کار دست اونا بگید نمیفته.
آخه ما میگیم مؤمنیم [مکث] سر بزنگاه که میخوایم رأی بدیم صاف به اونی رأی میدیم که تولّوا قوماً غضب الله علیهم باشه.
آخه چجور تو میگی مؤمنی؟
قربونت برم.
[مکث] چجور مؤمنی هستی؟
تو باید این حسو داشته باشی، این غیرت و این حس، باور رو داشته باشی که اگر مؤمنی پس قراره راه خدا پیش بره، قراره اهداف خدا پیش بره.
پس باید کار دست کیا باشه؟
کسانی که ایمان به اهداف خدا داشته باشن.
کسانی که گوششون به خدا، پیغمبر باشه نه اینکه گوششون به دشمنان خدا، پیغمبر باشه.
[مکث] تو چطور ادعای ایمان میکنی؟
[مکث] ده هزار دو-- صلواتم بفرست بعد برو رأی بده اونجوری.
فایده نداره داری غلط میری.
اشتباه میزنی.
تو هنوز به مقام حزباللهی نرسیدی.
هنوز به مقام فلاح نرسیدی.
[مکث] سر چی؟
[مکث] یا حالا این من رأی، رأی یه نمونهست.
من میخواستم یه مثال امروزیشو زده باشم.
یعنی اینکه فضای جامعهی ایمانی نباید فضایی باشد که این گروه سرسپردهی دشمنان خدا تو جامعهی ایمانی به راحتی بتونن اهداف خود را بگید پیش ببرن.
آقا همه چیز مهیا، فراهمه.
همه چیز آمادهست که ما کارمونو بکنیم.
خب این که نشد که.
[مکث] شما باید اونا رو به انزوا بکشید.
شما نباید اجازه بدید اونا به راحتی هر کار میخوان انجام بدن.
[مکث] شما باید انسجامتون، تصمیمگیریهاتون، تعاملاتتون، نوع روابطتون باید به گونهای باشه که اهداف خدا پیش بره تو جامعه، نه اهداف قوماً غضب الله علیهم از طریق این جماعت وا دادهی سرسپرده.
[مکث] میشه حزباللهی بودن؟
اگر یک جامعهای اینطور بود، اونوقت دیگه اصلاً در اق-اقدامات مختلفی که خدا میخواد حدودی را در جامعه جا بندازه، هی هر روز با یک جریان محادهی سنگین روبرو نخواهیم بود.
الان چرا جریان محاده سنگینه؟
چون کار دستشونه.
[مکث] چون هر کدوم یه جایی کار دستشونه.
[مکث] وقتی کار دستشونه طبیعتا به راحتی نجوای شیطانی تو جامعه رسوخ میکنه، نفوذ میکنه.
افکار مو-مؤمنین و افکار عمومی جامعه با اهداف قوماً غضب الله hook میشه.
بعد اونوقت این جامعه را پیغمبر هم بخواد رهبری کند به سمت صلاح و فلاح رهبری میشود؟
[مکث] میپذیرد؟
حرکت میکند؟
نه.
[مکث] یه فرمول دو دو تا چهارتاست.
[مکث] حالا شما ببینید [مکث] ما-- من از این جبهه رو میخوام براتون این شکلی نشون بدم.
یه شیطان هست که شیطان لعنت الله علیه ابلیس در رأس جبههی حزب شیطان.
شیطان لعنت الله علیه اولین لایهای رو که تحت تأثیر خودش قرار میده و ولایت خودش رو بر اونها اعمال میکنه، اینا کیان؟
قوماً [مکث] غضب الله علیهم.
یعنی شیطان اول میاد رو قوماً غضب الله علیهم اینا رو بیدارکشی میکنه.
اینا اوناییان که یه بله قربانی به شیطان گفتن و مغضوب کی شدن؟
بگید مغضوب خدا شدن.
[مکث] این قوماً غضب الله علیهم یه اعمال ولایتی میکند روی الذين تولّوا قوماً غضب الله علیهم.
یه اعمال ولایتی میکند رو یک جریان داخل جامعهی ایمانی که میشن الذين تولّوا قوماً غضب الله علیهم.
اینا کیان؟
اینا همون محاده کنندگانن.
یعنی چی محاده کنندگان؟
یعنی اوناییان که دارن برنامهریزی شده قوما غضب الله عليهم خط میگیرند که اهداف شیطان تو جامعه چی بشه؟
پیاده بشه.
هر جا حدود الله میخواد اجرا بشه اینا تلاش میکنن که نشه.
تلاش میکنن جامعه بره به سمت و سویی که ایشون میخواهد.
شیطان، ابلیس.
پس اینا با اینکه شاید سر و کلهشون تو مسجد هم پیدا بشه، نماز هم بخونن، شاید روزه هم بگیرن، شاید ظاهر الصلاح هم باشن، تاکید بر ظواهر ایمانی هم بکنند اما اینا کسانیاند که گوششون اینجاست.
اینام که مطیع اینن.
استحوذ عليهم الشيطان میشه دیگه.
پس عملا استحوذ عليهم الشيطان میشه.
شیطان به واسطه قوما غضب الله عليهم بر اینا چه میکند؟
اینا رو لگام میزند.
خب.
حالا ما یه بار اینجوری میگیم خوب دقت کنید ها.
این تیکه رو خواهش میکنم خوب دقت کنید.
[مکث] یه بار میگیم آقا [مکث] یه شیطانی هست و قوما غضب الله علیه می هست و تو جامعه ایمانی یه الذين تولوا بگید قوما غضب الله علیه می هست.
این یه گروهاند تو جامعه ایمانی.
میشه یه گروه دومیم همینجا تو جامعه ایمانی فرض کرد که مثل اینا بگید نیستن.
یعنی میشن الذين من مینویسم عربیشو.
الذين لم يتولوا قوما غضب الله عليهم.
یعنی محاده کننده نیستند.
خب این یه گروه.
ما تو جامعه ایمانی کسانی داریم که قوما غضب الله علیهم را تولی میکنند، سرپرستی دشمنان خدا را میپذیرند.
یه کسانی هم داریم که نمیپذیرند.
[مکث] آیا همین که نپذیرفتیم میشیم حزب الله؟
چی میخواد؟
میگه ببین اینی که نپذیرفت خب این تازه از قوما غضب الله علیهم خود را بگید خارج کرد، نجات داد.
بله، اینا تحت ولایت قوما غضب الله علیهم هستند و اینا نیستند.
خیلی خب این خودش تحسین داره.
آفرین.
اما این یه مرحله نجات دیگه هم لازم داره.
خودشو باید از الذين بگید تولوا قوما غضب الله علیهم هم نجات بده.
این علاوه بر اینکه باید از قوما غضب الله علیهم دوری کند، باید از الذين تولوا قوما غضب الله علیهم هم دوری کند.
خدا اینو میگه.
خوب دقت کنید.
این قوما غضب الله علیهم.
درست؟
یعنی چی؟
یعنی دشمنان سر-- دشمنان قسم خوردهی اسلام و قرآن و پیغمبر و خدا و دین و دیانت که مستقیم تحت فرمان شیطاناند.
خیلی خب این قوما غضب الله علیهم.
تو جامعه ایمانی افراد نسبت به قوما غضب الله علیهم بر دو دستهاند.
یه گروهی که تحت ولایت قوما غضب الله علیهم رفتهاند یعنی کلا گوش میدن ببینن اونا چی میگن، با اونا همراهن، با اونا هممسیرند.
این یه گروه.
گروه دومی هم میشه اینجا دید که اینا دیگه مثل گروه اول تحت ولایت قوما غضب الله علیهم نیستن.
پس بذارید فردا یه رفراندومی برگزار میشه.
آقا کیا میگن ما بریم مثلا تحت فرمان آمریکا قرار بگیریم، دولت مستکبر و دشمن خدا، دولت آمریکا.
رفراندوم میشه دو گروه میشیم.
یه گروه هستن میگن آقا ما بریم.
آقا بسه دیگه ما نخواستیم تمدن اسلامی و نم انقلاب و نظامو ولش کن آقا به اندازهی کافی تحریم شد و بدبختی آمد و خیانت شد و فساد کردن و چه کردن ولش کن برگردیم همونجا تحت ولایت قوما غضب الله علیهم قرار بگیریم.
اونا برای ما تصمیم بگیرن ما چیکار داریم یه کسیو برای خودمون بذاریم بعد هی آزمون خطا، آزمون خطا، زور اونا، علم اونا، پول اونا، ثروت اونا، قدرت اونا.
چرا اونا دارن.
یک بار برای همیشه بگیم آقا چشم بله قربان هرچی شما بفرمایید.
کی باشه امیر ما.
کی باشه مولای ما، آقای ما، شما بگید تمومش کنیم دیگه جنگ تموم شه.
یه عدهای هم ممکنه برگردن بگن نه ما به هیچ عنوان آقا هرچی هم در داخل بدبختی بکشیم حاضر به اینکه ولایت قوما غضب الله علیه رو قبول کنیم نیستیم.
ما در ولایت شیطان قرار نمیگیریم.
این شدیم دو گروه.
خب پس یه گروه الذين تولوا قوما غضب الله علیهم، یه گروه الذين لم يتولوا قوما غضب الله علیهم.
خب تا اینجا یه قدم رفتیم جلو.
اما حزب اللهی که این آیه معرفی میکنه این نیست.
[مکث] حزب الله میگه خود اینا دو گروهاند.
خود این گروهی که لم يتولوا قوما غضب الله علیهماند.
خود اینا دو گروهاند.
گروه اول اهل مودت با محاده کنندگاناند.
میگه همینایی که محاده کننده نیستند، خودشون محاده کننده نیستند برخیشون هست اهل مودت با محادهکنندگان بگید.
هستن.
یعنی طرف سرسپردهی قوما غضب الله علیهم نیست.
اما همچین ارادت خالص و خ-خاصی، یه رابطهی دوستانهی مؤثری داره با اینایی که سرسپردهی قوما غضب الله علیهم هستن.
بله اینور مرگ بر آمریکاشو داغ میگه.
آقا نه اصلا مرگ بر آمریکا.
اما اینور رایشو به اونی میده که میگه آمریکا، نجات آمریکا.
من آمریکا رو اسمشو میارم چون اسم آمریکا نیاز به اثبات نداره در قوما غضب الله علیهم بودن این دولت- بعضی وقتا یه چیزایی میاد این زیر دندونم دیگه سزاوار جلسه نیست، اونا رو نمیگم.
بله شیطانی بودنش واضحه دیگه، کار ندارم.
میخوام بگم کلمهی آمریکا رو برای اینکه شما راحت بفهمید دارم میگم.
مسئله فرموله.
مسئله الان رو مصداق نیست.
این در ولایت قوما غضب الله نیستش.
اما همچین اخلاصی داره نسبت به اونایی که تو جامعهی ما در ولایت قوما غضب الله هستن.
میگه آقا اینا بهتر می تونن بگید، کار کنن.
اینا بهتر میتونن پیش ببرن.
اینا عالیترن.
خیلی خب این گروه اول از الذين لم يتولوا قوما غضب الله علیهم.
سؤال آیا اینها حزب اللهاند؟
نه نه.
[خنده] میگه نه.
این درسته.
این محادهکننده نیست.
حزب شیطان بگید [مکث] نیست.
اما حزب الله هم نیستین.
این حزب الله نمیتونه بگه آقا حزب اللهام.
حزب اللهی به این نمیگن.
گروه دوم اینجا هستن که نه فقط ولایت قوما غضب الله علیهم را ندارند که اهل مودت با محادهکنندگان هم نیستن.
ولو که این محادهکنندگان باباهاشون باشن، برادراشون باشن، پسراشون باشن، فامیلشون باشن.
من نه اینکه بگم سرسپردهی دشمنان خدا نیستم.
من ارادتی به سرسپردگان دشمنان خدا تو جامعه خودم هم ندارم.
نه سرسپردهی دشمن خدایم، نه مرید سرسپردگان دشمن خدایم.
هیچکدوم.
برائت دو مرحلهایه.
تبری دو مرحلهایه.
تبری فقط این نیست کسی بگه بله من از دشمنان خدا بریم.
این یه مرحلهست.
باید مرحلهی دومش هم بگی.
مرحلهی دوم چیه؟
از دوستان دشمنان خدا هم بریم.
من با اینام رفیق نیستم.
هر چند که تکلیفا فرق میکنه.
ممکنه در مقابل قوما غضب الله علیهم یه وقت تکلیف جنگ باشه.
در مقابل این گروه دوم تکلیف همین منزوی کردن باشه.
ما الان نمیخوایم اینجا تکلیف تعریف بکنیم، بکشیم، nem چه کن-- نه اینا اصلا این بحث نیست اصلا.
بحث اتخاذ مبنا و راهبرده.
راهبرد جامعهی ایمانی رفاقت با محادهکنندگان نیست.
اینجا که میرسه خیلیها یک سوالی براشون پیش میاد.
آقا من که شما داری این حرفا رو میزنی تو ذهنمون داریم میگردیم میبینیم آقا تو دور و بر ما هم کم نیستن کسایی که بالاخره یه ارادت خاصی دارن به قوما غضب الله علیهم.
همچین ارادتی به حدود الله هم تو جامعه بگید، ندارن.
پس علیالقاعده محادهکنندهاند.
پس من وظیفه پیدا میکنم با اینا چی کار کنم؟
قطع رابطه کنم.
آیا همچین چیزیه؟
بعد اون وقت میگه یعنی من با داداشم، با بابام، با عموم، داییم، خالهم، عمهم، اون دختر عموم خدا بگه چه کارش کنه، اینا چی؟
ما که داریم میریم میایم فلان.
دو تا نکته رو میگم خوب دقت کنید.
نکتهی اول اینکه بین محادهکننده که به شکل برنامهریزی شده و تشکیلاتی داره تحت فرمان قوما غضب الله علیهم کار میکنه و عملاً شده ابزار دست شیطان در داخل جامعهی اسلامی، با فریب خوردگانی از این گروه که در حقیقت اینجان اهل چیاند؟
مودتاند با محادهکنندگان و در واقع یک جور حسن ظنی به اونا پیدا کردن.
بین اینا با هم فرقه.
تو جامعهی ما خیلیها هستن علت اینکه میبینید یک ارادت خاصی دارن به قوما غضب الله علیهم مبنایی و ساختاری مشکل با خدا یا رسول نداره.
مسئلهش تحلیل اشتباهه یا مسئلهش بد کار کردن منه، بد حرف زدن منه.
مسئلهی او این نیستش که من مشکل دارم با حدود الله و میخوام تحت ولایت قوما غضب الله علیهم تو جامعه کاری کنم حدود الله پیاده نشود.
این اصلا این فضا نیست این یه آدمیه که پنج دفعه رفته این ور اون ور نشسته، پا شده، یه چیزایی دیده، خسته شده و ناراحته.
اینا رو باید فرق گذاشت.
اون چیزی که ما اینجا داریم ازش صحبت میکنیم یعنی آیه داره صحبت میکنه، لزوم ترک مودت با حزب شیطانه.
یعنی با اونایی که دارن تشکیلاتی برنامهریزی شده تحت ولایت بیگانگان تو جامعه چیکار میکنن؟
فعالیت میکنن.
یعنی مسئله مبناییه، طرف مبنا داره.
ساختارا با پیاده شدن اسلام مشکل داره، با اسلام مسئله داره.
میگه آقا اسلام عیب نداره بره تو مسجد.
اما برای این قسمت، این قسمت من قبول ندارم.
احکام اسلام رو اینجاها قبول ندارم.
حساب شده داره کار میکنه.
بله.
دیگه اینجوری که بود هرکی میخواد باشه باشه.
بابای آدم باشه، پسر آدم باشه، داداش آدم باشه، هرکی میخواد باشه باشه.
نه مثال حربی رو اینجا نیارید.
حربی کلا تو فاز خود قوم غضب الله علیهمه.
در داخل جامعه ایمانی اینجا اون مثال نمیاد.
یعنی کلا راهبردها و تاکتیکهای برخوردی اسلام با جریانهای نفاق در داخل یه چیزه، با دشمن بیرونی یه چیز دیگهس.
اصولش فرق میکنه.
بله تهش همه اینا دارن به یه جا برخورد میکنند اما اصولش فرق میکنه.
لذا تو استفادهی کلمات کاملا باید دقت کرد.
خب.
[مکث] پس گفتیم اگر برنامهریزی شده، مبنایی، تعریف شده دارد حدود خدا را به چالش میکشد، هرکی میخواد باشه باشه.
ما وظیفه داریم مودت با او رو چیکار کنیم؟
کنار بگذاریم، قطع مودت با او بکنیم.
این وظیفه ماست.
چون اگر این قطع مودت رو شما انجام ندی، عملاً او اهداف خود را با استفاده از دوستیهایی که با او میشود چیکار میکنه؟
پیش میبره، اجرا میکنه، به نتیجه میرسونه.
پس شما باید او رو بتونی محبوسش کنی توی چهارچوبی که نتونه اهدافش رو پیاده کنه.
اما یکی هستش نه آقا اینطوری نیست، این بنده خدا مثلا فرض کنید خسته است یا این بنده خدا فرض بفرمایید چهار تا رفتار غلطی دیده، سوء ظنی پیدا کرده، مشکل ساختاری و مبنایی با اسلام و حدود الهی نداره.
این فرق میکنه.
اینو شما باید سعی کنی اگر میتوانی توجیه کنی، جذب کنی، جلب کنی، اشکال واقعی رو بپذیری، جایی که اشکال نیست پاسخ منطقی به او بدی.
اینا با هم فرق داره.
پس این یه نکته.
نکتهی دوم وقتی میگه مودت نباید داشته باشن، منظور از مودت دقیقا چیه؟
اینم باید دقت کنیم.
دیگه البته تو این مسا-- مباحثی که الان من دارم میگم به حوزه فقه برمیگرده.
یعنی دیگه باید فقیه اینجا حرف بزنه.
من اینجا فتوا نمیخوام صادر کنم.
منظور از مودت رابطهای است که منجر به تاثیرگذاری او میشه.
رو شما، رو فرزند شما، رو خانوادهی شما، رو مدرسهی شما، رو جامعهی شما.
لذا مثلا من میگم از مهمترین مصادیق مودت امروز رأی دادنه.
رأی به یکی میده یعنی مودت، یعنی رابطه دوستانه مؤثر.
یعنی شما کار دادی دستش.
یعنی داری او رو مؤثر قرار میدی.
یا بالاخره در یک جمعی، در یک ارتباطی طرف رو به نقطهی تاثیر رسوندنه.
خیلی فرق میکنه.
حالا یه وقتی ممکنه یه رابطه سلام علیکی هم هست اما مصداق مودت که منجر به تاثیرگذاری او بشه نیست.
پس این قصه دیگه باید تو فقه دنبال بشه.
من اینجا راجع بهش حکم فقهی صادر نمیکنم.
بفرمایید.
بذارید بخونم اینو.
"إن الذين يجادلون الله ورسوله أولئك في الأذلين".
محاده کنندگان با خدا و پیغمبر در زمرهی ذلیلها هستند.
"كتب الله لأغلبن أنا ورسلي".
چرا اونا ذلیل میشن؟
چون خدا یه چیزی رو نوشته، از این حاضر به عدول هم بگید نیست.
اون چیه؟
خدا نوشته که من خودم و رسولانم پیروز میشیم.
این نوشته شده.
دیر و زود بگید [هم پوشانی گوینده ها] دارد.
سوخت و سوز ندارد.
قطعا "العاقبة للمتقين".
قطعا خدا غالب است.
قطعا رسولان الهی غالباند.
پس بنابراین در نهایت این عالم هرکس تو هر جریانی رقم بخورد غیر از حزب الله محکوم به شکست است.
این مسلمه.
"كتب الله لأغلبن أنا ورسلي إن الله قوي عزيز".
خدا قوی شکست ناپذیره.
وقتی خدا نوشته که من پیروز هستم، پس هرکی با خدا پیغمبر محاده کند محکوم به چیه؟
ذلته.
محکوم به ذلته.
خوار میشه، له میشه.
خیلی خب پس این آیه هم مشخص شد.
چی بود سؤال شما؟
قبل از اینکه ببینیم اینا حکمشون چیه، شما باید به سؤال من به شکل تصوری، نه تصدیقی، تصوری جواب بدید.
بنده گروه سوم رو آوردم وسط یا واقعا تو آیات هست؟
خب ببینید اینجا گفت "الذين تولوا قوما غضب الله عليهم".
اینجا گفت کسانی که مودت با محاده کنندگان ندارند.
خود به خود یه گروهی موندن بیرون.
یه کسی ممکنه باشه که در ولایت قوم غضب الله علیهم نرفته.
این گوش به فرمان دشمنان خدا نیست.
اما مودت با اونها رو هم کنار نذاشته.
مودت با اونها رو هم داره.
یعنی رابطهی دوستانه با این گروهی که سرسپردهی دشمنان خدا هستند داره.
این گروه قابل تصور هست یا نه؟
خیلی خب.
اصلاً ج-- بله؟
کم هم نیستن.
کم هم نیستن.
خیلی خب.
پس یه گروه سومی هست.
حالا به این سؤال جواب بدیم.
وقتی این گروه سومها تو جامعه همیشه هستن چرا پس خدا دو گروهی حرف میزنه همه جا؟
بیشتر جاهای قرآن میگه این، این، این، این.
خدا دو طرف این طیف رو مشخص میکنه تا اینایی که وایسادن این وسط بلا تکلیف تصمیم خودشون رو بگیرن.
خب چیکار میخوای بکنی؟
تو چیکار میخوای بکنی؟
الان ببین دو تا خطه.
یه خط اینه که شیطان بالاش وایساده.
قوم غضب الله علیهم بعدش وایساده و مهاده کنندگان هم تو رتبه بعدیش وایسادن.
یه خط هم اینه که خدا در راسشه بعدم حزب اللهن.
حزب الله نه فقط با قوم غضب الله علیهم مشکل دارن، با شیطان و با قوم غضب الله علیهم مشکل دارن که حتی با این مهاده کنندگانم مشکل دارن، مودت اونا رو هم ندارن.
اینا حزب اللهن که کارشون درسته.
تو وایسادی اینجا نه به اون ور، نه به این ور.
چیکار میخوای بکنی؟
تو این دنیا یک قانونی هست.
اون قانون ردخور نداره.
اون قانونو تو تدبر سطح یک خوندید [سرفه].
والتین والزیتون و طور سینین وهذا البلد الامین لقد خلقنا الانسان في احسن تقیم ثم رددناه اسفل سافلین الا الذين آمنوا وعملوا الصالحات لهم اجر غیر ممنون.
اگر تو همین نقطهای که خدا دو طرف رو مشخص کرد و تو شنیدی، اگر ایمان آوردی و این عمل صالحی که پیشنهاد خدا بود یعنی چی؟
ترک مودت من هاد الله ورسوله.
اینو پذیرفتی از قاعده سقوط نجات پیدا میکنی.
از قاعده رددناه اسفل سافلین نجات پیدا میکنی میری به سمت اجر غیر ممنون.
اما اینجا این رو شنیدی، فهمیدی، اعتنا نکردی.
رددناه اسفل سافلین.
الا ولابد فردا تو مرحله بعدی زندگیت تو خودت مهاده کنندهای.
یعنی جایی که فهمیدی که دوستی با مهاده کننده جرم است، چه رسد به ولایت قوم غضب الله علیهم و پافشاری کردی بر دوستی با مهاده کننده یعنی عملاً دیگه از این به بعد ما تو رو چی حساب میکنیم؟
مهاده کننده دیگه.
پس تو چون الراضی بفعل قوم کداخل فيهم.
تو وقتی راضی شدی به مهادهی او، تو هم مثل اونی دیگه.
ولو تو نرفتی زنگ بزنی به دشمن خدا بپرسی من باید چیکار کنم.
یکی دیگه زنگ زده تو از اون میپرسی، فرقش چیه؟
تو هم همونی.
بله تا الان میتونستی بگی نمیدونم، نمیدونستم.
من فکر میکردم همین که سرسپردهی دشمنان خدا نیستم بسه.
دیگه لازم نیست با داداشم، با بابام که مثلاً سرسپرد هستند زاویه بگیرم یا با فلان حاج آقایی که خیلی هم قشنگ قرآن میخونه مثلاً زاویه بگیرم.
نمیدونستم.
خب حالا فهمیدی.
بله فهمیدم.
تاییید-- تصمیم بگیر.
تصمیم نگرفتی سقوط میکنی.
بعد خدا فرمود فما کذبک بعد الرؤی.
پیغمبر کی میخواد بعد از این حرفی که ما زدیم تو رو تکذیب بکنه؟
اليس الله بحکم الحاکمین.
آیا خیال میکنه کسی-- اصلاً توی این عالم گزینهی ایستادن حالت وسط، حد وسط، یه جایی وایسادم نه اون ور میرم نه این ور داریم؟
نداریم.
تو این عالم ایستادن با سقوط کردن برابر است.
والعصر ان الانسان لفي خسر.
چرا؟
چون زمان میره، تو وایسادی، زمان میره.
وقتی تو ایستادی و زمان میره، تو عقب میمونی.
نمیشه ایستاد.
باید بری به سمت حق.
نرفتی جا میمونی و در جبههی باطل قرار میگیری.
تا تو به خودت بیای بفهمی که آقا من کجا وایسادم، وقت گذشته.
تا طرف بیاد تصمیم بگیره خب آقا من که مهاده کننده نیستم.
من که نمیخوام سید الشهدا رو بکشم.
خیلی خب باشه.
من نمیخوام بکشم.
نمیخوام بکشم.
یهو دیدن کشتن آوردن.
حالا بزن تو سرت.
[مکث] با چه فایده؟
پس سبک قرآن اینه.
یعنی قرآن این قشر خاکستری رو داره دعوت میکنه عملاً.
میگه ببین دو، دو سمته دیگه.
قانونها رو هم که گفتیم تو سوره عصر گفتیم، تو سوره تین گفتیم وایسادن که نداریم.
تا حالا نمیدونستی خب حالا دونستی.
الان دیگه تعیین تکلیف کن.
حزب اللهی یا حزب شیطان؟
نه من نه حزب اللهام، نه حزب شیطان.
به همین خیال باش.
اونی که میگه من نه حزب اللهام، همین که گفتی نه حزب اللهام میشی حزب شیطان.
تا الان که خدا ترسیم نکرده بود میگفتی من نمیدونم، خبر ندارم.
حالا که خبر داری خدا اون وریه.
طرف خدا نری کجایی؟
طرف شیطانی دیگه.
اینجا دیگه جای سومی برای ایستادن نیست که.
این سبک تربیتی قرآنه.
بله.
من میخوام بگم رو این مسئله حکم مطلق ندید.
اینکه نشست و برخاست کردن حتی خانوادگی با کسانی که مهاده کننده هستن لزوماً مصداق مودتی هست که منهی عنه، رو این مطلق صحبت نکنیم.
چون واقعاً میتونه با ریزهکاریهایی حکم عوض بشه.
خب؟
اولاً اینکه ثابت بشه طرف مهاده کننده هست.
بله مهاده کننده باشه باید جانب احتیاط رو بگیری حتی نشست و برخاست نکنی.
اما به شرطی که ثابت بشه.
فرق میکنه بین مهاده کننده و اونی که مونده تو قشر خاکستری نمیدونه چیکار باید بکنه.
فریب خورده.
امروز میخوام بهتون بگم تو پرانتز، امروز اونچه که ما تو جامعه خودمون بیشتر باهاش رو به رویم [مکث] کسانی هستند که به خاطر یک سری خیانتها، عملکردهای بد، تبعیضها، وعدههای عمل نشده و فسادهای تکرار شده زده شدن.
بین اونی که زده شده، دیده که آی حرفهایی گفته شد و پاش ایستاده نشد.
یه کسایی که باید دنبال عدالت میبودن خودشون غلتیدن به دام فساد.
بین اونی که زده شده با اونی که مبنااً با حدود الله مشکل داره باید فرق بذاری.
این اولاً.
اگه بله ثابت شد طرف با حدود الله مشکل داره منم تکلیفم روشنه با او، قطع مودته.
حالا مودت قطع ممکنه در مواردی، بیشتر موارد حتی قطع روابط باشه.
ممکنه یه وقتی روابط هست مودت نیست.
یعنی رابطه مؤثر، مودت رابطه دوستانه مؤثره، رابطه دوستانه مؤثر نیست.
خیلی خب، حکم روح حکم معلومه.
فقه تکلیف ما رو مشخص میکنه.
امروز تو جامعه ما، ما نیازمند این هستیم که من در جلسه قبل هم اشاره کردم، که اولاً مبانی را درست جا بندازیم و زمانم میخواد.
ببین الان شما چند ساعته که پای درس قرآن نشستید تا امروز سوره مجادله رو بتونید گوش بدید، بفهمید و بپذیرید.
[مکث] حالا شماها کیا هستید؟
کسانی که قشر فرهنگی، فرهیخته، کار کرده قبل از اینجا قرآنی بودید در یه حدی حوزوی بودید، قرآنی بودید، منوس با کتاب الله بودید.
چقدر امروز فاصله است الان شما بخواهید همین حرفا رو، همین حرفا رو، همین آیات قرآن رو با ترجمه حتی نه به بیان من، بخواهید درست ترجمه کنید واقعاً درست، اونجوری که هست.
چقدر واقعاً امروز تو جامعه فهمیده شده حتی، عملش بماند.
ما اینجاها خلأ داریم.
باید در یک نگاه اول ببینیم کجاها به لحاظ تبلیغ، امر به معروف و نهی از منکر مهمترین مصداق امر به معروف و نهی از منکر امروز تعلیم قرآنه.
تلاش برای تعلیم قرآن، زمینهسازی برای تعلیم قرآن.
لاقل برسیم به جایی که بگیم از ده نفر، یه نفر تو جامعهمون تدبری هست، یه نفر.
من دو ساله دارم این حرفو جاهای مختلف میزنم.
میگم میدونین ده نفر یه نفر یعنی تو ایران هشتاد میلیون نفری، هشت میلیون نفر.
هشت میلیون نفر یعنی اگر شما بخوای سالی دویست هزار نفر آموزش بدی چند سال طول میکشه؟
چند سال؟
تقسیم بر دویست هزار بکن هشت میلیون و سری.
چهل سال نه بیشتر فکر کنم حتی.
چهل سال بله چهل سال طول میکشه هنوز شما برسی به یک جامعهای که ده درصدش تدبر بلده.
تازه با سالی دویست هزار نفر.
الان سالی چقدر ما آموزش میدیم؟
ده هزار نفر.
با دویست هزار نفر چقدر فاصله داره؟
بیست برابر.
چهل رو ضربدر بیست کن.
هشتصد سال.
با این دست برمون هشتصد سال بعد.
با این دست برمون.
یعنی شما یه مقدار باید محاسبه کنی.
ببین ما تو یه جامعهای زندگی میکنیم فقط ایران ما که یه کشوره با یه حاکمیت، هشتاد میلیون آدم داره.
یا هشتاد میلیون آدم نمیگیم همه هشتاد میلیون، یک دهمشون بفهمن چه خبره، پای چه حکومتی، چه آرمانی، چه چشماندازی ایستادن.
ما اینجاها الان عقبیم.
دیدی چطور شد؟
خیلی حرفا، حرفای حقیان ولی ما تا برسیم بهش هنوز چی داریم؟
فاصله داریم.
این فاصله رو با تعلیم باید پر کنیم.
روزی که این تعلیمها به بلوغ خودش برسد، بله خطکشیها به همین اتفاق میفته.
ولی الان میخوای مثلاً از یکی به عنوان محاده کننده فاصله بگیری، میری میبینی بنده خدا الفبای قرآن به گوشش نرسیده.
اصلاً نمیدونه این کاری که داره میکنه اسمش محاده هست یا نیست.
این چه کاریه؟
این درسته؟
غلطه؟
نمیدونه ریشهش از کجاست.
یه دردی دیده، یه جور دیگه داره انعکاس میده.
متوجه نیست.
اینجا شما وظیفه تبیین داری.
پیامبر گرامی اسلام اول کاری که کرده تبلیغ و تبیینه، بلاغه، رسوندنه.
یه بلاغی، یک تبیینی تو جامعه بشود.
وقتی تبیین شد، حالیمون شد، متوجه شدیم کمکم میبینیم اوه!
خیلیها به خاطر اون فطرت پاکشون خودشون راهشونو اصلاح میکنن، اصلاً روششونو اصلاح میکنن، منطقشونو اصلاح میکنن.
بعد اون وقت خطکشیها به راحتی اتفاق میفته.
تا قبل از اون تبیین و بلاغ یه مقدار احتیاج داریم به اینکه خلاصه با-- میگن محتاط حرکت کنیم، با حواس جمع حرکت کنیم، تر و خشکو با هم نسوزونیم.
محاده کننده و اشتباه کرده و فریب خورده را به یک چوب نرانیم و البته محکم هم باشیم.
یعنی قر-قراره نیست ما از مبانی حزب اللهی بودن عدولی یا مثلاً کوتاهی، نه ما نمیخوایم اینجاها کوتاهی کنیم یا به تسامح و تساهل بذاریم.
میخوایم با حکمت و درایت این راه رو بریم.
خیلی خب.
بله.
فرق نمیکنه مصداق محاده است.
اگر کسی عالم به اینکه حدود الهی یه چیزه ولی خودشو از خدا صالحتر میدونه برای حدود بهتر تعریف کردن، دقیقتر تعریف کردن، غلیظتر تعریف کردن، فرق نمیکنه.
مصداق محاده است.
هر اقدامی که از روی آگاهی برای تغییر دادن حدود الهی و قوانین الهی صورت بگیره مصداق محاده است.
حالا ریز داره، درشت داره، مهم داره، کم اهمیت داره بالاخره ولی محادست.
و اونچه که سوره مجادله دنبالشه مقابله با جریان محادست.
هر جریانی تو جامعه که بخواد به چالش بکشه اجرای حدود الهی را محادست و باید سرکوب بشه.
منتها سرکوبش چجوریه؟
یک مقابله با ابزارشون نجوا.
این الان در این سوره هیچ جا خدا نگفت شمشیر بکشید، بکشید بحثا نیست.
اولا تو نجواهای اینا شرکت نکنید.
خودتون کمک بکنید نظارت وجود داشته باشه بر مجالس.
به پیغمبر کمک کنید بتونه صحنه رو مدیریت کنه.
دوما جریان رو بشناسید منزوی کنید.
ببین این اصولشه دیگه.
اینکه من به اون خواهرمون عرض کردم کلمه کافر حربی رو اینجا نیار چون کافر حربی حکمش چیز دیگه است.
ما نمیتونیم با این کلمات به سادگی کنار هم قرارشون بدیم.
اون یه روش داره، این یه روش داره.
برخورد با هر کدوم ضوابط خود.
حالا سوره مبارکه مجادله یک surه ایه که داره این مقابله رو به شکل نرمافزاری تعریف میکنه.
یعنی شما باید به فرهنگی برسید که اولا ابزار محاده کنندگان اثر نکند.
ثانیا بگید.
ثانیا جریان محاده کنندگان منزوی شود.
امکان بسط و گسترش و تبلیغ و تسدی کرسیها و غیره را بگید نداشته باشد.
دیگه کار دست اونا نیفته.
مدیران، رؤسا، نمایندگان، وزرا اینا نباشن.
حالا این توی خونه خودش هست، اصلاً سرسپرده دشمنان خداست.
باشه من چیکارش کنم؟
داره میخواد بره جهنم بره.
اما وقتی من اومدم برای او میدانی ساختم که فکر خود را تبلیغ کند، ترویج کند، پیش ببرد این قصهاش فرق داره.
[پچ، پچ] از مؤمنین هستنها.
باید خیلی با دقت بیشتر- فرق نداره.
عرض کردم اصلاً تو این قصه مؤمن بودن به این نیست که چهار تا کار ایمانی من انجام میدم، نماز میخونم، روزه میگیرم.
این فقط نیست که.
از اصل اول تو مؤمن بودن تسلیم بودن قوانین خداست.
خدا قانون گذاشته چشم تمام.
بحث نداریم.
ببین شما مسلمان نشدی عیبی نداره.
وایسا بیرون بگو آقا من هنوز مسلمان نشدم.
میخوام من غار کنید مسلمان بشوم.
خیلی خب.
اونی که مسلمان نشده یه حکمی داره دیگه.
دین رو بهش عرضه میکنند یا میپذیره یا نمیپذیره.
اگر نپذیرفت مادامی که در مقابل اسلام شمشیر نکشیده یا فتنه ایجاد نکرده، خونش در امانه، زندگیشو میکنه.
میخواد بره جهنم تنهایی.
برو جهنم آقا جون التماس دعا.
خدانگهدار.
خوش آمدی.
برو.
اما یه کسی اومد این طرفت میگه آقا من مسلمان.
خب تو مسلمان یعنی چی؟
یعنی تسلیم.
حالا من به عنوان مسلمان به حدود خدا مشکل دارم.
غلط کردی مشکل داری.
بیجا کردی مشکل داری.
مگه میشه کسی بگه من مسلمانم حدود خدا رو قبول ندارم.
خدا گفته برای خودش گفته، خدا گفته برای قدیم گفته، خدا گفته برای اون ور گفته، برای این ور گفته.
هر روز یه توجیهی درست کن یه حدودی رو تعطیل کن.
خب چی میمونه از اسلام؟
یه اسلام من درآوردی درست میکنی اجرا میکنی.
اسم اسلام خراب میشه.
رسم اسلام هم پیاده نمیشه.
اینو خدا اجازه نمیده.
میگه ببین اینو باید سر جای خودش نشوند.
این چیکار میکنه؟
این با نجوا کار میکنه.
اول مقابله با نجوای اینا به این شکل.
یک، دو، سه.
دوم هم منزویشون کنید.
منزویشون کنید.
تو پرانتز یواشکی میگم آروم.
ماها ملتی هستیم.
انقلابی کردیم به نام اسلام، برای اسلام، برای اینکه اسلام پیاده بشه.
تو یه قرنی که بویی از اسلام در جهان نمونده بود، اثری از اسلام نمونده بود و باید اسلام اونطوری که بود چی میشد؟
پیاده میشد.
در هر مقطع کوچکی یا بلندی از زمانی که بر ما گذشت، در این چهار دهه گذشته، هی به خاطر موفقیتهای مقطعی جریان محاده عقب نشینی کردیم، عقب نشینی کردیم، عقب نشینی کردیم، عقب نشینی کردیم.
مثل اون طرفی که یه شیری میخواست بکشه با نمیدونم روی بازوش بزنه که مثلاً من خیلی قویام از این شیرهای خالکوبی اینا.
اومد اینجا رو بزنه درد داره گفت این کجاشه؟
گفت این دمشه.
گفت دم نذار براش.
یکی دیگه زد این کجاشه؟
گفت این پاشه.
گفت پا نذار براش.
[خنده] هر جایی شیر خواست بکشه یه دردی داشت گفت اینو نذار اینو نمیخواد، اینو نمیخواد فقط کله داشته باشه.
آخرش کله هم گفت نمیخوام.
چند تا فقط سوزن خالکوبی شده موند اینجا.
بابا اسلام رو میخوای پیاده کنی خواهی نخواهی درد داره.
خواهی نخواهی جریان محاده چی میشه؟
درست میشه.
خب تو باید جریان محاده رو خنثی کنی.
من الان جلو شما بگم باور کنید جلوی شما بگم مطمئنم تو همین جا هم بعضیا تو دلشون حکم میکنند به افراط.
[مکث] تو همین جا.
نمیتونن بپذیرن که این افراط نیست.
آقا همین ق-- همین قرآن رو شما بیار وسط، همین قرآن رو.
از سارق و سارقه فاقد ایدی هما کو؟
اجرا کن.
کو؟
طرف مفسد اقتصادی مسلمه یعنی دیگه رد خور نداره که مفسد، مفسد اقتصادیه.
نمک گندیده است.
یعنی جایی که نمک به گندد اون.
چهار تا مثلا اومدیم از خودمون درست کردیم یا هرچی.
خب تو برو زندان.
کجا هتل اوین؟
بابا بیارش بذارش وسط آزادی بزن چهارتا انگشتش رو بده.
هیچ کار دیگه نمیخواد بکنی.
اجرا کن.
اجرا نمیکنی.
چهار دهه از انقلاب گذشته این همه خیانت در سطوح بالا به چشم خورده.
یه نفر رو دیدی شما به عنوان مفسد فی الارض از این بالاییها اعدامش کنن؟
بابا بیار اعدام کن.
نمیتونن.
چرا؟
میدونید وقتی میخواد همون حدود الله رو اجرا کنه چی میشه؟
میدونید چی میشه؟
اونقدر کار شده زیر پوست این جامعه که وقتی همون حدود الله را میخواد پیاده کنه، همین جامعه دو دسته میشه.
همین جامعه میشه شقاق و دعوا و بزن بزن و این با اون مشکل پیدا میکنه و نمیشه.
یعنی جامعه پذیرش اجرای حد خدا را نداره.
[مکث] تو مسائل اخلاقی، تو مسائل اقتصادی، تو مسائل اجتماعی، تو مسائل سیاسی [مکث] این پذیرش وقتی نبود، اون حاکمیت هم قدرت اعمال ندارد.
چه میشه؟
یکی از حدود الله فعلاً موقتاً چی میشه؟
تعطیل.
خب یه دونه، یه دونه حتی ببینید سر قصاص نتونستن قصاص را-- یه راهپیمایی کردن اول انقلاب قصاص نه.
حضرت آزادی راهپیمایی کردن دیگه آقا قصاص نمیخوایم.
قصاص حکم قدیمیه ما نمیخوایم.
امام هم در مقابلشون ایستاد.
نتونستن حکم قصاص رو علناً بگید جمع کنن.
اما دونه دونهشم راضیان.
هر یه نفر رو که میخوان اعدام بکنن کم...
کمپین درست میشه.
هر یه نفر رو.
بابا این آدم قاتله، قاتل مسلمه.
[مکث] کی تشخیص میده ما باید اعدام بکنیم یا نه؟
هیچی.
اون جریانسازان ماده، اونایی که هرکیو که بخوان اعدام بشه، فضا رو طوری درست میکنن که باید اعدام بشه.
هرکیو که نخوان اعدام بشه، فضا رو طوری درست میکنن که نباید اعدام بشه.
خب یکی یکی، یکی یکی، یکی یکی تا روزی که شما رو متقاعد کنن بابا قصاصو دیگه بهتره چیکار کنیم؟
مثلا جمعش کنیم.
خب [مکث]توی جامعهمون اجرای حدود زنا تعطیل، اجرای حدود لواط تعطیل، اجرای حدود سرقت تعطیل، فردا اجرای حدود قتل تعطیل، فساد اقتصادی تعطیل، فساد سیاسی تعطیل.
[مکث] در تعامل با اون ور آقا این قوانین قرآنه، فعلاً نمیشه، این طرف نمیشه.
خب بعد چی میمونه از این شیر؟
[مکث] خب چی میمونه جز چند تا سوزن پراکنده؟
[مکث] پس شما ببین باید چه بشود.
حالا من که میگم ما تا رسیدن به اونجا مرحله تبلیغ و تبیین را داریم برای چی؟
وقتی حضرت موسی علیه السلام رهبر الهی مردم را از نیل عبور داد، ببینید تا قبل از اینکه مردم را از دریا، نیل نه، از دریا عبور بدهد، تا قبل از اینکه مردم را از دریا عبور بدهد، هنوز بر حضرت موسی تورات نازل شده بود یا نه؟
نشده بود.
عبور دادن مردم از دریا تورات نمیخواهد.
نجات دادن مردم از فرعون تورات نمیخواهد.
مردمی که گردههاشون از تازیانه فرعون زخمیه، یک رهبر الهی کافیه که اینا رو از اون فرعون چیکار کنه؟
بگید.
اما به محض اینکه مردم از دریا رد کرد، گفت حالا بشینید برم چی بیارم؟
تورات.
دیگه الان ما میخوایم بسازیم.
ساختن با چیه؟
کتاب میخواد.
بشینید برم کتاب بیارم.
این مردم اون ور دریا هنوز تازه از دریا عبور کرده بلا تکلیف کلی زن و بچه.
بشینید موسی رفت کتاب بیاره.
[مکث] سی روز رفت کتاب بیاره.
خدا گفت ده روزم وایسا کارت دارم.
ده روز اضافه کرد.
تو همین ده روز [مکث] چیکار کردن؟
گوساله ساختن.
عربیشو بگو.
عجل.
عجل.
اتخذ العجل.
اتخذ العجل یعنی چی؟
دیگه در تمام تاریخ بنی اسرائیل عجل شد در مقابل کتاب.
عجل یعنی چی؟
عجل یعنی نجات پیدا کردیم از فرعون.
حالا میخوایم به اون رفاه م...
رفاه موعود، [مکث] رفاه موعود، رفاه موعود چیه؟
جامعهای پر از عدالت، پر از عدالت، انسانیت، رفاه نسبی برای همه، اختلاف طبقاتی حداقلی، رفاه موعود.
حالا میخوایم به اون رفاه موعود برسیم.
موسی دیر کرد.
بیایید خودمون بگید دست به کار بشین.
چرا گوساله انتخاب شد؟
گوساله نماد ثروت بود.
از زمان یوسف علیه السلام.
گوساله نماد رفاه بود.
ما خدایی را میخواهیم که آرمش گوساله است.
علامتش گوساله است.
یعنی ثروت، یعنی رفاه، یعنی امنیت، یعنی آسایش.
ما این خدا را میخواهیم.
چجوری میخواهیم؟
با کتاب؟
نه، با کتاب نمیخواهیم.
کتاب خیلی سخته.
[مکث] هر جا دیگه موسی کتابو پیش کشید، اینا عجل رو پیش کشیدن.
آیه رو براتون میخونم.
[مکث] اون وقتی که کوه را، تور را بالای سر شما بلند کردیم و گفتیم خود ما آتیناکم قوة و- و اسم- واذكر ما فيه، سوره مبارکه بقره سبئنا وعصينا وعشبوا- في قلوبهم العجب.
في قلوبهم العجب.
هر وقت دیگه موسی بهشون گفت کتاب، خدا گفت اینا دنبال یه راه زودبازدهاند.
[مکث] گرفتی چطور شد؟
ما انقلاب کردیم، کتاب میخوایم.
[مکث] کتابو نمیاریم.
چرا؟
چون عجله داریم.
[مکث] چون عجله داریم.
میخوایم زودتر از اونی که کتاب میخواهد تمدن الهی را برپا کند، ما چکار کنیم خودمون؟
خودمون با روش خودمون به اون تمدن الهی-- تمدن، به اون چشمانداز موعوده بگید برسیم.
یه سؤال ساده میپرسم.
میرسیم؟
نه.
هرگز.
هرگز نمیرسیم.
تا برنگردیم به کتاب نمیرسیم.
خیالتون راحت کنم.
خیال همه اونایی که نشستن امام زمان علیهالسلام بیاد درست کنه کارا رو راحت کنم.
تا به کتاب برنگردید، نمیاد.
اگه بنا بود بیاد باباهاش این کار رو انجام داده بودن.
باباهای اون بزرگوار ائمه هداه علیهمالسلام.
اگه بنا بود اینجوری بیاد اصلاً نمیرفت [مکث] که بخواد برگرده.
رفت چون ما نیستیم با کتاب.
کتاب نمیخوایم.
[مکث] بدون کتاب نمیشه.
باید بفهمی، ایمان بیاری، پاش بیستی.
تنها راه چشمانداز موعود انبیا همینه ولا غیر.
نمیدونم درصد اون قدری که کفایت کنه، اون قدری که امام زمان علیهالسلام بگه خوب میشه.
[مکث] حالا میشه، اون جبهه وجود داره، اون جریان وجود داره، اون جریانی که وایسن پای این آرمان و بدانن چه خبره.
فقط شعار نباشه.
با شعار خالی.
آقا من نمیدونم حدود چیه، محاده چیه، کتاب چیه، نمیدونم حکومت چیه.
خب چجوری بابا؟
لااقل یه خورده یه سه، سه جزء قرآن رو بلد باش.
خدا میگه تو قرآن آقا معشار ما أنزل الله رو بلد نیستن.
یک دهم کتاب خدا رو بلد نیستن ادعا میکنن.
[مکث] آقا ادعای چی میکنید؟
[مکث] اسلام.
اسلام دین علمه، دین کتابه.
بخون، بفهم، بدان.
[مکث] این همه کشمکشهای شعاری رو جمع کنیم برگردیم سر خود کتاب، به اصل کتاب ببینیم چکار باید بکنیم.
[مکث] اینجا ما خلع داریم.
اینجاست که عرض میکنیم، عرض کردیم، عرض میکنیم.
همت کنید به فهمیدن کتاب خدا همت کنید.
به تلاش برای فهمیده شدن کتاب خدا همت کنید.
یک نفر بیشتر کتاب خدا رو یاد بگیره روش حساب کنید.
گاهی همون یک نفر فاصله ما تا ظهوره.
بدانید این رو.
چطور در انتخابات میگیم یک رای گاهی سرنوشت رو تعیین میکنه.
تو نمیتونی بگی من یه دونه رایام.
همین یک رایها جمع میشه.
گاهی همون یک نفررر فاصله ما تا ظهوره.
فرزندش، خانوادهش، خودش.
جدی بگیرید.
قیام لله، قیام فی سبیل الله.
امروز یکی از مهمترین مصادیقش تلاش برای خوندن، فهمیدن، تدبر کردن در کتاب و توسعه این فرهنگه.
این فرهنگ توسعه پیدا کنه دوزاریهامون میفته، میفهمیم چرا انقلاب کردیم، میفهمیم چجوری باید پای انقلاب بایستیم، چجوری انقلاب رو میتونیم به اهدافش نزدیک کنیم، چطوری میتونیم برای ظهور مقدمهسازی کنیم و از این اوضاع سردرگم کنونی که هرکس یه حرفی بزند و به یک سمتی بکشد نجات پیدا کنیم.
خدایا ما را بر این معنا موفق بدار.
بدار.
این غیبت درداور امامان علیهمالسلام رو در [مکث] دوران کنونی حیات بشر خدایا به پایان برسون.
بدار.
مقدمات ظهور منجی عالم بشریت حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف رو فراهم بفرما.
بدار.
بفرمایید برای نماز در خدمتتون هستیم.